شهید حاج محمد پورهنگ

حاج محمد پورهنگ به برادر شهیدش پیوست

بسم رب الشهدا والصدیقین
???
شهادت هنر مردان خداست
روح بلند طلبه بسیجی مدافع حریم اهل بیت(ع)

“”حجت الاسلام شهید حاج محمدپورهنگ””

به دوستان شهیدش ملحق شد و بانوای لبیک یا زینب به دیدار اربابش رفت
???
.

 

4 پاسخ
  1. ایزدی
    ایزدی گفته:

    دل از هوا و هوس ها بریده اند اینان
    شراب لم یزلی را چشیده اند اینان

    تمام هستی شان را به کف گرفتند و
    متاع جنتشان را خریده اند اینان
    ………………………………………

    آن دم كه نفس كشیدم از هجرانت

    شرمنده شدم از تو و از ایمانت

    آه اى گل سرخ خیمه ى فاطمیون!

    دیباچه دشت خون شده چشمانت

    ***

    وقتى كه زمین دستخوش پاییز است

    از ناله عاشقان،زمان لبریز است

    در فصل وداع “فاطمیون” ،افسوس

    این عرض ارادت دلم ناچیز است

    ***

    در بزم فلك، دوباره اختر داریم

    پیوند شقایق و صنوبر داریم

    در شام و حلب همنفس “فاطمیون”

    خون نامه ى لاله هاى پرپر داریم

    ***

    در دشت شقایقى كه قربانگاه است

    از هر نفس لاله ،زمان آگاه است

    در معركه ى عاشقى “فاطمیون”

    لبخند رضایت رسول الله است

    پاسخ دادن
  2. ایزدی
    ایزدی گفته:

    تقدیم به مدافعان حرم

    حرم یعنی نگاه آبی دریا و طوفانش

    حرم یعنی تلاطم‌های امواج خروشانش

    حرم یعنی دعا یعنی توسل‌های در ندبه

    حرم یعنی اجابت زیر گنبد، بین ایوانش

    حرم یعنی همان آب گوارا ظهر تابستان

    حرم یعنی همان خورشید دنیا در زمستانش

    حرم بید است، مجنون است هرکس عاشقش باشد

    میان بادها یک دم نمی‌خواهد پریشانش

    حرم رود است، مشهود است هرکس شاهدش باشد

    شهادت می‌دهد راکد نخواهد ماند جریانش

    و مادر گریه گریه از حرم گفت و پسر فهمید

    چه آشوبی‌ست در دلواپسی‌های فراوانش

    پسر شوق پریدن را میان بال و پر حس کرد

    پسر می‌رفت و مادر باز هم می‌شد غزل‌خوانش

    حرم یعنی نگاه آبی دریا و طوفانش

    تویی طوفان آن دریا، تویی موج خروشانش

    اگر باران سنگ از آسمان بارید، چترش باش

    که حتی نشکند در سنگ‌باران بغض گلدانش

    پسر می‌رفت و مادر با طنین آیةالکرسی

    سپرد او را به آغوش رسول‌الله و قرآنش

    قد و بالای او را دید چندین بار با حسرت

    فقط می‌گفت زیر لب: به قربانش به قربانش

    پسر رفت و فضای خانه را عطر حرم پر کرد

    و مادر ماند و عکسی در میان دست لرزانش

    خبر آمد، ولی مادر از احوال حرم پرسید

    نپرسید از پسر هرگز میان بغض پنهانش

    پسر برگشت و مادر از حرم می‌خواند و می‌دانست

    نشسته عمه‌ی سادات در شام غریبانش

    پاسخ دادن
  3. ایزدی
    ایزدی گفته:

    تقدیم به مدافعان حرم

    دریا خبر دارد که ما رود خروشانیم

    سیلاب آگاه است از منزل به دوشانیم

    پرورده ی گرمای صحرای نجف هستیم

    تمار می داند که از خرما فروشانیم

    گردن به تیغ کند هر نامرد نسپردیم

    المومنُ کَیِّسْ… که ما از تیزهوشانیم

    هر جا که حکم ذوالفقار آید کفن پوشیم

    هر جا به فتوا رگ بخواهد خون جوشانیم

    پای دفاع از مشرب حیدر نهنگانیم

    دریا که چیزی نیست اقیانوس نوشانیم

    جز جامه ی عریانی آخر نیست زیبنده

    تا وقت سر دادن بر این تن ها بپوشانیم

    هنگامه ی طغیان دگر کوهی نخواهد ماند

    دریا خبر دارد که ما رود خروشانیم

    پاسخ دادن
  4. مهندس ایزدی
    مهندس ایزدی گفته:

    خوشا به حال تویی که کنار جانانی
    بدا به حال منی که اسیر زندانم
    تو در سعادت محضی،تویی که میخندی
    منی که بندِ گناهم،منی که گریانم
    تو درحریم حسینی و زینبی هستی
    منی که مانده به ایران و جلد تهرانم
    تو که شهید دمشقی و مثلِ عباسی
    منی که اهل شعارم،عمل نمیدانم
    تو که مسافر اوجی در آسمان هستی
    منی که روی زمینم، غمین و نالانم
    تویی که فصل بهاری،تویی که بارانی
    منی که خاکِ سیاهم،گدای بارانم
    خوشا به حالِ تو ای ماه،ماهِ زیبا رو
    عنایتی به دلم کن فقیر احسانم

    تو را به جان ابالفضل رو سفیدم کن
    دعا برای دلم کن،پر از امیدم کن

    تو مثل حر و زهیری مثالِ عباسی
    سپر برای حرم های آلِ زهرایی
    تو اوجِ درک و شعوری، تمام ایمانی
    جهان به پیشِ تو قطره ست،مثل دریایی
    تو با گذشتنِ از خود محافظ دینی
    تو منتهای خیالِ تمامِ دنیایی
    تو سرفراز و رفیعی تو اوج ایثاری
    نه اینکه مالِ زمینی،تو اهل بالایی
    نگاه حضرت حیدر به رزمِ تو حالا
    تویی که شاملِ مهرِ نگاه مولایی
    تو را حسینِ علی دیده و تورا خوانده
    که تو شهید حفاظت زِ دختِ آقایی
    تو نور شهرِ دمشقی و ماه خون رنگی
    تو افتخار حسینی و ماهِ زهرایی

    تو روشنیِ جهانی در آسمان هستی
    تو در نهایت عشقی تو بیکران هستی

    عزیزِ حضرت زهرا،نواده ی آرش
    کمان بگیر و جهان را به نعره بلوا کن
    سفر به خیر مسافر خدا نگهدارت
    کنار قبر رقیه مرا هم انشا کن
    تو در پناه حسینی،کنارِ عباسی
    بیا کنار حسین جان تو یادی از ما کن
    میان روضه ی خود در زمان بی تابی
    دعا برایِ دلِ بی کفایتِ ما کن
    کمی برایِ دلِ من دعا کن ای مهتاب
    وَ کاسه ی مسی ام را به زر مطلّا کن
    برایِ حالِ غریبان دعا کنی خوب است
    تو چشمِ پر گنهم را دوباره دریا کن
    به حکم نام رقیه به نام زینب جان
    تو حکم عاشقی ام را بگیر و امضا کن

    پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *