زمینه ، نوحه ،واحد و شور شهادت حضرت مسلم (ع) بهمراه دانلود سبک

ندیده شهر کوفه         زمن خونین جگرتر

ندیده کوچه هایش      زمسلم در به در تر

خودم دانم دگر فردا به پیکر سر ندارم

به جسمم تا نفس دارم  همین باشد شعارم

حسین کوفه میا

******

بسوز ای دل که باید       بسوزی و بسازی

ز دست کوفیان و         چنین مهمان نوازی

بنال ای دل كه شام آخر عمرم رسیده

به حالم هر چه می‌خواهی ببار ای ابر دیده

حسین کوفه میا

******

خودم آواره جائی    دو طفلم جای دیگر

ببینم هر دو طفلم      ولی دنیـای دیگر

دو دلبند و خودم هر سه فدای یك نگاهت

نیا كوفه كه دانم گردد اینجا قتلگاهت

­­­­­­­­حسین كوفه میا

 دانلود سبک

*** حاج حیدر توکل ***

*********************

آه   شب غمم سحر ندارد    كسی ز من خبر ندارد

نـاله مـن اثـر ندارد    وای وای

آه   من و در و دیــوار كوفه    رفتم سر بازار كوفه

گـرید به حالم دار كوفه   وای وای

از بس زدم صدایت دیگر نفس ندارم

طنـاب دار كوفه باشد در انتظارم

حسین میا به كوفه

******

آه   من از سر دار العماره    با تو بگویم یابن ثاره

بـا خــود مَـیـاور گاهواره    وای وای

آه   از شیر خواره گفتگو بود    حرف از سپیدی گلو بود

گلوی نـازكتر ز مـو  بود    وای وای

اینجــا نصیب اصغر غم می‌شود حسین جان

سرش بروی دوشت خم می‌شود حسین جان

حسین میا به كوفه

******
آه  كوفه بود چشم تماشا    تا كه بیاید ماه لیلا

صحبت بود از اربـاً اربـا   وای وای

آه   ای تو مرا دلدار و دلبر   یا كه میا با علی اكبر

یا با خودت عبا بیاور    وای وای

هر جا كه می‌روم من حرف از جوان لیلاست

تیر و كمـان به فكر ابرو كمان لیلاست

حسین میا به كوفه

******

آه   جانم ز غم رسیده بر لب    شد روز مهمان تیره چون شب

در كوچه هستم یـاد زینب    وای وای

آه   بی تو دل من تنگ تنگ است    كوفه میا كوفه دو رنگ است

بــر روی بـام كوفـه سنگ است    وای وای

من بوده ام از اول پابوس تو حسین جان

هستم فقط بیــاد ناموس تو حسین جان

حسین میا به كوفه

دانلود سبک

*** سید محسن حسینی***

*********************

ای ماه من می‌ریزد از چشمم ستاره

چشم انتظار من بود دار العماره

چون شمـع بی پروانه‌ام     ای وای ای وای

من صیــد دور از لانه‌ام       ای وای ای وای

مهمانم و بی خـــانه ام      ای وای ای وای

جــانم رسیده بر لبم         ای وای ای وای

روزم شده همچون شبم    ای وای ای وای

اینـجــا بیــــاد زینبم           ای وای ای وای

******

كوفه تماشا می‌كند سوز و گدازم

ای قبلۀ من دیدنی بــاشد نمازم

از من نگیرد كس نشان      ای وای ای وای

جز طعنه و زخم زبــان        ای وای ای وای

دستم گرفته ریسمــان      ای وای ای وای

ای دلبــر ای دلـدار من       ای وای ای وای

ای شمع شـام تـار من      ای وای ای وای

دارد تماشــــا دار من         ای وای ای وای

******
ای ماه من اینجــا سخن ازماه لیلاست

سر بسته می‌گویم سخن از ارباً ارباست

خون ریزد از چشم ترم       ای وای ای وای

میـــــا میـا ای دلبرم          ای وای ای وای

تو بـــا اذان گوی حرم         ای وای ای وای

با سرو بستانت میا           ای وای ای وای

با بهتر از جانت میا            ای وای ای وای

با ماه کنعـانت  میا            ای وای ای وای

******

سر بسته می گویم من از دارالعماره

یا که میا یا که میاور شیر و خواره

صحبت زگاهـواره بود         ای وای ای وای

صحبت زماه پـاره بود         ای وای ای وای

صحبت زحلق پاره بود        ای وای ای وای

از من بگو ای نازنین          ای وای ای وای

تو با یل ام البنیـــن           ای وای ای وای

دیدم عمود آهنیـــن           ای وای ای وای

دریافت سبک

*** سید محسن حسینی***

*********************

با چشم پر ز خون محو نظاره‌ام

منم كه بر سر دارالعمـاره‌ام

آه ، هستی مرا امـام      رفتم بر روی بام

آه ، باشد حسین من     این آخرین سلام

كوفه میا حسین ، كوفه میا حسین

******

دلم ربوده‌ای ای یار دلربا

كوچه به كوچه من كردم ترا دعا

آه ، قربـان روی تو           مستم ز بوی تو

آه ، شد بسته دست من     با تار موی تو

كوفه میا حسین ، كوفه میا حسین

******

لالۀ فاطمه دلخون چو لاله‌ام

هر جا كه می‌روم یاد سه ساله‌ام

آه ، دل پر شراره است      كارم اشاره است

آه ، اینجا فقط سخن        از گوشواره است

كوفه میا حسین ، كوفه میا حسین

******

شب تا سحر منم در گفتگوی تو

آید ای كعبه‌ام از كعبه بوی تو

آه ، دار و ندار من           باغ و بهــار من

آه ، دار كوفـه بود         چشم انتظار من

كوفه میا حسین ، كوفه میا حسین

******

به جان اصغرِ شیرین زبان حسین

در کوفه دیده ام تیر و کمان حسین

آه ، یابن الثاره میـا         با مه پاره میا

آه ، جان طفل رباب        با گهواره میا

كوفه میا حسین ، كوفه میا حسین

دریافت سبک

*** سید محسن حسینی***

*********************

آقا ببین دل بی قرارم       در راه ِ عشقت سر به دارم

غم زد به باغ ِ ، جانم شکوفه ، عزیز زهرا ، میا به کوفه

مظلوم حسین جان

******

با نامت ای آرام جانم      بنگر زیارتنامه خوانم

جان می سپارم ، با کام عطشان ، ذکر لب من ، مظلوم حسین جان

مظلوم حسین جان

******

گردیده جام غم لبالب        یاد مصیبت های زینب

روزی رسد که ، آن قد خمیده ، گرید ز داغ ، رأس بریده

مظلوم حسین جان

******

داغ دل ِ او بی کرانه       شمر و سَنان و تازیانه

سوزد دل ِ هر ، نسرین و لاله ، با سوز آه ِ ، طفلی سه ساله

مظلوم حسین جان

دریافت سبک

*** امیر عباسی***

*********************

منم آواره بین کوفه ، شدم بیچاره بین کوفه

لبم شد پاره بین کوفه ، حسین جان

کشیده کارم بر سر دار ، خداحافظ ای شاه بی یار

قرار ما در بین بازار ، حسین جان

سردارم ، ولی خسته و بی کس و بی یارم

ز روی تو آقا خجالت دارم ، کجایی نگارم

میا به کوفه شد ذکر آخرم

به راه زینب افتاده این سرم

مرا دعا کن ای حاجی حرم

یابن الزهرا ، کوفه میا حسین

******

سفیر شاه کربلایم ، به درد و غربت مبتلایم

شده شهر کوفه منایم ، حسین جان

تماشایی شد ماجرایم ، اسیر قومی بی وفایم

پریشان بین کوچه هایم ، حسین جان

واویلا ، کجایی ببینی تو احوالم را

تن بی سرم روی خاک صحرا ، فدای تو آقا

نشیند اینجا بر نیزه ها سرت

دل نگرانم بر حال خواهرت

شود به کوفه آواره دخترت

یابن الزهرا ، کوفه میا حسین

******

ببین خون ریزد از لبانم ، نشان نیزه بر دهانم

خودم را هر سو میکشانم ، حسین جان

ببین آشفته گیسوانم ، دهد با پا دشمن تکانم

نمانده سالم استخوانم ، حسین جان

واویلا ، میان مسیر و گذر افتادم

به زیر لگدهایشان جان دادم ، برس تو بدادم

سرم بروی دروازه نازنین

کشیده جسمم شد روی این زمین

تو بر قناره از پا تنم ببین

یابن الزهرا ، کوفه میا حسین

******

رسد روزیکه قحط آب است ، پریشان گیسوی رباب است

علی اصغر در پیچ و تاب است ، حسین جان

دل زینب در اضطراب است ، رخت از خون لب خضاب است

سرت بین بزم شراب است ، حسین جان

واویلا ، لبت را به بازی بگیرد دشمن

به غارت رود پیکر و پیراهن ، شبیه تن من

بریزد اینجا گیسوی تو به هم

به زیر نیزه پهلوی تو بهم

شده گسسته ابروی تو زهم

یابن الزهرا ، کوفه میا حسین

*** قاسم نعمتی***

*********************

مسلم بن عقیل فدای راه حسین

بر لب خسته اش ناله و آه حسین

کی مرا مقتدا ، مسلمت شد فدا

کوفه میا آقا ، ای پسر زهرا

واویلا واویلا

******

صید بشکسته پر شدم به دام بلا

مقتل من شود بر سر بام بلا

بر تو از روی بام ، می نمایم سلام

کوفه میا آقا ، ای پسر زهرا

واویلا واویلا

******

من بیفتم به خاک و تو به گودال غم

قامت مادرت شود ازین غصه خم

نور دیده حسین ، سر بریده حسین

کوفه میا آقا ، ای پسر زهرا

واویلا واویلا

دریافت سبک

*** امیر عباسی***

*********************

روزی ِ ما میشه ایشالا به حقّ حسین ، به حقّ حسین

حرم سفیر کربلا به حقّ حسین ، به حقّ حسین

سفیر ِ غریب نینوا ، مُسلم ای یار خون خدا

دل ما شده تنگ حرم ، اللهم الرزقنا کربلا

اللهم الرزقنا کربلا

******

زاویه ی مسجد کوفه بهشت دلا ، بهشت دلا

میریم ایشالا از کوفه ما به کرببلا ، به کرببلا

گرفته آتیش دلای ما ، این دلهای مبتلای ما

به دست ِ حضرت مسلمه ، برات کرببلای ما

اللهم الرزقنا کربلا

******

ایشالا هممون جون بدیم برای حسین ، برای حسین

مثل شهدایی که شدن فدای حسین ، فدای حسین

هرکسی بر حسین نوکره ، واقعاً سالار و سَروَره

بر روی چشمامون تربت ِ ، بین الحرمین ِ دلبره

اللهم الرزقنا کربلا

دریافت سبک

*** امیر عباسی***

*********************

داره غم می ریزه روی غم ها        نائب الامامه تک و تنها

امروز اگه تو کوفه غریبه            جرمش اینه عاشق حبیبه

وای، کوفه و غصه و غم

وای، به حال اهل حرم

آه، کوفه میا حسین جان

*******

بازار تیر و نیزه شلوغه               گفتن که بیا، ولی دروغه

از بس دلشون پر از حرومه     عشقت تو دلاشون نمی مونه

وای، تویی که نور دو عین

وای، نیا به کوفه حسین

آه، کوفه میا حسین جان

دریافت سبک

***حسین ایزدی***

*********************

من و شهری پر از آدمای بی حیا

پشیمونم برات نامه نوشتم آقا

قسم میدم تو رو به جون زهرا نیا

نیا به کوفه ، یابن الزهرا

واویلا ، دل پریشون و حزین

واویلا ، از غمت شدم غمین

واویلا ، اشک چشمام و ببین

واویلا  یاحسین کوفه میا

******

میون کوچه ها بی کس و آواره ام

شدم همنشین غربت و بی چاره ام

حسین جان نگران گوش و گوشواره ام

می کُشِه ارباب ، من و آخر

واویلا ، غصه ی دختر تو

واویلا ، فکر انگشتر تو

واویلا ، معجر خواهر تو

واویلا  یاحسین کوفه میا

******

همه ی دارو ندارم و می ریزم به پات

جونِ من به فدای زینبت و بچه هات

ببین شمشیر و تیر آماده کردن برات

دل نگرونم ، برا اصغر

واویلا ، با دلی پر از شرار

واویلا ، می خونم با قلب زار

واویلا ، علی اصغر و نیار

واویلا  یا حسین کوفه میا

دریافت سبک

***میثم میرزایی***

*********************

اشعار شهادت امام باقر(ع) 93

یک طرف کاغذ و یک سو قلمش افتاده
قلمش نه دمِ تیغ دو دمش افتاده
آخرین لحظه همان لحظه ی تلخی ست که مرد
دیده از دست ابالفضل علمش افتاده
دیده که دست و سر و چشم عمو عباسش
تا دم علقمه در هر قدمش افتاده
نفسش را رمقی نیست و در خاطر مرد
زخم های تن آقا رقمش افتاده
بعدِ این قدر مصیبت که سرش آوردند
تازه تیغ آمده بر قدّ خمش افتاده
آخرین لحظه به یاد فقط این جمله ی “شمر”
که: “خودم می کِشم و می کُشمش” افتاده
دمش از بسکه حسینی ست چو پایین رفته
باز در پای دمش بازدمش افتاده
مثل بین الحرمین است مدینه اما
سر پا نیست… در این سو حرمش افتاده
مهدی رحیمی

*********************

ای فروغ دانشت تا صبح محشر مستدام
وی تو را پیش از ولادت داده پیغمبر سلام
منشأ کل کمال و باقر کل علوم
هفتمین نور و ششم مولایی و پنجم امام
انس و جان آرند حاجت در حریمت روز و شب
آسمان گردیده بر دور مزارت صبح و شام
این عجب نبود که بخشی چشم جابر را شفا
زخم دل را می دهی با یک نگاهت التیام
ساکنان آسمان را لحظه لحظه، دم به دم
از بقیعت بوی عطر جنت آید بر مشام
در کمال و در جلال و علم و حلم و خلق و خو
پای تا سر، سر به سر آیینۀ خیر الانام
با تو حق گیرد تداوم از تو حق گیرد کمال
بی تو ایمان نادرست و بی تو قرآن ناتمام
کودکی بودی که از تیغ بیانت ناگهان
روز در چشم یزید بی حیا آمد چو شام
لال شد از پاسخ و زد بر دهن مهر سکوت
طشت رسوایی او افتاد از بالای بام
تو سرِ بالای نی دیدی به سن کودکی
گه به دشت کربلا گه کوفه گاهی شهر شام
خیمه های آل عصمت را که آتش می زدند
می دویدی در بیابان اشک ریز و تشنه کام
کوفیان بردند در حبس عبیدالله تان
شامیان سنگدل سنگت زدند از روی بام
ماجرای کربلا و شام و کوفه بس نبود
از چه دیگر این همه آزار دیدی از هشام
بارها آوردت از شهر مدینه تا دمشق
از وجودت هتک حرمت کرد جای احترام
گاه آوردت به زندان گاه پای تخت خویش
گاه زد زخم زبان و گاه می زد اتهام
حیف کز زهر جفا گردید قلبت چاک چاک
مرغ روحت پر زد از تن جانب دارالسلام
بس که بر جان عزیزت روز و شب آمد ستم
دادی از سوز جگر بر شیعیانت این پیام
تا به صحرای منا گریند بهر غربتت
حاجیان هنگام حج، پیر و جوان و خاص و عام
دوست دارم بر تو گریم در بیابان بقیع
کرده اند این گریه را بر من حرامی ها حرام
درکنار قبر بی شمع و چراغت روز و شب
هم بشر سوزد چو شمع و هم ملک گرید مدام
از چه شد صد چاک قلبت با چنان قدر و جلال
وز چه ویران مانده قبرت با چنان جاه و مقام
بر تو می گریم که عمری ساقی بزم بلا
روز و شب ساعت به ساعت ریخت خون دل به جام
بر تو ای تنها چو عمّت مجتبی
بر تو می گریم که مظلومی چو جد و باب و مام
بر تو می گریم که بردی کوه غم از کودکی
بر تو می گریم که شد با خون دل عمرت تمام
ای خدا را باب رحمت، باب رحمت باز کن
تا که “میثم” زائر قبرت شود فی کل عام
استاد سازگار

**

من امام تمام دنیایم
بر تمامی خلق مولایم
باقر علم احمد و علی ام
چون که من هم ز نسل زهرایم
روزها شمس و ماه هم هر شب
روی خود می نهند بر پایم
روی بال دعا و سجاده
آسمان غرق در تماشایم
من شکافندۀ علوم شدم
از دعاهای خیر بابایم
گوهر علم و آیه های حدیث
ریزد از درّ سرخ لب هایم
من امام طلوع امروزم
من شفیع غروب فردایم
دست بر دامنم اگر بزنید
از زمین تا بهشت پر بزنید
گر چه من سوختم ز زهر جفا
جگرم پاره پاره شد اما
به خدا صحنه ای ندیدم من
تلخ تر از غروب عاشورا
صحنۀ مرکب بدون سوار
نیزه ای را که می رود بالا
من خودم با دو دیده ام دیدم
شمر را روی سینۀ آقا
تا که خنجر به حنجرش آمد
عمه می گفت وای… یا زهرا
سر جدم که بر سر نی رفت
لشگر آمد به سمت خیمۀ ما
ما روی خار می دویدیم و
پی ما بود زینب کبری
من خودم قتلگاه را دیدم
بر سر نیزه ماه را دیدم
هر کسی بود دیدۀ تر داشت
پیش رویش به نیزه ها سر داشت
یا که چون خواهری که با دل خون
روی نی چند تا برادر داشت
همۀ خاطرات من رنگی
از غم لاله های پرپر داشت
پیش چشمم رقیه را می زد
خیره چشمی که بغض حیدر داشت
عمر کوتاه این سه سالۀ عشق
دردهایی شبیه مادر داشت
شکر می کرد در نبود پدر
عمه جان را اگر که در بر داشت
زهر تنها دوای این ها شد
گره از کارم عاقبت وا شد
مهدی نظری

**

منم که دل به غم و درد آشنا دارم
به دیده جام می ناب نینوا دارم
به سینه وسعت صحرای کربلا دارم
همیشه در همه جا روضه ی منا دارم
منم که بانی این روضه های پر شورم
تمام عمر، سروری نکرد مسرورم
کسی که باطن هر روضه را خبر دارد
کسی که گلشنی از لاله بر جگر دارد
کسی که خاطره ی وادی خطر دارد
ز روز واقعه هفتاد و دو اثر دارد
منم که سجده ی سجّاد دیده در شعله
حرارت غم جانان چشیده در شعله
منم که داغ یتیمان مجتبی دیدم
شهادت همه ی آل مصطفی دیدم
به زیر سمّ ستور آیت خدا دیدم
به کوفه هیبت فریاد مرتضی دیدم
به صحنه، شاهد اجساد عاریات منم
بلا کشیده ی نسوات بارزات منم
کسی که دید امام زمان در آتش بود
کسی که عمّه ی او باعث نجاتش بود
کسی که تشنه و صد چشمه ی فراتش بود
کسی که کرب و بلا قلّه ی حیاتش بود
به چار ساله غمم برتر از چهل ساله
که دیده؟ گریه ی پنجاه ساله بی ناله
منم که هجمه ی سیلی به کاروان دیدم
هجوم کعب نی و زخم کودکان دیدم
به نیزه معجر خاکی بانوان دیدم
ز خاتمی که به دستان ساربان دیدم
جواهرات زنان بود و دست نامحرم
فرار کودک و فریاد پست نامحرم
هرآنکه از کرمم کربلا نمی خواهد
ز آل فاطمه دفع بلا نمی خواهد
ز خوان نعمت علمم صلا نمی خواهد
بهشت، غیر دل مبتلا نمی خواهد
من آنچه خاطره دارم ز کربلاست و بس
روایت هنر عشق، نینواست و بس
بیا که باقرم و کاشف هُمومم من
هماره پشت و پناه بشر، عمومم من
به علم غیب شکافنده ی علومم من
بیا که با خبر از گردش نجومم من
به مدرسم همه تازه دروس می بینی
هزار بوعلی و شیخ طوس می بینی
بگیر دست توسّل، تو را نظر از من
بساز همّت دانش، به دل اثر از من
مرو به دامن بیگانگان، ظفر از من
فقاهت از من و طب از من و هنر از من
بیا که باقر اعلام اولیاء منم
به علم و حلم، معلّم به انبیاء منم
محمود ژولیده

**

بقيع ! اين تنِ مولاي سالخورده‌ي ماست
بگير در بغل آرام ياس پرپر را
بدان كه شرح غم اين غريب دشوار است
غمي كه كاسه‌ي خون كرد ديده‌ي تر را
بميرد آنكه در اين سنّ و سال زهرش داد
كه آتشي زد و سوزاند پاي تا سر را
شرار زهر شبي را به خاطرش آورد
كه ديد شعله‌ي بر چار چوبه‌ي در را
ميان دود درِ خانه با لگد وا شد
كه باز زنده كند روضه‌هاي مادر را:
-چه ضربه‌اي كه سر و روي ميخ را خون كرد
شكست شيشه‌ي عمر عزيز حيدر را-
بقيع ! روضه‌ي شيخ الائمّه سنگين است
ولي بيا كه بگويم از اين فراتر را
چه گويم از شب و پاي برهنه‌ي آقا؟
كه زنده كرد عزاي سه ساله دختر را
چه گويم از غم آن نازدانه طفلي كه
ميان همهمه گم كرده‌بود معجر را؟
گمان نكن كه تمام است مقتل‌الصّادق
بقيع ! گوش بده حرفهاي آخر را
به قصد كُشتنش آن شب كه تيغ بالا رفت
خدا رساند پيِ ياري‌اش پيمبر را
همين رسول خدا ديد شمر ملعون را
كه بُرد زير گلوي حسين خنجر را
تلاش كرد ولي جاي بوسه را نبُريد
به زورِ پا زد و گرداند پاره‌پيكر را
علی صالحی

**

ای شیعۀ ثانی عشر حضرت باقر
دین زنده شده از هنر حضرت باقر
بخشید به اسلام مبین گرمی و رونق
گنجینۀ غرقِ گهرِ حضرت باقر
تا روز قیامت همه چون آینه ماتند
از دانش و علم و هنر حضرت باقر
زینت ده توحید پرستان جهان است
گلزار گل و بارور حضرت باقر
قدسی نفسان حرم قدس ندیدند
جز نور خدا در نظر حضرت باقر
مرغان دعا تا حرم دوست رسیدند
درسجدۀ شام وسحر حضرت باقر
جابر چه صمیمانه ز درگاه پیمبر
آورده سلامی به بر حضرت باقر
از فتنه بپرهیز که این بارگران است
باری که کند خم کمر حضرت باقر
عمری ز غم کرب و بلا خون جگر خورد
قربان دل و چشم تر حضرت باقر
پیوسته غم فاطمه و غربت حیدر
آتش زده بر بال و پر حضرت باقر
زهر ستم و کینۀ بیداد چه کرده است
با جان و دل و با جگر حضرت باقر
افسوس که در سوک نشسته است مدینه
زین داغ گران با پسر حضرت باقر
دادند مرا کوثر توفیق «وفائی»
تا آن که شوم نوحه گر حضرت باقر
سید هاشم وفایی

**

صدای صاعقه آمد که در هوا زده بود
گمان کنم که خدا مرد را صدا زده بود
به خنده ی دم آخر کمی تسلی داد
به جبرئیل که از غصه، ضجه ها زده بود
کسی که پیکره نیمه جان او آن شب
به شدت از اثر زهر دست و پا زده بود
در این میانه، عطش؛ این حقیقت مکشوف
به بوم زندگی اش رنگ نینوا زده بود
عجیب بود که با حال تشنگی، به سرش
هوای نعل و سم اسب و بوریا زده بود
و دید او سر شش ماهه را در آن اثنا
که ناشیانه کسی روی نیزه ها زده بود
دلش رضا نشد از آن کسی که عاشورا
به عمه زینب او حرف ناسزا زده بود
هزار سال پس از او میان شعر، کسی
گریز روضه خود را به کربلا زده بود…
طالبی

**

نگاه کودکی ات دیده بود قافله را
تمام دلهره ها را، تمام فاصله را
هزار بار بمیرم برات، می خواهم
دوباره زنده کنم خاطرات قافله را
تو انتهای غمی، از کجا شروع کنم
خودت بگو بنویسم کدام مرحله را؟
چه قدر خاطره ی تلخ مانده در ذهنت
ز نیزه دار، که سر برده بود حوصله را
چه کودکی بزرگی است این که دستانت
گرفته بود به بازی گلوی سلسله را
میان سلسله مردانه در مسیر خطر
گذاشتی به دل درد، داغ یک گِله را
چقدر گریه نکردید با سه ساله، چه قدر
به روی خویش نیاورده اید آبله را
دلیل قافله می بُرد، پا به پای خودش
نگاه تشنه ی آن کاروان یک دله را
هنوز یک به یک، آری به یاد می آری
تمام زخم زبان های شهر هلهله را
مرا ببخش که مجبور می‌شوم در شعر
بیاورم کلماتی شبیه حرمله را
بگو صبور بلا در منا چه حالی داشت
که در تلاطم خون دید قلب قافله را
برقعی

**

باز روزی ما غم است آقا
اشک با دیده محرم است آقا
فرصت گریه با امام زمان
باز امشب فراهم است آقا
پای آن غصه ها که خوردی تو
من اگر جان دهم کم است آقا
تو عزادار کربلا هستی
تا که این عالم، عالم است آقا
آری آری شب عزای شما
پیشواز محرم است آقا
تا قیامت به پیش چشمانت
رأس بر نی مجسم است آقا
چشم تو یاد کربلا دریاست
همۀ روزهایت عاشوراست
می روی یاد کودکی از حال
پیر کرده تو را غم گودال
یاد آن خاطرات بارانی
شده کرببلا منا، ده سال
با غرورت چه کرده مرد صبور ؟
غارت گوشواره و خلخال
داشت در بین خیمه ها می سوخت
پدرت از خجالت اطفال
با تو گفته چه قدر اسرار از
دفن آن پیکری که شد پامال
وای از این اتفاق، هم بازیت
پیش چشمان تو شده بی بال
کربلا، کوفه، شام در دل توست
روضه های رقیه قاتل توست
رحیمیان

**

اى كه احمد مبتلاى روى توست
خرّمىِ باغ زهرا بوى توست
اى تمام اهل عالم سائلت
لعن و نفرینِ خدا بر قاتلت
اى كه علم از تو دو عالم یافتند
از چه رو قلب تو را بشكافتند
دور از رسم مودّت مانده‏اند
مردم جاهل یهودت خوانده‏اند
اشك صادق در غمت جارى شده
گوییا زهر عدو كارى شده
استخوان هاى تو را فرسوده‏اند
از چه پاهایت ورم بنموده‏اند
اى شده رخسار پُر نور تو زرد
كى توان درك غریبى تو كرد
باز برخیز اى عزیز مصطفى!
گو تو یا زهرا به امید شفا
آبروى هر دو عالم اسم توست
رخت احرامت كفن بر جسم توست

اى كه امر بر عزا بنموده‏اى
از مدینه تا مدینه بوده‏اى
خون رگ هاى بریده دیده‏اى
در كنار عمه‏ات رنجیده‏اى
آشنا هستى تو با سوز عطش
تشنه بودى خود در آن روز عطش
كام خشك شیر خواره دیده‏اى
حنجرى را پاره پاره دیده‏اى
ناظر آن دست هاى بسته‏اى
شاهد آن كودكان خسته‏اى
جواد حیدری

**

ای ولــیّ‌الله داور، السـلام
ای سلامت از پیمبر، السلام
حجّت خلاق اکبـر، السلام
زادۀ زهـرای اطهر، السلام
السلام ای باقـر آل ‌رسـول
چارمین فرزند زهرای بتول
ای نبی بـر تو فرستاده سلام
وی به زین‌العابدین، ماه تمام
هفتمین معصومی و پنجم امام
مکتبت تا صبح محشر، مستدام
تیغ نطقت می‌شکافـد، علم را
روح می‌بخشد مرامت، حلم را
ای سـلام ذات حـیّ داورت
بر تو و نطـق فضیلت‌ پرورت
علم آرد سجده بر خاک درت
حلم گردیده است بر دور سرت
نسل نوری هم ز باب و هم ز مام
خـود امام و مـادرت بنـت الامام
کیستـی ای آیت سـرّ و علن؟
تو هم از نسل حسینی، هم حسن
تو امـامت را روانـی در بـدن
ای ولایـت را چـراغ انجمـن
علم تو، علـم خداونـد جلیل
وحی باشد بر لبت بی‌ جبرییل
از درخـت علم، بَـر داریم ما
وز تو صد دریا گهر داریم ما
بس حـدیث معتبـر داریم ما
از شما کی دست برداریم ما؟
یابن زهرا سر برآور باز هم
«جابر جُعفی» بپرور باز هم
یابن زهرا گر چه با بغض تمام
حرمتت گردید پامال «هشام»
بر تنت آزار آمد صبح و شام
تو امامـی، تو امامی، تو امام
نور از هر سو که خیزد، دیدنی ست
چهرۀ خورشیـد کی پوشیدنی ست؟
تو خـزانِ بـاغ زهـرا دیده‌ای
تو تن بی‌سر به صحرا دیده‌ای
گـردن مجـروح بابا دیده‌ای
بر فراز نیـزه سرهـا دیده‌ای
کاش می‌دیدم چه آمد بر سرت
یا چه کرده کعب نی با پیکرت؟
تو چهل‌ منـزل اسارت دیده‌ای
از ستمکاران جسـارت دیده‌ای
خود عزیزی و حقارت دیده‌ای
تشنگی و قتل و غارت دیده‌ای
چار ساله، کـوه ماتم برده‌ای
مثل عمه، تازیانه خورده‌ای
شـام بـود و مجـلس شوم یزید
چشم تو چوب و لب خشکیده دید
گـه سکینه ناله از دل می‌کشید
گاه زینب جامـه بـر پیکـر درید
چشم بر رگ های خونین دوختی
سـوختی و سـوختی و سوختی
ای دل شیعـه چـراغ تــربتت
دیده‌هـا دریـای اشک غـربتت
سال هـا بـر دوش کـوه محنتت
روز و شب پامال می‌شد حرمتت
ظلم دیـدی در عیـان و در خفا
تـا شـدی مسمـوم از زهر جفا
ای به جانت از عدو رنج و عذاب
هم به طفلی، هم به پیری، هم شباب
قلبت از زهـر ستـم گردیــد آب
قبــر بـی‌زوّار تــو، در آفتــاب
وسعت صحن تو مُلک عالم است
لالۀ قبـر تو اشک «میثم» است
استاد سازگار

**

دشت بلا بود و دلم تنگ خدا بود
غرق نوا بود لبم محو دعا بود
سجده ی خوفی به در درگه جانان
سجده ی خوفم به روی خاک بلا بود
هر نفسم بی نفس تر از نفس قبل
ناجی انفاس من بوی شما بود
باقر آل نبی به شهر شررها
گاه نگاهش به زمین ، گاه هوا بود
وای سری روی نی غرق خروش است
زینب غمدیده غرق بغض ، خموش است
نیزه به دستی که نیزه بر سر ما زد
سنگ به اجسام ما ، بر پر ما زد
آمد و یک تکه سنگ پرت نمود و
سنگ به پیشانی سرور ما زد
با زدن سنگ به پیشانی ارباب
سنگ به پیشانی مادر ما زد
هیچ غذایی نخورده ایم پس از تو
طعنه به این پیکر لاغر ما زد
پیرزنی بت پرست در کَفَش آتش
حرف ز موی سر اکبر ما زد
وای سری روی نی غرق خروش است
زینب غمدیده غرق بغض ، خموش است
موی رقیه کشید و آه کشیدم
آه، رقیه دوید و آه کشیدم
با کرم سیلی دشمن نادان
آه، ز خوابش پرید و آه کشیدم
هر چه دوید از پی عمه ی زخمی
عمه ی خود را ندید و آه کشیدم
تا که سر عشق خویش بر سر نی دید
دل ز جهانش برید و آه کشیدم
با لگدی ایها العالم و آدم
قامت زینب خمید و آه کشیدم
وای سری روی نی غرق خروش است
زینب غمدیده غرق بغض ، خموش است

جعفر ابوالفتحی

*******************

از گلو ناله ی مرغ سحری افتاده
پی آن ناله دل دربدری افتاده
پسری دید که از زینِ به زهر آغشته
گوشه ی حجره دوباره پدری افتاده
غم یک عمر بلا پشت بلا پشت بلا
همچو یک زهر به جان جگری افتاده
مرگ نزدیک شد و اهل حرم می گریند
چشم بیمار پدر بر پسری افتاده
پسرم گریه نکن چونکه میان چشمت
از غم خون جگری ها اثری افتاده
پسرم! گریه فقط گریه به غم های حسین
سوی گودال دلم را گذری افتاده
کودکی بودم و دیدم که میان مقتل
تن خورشید کنار قمری افتاده
کودکی بودم و دیدم که ز سیمرغ دلم
ته گودال فقط مشت پری افتاده
دیده ام وقت اسارت که به پای عمه
بارها از افق نیزه سری افتاده

امیر عظیمی

***

ای یادگار تیره ی مردان راستین
ای شاه بیت پنجم غم نامه ی امین
پروردگار درد، خداوند اشک و آه
ای ماهِ خاک خورده تنِ آسمان نشین
گشتی بهانه ای و خدا عِلم آفرید
میراث دار علم خداوند عالمین
ای آفتاب، رشحه ای از روشنای تو
و ای ماهتاب در به درت در حجاز و چین
کاش از سرادقات جمال تو می گرفت
نوری دل سیاهِ سیه کارِ آهنین
لب باز کن که تشنه ی غم نامه خوانی ام
بکشا گره ز کار غزل های آتشین
آغاز کن چکامه ی یک دشت بی کسی
فریاد کن عروج تپش نامه ای حزین
هفتاد و دو سرود شکسته به روی خاک
یا ناله های قافله سالار بی معین
از دست آب آور نومید تشنه لب
از طفل خاک خورده ی بی شیر نازنین
تصویر کن که خون شود از وصفت آسمان
آن آتش فتاده به دامان و آستین
غوغای غارت و نفَس خسته ی امام
فریاد الغیاث حرم از شرار کین
از آن سری که بر سر سر نیزه شد بلند
از خون تازه ای که روان بود از وتین
از دست های بسته و از دست های باز
از چهره ی گشاده و از چشم… (نقطه چین)
آیینه ای که از هدف سنگ ها شکست
خورشید خون گرفته، که افتاد بر زمین
زندان کودکان بلا دیده، وصف کن
آغوش نیمه جان تو و دختری حزین
آن دختری که کُنج خرابه ز دست رفت
تنها به عشق پادشه عشق آفرین
برگشتن تو از سفر شام، معجزه است
ای یادگار قافله ی زخمگین دین
با یاد دختری که به خاک خرابه خُفت
خاکی ست قبر خاکی ات ای ماه پنجمین
در سینه ی تو دفن شده روضه های باز
تو امتداد روضه ی ناخوانده ای،… همین

حامد اهور

**

باز از دل ندای غم آمد
باز بر شماره دم آمد
باز یاسی ز شاخه اش بشکست
باز روحی ز جسم پاکش جَست
باز گویا زدیده خون آمد
بهر این غم به دل جنون آمد
یادگار غَمین کرب و بلا
خورده باده ز باده های بلا
او که از کودکی بلا دیده
روی نی شاه کربلا دیده
او که سیلی به صورتش خورده
رنگ نیلی به صورتش خورده
در تمامیِ راه کوفه و شام
زهر سیلی چشید، او در کام
بوده او چون کبوتری در دام
مردم کوفه دیده او بر بام
ذهن او پر ز خاطره هاست
او همان یادگار کرب و بلاست
همچو پیچک به دور خود پیچد
اشک نم نم ز چشم خود ریزد
گوید او چون به ناله ای جانسوز
این جگر شد ز سوز سَم پر سوز
بر تنم این شرر شده کاری
کار من گشته ناله و زاری
شده ام من شبیه مادر خویش
گشته جسمم شبیه او کم و بیش
مادرم در مدینه لاغر گشت
جسم من هم شبیه مادر گشت
مادرم سینه اش کبود از میخ
انتظاری جز این نبود از میخ
مادرم بین کوچه ای افتاد
دشمن از گریه های او شد شاد
حال من هم به حجره افتادم
زهر کینه بداده بر بادم
جعفر ابوالفتحی

**

من غصّه دار غصّه های بی قرینم
من کربلا را یادگار آخرینم

من یادگار روزهای خاک و خونم
من یادگار چهره های لاله گونم

من تشنگی را در حرم احساس کردم
یاد دو دست خونی عبّاس کردم

من کودکی بودم که آهم را شنیدند
دیدم سر جدّ غریبم را بریدند

من دیده ام در وقت تشییع جنازه
اسبان دشمن را که خورده نعل تازه

من با خبر هستم ز باغی بی شکوفه
خورشید را بر نیزه دیدم بین کوفه

گرچه کنون مسموم از زهر هشامم
من کشته ی ویرانه ای در شهر شامم

من روضه خوانی در منا برپا نمودم
خود روضه خوان قتل آن مظلوم بودم

من سوختم از داغ بانوی مدینه
سنگ مدینه می زدم هر دم به سینه

حالا که نقش زهر کین در سینه مانده
از جسم پاک من فقط یک اسم مانده

یارب قرارم را ز نیرنگش ربوده
در مجلس مستی مرا دعوت نموده

زهر عدو خون کرده قلب آتشین را
گریان نموده چشم زین العابدین را

حبیب الله موحد
**********************

زمینه /نوحه /واحد /شور

شور امام باقر علیه السلام

* سلام کلّ افلاک به محضر تو مولا

محبت تو باشد تمام هستی ما

تو باقرالعلومی منم گدای کویت

بُوَد همیشه هر جا روی دلم به سویت

مولا امامِ باقر

*سینه زنان داغت همیشه بی قرارند

به قلب عاشقِ خود شور مدینه دارند

دلم بگیرد آقا دم همه دم سُراغت

فدای آن مزارِ خاکی و بی چراغت

مولا امامِ باقر

*عنایتی کن آقا دلم شود خدایی

شوم شبیهِ خوبان شهید کربلایی

گریه کنم به یادِ لاله ی گشته پرپر

سینه زنم زداغِ تنی که گشته بی سر

یا حسین عزیز زهرا

دانلود سبک
**********************

واحد امام باقر علیه السلام

* ای دانش بی حدّت احیاگر دین حق

ای آینه ی ایزد ای نور مبین حق

ای خلق دو عالم مُحتاجِ دُعایت

یا حضرت باقر جانها به فدایت

یا حضرت باقر جانها به فدایت…

*دلخونِ غم بیداد از ماتم تو فریاد

از شعله ی زهر کین آتش به تنت افتاد

گریان شده چشمِ عالَم به فدایت

یا حضرت باقر جانها به فدایت

یا حضرت باقر جانها به فدایت….

*از چشم حسینی ها جاری شده دو زمزم

ای شاهد عاشورا جا مانده ی نسل غم

با یاد گلی که پرپر شده آنجا

یاد بدنی که بی سر شده آنجا

واویلا واویلا…

دانلود سبک

**********************

نوحه / واحد – شهادت امام باقر علیه السلام

* الا ای که نور خدایی ز رخسار تو گشته ظاهر

عقاید و اندیشه زنده شد از مکتب قالَ باقر

جواب کرامات و خوبی بگو از چه شد زهر کینه

تو جان دادی و در عزایت شده کربلایی مدینه

الا ای دو عالم حزینِ عزایت

غریبِ مدینه بمیرم برایت

باقرِ آل عبا یابن الزهرا…

*فدای مرام و خصانت وُجودِ همه عاشقانت

دعا کرده ای بر کسی که به تو کرده ظلم و اهانت

ببین دل پریشان و مضطر ز مرثیه ات مرد و زنها

عزای تو چون آتشی شد به جان و دل سینه زنها

ملائک به پایِ غمت غصه دارند

و با روضه هایت همه بی قرارند

باقر آلِ عبا یابن الزهرا…

* الا ای که با نوحه و دم رسیده به گردون نوایت

بیا و بگو بر محبین ز داغِ دل نینوایت

بگو از سرِ رفته بر نی بگو از دل پر بهانه

بگو از رخ خورده سیلی بگو از غمِ تازیانه

بگو ای که جانت شد از غصه بر لب

چه آمد چه آمد سرِ عمهّ زینب

یا حسین یابن الزهرا…

دانلود سبک

**********************

دم نوحه ایستاده – امام باقر علیه السلام

ای عزیز مصطفی امام ِ باقر/مسموم زهر جفا امام ِ باقر

جان ِ تو چه مظلومانه فدا شد/مادرت فاطمه صاحب عزا شد

واویلا واویلا آه و واویلا…

ای که شکافنده ی علم خدایی/تو شاهد روضه های کربلایی

ای احادیث تو فروغ مکتب/سلام ای یادگار داغ زینب

واویلا واویلا آه و واویلا…

مزار خاکی تو قبله ی دلها/نگاه لطف تو حلال مشکلها

مشکلم دوری از حرم شماست/حاجتم زیارت کرببلاست

واویلا واویلا آه و واویلا…

ما از شما توشه ی غم را میخواهیم/رزق گریه ی محرم را میخواهیم

گریه بر مصیبت سخت گودال/آن حرامی که شد بر کوفی حلال

واویلا واویلا آه و واویلا…

یادگار لاله های شده پرپر/ای شاهد غربت آن تن ِ بی سر

دیده ای بر روی نیزه سری را/شنیدی ناله های مادری را

واویلا واویلا آه و واویلا…

دانلود سبک

زمینه ، نوحه ،واحد و شور شهادت امام باقر (ع)

نوحه شهادت امام باقر (ع)
نموده اي برپا ، مکتـب حقايق
با احاديث خود، اي قرآن ناطق

مي ماند شيعه پا برجا، تا وقتي باشد بر لبها
قالَ الاِمامُ الباقِر ها
ـــــــــــــــــــــــــ
اهل آسمان ها، همه سيه پوشت
فـداي غربـتِ بقيـع خامـوشت

شيعه مهجور در ديارت ، کسي کنار مزارت
نمي شود عزادارت
ـــــــــــــــــــــــــ
آقا از کودکي ، دل تو شکسته
امان از کوفه و آن دستان بسته

چه ها ديدي در کربلا ، تا کوفه و شام بلا
رفتي همپاي نيزه ها

دريافت سبک

یوسف رحیمی

**************

با چش ترم سینه می زنم مثه پدرم سینه می زنم
به یاد تشنگی خیمه به یاد حرم سینه می زنم 2
همیشه غرق اشک و آهم
2 به یاد داغ قتلگاهم
می سوزم به یاد کرببلا/ به یاد خون خدا/ به یاد شام بلا 2

معنی بی تابی رو میدونم برای حرم زار و دلخونم
به یاد بی تابی رباب برای علی روضه می خونم 2
تشنگی برده بود امونش
می گردوند دور لب زبونش 2
می سوزم به یاد کرببلا/ به یاد خون خدا/ به یاد شام بلا 2

چی کشیدم از غصه های شام ناله می زنم با عزای شام
هنوز دارم خدا می سوزم با تهمت ناروای شام 2
رقیه بین کُند و زنجیر
می خوندش با نوای دلگیر 2
می سوزم به یاد کرببلا/ به یاد خون خدا/ به یاد شام بلا 2

رضا تاجیک

دریافت فایل
******************
با یاد خاطره هایم پر شده در شهر غربت ناله هایم
محزون و دلخسته، تنها مرد باقیمانده ی کرببلایم
وای امت کافر رسیدند اشک چشمم را ندیدند جد من را سر بریدند 2
واویلا واویلا

وای از آن دشت پر از خون قتلگاه و نیزه های سر شکسته
می بردند اهل حرم را به زیارت حسین با دست بسته
وای بر سر نیزه سر او روی ناقه خواهر او بین صحرا اکبر او 2
واویلا واویلا

وای از شام، نفرین و دشنام بارش سنگ از روی هر خانه ی شام
می گویند در بین میدان این جماعت گشته اند خارج ز اسلام
وای خطبه های عمه زینب شد به راه دین و مذهب باعث احیای مکتب 2
واویلا واویلا

رضا تاجیک

دریافت فایل

*******************

امام و رهبر ولایم – به بی کسی ها مبتلایم

چشمای من ابر بهاره – یادگار کرب و بلایم

گرچه غریب و بی کس و بی یارم

نداده نیزه ی عدو آزارم

بیاد شاه تشنه لب میبارم – ذکر حسینه ختم کارم

غریب آقام امام باقر مولا

یه عمریه محنت نصیبم – تو شهر مادری غریبم

یافاطمه میگم میسوزم – رفته زدست من شکیبم

آب شده پیکرم بیا ای مادر

بیا کنارم این دمای آخر

برات بمیرم که شدی زود پرپر- بیا کنارم بیا مادر

غریب آقام امام باقر مولا

از زهر کینه پیکرم سوخت – با گریه چشمای ترم سوخت

اومده یادم اون غروبی – که حرمت اهل حرم سوخت

یادم نمی ره خیمه ها شد غارت

گوشواره و خلخال پا شد غارت

وچادرا و معجرا شد غارت – امون امون ازین جسارت

غریب آقام امام باقر مولا

دوبند برای مدینه و غربت بقیع:

پر میزنه دلم زسینه – به شهر غم شهر مدینه

آتیش میگیرم وقتی چشمام – قبرای خاکیو می بینه

دلم بازم زیبی حیایی خونه

گریه تو چشمای ترم مهمونه

یاد بقیع کرده و هی میخونه – امون امون ازین غریبی

غریب آقام امام باقر مولا

هوای غم داره مدینه – نوای غم داره مدینه

یه دنیا بی کسی و درده – سوغات زوارِ مدینه

ذکر لب زائر ای وای مادر

همش میگن با گریه با چشم تر

مدینه کو قبر گل پیغمبر – بگو کجاس مزار مادر

وای مادرم وای مادرم وای مادر

دانلود سبک

**********************

زمینه

زظلم و جور اعدا ، شدی مسموم کینه
سیه پوش غم تو ، شده شهر مدینه
زند ام الائمه به سینه در عزایت
به سوز و ناله و اشک کند گریه برایت
وای – امون ای دل3

تویی آن یادگاری ، ز دشت کربلایی
تو وارث بر عزا و ، غم خون خدایی
فدای سوز و غم تو الا ای جان طاها
تو دیده ای روی نیزه سر خون خدا را
وای – امون ای دل3

رضا رسولی

دریافت سبک

***************************

گشته مسموم از جفا امام ِ باقر/ نور چشم ِ مصطفی امام ِ باقر

ای عالم ِ ای مُدبّر/ای نور حیّ قادر/مظلوم امام ِ باقر

در عزایت یا مولا گریه شد کار همه/آتش دلها شده ناله های فاطمه

یا مظلوم یا مظلوم ای پسر فاطمه…

جان احمد،حجت معبود سرمد/زهر کینه بر دل و جانت شرر زد

مظهر حق الیقینی/پور زین العابدینی/جان نثار راه دینی

جان ِ ما سینه زنها،فدای ماتم تو/گیرم وضوی غم از،چشمه ی زمزم تو

یا مظلوم یا مظلوم ای پسر فاطمه…

دیدگانت از غم و از غصه تر بود/شاهدی بر اشک چشمان پدر بود

زاده ی مرد بُکایی/همدم اشک عزایی/یادگار کربلایی

گریه ی بابای تو،زنده مینمود آقا/خاطرات گودال و،سر ِ از تن جدا را

یا مظلوم یا مظلوم ای پسر فاطمه…

دانلود سبک 

امیر عباسی

*****************

قسم به علم حضرت باقر مارو اهل دانش و تقوی کن

گره های کارهای دلارو به گل روی این آقا وا کن

یا الهی ای خدا چشامون بارونیه

غصه ی این دلامون اونی که می دونیه

شبیه اهل دو عالم روی لب نوحه داریم

عزای حضرت باقر شده و بی قراریم

آقام یا حضرت ِ باقر…

برا عزای حضرت باقر،حال و روز سینه زنا زاره

مثل تموم عترت طاها،مادرش فاطمه عزاداره

دوباره زنده به دل غم اون مولا شده

ناله ی ارض و سما آه و واویلا شد

آقا جون اشک ما با یاد غمِت میشه روون

یادگار غم زینب برامون روضه بخون

آقام یا حضرت ِ باقر…

مسموم شدی اما دیگه هرگز به تو اینسان جفا نشد آقا

با لب ِ تشنه رو خاک صحرا سرت از تن جدا نشد آقا

ناله داریم آقا جون یاد بین الحرمین

امون از بی کسی و لب عطشان حسین

کفنِت کرد پسرت اما می سوزیم ای آقا

بی کفن مونده تن ِ جدّ تو در کرببلا

حسین غریب کرببلا…

امیر عباسی

 دانلود سبک 

*****************

یا امام ِ باقر همیشه نوای منه/نوای منه

حاجت دیدار بقیعش دعای من/دعای منه

کعبه ی دلم صحن و سراش/دلخوشی من لطف و عطاش

به راه اسلام و دین حق/ایشالا بشه جونم فداش

سیدی یا باقرالعلوم…

سینه میزنم براش و او صدام میکنه/صدام میکنه

اون مادر قامت خمیدش دعام میکنه/دعام میکنه

ایشالا بین این روضه ها/با اشک جاری از هر دو عین

میگیرم از باقرالعلوم/رزق گریه های بر حسین

سیدی یا باقرالعلوم…

دلخوشی ِ ما یک لبخند ملیح حسین/ملیح حسین

وعده مون به زودی کنار ضریح حسین/ضریح حسین

آرزومند زیارتت/هستیم ای دلبر محترم

دلمون خیلی تنگه آقا/لطفی کن مارو ببر حرم

سیدی یا باقرالعلوم…

 دانلود سبک

امیر عباسی

**********************

ای مسموم کینه امام ِ باقر/غریب مدینه امام ِ باقر

گریم برایت/جانم فدایت/شهر مدینه شد کرببلایت

واویلا واویلا واویلا آه و واویلا…

نگاه رحمتت حلّ مشکلها/مزار خاکی ات بهشت دلها

رافع همه/حاجات مایی/مجاور قبر پاک زهرایی

واویلا واویلا واویلا آه و واویلا…

ای بر خیر البشر نور دو دیده/هستی روضه خوان سر ِ بریده

بودی یا مولا/یوم ُ العاشورا/شاهد گودال و هجوم ِ اعدا

واویلا واویلا واویلا آه و واویلا…

 دانلود سبک

**********************

یا باقر ِ آل عبا/ای یادگار کربلا…

جان علی و فاطمه/دلبند زین العابدین

جانها فدای راهت ای/فرزند زین العابدین

ای جان من،جانان من/ای ذکر تو درمان من

می باشد ای وجه خدا/خاک تو بر چشمان من

بر قلب ما یا سیدی/آتش زده سوز غمت

مسموم کینه گشته ای/گریم به یاد ماتمت

فرمانروای عالمین/ای بر نبی نور دوعین

ای مُحرم ِ حجّ عزا/ای شاهد داغ حسین

در گلشن سرخ وفا/دیدی گلی پرپر شده

در مقتل خون ِ خدا/دیدی تنی بی سر شده

در قتلگه افتاده بود/روح و روان مصطفی

سوز دل جن و مَلَک/داغ ذبیحاً بلقفا

رنج مُداوم دیده ای/هر جا و در هر مرحله

دور و بر تو بوده انده/شمر و سَنان و حرمله

 دانلود سبک 

امیر عباسی

**********************

*از غم دیرینه ای دلها شد مدینه ای

ما که به جمع لاله ها نپیوستیم ز جام سرخ عاشقی مستیم سائل باقرالعلوم هستیم

جانم فدای راه حضرت باقر(ع)

*تربت پاک شما در بقیع قلب ما

آقا در این تهاجمات بی همتا کنیم حمایت از شریعت ما به ذوالفقار قال باقر ها

جانم فدای راه حضرت باقر(ع)

*ناظر رنج و بلا شاهد کرببلا

آقا نموده ای راه بلا را طی تو دیده ای غصه ی پی در پی سر حسین فاطمه(س) بر نی

حسین آقام آقام آقام…

 دانلود سبک

*******************

*آه…به فدای آه باقرالعلوم راهِ حقّه راه باقرالعلوم

یوسف دلم میخواد که قسمتش بشه قعر چاه باقرالعلوم

ای امام پنجمین جانفدای راه دین

علم بی نهایتت رهنمای مسلمین

یبن الزهرا(س)…آه..

*تو چشای تو نگاه کربلا بوده ای تو بی پناه کربلا

تا به وقت جون دادن بودی آقا غصه دار سوز و آه کربلا

خونجگر چو لاله ای غرق سوز و ناله ای

روضه خون ماتمِ دختری سه ساله ای

آه…

*آه یادته تو شام کسی نداشت حیا یادته اهانتا و طعنه ها

آقا جون من و ببخش ازین سؤال یادته محله ی یهودیا

نور کوثر و زدن دخت حیدر و زدن

بانوی خمیده ی بی برادر و زدن

آه…

 دانلود سبک 

امیر عباسی

اشعار شهادت امام باقر(ع)92

من پنجمین ولی خداوند قادرم

همنام مصطفی و ملقب به باقرم

گنجینه ی علوم الهی است سینه ام

از نسل سفره دار کریم مدینه ام

مشهور شهرم و کرم ابراز می کنم

با یک نظر ز کار گره باز می کنم

قبل از تهجد شب آن عشق بازی ام

شهر مدینه شاهد سائل نوازی ام

همیان به دوش کوچه ام و ذره پرورم

ناز گدای شهر به یک غمزه می خرم

بانی روضه های غروب منا منم

پرچم به دوش ماتم کرببلا منم

من شاهد مصیبت عظمای عالمم

من شاهد غریبی آقای عالمم

سجاد زاده ام پسر مرد گریه ام

من آشنای غربت هم درد گریه ام

با چشم خویش واقعه ایی دیده ام عجیب

احرام بسته، قافله ایی دیده ام غریب

با حاجیان فاطمه تا همسفر شدم

از سرّ عشق بازی حق با خبر شدم

آنان به کوی نسل الهی قدم زدند

زیباترین منای خدا را رقم زدند

دیدم که آب تحفه ی نایاب می شود

کودک چگونه تشنه و بی تاب می شود

دیدم چگونه جسم جوان خرد می شود

شخصیت امام زمان خرد می شود

دور امام نیزه و شمشیر دیده ام

در گودی گلو اثر تیر دیده ام

دیدم مفاصلی که ز هم دور می شود

شاهی به ضرب نیزه ایی منحور می شود

خنجر به دست شمر به گودال می رود

زهرا کنار پیکرش از حال می رود

چکمه به پا به جانب مقتل دوید وای

روی ضریح سینه ی جدم پرید وای

این جا به بعد مهر سکوتی بر این لب است

گودال بوسه گاه خصوصی زینب است

قاسم نعمتمی
********************
باید گریست با همه ی ناله دارها
بر کربلا و قافله ی یادگارها
تنهاترین امام که مانده ز کربلا
رنجی کشیده از همه ی روزگارها
می گفت با هزار گِرِه از گلوی زخم
با هر بهانه ای سخن از بی قرارها
می گفت با کنایه که من دیده ام به چشم
آتش به خیمه ها و شروع فرارها
من دیده ام که راه، به اطفال بسته بود
سر بود و سنگ و سیلی سخت سوارها
دیدم به چشم خویش که دستان اجنبی
معجر کشید از سر عصمت مدارها
دیدم که رحم، در دل بی رحمشان نبود
مزدورهای در طمع گوشواره ها
دیدم شرارِ دامن آتش گرفته را
آن شب که شد ستاره هم آغوش خارها
با شعر و طنز و طعنه به ما لطمه ها زدند
چون تیر کینه بود، تمام شعارها
با این که زخم نیزه جگرهای ما درید
آه از هجوم زخم زبان و نثارها
هوراکشان رسیدن ما را صلا زدند
با پایکوبی و به صدای هَوارها
ما را چنین خرابه نشینی روا نبود
با جامه های پاره و تحقیرِ بارها
هفتاد و دو شهید، متاع قلیل ماست
آن کشته های بانی این اقتدارها
ما ارث غم ز فاطمه داریم یادگار
این ارث ها بماند و این یادگارها
زهر جفا به پیکر من مرهم است و بس
زخم جگر دوای تمامی کارها
خاک بقیع مدفن زهراییِ من است
کرب و بلای ماست به گوشه کنارها
تا روز انتقام خدایم گواه من
یاری کنند اشک مرا خیل یارها
چشمان انتظار، عجب آبدیده شد
آخر به انتها برسد انتظارها
محمود ژولیده
**********************

ای به سینه ات پنهان گنج های قرآنی

علم را شکافنده با کلام نورانی

مظهر جمال حق در لباس انسانی

صد چو بو علی پیشت کودک دبستانی

هم سپهر را محور هم وجود را بانی

کنیه ات ابا جعفر خود محمّد ثانی

آسمان دانش را آفتاب تابنده

مشعل حقایق را منطقت

خصم را پذیرفته با لب پر از خنده

دوست خرّم و خندان دشمن از تو شرمنده

خلق را خداوندی ای خدای را بنده

نیست بنده ای چون تو با جلال ربّانی

ای هزار کوه طور غرق در یم نورت

صد چو موسی عمران نقش وادی طورت

هم ملک به فرمانت هم فلک به دستورت

خازن است مسکینت مالک است مأمورت

ای دعای عاشورا از کلام پر شورت

داده نور بر دل ها زین دعای نورانی

قدسیان به قصد قرب می برند نامت را

عرشیان به شوق و شور سر کشند جامت را

خسروان غلامانند سیّدی غلامت را

وصف کرده در قرآن کبریا مقامت را

جابر از سوی احمد آورد سلامت را

چشم او شده روشن از عنایتت آنی

تو سپهر انورای تو یم تجلاّیی

برد و فاطمه فرزند با جمال یکتایی

روح پاک سه روحی دُرّ چار دریایی

پنجمین ولی الله باب هفت مولایی

بلکه شش جهت را نیز ماه عالم آرایی

هشت خلد را صاحب نُه سپهر را بانی

ای مدینه ی دلها تا ابد بقیع تو

ابر کلّ رحمت ها بخشش سریع تو

چرخ پیر با عمرش کودک رضیع تو

آسمان مطیعش باد هر که شد مطیع تو

عرش کبریا ز آغاز خانۀ رفیع تو

بلکه عرشیان را بر خاک تو است پیشانی

*********************
در میان قنوت چشمانم
عکس یک قبر خاکی افتاده
سنگ غربت شکسته بغضم را
دیده ام،صبر خود ز کف داده

کاروان دل شکسته ی من
رهسپار بقیع ویران است
زائرم،زائر امامی که
از غمش سینه بیت الاحزان است …

با سلامی به محضرت آقا!
پر کشیدم شبیه بال نسیم
السلام علیک یابن شهید
السلام علیک یابن کریم

آسمان کبود چشمانم
باز امشب بهانه می گیرد
در جوار مزار خاکیتان
مرغ دل آشیانه می گیرد

روز و شب دارم این نوا آقا
از چه بی بارگاه گردیدی؟!
با هزاران مُرید درگاهت
از چه رو بی پناه گردیدی؟!

ای امامی که غربت ارث شماست!
شعله می بارد از گلستانت!!!
زهر کینه چه بر سرت آورد؟!
پدر و مادرم به قربانت

گر چه از زهر کینه می سوزی
شعله های غم تو دیرینه است
قدر کرب و بلا،بلا داری
این همان راز آه آیینه است

خاطرات درون ذهنت را
نیمه شب ها مرور می کردی
یاد غم های روز عاشورا
پلک خود را نمور می کردی

دیده ای در سنین کودکی ات
بین گودال،جسم بی سر را
چه کشیدی در آن غروب غریب
تا شنیدی صدای مادر را

ضرب سیلی و صورت نیلی
ظلم های امیه را خواندی
زیر لب با نوای جانسوزت
روضه های رقیّه را خواندی

لا به لای صدای تیر و کمان
ناله های رباب می آمد
چه بلایی سر علی آمد؟
که حسین با شتاب می آمد

مشک سقّا و اشک اهل حرم
گویی از حلقه اش نگین افتاد
لحظه ها لحظه های غارت شد
تا که عباس بر زمین افتاد
محمد فردوسی
*****************
سینه ام چون تلاطم دریا
چشم من چشمه ی غم دنیا

داده ام این دل اسیرم را
دست بال و پر کبوترها

همره بالهایشان بردند
تا بسازند سایبانی را

سایبانی برای خاک بقیع
حائلی بین آفتاب آنجا

بوی غربت هزار سالی هست
که از آن خاک می رود بالا

غم میان دلم چو زائر شد
غصه دار امام باقر شد

زهر دادند عمق جانت را
تیره کردند آسمانت را

و گرفتند با شراب زهر
قوت دست مهربانت را

مگر آن چشم ها نمی دیدند
بال پرواز بی کرانت را

دم آخر مرور می کردی
روضه ی درد بی امانت را

به خدا چشم های تو می دید
رخ نیلی عمه جانت را

داغ بازار شام یادت بود
بارش سنگ بام قوم یهود

در میان شلوغی و فریاد
بین آشوب شهر سنگ آباد

وقت آغاز سنگ باران ها
عمه زینب نجاتمان می داد

پیش چشم رباب بی کودک
پیش بابای بی کسم سجاد

سر اصغر که بی تعادل بود
از روی نیزه بارها افتاد

تازیانه به هر طرف می برد
کودکان را چو کاه بر روی باد

دیدم آنجا تمام غم ها را
زخم زنجیر پای بابا را

مسعود اصلانی
***************
امشب از آسمان چشمانت
دسته دسته ستاره مي چينم
در غزل گريه‌ي زلالت آه
سرخي چارپاره مي بينم
**
زخمهاي دل غريبت را
مرهم و التيام آوردم
باز از محضر رسول الله
به حضورت سلام آوردم
**
در شب تار تيره فهمي ها
روشني را دوباره آوردي
آسمان را کسي نمي فهميد
تا که با خود ستاره آوردي
**
ساحت مستجاب سجاده!
بندگي را تو يادمان دادي
دل ما شد اسير چشمانت
دلمان را به آسمان دادي
**
آيه آيه پيام عاشورا
در احاديث روشنت گل کرد
امتداد قيام عاشورا
در تب اشک و شيونت گل کرد
**
دم به دم در فرات چشمانت
ماتم کربلا مجسم بود
چشمه تو لحظه اي نمي آسود
همه‌ي عمر تو محرم بود
**
چلچراغي ز گريه روشن کرد
در دلم اشک بي امان تو
تا هميشه مناي چشمانم
وقف اندوه بي کران تو
**
در غروب غريب دلتنگي
ناگهان حال تو مشوش شد
جان من! روي زين زهرآلود
پيکرت سوخت غرق آتش شد
**
گرچه از شعله هاي کينه شان
پيکر تو سه روز مي سوزد
ولي از داغهاي روز دهم
جگر تو هنوز مي سوزد
**
آه آتشفشان چشمانت
دير ساليست بي گدازه نبود
همه‌ي عمر خون دل خوردي
داغهاي دل تو تازه نبود
**
ديده بودي سه روز در گودال
پيکر آسمان رها مانده
سر سالار قافله بر ني
کاروان بي امان رها مانده
**
چه کشيدي در آن غروبي که
نيزه ها ازدحام مي کردند
سنگها بر لبي ترک خورده
بوسه بوسه سلام مي کردند
**
دل تو روي نيزه ها مي رفت
دستهايت اسير سلسله بود
قاتلت زهر کينه ها، نه نه!
قاتلت خنده هاي حرمله بود
**
جان سپردي همان غروبي که
عشق بر روي نيزه معنا شد
دل تو در هجوم مرکب ها
بين گودال ارباً اربا شد

یوسف رحیمی
****************
بين نماز ، وقت دعا گريه مي كني
با هر بهانه در همه جا گريه مي كني

در التهاب آهِ خودت آب مي شوي
مي سوزي و بدون صدا گريه مي كني

هر چند زهر قلب تو را پاره پاره كرد
اما به ياد كرب و بلا گريه مي كني

اصلاً خود تو كرب و بلاي مجسّمي
وقتي براي خون خدا گريه مي كني

آب خوش از گلوي تو پايين نمي رود
با ناله هاي وا عطشا گريه مي كني

با ياد روزهاي اسارت چه مي كشي ؟
هر شب بدون چون و چرا گريه مي كني

با ياد زلفِ خوني سرهای ني سوار
هر صبح با نسيم صبا گريه مي كني

هم پاي نيزه ها همه جا گريه كرده اي
هم با تمام مرثيه ها گريه مي كني

ديگر بس است « چشم ترت درد مي كند ! »
از بس كه غرق اشك عزا گريه مي كني

یوسف رحیمی
*****************
عاقبت آه کشیـدم نفس آخر را
نفس سوخته از خاطره ای پرپر را

روضه خوانی مرا گرم نمودی امشب
روضه ی آنهمه گل، آنهمه نیلوفر را

آخرین حلقه ی شبهای محرّم هستم
شکر، ای زهر ندیدم سحـری دیگر را

باورم نیست هنوز آنچه دو چشمم دیده است
باورم نیست تماشای تنی بی سر را

باورم نیست غروب و حرم و آتش و دود
دیدن سوختن چارقد دختر را

غارت خود و علم، غارت گهواره و مشک
غارت پیرهـن و غـارت انگشتر را

ذوالجناحی که ز یالش به زمین خون می ریخت
نیـزه هایی که ربـودند سر اصـغر را

آه در گوشه ی ویرانه که دق مرگ شدیم
تا که همبازی من زد نفس آخر را

کمک عمّه شدم تا بدنش خاک کنیم
بیـن زنجیر نهـان کرد تنی لاغــر را

چنگ بر خاک زدم تا که به رویش ریزم
سرخ دیدم بدنش… تکّه ای از معجر را

حسن لطفی

****************
هزار خاطره ی غم نمی رود از یاد
غروب سرخ محرم نمی رود از یاد

به گاهواره ی خالی اصغرم سوگند
رباب و خیمه ی ماتم نمی رود از یاد

فرات بود و عطش بود و کودکان حرم
خروش غیرت زمزم نمی رود از یاد

دمی که هستی زینب ز روی زین افتاد
همان مصیبت اعظم نمی رود از یاد

به دشت دختر و زنها برهنه پا و دوان
بدون یاور و محرم ، نمی رود از یاد

به شام بر سر ما سنگ می زدند از بام
بلاي شهر جهنم نمی رود از یاد

به شهر شام ، به بزم یزید ، بین طشت
سر شکسته و درهم نمی رود از یاد

رضا رسول زاده
**************
مردی از خانوادهٔ خورشید
امتداد غم امام شهید

انعکاس صدای عاشوراست
روضه های غروب مناست

مرد سجاده، مرد نافله ها
مرد شب زنده دار قافله ها

مردی از جنس آیه تطهیر
خستگی های بردن زنجیر

هم سفر با ستارهٔ غم هاست
«کربلا زاده» محرّم هاست

هم نژاد امام بی کفنان
دومین مرد کاروان زنان

راه طی کردهٔ بیابان ها
قدم زخمی مغیلان ها

یاد خون طپندهٔ گودال
خنده های زنندهٔ گودال

زخم بال و پر کبوترها
پا به پای اسارت سرها

غیرت دست بسته محمل
شاهد التماس دخترها

کوچه کوچه؛ گذر گذر، همه جا
هم رکاب صدای حنجرها

برگ سبزی است با نشانهٔ سرخ
کودک زیر تازیانهٔ سرخ

طفل رفته، خمیده برگشته
باغ گل رفته چیده برگشته

آفتاب کمی غروب شده ست
گل یاس بنفشه کوب شده ست

آشنای صدای سلسله هاست
سوزش ناگهان آبله هاست

او که آیینهٔ محرم بود
گریه هایش به رنگ ماتم بود

از ستاره گرفته تا شبنم
از بنفشه گرفته تا مریم

همه محو صدای او هستند
پای مرثیه های او هستند

علی اکبر لطیفیان
*********************
هفتم ماه است و باید چشم ها گریه کنند
پا به پای روضه های هل اتی گریه کنند

این قبیله بی نیاز از روضه خوانی منند
که فقط کافی است گویم کربلا گریه کنند

با همین گریه است که یک چند روزی زنده اند
پس چه بهتر اینکه بگذاریم تا گریه کنند

حال که گریه کن مردی ندارد این غریب
لااقل زن­ها برایش در منا گریه کنند

هر زمانی که میان خانه روضه می گرفت
امرش این بود اهل خانه با صدا گریه کنند

با سکینه می نشیند شیعتی سر می دهد
آه جا دارد تمام آب ها گریه کنند

چشم او شام غریبان دیده بین شعله ها
عمه هایش در هجوم اشقیاء گریه کنند

یاد دارد کعب نی هایی که مانع می شدند
چشم های زخم آل مصطفی گریه کنند

در قفای ذوالجناح با عمه آمد قتلگاه
انبیاء را دید با خیر النساء گریه کنند

عمه دردانه اش جان داد تا اهل حرم
یا شوند آزاد از زنجیر یا گریه کنند

یاد موی خاکی همبازی اش تا میکند
دخترانش مو پریشان ای خدا گریه کنند

جواد حیدری

******************
از سوز زهر پیکرم آتش گرفت و سوخت
یارب ز پای تا سرم آتش گرفت و سوخت

مسمومم و زبانه کشد شعله از تنم
از این شراره بسترم آتش گرفت و سوخت

من یادگار کرب و بلایم که روز و شب
با روضه هاش خاطرم آتش گرفت و سوخت

مي سوخت بين تب تن بابا به خيمه ها
صد بار قلب مضطرم آتش گرفت و سوخت

هنگامه ی غروب که غارت شروع شد
هر کس که بود در حرم آتش گرفت و سوخت

یک زن نمانده بود که شعله به تن نداشت
چادر نماز مادرم آتش گرفت و سوخت

خنده دگر ندید کسی بر لب رباب
تا جای خواب اصغرم آتش گرفت و سوخت

در کوفه تا كه رأس حسين شهيد را
دیدم به نیزه ، حنجرم آتش گرفت و سوخت

آتش به جان آل پيمبر شد آشنا…
از آن زمان که مادرم آتش گرفت و سوخت…

رضا رسول زاده
****************
ای شیعة ثانی عشرحضرت باقر
دین زنده شده از هنر حضرت باقر
بخشید به اسلام مبین گرمی ورونق
گنجینة غرق گهر حضرت باقر
تا روز قیامت همه چون آینه ماتند
از دانش و علم و هنر حضرت باقر
زینت ده توحید پرستان جهان است
گلزار گل و بارور حضرت باقر
قدسی نفسان حرم قدس ندیدند
جز نور خدا در نظر حضرت باقر
مرغان دعا تا حرم دوست رسیدند
درسجدة شام وسحر حضرت باقر
جابر چه صمیمانه ز درگاه پیمبر
آورده سلامی به بر حضرت باقر
از فتنه بپرهیز که این بارگران است
باری که کند خم کمر حضرت باقر
عمری زغم کرب وبلا خون جگر خورد
قربان دل وچشم تر حضرت باقر
پیوسته غم فاطمه و غربت حیدر
آتش زده بر بال وپر حضرت باقر
زهر ستم وکینة بیداد چه کرده است
با جان و دل و با جگر حضرت باقر
افسوس که در سوک نشسته است مدینه
زین داغ گران با پسر حضرت باقر
دادند مرا کوثر توفیق «وفائی»
تا آن که شوم نوحه گر حضرت باقر
وفایی
*******************
تو که بر چشم خلق جا داری

نوری و جلوه ی خدا داری

نور چشمان حضرت سجاد

ریشه در باغ هل اتی داری

ثمر نخل احمدی که نسب

ز حسین و ز مجتبی داری

پسر سیّد البُکاء هستی

سرگذشتی پر از بلا داری

یادگاری ز لاله های عطش

بر دلت داغ کربلا داری

تو غروب سپیده را دیدی

عمّه ی قد خمیده را دیدی

همه جا گرد غصه پاشیدند

با سر تیغ و نیزه گل چیدند

دست های سیاه بر سر تو

سنگ های کبود باریدند

چشم هایی که گریه می کردند

سیلی و تازیانه می دیدند

مردم کوچه ی یهودی ها

دور سرها مدام رقصیدند

بی ابالفضل، کودکان یتیم

روی خشت خرابه خوابیدند

این همه غم که بر سرت آمدند

کودکیِ تو را رقم می زد
علی صالحی
******************
دلی شکسته وچشمی زگریه،تردارم

گشوده ام پر اگر نیت سفر دارم

اگرچه ماه محرم خزان شدم اما

همیشه چند دهه روضه در صفردارم

همه زمرگ پدر ارث می برند ومن

بساط گریه ام ارثی ست کز پدر دارم

هشام!زخم دلم که برای حالا نیست

من از غروب دهم زخم بر جگر دارم

زمانه دست زقلب شکسته ام بردار

من از بریدن رأسش خودم خبر دارم

به یاد ساقی لب تشنه امام شهید

میان قاب دلم عکسی از قمر دارم

اگرچه قصه من مال سالها پیش است

همیشه یک سر برنیزه در نظر دارم

غروب کرببلا زخمهای سختی داشت

ولی زشام بلا زخم بیشتر دارم!

از اینکه بودم واصغر زنیزه می افتاد

غرور له شده و آه شعله ور دارم

دلم گرفته از اینکه نشد درآن ایام

زروی دست رقیه طناب بردارم

مهدی نظری
*******************
پنجمین شمس فروزنده عالم هستم

آخرین حلقه شبهای محرم هستم

شود از تربت بی شمع و چراغم معلوم

سند غربت ذریه آدم هستم

منکه در کودکی ام غُصه فراوان دیدم

از همان روز عزادار و پر از غم هستم

اولین گریه کن روضه گودالم من

روضه خوانِ حرم حضرت خاتم هستم

دست و پای پدرم را به طنابی بستند

باز با یاد رخش چشمه زمزم هستم

رضا باقریان
******************
خـــاطراتش قشــنگ و زيبا بود
عطر سيب و اقاقيا می داد

روزهای خوشش دگرگون شد

گـــذرش تــا بـه کـــربلا افتــاد

داغ هفــتــاد و دوشقایق را

بر سرشانه های خود حس کرد

رنج زنجیر و درد سـلسله را

برمچ دست وپای خود حس کرد

روی آییـنه ي غــروردلش

زیر بــاران سنگ چین افتاد

دید خورشید را که چنـدین بـار

از سـر نیــزه بر زمین افتـاد

 گـریه های رقیه را می دید

کــوه فریـاد درگلویش بود

محمل بازعمـه پشتِ سرش

ســرعبــاس روبـرویش بود

دید از زیــر نیــزه ي جدش

برزمین، قطره قطره خون می ریخت

دیــد در کــوفه دشمن نــامرد

سر او را به شاخه ای آویخت

کودکان چموش سنگ بدست

پـای ناقه به جــانش افتادند

مردمان حرامـزاده شام

خـارجی زاده اش لقب دادند

از سـربام خـاک و خاکـستر

نقل سر بود و؛ فرش راهش بود

چشم ناپاک شهر را می دیـد

غــم نـاموس در نگاهش بـود

غیـــرتش را بــه جـوش آوردند

نیزه داران مستِ سکه پرست

چــهره ي ســرخ عمـــه را تا دید

مثـل عباس چـشم خـود را بست

وحيد قاسمي
****************
زخمی زهری بود و بر غم مبتلا بود

زهر جگر سوزی که بر دردش دوا بود

پنجاه سالِ عمر او با درد بگذشت

پنجاه سال، او روضه دار کوچه ها بود

تب می نمود و یاد مادر گریه می کرد

او خوب با سردرد و سیلی آشنا بود

لب تشنه بود و زهر آتش زد به جانش

چون یادگاری حسین و مجتبی بود

عادت به «لایوم کیومک» داشت حرفش

یعنی گریز حرف هایش کربلا بود

در خاطرش مانده شلوغی های گودال

جد غریبش را که زیر دست و پا بود

جد غریبی که لباسش را ربودند

غسل و کفن، زخم زیاد و بوریا بود

جد غریبی که سرش منزل به منزل

گاهی به نیزه، گاه در طشت طلا بود

رنگ رخ او شد کبود و زرد؛ جان داد

مانند دایی قاسمش از درد جان داد

محسن حنیفی
*****************
از سوز تشنگی جگرم ناله می کند
نذر حسین، روضه ی ده ساله می کند
یاد لبان خشک و عطش خورده ی حسین
بین دو نهر آب مرا واله می کند
آری منای من شده یک عمر خون دل
این غم مرا شبیه به آلاله می کند
امروز یاد کرب و بلا می کشد مرا
در گلشن بقیع، مرا لاله می کند
من آشنای کعب نی و تازیانه ام
زخمم نظر به گریه ی غسّاله می کند
از بس که سر به پیش نگاه ترم شکست
چشمم عجیب همدمی ژاله می کند
نوری که بود شاهدم از قتلگاه سرخ
حالا چه سبز دور سرم هاله می کند
این مادر است و این پدر و جدّ اطهرم
زهرا مرا خلاص ز قتّاله می کند
یادش بخیر محفل عمّه سه ساله ام
یاد خرابه روز و شبم ناله می کند
هر گاه یاد کوفه و شام بلا کنم
بغضم هنوز، لعنت دجّاله می کند
کف می زدند و تابع رقّاصه می شدند
دردم از آن اهانت رجّاله می کند
هر که شبیه من ره این کاروان گرفت
خود را به آه فاطمه هم ناله می کند
یا جدّی الغریب فدای غریبی ات
صوت الحزین، هنوز مرا ناله می کند
شاعر : محمود ژولیده
*****************
آن دم که رفت بر سر نی رأس آن شهید

شاید شبیه عمه ي تو قامتت خمید

و آن دم که گوشواره ز گوش سکینه رفت

شاید که گیسوان تو یک لحظه شد سپید

سید علی احمدی (فقیر)

*************
یک سبد یاس در بغل دارم

آسمانی پر از غزل دارم

بی خودی شاعرم نکردی که

به سرم شور لم یزل دارم

بار دیگر گرفت دستم را

طبع شعری که از ازل دارم

غزل از جنس لیلی و مجنون

مثنوی های بي مثل دارم

مطلع هر قصیده ام اين شد

دلبری ناب و بی بدل دارم

من و قربانی مرام تو؟؟

دم “أحلی من العسل” دارم

من بر آنم که قید غم بزنم

و برای شما قلم بزنم

مَثَل صبح صادقی آقا

روشنی مشارقی آقا

مددی یا محمد بن علی

ولی الله لایقی آقا

با کلامت مرا مسلمان کن

که تو قرآن ناطقی آقا

“جابر” از محضرت تلمذ کرد

تو بزرگ نوابغی آقا

تو که خلق “زراره” ها کردی

گردن من که خالقی آقا

تو خودت شاهدی که میخوانم

روز و شب “لاأفارق” ی آقا

عالِمُ السِرِّ فِی النّجُومی تو

سَیِّدی باقرالعلومی تو

ما مقلد تو مقتدای ما

ما مصفا تویی صفای ما

همه هستی ما برای شما

نوکری شما برای ما

یا من أرجوه بحق “ماه” رجب

گره خورده به تو دعای ما

مادرت دختر کریم خدا

تو خودت حجت خدای ما

نفس تو حیات می بخشد

نوه ی شاه نینوای ما

تربتت گرچه خاکی است اما

درگهت باب التجای ما

تو خودت قول داده بودی که …

پس چه شد إذن کربلای ما

نه فقط پیر شیعیان هستی

بلکه آقا تو روضه خوان هستی

کربلا کرب و البلا دیدی

غم و اندوه بچه ها دیدی

سوی گودال رفتی آقاجان

و “ذبیح من القفا” دیدی

کربلا غصه ها عذابت داد

خواهری زیر دست و پا دیدی

روی نی راس سیدالشهدا

روی نی گیسوی رها دیدی

کوچه پس کوچه های کوفه وشام

عده ای در برو و بیا دیدی

تا میان خرابه هم رفتی

گریه های رقیه را دیدی

بی گمان ذره ذره جان دادی

سر و تشت و پیاله تا دیدی

خاطراتی به سینه ات باقی ست

گریه هایت ز غربت ساقی ست
عليرضا خاكساري
****************
سرچشمه ي تمامي انديشه هاي ناب

دانش پژوه مدرسه ي عشق بو تراب

اوصاف پاكتان چقدر بي نهايت است!

يك خط ز مدحتان شده موضوع صد كتاب

شك كرده ايم! اهل زمين باشي اي عزيز

اي جلوه ي جلال خدا در پس حجاب

امشب دوباره حضرت خورشيد اهل بيت

از ماوراي فاصله ها بر دلم بتاب

ما را دعا كنيد همين لحظه از بهشت

آقا دعايتان همه دم هست مستجاب

اين چهره ي سياه مرا هم نگاه كن

شايد به ياد آوريم در صف حساب

من از پل صراط جزا با نگاهتان…

… مانند باد مي گذرم تند و پر شتاب

ساعي ترين مدرس آداب زندگي

شيوا سخن، مفسر آيات بندگي

قله نشين دانش و دين، اي طلايه دار

كاوشگر رموز سماوات كردگار

تيغ كلام نغز شما در مناظره

پِي كرده است مركب دجال روزگار

هر كس كه خواست پيش شما قد علم كند

گشته ميان معركه ي بحث تارومار

كوه بزرگ حادثه را بر زمين زدي

انگشت بر دهان شده اين چرخ كجمدار

اين چه تواضعي ست امام فرشته ها!

داري به پاي خويش دو نعلين وصله دار

آقا شما كه واسطه ي فيض عالميد

حيف است مانده ايد در اين شهر بي بهار

اي كاش سمت كشور ما هم مي آمدي

پس لا اقل به خانه ي قلبم قدم گذار

اي خضر مست ميكده ي چشمه ي حيات

من تشنه ام‌‌ـ شبيه خودت ـ تشنه ي فرات

آموزگار مبحث جغرافياي دين

استاد فقه و خارج دانش سراي دين

دار و ندار زندگي ات را تو ريختي

تا آخرين دقايق عمرت به پاي دين

از ابتداي كودكي ات خونجگر شدي

زخم زبان و طعنه شنيدي براي دين

با خشت خشت اشك نماز شب شما

مستحكم است تا به ابد پايه هاي دين

اي يادگار كرب و بلا، زير كعب ني

سهمي عظيم داشته اي در بقاي دين

ديدي سر بريده ي عباس را به ني

بر شانه ي كبود نهادي لواي دين

از ناي زخم خورده تان مي رسد به گوش

در مجلس يزيد، صداي رساي دين

با اشك و آه، شعله به آيينه مي زدي

عمري به ياد كرببلا سينه مي زدي
وحید قاسمی
*****************
باید به فکر قافیه های جدید بود

در شهر غمزده به هوای امید بود

باید به مثنوی پر و بال عقاب داد

شوری برای خلقت یک انقلاب داد

باید تلنگری به تکاپوی سینه زد

با بیتهای شعر پلی تا مدینه زد

باید سراغ زمزمه ای عاشقانه رفت

در جستجوی شوق به هر بی کرانه رفت

باید برای فصل رجب واژه آفرید

شاید هوای وصل و طرب سوژه ای جدید

ماهی که مات روشنی اش میشود نجوم

راهی به سمت یا علی از باقرالعلوم

نفسی که شد نَفَس نَفَسش بی حد و عدد

با دیدن هلال رجب یا علی مدد

پای رجب رسیده به شهر نوشته ها

گل شد تمام گفته و گل شد شنفته ها

تسبیح عاشقیِّ دل شاد یا علیست

سبُّوح حمد حضرت سجّاد یا علیست

نور مبین ذات خدا در زمین ببین

آمد اصول دین پسر زین العابدین

باقر بقای علم لدنِّی ِّ مصطفاست

باقر بنای نام علی با همان صفاست

باقر شکوه عاشقیُّ و عشق خالق است

دار و ندار سینه ی پرشور صادق است

باقر نمای تشنگیُّ و نای زندگی ست

اوج غم و عروج تولّا و بندگی ست

پرورده ی نیایش شبهای نافله

همبازیِّ سه ساله ی همپای قافله

یادآور حماسه ی عبّاس در نبرد

تیرش جواب طعنه شد و قلب فتنه سرد

شرحی برای درک معانیِّ فاطمه

راهی به سوی ربُّ و مبانیِّ زمزمه

حبَّش کلید برتریِّ محشریِّ ماست

نامش زمینه ی نفس حیدریِّ ماست

ای شاهد شهادت گلهای آفتاب

اشک دو چشم کودکیَّت مات مشک آب

یادت نمی رود سفر پای نیزه ها

دیدار قتلگاه و وداع با جنازه ها

برگ گل و فشار غل و طعنه و عذاب

بزم می و جفای نی و مجلس شراب

تو روضه های آه رباب و سکینه ای

یک کربلا عذاب و عطش در مدینه ای

آنروز شعله آمد و سوزاند خیمه گاه

امروز مانده قبر تو بی شمع و بارگاه

اصلاً سقیفه آمده همواره لج کند

محتاج شیعه را به دعای فرج کند

آقا بیا که آمدنت آرزوی ماست

عمریست بغض دوریِّ تو درگلوی ماست
: حسین ایمانی
*******************
ای که نسلت از تبار کربلا

ای که هستی داغدار کربلا

نور حق، سوم بهار کربلا

یا محمد، یادگار کربلا

کربلا آتش به دلها میزند

شعله ها برقلب زهرا میزند

یاد آقای غریب و بی کفن

ذکر سقا و عموی پاره تن

بردن هم معجر و هم پیروهن

ضربه های پای دشمن بر دهن

در دلت داغ عظیمی شد به پا

جان تو،اقا،گرفته روضه ها

یاد ذبح روز عاشورا ،حسین

تکه تکه گشتن مولا، حسین

شور و غوغای شده بر پا حسین

ناله های مادرش زهرا حسین

روضه خوانی در محرم گشته ای

روضه خوان حضرت غم گشته ای

کشته زهر جفا یابن الکریم

شد سیه عرش خدا یابن الکریم

نوحه خوانت مصطفی یابن الکریم

عالمی غرق عزا یابن الکریم

میزنم بر روی سینه از غمت

یاد عاشورا کنم بین دمت
جواد قدوسي
*********************
من زاده ی زین العابدینم

عالِم به تمام علم و دینم

من نور دو چشم مرتضایم

من نقطه ی نام مصطفایم

یکتا گل گلشن رسولم

پرورده ی زاده ی بتولم

از کرب و بلا خاطره دارم

از قافله صد خاطره دارم

دیدم که چگونه خیمه ها سوخت

بر حال دل عمه دلم سوخت

دیدم که هراسان و پریشان

می گشت به دنبال یتیمان

دیدم که نشسته بود تنها

بالای سر حسین ، زهرا

دیدم که عدو چه ظالمانه

میزد به سکینه تازیانه

دیدم پدرم در آتش تب

می سوخت بسان شمع در شب

در شام بسی ستم کشیدم

هجده گل سر بریده دیدم

از بام به جای گل خوش رنگ

میریخت به روی سر ما سنگ

در اوج غم و رنجِ اسارت

دیدم که به عمه شد جسارت
سعيد خرازي

اشعار زمینه ، نوحه ، شور شهادت امام جواد (ع) بهمراه دانلود سبک

شور

 تا کاظمین ، پر می زنه مرغ سینه ، کنار گنبد می شینه

روضه ی مادر میخونه

آقایی که ، تو کنج حجره نیمه جون ، به یاد زهرا بی امون

روضه ی مادر میخونه

قاتل من زهر شرر بار شد قاتل مادر در و دیوار شد

در وسط کوچه تو را می زدند کاش به جای تو مرا می زدند

مادر مادر یازهرا

******

گم شده بود ، صدات تو اون هلهله ها ، حجره ی در بسته آقا

جا داره از غم بخونه

با لبای ، تشنه زدی پر تا خدا ، زنده شده کرب و بلا

جا داره از غم بخونه

اصغر من کی به زبان آمده حرمله با تیر و کمان آمده

شیرخواره لحظه ای آروم نداره کاشکی از آسمون بارون بباره

لای لای علی اصغر

******

قاتل تو ، نداره رحمی به تنت ، رو پشت بوم بدنت

کبوترا داد می زنن

با پراشون ، سایه زدن روی تنت ، کفن شد آخر بدنت

کبوترا داد می زنن

مگر به کربلا کفن ، به غیر بوریا نبود

مگر حسین فاطمه ، عزیز مصطفی نبود

مگر کسی که کشته شد ، تنش برهنه می کنند

مگر که کهنه پیرهن ، به پیکرش روا نبود

یا حضرت ثارالله ، سیدی یا مولا

دریافت سبک

محمد حسن قمی

****************************

شور

دستای خورشید رو به آسمونه داره نوای غریبی می خونه

حالش چه زار و دلش بی قراره حتی توون نشستن نداره

وای ، جگر پاره پاره دهان خون

وای ، رُخش زرد زرد و خزان گون

وای ، جواد الائمه یا مولا

******

از حجره ی او رسد یک نوایی هادیِ من ای گل من کجایی

کرده مرا زهر همسر اسیرم لب تشنه در حجره ی خود میمیرم

وای ، نه آبی دهد نه دوایی

وای ، مرا کشته این بینوایی

وای ، جواد الائمه یا مولا

******

زندان همسر مرا کرده دلگیر گرچه جوانم ولی گشته ام پیر

مویم سپید و دلم خونه خونه ای وای از این شهر و از این زمونه

وای ، ندارم به خانه پناهی

وای ، بود جُرم من بی گناهی

وای ، جواد الائمه یا مولا

******

فرجام کارم شده ناله و غم هستم به یاد عزیزانم هر دم

هستم به یاد نوای عمو آب غم های جّدم مرا کرده بی تاب

وای ، امون از عطش روی لب ها

وای ، امون از دل خون مولا

وای ، جواد الائمه یا مولا

 دریافت سبک

مجتبی دسترنج

***************

زمینه

حریم تو قبله گاهم فقط تو هستی پناهم

نگات به من آبرو داد تا با توام سر به راهم

آه ، بخدا صاحب عرش خدایی

آه ، میوه ی قلب امامِ رضایی

آه ، بانی روضه ی کرب و بلایی

اذن عزای تو رو ٬ رضا با دست خودش داده

از بچه گی تو حرم ٬ راه ورود ما باب الجواده

******

به سمت قبله پاهاشه یه دریا خون تو چشاشه

دلش خوشه امشبی رو مهمون اشک باباشه

آه ، یکی یه کاسه ی آبی بیاره

آه ، به خدا غربتم اندازه داره

آه ، بارونِ چشمی که ابر بهاره

می سوزه بال و پرش ، وقتی که هلهله ها رو می بینه

میخونه با نَفَسش ٬ روضه ی پهلو و بازو و سینه

******

تو خونه محرم نداره دلش شده پاره پاره

روزای آخر به یادِ عمه ی محمل سواره

آه ، بخدا گردنمون زیر دِینه

آه ، وقتی که دل تو بین الحرمینه

آه ، شب شبه گفتن ذکر حسینه

تو روضه ی ارباب ٬ چشامون مدیون اشک همیشه

با ذکر یا زینب ٬ دوباره دلها محرّمی میشه

 حمید رمی

دریافت سبک

*******************

واحد

یادگار امام رئوف مدینه

گوشه ی حجرشه رو به قبله می شینه

الهی هیچ کی مثل آقام غم نبینه

میخونه تنهای تنها با چشای مثل دریا

روضه ی غربت حیدر روضه ی پهلوی زهرا

وای ، غربت از چشمش داره می باره

وای ، توی خونشم محرم نداره

یا مظلوم ، یاجواد الائمه

******

تو سکوت سیاهی یه نور غریبه

یاور هر دو عالم خودش بی حبیبه

روی لب هاش فقط ذکر اَمن یُجیبه

چقدر دل نگرونه زیرلب داره میخونه

زن من قاتل من شد امون از درد زمونه

وای ، می سوزه از کینه ی همسرش

وای ، میشنوه ناسزا بر مادرش

یا مظلوم ، یاجواد الائمه

******

روی بام یه خونه کبوتر رسیده

سایبونی شده بر تنی غصه دیده

وقت تدفین‌‌‌ ملائک همه صف کشیده

سه روزه به زیر آفتاب به زیر خورشید و مهتاب

تنِ آقا رو زمین به یاد حضرت ارباب

وای ، تشییعش میکنن فرشته ها

وای ، لایوم کیومک یا کربلا

یا مظلوم ، یاجواد الائمه

حمید رمی
دریافت سبک

**********************

زمینه

دارم آتیش میگیرم ، از غمُ و غُربتِ تو

چه غریبونه شکستند ، آقا جون حُرمتِ تو

جلوی من ، روی زمین ، میریزن آب و تا اینکه

بسوزه از ، اثرِ زهر ، دلِ شکسته و خونم

دیگه چشمام، نداره سو ، میونِ حجره ی تاریک

یکی کمک ، کنه به من ، داره میاد بالا جونم

کجایی بابا ، دارم میمیرم

دلم گرفته ، به غم اسیرم

یا جواد الائمه

******

چی بگم از غریبی ، چی بگم از جدایی

میونِ خونم حتی ، ندارم آشِنایی

اگه الان ، گُم شده تو ، هلهله ها صدایِ من

اگه دارن ، نا نجیبا ، به آه و ناله میخندن

جلو چشمام ، میره میاد ، خاطره ی غروبِ غم

لحظه ای که ، به روی نی ، سرِ حسینُ میبندن

تا دمِ مرگم ، نداره پایان

گریه برایِ ، شهیدِ عریان

غریبِ مادر حسین

******

چند شبِ دیگه مونده ، به ماهِ غُصه و غم

خدا کنه که امسال ، برسم به محرم

بگو با غم ، که یا جواد ، بیا سفارشم کن تا

مادرِ تو ، اجازه ی ، نوکریمو بده امسال

میخوام اگه ، زنده بودم ، ماهِ مُحَرّمُ دیدم

شبِ دهُم ، جون بذارم ، به پایِ روضه ی گودال

داره این روزا ، مثلِ همیشه

پیرهنِ مشکیم ، آماده میشه

غریبِ مادر حسین

دریافت سبک

صادق اویسی

************************

زمینه

مث گل تشنه مونده غزل وداع رو خونده (3)

زن بی حیا جونش و به روی لبش رسونده (3)

تو به جای همسرم بابا بابا بابا

بیا بالای سرم بابا بابا بابا

این دم آخرم بابا بابا بابا

وای ، امون ای دل ، امون ای دل ، آقام غریبه

******

شده نفس آخر پسر امام رضامون (3)

شده زائر کاظمین مادر امام رضامون (3)

شده تنها جوادش خدا خدا خدا

نمیرسن به دادش خدا خدا خدا

یه قطره آب میخوادش خدا خدا خدا

وای ، امون ای دل ، امون ای دل ، آقام غریبه

******

حالا روی بوم افتاده با لبای تشنه آقا (3)

ولی لااقل کفن شد کسی نیاورد بوریا (3)

تا که خندید حرمله حسین حسین حسین

تا میکردن هلهله حسین حسین حسین

تو حرم شد ولوله حسین حسین حسین

وای ، امون ای دل ، امون ای دل ، آقام غریبه

 دریافت سبک

سید آرمان حسینی

********************

شور

بارم ای سبط طاها ، افتاده در رَه ِ تو

هستم تا آخر عُمر ، سائل درگه ِ تو

من مُرید مرامت ، تو مقصود و مرادی

من مستحقّ لطف و ، تو کریم و جوادی

یا جوادَ الاَئمه

******

هر که خاک رَهَت شد ، عزیز است و مُعَظّم

گدایی از تو باشد ، سلطانی ِ دو عالَم

ای ولیعَهد ِ سُلطان ، خورشید نور ِ عصمت

کاسه ی خالیم را ، پر کُن از لطف و رحمت

یا جوادَ الاَئمه

******

کسی از درگه ِ تو ، دست ِ خالی نرفته

سائل همیشه از تو ، یک تذکره گرفته

مِس ِ این قلب ِ ما را ، از مَرحَمَت طلا کن

عرفه جمع ِ ما را ، زائر ِ کربلا کن

یا جوادَ الاَئمه

 دریافت سبک

امیر عباسی

***********************

واحد

 زمین و زمان با دلی سوزان ، بی قرار ِ ابنُ الرّضا شد

دل ِ محزونم دوباره باز ، غصه دار ِ ابنُ الرّضا شد

بگیریم با چشم گریون ، به سمتش دست توسّل

همون مولای جوونی ، که پرپر شد مثل یک گُل

سینه ِ زن ِ این ، بزم عزاییم

همناله های ، امام رضاییم

آه و واویلا

******

توی جنّت مادرش زهرا ، با دلی محزون ، ناله ها زد

که دیده در حُجره فرزندش ، با لب ِ تشنه ، دست و پا زد

بمیرم،اون زهر ِ کاری به قلب او زد شراره

به جز جون دادن تو حُجره ، دیگه هیچ راهی نداره

با یک دل خون ، با قلب ِ خسته

میره پیش ِ یک ، پهلو شکسته

آه و واویلا

******

دل سوزان و لب ِ عطشان ، سوز و آه و شور و نوایی

میشه جاری ، اشک عاشق از ، نوحه های کرببلایی

یکی اینجا بین حجره ، شده لب ِ تشنه فدایی

یکی روی خاک گودال ، به عزم پاک و خدایی

سرش جدا شد ، با کام عطشان

زینب صدا زد ، مظلوم حسین جان

مظلوم حسین جان

 دریافت سبک

امیر عباسی

***********************

واحد (سنتی)

السلام ای کعبه ی جود و سخا السلام ای مظهر لُطف و وفا

السلام ای نور بزم معرفت ای وُجودت بهر عالم موهبت

ای فضیلت های ذاتت بی عدد یا جواد بن ُ الرّضا مولا مدد

در گلستان لاله ی خشبو تویی نور چشم ضامن ِ آهو تویی

ای نهم شمس سماوات ِ ولا ای دو عالَم بر ولایت مبتلا

چشم ما و جود بی پایان تو سیدی درد من ودرمان تو

جود تو جود خدا را مظهر است چشم زهرا در عزای تو تر است

غربت بابای تو آمد به یاد کنج حجره جان سپردی یا جواد

سوخت چون اسپند در آتش دلت عاقبت شد همسر تو قاتلت

کنج حجره ای رضا را نور عین تشنه لب جان داده ای مثل حسین

روی بام خانه ِای مولای من پیکر تو مانده بی غُسل و کفن

بر تن ِ تو اِی امام ِ انس و جان سایه افکندند با پر طائران

من بمیرم جدّ تو در کربلا پیکش مانده به صحرای بلا

روی خاک از ظلم ِ آن قوم ِ عَنود سایبانی بهر آن پیکر نبود

کوفیان و جنگ با دین وای من نعل اسب و جسم خونین وای من

امیر عباسی

دریافت سبک اول

دریافت سبک دوم

********************************

نوحه

 ارض و سما پر از ، سوز آه من شد

حجره ی در بسته ، قتلگاه من شد

بر جفای دشمنان مبتلایم        من غریبم جواد بن الرّضایم

واویلا واویلا آه و واویلا

******

از کینه شد خاموش ، ناله و فریادم

یوسف زهرا و ، غریب بغدادم

سوزانده تمامیّ حاصلم شد        اُمّ الفضل ملعونه قاتلم شد

واویلا واویلا آه و واویلا

******

تا اَلعَطَش گفتم ، در میان ِ خانه

خوشحالی نمودند ، کنیزان ِ خانه

لاله بودم ولی آخر پژمردم        همچو جدّم لب تشنه جان سپردم

واویلا واویلا آه و واویلا

******

مانده همچون او که ، بوده خونین بدن

پیکر من سه روز ، بی غسل و بی کفن

ذکر دلم شده با چشم گریان      یا ذبیحاً مِنَ  القفا حسین جان

واویلا واویلا آه و واویلا

دریافت سبک

امیر عباسی

**************************

نوحه

 مسموم زهر ظلم و جفایم       غریب بغداد ، ابن الرضایم

آه ، سوزد این دلم ، که همسر من ، شده قاتلم

آه ، آه و واویلا

******

در کنج حجره جان می سپارم      جز درد ومحنت یاری ندارم

آه ، چشمم گریان است ، دلم سوزان است ، کامم عطشان است

آه ، آه و واویلا

******

از ظلم و بیداد دخت مأمون      در این غریبی دلم شده خون

آه ، ناله ها زدم ، در بین حُجره ، دست و پا زدم

آه ، آه و واویلا

******

از تشنگی در شور و نوایم         وارث به داغ کرببلایم

آه ، غربت دلبر ، گلهای پرپر ، عطش ِ اصغر

آه ، مظلوم حسین جان

******

من گرچه دلخون گرچه غریبم        گریه کن ِ آن شَیب الخضیبم

آه ، آن دور از وطن ، صد پاره بدن ، بی غُسل و کفن

آه ، مظلوم حسین جان

دریافت سبک

امیر عباسی

***************************

نوحه

 

جواد الائمه ادرکنی

شاه مُلک ِ قضا ادرکنی        نور چشم رضا ادرکنی

غرق مِحنت دلت شد آقا     همسرت قاتلت شد آقا

رفته تا سما سوز آهت        خانه ات شده قتلگاهت

یوسف ِ غریب بغدادی     اَلعَطَش گفتی و جان دادی

از تو اِی کرم بر تو بنده         روضه ی کربلا شد زنده

مانده اِی نور حقّ الیقین    پیکرت سه روزی بر زمین

ولی دیگر ز ظلم اعدا         تنت بی سر نشد یا مولا

واویلا واویلا واویلا

بسوزد دل ارض و سما                  به یاد غربت کربلا

حسین فاطمه لب تشنه    شد قتیل شمشیر و دشنه

دشمن و جسارت واویلا              زینب و اسارت واویلا

اامیر عباسی  

دریافت سبک

*******************************

زمینه

جان ِ هر دو عالم فدای روی تو

تو جوادی و من سائل کوی تو

قبله ی دلهای عاشقان سوی تو

هر گلشن خوش بو از شمیم و بوی تو

جواد الائمه عزیز ِ فاطمه

******

ای آیات ِ کوثر ، ای نور و ای فُرقان

عادت تو جود و کرم است و احسان

ای نور دو چشم ِ خورشید ِ خراسان

ای دین و ای ایمان ، ای جان و ای جانان

جواد الائمه عزیز ِ فاطمه

******

دل ِ ارض و سما می سوزد برایت

تا به اوج فلک رسیده نوایت

زهرای مرضیه گریان ِ عزایت

جگرت پاره شد ، بمیرم برایت

جواد الائمه عزیز ِ فاطمه

******

در اوج غریبی ناله ها زدی تو

ناله در حریم کبریا زدی تو

کنیزان کف زنان ، ولی بین حُجره

ز شرار ِ آن زهر ، دست و پا زدی تو

جواد الائمه عزیز ِ فاطمه

******

ای یادت رونق ِ هر بزم و انجمن

فدای ماتمت هستی و جان ِ من

تنت مانده سه روز روی بام ِ خانه

زنده شد روضه ی شهید بی کفن

جواد الائمه عزیز ِ فاطمه

امیر عباسی  

 
 

اشعار شهادت امام جواد (ع)

غزل مصیبت

عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند
پاسخ ناله و سوز و جگرش خندیدند

مادری بود و جوان مرگ شد و آخر کار

همچنان فاطمه بر چشم ترش خندیدند

همچو بسمل شده ای دور خودش می پیچید

به پریشان شدن بال و پرش خندیدند

درد پیچیده به پهلویش و از هر دو طرف

دست میبرد به سوی کمرش،خندیدند

آمده بر سرش اینجا کمی از داغ حسین

همگی جمع شدند دور سرش خندیدند

یک نفر نیست که از خاک سرش بردارد

بر نفسهای بدون اثرش خندیدند

زهر اثر کرده و رویش به کبودی زده است

بدنظرها به خسوف قمرش خندیدند

دست پا می زند و نیست کنارش پدری

تا ببیند به عزای پسرش خندیدند

کربلا جسم علی پخش به صحرا شده بود

لشگری دور تن مختصرش خندیدند

هر چه می گفت حسین یاولدی یاولدی..

عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند
قاسم نعمتی

******************
تشنه ی آب و عاطفه هستی

از نگاهت فرات می ریزد

از صدای گرفته ات پیداست

عطش از ناله هات می ریزد

**

نفست بند آمده؛ ای وای

عاقبت زهر کار خود را کرد

عاقبت زهر، زهر خود را ریخت

جامه های عزا تن ما کرد

**

تشنگی سویِ چشم تان را بُرد

سینه ی پر شراره ای داری

کاش طشتی بیاورند اینجا

جگر پاره پاره ای داری

**

چقدر چهره ات شکسته شده

تا بهاری، چرا خزان باشی ؟

به تو اصلاً نمی خورد آقا

که امام جوان مان باشی

**

گیسوانت چرا سپید شده ؟

سن و سالی نداری آقا جان

درد پهلو گرفته ای نکند…

که چنین بی قراری آقاجان

**

شهر با تو سرِ لج افتاده

مرد تنهای کوچه ها هستی

همسرت هم تو را نمی خواهد

دومین مجتبی شما هستی

**

تک و تنها چه کار خواهی کرد

همسرت کاش بی قرارت بود

چقدر خوب می شد آقاجان

لااقل زینبی کنارت بود

**

باز هم غیرت کبوترها

سایه بانت شدند ای مظلوم

بال در بال هم، سه روز تمام

روضه خوانت شدند ای مظلوم

**

کاظمین تو هر چه باشد، باز

آفتابش به کربلا نرسد

آخر روضه ات کفن داری

کارت آقا به بوریا نرسد

**

جای شکرش همیشه می ماند

حرفی از خیزران و سلسله نیست

شکر! درشهر کاظمین شما

خیره چشمی به نام حرمله نیست

 وحید قاسمی

****************
ناله ی وا جگر نزن اینقدر

جگرت را شرر نزن اینقدر

 با صدای نفس نفس زدنت

پشت در بال و پر نزن اینقدر

 بیشتر می زنند بر روی طشت

ناله بیشتر نزن اینقدر

 پشت در هیچ کس به فکر تو نیست

پس سرت را به در نزن اینقدر

 صورتت را مکش به روی زمین

خاک را بر قمر نزن اینقدر

 سن و سالت نمی خورد بروی

آه! حرف سفر نزن اینقدر

 وسط کوچه ات می اندازند

به لب بام سر نزن اینقدر

 عمه ات را صدا بزن اما

ناله یا پدر نزن اینقدر

 ناله بر شاه کاظمین کجا؟

ولدی گفتن حسین کجا؟

 علی اکبر لطیفیان

********************
باز هم قافیه ها سوز و نوایی دارد

در این خانه سرشوق گدایی دارد

 زائرت تا به ابد محو حرم می ماند

دیدن صحن و سرای تو صفایی دارد

 صاحب جود و سخا و کرمی آقا جان

کاظمینت به خدا حال و هوایی دارد

 از غم غربت تو چشم پر از نم داریم

هر که مجنون تو شد اشک و بکایی دارد

 العطش گفتی و قلب همه را سوزاندی

فرد تشنه عملاً سوز صدایی دارد

 مثل جدت به تو هم آب ندادند، غریب!

روضه ات بوی خوش کرببلایی دارد

 بال و پرهای کبوتر شده سقف حرمت

روضه ی تو به خدا معجزه هایی دارد

 حبیب باقرزاده

*****************
چشم در چشم تو می دوزد و بد می خندد

دست و پا می زنی و در به رویت می بندد

 سر و کار جگرت تا که به زهرش افتاد

نقل شادی عوض مرهم زخمت می داد

 اینچنین ناله نکن عرش خدا می لرزد

در خراسان دلت قلب رضا می لرزد

 پسرت نیست سر از خاک تو را بردارد

کمی از رنج غریبیِ شما بردارد

 از ترک های لبت درد عطش می بارد

چقدر حجره به گودال شباهت دارد

 افتابت به لب بام تماشایی شد

تا سه روز از بدنت خوب پذیرایی شد

 دل خورشید به تنهایی تان می سوزد

چهره ات گفت که عمرت چه جوان می سوزد

 حسن کردی

*************
از صداي نفس نفس زدنت

همسر تو چقدر شاكي بود

شده پيراهن تنت تازه

مثل آن چادري كه خاكي بود

**

تا صدايِ غريبي ات نرسد

با كنيزانِ خانه كف ميزد

ناله اي از مدينه فاطمه و

ناله اي حيدر از نجف ميزد

**

و كنيزي كه آب آورد و

تو به يادِ هلال افتادي

همسرت كاسه را شكست و سپس

تشنه مثل حسين جان دادي

**

در ميانِ تمام معصومين

در مقاتل مُوَرخان ديدند

در عزاي حسين و تو تنها

دشمنان كف زدند و رقصيدند

**

پيكر تو ز پشت بام افتاد

ولي آقا به خون نشسته نشد

به لبِ پلّه خورد لبهايت

ولي دندان تو شكسته نشد

**

چقَدَر خوب وقتِ تَدفينَت

سهم قبرت به جز گلاب نشد

و از آن بهتر اينكه در يك طشت

سَرَت آلوده يِ شراب نشد

 اگر شاعر این شعر را میشناسید لطفا اطلاع دهید

****************
خيري كه ز آشنا نديده اين مرد

اي كاش غريبه اي به دادش برسد

آهسته خبر كنيد بابايش را

تا لحظه ي آخرِ جوادش برسد

**

گوييد به آقاي خراسان از پا

انگار عصاي دستتان افتاده

نه مادر و خواهري، كسي اينجا نيست

مظلوم تر از خود شما جان داده

**

اي كاش كه خواهري بيايد از قم

زير بغل تو را بگيرد آقا

آبي به لب خشك جوادت ريزد

تا كه پسرت تشنه نميرد آقا

**

اين زهر چه با دل جوانش كرده

دارد ز لبش جرعه ي غم مي ريزد

فرموده اي اشك ماهي دريا هم

در اين عزاي عمر كم مي ريزد

**

يك مشت لبي كه هلهله مي پاشند

با زخم زبان و طعنه هم دست شدند

اصلا تو بگو غريب ، اما اينان

هر چند كه مَحرم … چقدر پست شدند

**

اين زهر چه بوده كه ضعيفش كرده

بر خاك چگونه يك امام افتاده

انگار نفس نمي كشد اما نه …

زنده است چرا بر سر بام افتاده

**

يك مشت كبوتر كه عزادار تو اند

با چشم كبود آسمان مي گريند

همسايه كفن گرفته دستش انگار

پشت سر تو پير و جوان مي گريند

 روح اله عيوضي

*******************
ای ز روی تو روی حق پیدا

آفتاب قدیمی دنیا

 ای که دریاست پیش تو قطره

ای نمی از کرامتت دریا

 ای مسلمان چشم تو آدم

شده روی تو قبله حوا

 ای به طفلی فقیه هر مرجع

ای امام تمام عالم ها

 به گمانم که حضرت موسی

نامتان را نوشته روی عصا

یا که اصلا مسیح وقت شفا

می برد یا جواد نام تو را

 اینهمه جود و فضل و احسان را

ارث بردی زمادرت زهرا

 با گدایی تو بزرگ شدیم

یا علی اکبر امام رضا

 روز اول که یادمان کردند

ریزه خوار جوادمان کردند

 جود و بخشش برای تو هیچ است

کل عالم ورای تو هیچ است

 باغ جنت به آنهمه عظمت

پیش صحن و سرای تو هیچ است

 از روایات عشق فهمیدم

جان عالم به پای تو هیچ است

 معجزات مسیح و کار شفا

درحضور دعای تو هیچ است

 این بلندی خاک تا افلاک

پیش گلدسته های تو هیچ است

 دین ما بندگی ما همه اش

بخدابی ولای تو هیچ است

 کعبه،زمزم،حرم،صفا،مروه

همه پیش صفای تو هیچ است

 بیش ازاین مدح تو نمی دانم

شعرمن درثنای تو هیچ است

 ای امام جوان اهل البیت

قمر آسمان اهل البیت

 دل ما غرق درعنایت توست

تشنه باده ولایت توست

 درهمان کودکی امام شدی

این خودش برترین لیاقت توست

 اینکه زهراست مادرت آقا

به خدا بهترین سعادت توست

 روز محشر تمامی عالم

دست بردامن شفاعت توست

 از درت خلق دست پُر رفتند

جود و بخشش همیشه عادت توست

 هرکه یکبار شدنمک گیرت

تا ابد بنده کرامت توست

 کاش میشد که درحرم بودم

درشبی که شب شهادت توست

 همسرت قاتلت شده آقا

این خودش راز سخت غربت توست

 همسرت پیر و موسفیدت کرد

در جوانی تو را شهیدت کرد

 گوشه حجره بی صدا بودی

به غم وغصه مبتلا بودی

 جگرت سوخت،بالب تشنه

چون جگر گوشه رضا بودی

 چقدر زود پرپرت کردند

تو امام جوان ما بودی

 موقع دست و پازدن قطعاً

یاد گودال کربلا بودی

 یاد غمهای عمه ات زینب

یاد طفلان بی نوا بودی

 یادطفلی که تا پدر را دید

گفت بابای من کجا بودی؟

 از میان تنور آمده ای

یا که بر روی نیزه ها بودی؟

 ای پدرجان ز نیزه افتادی؟

به نظر زیر دست و پا بودی

 دخترت را ببر که پیرشده

رفتنم مدّتیست دیرشده

 مهدی نظری

*****************
شب نشينان فلك چشم ترش را ديدند

همه شب راز و نياز سحرش را ديدند

تا خدا سير و سفر داشت همه شب وزاشك

غرق در لاله و گل رهگذرش را ديدند

آسمان ديد بودا و قمر شمس شموس

تا كه منظومه شمس و قمرش راديدند

هر زمان رو به خدا كرد درآن خلوت اُنس

او دعا كرد و ملائك اثرش را ديدند

جلوه اش جلوه اي از نور خدا بود و زعرش

همچوخورشيد به سرتاج سرش را ديدند

همه سيراب از اين چشمه رحمت گشتند

سائلان بخشش دُرّ و گهرش را ديدند

روز پرسيدن هرمسئله ازعلم و كمال

پايه دانش و حُسن نظرش را ديدند

عمر او آينه عمر كم زهرا بود

درجواني همه شوق سفرش را ديدند

دود آهش به فلك رفت از آن حجره غم

شعله هاي جگر شعله ورش را ديدند

هر كه پروانه شمع غم او شد هر شب

عرشيان سوختن بال و پرش را ديدند

چون كه شد سايه فكن نخل شهادت آن روز

همه با اشك «وفائي» ثمرش راديدند

سید هاشم وفائی
***************
خواهر نداشتم که پرستاری ام کند
مادر نداشتم که مرا یاری ام کند
این بي كسي خلاصه به بی مادری نشد
بابا نبود رفع گرفتاری ام کند
تنها جفای همسر من قاتلم نشد
اصلاً کسی نبود که دلداری ام کند

جود مرا به زهر جفایش جواب داد
نیّت نداشت اینکه وفاداری ام کند
همراه دست و پا زدنم هلهله کنان
با پای کوبی اَش طلبِ خاری ام کند
در خانه ام محاصرة دشمنان شدم
یک یار نيست تا که علمداری ام کند
دیگر کسی به داد دل من نمی رسد
باید اَجل بیاید و غمخواری ام کند
سوز عطش مرا به دل قتلگاه برد
هادی کجاست چارة بیماری ام کند
جان دادم و کسی به روی سینه ام نبود
یاد حسین وقت بلا یاری ام کند
رأسم جدا نشد که میان اسیرها
بالای نیزه شاهد بازاری ام کند
با سُّم اسب ، پیکر من آشنا نشد
خونم نریخت تا همه جا جاری ام کند
نعش مرا به مکر و اهانت به بام بُرد
یک لحظه هم نخواست نگهداری ام کند
طاغوت از مبارزة من امان نداشت
عمری ز کینه خواست دل آزاری ام کند
مهدی بیا که تازه شده داغ فاطمه
با قامت خمیده عزاداری ام کند
محمود ژولیده
***************
تا آه سینه سوزی، از قلب من برآید

هر دم هزار نوبت، جانم زتن برآید

بس کوه غصه بردم، بس خون دل که خوردم

پیوسته از لبم جان جای سخن برآید

از بس که یار جانی آتش زده به جانم

ترسم که جای آهم دود از دهن برآید

از بیوفائی یار، این بود قسمت من

من گریه گن بمیرم، او خنده زن برآید

دیگر نمانده هیچم تا کی به خود بپیچم

ای مرگ همتی کن تا جان زتن برآید

امروز بین حجره، فردا کنار کوچه

فریاد غربت من از این بدن برآید

نیکوست زهر دشمن در راه دوست کز من

هم ساختن به آتش هم سوختن برآید

از بس که رفتم از تاب بس که گشته ام آب

فریاد آه آهم از پیرهن برآید

جا دارد از غم من هنگام دفن این تن

خون در لحد بجوشد اشک از کفن برآید

شور و ناله کز درون بیت الحزن برآید

غلامرضا سازگار

****************
ای باب حاجت همه ای قبلۀ مراد

نور الهُدی، ولیِّ خدا، سید العِباد

خیرالامم، محیط کرم، آسمان جود

ابن الرضا، امام نهم، حضرت جواد

باب عطا و مظهر جود خدا تویی

مولا تویی، امام تویی، مقتدا تویی

قرآن بُوَد ز مدح و ثنای تو شمّه ای

جز مهر تو به گردن ما نیست ضمّه ای

بحر سه گوهری گهر عرش بحر نور

کل ائمه را تو جواد الائمه ای

روح رضا، روان رضا، در وجود توست

تا روز حشر جود اگر هست جود توست

دشمن خجل ز لطف و عطا و کرامتت

از کودکی به عالم خلقت امامتت

از ماه عارضت شده شرمنده آفتاب

دل برده از امام رضا سرو قامتت

آیینۀ جلال و جمال محمدی

مجموعۀ تمام کمال محمدی

نامت ز کار خلق گره باز می کند

علمت به سن کودکی اعجاز می کند

مأمون چو پی به قدر و جلال تو می برد

روحش ز تن برون شده پرواز می کند

برگرد شمع روی تو پروانه می شود

در حیرت کمال تو دیوانه می شود

علم تو را احاطه به ملک دو عالم است

ظرف وجود پیش عنایات تو کم است

با آن همه جواب مسائل که می دهی

لال از جواب مسئله ات ابن اکثم است

در کودکی به سینه علوم پیمبرت

زانو زدند کل فقیهان به محضرت

وقتی که دست جود تو بخشندگی کند

باید کرم به خاک درت بندگی کند

مظلوم چون تو کیست کز آغاز زندگی

با دخت قاتل پدرش زندگی کند

یک عمر بود تلخ ترین زندگانیت

تا آنکه کشت یار به فصل جوانیت

هر گه تو را به چهرۀ مأمون نظاره شد

بر غربت پدر، جگرت پاره پاره شد

روزی که عقد بست به تو دخت خویش را

سر تا به پات شعله ز داغ دوباره شد

پیوسته حبس بود به دل سوز و آه تو

دردا که گشت خانۀ تو قتلگاه تو

پیوسته بود سوز درون، شمع محفلت

با تو چه می گذشت خدا داند و دلت

دندان نهاده روی جگر سال ها بسی

تا دخت قاتل پدرت گشت قاتلت

هر تیر غم که داشت قضا بر دل تو دوخت

از بس که سوختی جگر زهر بر تو سوخت

یار تو مار گشت و به جانت امان نداد

یک لحظه روی خوش به تو مولا نشان نداد

بعد از حسین هیچ امامی به وقت مرگ

مثل تو ای ولی خدا تشنه جان نداد

از شعله های سوز درون سوخت حاصلت

بگریست بر غریبی تو چشم قاتلت

عمر تو در بهار جوانی تمام شد

تشییع پیکر تو به بالای بام شد

افتاد بین کوچه تنت از فراز بام

این گونه از جنازۀ تو احترام شد

تا هست آسمان و زمین داغدار تو

پیوسته اشک دیدۀ “میثم” نثار تو

غلامرضا سازگار
******************
کسی که بوسه زند عرش آستانش را

قضا به گوشه زندان نهد مکانش را

کسی که روح الامین است طایر حرمش

هجوم حادثه بر هم زد آشیانش را

به حبس و بند و شهادت اگر چه راضی شد

به جان خرید بلاهای شیعیانش را

قسم به سجده طولانی اش زشب تا صبح

به سود حلقه زنجیر استخوانش را

چو از مدینه پیغمبرش جدا کردند

به هم زدند دریغا که خانمانش را

زه حیله بازی هارون دون نجاتش داد

بریده بود بیداد خود امانش را

به جز عبای فتاده به خاک در زندان

نبینی آنکه بجوئی اگر نشانش را

سید رضا مؤید

*************
شميم زلف تورا بادها كجا بردند
مقام قدِّ تورا خاكها چرا بردند

چگونه باب حوائج نخوانمت اي پير

كه حمله بر تو چنان باب،حلقه ها بردند

درختها به مقام تو غبطه ها خوردند

كه دست را ز دلِ خاك بر دعا بردند

تو پيري و به خدا صحبت از جنين كردي

تورا به هفت سيه چال،بيصدا بردند

تورا ز دور لباسي تهي ز پيكر ديد

ز بس كه جوهره ي پيكر تورا بردند

ز ربناي تو آوازها الهي شد

ز يك نماز تو رقّاصه را كجا بردند!

تو آن گلي كه چو از ساقه ات شكسته شدي

ميان راه ، تورا همرهِ صبا بردند

به روي تخته چه ميكرد آفتاب خدا؟

كسي كه عطر تنش را فرشته ها بردند

ز احترام نكردند بر تن تو كفن

پي صواب كفنها جداجدا بردند

چه رتبه ايست در اين تشنگي كه معصومين

به گاهِ مرگ،رهي سوي كربلا بردند

محمد سهرابی
**************

مدح حضرت جواد الائمه (ع)

الا کرم ز تو مشهور یا امام جواد
کلام توست همه نور یا امام جواد
ائمه‌اند جواد و توئی جواد همه
که گشته جود تو مشهور یا امام جواد
سزد ز لعل لب حضرت رضا ریزد
به مدح تو دُر منثور یا امام جواد
اگر چه نزد شما آبروی نیست، مرا
مکن ز درگه خود دور یا امام جواد
گدایی‌ام به درت جز بهانه‌ای نبوَد
مراست وصل تو منظور یا امام جواد
به روی زائر تو بوسه می‌زند جبریل
به ذکر «سیعک مشکور» یا امام جواد
به کاظمینِ تو روی نیاز برده کلیم
سلام می‌دهد از طور یا امام جواد
جحیم اگر تو نگاهش کنی حدیقۀ گل
بهشت بی تو کم از گور یا امام جواد
اگر چه ران ملخ هم ندارم ای مولا
مرا بخوان به درت مور یا امام جواد
قضا به حکم تو محکوم، ای ولیِ خدا
قدر به امر تو مأمور یا امام جواد
لباس نور مرا بر تن از ولادت توست
گناه، وصلۀ ناجور یا امام جواد
خدا ثنای تو را گفته و چگونه مرا
بوَد ثنای تو مقدور یا امام جواد
لب تو داشت تبسّم، ولی دلت را بود
هزارها غم مستور یا امام جواد
ندید دختر مأمون جلال و قدر تو را
چو بود چشم دلش کور یا امام جواد
هزار مرتبه نفرین به دختر مأمون
که شد به قتل تو مسرور یا امام جواد
فراز بام به گرد تن تو بگرفتند
پرندگان هوا شور یا امام جواد
شهادت تو در آن حجره با لب تشنه
بوَد تجسّم عاشور یا امام جواد
عنایتی که شود روز حشر «میثم» هم
به دوستی تو محشور یا امام جواد

غلامرضا سازگار
**************
ای گدای درگه احسان تو جود و کرم

زآسمان بذل تو باریده اختر چون درم

اصل دین خیرالوری کهف التقی بدرالدجی

جان حق نور الهدی ابن الرّضا خیرالامم

هم سما مرهون لطف بی زوالت هم زمین

هم عرب مدیون جود بی مثالت هم عجم

هم جوادبن جوادبن جوادی وقت جود

هم کریم بن کریم بن کریمی در کرم

نکته ای پرسید مأمون در جوابش رازها

گفتی از ابرو و هوا و ماهی و امواج و یم

پور، اکثم پیش لطفت از خجالت گشت لال

خواست خود را افکند از شرم در چاه عدم

در سنین کودکی از سوی حق بودی امام

همچنان عیسی که در گهواره زد از وحی، دم

دم به دم باید زاشک شوق خود گیرم وضو

تا زخون دل زنم بیتی در اوصافت رقم

ای چراغ و چشم ده معصوم ای نور نهم

زادۀ هشتم امام و هفت گردونت خدم

گر چه سر تا پای جرمم، تا مرا یاری چه باک

گر چه پا تا سر گناهم، تا تو را دارم چه غم

کیست مثل تو که در طفلی زسرداران علم

علم او گیرد فزونی نام او گردد عَلَم

با هزاران حلَ مشکل در سنین کودکی

ریختی یکباره وضع قصر مأمون را به هم

مور اگر حکم از تو گیرد سلیمان وجود

تاج بستاند زمأمون، سلطنت از معتصم

مهر و مه دوآیتند از مصحف رخسار تو

زان، خدا بر این دو آیت خورده در قرآن قسم

سرزمین مکه را بر کاظمینت التجا

چار ارکان حرم را چار دیوارت حرم

آن که در راه تو از جان و تن خود نگذرد

هم به جان کرده جفا و هم به تن کرده ستم

جود تو جود خدا و لطف تو لطف خدا

یا جواد الاولیا ای مظهر الله اتم

هر که هستم هر چه هستم هستیم مهر شماست

با همین روی سیاه و دست خالی پشت خم

ای همه خورشید عالم تاب بر ما هم بتاب

وارهان از تیرگی ونور کن سر تا قدم

مهر رخسار تو نور محض و چشم ما ضعیف

جود و احسان تو بیش از بحر و ظرف ماست کم

هم به تو محتاج از صبح ازل فضل و کمال

هم زتو پاینده تا شام ابد علم و حکم

هر که شد ظرف وجودش خالی از مهر شما

پر شود از آتش خشم خداوندش شکم

نار با تو می شود رشک گلستان خلیل

خلد بی تو خانۀ درد و غم و رنج و الم

با وجود آن که از اعمال، دستم خالی است

از ازل دانسته ام مهر شما را مغتنم

دین من عشق شما، آئین من مهر شماست

گو که سازد دشمن کافر به کفرم متّهم

با تولاّی توام دیگر به این و آن چه کار

آن که را باشد صمد کاری نباشد با صنم

می فروشم تا صف محشر به آب خضر ناز

گر رسد بر کام جانم از یم جود تو نم

جود تو بر جود و احسان و کرم داد آبرو

مهر تو وحدت دهد بر گرگ و چوپان و غنم

نقش پای زائرت در دیدۀ (میثم) بود

بهتر از ملک عجم تابنده تر از جام جم

غلامرضا سازگار

*************
خون شد از غم دلِ خدا جویم

درد بسیار و نیست دارویم

می فشانم سرشك و می گویم

یا جواد الائمه ادركنی

سینه ای پُر شرار دارم من

دل و جانی فكار دارم من

دو جهان با تو كار دارم من

یا جواد الائمه ادركنی

روزگارم ز غم تباه شده

قلبم از معصیت سیاه شده

راهِ من منتهی به چاه شده

یا جواد الائمه ادركنی

خسته و دلشكسته و زارم

گره افتاده است در كارم

جز به كویت كجا پناه آرم؟

یا جواد الائمه ادركنی

ای كه روح عبادتی ما را

عذر خواهِ قیامتی ما را

جانِ زهرا عنایتی ما را

یا جواد الائمه ادركنی

تشنه ام تشنه بر من آب بده

گنهم را ببر ثواب بده

به گدای درت جواب بده

یا جواد الائمه ادركنی

دردِ من را دوا كنی چه شود؟

حاجتم را روا كنی چه شود؟

قسمتم كربلا كنی چه شود؟

یا جواد الائمه ادركنی

عزت عالمین می خواهم

نجف و كاظمین می خواهم

طوفِ قبر حسین می خواهم

یا جواد الائمه ادركنی

من كه چون شمع بر فروخته ام

از غم غربت تو سوخته ام

چشم بر رحمتِ تو دوخته ام

یا جواد الائمه ادركنی

همسرت كرد نامراد تو را

ساخت مسموم از عناد تو را

ای كه خوانده پدر جواد تو را

یا جواد الائمه ادركنی

سید رضا موید
*****************
ای کرامت سائل صحن و سرایت یا جواد

ای سلام جود بر جود و عطایت یا جواد

ایکه بارد جود از دست گدایت یا جواد

ای صفای دل حریم با صفایت یا جواد

ای دوای دردمندان خاک پایت یا جواد

دوست و دشمن کنند مدح و ثنایت یا جواد

ای کرم داران درم داران گدای کوی تو

حسن کل انبیا در طلعت دلجوی تو

خوی احمد خوی حیدر خوی زهرا خوی تو

نخل طوبی سایه ای از قامت دلجوی تو

چشم خلقت دست خلقت سوی خلقت سوی تو

کعبه جان همه دارالولایت یا جواد

ای غبار کاظمینت آبرو را آبرو

ای محمد هم بنام و هم به خلق و هم به خو

ای نهاده مهر گردون بر در صحن تو رو

من به خلوتخانه دل با تو دارم گفتگو

در کناری مرغ روحم پر زند از چار سو

تا گردد طائر صحن و سرایت یا جواد

اهل دانش مخزن علم خدایت خوانده اند

اهل بینش وجه ذات کبریایت خوانده اند

اهل دل اهل ولا بحر عطایت خوانده اند

دوستداران رضا ابن الرضایت خوانده اند

سیدی ابن الرضا جانم فدایت یا جواد

غلامرضا سازگار

******************
امام الهدی یا جواد الائمه

ولی خدا، یا جواد الائمه

سپهر کرم، ابر رحمت، یم جود

محیط سخا، یا جواد الائمه

چگویم به وصفت که فرموده آن را

بقرآن خدا، یا جواد الائمه

به کشتیّ ایمان در امواج طوفان

توئی ناخدا، یا جواد الائمه

چه در هفت گردون چه در هشت جنّت

توئی مقتدا، یا جواد الائمه

سماواتیان راست مدح تو، بر لب

به صبح و مسا، یا جواد الائمه

بود نقش خاک ره کاظمینت

رخ اولیاء یا جواد الائمه

ز شاهیست عارم که در آستانت

گدایم گدا، یا جواد الائمه

بود بی ولای تو طاعات عالم

سراسر هبا، یا جواد الائمه

اگر بود واقف ز علمی که داده،

تو را کبریا یا جواد الائمه

نه بگشودی اندر برت پور اکثم

لب خویش را، یا جواد الائمه

گرم سر جدا گردد از تن، نگردد

دل از تو جدا، یا جواد الائمه

بغیر از خدا هر که گوید ثنایت

بود نارسا، یا جواد الائمه

خدا داد پاسخ به هر بینوا کو

تو را زد صدا، یا جواد الائمه

ببازار محشر ولای تو آرم

بروز جزا، یا جواد الائمه

ثنای تو گویم عطا از تو جویم

به هر دو سرا، یا جواد الائمه

رهایی به مهر تو خواهم که گشتم

اسیر هوا، یا جواد الائمه

خوش آن ملتجی را که در آستانت

کند التجاء، یا جواد الائمه

جوادی، جوادی، گدایم، گدایم

عطا کن، عطا، یا جواد الائمه

بخوان جانب کاظمینم وز آنجا

ببر کربلا، یا جواد الائمه

بمانم، بمیرم سپس زنده گردم

به مهر شما، یا جواد الائمه

به جان پیمبر به زهرای اطهر

به بابت رضا، یا جواد الائمه

مرا تا ابد از صف دوستانت

مگردان جدا، یا جواد الائمه

گرفتم که راندیّ و راهم ندادی

روم در کجا، جواد الائمه

تهی دستم و هستیم هست، تنها

گناه ورجا، جواد الائمه

قدم گشته خم، پا فرو مانده در گل

ز بار خطا، جواد الائمه

به یاد تو اشک از بصر می‌فشانم

به صبح و مسا، جواد الائمه

دریغا که از یار نامهربانت

کشیدی چه‌ها، جواد الائمه

تو را کشت، آخر به فصل جوانی

ز زهر جفا، جواد الائمه

به هنگام مرگ تو می‌زد به هم کف

بجای عزا، جواد الائمه

تو را کشت، اما لب تشنه آخر

ندانم چرا؟ جواد الائمه

ز بس ناله کردی در آن حجره تنها

فتادی از پا، جواد الائمه

تنت بیکفن ماند بر خاک از چه

در آن کوچه‌ها، جواد الائمه

ولی دیگر از جسم پاکت نشد سر

جدا از قفا، جواد الائمه

به قربان جسمی که گردید او را

کفن بوریا، جواد الائمه

به قربان آن سر که می‌خواند قرآن

به طشت طلا، جواد الائمه

به قربان آن رخ که شد شسته با خون

به دشت بلا، جواد الائمه

ببین نخل «میثم» که بر داده عموی

بوصف شما، جواد الائمه

غلامرضا سازگار
*****************
تا به دل مهر و تولای تو مولا دارم

کی دگر وحشتی از سختی فردا دارم

تاشدم سایه نشین کرم ولطف شما

به سرم سایه ای از نخله طوبی دارم

من دلخسته به تو بسته دل و چشم امید

به تو لطف تو و جود تو مولا دارم

تو جوادی و منم سائل بیت الکرمت

کرمی کن که به تو چشم تمنا دارم

همه هستی من مهر تو باشد آقا

مهر تو زاد ره و توشه فردا دارم

همه خلق جهان سائل دربار تواند

تو گل باغ ولائی وهمه خوار تواند

حرم پاک تو شد ماءمن ارباب نیاز

قدسیان محو تو وگرمی بازار تواند

کاظمین تو بود قبله گه اهل ولا

رو سپیدند کسانیکه به گلزار تواند

مهر تو راه نجات است به زهرا سوگند

تا ابد اهل ولا پیرو گفتار تواند

علی ملائکه
*************
معدن جود و كرم ابن الرضا

ساقي چشم ترم ابن الرضا

من كه مست اين همه لطفت شدم

داده اي بال و پرم ابن الرضا

نام زيباي شما از كودكي

ياد داده مادرم ابن الرضا

من غلامم تا ابد در اين حريم

مي بري ام تا حرم ابن الرضا

امشبي را نوحه خواني ميكنم

بهر تو نوحه گرم ابن الرضا

 دست تو كار خدايي ميكند

از همه مشكل گشايي ميكند

 تا كه لطف تو به من ابراز شد

اين زبانم بهر روضه باز شد

در حريم خانه نامحرم شدي

اين نوا ، آخر طنين انداز شد

رقص و پاكوبي بماند جاي خود

تا كه آهنگش در اينجا ساز شد

زهر كينه ميكشد آخر تو را

تشنه ماندي ، اين خودش يك راز شد

العطش گفتي و عطشاني هنوز

روضه روز دهم آغاز شد

 ياد آن روز و شهيدان خدا

گريه هاي خواهري در كربلا

من بميرم پيكرش بي جان شده

العطش روي لبش مهمان شده

او حسين است و عزيز مصطفي

پس چرا آخر تنش عريان شده

پيرهن را برده اند و عاقبت

پيكر او ، دستخوش گرگان شده

خون نشسته در تمام كربلا

اربا اربا آيه قرآن شده

عاقبت بي سر ميان قتلگاه

مظهري از حضرت رحمان شده

 دل پريشان مادرش زهرا رسيد

قد او از اين همه غربت خميد

جواد قدوسی

اشعار شهادت امام صادق (ع) 2

آتش کشد زبانه ز دور و برم خدا

خاکسترش نشسته به روی سرم خدا

پور خلیلم و وسط شعله ها اسیر

بنما اجابتی به دل مضطرم خدا

ای وای از تغافل اصحاب سینه چاک

این درد غربت است به جان میخرم خدا

دشمن غرور موی سپید مرا شکست

اما کسی نبود شود یاورم خدا

بی دردسر به شخصیتم لطمه زد عدو

مستانه خنده کرد به چشم ترم خدا

بیرون مرا چگونه ز خانه کشید و برد

پیداست از کبودی بال و پرم خدا

صد شکر نیمه شب سر من بی عمامه شد

یاد غرور آن سر بی معجرم خدا

وقتی که سوی چشم مرا ضرب او گرفت

دیدم چگونه خورد زمین مادرم خدا

با دست بسته در نظر اهل خانه ام

یاد آور شکستگی حیدرم خدا

گرچه کسی نبود تماشا کند مرا

در فکر کوچه گردی آن خواهرم خدا

غم های عمه عاقبت انداختم ز پا

دیدی که داغ غربتش آمد سرم خدا

*** قاسم نعمتی ***

*******************

شیخ الائمه ام که شکستند حرمتم

با هیزم آمدند شبانه زیارتم

در احترام موی سپیدم همین بس است

در بین شعله ها شد تکریم ساحتم

من دست بسته بودم و یاران به خواب ناز

آنجا کسی نبود نماید حمایتم

من مرد بودم این شد و ای وای مادرم

این تنگنای کوچه نماید اذیتم

سجاده ام کشید وبماند چگونه برد

خاکی شده زکینه لباس عبادتم

بادست بسته ،پای برهنه ، نفس زنان

مرکب دوانیش بخدا برد طاقتم

خوردم زمین و ناله زدم عمه جان مدد

قدری کمان چو قامت تو گشته قامتم

در بین راه گشته پریشان محاسنم

از بسکه دست بسته زمین خورده صورتم

تفسیر مقتل «قبض شیبه » شده

این صورت کبود و رخ پر جراحتم

اینجا جفا به ماشد و معجر کشی نشد

غمهای کربلا زده لطمه به غیرتم

*** قاسم نعمتی ***

*******************

دودمه

نه فقط شیعه ی صادق به دلش داغ و بلاست    صاحب مکتب ماست

به خدا صاحب عزایش همه ی آل عباست         صاحب مکتب ماست

******

مادرم فاطمه ، دریاب مرا جان حسین       جگرم پاره شده

می زنم ناله به یاد لب عطشان حسین    جگرم پاره شده

******

کشته شده رئیس مکتب ما

امام و مقتدای مذهب ما

*** حاج محمود ژولیده ***

*******************

زمینه

یه کوه ماتم دارم تو دشت دلم    امون از این زمونه

غم غریبی و بی کسی آقام          بازم زده جوونه

از آسمون اشک غم می باره

رسیده فصل خزون دوباره

بازم برای امام صادق

می خونه روضه دل بیچاره ، واویلا

وای از درد و غصه های بی امون امام صادق

شد زهر کینه جواب خوبیای امام صادق

داغی دارم توی این سینه زداغ امام صادق

واویلا امون امون ای دل

******

یه عده نامرد دم در خونه مو       آتیش زدن بی امون

به یاد مادر به یاد آتیش و در     چشمام شده پر خون

دلم گرفته برای زهرا

می خونه از روضه های زهرا

برام شده زنده باز دوباره

مسمار در ، ناله های زهرا ، واویلا

پشت درب خونه ی مادر آتیش کینه به پا شد

دست های حیدر رو بستند ، پشت در مادرم فدا شد

پهلوی یاس و شکستند ، عرش اعلا دارالعزا شد

واویلا امون امون ای دل

******

بمیرم از اینکه زائری نداری     تو این شبا آقا جون

مزار تو بی چراغ و بی حرمه     شده دلم پر خون

به دست وهابیت الهی

ویرونه شد عرش کبریایی

خدا چرا منتقم نمیاد

مادر میگه یوسفم کجایی ، یا مهدی

گفتم آتیش ، یادم اومد قصه های روز غم ها

یاد خیمه های سوخته،خواهری گریون تو صحرا

یاد راس روی نیزه ، شاهِ تشنه ، کرببلا

ثارالله آقام آقام آقام

دریافت سبک

*** محمد حسن قمی ***

*******************

واحد

باز دوباره دل شیعه ماتم گرفته

از غم عالِمی قلب عالَم گرفته

عرش اعلا برا آقامون دم گرفته

روضه خون برگ شقایق     گریه كن دلای عاشق

اِنَّا لله ملائك             برای امام صادق

وای ، روضه ی شیخ الائمه بر پاست

وای ، بانی روضه مادرش زهراست

یا مظلوم ، یا امام صادق

******

از حیات زمونه دیگه نا امید شد

پیرمردی كه از غصه موهاش سفید شد

غصه ی مادری كه تو كوچه شهید شد

توی كوچه ی مدینه          انگاری داره می بینه

كه با ضرب دستی سنگین    مادرش روی زمینه

وای ، زیر لب هِی میگه ای وای من

وای ، چی دیده توی كوچه ها حسن

یا مظلوم ، یا امام صادق

******

داره كم كم میاد باز هوای محرم

آقامون گریونه تو عزای محرم

جلوی چشماشه روضه های محرم

داره میزنه پر و بال           از یه غصه میره از حال

توی گریه هاش میخونه     امون از روضه ی گودال

وای ، وقتی كه خنجر روی حنجره

وای ، سرش روی پاهای مادره

یا مظلوم ، مولا حسین جان

دریافت سبک

*** حمید رمی ***

*******************

زمینه

نفسم داره بند میاد      دیگه لحظه ی آخره

روی لبمه زمزمه ، یا زهرا

تو مدینه تو کوچه ها      پر منم آتیش گرفت

مث مادرم فاطمه ، یا زهرا

بازم آتیش ، میون مدینه      داره اشکِ آسمون میاد

کنار من ، با بازوی کبود        داره زهرا قدکمون میاد

آه مادر ، تو لحظه های آخرم

آه مادر ، بارونیه چشم ترم

آه مادر ، تو فکر دیوار و دَرَم

آه مادر ، آه مادر

******

خونمو تا آتیش زدند      روضه ی تو یادم اومد

چه بلایی اومد سرت ، یا زهرا

صدا زدم ای مادرم       الهی بمیرم برات

برا بدن لاغرت ، یا زهرا

بیا ببین ، امام شیعه رو         همه بی بهونه می برند

به کی بگم ، منو تو کوچه ها    با لباس خونه می برند

آه مادر ، ببین دلِ شکسته ام

آه مادر ، دستای پینه بسته ام

آه مادر ، یه پیرمرد خسته ام

آه مادر ، آه مادر

******

شب آخر عمرمه     روضه خونی برپا شده

روضه خونِ کرب و بلام ، یا زهرا

دوباره بارون چشام    می باره روی گونه هام

یاد مصیبت های شام ، یا زهرا

یه سه ساله ، پای پر آبله         پیِ نیزه ها که می دوید

یه بی حیا ، برا نوازشش    از عقب موهاش و می کشید

واویلا ، یه دختر و یه قافله

واویلا ، با یک دل پر از گله

واویلا ، همسفره با حرمله

واویلا ، واویلا

دریافت سبک اول

دریافت سبک دوم

*** حمید رمی ***

*******************

زمینه

از این زمونه شده سیر ، امام صادق

از دست دشمن شده پیر ، امام صادق

دلش به غصه شد اسیر، امام صادق

واویلا ، امام صادق

******

باب شده بی حرمتی باز ، تو این مدینه

همه شدن غریب نواز ، تو این مدینه

می بَرنش سر نماز ، تو این مدینه

بیزاره ، از این مدینه

******

بازم یه عده بی حیا ، هجوم آوردن

دوباره تازیانه ها ، هجوم آوردن

به خونه ی امام ما ، هجوم آوردن

واویلا ، هجوم آوردن

******

چه روضه ای به پا شده ، بمیرم آقا

سهم تو ناسزا شده ، بمیرم آقا

مدینه کربلا شده ، بمیرم آقا

واویلا ، بمیرم آقا

******

کشیدنت تو کوچه ها ، بمیرم آقا

شدی شبیه اسرا ، بمیرم آقا

می زدنت چه بی هوا ، بمیرم آقا

واویلا ، بمیرم آقا

******

آقا شما کفن شدی ، ولی حسین چی؟

محترمانه خاک شدی ، ولی حسین چی؟

دور و برت همه خودی ، ولی حسین چی؟

آقاجون ، ولی حسین چی؟

******

شهید پاره پاره تن ، غریب مادر

ای کشته ی دور از وطن ، غریب مادر

دلیل زندگی من ، غریب مادر

حسین عزیز فاطمه ، غریب مادر

دریافت سبک

*** صادق اویسی ***

*******************

زمینه

توی کوچه ی غم ها ، تنها تو رو می بردن آقا

شده دستات بسته ، خسته ، شدی شبیه مولا

تو رو می کشیدن تا ، آقا ، بِدَن عذابت انگار

دیگه جون نداره پات ، چشمات ، شده یه ابر خونبار

آروم آروم پر میکشه ، از این دیار بی وفا

شده این نفس آخری ، گریون اون خاطره ها

وای ، آقام آقام آقام

******

شده باز پر ماتم ، عالم ، به یاد اون دقایق

که شده بود مسموم ، مظلوم ، آقام امام صادق

رسیده بالا سر ، مادر ، پسرشو ببینه

آره دنیا اینه ، کینه ، شد عادت مدینه

آروم آروم وصیتش ، رو میگه تویِ گریه ها

شده این نفس آخری ، ذکر لبش مادر بیا

وای ، آقام آقام آقام

******

شده پر از تشویش ، آتیش ، دیگه تو خونه امشب

وقتی آتیش و دید ، فهمید ، چی کشید عمه زینب

دیده زینب مضطر ، بی سر ، شده عزیز زهرا

زده ناله و فریاد ، افتاد ، به روی خاک صحرا

آروم آروم روی لباش ، داره میاد شهادتین

شده این نفس آخری ، ذکر لباش حسین حسین

وای ، آقام آقام آقام

دریافت سبک

*** صادق اویسی ***

*******************

واحد حماسی

(به سبک سبط احمد جان پیغمبری)

آرزوی قلب شیعه اینه     حک کرده ایم آقا روی سینه

سینه زنون بیاییم (مدینه)3

شیعه بر مذهب تو مولا می نازه

دل به سوز و ماتمت آقا می بازه

آخرش حرمت و مولا می سازه

سیدی یابن الزهرا ، امام صادق

******

دلای عاشق شده در نوا     از ماتم تو عزیز خدا

مدینه شد از غمت (کربلا)3

از غمت آقا دلامون پر شرر شد

بیاد غربت تو دیده ها تر شد

سوگوار ماتم تو پیغمبر شد

سیدی یابن الزهرا ، امام صادق

******

گشته خون قلب دلای عاشق     ورق ورق شد قرآن ناطق

شده عزای امام صادق ، (ای خدا)2

اگر چه حرمتِ تو آقا دریدند

نیمه ی شب پای برهنه کشیدند

ولی سرت از قفا که نبریدند

سیدی یابن الزهرا ، امام صادق

دریافت سبک

*** رضا رسولی***

*******************

واحد حماسی

سبط احمد جان پیغمبری      نور چشم و زاده ی حیدری

وارث روضه های (مادری)3

بیقرارم میکنه اسم مدینه

آرزو داره دل اون روز و ببینه

روی خاکا تو بقیع میزنه سینه

یا ابا عبدالله یا امام صادق

******

پیرمردی خسته و نیمه جون    دست و پاش دیگه نداره توون

یاد مادرش شده (روضه خون)3

بردن اسم قشنگش دل میبره

غربتش ارثیه ی باباش حیدره

روضش هم شبیه روضه ی مادره

یا ابا عبدالله یا امام صادق

******

شیعه و شاگرد این مکتبیم     عمریه که در تاب و در تبیم

ما همه جان بر کف (زینبیم)3

عشق زینب تو رگ و توی خونمه

سینه زدن از غمش آب و نونمه

روضه شام بلا قاتل جونمه

یا عقیله العرب یا سیدتی

دریافت سبک

*** محمد زنجانی***

*******************

زمینه

دوباره روضه ی کوچه به پا شد

چه گویم من در آن کوچه چه ها شد

در آتش ، بیت مولایم بسوزد     تداعی ، روضه های کربلا شد

به یاد غربت حیدر ، ندارد امامه بر سر ، به دل دارد ذکر مادر

نگاهم کن که باشم نوکری لایق     فدای غربتت یا جعفر صادق

آه ، غریبم غریبم غریبم

******

کِشندش پا برهنه پشت مرکب

بمیرم جان سپارد دیگر امشب

همین که بر زمین می افتد آقا       بخواند ای امان از قلب زینب

بمیرم با غربت جان داد ، میان آتش با فریاد ، به یاد مادرش افتاد

بزن شلاق کین را بر تنم اما       مگو تو ناسزا بر مادرم زهرا

آه غریبم غریبم غریبم

دریافت سبک

*** محمد زنجانی***

*******************

زمینه – شور

دلها به غم آغشته شد

امان از این غم ، امان از این غم ، واغربتا وای وای وای

امام صادق کشته شد

امان از این غم ، امان ازین غم ، واغربتا وای وای وای

به ناله و اشک روان وای وای وای

زهرا شده مرثیه خوان وای وای وای

******

اون دشمن پست پلید

امان از این غم ، امان ازین غم ، واغربتا وای وای وای

این پیر ِ مرد و می کشید

امان از این غم ، امان ازین غم ، واغربتا وای وای وای

دل ِ شکسته بردنش وای وای وای

با دست ِ بسته بردنش وای وای وای

******

ولی دلش بود مبتلا

امان از این غم ، امان ازین غم ، واغربتا وای وای وای

به غصه های کربلا

امان از این غم ، امان ازین غم ، واغربتا وای وای وای

به یاد اون دور از وطن وای وای وای

شَیبُ الخضیب ِ بی کفن وای وای وای

ای کشته ی دور از وطن

دریافت سبک

*** امیر عباسی***

*******************

زمینه

ای مغموم ، ایها المظلوم ، ای امام ِ ز کینه مسموم

شرار زهر ، نانجیبا ، آتیش و جون تو شد

گواه ِ سوز ِ ، دلت آقا ، اشک روون تو شد

مرثیه ی جون و ، دل عاشق     حدیث غم یاس و شقایق

برات بمیرم حضرت صادق

غریب آقا

******

واویلا ، آه و واویلا ، از آتیش جفای اعدا

خونَت و آقا ، زدن آتیش ، کینه ها شد جلوه گر

باز شده زنده ، برای تو ، روضه ی دیوار و در

مادرت و کشتن ، تو مدینه       ماجرای اشک ، تو همینه

قنفذ و غلاف و بازو و سینه

غریب آقا

******

الرّحمن ، عَلّمَ القرآن ، شده ذکر لبت حسین جان

میون آتیش ، زدی ناله ، به یاد کرببلا

به یاد جسمِ ،روی خاک و ، سوزوندن خیمه ها

یاد غم زینب ، شدی گریون       آسمون چشمات ، می باره خون

شده همه شب هات شام غریبون

غریب آقا

دریافت سبک

*** امیر عباسی***

*******************

واحد

مردم سیه بر تن کنید      شال عزا گردن کنید

قرآن ناطق شد شهید

امام صادق شد شهید

واویلتا واویلتا

******

ای وای از این درد و بلا      هر دل به غم شد مبتلا

مدینه شد کرببلا

واویلتا واویلتا

******

قربان چشمان ترش     شد با دل غم پرورش

مهمان زهرا مادرش

واویلتا واویلتا

******

تابنده نور پاکی اش      وین مذهب افلاکی اش

قربان قبر خاکی اش

واویلتا واویلتا

******

دل مُحرم ِ غمخانه اش      ساکن به ماتمخانه اش

آتش گرفته خانه اش

واویلتا واویلتا

******

قلب زنان پر واهمه      بر روی لبها زمزمه

یا فاطمه یا فاطمه

یا فاطمه یا فاطمه

******

ای بضعه ی خیر البشر     ای مادر کشته پسر

مجروحه ی مسمار در

یا فاطمه یا فاطمه

دریافت سبک

*** امیر عباسی***

*******************

واحد

ما که همیشه سرخوش ، شمیمی از شقایقیم

شیعه که نه ، ولی محبین امام ِ صادقیم

ای ، نور خدایی ، که باوفایی ، مارو قبول کن ، واسه گدایی

ما رو شبیه صلحا ، شیعه ی واقعی کن

مثل امام و شهدا ، شیعه ی واقعی کن

یا امام ِ صادق

******

شیعه ی واقعی شدن ، آرزوی ما همینه

دل ما با یاد غمت ، پر میزنه تا مدینه

آه،مارو عوض کن،با نور پاکی،ای مرقد تو،یه قبر خاکی

مصحف غصه پر شده،از آیه های صبرت

دلم میخواد سر بذارم،یه روز رو خاک قبرت

یا امام ِ صادق

******

عزیز فاطمه میگن ، که خونت و آتیش زدن

این بی حیا ها انگاری ، سوزوندن و خوب بلدن

آه ، پای برهنه ، دل ِ شکسته ، دنبال مرکب ، با دست ِ بسته

سینه زنا دیگه بیاید ، مثل رئیس مذهب

ازین به بعد گریه کنیم ، به یاد عمه زینب

آه ، مظلومه زینب

******

دستای زینب بسته و ، به دور اون صف میزدن

یهودیای شهر شام ، میرقصیدن ، کف میزدن

آه ، قلب خدا رو ، اونا شکستن ، میگفتن اینها ، خارجی هستن

وای از جنایتای این ، بی غیرتای کافر

نگاه نا مَحرما و ، بچه های پیمبر

آه ، مظلومه زینب

دریافت سبک

*** امیر عباسی***

*******************

نوحه

شد کشته صادق    از ظلم و کینه

ماتمسرا شد            شهر مدینه

او شده پرپر ، همچو آلاله

مادرش زهرا ، میزند ناله

آه و واویلا

******

از زهر کینه     سوزد روانش

گواه این غم    اشک روانش

آن تجلی ِ، عصمت و تقوی

جان سپارد ، با ذکر یا زهرا

آه و واویلا

******

پای برهنه      دستان ِ بسته

حال پریشان    قلب شکسته

در پی ِ مرکب ، غرقه در آلام

زنده شد یاد ِ، کوفه و هم شام

آه و واویلا

دریافت سبک

*** امیر عباسی***

*******************

شور

مولا حضرت صادق ، ای امام دلها

ای رئیس مذهب ما ، یوسف زهرا

خاک قبرت در مدینه توتیای ما

غصه دار کربلا و روز عاشورا

بانی روضه های مولایی ، روضه دار عزیز زهرایی

اشک تو جاری ز دو عین ، به یاد آن شاه غریب

گریه کن ِ رأس ِ به نی ، گریه کن شیب الخضیب

مُلتَمسیم به دعا ، ای فخر ِ دو سرا

تا رویم عرفه کرببلا

صلی الله علیک یا ابا عبدالله

بابی انت و امّی یا ثارالله

دریافت سبك

*** امیر عباسی***

*******************

واحد

سر آسمانهای اعلا ، به زیر قدمهای صادق

دل غصه دار محبین ، بسوزد ز غمهای صادق

فدای امام غریبی ، که شد کشته ی زهر کینه

ز داغ عزیزی پیمبر ، شده محشری در مدینه

بُوَد ذکر لبها ، چو حیدر چو زهرا

در این سوگ عظمی ، واویلا واویلا

واویلا واغربتا

******

ز طاغوتیان زمانه ، چه ظم و ستم ها که دیده

شبانه پیاده خدایا ، پی مرکبی می دویده

قسم بر غم بی حد او ، غمش بر دل ما نشسته

بمیرم بمیرم بمیرم ، که شد حُرمت او شکسته

بمیرم که جانش ، شد از غصه بر لب

بگرید بگرید ، به غمهای زینب

واویلا واغربتا

******

سلامم بر آن بانویی ، به اشک و به قلب شکسته

شده وارد شام و کوفه ، ولیکن به دستان بسته

سر دلبرش روی نیزه ، به لبهای او ذکر یا رب

زنان کف زنان گرد محمل ، وَ نامَحرمان دور زینب

به نی قاری او ، بخواند چو قرآن

شود ذکر لبهاش ، حسین جان حسین جان

یا حسین یابن الزهرا

دریافت سبك

*** امیر عباسی***

*******************

اشعار وفات سیدالکریم الحسنی-کاری از خادمین هیئت مکتب الرسول(ص)

اسلام علیک یا سیدالکریم الحسنی یا عبدالعظیم الحسنی(ع)

اشعار وفات سیـــّدالکـــریم الحــــسنی

کاری از خادمین هیئت فرهنگی مذهبی مکتب الرســــــــول(ص)

شاعر:کربلایی علی اصغر خواجه زاده

اشعار وفات سیدالکریم۱اشعار وفات سیدالکریم۲

اشعار سالروز تخریب قبور ائمه بقیع

گرد و غبار غم زده خیمه به سینه ام

من زائر قبور خراب مدینه ام

آنجا که گریه ها همه خاموش و بی صداست

هرکس بمیرد از غم آن سرزمین رواست

آنجا که بغض سینه گلو گیر می شود

حتی جوان ز غربت آن پیر می شود

خاکش همیشه سرخ و هوایش غباری است

از گریه های فاطمه آیینه کاری است

اهل مدینه باب عداوت گشوده اند

بر اهل بیت ظلم فراوان نموده اند

هرکس دم از علی زده تخریب می شود

صدیقۀ مطهره تکذیب می شود

دنبال بی کس اند که تنها ترش کنند

صیاد بلبل اند که خونین پرش کنند

ازنسل هیزمند و به آتش علاقه مند

تفریحشان تمسخر هر نالۀ بلند

در خواب هم نشان حیا را ندیده اند

نیروی خویش را به رخ زن کشیده اند

بغض علی زبانه کشد از وجودشان

رنگ ریا گرفته همه تار و پودشان

روزی که راه حضرت صدیقه بسته شد

با ضربه ای حریم ولایت شکسته شد

ظلمی اگر که هست از آن لحظه حاکی است

تصویر چادریست که در کوچه خاکی است

امواج یک صدا دلم آزار می دهد

گویا صدای صورت و دیوار می دهد

گویا به گوش می رسد از قصۀ فدک

آوای نیمه جان و ضعیف «علی کمک»

تصویر هر چه درد از آن صحنه شد بدیع

یک گوشه ای ز غربت آن لحظه شد بقیع

اوراق خاطرات غیورانه نیلی است

هر چه که هست صحنۀ یک ضرب سیلی است

بی درد مردمان زمان جان مرتضی

ما را رها کنید بمیریم زین عزا

روزی رسد ز سینه غم آزاد می کنیم

همراه منتقم حرم آباد می کنیم

گلدسته می زنیم چونان صحن کربلا

گنبد بنا کنیم چونان مشهد الرضا

ما داغ دار سیلی ناحق مادریم

چشم انتظار منتقم آل حیدریم

قاسم نعمتی

******

در پشت دیوار بقیع، غربت به پا شد

در پشت آن دیوار و در، کوثر فنا شد

مادر لگد خورد و مناجاتش همین بود

فریاد یابن العسکری، حاجت لقا شد

شاعر:محمدمهدی عبدالهی
****
آتش بزن ای غم تمام پیکرم را

لبریز کن از خون دل چشم ترم را

ای آه و ناله راه بغضم را بگیرید

تا پنجۀ بغضی نگیرد حنجرم را

خانه خرابم کرد سیل اشک، وقتی

کردم نظاره تربت پیغمبرم را

بگذار تا از غربت زهرا بکوبم

بر پنجره های بقیع او سرم را

ای کاش چون پروانه ای در ماتم او

آتش بسوزاند همه بال و پرم را

اینجا چرا گلچین به گل زد تازیانه

این غم شراره زد دل غم پرورم را

هرگز نمی بخشم تو را شهر مدینه

من در کجا جویم مزار مادرم را

آتش مزن بر دفتر شعر «وفائی»

ای اشک غم رنگین نمودی دفترم را

هاشم وفایی

***
مدینه! شهر نبی! تربت چهار امام!

به نقطه نقطه‏ی خاکت ز ما سلام، سلام!

اگر چه ساکت و آرام می‏رسی به نظر

دلی نمانده که گیرد به یاد تو، آرام

مزار چار امامی و، شهر پنج تنی

ز شش جهت به سویت حاجت آورند مدام

چراغ محفل جان، مسجد الحرام دلی

که بر طواف حریم تو، بسته دل احرام

سزد چو نام شریف تو بر زبان آرم

به حرمت سخنم، انبیا کنند قیام

دوای درد دو عالم، ز گرد صحرایی

سلام بر تو! که آرامگاه زهرایی

شرار غم ز وجودم زبانه می‏گیرد

ز گریه، مرغ دلم آب و دانه می‏گیرد

نه آرزوی بهشتم بود، نه شوق وطن

دلم به یاد مدینه بهانه می‏گیرد

ز هر نشانه گذر کرده، با هزار نگاه

سراغ از آن حرم بی‏نشانه می‏گیرد

سلام باد به شهری که نام روح فزاش

به هر دلی که شکسته ست، خانه می‏گیرد

سلام باد بر آن داغدیده بانویی

که عرض تسلیت از تازیانه می‏گیرد!

درود باد به شهری، که تربت زهراست

بهار دامنش از اشک غربت زهراست

مدینه! کز تو به دل ها شراره افتاده

شراره بر جگر سنگ خاره افتاده

چه روی داده که خورشید تو غریب شده؟

وز او به خاک تو، ماه و ستاره افتاده؟!

چه روی داده که مثل علی، ز شدت غم

خموشی و نفست در شماره افتاده؟!

به روی نیلی زهرا قسم بگو که: چرا

به کوچه‏های تو یک گوشواره افتاده؟!

مدینه! ناله بر آر از جگر، بگو به علی:

بیا که فاطمه از پا دوباره افتاده!

مدینه! نخل گلت چیده شد به گل خانه

برای غنچۀ خونین گریستی یا نه؟!

مدینه! طوطی وحی تو، آشیانه نداشت؟

و یا ز فتنه‏ی زاغان، امان به لانه نداشت؟

چو شمع سوخته گردید و آه و ناله نزد

شراره داشت به دل، بر لبش ترانه نداشت

گرفته بود چنان خو به دانه دانۀ اشک

که شوق زندگی و میل آب و دانه نداشت

کسی شریک غم دختر رسول نشد

به جز علی، که محیط غمش، کرانه نداشت

مدینه! تسلیتی جز شرار و دود ندید!

مغیره دسته گلی غیر تازیانه نداشت!

گمان نبود صدای نبی خموش شود

ز دود، خانۀ زهرا سیاه پوش شود!

مدینه! لشکر اندوه ریخت بر سر تو
نبود این همه رنج زمانه، باور تو

مدینه! بعد پیمبر ز بس غریب شدی

نشست قاتل زهرا، فراز منبر تو!

مدینه! چون به سرت آسمان خراب نشد؟!

چو گشت نقش زمین دختر پیمبر تو!

از آن شبی که علی دفن کرد فاطمه را

صفا گرفته شد از صبح روح پرور تو

به کوچه‏های تو یک روز، آفتاب گرفت!

هنوز مانده چو ابر سیاه منظر تو

میان کوچه، زنی را زدن، رشادت بود؟!

و یا به فاطمه سیلی زدن، عبادت بود؟!

مدینه! آنچه که می‏پرسم از تو، راست بگو

کجاست تربت زهرا؟ بگو کجاست؟ بگو

بقیع و منبر و محراب با حریم رسول

مزار او ز چه پنهان ز چشم ماست؟ بگو

چه شد که فاطمه هجده بهار بیش نداشت؟

چرا هماره ز حق، مرگ خویش خواست؟ بگو

چرا زمین تو، یاد آور مصیبت اوست؟

چرا هوای تو این قدر غم فزاست؟ بگو

به گوشوارۀ در کوچه اوفتاده قسم

به روی فاطمه سیلی زدن رواست؟ بگو!

چه لاله‏ای ز تو در بین خار و خس افتاد؟

که در مصیبت او، بلبل از نفس افتاد!

شکسته بال و پری ز آشیانه می‏بردند

تنی ضعیف، غریبا به شانه می‏بردند

جنازه‏یی که همه انبیا به قربانش

چه شد که هفت نفر مخفیانه می‏بردند؟!

مدینه! فاطمه را، روز روشن آزردند

چرا جنازۀ او را شبانه می‏بردند؟!

ز غربت علی و قصۀ در و دیوار

به دادگاه پیمبر، نشانه می‏بردند

به جای گل که گذارند روی قبر رسول

برای او، اثر تازیانه می‏بردند!

سزای آن همه احسان مصطفی، این بود!

هنوز هم کفن آن شهیده خونین بود!

مدینه، راست بگو! شب علی به چاه چه گفت؟!

کنار تربت خورشید خود، به ماه چه گفت؟!

علی که روز لبش بسته بود و ناله نزد

ز دردهای درون با شب سیاه چه گفت؟!

مدینه! شب که علی برد سر فرو در چاه

ز محسنش، که فدا گشت بی گناه، چه گفت؟!

مدینه! شیر خدا، که پناه عالم بود

چو دید فاطمه افتاده بی پناه، چه گفت؟!

مدینه! فاطمه در پشت در چو آه کشید

به آن شهیده، علی در جواب آه چه گفت؟!

مدینه! شرح غم تو، که نیست خاتمه‏اش

بسوز! هم به علی، هم برای فاطمه‏اش!

مدینه! طوبی قامت خمیدۀ تو، چه شد؟!

مدینه! فاطمۀ داغ دیدۀ تو، چه شد؟!

شرار فتنه ز اهل جحیم چون برخاست

بگو: بهشت به آتش کشیدۀ تو چه شد؟!

به آن شکوفه که نشکفته چیده شد، سوگند

گل شبانه به گل آرمیدۀ تو، چه شد؟!

مزار فاطمه می‏باید از نظر، مخْفی

مزار محسن در خون طپیدۀ تو چه شد؟!

بریز اشک! که خاک مدینه را شویم

نشانی از حرم بی نشان او، جویم

حرامیان! که به خود ننگ جاودانه زدید

بدون اذن، علی را قدم به خانه زدید

کبوتری که هنوز آشیانه‏اش می‏سوخت

چه کرده بود که او را در آشیانه زدید؟!

چرا به کشتن زهرا هجوم آوردید؟!

چرا به مادر سادات، تازیانه زدید؟!

درون خانۀ او ریختید بر سر او!

به دست و صورت و پهلوی و کتف و شانه زدید

گناه محسن زهرا در آن میانه چه بود؟!

چه شد که ضربه بر آن طفل نازدانه زدید؟!

اگر چه خون، همۀ دل ها ز صحبت غم اوست

صدای غربت او، در نوای (میثم) اوست

استاد سازگار

****
كاش ما هم كبوترت بودیم

آستان بوس محضرت بودیم

كاش با بال های خاكی مان

لااقل سایه گسترت بودیم

كاش ما هم به درد می خوردیم

فرش قبر مطهرت بودیم

كاش می سوختیم از این غربت

شمع بالای بسترت بودیم

كاش می شد كه محرمت بودیم

عاشقانه ابوذرت بودیم

كاش در كوچه ی بنی هاشم

پیش مرگان مادرت بودیم

كاش ماه محرمی آقا

یك دهه پای منبرت بودیم

كاش می شد كه گریه كن های

روضه ی تیغ و حنجرت بودیم

كاش می شد كه سینه زن های

نوحه ی گریه آورت بودیم

كاش در روز تشنگی- محشر-

باده نوشان ساغرت بودیم

در قیامت به گریه می گوییم:

كاش…ای كاش..نوكرت بودیم

وحید قاسمی

***

مرا به خانۀ زهرای مهربان ببرید

به خاک بوسی آن قبر بی نشان ببرید

اگر نشانی شهر مدینه را بلدید

کبوتر دل ما را به آشیان ببرید

مرا اگر رَوَم از دست، بر نگردانید

به روی دست بگیرید و بی امان ببرید

کجاست آن جگر شرحه شرحه تا که مرا

به سوی سنگ مزارش، کشان کشان ببرید

مرا که مِهر بقیع است در دلم چه شود

اگر به جانب آن چار کهکشان ببرید

نه اشتیاق به گُل دارم و نه میل بهار

مرا به غربت آن هیجده خزان ببرید

کسی صدای مرا در زمین نمی شنود

فرشته ها! سخنم را به آسمان ببرید

شاعر این شعر را میشناسید اطلاع دهید

********
بقیع است و تماماَ غربت و غم

گرفته زائری با مادری ،دم

مخور غصه ،حرم می سازم آخر

اگر آیم برون آیی ز ماتم

شاعر:محمدمهدی عبدالهی

***

خوش آن نسیم که مى آید از کنار بقیع
خوشا هواى روان بخش و مُشکبار بقیع

فرشتگان ز زمین مى برند سوى بهشت
براى غالیه‌ی حوریان غبار بقیع

اگر که طور تجلّى ز صدق مى طلبى
بیا به گلشن روحانى دیار بقیع

دریغ و درد که از ظلم دشمنان خدا
خراب شد همه آثار بى شمار بقیع

ایا که غیرت دین دارى و ولایت آل
ببار خون، عوض اشک در کنار بقیع

خراب کرد ستم، مشهد چهار امام
کز آن شرف به سما یافت خاکسار بقیع

نخست مرقد سبط نبى امام حسن
بزرگ محور اعزاز و افتخار بقیع

مزار حضرت سجاد، اسوه عبّاد
امین اعظم حق، رکن استوار بقیع

مزار حضرت باقر، عزیز پیغمبر
که بر فزوده به اجلال و اشتهار بقیع

مزار حضرت صادق رییس مذهب و دین
جهان علم و عمل، نور کردگار بقیع

قبور منهدم دیگر از تبار رسول
فزوده است بر اوضاع رنج بار بقیع

زظلم فرقه وهّابیان ناکس دون
بیا ببین که خزان گشته نوبهار بقیع

سعودیان عمیل یهود و صهیونیسم
ز ظلم، هتک نمودند اعتبار بقیع

قبور آل پیمبر، خراب و ویران است
فرشتگان همگان اند سوگوار بقیع

در این مصائب عظمى ولىّ عصر بوَد
شکسته خاطر و محزون و داغدار بقیع

کند ظهور و جهان پر کند ز دانش و داد
زند به ریشه خصم ستم شعار بقیع

قیام باید و مردانگىّ و همّت و عزم
که بر طرف کند این وضع ناگوار بقیع

وگرنه تا نشود قطع دست استعمار
جهان شیعه بود زار و دل فکار بقیع

حرامیان به حرم تا که حاکم اند روا ست
که مسلمین همه باشند شرمسار بقیع

سلام بى حد و بسیار بر پیمبر و آل
درود وافر و بى انتها نثار بقیع

ز یاد مرقد ویران اولیاى خدا
همیشه « لطفى صافى» است بى قرار بقیع
آیت الله صافی گلپایگانی

***

تو خواب دیدم خاک بقیع یه گنبد طلا روشه

توی حرم آینه کاری با یه ضریح شش گوشه

تو خواب دیدم کبوترا به روی گنبد میپرن

گلدسته های با صفا از زائرا دل میبرن

رو سر درا اذن دخول ایوونای طلا کاری

صفه برای خادمی غوغاست برای کفشداری

دخیل میبندن رو ضریح زائرای شکسته دل

حاجتاشونو میگرین مسافرای خسته دل

از هر طرف نگا کنی گنبد خضرا معلومه

دوره مستی اومده دوره نیستی تمومه

تو حرم ام البنین به پا شده سقاخونه

روضه ی سقا میخونن روضه خونش آقا مونه

تو خواب دیدم که تربت مادرمون پیدا شده

زمون انتقام از قاتلای زهرا شده

رضا محمدی

****
از صفای ضریح دم نزنید

حرفی از بیرق و علم نزنید

گریه های بلند ممنوع است

روضه كه هیچ سینه هم نزنید

كربلا رفته ها كنار بقیع

حرفی از صحن و از حرم نزنید

زائری خسته ام نگهبانان

به خدا زود می روم نزنید

زائری داد زد كه نا مردان

تازیانه به مادرم نزنید

غربت ما بدون خاتمه است

مادر ما همیشه فاطمه است

كاش درهای صحن وا بشود

شوق در سینه ها به پا بشود

كاش با دست حضرت مهدی

این حرم نیز با صفا بشود

كاش با نغمۀ حسین حسین

این حرم مثل كربلا بشود

در كنار مزار ام بنین

طرحی از علقمه بنا بشود

پس بسازیم پنجره فولاد

هر قدر عقده هست وا بشود

چارتا گنبد طلایی رنگ

چارتا مشهد الرضا بشود

این بقیعی كه این چنین خاكی است

رشك پروانه های افلاكی است

در هوایش ستاره می سوزد

سینه با هر نظاره می سوزد

هشت شوال آسمان لرزید

دید صحن و مناره می سوزد

بارگاه بقیع ویران شد

دل بی راه و چاره می سوزد

این حرم مثل چادر زهراست

كه در اینجا دوباره می سوزد

این حرم مثل خیمه ی زینب

كه در اوج شراره می سوزد

سال ها بعد قدری آن سو تر

چند قرآن پاره می سوزد

مجید تال

***

بار دیگر قلب مهدی غم گرفت

همچو مولا ،قلب زینب هم گرفت

یاد آن روزی که ویران شد بقیع

در جنان، حیدر به سر ماتم گرفت

“محمدمهدی عبدالهی”

***

من فقیرم،فقیر جود شما

پس بیا و کرم عنایت کن

من گدایی کنم بدرگاهت

تو برات حرم عنایت کن

ای کریم کریم ها آقا

دست من رد نکن ز دامانت

تکه نانی، نه نان نمیخواهم

یک نگاهی ز گوشه چشمانت

قبر پنهان نگته بی سامان

دیده باران به قلب ها طوفان

باید از سینه ناله برخیزد

در عزای کریم آقاجان

شاهد ماجرای کوچه چرا…؟

بین غربت تو بی حبیب شدی؟

من بمیرم برای تو آقا

چقدر بی کس و غریب شدی

بین خاک بقیع پنهانی

شکر لله که تو کفن داری

میوه قلب مادرت زهرا

شکر آقا سری به تن داری

هشت شوال و بی قراری ها

گریه ها ، ناله ها و زاری ها

حبس در سینه یا که پنهانی

دیده هاشان تمام بارانی

ماتمی غربتی و غم دارد

روضه خوان نه ، نه محتشم دارد

روی خاک بقیع سرگردان

زائرش غصه حرم دارد

ای عزیز خدا بیا برگرد

مادرت سر پناه میخواهد

وقت موعود سر رسیده بیا

عمه جانت سپاه میخواهد

هر کجا حرف از مسلمان شد

شیعه تو عذاب دیده بیا

نه سلاحی نه هیچ امیدی

غزه در خاک خون تپیده بیا

***

آقا چه شود که یک نظر برگردی

ای کاش که جمعه بی خبر برگردی

ای منتقم همیشه آل عبا

ما منتظریم از سفر برگردی
امیرفرخنده

*******
او کریم است و بدنبال گدا میگردد

کار صد حاتم طائی بدرش نوکری است

بنویسید به هر خاک بقیع این مصرع

بی حرم ماند بفهمند حسن مادری است

******
گرچه خاکی است ولی مرقد او کعبه ماست

نام آن گرچه بقیع است ولی عرش خداست

حرم کرب و بلا جلوه‌ی بیت الحسن است

حسنیه است به هر جا که حسینیه به پاست

طالع هر که حسینی‌ست یقینا حسنی است

که حسین‌ بن‌ علی هم حسن دوم ماست

حسنی هستم و از حشر چه باکی دارم؟

که سر و کار غلامان حسن با زهراست
علی اکبر لطیفیان

**********
هوای گنبد خضرا هوای صحن بقیع

صفای شهر پیمبر صفای صحن بقیع

شده مسبب اینکه دوباره بنشینم

غزل غزل بسرایم برای صحن بقیع

فدای تربت پاک مدینه الزهرا

فدای آن همه غربت فدای صحن بقیع

تمام گوشه کنارش روایت درد است

به اشک غصه بنا شد بنای صحن بقیع

خوشا بحال کسی که فقیر آل الله ست

خوشا به حال و هوای گدای صحن بقیع

حسن حسین مدینه حسن غریب خدا

حسن امام و حسن آشنای صحن بقیع

خدا کند به نگاهی دلم حرم گردد

مدینه عاقبت الامر روزی ام گردد

خدا کند بگذارد منم گدا بشوم

به یک نگاه کریمانه آشنا بشوم

خدا کند بگذارد تمام هستی خود

به راه او بدهم تا که مبتلا بشوم

خدا کند بپذیرد مرا به نوکری اش

خدا کند بپذیرد که “جان فدا” بشوم

چه میشود به نگاه محبتش روزی

ز دام این همه درد و بلا جدا بشوم

چه میشود که بسازم خودم حریمش را

و یاکریم همان گنبد طلا بشوم

خدا نیاورد آن روز نحس و تلخی که

بخواهم از در این خانه من جدا بشوم

صدای بارش باران روضه می آید

صدای مرثیه خوانان روضه می آید

چه سالیان درازی که خون دلها خورد

مدام غصه ی فردای این و آن را خورد

پس از محبت چندین و چندساله ی خود

چه بد ز مردم دوران شهر خود پا خورد

چه بد به دست گنهکارهای فتنه ی شوم

بساط نهضت صلح و سکوت او وا خورد

دلش شکست و نگاهش ستاره باران شد

به درب خانه ی امن علی لگد تا خورد

تمام غصه ی او ضرب دست ولگردی ست

که بین کوچه رسید و به روی زهرا خورد

همیشه و همه جا بی بهانه می گرید

به یاد سیلی و پهلو و تازیانه می گرید

علیرضا خاکساری

******
دیشب برای دفتر من همّ و غم شدی

بی حرف پیشِ مطلعِ حرفِ قلم شدی

باور نکرد نیست سرانجام در زمین

مهمانِ رسمی شب شعر خودم شدی

تو از زمان آدم و حوا، وَ قبل از آن

بر روی دست های مشیّت علم شدی

بی مرحمت که روز شما شب نمی شود

اصلاً تو آفریده برای کرم شدی

هشتاد سال و خرده ای انگار می شود

از جمع اهل بیتِ حرم دار کم شدی

با اتفاق هشتم شؤال آن زمان

تنها گریزِ روضهٔ من در حرم شدی

ماندم چرا زمین و زمان زیر و رو نشد

آن موقعی که وارد بازی سم شدی

آن بار هفتمی که لبت رنگ سبز شد

آن بار هفتمی چه قَدَر پر ورم شدی

وقتی که شعله چادر مادر گرفته بود

زخمیِ دست هیزم و چوبِ ستم شدی

حالا بماند این که چه شد بین کوچه ها

حالا بماند این که برای چه خم شدی

«عارف» نگو دگر، نکند فکر می کنی!

مثل مؤید و شفق و محتشم شدی

علی زمانیان

*******

اشعار شهادت امیرالمومنین 2

 زمینه

(به سبك اذون ِ آخر علیه)

راحت شده علی ز غم ها ، پر کشیده بسوی زهرا

فضای کوفه پر شده از ، نوای یا علی واویلا

صدا صدای گریه ی بارونه

علی به پیش ِ فاطمه مهمونه

دل ِ زمین و آسمون می خونه

خدا خدا علی غریبه

علی علی علی علی ، یاحیدر

******

نخلستونای شهر کوفه ، بی قرار ِ دعای مولا

چاه کوفه خبر داره از ، غما و غصه های مولا

به روی شونه هاش یه کوه ِ ماتم

با چاه کوفه مرتضا شد همدم

یه روز خوش ندیده تو این عالم

خدا خدا علی غریبه

علی علی علی علی ، یاحیدر

******

تا می بینه زینب ِ دلخون ، عمامه و عبای بابا

یادش میاد که نیمه شبها ، می برد غذا برا یتیما

یکی یکی خونه ها رو در میزد

غریبونه به یتیما سر میزد

خون ِ دل ُ به دیده ی تر میزد

خدا خدا علی غریبه

علی علی علی علی ، یاحیدر

******

می سوزه زینب تو هر دم ، از اون وصیتی که گفتی

تو اوج روضه ی حسینم ، تنهام گذاشتی بابا رفتی

نفس نفس میزنه توی گودال

با شمشیرا و نیزه میره از حال

تنش رو می کنن با اسبا پامال

خدا خدا حسین غریبه

آقام ، غریب مادر آقام آقام آقام

دریافت سبك

*** حسین رحمانی ***

**********************

اذون ِ آخر علیه ، گرفته قلب ِ آسمونا

دلشوره داره دل ِ زینب ، دعا می خونه برا بابا

قدم قدم به سوی مسجد میره

شده به سمت آسمونا خیره

دل ِ علی دیگه ز دنیا سیره

خدا خدا علی غریبه

علی علی علی علی ، یاحیدر

******

این شب ِ آخره که مولا ، به روی دوشش نون و خرما

به کوچه کوچه های کوفه ، می بره واسه ی یتیما

یکی یکی خونه ها رو در میزد

غریبونه به یتیما سر میزد

خون ِ دل ُ به دیده ی تر میزد

خدا خدا علی غریبه

علی علی علی علی ، یاحیدر

******

حتی یه روزم این زمونه ، با مرتضی وفا نداشته

خدا میدونه عمر شصت سال ، چه داغی رو دلش گذاشته

آروم آروم اشکای اون بارونه

انا الیه راجعون می خونه

آخه دلش از بی وفایی خونه

خدا خدا علی غریبه

علی علی علی علی ، یاحیدر

******

به پشت ِ در میون ِ کوچه ، زخم ِ دل ِ علی نمک خورد

یادش اومد توی مدینه ، جلو چشاش زهرا کتک خورد

نفس نفس میزد گلش رو خاکا

دستاش و بسته بودن اون نامردا

سی سالِ كه میسوزه قلب مولا

خدا خدا علی غریبه

علی علی علی علی ، یاحیدر

دریافت سبك

*** حسین رحمانی ***

**********************

زمینه

کوفه امشب چه ساکت و سرده      کوفه امشب چقدر پر درده

چهره از فرط گریه ها زرده

از غم حیدر‏ ، از غم حیدر‏

کوفه امشب چه سوت و کوره         کوفه امشب چقد بی نوره

بساط اشک و گریه جوره

از غم حیدر‏ ، از غم حیدر‏

خدا ، عالم به غم نشسته         خدا ، فرق علی شکسته

آه و واویلا ، آه و واویلا

*‏‏****‏‏*‏
عالم و هستی همه گریون      قلب زینب زاره و محزون

چشمان یتیمان پر خون

از غم مولا‏ ، از غم مولا

چشم زینب ابر بهاره        دیگه دل توی دل نداره

دنیا واسش تیره و تاره

از غم بابا‏ ، از غم بابا‏

خدا ، سیه پوش گشته دنیا        خدا ، حیدر رفت پیش زهرا

آه و واویلا ، آه و واویلا

دریافت سبک

*** حسین محبی ***

**********************

واحد

ناله ی غریب علی ، نوای اهل آسمونه

دل به یاد غربت شیر خدا نوحه می خونه

معتکف شده دلامون      به حریم درد و ماتم

گریه می کنیم به یاد ِ      اولین مظلوم عالم

یا علی علی یا حیدر

******

علی یعنی اونکه خورده ضربه از تزویر و بدعت

علی یعنی اونکه شد شهید وادی عدالت

رفتنش را آرزو داشت    در دلش رازی مگو داشت

گوییا در همه ی عُمر     استخوانی در گلو داشت

یا علی علی یا حیدر

******

قامت سَرو ِ دلا ، با ماتمش خمه به وَالله

تا ابد اگه براش گریه کنیم کمه به والله

توی تاریکی ِ تاریخ            روشنه فانوس ِ صبرش

عالمی مثل یه قطره اس     توی اقیانوس صبرش

یا علی علی یا حیدر

******

علی یعنی اونکه تو شبای تار داره نوایی

هی میگه به زیر لب با چشم تر زهرا کجایی

هیچ موقع یادم نمیره      تو کوچه دستام و بستن

با غلاف و تازیانه          دست و پهلوت و شکستن

فاطمه یا فاطمه جان

دریافت سبک

*** امیر عباسی ***

**********************

شور

میری و بعد تو زینب غریبه        از ماتم تو دیگه بی شکیبه

بابا دل ما به غصه اسیره     امشب دعا کن که زینب بمیره

خسته ای دیگه از این زمونه

ناله و گریه هات بی امونه

پرمی گیری باباجون شبونه

یاعلی یاعلی یاعلی جان

******

بعد تو دیگه شدیم ما سیاپوش     هرشب می خونیم زِ داغ تو چاووش

سخته برامون فراق تو بابا      آخر می میریم ز داغ تو بابا

رفتی و حالمون زار زاره

از غم تو چشامون می باره

هیچ کسی حال مارو نداره

یاعلی یاعلی یاعلی جان

******

یادم نمی ره که ای نور عینم         گفتی که من بی قرار حسینم

گفتی به من گریه هاتو نگهدار     واسه همون خیمه ی بی علمدار

گفتی از حنجر و زخم خنجر

گفتی از نعل اسبا و پیکر

گفتی از مقتل و ماه بی سر

واحسین واحسین واحسینم

دریافت سبک

*** اسماعیل شبرنگ ***

**********************

زمینه

رفتی و با رفتنت      می بری صبر منو

باباجون با غربتت     می کَنی قبر منو

مثه مادر ، غسل تو شد شبونه ، دفن تو مخفیونه ، بی تو تاریکه خونه

دیگه بابا ، بعد تو بی قراریم ، مثل ابربهاریم ، دائم بارون می باریم

وای ، بابای مظلوم علی

******

روضه خون داغ تو      هم حسین هم حسنه

پاشو عباس و ببین         داره سینه می زنه

جون زینب ، بابا چشمات و وا کن ، ما رو از غم رها کن ، حال ما رو نگا کن

بی تو دیگه ، گریونه ماه کوفه ، لبزیز آه کوفه ، بی تابه چاه کوفه

وای ، بابای مظلوم علی

******

گفتی چند وقت دیگه           غریبونه پیر می شم

تو همین کوفه یه روز    بی حسین اسیر می شم

برا من از ، داغ هلهله گفتی ، زخم سلسله گفتی ، تیر حرمله گفتی

یادمه که ، گفتی از حال غمبار ، از غصه های بسیار ، از دستای علمدار

وای ، بابای مظلوم علی

دریافت سبک

*** اسماعیل شبرنگ ***

**********************

زمینه

دیگه رنگی نداره ، بعد تو دنیا باباجون

میری و می شه زینب ، اسیر غم ها باباجون

بیا و با ، حال زارت ، باباجون من

برای ما ، نزن امشب ، حرفی از رفتن

اگه بری ، دل زینب می گیره

به چنگ غم ، همه عالم اسیره

بابا نرو ، بی تو زینب می میره

نرو نرو ، بابای خوب زینب

******

میون آسمون چشای تو درد و غمه

دم آخر می دیدم ، ذکر لباته فاطمه

تو ندیدی ، بعد مادر ، روز خوش بابا

دوست داری که ، پر بگیری ، به پیش زهرا

دلت واسه ، فاطمه پر می گیره

به پیش تو ، دنیا خیلی حقیره

بابا نرو ، بی تو زینب می میره

نرو نرو ، بابای خوب زینب

******

می دیدم که باگریه  بابای خوب عالمین

به ابالفضل می گفتی جون تو و جون حسین

تو برامون روضه های دلشکن خوندی

دم آخر از حسین بی کفن خوندی

سرحسین ، به روی نیزه می ره

تن داداش ، هدف سنگ و تیره

بابا نرو ، بی تو زینب می میره

نرو نرو ، بابای خوب زینب

دریافت سبک

*** اسماعیل شبرنگ ***

**********************

شور

مولای ما ، ای قبله دلها ، ای مالک دنیا

مثل خدا یکتا ، یا علی مولا

یا مرتضی ، ای دلبر طاها

ای همسر زهرا ، یاعلی مولا

یا امیرالمومنین        تویی امام اهل یقین

محبت تو حبل المتین

از داغت ، به سینه ها ماوا ، گرفته ماتم ها

به عالمی بابا ، شفیع ما فردا ، تویی به عقبی

علی علی مولا (2) یا علی مولا

******

گدای تو ، خاک پاهای تو

گرم نوای تو ، روح الامینه

صدای تو ، نوشته های تو

و گفته های تو ، اصول دینه

ای امید عالمین       ای فاتح خیبر وحنین

ای پدر اربابم حسین

پابستت ، بود همه دنیا ، تمامی دلها

به شیعه ها مولا ، به رهبران آقا ، همسر زهرا

علی علی مولا (2) یا علی مولا

دریافت سبک

*** محمد مهدی روحی ***

**********************

شور

کوچه های شهر غم ، دیگه بی مولا شده

یتیما گریه کنید ، غرق خون بابا شده

یا امیرالمومنین

******

صدای علی دیگه ، از تو مسجد نمیاد

توخرابه پیرمرد ، امشب آقا رو میخواد

یا امیرالمومنین

******

روسر علی اگه ، تیغ ابن ملجمه

ولی قاتل آقا ، شده داغ فاطمه

یا امیرالمومنین

******

دیگه بعد دلبرش ، علی همزبون نداشت

نیمه شب ها پا می شد ، نون و خرما بر میداشت

یا امیرالمومنین

******

توی کوچه های شهر ، به یتیما سر میزد

به یاد اون روزی که، زهرا بال و پر می زد

یا امیرالمومنین

******

با چشاش نگا میکرد ، خانومش سیلی می خورد

با همون خاطره ها ، روزی صد دفه می مُرد

یا امیرالمومنین

******

حالا که راحت شده ، از جفا های همه

با یه دنیا اشتیاق ، رفته پیش فاطمه

یا امیرالمومنین

دریافت سبک

*** محمد مهدی روحی ***

**********************

زمزمه

اگه سرم شکسته ، ز تیغ ابن ملجم

دیدار روی زهرا ، شده برام فراهم

ز دوری نگارم ، دلم گرفته بسیار

حسن حسین اباالفضل ، زینب خدا نگهدار

علی علی علی جان

******

فاطمه جون تو خونم ، خیلی شکست دل تو

دیگه نمی بینم من ، تو کوچه قاتل تو

من با سر شکسته ، تو با قد خمیده

عشقی رو دنیا اینجور ، غریبونه ندیده

علی علی علی جان

******

حالا که من نشسته ، نمازمو می خونم

فهمیدم چی کشیدی ، ای همسر جوونم

با صحنه ای که دیدم ، تو کوچه ها شدم پیر

دستای لاغر تو ، ضرب غلاف شمشیر

علی علی علی جان

دریافت سبک

*** محمد مهدی روحی ***

**********************

زمزمه

خدا ، مسجد کوفه غرق خونه         صورت مولا لاله گونه

زهرا داره روضه می خونه

خدا ، علی توی محراب نشسته     شیر خدا بی حال و خسته

سرش تا ابروهاش شکسته

مرد غریب دنیا ، تنهای شهر غم ها

با سر و قلب خونین ، میره کنار زهرا

فزت برب کعبه ، می خونه با دل زار

راحت شده علی از ، دیدن در و دیوار

******

ای وای ، خراب شده رکن هدایت     کشته شده معنی غیرت

امیر کشور عدالت

ای وای ، غنچه ی غم زده شکوفه     ماه علی رو به خسوفه

عزا گرفته شهر کوفه

اونی که نیمه شب ها ، می برد برا یتیما

با دستای مهربون ، نون و غذا و خرما

پهلوون تو میدون ، امام خونه نشین

شده مثل فاطمه ، هی میخوره رو زمین

دریافت سبک

*** محمد مهدی روحی ***

**********************

زمزمه

خداحافظ ای پهلوان شکسته

خداحافظ ای مرد تنهای کوفه

خداحافظ ای غربت جاودانه

پس از تو غریب است شب های کوفه

******

حسین و حسن زینب و ام کلثوم

به خانه گرفتند شام غریبان

و خوابید امشب دوباره گرسنه

یتیمی شبیه تمام یتیمان

******

تو ای خانه بر دوش منزل مبارک

چه خوش گشته ای راحت از اهل دنیا

بخواب ای همیشه تو بیدار این شهر

بخواب ای عزادار اندوه زهرا

******

بخواب ای تماشاگر کوچه و در

بخواب ای نظاره گر روی نیلی

نیازی دگر نیست در گوش این چاه

بخوانی که زهرای من خورده سیلی

دریافت سبک

*** محمد مهدی روحی ***

**********************

زمینه

سرگردونه ، بی سامونه

زینب یه شبه که باباشو ندیده ، گریونه

خدا ، تو که حال دل یه یتیمو خوب میدونی

خدا ، روضه های غریبه ی شهر و خوب میخونی

روضه بخون برا حسن ، برا حسین ، برای من

روضه بخون خدای من ، بارونیه چشای من

حی علی العزا   بابامو کشتند

یا قائموا البکا     بابامو کشتند

یکی به من بگه چرا ، چرا چرا بابامو کشتند

******

با چشم تر ، قلب مضطر

زینب با گریه میخونه خالی جای مادر

هنوز ، برا دردای بازو و پهلو خون می باره

هنوز ، به یاد روی کبود مادر غصه داره

شد یتیمه ی شهری که توی همون میشه اسیر

میرسه پای نیزه ها میگه داداش دستم بگیر

زینب عادت بکن      به خوی نیزه

چشما خیره شده   به سوی نیزه

نوه ی پیمبر و ببین ، ببین ببین به روی نیزه

دریافت سبک

*** حمید رمی ***

**********************

 زمینه

نگو تنها میمونم ، نگو که داری میری

بابا بمون اگرچه دیگه از کوفه سیری

نمی تونم ببینم که بازم عزادارم

روضه ی کوچه بس بود ، دیگه طاقت ندارم

هنوزم یادمه سیلی و دیوار    هنوزم یادمه کوچه ی غمبار

حرف رفتن نزن ای مهربونم         جون مادر نگو خدانگهدار

آه ، بابا ، نگو میشم بی هم زبون

آه ، بابا ، یه شب دیگه پیشم بمون

آه ، بابا ، به پای گریه های من

ببین می باره آسمون

آه بابا ، آه بابا ، آه بابا ، آه بابا

******

اگه سایه ی دستت بشه از سرمون کم

دیگه تا آخرعمر ، همدمم میشه ماتم

دیگه صدام گرفته ، دیگه رمق ندارم

آخه این مصیبت رو کجا دلم بذارم

بعد مادر جونم تو بودی غمخوار    غم و غصه میشه دوباره تکرار

باشه خسته شدی ازاین زمونه       باشه بابا برو خدانگهدار

آه ، بابا ، به دست من توون بده

آه ، بابا ، به اشک من امون بده

آه ، بابا ، برا نماز آخرم

یه بار دیگه اذون بده

آه بابا ، آه بابا ، آه بابا ، آه بابا

******

هممون پریشونیم ، زینب عزا گرفته

حسین کنار بستر، دست به دعا گرفته

من و حسین و زینب، سه تا گلای باغت

بخدا سخته بابا ، بخدا سخته داغت

دوباره پیچیده بوی گل یاس                 داره مادر میاد مهمون باباس

بابا بعدازهمون روضه که خوندی    یه گوشه تنهایی نشسته عباس

آه ، بابا ، گفتی حسین تو کربلا

آه ، بابا ، و الشمر جالسٌ علی

آه ، بابا ، تا که سرش میشه جدا

آتیش میاد به خیمه ها

آه بابا ، آه بابا ، آه بابا ، آه بابا

دریافت سبک

*** حمید رمی ***

**********************

زمزمه

غم شده دلداده ام     هستی از کف داده ام

چاه کوفه عاقبت    از نفس افتاده ام

فـاطـمه بـی صبـر و تـابـم کرده است

داغ او  چـون شـمع آبم کـرده است

کس نـمـی دانـد چـه آمـد بـر سـرم

داغ او خــانـه خـرابـم کـرده است

فاطمه یافاطمه یافاطمه

******

این من و این زمزمه     من که سیرم از همه

چاه کوفه عمریه           مانده ام بی فاطمه

دیده ام نماز شب خواندن او

دیده ام به پشت در ماندن او

بین دیـوار و در خـانه خودم

دیــده ام از نـفس افـتادن او

فاطمه یافاطمه یافاطمه

******

من که غرق ناله ام       خونجگر چون لاله ام

کی رود از یاد من        یار هجده ساله ام

این عـلـی و دیده ی ازخون تـرش

این عـلـی و بـر سر زانـو سـرش

چاه کوفه کن دعـا بـعد از عـلی

کس نبیند خورده سیلی همسرش

فاطمه یافاطمه یافاطمه

******

دیده ترباشد علی      بی قمرباشد علی

چاه کوفه بعد او     بی سپر باشد علی

چـاه کـوفـه فـاطمه شد مو سپـید

قـامـت یـار جـوان مـن خـمـیـد

وقت ره رفتن خودم دیدم خودم

پیش مـن او بـر زمین پـا می کشید

فاطمه یافاطمه یافاطمه

دریافت سبک

*** سید محسن حسینی***

**********************

نوحه

مسجد کوفه دگر مولا ندارد

زینب کبری دگر بابا ندارد

می چـکـد اشک یتـیمـان

ای علی جان ای علی جان

******

آفتاب عمر او بر روی بام است

کار مظلوم همه عالم تمام است

می چـکـد اشک یتـیمـان

ای علی جان ای علی جان

******

پیش چشمان همه درپیچ و تاب است

آخـر عـمر سـلام بـی جـواب است

می چـکـد اشک یتـیمـان

ای علی جان ای علی جان

******

کس دگر بر اشک چشم من مخندد

کس دگر بـا ریسمان دستم مبندد

می چـکـد اشک یتـیمـان

ای علی جان ای علی جان

******

می شود نیلی ز آهش ماه کوفه

دیده بر راهش نشسته چاه کوفه

می چـکـد اشک یتـیمـان

ای علی جان ای علی جان

******

بوی زهرای جوان می آید امشب

بوی یـار قـد کمان می آید امشب

می چـکـد اشک یتـیمـان

ای علی جان ای علی جان

******

زینب کـبـری کـنار بستر او

بوسه ها می گیرد از زخم سر او

می چـکـد اشک یتـیمـان

ای علی جان ای علی جان

دریافت سبک

*** سید محسن حسینی***

**********************

زمزمه – واحد

ای چاه کوفه خون دل می ریزد از چشم ترم

تنها تو می دانی و بس من از همه تنها ترم

فاطمه فاطمه فاطمه ، یازهرا

******

چشمم شده چون زمزم و افتاده ام از زمزمه

خود مانده ام چگونه من ماندم بدون فاطمه

فاطمه فاطمه فاطمه ، یازهرا

******

کی می رود از یاد من میان کوچه ماندنش

کی می رود از یاد من به پشت در افتادنش

فاطمه فاطمه فاطمه ، یازهرا

******

ای چاه کوفه بعد او علی شده خانه خراب

ای چاه کوفه بعد او هستم سلام بی جواب

فاطمه فاطمه فاطمه ، یازهرا

******

ای چاه کوفه پیش من آتش گرفته لانه ام

دیدم که محتاج عصاشد یار هجده ساله ام

فاطمه فاطمه فاطمه ، یازهرا

******

ای چاه کوفه به خدا هرگز نمی شد باورم

ای چاه کوفه بعد او من علی بی سپرم

فاطمه فاطمه فاطمه ، یازهرا

دریافت سبک

*** سید محسن حسینی***

**********************

زمزمه

دخترم زینب بیا بنشین کنار بسترم

دخترم زینب بیاشد لحظه های آخرم

فاطمه یافاطمه یافاطمه یافاطمه

******

از علی مردم همه سیرند و من سیر از همه

در کنار بسترم پیچیده بوی فاطمه

فاطمه یافاطمه یافاطمه یافاطمه

******

من دگر راحت شدم از طعنه و زخم زبان

کس نمی بندد دگر دست مرا با ریسمان

فاطمه یافاطمه یافاطمه یافاطمه

******

کوفه تو زخم زبان بر دل تنگش مزنی

کوفه تو از روی بام کوفه سنگش مزنی

فاطمه یافاطمه یافاطمه یافاطمه

******

کوفه من بارسفر بسته ام و جان بر لبم

می روم از بعدمن جان تو جان زینبم

فاطمه یافاطمه یافاطمه یافاطمه

******

من که ازخون جگر چشمان خود تر می کنم

ظرف شیر آید به سویم یاد اصغر می کنم

فاطمه یافاطمه یافاطمه یافاطمه

******

من به یاد کعب نی ازسینه ناله می کنم

یاد سیلی خوردن طفل سه ساله می کنم

فاطمه یافاطمه یافاطمه یافاطمه

دریافت سبک

*** سید محسن حسینی***

**********************

نوحه

دیگر صدای حیدر نیاید       سوز دعای دلبر نیاید

اولین مظلوم رفته از دنیا

گشته مهمان حضرت زهرا

آه و واویلا آه و واویلا

******

کوفه بگو پس شیر خدا کو       کهفُ التّقی کو نور الهُدی کو

یک دو روزی هست شعر غم خوانده

طفل بی بابا بی غذا مانده

آه و واویلا آه و واویلا

******

ای کوفه دیگر کمتر جفا کن       کمتر جفا بر آل عبا کن

کن مدارا با آل پیغمبر

با حسین و با عترت حیدر

آه و واویلا آه و واویلا

******

دعوت نمایی سلطان دین را     حق الیقین را ، حبل المتین را

لیکن اهل تو جمله با دشنه

می کُشند او را با لب ِ تشنه

آه و واویلا آه و واویلا

دریافت سبک

*** امیر عباسی***

**********************

زمینه – واحد

سوّمین لیلة القدر است الهی آه بر ما گواهی

آمدم امشب من با روسیاهی آه با روسیاهی

با چشمان تر ، میزنم این  در

الهی العفو ، به حقّ حیدر

یا رب یا الله

******

با یک قلب مضطر گریه کنم من آه گریه کنم من

آمدم به حیدر گریه کنم من آه گریه کنم من

آن بر غریبان ، یار دلخسته

شد مهمانت با ، فرق بشکسته

یا رب یا الله

******

او شود مهمان ِ یار شهیده آه یار شهیده

زهرا رابیند با قدّ خمیده آه قدّ خمیده

زنده میگردد ، یاد مدینه

یاد پهلو و ، بازو و سینه

مظلومه زهرا

******

یاد آن روزی که دست ِ من بستند آه دست من بستند

پشت در پهلوی تو را شکستند آه تو را شکستند

از درد غربت ، آکنده شدم

از تو واقعاً ، شرمنده شدم

مظلومه زهرا

دریافت سبک

*** امیر عباسی***

**********************

واحد (حماسی)

انت المغموم یا ابالحسن       از حق محروم یا ابالحسن

اوّل مظلوم یا ابالحسن

مولا مولا یا ابالحسن

******

امشب از غم یا علی بگیم        بگیریم دم یا علی بگیم

همه با هم یا علی بگیم

مولا مولا یا ابالحسن

******

دل،محزون ِ داغ ِ دلبره           تو دریای ِ غم شناوره

که پاییز ِ عُمر ِ حیدره

مولا مولا یا ابالحسن

******

بیت الاحزان ، کلّ عالمه         اون آقا و سَروَر ِ همه

امشب میره پیش ِ فاطمه

مولا مولا یا ابالحسن

******

زینب موند و سوز ناله هاش     چه سنگینه غربت نگاش

داغ مادر زنده شد براش

مولا مولا یا ابالحسن

******

زنده شده یاد کوچه ها        یاد دود و یاد شعله ها

یاد ِ موندن ، زیر ِ دست و پا

مولا مولا یا ابالحسن

******

تو رفتی در اوج غصّه ها      ما هم میریم با آل عبا

روزگاری سوی کربلا

مولا مولا یا ابالحسن

******

ظلم و جفا میبینیم همه        جسارت ها میبینیم همه

سر ِ جدا میبینیم همه

مولا مولا یا ابالحسن

******

ای شجاعت خاک زیر پات          از کینه و ظلم دشمنات

سیلی میشه رزق بچه هات

مولا مولا یا ابالحسن

 دریافت سبک

*** امیر عباسی***

**********************

اشعار شهادت امام کاظم 2

کسی بدون دلیل از صدا نمی افتد
لب کلیم ز سوز دعا نمی افتد

کریم در غل و زنجیر هم کریم بُود
به دست بسته شده، از عطا نمی افتد

اگرچه خاک نشسته به روی لب هایت
عقیق، پا بخورد از بها نمی افتد

مگر چه گفته به تو این زبان دراز یهود؟
همیشه از دهنش ناسزا نمی افتد

چه آمده به سرت پنجه میکشی بر خاک؟
به هر نفس، لب تو از ندا نمی افتد

به سینه ای که لگد خورد پشت در سوگند
بدون درد سر این ساق، جا نمی افتد

کسی که در تن او پیرهن شده پاره
به یاد بی کفن کربلا نمی افتد

تو گیر یک نفر افتاده ای چنین شده ای
تن تو در گذر گرگ ها نمی افتد

پس از سه روز تو را عده ای کفن کردند
سر بریده ی تو زیر پا نمی افتد

سنان و شمر به هم با اشاره می گفتند:
مگر که نیزه نخورده ؟ چرا نمی افتد؟

زدور حرمله میگفت گودی حنجر
حسین نحر نگردد زپا نمی افتد

*** قاسم نعمتی ***

***************

زمینه

من غریب کاظمینم-شانه غم تکیه گاهم

گشته در این شهر غربت-کنجه زندان قتلگاهم

(جان گشته بر لب-خلصنی یارب)

چشم عالم خون بگرید-برمن و احوال زارم

زیره دسته این یهودی-یک نفر یاور ندارم

(با غم اجینم-نقشه زمینم)

نوره چشم را گرفته-ضربه سنگینه سیلی

همچو مادر ضربه دشمن-صورتم را کرده نیلی

(زیر کتک ها-افتادم ازپا)

همچنان زینب(س) خدایا-من گرفتار بلایم

زیر ضربه ها خدایا-شد شکسته ساقه پایم

(غعر سجونم-غرقه بخونم)

تازیانه پاره کرده-در تنم پیراهنه من

بر فراز تخته پاره-گشته تشعیع تنه من

(شد غم نصیبم-زار و غریبم)

*** قاسم نعمتی ***

***************

هر لحظه ای که آمد و از من خبر گرفت

حالات سجده های مرا در نظر گرفت

می دید عاشقانه مناجات می کنم

اغلب سراغی از من عاشق، سحر گرفت

نفرین به ضربه ای که نماز مرا شکست

رویم ز ضرب دست یهودی اثر گرفت

پاره شده عبا به تنم بسکه با شتاب

این تازیانه حلقه به دور کمر گرفت

جا خورده دنده ام به گمانم که پهلویم

چون پهلوی مدینه به تیزی در گرفت

فهمیده بود غیرت ما روی مادر است

با حرف بد قرار مرا بیشتر گرفت

دانستم از چه کودک جاماندۀ حسین

وقت فرار دست خودش روی سر گرفت

در شام دختری که خودش ضربه خورده بود

دامن برای روی کبود پدر گرفت

تیزی نیزه ای نرسیده به حنجرم

سیلی نخورده دختر من در برابرم

*** قاسم نعمتی ***

***************

زمینه

می خونم دعا ، بین گریه ها

جان فاطِمه ، خلصنی خدا

رو گونه هام باز خون دله

نشستـه می خونم نافله

خدا میدونه که قاتلم (جسارت این قاتله)2

با این تازیـونه ها ، بـر جسمم بزن ولی

دیگــه نـاسزا نگو ، به (مادر آل علی)2

خلصنی خداخدا

******

اینجا قتلگاست ، گودال بلاست

اینـجا غربتش ، مثل کربلاست

غروبا زنـدون میشه حرم

با یـاد ارباب بی سرم

غروب عاشورا می شه باز (با گریه های مادرم)2

ای جد غریب من ، کاش بـودم تو کربلا

کاش می رفت سر منم ، (شبیه تو رو نیزه ها)2

خلصنی خداخدا

دریافت سبک

*** محسن طالبی پور ***

***************

زمینه

(به سبك صلی الله ُعلیک)

نور خدا شده ، در ظلمت اسیر

بر زخم پای او ، خون گرید زنجیر

ارثش شهادت ، شد همچو مادر

صل الله ُ علی ، موسی بن جعفر

******

زندان بان قاتل و ، زندان قتلگاه

یوسف اهل بیت ، محبوس در چاه

خلصنی یارب ، گوید مکرر

صل الله ُ علی ، موسی بن جعفر

******

زهرا بیا سوی ، زندان بغداد

فرزندت با دست ، بسته شد آزاد

تابوت اوشد ، از تخته ی در

صل الله ُ علی ، موسی بن جعفر

دریافت سبك

*** میثم مومنی نژاد ***

***************

زمینه

(به سبك یه سال و نیمه،بعد از تو)

با قلبی خسته ، بال و پر می‌زنه کنج قفس

عزیز زهرا ، افتاد ای خدا دیگه ز نفـس

شبیه دستای مرتضی ، دستای آقا بسته بود

از این همه ظلم دشمنا ، تنش ضعیف و خسته بود

می‌خواست رضاشو باز ببینه ، خیلی آقا دل شکسته بود

شد ، دلشکسته ترین ، بی قرار و غمین

شده گوشه نشین

وای ، امون از غریبی

******

خدا می‌دونه ، آقا از دست عدو چی ‌کشید

حتی یه لحظه ، آقا رنگ عافیت رو ندید

تو اون سیاهچال قامتش از ، جفای دشمنا خمید

ناسزا می‌گفتن به آقـا ، او هم فقـط آه می‌کشید

به دست سِندی بی حیا ، شد آقای خسته‌مون شهید

شد ، پاره پاره دلش ، پر شراره دلش

بی قراره دلش

وای ، امون از غریبی

دریافت سبك

*** یوسف رحیمی ***

***************

سـلام خـدا و سـلام پیمبر

سلام امامان به موسی‌بن‌جعفر

شهنشـاه مـلک وسیــع الهــی

که امرش بـود حکم خلاق داور

ولـی خـدا، هفتمین حجت حـق

دُر نـاب شش یم، یـم پنج گوهر

بـه جن و بشر تربتش کعبـۀ دل

به ارض و سما طلعتش نورگستر

فـروغ رخـش تــا ابــد عالم‌آرا

کلام خوشش همچنان روح‌پرور

خداوند خلـق و خداونـد خصلت

خداونـد خـوی و خداونـد منظر

به پایش فشاندند لاهوتیان جان

به خاکش نهـادند قدوسیان سر

ملایک گشودنـد از چـار جانب

بـه خـاک قدم‌هـای زوار او پر

ببر عرض حاجت سوی کاظمینش

بگیــر از در او مــراد مکــرر

اگـر امــر می‌کـرد ذات الهـی

چو جدش علی در گرفتی ز خیبر

و یا آن که می‌کرد مه را دو قسمت

به انگشت سبابه همچون پیمبر

که اعجـاز او بـُود اعجـاز احمد

که بازوی او بـُود بـازوی حیدر

عنایـات او بر ملک بـُود هادی

اشـارات او بـر فلک بـُود رهبر

خداوند را گشته زائر هر آن کو

شــود زائــر آن بتـول مطهـر

کلامش بشـر را چـراغ هدایت

مقامش ملک را بُود فـوق باور

تو او را بـه تاریکـی حبس دیـدی

دمی بـاز کـن چشم دل را و بنگر

که مـاه است پروانـۀ شمـع رویش

که مهر است در بحر نورش شناور

به حبس عدو پیکـرش آب گـردید

امامی که جان بود مهرش به پیکر

سرشکش به هجران معصومه جاری

خیـال رضـا را گرفتـه اسـت در بر

به غیـر از خـدا کس ندیـد و نداند

که بر او چه آمـد ز خصـم ستمگر

کبــودی انــدامـش از تـازیانــه

بــود ارث عمــه بــود ارث مـادر

امامـی کـه یـار همـه خلق بودی

غریبانـه جـان داد بی‌یـار و یـاور

خدایا! که دیـده است زیر شکنجه

همـای ولایـت زنـد در قفس پر؟

بنـالیــد یــاران! بــرای امــامـی

که تابــوت او بـود یـک تختۀ در

بنـالیــد بـــر آن امــام غریبــی

کـه زهـر جفـا در دلش ریخت آذر

در آن حبس تاریک دربسته هر شب

ملاقاتی‌اش بـود زهرای اطهر

سزد از شـرار غمش خلق، «میثم»!

بسوزنـد چـون شمع؛ از پای تا سر

*** غلامرضا سازگار***

***************

چطور زنده بماند؟ بعید می دانم!

سحر به صبح رساند ! بعید می دانم!

چگونه ماه بتابد به آن سیه چالی

که قدر نور نداند بعید می دانم

خدا کند تن زنجیر بسته را دشمن

به کوچه ها نکشاند بعید می دانم

خدا کند که به تعجیل، دخترش، خود را

به دیدنش برساند بعید می دانم

به جسم او ستم تازیانه ها ای کاش

تُوَل تُوَل ننشاند بعید می دانم

لبان تشنۀ او را دو قطره آب خنک

خدا کند بچشاند بعید می دانم

ز بس شکسته شده، با اشارۀ ابرو

قنوت وتر بخواند؟ بعید می دانم

به دست های شکسته قنوت ممکن نیست

مگر به آه کشاند بعید می دانم

رسد به بام اجابت، دعای خلصنی

مگر دعا برهاند بعید می دانم

مگر شود که اجل بی اجازۀ محبوب

ز دوست جان بستاند بعید می دانم

به یک اشاره، خودش را رضا کنار پدر

مگر شود نرساند؟ بعید می دانم

برای این همه غربت مگر شود هرگز؟…

که شیعه قدر نداند بعید می دانم

دعا لباس فرج را به یار، پوشاند

مگر ز خویش براند، بعید می دانم

*** محمود ژولیده***

***************

ای با خبر ز درد نهانت خدای تو

نَبود سزای گوشه ی تبعید جای تو

زندان توست سینه ی سینای معرفت

موسایی و هزار چو موسی گدای تو

ای ناخدای کشتی دین کز اراده ات

خاک نمور، نیل شود زیر پای تو

آری اگر اراده کنی، این سیاه چال

بهتر شود ز باغ و گلستان برای تو

اعجاز عشق موسیِ عمران ندیده بود

زنجیر می شود ید و بیضا به پای تو

ای کرده اختیار بلا را به جان خود

شیعه فدای غربت و درد و بلای تو

معبود بسکه طالب سوز صدات بود

می خواست روز و شب شنود ناله های تو

تو دردهای مادر خود را چشیده ای

سیلی نبود ای گل زهرا سزای تو

خَلّصنی یارب تو چو عجّل وفاتی است

شد مستجاب گوشه ی زندان دعای تو

ای پیکر تو با غل و زنجیر آشنا

مثل اسیر شام چکد خون ز پای تو

صورت به خاک می نهی و ناله می کنی

قربان استغاثه و آه و نوای تو

این سجده گاه، عاقبتش قتلگاه شد

زندان بهشت و چاه بلا کربلای تو

*** محمود ژولیده***

***************

ای دستگیر خلق خدا دستهایتان

زیباترین جواب دعا دستهایتان

گفتم در این مسیر گدایی تان کنم

شاید رسد به دست گدا دستهایتان

دستانتان دو دست خداوند طاهر است

دست پُر از گناه کجا، دستهایتان

از این گناهکاری دستان من چقدر

افتاده است فاصله تا دستهایتان

باور نمی کنم فقط از کثرت گناه

نگرفته اند دست مرا دستهایتان

باشد! به خاک پای شما سجده می کنم

خورده به گیوه های شما دستهایتان

وقتی به خاک پای شما بوسه می زنم

دارم به دست های شما بوسه می زنم

اسلام راستین، مسلمان درست کن

با یک نگاه حضرت سلمان درست کن

از کیمیای دیده ی خود خرج ما نما

این سنگ را تو لوءلوء و مرجان درست کن

مولا بیا به خاک کف گیوه های خود

دست محبتی بکش انسان درست کن

در این دلی که محبس تنهایی من است

یک پنجره به سمت امامان درست کن

یک پنجره که آن طرفش روی ماه تست

سمت صفوف آینه داران درست کن

از نسل تو امام خراسان درست شد

از نسل من گدای خراسان درست کن

ذکر علی علی من از لطف این در است

از آه های سینه ی موسی بن جعفر است

ای آفتاب مشرقی سایه های من

ای سایه سار جود و عطای خدای من

رنجور کرده مرغ تنت را سیاهچال

نگذاشت بال و پَر بزنی ای همای من

مستوجب عذاب منم، من که عاصی ام

آقا چرا تو درد کشیدی بجای من

زنجیر دور پای ترا بسته ام به دل

زنجیر روضه های تنت بست پای من

اشکم به درد بزم عزای حسین خورد

شاید به دردتان بخورد اشک های من

گفتی به نوکرت، به مسیّب که در قفس

دلتنگی من است برای رضای من

شیعه همیشه با تو هماهنگ می شود

وقتی دلش برای رضا تنگ می شود

در این قفس ز شوق خدا گریه می کنی

با ذکر یا رضا و رضا گریه می کنی

آقا برای مغفرت شیعیان خود

این قدر سر به سجده چرا گریه می کنی

در این سیاهچال، به تنهایی خودت

یا که برای کربُبلا گریه می کنی

بر غربت حسین جدا ناله می زنی

بر عمّه جان خویش جدا گریه می کنی

در زیر تازیانه، چرا بیخودی زِ خود

داری برای فاطمه ها گریه می کنی

مرد یهود رفته ولی تو هنوز هم

چون بُرد نام فاطمه را گریه می کنی

هر چند بی حساب تو را می زد آن یهود

شکر خدا کنار تو معصومه ات نبود

*** امیر عظیمی ***

***************

شور

دلم داره بهونت ، که منم گدای خونت

باب الحوائج موسی بن جعفر

قسم به خودت آقا ، ندارم جایی جز اینجا

باب الحوائج موسی بن جعفر

سرمایه ی اشک و آه آوردم ، در محضرتون گناه آوردم

با من تو به جز وفا نکردی ، دست گدا رو رها نکردی

یا مولا ، ای انیس قلب مضطر ، گل یاس  ِ گشته پرپر

هفتمین حجّت داور ، سیدی موسی بن جعفر

یا مولا سیدی موسی بن جعفر

******

دلم میخواد ای آقا ، کاظمین بیام ایشالا

باب الحوائج موسی بن جعفر

خوشم با غمت آقا ، فدای حرمت آقا

باب الحوائج موسی بن جعفر

ای خاک تو عرش کبریایی ، دلها میشه اونجا کربلایی

دلداده ی کاظمینم آقا ، من زنده به یا حسینم آقا

یا حسین ، ای حقیقت خدایی ، تو غریب آشنایی

ای شهید کربلایی ، تو ذبیح بلقفایی

یا حسین یا حسین غریب مادر

دریافت سبك

*** امیر عباسی ***

***************

واحد
شده این دل بی قرارم ، ثناخوان موسی بن جعفر

چرا حال زارم نباشد ، پریشان موسی جعفر

همان که به زندان بغداد ، شده کشته از ظلم هارون

به یاد غم بی حد او ، دل عاشقانش بُود خون

به مرثیه هایش ، زند ناله زهرا

واویلا واویلا ، واویلا واویلا

واویلا واغربتا

******

چو آباء و اَجداد پاکش ، بتابد ازو نور ایمان

بَرد دل ز کُلّ ملائک ، مناجات او بین زندان

بُوَد وارث داغ مادر ، همان بی قرین ِ یگانه

شده رزق او وقت افطار ، رطب هایی از تازیانه

به جانش رسیده ، شراری ز غمها

واویلا واویلا ، واویلا واویلا

واویلا واغربتا

******

ولیّ خدا را به زندان ، نبوده اُمید نجاتی

یهودی شده قاتل او ، وَ زنده شده خاطراتی

اسیران دلخون و شام و ، عُبور از محلی پر از شر

خورَد سنگ ِ کین از روی بام ، سر ِ پاک فرزند حیدر

بسوزم چو شمعی ، که جان گشته بر لب

دگر من نگویم ، چه ها دیده زینب

واویلا واغربتا

دریافت سبک

*** امیر عباسی ***

***************

واحد

ناله زنان اهل سما ، گریه کنان اهل زمین

جان داده موسای تو در ، زندان هارون لعین

یا فاطمه یا فاطمه

صاحب عزا گردیده ای ، با قامت خمیده ات

بسته غل و زنحیر کین ، بر پای نور دیده ات

یا فاطمه یا فاطمه

از سوز غربت میکشید ، آتش زبانه از دلش

در کنج زندان بلا ، شد یک یهودی قاتلش

یا فاطمه یا فاطمه

بر غصه و مصائبش ، اشک ملک روانه بود

بر روی جسم لاغرش ، آثار تازیانه بود

یا فاطمه یا فاطمه

جسمش کفن شد عاقبت ، ای وای ازین درد و بلا

دلها بسوزد یاد آن ، مظلوم دشت کربلا

یا فاطمه یا فاطمه

آن دلبر دور از وطن ، آن کشته ی صد پاره تن

مانده به خاک قتلگاه ، غرقه به خون و بی کفن

یا فاطمه یا فاطمه

دریافت سبك

*** امیر عباسی ***

***************

زمینه

یاس گلستان پیغمبر ، ای پسر زهرا و حیدر ، سیدی موسی بن جعفر

تا به فلک رفته سوز آهت

گوشه ی زندان شد قتلگاهت

فضل و شرافت بوده گناهت

گوشه ی زندان شد قتلگاهت

یا سیدی موسی بن جعفر

مددی باب الحوائج

******

دیده شده با یاد تو تر ، ای به همه مولا و سرور ، سیدی موسی بن جعفر

گوش دلم بشنود صدای ، ناله ی جانسوز مادر تو

سندی بن شاهک یهودی ، تازیانه زد به پیکر تو

یا سیدی موسی بن جعفر

مددی باب الحوائج

******

دل تو شد خون ازکینه و ، جنایت آن خصم کافر ، سیدی موسی بن جعفر

از غم تو محشری به پا شد

حق ّ رسالت چه خوش ادا شد

دست و پا بسته با غل و زنجیر

گوشه ی زندان جانت فدا شد

یا سیدی موسی بن جعفر

مددی باب الحوائج

دریافت سبك

*** امیر عباسی ***

***************

کشته از زهر ، کینه شد مولا ، آه و واویلا

از جفا و از ، کینه ی اعدا ، آه و واویلا

غربت او  زد شــرر بر این دل من

گشته مسموم از جفا چون سرور من

غصه های حضرتش شد قاتل من

واویلا

آه و واویلا

******

کاظمین امشب ، غرق در شور است ، از عزای تو

محفل اشکت ، وادی طور است ، از عزای تو

زهـر کـینه با دل خونت چه کرده

بی تو شهر کاظمین تاریک و سرده

قلب نور دیده ات لبـریز درده

واویلا

آه و واویلا

******

من بمیرم از،ناله های تو ، در دل زندان

مونست هردم ، شد خدای تو ، در دل زندان

با زبان  روزه  می خواندی خدا را

ضربه های  کینه شد افطارت آقا

سندی بن شاهک و دشنام و مولا

واویلا

آه و واویلا

دریافت سبک

***محمد حسن قمی ***

***************

نوحه

)به سبک حدیث غربتم بر(

چشـم امـید مـا ، در روز نتـایـج

به شفاعت توست ، یا باب الحوائج

السلام ای نور دو عین       گره گشای عالمین

غریب شهر كاظمین

واویلتا واویلتا

******

در گوشه ی زندان ، بسته بال و پرت

می گرید سلسله ، بر زخم پیكرت

با آنكه غرق سجودی      بر چهره داری كبودى

وای از قاتل یهودی

واویلتا واویلتا

******

شكر خدا نبود ، كنار پیكرت

لحظه ی جان دادن ، معصومه دخترت

اما غوغا شد كربلا       پیش چشم آل عبا

بر نی سر خون خدا

واویلتا واویلتا

دریافت سبک

***یوسف رحیمی ***

***************

زمینه

همه عالم ، شده درهم ، به عزای سبط خاتم

حضرت امام کاظم ، هفتمین صاحب پرچم

دل خسته توی زندون     شد شهید زهر هارون

به یاد روضه ی مادر          پرزده با دلی پرخون

غریب آقـام

******

کف زندون ، به سجوده ، دست و پاش همه کبوده

نمی دونم بنی عباس ، جنس زهرشون چی بوده

ذکر مادر رو لباشه      غم عالم تو نگاشه

توی لحظه های آخر     آقا تو فکر رضاشه

غریب آقـام

******

داد و بیداد ، شده آزاد ، مرد زندونی بغداد

دیگه راحت شده امشب ، از شکنجه های شدّاد

رنگ و روی ماه پریده       وقت رفتنش رسیده

عباشو توی سیاهچال    روی صورتش کشیده

غریب آقـام

دریافت سبک

***محمد مهدی روحی ***

***************

واحد

ما سائلیم و ، تو کریم عالم ، همیشه به یادت میخونیم

تا ابد آقا ، به مدد زهرا ، سینه زن عشقت می مونیم

یبن الزّهرا ، عنایتی بر ما ، حاجت دل ما یه کاظمینه

با مدد از ، کرم تو مولا ، همیشه نوامون حسین حسینه

کربلا کربلا کربلا اللهم الرزقنا

******

جنّت الاعلا ، آبروی دنیا ، آرزوی دلها کربلا

میریم ایشالا ، از کاظمین تو ، زیارت شاه نینوا

آقایی که ، با لبای تشنه ، به خاطر اسلام ، جونش فدا شد

پیش چشم ، نگرون زینب ، میون یه گودال ، سرش جا شد
یا حسین یا حسین یا حسین ، یا ابا عبدالله

