مداح شهید عباس حسنی

شهید عباس حسنی در سال 1341 در تهران و در محله قلعه مرغی به دنیا آمد و وقتی به شهادت رسید 21 سال از عمرش گذشته بود..او در حالیکه محصل هنرستان بود و در رشته برق درس میخواند در سن 17 سالگی قدم به میدان رزم گذاشت ….و قبل از عملیات والفجر مقدماتی وارد گردان تخریب شد. و به اصرار شهید نوریان(فرمانده گردان تخریب لشگرده سیدالشهداء(ع)) جذب سپاه شد و لباس سبز پاسداری به تن کرد و به قول شهید حاج عبدالله شد رزمنده تا انقلاب مهدی(ع)!!!این تکه کلام شهید نوریان بود

 در گردان در زمره نیروهای خبره و کاربلد و مورد توجه حاج عبدالله بود. به عنوان نیروی تخریبچی به اطلاعات عملیات برای شناسایی منطقه عملیات والفجر مقدماتی مامور شد….در عملیات مقدماتی برادرش امیرعلی که در واحد اطلاعات عملیات ل27 بود به شهادت رسید… وقتی خبر به عباس رسید خیلی عادی برخورد کرد و هرچه شهید نوریان وسایرین اصرار کردند برای تشیع به تهران برو قبول نمیکرد و میگفت جبهه به من نیاز دارد و با اصرار شهید نوریان  رفت و زود برگشت…برای عملیات والفجریک معبر باز کرد و نیروها را از میدان مین عبور داد و بعد از عقب نشینی گردانها ..نیروها را از معبر رد کرد و خودش و بچه های تخریب آخرین نفرها بودند که عقب آمدند…مهدی قدیمی میگفت: در برگشت فرصت معبر زدن به خاطر آتش سنگین دشمن و روشن شدن هوا نبود …عباس خودش داخل میدان دوید و ترس را از دلها دور کرد و معبر تعجیلی زد

عباس بدن ورزیده ای داشت و معمولا نرمش بعد از صبحگاه را عهده دار بود…انسان متواضع و مودبی بود….

عباس اهل تهجد وشب زنده داری بود و به گفته برادر روح افزا همیشه دو ساعت قبل از اذان صبح بیدار و مشغول عبادت و مناجات میشد و صدای ضجه اش بگوش میرسید اما کسی نمیدانست که صاحب این مناجات و ناله عباس است چون چند دقیقه قبل از اذان به چادر می آمد و میخوابید سایرین وقتی برای نماز بیدار میشدند میدیدند که عباس داخل چادر خوابیده…لذا کسی احتمال عبادت نیمه شب برای عباس به ذهنش خطور نمیکرد عباس اهل هیاهو نبود و انسان تو داری بود.

در عملیات والفجر2و4  کمک کار فرماندهان گردان بود و شهید نوریان به چشم معاون خود به او نگاه میکرد…در کار پاکسازی میادین مین خبره بود و با حداقل تلفات کار پاکسازی را به انجام میرساند…او همیشه با وضو بود …توکل او موقع رفتن به میدان مین و نماز خواندن قبل از ورود به میدان مین و سجده شکر بعد از اتمام کار از خصوصیات شهید عباس بود….

وپژگی دیگر عباس مداحی برای امام حسین علیه السلام بود….چون به زبان ترکی آشنا بود گاهی در مداحی برای رزمندگان از نغمات ترکی استفاده میکرد و همه را به وجد می آورد. حضور مداح مخلصی مثل شهید عباس در مقر تخریب در دهکده حضرت رسول و چنانه قبل از والفجر مقدماتی ویک فضای معنوی خاصی به گردان بخشیده بود..

برای شناسایی و انجام عملیات خیبر خیلی تلاش کرد و قوت قلب حاج عبدالله بود…شهید نوریان فرمانده گردان تخریب بود و اصرار داشت که عباس جلو نرود و کنار دستش باشد تا خلا مدیریت ، گردان را مشکل دار نکند….او میدانست او چه گوهری است…. شهید نوریان در وصف این شهید گفت: “که عباس معاون و کمک کار ما بود… برای عملیات خیبر پیش من آمد و خیلی اصرار کرد و گفت برادر عبدالله اگر بگویی نرو نمیروم …اما اینبار به من اجازه بده و بعد هرکجا گفتی میروم و این گونه من راضی شدم” او با اولین گردانهای تیپ سیدالشهداء علیه السلام وارد جزیره مجنون شد و در نبرد سختی با دشمن در تاریخ 8 اسفند 62 به شهادت رسید.

بعد از شهادت عباس برادر کوچکترش محسن عزم جبهه نمود و در عملیات بدر در اسفند ماه سال 63 به شهادت رسید.


0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *