شعر میلاد سیدالکریم

ای بلندای عشق قامت تو

ای سلام خدا به ساحت تو

خاک بوس سیادت تو زمین

جایگاهت ولی به عرش برین

آسمانی ترین مسافر  خاک

قدرو شان تو کی شود ادراک

ای ذراری حضرت زهرا

بنده با ارادت زهرا

افتخارت همین بس ای والا

باشی از نسل سیدالنجبا

بسکه بودی تو فاطمه سیرت

مصطفایی منش علی صولت

در سماوات چون ستاره شدی

تو اباالقاسمی دوباره شدی

نور توحید در نگاهت بود

تربت عشق سجده گاهت بود

ذکر تحلیل با تکان لبت

چشمه نور در نماز شبت

ای هدایت گر هدایت ها

راوی صادق روایت ها

بسکه در عشق مستدامی تو

دست بوس چهارامامی تو

تالبت عرضه ای ز دین کرده

معرفت پیش تو کم آورده

اعتقادت زبسکه بنیادیست

صله اش لطف حضرت هادیست

بهر تحصین تان بگفت آقا

انت انت ولینا حقا

تو غرور اصالتی منی

حسن محضی حسین در حسنی

آبرودار خاک مایی تو

صاحب ملک خون بهایی تو

توصفابخش دین و آیینی

عزت سرزمین باکینی

ملک ری از تو آبرو دارد

پای توهست خویش بگذارد

چه بگویم زقدر والایت

چه بگویم ز شان عظمایت

وصفت این بس ز بس عظیمی تو

حضرت سیدالکریمی تو

شاهزاده گدای خود دریاب

رهگذر خاک پای خود دریاب

پیرمرد عصا به دست حجاز

یک نظر سوی خاکیان انداز

قبله خاک ماشده حرمت

چشم امید ماست برکرمت

هردمی از زمانه دلگیرم

راه صحن تو پیش می گیرم

ای قرار دل هوائی من

مرهم زخم کربلایی من

ای به دلداگان تو نور عین

ای نگار همیشه شکل حسین

کوی تو رنگی از خدا دارد

خاک تو بوی کربلا دارد

ای فرستاده رسول الله

قاسم نعمتی

***********

پر کرده ای وجود مرا از قدیم تو

ما رعیتیم و شاه عبدالعظیم تو

آقا! تمام شهر گدا و کریم تو

یا سیدالکریم! ببین آمدیم، تو-

این دست های خالی ما را رها مکن

از خود حساب سفره ما را جدا مکن

شب های جمعه در حرم تو گدا شدیم

غرق دعا و ناله یا ربّنا شدیم

با سوز واژه های کمیل آشنا شدیم

از شهر ری مسافر کرب و بلا شدیم

آیینه دار کرب و بلا! می کشی مرا

مثل حسین خون خدا می کشی مرا

وقتی که من به کار تماشای گنبدم

انگار پشت پنجره فولاد مشهدم

حالا هر آن چه هستم اگر خوب یا بدم

آقا! من آمدم که بگویم: من آمدم

چشم تو کیمیاست مرا هم نگاه کن

دست مرا بگیر و مرا سر به راه کن

دلداده ایم ما همه دلداده حسن

کاسه به دست سفره افتاده حسن

مستیم در کنار تو از باده حسن

عطر مدینه می دهی ای زاده حسن

ماه خدا که می شود اقرار می کنم

با بوسه بر ضریح تو افطار می کنم

آقا! شده کبوتر دل جلد بام تو

«انت ولیّنا» به تو گفته امام تو

در صحن سینه می شکفد ازدحام تو

«ثبت است بر جریده عالم دوام تو»

با دیدنت ملائکه غرق شعف شدند

افلاکیان برای زیارت به صف شدند

هر شب میان راه تو سائل شویم ما

تا با نگاه لطف تو دعبل شویم ما

دلبر تو باش تا همگی دل شویم ما

از هر چه غیر روی تو غافل شویم ما

باران اشکِ شوق امانم بریده است

این دست ها به جز کرم از تو ندیده است

با بودن تو کهف حصین است شهر ری

با عشق، کوچه کوچه قرین است شهر ری

تهران چو حلقه است و نگین است شهر ری

رازی، ابوالفتوح … همین است شهر ری

در هر زمان که بوده به دل خواهشی مرا

ی اختیار سمت حرم می کشی مرا

حجت الاسلام حسین علاءالدین

*******************

نام گرامیش اگر عبدالعظیم بود

عبد خدای بود و مقامش عظیم بود

گر از کرامتش همه کس فیض می برد

از نسل خاندان امامی کریم بود

عطر حدیث آل رسول از لبش چکی

ددر مکتب فضیلت و تقوا فهیم بود

تنها نبود پیک خوش الحان باغ عشق

پرهیزگار و عابد و زاهد، حکیم بود

آموخت درس بندگی از اهل بیت نور

محبوب پیشگاه خدای علیم بود

غیر از خدا نداشت نیازی به هیچ کس

در عمر خویش صاحب طبعی سلیم بود

لبخند مهربانی و گرمش چو آفتاب

دست نوازشی به سر هر یتیم بود

گل سیرتان عشق به مدحش سروده اند

اخلاق او لطیف تر از هر نسیم بود

پیوسته او به منزل مقصود می رسید

زیرا صراط زندگی اش مستقیم بود

هفتاد و نه بهار ز عمرش گذشت و باز

در سایه امید و ولایت مقیم بود

در گلشن همیشه بهار حریم او

هر گل که دیده ایم به ناز و نعیم بود

هر کس که رو نمود بر این آستانه گفت

این بوستان عشق بهشتی شمیم بود

پروانه بهشت به دستش دهد خدا

هر کس که زائر حرم این کریم بود

عبد حقیر اوست “وفایی” اگر چه باز

دل در جوار حضرت عبدالعظیم بود
سازگار
**
ای دامن مدینه ی ری ، کربلای تو
ای اهل فیض تشنه ی جام ولای تو

ریحانه ی امام حسن ، سیدالکریم
ای اوفتاده جود و کرامت به پای تو

مدح تو را امام زمان تو گفته است
من کیستم که مدح بگویم برای تو

نجل کریم آل محمّد تویی تویی
تنها نه اهل ری همه عالم گدای تو

ماه حسن ، که نور گرفتند اهلبیت
از آفتاب روی محمّد نمای تو

جسم مطّهر تو و آغوش خاک ری
بردار سر که در دل ما هست جای تو

آیات وحی در نفس روح پرورت
علم حدیث درسخن دلربای تو

بر اهل ری نه، بر همه عالم وجود
واجب بود زیارت صحن و سرای تو

بر زائری درود که گردد به دور تو
بر شاعری سلام که گوید ثنای تو

بر اهل ری سلام که همسایه تواند
بر شهر ری درود که شد نینوای تو

در موج فتنه های اجانب خدا گواست
ایران نیازمند بوَد بر دعای تو

نبود عجب که هر شب و روز اولیای حق
آرند سجده بر حرم با صفای تو

بیمار نا امید ز درمان ، به صد امید
رو آورد به جانب دارالشّفای تو

بوی بقیع می وزد از خاک تربتت
ای نجل مجتبی که دو عالم فدای تو

پرواز می کند دل اهل ولا مدام
چون مرغ جان به جانب دارالولای تو

همچون کبوتران حریمت فرشتگان
گردند دور گنبد و گلدسته های تو

با مکتب ائمّه اطهار آشناست
هر کس به هر طریق شود آشنای تو

تو سیّدالکریمی و ما سائل درت
بسته به هم حوائج ما و عطای تو

دردا که از جنایت عباّسیان دون
هر صبح و شام خونِ جگر شد غذای تو

ترک مدینه گفتی و وارد به ری شدی
ری هم گریست بر تو و بر انزوای تو

گرد عزا نشست به رخسار اهل ری
در خاک تیره رفت چو قدّ رسای تو

شوّال شد محرّم و ری گشت کربلا
در روز رحلت تو و بزم عزای تو

پرواز کرد روح شریفت ز تن ولی
دیگر نشد بریده گلو از قفای تو

تشییع گشت پیکر پاکت به احترام
خورشید نی نگشت رخ دلربای تو

پیچیده شد درون کفن جسم اطهرت
دیگر نشد حصیر کفن از برای تو

بر خاک سر نهادی و دیگر کسی نزدچوب جفا به لعل لب جانفزای تو

تا چشم ابر ، باران ریزد به پای گل
“میثم” هماره اشک فشاند به پای تو
سازگار
****************
به دیوار و در این بیت توحید

فروغ عترت و قرآن توان دید

بود این بارگاه روح پرور

حریم یک تن از آل پیمبر

در این جا قبر مولایی کریم است

مزار حضرت عبدالعظیم است

به اولاد حسن، او فخر و زین است

که زوارش “کمن زار الحسین” است

چو این جا شد چراغ عشق روشن

به دل ها این حرم شد پرتو افکن

بود این درگه از ابواب رحمت

در باغی ست از گل زار جنت

که اشک عاشقان، شد جویبارش

نمی گردد خزان، هرگز بهارش

تو ای زائر به تعظیم شعائر

ببوس این درگه پر نور و طاهر

بیا این جا به اشک خود وضو کن

بیا جان خود این جا شستشو کن

بپا خیز و بخوان اذن دخولش

اجازت از خداگیر و رسولش

به اذن حیدر و زهرای اطهر

به اذن یازده معصوم دیگر

قدم چون می نهی داخل از این در

بگو بسم الله و الله اکبر

زند چون حلقه بر این در گدایی

به گوش جان او آید ندایی

که ای سائل دعایت مستجاب است

محب آل عصمت کامیاب است

بخواه از رحمت حق آن چه خواهی

که بی حد است الطاف الهی

“حسان” این جا مطاف مومنین است

درِ گل زار جنت در زمین است
چایچیان
********************
شهر ری با ناله ی عُشّاق مولا آشناست
جای جایش مرکز دارالشّفای اولیاست
در حریم قدسی عبدالکریمم این دلم
زائر ذرّیه ی پاک امام مجتبی ست
هر شب جمعه میان مرقد عبدالعظیم
این دل من میهمان روضه ی خون خداست
تا شنیدم زائران تو (کَمَن زاراَلحُسَین)
مرغ روحم در حریمت غرق در شور و نواست
زائر قبر تو آقا نینوایی می شود
خادم کوی تو مولا، خادم کربُبلاست
اصغر چرمی
***************
خوش بو شده گیسوی نسیم از کرمت
آویخته دست هر کریم از کرمت

آن روز که آبرو به ری بخشیدی
همسایه‌ی کربلا شدیم از کرمت
عمار موحد

*****************
وقتی که یا کریم دل خود رها کنم

در آستان عشق تو خود را فنا کنم

هر گاه می خورم به زمین بعد هر گناه

با لطف دست های تو این دل به پا کنم

وقتی دلم ز شهر هوس سنگ می شود

می آیم و طواف مزار شما کنم

«مَن زارَ» قبر تو «کَمَن زارَ» قبر عشق

پس واجب است مجلس روضه به پا کنم

پیچیده شد درون کفن جسم پاک تو

لازم نشد حصیر برایت سوا کنم

تشییع شد پیکر تو با صد احترام

شکر خدا نشد که به نِی دیده وا کنم
میثم رحمانی

****************

کسی که راه به باغ تو چون نسیم گرفته

صراط را ز همین راه مستقیم گرفته

تو از عشیرۀ عشقی تو از قبیلۀ قبله

که عطر مرقدت جنه النّعیم گرفته

گدای کوی تو امروزه نیستم من و دانی

سرم به خاک درت اُنس از قدیم گرفته

همیشه سفرۀ دل باز کرده ام به حضورت

که فیض باز شدن، غنچه از نسیم گرفته

برین بهشت مجسّم قسم که زائر قبرت

به کف برات نجات خود از جحیم گرفته

همیشه عبد، حقیر است در برابر معبود

به جز تو کی سِمت عبد با عظیم گرفته؟

مَلک غبار زِ قبر تو تا نرُفته نرفته

در این مُقام ، فلک خویش را مقیم گرفته

چگونه چشم کرم زین حرم نداشته باشم

که هر کبوتر تو ذکر یا کریم گرفته

کسی که زائر تو شد، حسین را شده زائر

که رنگ و بو حرمِ تو از آن حریم گرفته

علی انسانی

***************
آن کس که راه پوی حریم کریم شد

از جان غلام حضرت عبدالعظیم شد

دارای حرمت است به چشم جهانیان

آن کس که زائر حرم این کریم شد

باید سلام و عرض ادب کرد با خلوص

بر حضرتش که وارث خلق عظیم شد

وارد هر آن که گشت در این بارگاه قدس

محو صفای این حرم و این حریم شد

بی بهره نیست از کرم ذات کبریا

آن عاشقی که بر سر کویش مقیم شد

بس مرده دل که زنده ز الطاف کردگار

زین بارگاه اطهر و رضوان شمیم شد

دارد به پیش پای دل خود چراغ راه

آن کس که رهسپار ره مستقیم شد

خوی حسین و وجه حسن داشت، زین سبب

مشهور خاص و عام به عبدالعظیم شد

طبعش روان ز چشمه فیاض مهر اوست

“خاتم” اگر که صاحب طبع سلیم شد

محسن خیاطان«خاتم»

 ************

این یا کریم مثل همه یا کریم‌ها

در فکر بام توست به رسم قدیم‌ها

«من زار» خاک ری چو «حسین بکربلا»

زائر شود هر آنکه بر عبدالعظیم‌ها

باید نشست رو به ضریحت سلام داد

تا اینکه جلوه گر شود اینجا کلیم‌ها

اصلاً بعید نیست که آقایمان کنند

وقتی طرف حساب شود با کریم‌ها

این شهر بی‌وجود شما ارزشی نداشت

با این حساب لطف شما از قدیم‌ها

این شهر با وجود شما قبله می‌شود

هر گوشهٔ ضریح شما چون حطیم‌ها

روزی سه بار می‌دهمت السلام و بعد

عاشق شدن به سبک همه یا کریم‌ها

امیرحسین محمودپور

 **************

پر کرده ای وجود مرا از قدیم تو

ما رعیتیم و شاه عبدالعظیم تو

آقا! تمام شهر گدا و کریم تو

یا سیدالکریم! ببین آمدیم، تو-

این دست های خالی ما را رها مکن

از خود حساب سفره ما را جدا مکن

شب های جمعه در حرم تو گدا شدیم

غرق دعا و ناله یا ربّنا شدیم

با سوز واژه های کمیل آشنا شدیم

از شهر ری مسافر کرب و بلا شدیم

آیینه دار کرب و بلا! می کشی مرا

مثل حسین خون خدا می کشی مرا

وقتی که من به کار تماشای گنبدم

انگار پشت پنجره فولاد مشهدم

حالا هر آن چه هستم اگر خوب یا بدم

آقا! من آمدم که بگویم: من آمدم

چشم تو کیمیاست مرا هم نگاه کن

دست مرا بگیر و مرا سر به راه کن

دلداده ایم ما همه دلداده حسن

کاسه به دست سفره افتاده حسن

مستیم در کنار تو از باده حسن

عطر مدینه می دهی ای زاده حسن

ماه خدا که می شود اقرار می کنم

با بوسه بر ضریح تو افطار می کنم

آقا! شده کبوتر دل جلد بام تو

«انت ولیّنا» به تو گفته امام تو

در صحن سینه می شکفد ازدحام تو

«ثبت است بر جریده عالم دوام تو»

با دیدنت ملائکه غرق شعف شدند

افلاکیان برای زیارت به صف شدند

هر شب میان راه تو سائل شویم ما

تا با نگاه لطف تو دعبل شویم ما

دلبر تو باش تا همگی دل شویم ما

از هر چه غیر روی تو غافل شویم ما

باران اشکِ شوق امانم بریده است

این دست ها به جز کرم از تو ندیده است

با بودن تو کهف حصین است شهر ری

با عشق، کوچه کوچه قرین است شهر ری

تهران چو حلقه است و نگین است شهر ری

رازی، ابوالفتوح … همین است شهر ری

در هر زمان که بوده به دل خواهشی مرا

ی اختیار سمت حرم می کشی مرا

حجت الاسلام حسین علاءالدین

******************

نام گرامیش اگر عبدالعظیم بود

عبد خدای بود و مقامش عظیم بود

گر از کرامتش همه کس فیض می برد

از نسل خاندان امامی کریم بود

عطر حدیث آل رسول از لبش چکی

ددر مکتب فضیلت و تقوا فهیم بود

تنها نبود پیک خوش الحان باغ عشق

پرهیزگار و عابد و زاهد، حکیم بود

آموخت درس بندگی از اهل بیت نور

محبوب پیشگاه خدای علیم بود

غیر از خدا نداشت نیازی به هیچ کس

در عمر خویش صاحب طبعی سلیم بود

لبخند مهربانی و گرمش چو آفتاب

دست نوازشی به سر هر یتیم بود

گل سیرتان عشق به مدحش سروده اند

اخلاق او لطیف تر از هر نسیم بود

پیوسته او به منزل مقصود می رسید

زیرا صراط زندگی اش مستقیم بود

هفتاد و نه بهار ز عمرش گذشت و باز

در سایه امید و ولایت مقیم بود

در گلشن همیشه بهار حریم او

هر گل که دیده ایم به ناز و نعیم بود

هر کس که رو نمود بر این آستانه گفت

این بوستان عشق بهشتی شمیم بود

پروانه بهشت به دستش دهد خدا

هر کس که زائر حرم این کریم بود

عبد حقیر اوست “وفایی” اگر چه باز

دل در جوار حضرت عبدالعظیم بود
سازگار

****************
ای دامن مدینه ی ری ، کربلای تو
ای اهل فیض تشنه ی جام ولای تو

ریحانه ی امام حسن ، سیدالکریم
ای اوفتاده جود و کرامت به پای تو

مدح تو را امام زمان تو گفته است
من کیستم که مدح بگویم برای تو

نجل کریم آل محمّد تویی تویی
تنها نه اهل ری همه عالم گدای تو

ماه حسن ، که نور گرفتند اهلبیت
از آفتاب روی محمّد نمای تو

جسم مطّهر تو و آغوش خاک ری
بردار سر که در دل ما هست جای تو

آیات وحی در نفس روح پرورت
علم حدیث درسخن دلربای تو

بر اهل ری نه، بر همه عالم وجود
واجب بود زیارت صحن و سرای تو

بر زائری درود که گردد به دور تو
بر شاعری سلام که گوید ثنای تو

بر اهل ری سلام که همسایه تواند
بر شهر ری درود که شد نینوای تو

در موج فتنه های اجانب خدا گواست
ایران نیازمند بوَد بر دعای تو

نبود عجب که هر شب و روز اولیای حق
آرند سجده بر حرم با صفای تو

بیمار نا امید ز درمان ، به صد امید
رو آورد به جانب دارالشّفای تو

بوی بقیع می وزد از خاک تربتت
ای نجل مجتبی که دو عالم فدای تو

پرواز می کند دل اهل ولا مدام
چون مرغ جان به جانب دارالولای تو

همچون کبوتران حریمت فرشتگان
گردند دور گنبد و گلدسته های تو

با مکتب ائمّه اطهار آشناست
هر کس به هر طریق شود آشنای تو

تو سیّدالکریمی و ما سائل درت
بسته به هم حوائج ما و عطای تو

دردا که از جنایت عباّسیان دون
هر صبح و شام خونِ جگر شد غذای تو

ترک مدینه گفتی و وارد به ری شدی
ری هم گریست بر تو و بر انزوای تو

گرد عزا نشست به رخسار اهل ری
در خاک تیره رفت چو قدّ رسای تو

شوّال شد محرّم و ری گشت کربلا
در روز رحلت تو و بزم عزای تو

پرواز کرد روح شریفت ز تن ولی
دیگر نشد بریده گلو از قفای تو

تشییع گشت پیکر پاکت به احترام
خورشید نی نگشت رخ دلربای تو

پیچیده شد درون کفن جسم اطهرت
دیگر نشد حصیر کفن از برای تو

بر خاک سر نهادی و دیگر کسی نزدچوب جفا به لعل لب جانفزای تو

تا چشم ابر ، باران ریزد به پای گل
“میثم” هماره اشک فشاند به پای تو
سازگار
***
به دیوار و در این بیت توحید

فروغ عترت و قرآن توان دید

بود این بارگاه روح پرور

حریم یک تن از آل پیمبر

در این جا قبر مولایی کریم است

مزار حضرت عبدالعظیم است

به اولاد حسن، او فخر و زین است

که زوارش “کمن زار الحسین” است

چو این جا شد چراغ عشق روشن

به دل ها این حرم شد پرتو افکن

بود این درگه از ابواب رحمت

در باغی ست از گل زار جنت

که اشک عاشقان، شد جویبارش

نمی گردد خزان، هرگز بهارش

تو ای زائر به تعظیم شعائر

ببوس این درگه پر نور و طاهر

بیا این جا به اشک خود وضو کن

بیا جان خود این جا شستشو کن

بپا خیز و بخوان اذن دخولش

اجازت از خداگیر و رسولش

به اذن حیدر و زهرای اطهر

به اذن یازده معصوم دیگر

قدم چون می نهی داخل از این در

بگو بسم الله و الله اکبر

زند چون حلقه بر این در گدایی

به گوش جان او آید ندایی

که ای سائل دعایت مستجاب است

محب آل عصمت کامیاب است

بخواه از رحمت حق آن چه خواهی

که بی حد است الطاف الهی

“حسان” این جا مطاف مومنین است

درِ گل زار جنت در زمین است
چایچیان
***
شهر ری با ناله ی عُشّاق مولا آشناست
جای جایش مرکز دارالشّفای اولیاست
در حریم قدسی عبدالکریمم این دلم
زائر ذرّیه ی پاک امام مجتبی ست
هر شب جمعه میان مرقد عبدالعظیم
این دل من میهمان روضه ی خون خداست
تا شنیدم زائران تو (کَمَن زاراَلحُسَین)
مرغ روحم در حریمت غرق در شور و نواست
زائر قبر تو آقا نینوایی می شود
خادم کوی تو مولا، خادم کربُبلاست
اصغر چرمی
***
خوش بو شده گیسوی نسیم از کرمت
آویخته دست هر کریم از کرمت

آن روز که آبرو به ری بخشیدی
همسایه‌ی کربلا شدیم از کرمت
عمار موحد
**
وقتی که یا کریم دل خود رها کنم

در آستان عشق تو خود را فنا کنم

هر گاه می خورم به زمین بعد هر گناه

با لطف دست های تو این دل به پا کنم

وقتی دلم ز شهر هوس سنگ می شود

می آیم و طواف مزار شما کنم

«مَن زارَ» قبر تو «کَمَن زارَ» قبر عشق

پس واجب است مجلس روضه به پا کنم

پیچیده شد درون کفن جسم پاک تو

لازم نشد حصیر برایت سوا کنم

تشییع شد پیکر تو با صد احترام

شکر خدا نشد که به نِی دیده وا کنم
میثم رحمانی
***

***
کسی که راه به باغ تو چون نسیم گرفته

صراط را ز همین راه مستقیم گرفته

تو از عشیرۀ عشقی تو از قبیلۀ قبله

که عطر مرقدت جنه النّعیم گرفته

گدای کوی تو امروزه نیستم من و دانی

سرم به خاک درت اُنس از قدیم گرفته

همیشه سفرۀ دل باز کرده ام به حضورت

که فیض باز شدن، غنچه از نسیم گرفته

برین بهشت مجسّم قسم که زائر قبرت

به کف برات نجات خود از جحیم گرفته

همیشه عبد، حقیر است در برابر معبود

به جز تو کی سِمت عبد با عظیم گرفته؟

مَلک غبار زِ قبر تو تا نرُفته نرفته

در این مُقام ، فلک خویش را مقیم گرفته

چگونه چشم کرم زین حرم نداشته باشم

که هر کبوتر تو ذکر یا کریم گرفته

کسی که زائر تو شد، حسین را شده زائر

که رنگ و بو حرمِ تو از آن حریم گرفته

علی انسانی

***
آن کس که راه پوی حریم کریم شد

از جان غلام حضرت عبدالعظیم شد

دارای حرمت است به چشم جهانیان

آن کس که زائر حرم این کریم شد

باید سلام و عرض ادب کرد با خلوص

بر حضرتش که وارث خلق عظیم شد

وارد هر آن که گشت در این بارگاه قدس

محو صفای این حرم و این حریم شد

بی بهره نیست از کرم ذات کبریا

آن عاشقی که بر سر کویش مقیم شد

بس مرده دل که زنده ز الطاف کردگار

زین بارگاه اطهر و رضوان شمیم شد

دارد به پیش پای دل خود چراغ راه

آن کس که رهسپار ره مستقیم شد

خوی حسین و وجه حسن داشت، زین سبب

مشهور خاص و عام به عبدالعظیم شد

طبعش روان ز چشمه فیاض مهر اوست

“خاتم” اگر که صاحب طبع سلیم شد

محسن خیاطان«خاتم»
***

***********

ماه آسمان ری
افق فضل و شرف را قمری پیدا شد
یا که در طور ولایت شجری پیدا شد
باز از بحر ولایت گهری پیدا شد
نخل سرسبز ولا را ثمری پیدا شد
درسماوات و زمین جشن عظیم است امشب
عید میلاد کریم ابن کریم است امشب
در ریاض علوی سرو روان این پسر است
نجل مولای کریمان جهان این پسر است
بهترین زاده ابناء جهان این پسر است
فخر دین ، قبله دل ، کعبه جان ، این پسر است
اوست سروی که بود دامن هستی چمنش
صلوات همه بر حُسن حَسن در حَسنش
اهل فضل و شرف و علم زعیمش خوانند
خیل عبّاد همه عبد عظیمش خوانند
صاحبان کرم و جود کریمش خوانند
آیت رحمت رحمان و رحیمش خوانند
اوست ماهی که بر ابناء زمان می تابد
نورش از ری به همه خلق جهان می تابد
قامتش سرو و لبش کوثر و رویش ماه است
زائر مرقد او زائر ثارالله است
حرمش کعبه آمال دل آگاه است
حَسنی حُسنش بر خلق چراغ راه است
خاص و عامند ز هر سوی رهین کرمش
دل صد قافله سر گرم طواف حرمش
نعمت سایه این دسته گل عترت را
بر شما داده خدا این شرف و رفعت را
اهل ری قدر بدانید چنین نعمت را
فیض همسایگی تربت آن حضرت را
بال جبرئیل زده سایه به بام و درتان
این شما ، این حرم زاده پیغمبرتان
یا حجاز است و بُوَد کعبه جاویدانش
جان من ، جان همه خلق جهان قربانش
ری سپهر و حرم اوست مه تابانش
برتر از عرش بُوَد بارگه و ایوانش
دوست دارم که شب و روز ز لطف وکرمش
پر زند مرغ دلم یکسره سوی حرمش
آیه وحی در این خانه کتابت دارد
زیر این قبّه دعا کن که اجابت دارد
زائر او به خدا فیض قرابت دارد
درو دیوار حرم نقش نجابت دارد
ماه صد انجمن اینجاست خدا می داند
آفتاب حسن اینجاست خدا می داند
خاک درگاه تو بر درد دل خسته شفاست
سر به خاک حرمت گر نگذاریم جفاست
ای گل باغ حسن عطر تو بر روح صفاست
کرم و جود تو بر ما به عیان و به خفاست
«ما به این در، نه پی حشمت وجاه آمده ایم»
«از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم»
حُسن پیدای حَسن سرّ نهان حسنی
بلکه جانان همه خلق و تو جان حسنی
تو به باغ دل ما سرو روان حسنی
نخل طاها و گل عطر فشان حسنی
ما به خاک حرمت روی نیاز آوردیم
حاجت خویش به درگاه تو بازآوردیم
عصمت فاطمه و عزّت حیدر داری
تو مقام از سخن مدح فراتر داری
تو عطا و کرم آل پیمبر داری
ز حسین و ز حسن جلوه دیگر داری
جان به قربان تو ای سیّد پاکیزه سرشت
شهرری ازتو بهشت است بهشت است بهشت
به تو و عزّت آباء کرامت سوگند
به خدا و به رسول و به امامت سوگند
به جلال و به کمال و به مقامت سوگند
به نماز و به قعودت ، به قیامت سوگند
تو که سایه به سر خلق دو عالم فکنی
چه شود گر نگهی جانب «میثم» فکنی
غلامرضا سازگار(میثم)
***********
سبزتر از آسمان
می برد دل را نسیم تربتت سوی بهشت
می نشاند چشم هایم را فرا روی بهشت
ای کریم بن کریم ، فرزند بانوی بهشت
خویش را حس می کند در باغ دلجوی بهشت
نیستم یک لحظه حتّی در تکاپوی بهشت
هر که آمد سوی تو گردید رهپوی بهشت
می زند جان و دل من خیمه در کوی بهشت
“یاسر”این آهی که دارم در هیاهوی بهشت
ای شمیم نام تو خوشتر ز گلبوی بهشت
بر ضریحت تا که می افتد نگاه عاشقم
نور تو از آفتاب سبط اکبر مجتباست
تا دلم در آستانت بال و پر وا کرده است
در حریم اطهرت چون یافتم فیض حضور
زائر قبر شریفت زائر کرب و بلاست
هر زمان در بارگاهت می رسانم خویش را
می نشیند سبز تر از آسمان بر روی لب
محمود تاری(یاسر)

***********
نگین ری
با دوستان فاطمه ، لطف عمیم داشت
با آنکه نام و شهرت « عبدالعظیم » داشت
هر کس که پاس بندگی آن حریم داشت
با مهر و عشق و عاطفه عهدی قدیم داشت
عطر بهار وحی و صفای نسیم داشت
یعنی که ره به چشمه فوز عظیم داشت
روحی درآستان ولایت مقیم داشت
دستی پر از کرامت و طبعی کریم داشت
راهی به آستان خدای رحیم داشت
با آنکه جان روشن و قلب سلیم داشت
با اهل بیت رابطه ای مستقیم داشت
چون درک کرده بود ، مقام کلیم داشت
از بوستان فاطمه ، عطر و شمیم داشت
خواندند اهل معرفت او را « نگین ری »
از شهر بند رنج و غم ، آزاد می شود
این یاس گلشن “حسن” ،این عاشق” حسین”
گلواژه حدیث از آ‌ن لعل جان فزا
از محضر سه حجّت معصوم فیض برد
مثل کبوتران حرمخانه « رضــا »
شاگرد پاکباخته مکتب « جــواد »
از پرتو هدایت « هــادی » اهل بیت
ایمان خویش را به امامش ارایه کرد
با خاندان وحی پُل ارتباط بود
طور تجلّی سه امام هُمام را
شب تا به صبح شعر « شفق » را مرور کرد
مرغ سحر که زمزمه « یا کریم » داشت
محمدجواد غفورزاده(شفق)

***********
درسایه ولایت
عبد خدای بود و مقامش عظیم بود
از نسل خاندان امامی کریم بود
در مکتب فضیلت و تقوا فهیم بود
پرهیزگار و عابد و زاهد ، حکیم بود
محبوب پیشگاه خدای علیم بود
در عمرخویش صاحب طبعی سلیم بود
دست نوازشی به سر هر یتیم بود
اخلاق او لطیف تر از هر نسیم بود
زیرا صراط زندگی اش مستقیم بود
درسایه امید و ولایت مقیم بود
هر گل که دیده ایم به ناز و نعیم بود
این بوستان عشق بهشتی شمیم بود
هر کس که زائرحرم این کریم بود
نام گرامیش اگر عبدالعظیم بود
گر از کرامتش همه کس فیض می برد
عطرحدیث آل رسول از لبش چکید
تنها نبود پیک خوش الحان باغ عشق
آموخت درس بندگی از اهلبیت نور
غیر از خدا نداشت نیازی به هیچ کس
لبخند مهربانی و گرمش چو آفتاب
گل سیرتان عشق به مدحش سروده اند اند
پیوسته او به منزل مقصود می رسید
هفتاد و نُه بهار ز عمرش گذشت و باز
در گلشن همیشه بهار حریم او
هر کس که رو نمود بر این آستانه گفت
پروانه بهشت بدستش دهد خدا
عبد حقیر اوست « وفایی» اگر چه باز
دل در جوار حضرت عبدالعظیم بود
سید هاشم وفایی

***********
کعبه خاکیان افلاکی
سر خوش از باده حضور شود
مثل آیینه غرق نور شود
می‌شود در فضا طنین انداز
کرده درهای آسمان را باز
سمتِ این بارگاه نورانی
می‌پرد در فضای روحانی
اقتدا می‌کنم به حضرت او
دلم از گرمی محبّت او
با من « أمّن یُّجیب » می‌خواند
دل من از حبیب می‌خواند
از شمیم حبیب سرشار است
بَسْکه از عطر سیب سرشار است
فطرت پاک او اگر حسنی ست
که تبار عقیق او یمنی ست
که به دور از گناه و ناپاکی ست
کعبه خاکیان اَفلاکی ست
آفتاب ولا سه اختر را
« حمزه» و « طاهر » و « مطهّر » را
حرم با شکوه این وادی
وز عنایات حضرت هادی
شده عمری کبوتر حرمش
وز دل ما جدا مباد غمش
صبح صادق که می‌دمد دل من
از تماشای جلوه زار پگاه
نغمه آسمانی توحید
می‌پرد باز پلک من که : خدا
می‌وزد از مناره عطر اذان
دل من با فرشتگان خدا
به نماز ایستاده مُلک و مَلک
جانم از شوق دوست سرشار است
آسمان و زمین به گاه قنوت
فارغ خویش و فارغ از عالم
بیشتر از همیشه صحن و رواق
حرمش بوی کربلا دارد
رنگ و بوی حسین را دارد
از فروزنده گوهرش پیدا ست
آسمانی شده ست دامن او
مرقد پاک و آسمانی او
در مدارش به گردش آورده ست
قدر او ، حُرمت دگر بخشید
از سه خورشید ، نور می‌گیرد
حجّت هشتم و امام نهم
طایر پر شکسته‌دل من
مهرش از جان ما مبادا دور
محمد علی مجاهدی

***********
کعبه اجلال
تا خطّه ی ری بوی تو آمد به مشامش
سرزد به سما بوی خدا از دَرو بامش
آرند ملایک همگان عرض سلامش
تا مذهب خود عرضه کند نزد امامش
بی مهر شما بوی بهشت است حرامش
ری گشت سپهر و تو شدی ماه تمامش
بردند زمین ها همه حسرت به مقامش
کز کوثر عرفان تو شیرین شده کامش
لطفی که شمارید در این کوی غلامش
هرکس که سلامی دهد از دور به قبرت
در قدر و شرف بنده همانند تو باید
با طاعت کونین اگر بنده در آید
ایران ز تجلّای تو شد کعبه اجلال
تا پیکر پاک تو نهان گشت به خاکش
من رشک به آن تشنه برم ای یم توحید
«میثم»نه ثنا خوان شما بوده از آغاز
گر قبر حسن جدّ تو دور از نظر ماست
ری یثرب و قبر تو بقیع دگر ماست
غلامرضا سازگار(میثم)

***********
همای بلند آشیان دل
آریم رو به سوی تو یا سید الکریم
باشد ز نور روی تو یا سید الکریم
جان پر کشد به کوی تو یا سید الکریم
باشم به گفتگوی تو یا سید الکریم
می‌نوشم از سبوی تو یا سید الکریم
باشد ز آبروی تو یا سید الکریم
باشد ز خُلق و خوی تو یا سید الکریم
نابود باد عدوی تو یا سید الکریم
مائیم و عشق روی تو یا سید الکریم
نور ولا اگر که بتابد به جان ما
هر لحظه ، ای همای بلند آشیان دل
تا در حریم یاد تو لب باز می‌کنم
من باده ولای علی را به صبح و شام
آری اگر که حاجت ما می شود روا
این حُسن خُلق مردم ایران زمین ما
عبدالعظیمی و خَلَف پاک مجتبی
هر شب “فراز “با گل نور نگین ری
آید به جستجوی تو یا سید الکریم
محمد تقی مردانی “فراز”

***********
مقیم کوی صفا
گر به کوی صفا مقیم شوی
زائر سیّد الکریم شوی
گر ز خمخانه اش عبورکنی
مستی از باده ی حضور کنی
دیده را از غبار راه بشوی
خویش را در حریم دوست بجوی
آشنایی نشانه اش اینجاست
عشق دار الزیّاره ی دل هاست
خضر اگر عمر جاودان دارد
سر بر این طرفه آستان دارد
چیست این قبّۀ بلند آیین؟
کیست این روشنای اهل یقین؟
کیست این روح بخش راه کمال؟
آشنای مقام احمد و آل
کیست این پیرو ولایت ناب؟
روح تفسیر آیه های کتاب
عشق از چشم خون فشان پیداست
منزل از گرد کاروان پیداست
معرفت گر به جانت آمیزد
رستگاری به دامنت ریزد
عصر غیبت که دور وانفساست
سایۀ امن ، آستان ولاست
جعفر رسول زاده(آشفته)

***********

چلچراغ معرفت
مرغ طبعم شهپر جان باز کرد
تا سویدای فلک پرواز کرد
تا به قاف قرب یزدان پر کشید
هفت باب عشق را شیرازه کرد
مانده ی دردی کشان را سر کشید
محو روی ماه صاحبخانه شد
دل به عشق یار رویایی سپرد
از کم و بیش جهان بر خاستن
بر وصال عشق حق نائل شدن
رفتن آنجایی که خاطر خواه اوست
تا شدن بیرنگ ، هم رنگ خدا
سر براه عشق داور باختن
جسم قطعه قطعه ، سر از تن جدا
در حریم قرب حق خلوت نشین
در جوار حضرت عبدالعظیم
چلچراغ عشق از او روشن است
در حریم او شریعت پایدار
بنده حق حضرت عبدالعظیم
حلقه ی دین وشریعت را نگین
بود درس مکتب او پابجا
مجتبی را نور چشم چارمین
عالم برجسته علم الکتاب
مردم ری را وجودش افتخار
نجل پاک حضرت حبل المتین
یادگار حضرت ختمی مآب
یاد او آرام بخش جسم و جان
از نبی بر این نبیره آفرین
این سرا را کرده چون عرض نجف
طاهری پاک و شریف و اطهری
داده قرب و منزلت بر این زمین
این حرم باشد هماره محترم
تا به اواَدنای جانان پر کشید
کام از صهبای ایمان تازه کرد
جام از خُمخانه داور کشید
سر خوش و سر مست از پیمانه شد
دست اندر کهکشان عشق برد
عشق یعنی روی جانان خواستن
عشق یعنی یکسره یکدل شدن
عشق یعنی مردن اندر کوی دوست
عشق یعنی خالی از رنگ و ریا
عشق یعنی با بلا ها ساختن
عشق یعنی خون حق در کربلا
عشق یعنی جسم خونین برزمین
عشق اگر جوئی قدم زن چون نسیم
او که عشقش تارو پود دامن است
عِلم دین را عالم و خدمت گذار
او کریم و جدّ و باب او کریم
روح عُلوی در میان ماء و طین
با رضا وهادی ، ابن رضا
هست این صاحب کمال پاک دین
شمع ایوان حریمش آفتاب
مکتب علم الحدیثش پایدار
از شرافت ماهش اندر آستین
برده ارث معرفت از بوتراب
بارگاهش مأ من درماندگان
آستانش خطّه ری را نگین
حمزه موسی بن جعفر کز شرف
خفته بر این خاک طاهر گوهری
او بود نجل امام چارمین
با وجود این ذوات ذوالکرم
“صالحی” از کبر ونخوت دور باش زیر پای زائرانش مور باش
حسن صالحی خمینی

***********

مهر پر فروغ
هر کس شود بخاک ری از معرفت مقیم
باشد پناه مرحمت سیّدالکریم
از بسکه صحن و گنبد او با صفا بود
باشد بسان عرش خدای جهان عظیم
بوی عبیر می وزد از تربتش مدام
گویا که از بهشت برین می رسد نسیم
باشند عرشیان به طواف مزار او
هستند قدسیان همه بر درگهش مقیم
از بس حریم محترمش دلربا بود
آید پی زیارت او با عصا کلیم
عطر فرح فزای مزارش علی الدّوام
باشد چنانچه می رسد از باغ گل ، شمیم
ای مهر پر فروغ جهانتاب عارفان
وی گوهر معانی حق ، باسط النّعیم
گلدسته های صحن تو ای سبز تر زِ عشق
چون گنبدت بعرش زند طعنه مستقیم
“خائف” هرآنکه سر نهد او را به آستان
اجر کثیر می دهدش خالق رحیم
حسین زارعی (خائف)

***********
آفتاب اهل کمال
گشت مرآت ذات بی همتا
چشمش از ذوق دوست شد بینا
ریخت بیرون ز سینه حرص وهوا
غرق آرامش و بری زِ ریا
هم خواصش شدند ره پویا
کرد بیرون ز سنگ خاره گیا
زرد رویی همیشه از تو جدا
مدد و عزّ و حکمت و تقوا
افتخار مدام آل عبا
می کند هر دقیقه کسب ضیا
آن علی سیرت و حسن سیما
هست در قاب سینه اش پیدا
می کشد ، موم از دل خارا
طرب انگیز چون نسیم صبا
سر ز قدرش کشد به عرش عَلا
هست خاکش چوخاک کرب وبلا
بوسه بر خاک سیدالشهدا
سر نپیچید از خط مولا
که چنین شد مقام او والا
کرد روزی بیان بلیغ و رسا
که تو هستی ز دوستان ما را
ثمر بوستان صبر و رضا
مثل یک شام سخت و بی فردا
باد تا روز حشر پا برجا
زود بیند مراد خویش روا
درجنان در برش کند ماوا
هر که شد بهره ور ز جام ولا
قلبش ازشوق دوست شد لبریز
حُبّ غیری نماند در دل او
از درون و برون وجودش شد
هم عوامش شدند رهرو راه
مثل باد بهار شادی بخش
روی بنما به سوی او که شود
یعنی از سیّد الکریم طلب
عبد ربّ عظیم عبدالعظیم
آفتابی که آفتاب از او
درُّ دریای آل پیغمبر
نور ایمان و دانش و عرفان
نام آن سرور از عنایت حق
باد لطفش برای اهل کمال
خاک پاکش که هست قبله جان
آنکه فرمود حضرت هادی
بوسه به درگهش بزن که بُوَد
ذرّه ای در تمام عمر شریف
عمری از رهبری اطاعت کرد
بر امام دهم عقاید خویش
در جوابش امام فرمودند:
شجر باغ حلم و تمکین بود
باد عمر عدوی نسل نبی
دوره ی دوستدار حضرت او
“واشقانی” که هست خاک درش
نیز هر کس که بوسه زد به درش
حسن واشقانی

***********
چشمه ی فیّاض
از جان غلام حضرت عبدالعظیم شد
آنکس که زائر حرمِ این کریم شد
بر حضرتش که وارث خُلقِ عظیم شد
مَحو صفای این حرم و این حریم شد
آن عاشقی که بر سر کویش مقیم شد
زین بارگاه اطهر و رضوان شمیم شد
آنکس که رهسپار ره مستقیم شد
مشهور خاص و عام به عبدالعظیم شد
“خاتم” اگر که صاحب طبع سلیم شد
آنکس که راهپوی حریم کریم شد
دارای حُرمت است به چشم جهانیان
باید سلام و عرض ادب کرد با خلوص
وارد هر آنکه گشت در این بارگاه قُدس
بی بهره نیست از کرم ذات کبریا
بس مرده دل که زنده ز الطاف کردگار
دارد به پیش پای دل خود چراغ راه
خوی‌حسین و وجه‌حسن داشت‌ ،زین‌ سبب
طبعش روان ز چشمه فیّاضِ مهر اوست
محسن خیاطان خاتم

***********

نجل کریم آل محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم)
ای اهل فیض تشنه ی جام ولای تو
ای اوفتاده جود و کرامت به پای تو
من کیستم که مدح بگویم برای تو
تنها نه اهل ری همه عالم گدای تو
از آفتاب روی محمّد(ص) نمای تو
بردار سر که در دل ما هست جای تو
علم حدیث درسخن دلربای تو
واجب بود زیارت صحن و سرای تو
بر شاعری سلام که گوید ثنای تو
بر شهر ری درود که شد نینوای تو
ایران نیازمند بود بر دعای تو
آرند سجده بر حرم با صفای تو
رو آورد به جانب دارالشّفای تو
ای نجل مجتبی که دو عالم فدای تو
چون مرغ جان به جانب دارالولای تو
گردند دور گنبد و گلدسته های تو
هر کس به هر طریق شود آشنای تو
بسته به هم حوائج ما و عطای تو
هر صبح و شام خون جگر شد غذای تو
ری هم گریست بر تو و انزوای تو
در خاک تیره رفت چو قدّ رسای تو
در روز رحلت تو و بزم عزای تو
دیگر نشد بریده گلو از قفای تو
خورشید نی نگشت رخ دلربای تو
دیگر نشد حصیر کفن از برای تو
چوب جفا به لعل لب جانفزای تو
«میثم» هماره اشگ فشاند به پای تو
ای دامن مدینه ری ، کربلای تو
ریحانه امام حسن ، سیدالکریم
مدح تو را امام زمان تو گفته است
نجل کریم آل محمّد(ص) تویی تویی
ماه حسن ، که نور گرفتند اهلبیت
جسم مطّهر تو و آغوش خاک ری
آیات وحی در نفس روح پرورت
بر اهل ری نه ، بر همه عالم وجود
بر زائری درود که گردد به دور تو
بر اهل ری سلام که همسایه تواند
در موج فتنه های اجانب خدا گواست
نبود عجب که هر شب و روز اولیای حق
بیمار نا امید ز درمان ، به صد امید
بوی بقیع می وزداز خاک تربتت
پرواز می کند دل اهل ولا مدام
همچون کبوتران حریمت فرشتگان
با مکتب ائمه اطهار آشناست
تو سیدالکریمی و ما سائل درت
دردا که از جنایت عباّسیان دون
ترک مدینه گفتی و وارد به ری شدی
گرد عزا نشست به رخسار اهل ری
شوّال شد محرّم و ری گشت کربلا
پرواز کرد روح شریفت ز تن ولی
تشییع گشت پیکر پاکت به احترام
پیچیده شد درون کفن جسم اطهرت
بر خاک سر نهادی و دیگر کسی نزد
تا چشم ابر ، باران ریزد به پای گل
غلامرضا سازگار(میثم)

***********
در رثای حضرت عبدالعظیم علیه السّلام
غریب ملک ری
چشم ما چون چشم زمزم از فراقت اشکبار
او غریب شهر یثرب ، تو غریب این دیار
داشتی از کینه های خصم بر چهره غبار
تیره بُد هَمواره از ظلم عدویت روزگار
گوهر اشک ملائک می شود اینجا نثار
حنجر دلدادگانت ناله دارد – زار زار
قطره قطره اشک ما شد لاله های داغدار
جان هستی از غم جانسوز تو اندوهبار
جان زِ ماتم در جنون ،یعنی که گشته بی قرار
ماه شد گلبرگ خون و مهر شد گلگون عذار
قلب ما چون قلب هستی در عزایت سوگوار
ای چو جدّت مجتبی دیده جفا از دشمنان
در طریق پیروی از اهل بیت مصطفی
ای مطیع امر حق یا حضرت عبدالعظیم
نی زِ چشم عاشقان تنها بریزد اشک غم
سینه ی دلبستگانت شعله دارد – آه آه
در عزای جانگدازت ای غریب ملک ری
قلب عالم از شرار داغ تو اندوهگین
دل زِ غم لبریز خون،یعنی که گشته بی شکیب
بس که ازچشمان”یاسر”ریخت خوناب جگر
محمود تاری(یاسر)

***********
بهشت مجسّم
کسی که راه به باغ تو چون نسیم گرفته
صراط را زهمین راه مستقیم گرفته
تو از عشیرۀ عشقی تو از قبیلۀ قبله
که عطر، مرقدت جنه النّعیم گرفته
گدای کوی تو امروزه نیستم من و دانی
سرم به خاک درت اُنس از قدیم گرفته
همیشه سفرۀ دل باز کرده ام به حضورت
که فیض باز شدن ، غنچه از نسیم گرفته
برین بهشت مجسّم قسم که زائر قبرت
به کف برات نجات خود از جحیم گرفته
همیشه عبد ، حقیر است در برابر معبود
به جز تو کی سِمت عبد با عظیم گرفته؟
مَلک غبار زِ قبر تو تا نرُفته نرفته
در این مُقام ، فلک خویش را مقیم گرفته
چگونه چشم کرم زین حرم نداشته باشم
که هر کبوتر تو ذکر یا کریم گرفته
کسی که زائر تو شد ، حسین را شده زائر
که رنگ و بو حرم تو از آن حریم گرفته
علی انسانی

***********
صفای دل عاشقان
حریم تو بوی خدا می دهد
شمیم خوش ربّنا می دهد
رواق تو رونق فزای بهشت
ضریح تو دل را جلا می دهد
نسیمی که از کوی تو می وزد
دل عاشقان را صفا می دهد
هر آن کو ، که شد زائر کوی تو
دلش بوی مهر و وفا می دهد
حدیثی دل انگیزم آمد بیاد
پیامی که آن مقتدا می دهد
که«مَن زارَ عَبدالعَظیم بِرِِی»
که«مَن زارَ کَرب و بَلا»می دهد
تو آن سرو بالا بلندی که عشق
بدستت گُل« هَل اَتی »می دهد
تو از نسل پاکان و پاکی تو راست
و حق نور تقوا تو را می دهد
محیط کریمانه ات سبز باد
که گنج سعادت به ما می دهد
جگر گوشه ی سبط پاک رسول
که بوی خوش مجتبی می دهد
کلید در گنج عزّت ، خدای
به حکمت بدست شما می دهد
سراج منیری و نور امید
نگاهت به عالم ضیا می دهد
هر آن کس که مهر تو دارد به دل
کجا دل به راه خطا می دهد
عبّاس براتی پور

***********

شور

صبح تجلی نور خدا مبارکه

میلاد تو آقا به عاشقا مبارکه

یاسید الکریم ، خوش آمدی خوش آمدی

غمخوار اهل بیت خوش آمدی خوش آمدی

ای یار اهل بیت خوش آمدی خوش آمدی

یاسید الکریم ، خوش آمدی خوش آمدی

از آسمون داره بارون عطر و گل میاد

مولودی میخونه فرشته با یک دل شاد

یاسید الکریم ، خوش آمدی خوش آمدی

داری روز جزا اذن شفاعت آقا جون

مارو یادت نره روز قیامت آقا جون

یاسید الکریم ، یا حضرت ِ عبدالعظیم

توی صحن و سرات شمیم کربلا میاد

از سوی گنبدت نسیم کربلا میاد

یاسید الکریم ، یا حضرت ِ عبدالعظیم

یک نیم نگاه تو چاره ی حلّ مشکلا

با خاک بوسی تو دلا میره به کربلا

یاسید الکریم ، یا حضرت ِ عبدالعظیم

دریافت سبک

* امیر عباسی *

*************

سرود

 

خدا رو شکر که همیشه ، فقیر کوی کریمیم

سائل لطف و عطای ، حضرت عبدالعظیمیم

شادیم همه ، آی محبین آی محبین این آقا خیلی کریمه

خدا رو شکر ، دل ما درگیر عشقش از زمونهای قدیمه

ربیعه و ، جشن میلاد آقامون حضرت عبدالعظیمه

بنده ی یزدان ، خوش آمدی آقا

مظهر ایمان ، خوش آمدی آقا

برکت ایران ، خوش آمدی آقا

سید الکریم ، خوش آمدی آقا

******

الا به شیعه ی مخلص ، کلام و فعل تو هادی

ایشالا که بگیریم ما ، ز دست فاطمه عیدی

به اذن حق ، تو برا هر کس که دلخسته باشه درمون دردی

با دشمن ِ ، دین و قرآن و ولایت تو مهیای نبردی

دینت و چند ، وقتی یک بار بر امامت عرضه کردی

تو گل سرخ ، گلشن ابراری

در پی جلب ، رضای داداری

زندگی تو ، الگوی دینداری

سید الکریم ، خوش آمدی آقا

******

ببین به یُمن قدومت ، دلای عاشقا شاده

با خلق نور وجودت ، خدا به ما صله داده

خوش آمدی ، ای که هستی عامل احکام و آیین خدایی

خوش آمدی ، ای که یار و یاور اسلام و آل مصطفایی

خوش آمدی ، ای کسی که مرقدت داره صفای کربلایی

کن دعا آقا ، ما هم خدایی شیم

شامل لطف و ، جود و عطایی شیم

یا حسین گویان ، کرببلایی شیم

سید الکریم ، خوش آمدی آقا

دریافت سبک

* امیر عباسی *

*************

خدارو شکر که همیشه/فقیر کوی کریمیم

سائل لطف و عطای/حضرت عبدالعظیمیم

شادیم همه/آی محبین آی محبین این آقا خیلی کریمه

خدارو شکر/دل ما درگیر عشقش از زمونهای قدیمه

ربیعه و/جشن میلاد آقامون حضرت عبدالعظیمه

بنده ی یزدان خوش آمدی آقا/مظهر ایمان خوش آمدی آقا

برکت ایران خوش آمدی آقا

سید الکریم خوش آمدی آقا…

الا به شیعه ی مخلص/کلام و فعل تو هادی

ایشالا که بگیریم ما/ز دست فاطمه عیدی

به اذن حق/تو برا هر کس که دلخسته باشه درمون دردی

با دشمن ِ/دین و قرآن و ولایت تو مهیای نبردی

دینت و چند/وقتی یک بار بر امامت عرضه کردی

تو گل سرخ گلشن ابراری/در پی جلب رضای داداری

زندگی تو الگوی دینداری

سید الکریم خوش آمدی آقا…

ببین به یُمن قدومت/دلای عاشقا شاده

با خلق نور وجودت/خدا به ما صله داده

خوش آمدی/ای که هستی عامل احکام و آیین خدایی

خوش آمدی/ای که یار و یاور اسلام و آل مصطفایی

خوش آمدی/ای کسی که مرقدت داره صفای کربلایی

کن دعا آقا ما هم خدایی شیم/شامل لطف و جود و عطایی شیم

یا حسین گویان کرببلایی شیم

سید الکریم خوش آمدی آقا…

دریافت سبک

**********

یاسید الکریم خوش آمدی خوش آمدی…

صبح تجلی نور خدا مبارکه

میلاد تو آقا به عاشقا مبارکه

یاسید الکریم خوش آمدی خوش آمدی…

غمخوار اهل بیت خوش آمدی خوش آمدی

ای یار اهل بیت خوش آمدی خوش آمدی

یاسید الکریم خوش آمدی خوش آمدی…

از آسمون داره بارون عطر و گل میاد

مولودی میخونه فرشته با یک دل شاد

یاسید الکریم خوش آمدی خوش آمدی…

داری روز جزا اذن شفاعت آقا جون

مارو یادت نره روز قیامت آقا جون

یاسید الکریم خوش یا حضرت ِ عبدالعظیم…

توی صحن و سرات شمیم کربلا میاد

از سوی گنبدت نسیم کربلا میاد

یاسید الکریم خوش یا حضرت ِ عبدالعظیم…

یک نیم نگاه تو چاره ی حلّ مشکلا

با خاک بوسی تو دلا میره به کربلا

یاسید الکریم خوش یا حضرت ِ عبدالعظیم…

دریافت سبک

دید گاه خود را در باره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نمی شود Required fields are marked *

*

نوزده + 4 =

WpCoderX