دریافت سبک

***امیر عباسی***

***************

نوحه

یا باب الحوائج ، ای جلوه ی داور

غریب کاظمین ، یا موسی بن جعفر

کنج زندان          جانت فدا گشته

محشر به پا گشته   کرببلا گشته

یا باب الحوائج ، یا موسی بن جعفر ، یا موسی بن جعفر

******

امان ز بیداد و ظلم دشمن تو

جای غل و زنجیر مانده بر تن تو

در اسارت          رنج و بلا دیدی

بار غم کشیدی   اهانت شنیدی

یا باب الحوائج ، یا موسی بن جعفر ، یا موسی بن جعفر

******

نشانه ها مانده بر روی پیکرت

از ظلم سندی شد، خون قلب مادرت

گفتی آقا        با دیده ی گریان

با ناله و افغان   کجایی رضا جان

یا باب الحوائج ، یا موسی بن جعفر ، یا موسی بن جعفر

دریافت سبک

***امیر عباسی***

***************

اشعار به مناسبت وفات حضرت زینب 2

تماشایی شد حال زارم ، غریب و تنها جان سپارم

کجایی ای دار و ندارم ، حسین جان

بین دستانم پینه بسته ، شده زینب خیلی شکسته

شدم از هجران تو خسته ، حسین جان

حسین جان ، کجایی ببینی تو احوال من

به سینه بچسبانم این پیراهن ، شده وقت رفتن

شده تمام گیسوی من سپید

خبر نداری زینب چه ها کشید

مقابل من راس تو را برید

یابن الزهرا مظلوم کربلا

******

نرفته از یادم نگاهت ، خودم دیدم در قتلگاهت

گرفته نیزه راه آهت ، حسین جان

پر از خون شد ناگه دهانت ، زهم وامیشد استخوانت

ز بس با پا دادند تکانت ، حسین جان

واویلا ، ضریح تنت زیر دست و پا بود

سرغارت پیرهن دعوا بود ، سرازتن جدابود

به خاک صحرا پاشیده پیکرت

به روی نیزه آواره شد سرت

جدا جدا شد رگهای حنجرت

یابن الزهرا مظلوم کربلا

******

امان از شام و کوچه هایش ، دهان هرز بچه هایش

یهودی های یی حیایش ، واویلا

بگویم سربسته کلامی ، به ماها شد بی احترامی

نگاه معنی دار شامی ، واویلا

واویلا ، سرت را روی نیزه ها رقصاندند

به روی هوا آنقدر چرخاندند ، که عقده نشاندند

قیامتی شد برپا میان ما

به پیش چشم ترسان بچه ها

سرتو افتاد در زیر دست و پا

یابن الزهرا مظلوم کربلا

*****

امان از دروازه ساعات ، تماشا شد ناموس سادات

گذر کردیم با چه مکافات ، واویلا

به محمل ها پنچه کشیدند ، به دور سرها میدویدند

ز بسکه نامرد و پلیدند  ، واویلا

واویلا ، یکی زد صدا زخمیان خیبر

بگیرید همه انتقام حیدر ، خصوصا از آن سر

تمام سرها در کوچه ها شکست

شرار آتش بر جان ما نشست

دو چشم خود را سقا به نیزه بست

یابن الزهرا مظلوم کربلا

دریافت سبک

*** قاسم نعمتی ***

***************

ای بهترین معلم قرآنِ ما بخوان

از آیه های خامس آل عبا بخوان

از کاف و هاء و یاء بگو شرح تازه ای

وز عین و صادِ  واقعة کربلا بخوان

تنها ، نه بهرِ اُمِّ حبیبه ، برای ما

از روزهای پر غم و پر ماجرا بخوان

تفسیرِ آیه آیة دروازه را بگو

آری کمی ز سوز دل سر جدا بخوان

شرحی ز حال پردگیان در خفا بگو

قدری برای هیئتیان در جلی بخوان

با بانوان ، ز سورة مریم چه گفته ای

سر بسته روضه ای ز غم نینوا بخوان

از لحظة وداع برادر بما بگو

با بوسه های زیر گلو ((یا اخی)) بخوان

از آیة قیامت کبرای قتلگاه

از آن همه مصیبت و درد و بلا بخوان

از تازیانه خوردن و تهمت شنیدنَت

از لحظه های سخت اسارت بیا بخوان

از خطبه های فاطمی و حیدریِ خویش

وز رأسهای نیزه نشین ، روضه ها بخوان

با آنچه که شدی به چهل منزل آشنا

وز آنچه دیده چشم تو ، یک نکته را بخوان

از شام بی حیا و نگاه حرامیان

از تهمت کنیزیِ خصم دغا بخوان

از مجلس یزید و از مجلس شراب

از چوب خیزران و ز تشت طلا بخوان

وقتی رسید قافله در آن خرابه ها

از ازدحام و خندة اهل جفا بخوان

جبریل هم ز روضة تو فیض می برد

هان ای امینِ وحی ز قالو بلی بخوان

تو زینبی و غیب و شهودت یقین یکی است

بر تلّ زینبیّه نشین بر ملا بخوان

دستی که زیر پاره بدن برده ای بگو

قربانی ات قبول ، از آن (( باالقفا )) بخوان

بانو‍! مقام بندگی ات می کُشد مرا

حب الحسینِ زندگی ات می کشد مرا

*** محمود ژولیده ***

***************

زمینه

عمه ی سادات بی قراره ، غصه و غمهاش بی شماره

تموم غصه اش غم یاره

لحظه ی آخر توی بستر ، می سوزه از داغ برادر

با قلب چاک و پاره پاره

******

از آسمون چشماش ، بارون غم می ریزه

بهار عمر زینب ، دیگه رو به پائیزه

چه عاشقونه ، چه بی نشونه ، می کشه از سینه اش آه

افتاده توی ، چشمای خیسش ، تصویر تلخ قتلگاه

یادش می آد با حال محزون ، از دیدن اون صحنه مجنون

نگاه می کرد بر جسم پر خون

کناری می زد نیزه ها رو ، دائم می گردید قتلگاه رو

شد از گلوی پاره حیرون

عمه ی سادات بی قراره ، غصه و غمهاش بی شماره

تموم غصه اش غم یاره

لحظه ی آخر توی بستر ، می سوزه از داغ برادر

با قلب چاک و پاره پاره

******

رفتی و شدم تنها ، میون صف اعدا

خیره به سویم شد وای ، چشم همه دشمن ها

پاشو دوباره ، با نگاهت ، دل خواهر رو زنده کن

دستتو بگذار ، روی سینه ام ، منو بازم شرمنده کن

من ماندم و افغان و زاری ، مردم ز اوج بی قراری

وقتی دیدم نیزه سواری

به روی سینه ام کفن تو ، خونی و پاره پیرهن تو

مانده برایم یادگاری

عمه ی سادات بی قراره ، غصه و غمهاش بی شماره

تموم غصه اش غم یاره

لحظه ی آخر توی بستر ، می سوزه از داغ برادر

با قلب چاک و پاره پاره

دریافت سبک

*** محمد مهدی روحی***

***************

حسین ، شد لحظه ی آخر خواهر

دوخته شده چشام به این در ، کنار من بیا برادر

داداش ، ببین که زینب غمینه

گرفته با دلی حزینه ، پیرهن خونتو رو سینه

داداش اگر بیایی ، جون دادنم آسونه

صدای قلب زینب ، حسین حسین می خونه

یک سال و نیمه که من ، رنگ خوشی ندیدم

کابوس قتلگاه رو ، هرشب تو خواب می دیدم

حسین غریب مادر

******

داداش ، یادته اومدم تو گودال

میزدی توی خون پرو بال ، یه دفعه دیدم شدی بی حال

داداش ، زمین کربلا می لرزید

دختر کوچکت می ترسید ، یه بی حیا سرت رو دزدید

لبات ترک ترک بود ، تشنه یک جرعه آب

تنت به روی صحرا ، به زیر برق آفتاب

یک سال و نیمه که من- با روضه هات مأنوسم

کاشکی بیای دوباره ، حنجرتو ببوسم

حسین غریب مادر

******

داداش ، من موندم و یه مشت حرامی

از ما گرفتن احترامی ، مردای دست سنگین شامی

داداش ، ما رو نشوندن تو خرابه

چیزی که فکرشم عذابه ، خاطره ی بزم شرابه

نمی دونی بعد تو ، چه غصه ها کشیدم

بعد یه عمر عزیزی ، چی شنیدم چی دیدم

تو موندی و اکبرت ، من موندم و دخترت

هنوز توی گوشمه ، ناله های مادرت

حسین غریب مادر

دریافت سبک

*** محمد مهدی روحی***

***************

واحد

موج می زنه ماتم ، تو چشم دریائیش

یادش میاد تا خاطرات کربلائیش

مشك اباالفضل ، گریه ی اصغر

وقـت وداع و ، نگـاه آخـر

وقتی یه گوشه غریبونه، روضه ی كربلا می گیرند

با صدای گریه ی زینب ، فرشته ها عزا می گیرند

عقیله العرب یا زینب

******

كنج قفس سوخته ، بال و خسـته‌ش

دیگه آروم نمی گیره دل شكسته‌ش

غروب كه میشه ، دلش می گیره

با قلبی محزون ، داره می میره

موسم پایان جدایی ، سر رسیده برای زینب

حالا شده گوشه ی خونه ، مقتل و كربلای زینب

عقیله العرب یا زینب

دریافت سبك

*** یوسف رحیمی***

***************

زمینه

یه سال و نیمه بعد از تو آروم نداره دلم

یه سال و نیمه از داغ تو بی قراره دلم

خاطره‌ های‌كرب‌و‌بلا آتیش به جونم میزنه

داغ فـراقت حسین من قاتـل ایـن دل مـنه

غروب‌كه می شه برا دلم دم دمای روضه خوندنه

حسین ، دیگه قد خمیده‌م، ‌كه خوشی ندیدم

من نفس بریدم

حسین ، وای وای وای

******

تنها گذاشتی زینب رو با كوه رنج و بلا

من چی كشیدم بعد از تو یا سید الشهدا

سر تو شد ماه هر شبم به روی اوج نیزه ها

بعد تو شد قسمتم حسین طعنه ی قوم بی‌حیا

به پیكر غرق خون تو كفن شده خاك و بوریا

حسین ، غریب مادرم ، لاله ی پرپرم

شهید بی سرم

حسین ، وای وای وای

******

یادم نمی ره سنگایی كه خوردم از روی بام

یـادم نمـی ره خنده های شـوم مـردم شـام

مونده روی دستم اثر سلسله و زخم طناب

امون ‌از ‌اون ‌لحظه‌های‌ تلخ‌ میون‌ مجلس ‌شراب

یادم‌ نمی‌ره تو‌ خرابه‌ رقیه ‌جون تو رفت به‌ خواب

حسین ، نور دیده ی من ، گل چیده ی من

سر بریده ی من

حسین ، وای وای وای

دریافت سبك

*** یوسف رحیمی***

***************

رفتی بـرادر زینـب و بـا غم (تنها گذاشتی2)

اینـجـا بدون مونس وهمدم (تنها گذاشتی2)

مونـده ازم این قد کمونی

میکشه منو این پریشونی

روضه های این (پیرهن خونی2)

نام یاحسین وقـتی می برم

خون می ریزه از چشمـای ترم

واویلاه حسین

******

هر شب عزیزم راس تو رو نی (پیش چشامه2)

چیزی که سخـتـه خاطره های (کوفه و شامه2)

یادمه هنوز اشک رباب و

اسیری و اون بزم شراب و

جسارت اون (خونه خراب و2)

وقتی که می زد با خیزرونش

جون می دادیم از زخم زبونش

واویلاه حسین

دریافت سبك

*** محسن طالبی پور***

***************
عمریه با روضه هات شبا هق هق میکنم

این دمای آخری با غمت دق میکنم

بیا کنارم برا همیشه

که این دل من آروم نمیشه

برام دعا کن شفا بگیرم

برات مرگ از خدا بگیرم

غریب مادر حسین

******

عزیزم بعد تو با کوه غمها مونده ام

بیا دستم روبگیر که منم جا مونده ام

چرا منو آسمون نبردی

منو به دست زمین سپردی

حالا که دیگه رمق ندارم

بیا کنارم بیا کنارم

غریب مادر حسین

******

یادمه کرببلا تو که پرپر می زدی

آتیش عالم رو بر دل مادر می زدی

به جای مادرصدات زدم من

بزار بگیرم سرت رو دامن

تو کل عالم کسی ندیده

امامی رو با رگ بریده

غریب مادر حسین

دریافت سبك

*** محسن طالبی پور***

***************

واحد

صحن ِ چشمام پر از بارونه بارون

حال ِ زارم بازم محزونه محزون

پای صبرت دلم حیرونه حیرون

شیر زن کرببلا ، مدد یازینب

ذولفقار مرتضا ،  مدد یازینب

دلبر خون ِ خدا ، مدد یازینب

زینب ، و ما ادارک ما زینب

******

شیعه هست تا ابد مدیون ِ رینب

هر دل  مبتلا می خونه زینب

دنیا هست فانی و می مونه زینب

مادر مصیبتا ، مدد یازینب

ذکر کل انبیا ، مدد یازینب

فاتح شام بلا ، مدد یازینب

زینب ، و ما ادارک ما زینب

******

صاحب عزت و همتی زینب

ای که روح ِ شه غیرتی زینب

ذکر صاحب زمان عمتی زینب

بنت خیر الاولیا ، مدد یازینب

کوه صبر ی و وفا ، مدد یازینب

بهترین ذکر و دعا ، مدد یا زینب

زینب ، و ما ادارک ما زینب

دریافت سبک

*** حسین رحمانی***

***************

زمینه

تا لحظه ی آخر ، می تپه دل ِ خواهرت برات

یادمه هنوزم ، غربت و غم ِ آخرین نگات

آرامش قلب و ، دل بیقرارم ، برادر ، برادر

منتظرت هستم ، بیایی کنارم ، برادر ، برادر

یادمه ، سرتو بریدن من دیدم

روی خاک ، تن تو کشیدن من دیدم

اسبای ، بی حیا رسیدن  من دیدم

واویلا ، حسین من ، غریب ِ مادر

******

رفتی و نگفتی ، با این همه غربت  چیکار کنم

با روزای سخت  و ، تاریک ِ اسارت  چیکار کنم

یه سال و نیمه که ، براتو می سوزم ، برادر ، برادر

گریه برای تو ، کار ِ شب و روزم ، برادر ، برادر

رو لبم ، هر نفس هر نفس یک آهه

چشمای ، خواهرت مونده بر این راهه

بوی سیب ، بوی گودی ِ قتلگاهه

واویلا ، حسین من ، غریب ِ مادر

******

زخمای اسارت ، این اشکای جاری برای من

پیراهن خونی ، مونده یادگاری برای من

سرت روی نیزه ، تنت توی گودال ، واویلا ، واویلا

معجرا رو بردن ، گوشواره و خلخال ، واویلا ، واویلا

یادمه ، وقتی ما رو اسارت بردن

روی نی ، سر تو با ماها آوردن

کوفه و ، شهر شام دلمو آزردن

واویلا ، حسین من ، غریب ِ مادر

******

غصه ی دل ِ من ، مجلس ِ شرابه برادرم

نمی ره زیادم شبای خرابه برادرم

ای وای امون از شام ، اون مردم نامرد ، واویلا ، واویلا

سنگ ِ لب ِ بام و ، با اون حرفای بد ، واویلا ، واویلا

ذکر ِ من ، هر قدم هر نفس یازهرا

بی هوا ، مارو می زدن اون نامردا

چی بگم ، صحبت از کنیزی شد اونجا

واویلا ، حسین من ، غریب ِ مادر

دریافت سبک

*** حسین رحمانی***

***************

زمینه

گهواره می بینم گریه میکنم

شیرخواره می بینم گریه میکنم

ویرونه میبینم ناله میزنم

گوشواره میبینم گریه میکنم

وای وای وای وای غریب کربلا حسین

واوی وای وای وای ذبیحاً بلقفا حسین

امون ای دل روضه های کربلا از یادم نمیره

امون ای دل بعد یک سال گریه زینب داره میمیره

امون ای دل کو ابالفضل زیر تابوتم و بگیره

حسین وای غریب مادر

******

من چی بگم از اون سر بی تنت

وقتی با چوب تر تو رو زدنت

شد پیش چشای سه ساله تو

طشت طلا پر از خون دهنت

وای وای وای وای امون از چشم بی حیا

وای وای وای وای ما رو دیدن نا محرما

امون ای دل روی غربت غصه هامون ه بی حسابه

امون ای دل روی دست و پای من ردّی از طنابه

امون ای دل آخه جای خواهرت مجلس شرابه

حسین وای غریب مادر

******

بغض غریبیه تو صدای من

غصه می باره از این چشای من

شد پیرن پر از خون تو حسین

سوغات سفر کربلای من

وای وای وای وای رو خاکا دست و پا زدی

وای وای وای وای مادرت و صدا زدی

امون ای دل این یه سال و روضه خوندم برا تو هر شب

امون ای دل قتلگاهت کی میدونه چی دیده زینب

امون ای دل دید تن تو افتاده زیر سمّ مرکب

حسین وای غریب مادر

*** سعید پاشازاده***

***************

شور

ای گوهر نایاب ، شریکة َ الارباب

جان فاطمه یا زینب یا زینب

ای کوثر زهرا ، به یاد تو بر پا

ناله ی همه یا زینب یا زینب

ای ملیکه ی عالمین ، ای به مرتضی نور عین

غصه دار کرببلا ، قاتل تو داغ حسین

نمیره ، از یادت با اشک دیده ، مادرای قد خمیده

صورتای رنگ پریده ، روی نی سر بریده

یا زینب ، گل فاطمه یا زینب

******

ای همنشین غم ، رسوندی بر عالم

تو پیام کربلا رو ، یا زینب یا زینب

با قلب ِ از غم چاک ، دیدی به روی خاک

پیکرای سر جدا رو یا زینب یا زینب

آتیش دل عاشقاس ، اشک چشمای تر تو

می کُشه ما رو عاقبت ، روضه های معجر تو

شدی تو ، شب و روز تو دشت و هامون ، غمزده با یک دل خون

غصه دار و زار و محزون ، همسفر با شمر ملعون

یا زینب ، گل فاطمه یا زینب

******

ای بضعه ی زهرا ، به زودی ایشالا

وهابیت میشه نابود یا زینب یا زینب

با تیر حزب الله ، سپاه روح الله

همه میشن زائرت زود یا زینب یا زینب

بنگر ای عزیز حسین ، ما اسیر درد و غمیم

شکر حق که با یا حسین ، ما مدافع حرمیم

یا زینب ، با عنایت خدایی ، با خروش کربلایی

راه ما مسیر عشقه ، وعده گاه ما دمشقه

یا زینب ، گل فاطمه یا زینب

دریافت سبک

*** امیر عباسی***

***************

زمینه

یا زهرا ببین ، جونم بر لبه

سوز عالم از ، داغ زینبه

دختر عزیزت تو بستره ای وای ای وای

عزادار غمهای دلبره ای وای ای وای

می خونه گل حیدر ، أشهد و دم آخر

به یاد مصیبت های دلبر

وای غریب حسین

******

پیراهن حسین ، تو آغوششه

هنوز یه صدا ، توی گوششه

یکی میزنه ناله از عطش ای وای ای وای

یکی میون خیمه کرده غش ای وی ای وای

دل عمّه چه زاره ، میگه عیبی نداره

عموی با وفاتون آب میاره

وای غریب حسین

******

وقت رفتنه ، داره سوز و آه

یاد کشته ی ، بین قتلگاه

میگه زیر لب نور عین من ای وای ای وای

لباسات و بردن حسین من ای وای ای وای

سر تو روی نی ها ، کفنت خاک صحرا

أمون از دل حیدر دل زهرا

وای غریب حسین

*** امیر عباسی***

***************

زمزمه

بسوز ای دل بسوز ای دل برای زینب کبری

رسیده وقت جانسوز عزای زینب کبری

واویلا آه و واویلا

همان زینب همان زینب که بوده کوثر کوثر

چو شمعی بی صدا سوزد به یاد ماتم دلبر

فتاده در دل زارش غم جانسوز عاشورا

دمادم می زند ناله به یاد روز عاشورا

به یاد آن زمانی که دلش دریای غمها بود

تن نور دو چشمانش ز کینه ارباًارباً بود

به یاد آن دمی که شد کنار علقمه غوغا

مشام جان سقا را رسیده عطری از زهرا

به یاد آن زمانی که گل سرخش شده پرپر

نشسته تیر زهر آگین  به حلقوم علی اصغر

به یاد آن زمانی که سر یارش جدا گردید

سرش چون ماه زیبایی هلال نیزه ها گردید

به یاد آن زمانی که به مقتل ناله ها میزد

میان خون حسینش را غریبانه صدا میزد

دریافت سبک

*** امیر عباسی***

***************

اشعار به مناسبت شهادت امام هادی (ع) 2

آیا که شود باز ببینم وطنم را

آرام کنم سینۀ پر از محنم را

دلتنگ مناجات سحرهای بقیعم

با مادر غمدیده بگویم سخنم را

از سوز عطش تار شده راه نگاهم

آخر چه کنم؟ لرزش دست و بدنم را

آتش زده بر جان و دلم صوت حزینی

سخت است تماشا کنم اشک حسنم را

آن روز که در گوشۀ ویرانه نشستم

لرزاند، غم عمۀ سادات تنم را

من کشتۀ بی حرمتیِ بزم شرابم

با آن که نبسته لب چوبی دهنم را

آن روز که آمد به میان حرف کنیزی…

سخت است که تفسیر نمایم سخنم را

ناموس خدا، خیره سری، چشم حرامی

سربسته گذارید بلای کهنم را

در این دم آخر به خدا یاد حسینم

زیر سرم آماده نهادم کفنم را

تشییع تن سالم من کار ندارد

غارت ننموده است کسی پیرهنم را
قاسم نعمتی

**********

گرفته جان نفسم در ثنای حضرت هادی

دُر سخن بفشانم به پای حضرت هادی

نداشت طوطی جانم هنوز لانه به جسمم

که بود مرغ دلم آشنای حضرت هادی

صفا و مروه کجا و حریم یوسف زهرا

صفاست در حرم با صفای حضرت هادی

مقرّبان الهی فرشتگان بهشتی

کشند منّت و عطای حضرت هادی

زدست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم

شود زیارت صحن و سرای حضرت هادی

درندگان زمین التجا برند به سویش

پرندگان هوا در هوای حضرت هادی

اگر به سامره ام اوفتد گذر سر و جان را

کنم نثار به گنبد نمای حضرت هادی

دلم که درد گناهش به اختصار کشانده

پناه برده به دار الشّفای حضرت هادی

مرا چه قدر که گردم گدای خاک نشینش

که هست خازن جنّت گدای حضرت هادی

دهد به روح لطیف ملک، صفا و طراوات

ملاحت سخن دلربای حضرت هادی

به خاک، عطر بهشتی پراکند اگر آید

نسیمی از طرف سامرای حضرت هادی

به عمر، دهر مرا گر دهند عمر، نیرزد

به لحظه ای که کنم جان فدای حضرت هادی

به تیرگی نبری روی و راه خود نکنی گم

هدایت است به ظلّ لوای حضرت هادی

بخوان زیارت پر فیض جامعه که بری پی

به ارزش سخن دلربای حضرت هادی

مرا رضایت ابن الرّضا خوش است که دانم

بود رضای خدا در رضای حضرت هادی

هزار بار به هر لحظه لعن بر متوکّل

که بود در پی جور و جفای حضرت هادی

به زور خواند به بزم شراب حجّت حق را

نکرد شرم و حیا از خدای حضرت هادی

گهی به بزم شراب و گهی به مجلس دشمن

چگونه اشک نریزم برای حضرت هادی

چو شمع، از شرر زهر، آب گشت وجودش

گرفت شعله زسر تا به پای حضرت هادی

نبود این همه بیداد و ظلم و جور پیاپی

جزای آن همه مهر و وفای حضرت هادی

چگونه اشک نریزند دوستان به عزایش

که گشته فاطمه صاحب عزای حضرت هادی

غریب و بی کس و تنها شهید گشت چو جدّش

زمین سامره شد کربلای حضرت هادی

سیاه پوش کن ای آسمان ملائک خود را

که شد خموش صدای دعای حضرت هادی

شراره سر کشد از بیت بیت تو (میثم)

توئی زبان غم و دردهای حضرت هادی

غلامرضا سازگار

*********

من کیستـم؟ دهُـم ولــی‌اللهِ ‌اکبـرم

چـارم علـی سلالــۀ پـاک پیمبـرم

قـرآن روی دسـت جــواد‌الائمــه‌ام

ابن‌الرضــای دوم زهــرای اطهـرم

دور از مدینه مانده و در اوج درد و غم

تنهایـم و غریبـم و بی‌یـار و یـاورم

زندان نبود بس که در آن حبس غم‌فـزا

کردنـد حفـر، قبـر مــرا در بـرابرم

آتش برآیـد از دهنش در دل جحیم

آن بی‌حیا که کرد جسارت به مادرم

زوار قبـر جــد مـرا کشت بـی‌گناه

از آن حـرام‌زاده همیـن بـود بـاورم

وقتی مرا به جانب بزم شـراب بـرد

آمـد سـر بریـدۀ جـدم بـه خـاطرم

ظلمی که دیدم از متوکل به عمر خویش

من دانـم و خـدا که چه آورد بر سرم

هر روز و شب رسید به قلبم شراره‌ای

هر صبح و شام، لشگر غم ریخت بر سرم

“میثم!” ز سـوز سینۀ ما گفته‌ای بگو!

من از کـرم شفیـع تو فردای محشرم

غلامرضا سازگار

**********

یا رب از زهر جفا سوخت ز پا تا به سرم

شعله با ناله بر آید همه دم از جگرم

جز تو ای خالق دادار کسی نیست گواه

که چه آورده جفای متوکل به سرم

می دوانید پیاده به پی خویش مرا

گرد ره ریخت بسی بر رخ همچون قمرم

آن شبی را که مرا خواند سوی بزم شراب

گشت از شدت غم مرگ عیان در نظرم

خواست تا بر من مظلوم دهد جام شراب

شرم ننمود در آن لحظه ز جدّ و پدرم

زهر نوشیدم و راحت شدم از عمر ولی

ریخته خاک یتیمی به عُذار پسرم

با که این ظلم بگویم که به زندان بلا

قبر من کند عدو پیش دو چشمان ترم

هر زمان هست در این دار فنا مظلومی

حق گواه است که من از همه مظلوم ترم

غلامرضا سازگار

**********

آن دشمنی كه بر جگرم نقش غم كشید

جان از تنم به حربۀ زهرِ ستم كشید

ابنُ الرضایم و ز رضا ارث برده ام

زهر جفا مرا به همان پیچ و خم كشید

در احتضارم و بدنم درد می كند

این سَمّ جان شكار ، توان از دلم كشید

وقتی كه دید، تشنگی ام قاتل من است

جان را اَجل ز سینۀ من لاجَرم كشید

عمرم شبیه مادر پهلو شكسته شد

نخل جوانی ام ثمر از عمرِ كم كشید

جز زهر كینه مایۀ آرامشم نشد

دریا ز موج خسته شد و چشمه نَم كشید

طاغوت، با سلالۀ زهرا چه ها نكرد

ما را برون ز خانه چو یك متّهم كشید

بالا گرفت كار جسارت به اهل بیت

كارم به سوی بزم شراب و ستم كشید

من وارث بلای خرابه نشینی ام

سوز دلم دوباره به درد و اَلَم كشید

ای كربلا! چو شاهدِ ویرانی ات شدم

گویی كه ابن سعد سنان بر تنم كشید

بهتر كه قبر مادر ما مخفیانه ماند

ورنه كدام حرمله دست از حرم كشید

این ظلم ها هدایت ما را عوض نكرد

شكر خدا، ولایت ما تا عجم كشید

نام علی و فاطمه جاوید مانده است

دشمن خیال كرد بر آنان قلم كشید

ما روی دوش، پرچم عصمت كشیده ایم

دردا، عدو علیه عدالت علَم كشید

دنیا كه خود به خود، قفسِ جانِ خسته بود

تبعید هم به گوشه ای از مَردمَم كشید

از آفتاب زندگی ام بهره كم گرفت

شرمنده ام كه سختی از آن اُمتّم كشید

افطار كردم و جگرم پاره پاره شد

جدّم رسید و وقت سحر در برم كشید

در آخرین نفس، پسرم چون بغل گشود

بُغضش گرفت و پارچه ای بر سرم كشید

محمد ژولیده

**********

بالاتر از این هاست لوایی که تو داری

خورشید دمیده ز عبایی که تو داری

از بنده نوازی و عطایی که تو داری

آقای جهان است گدایی که تو داری

ما خاک بخیلیم و شما ابر سخایی

محبوب شده از کرمت شغل گدایی

چون جامه که بر قامت زیبا بنشیند

مهر تو به دل های مصفا بنشیند

هر کس به دلش مهر تو آقا بنشیند

مهرش به دل حضرت زهرا بنشیند

لطف خود زهراست که ما اهل یقینیم

آن روز دعا کرده که امروز چنینیم

تو آینه داری و کلام تو گهر بار

در وصف تو ماندند…چه گفتار و چه اشعار

حقا که زلالی و نجیبی و نسب دار

بر شیر ندارد اثری زوزه ی کفتار

در عالم از این نکته هزاران اثر افتاد

«با آل علی هر که در افتاد ور افتاد»

بیراهه نرفتیم اگر هادی ما اوست

ذکر ولی الله همان جلوه ی یا هوست

چون شیشه ی عطری که به یک واسطه خوشبوست

در چنته ی ما نیست به جز مرحمت دوست

“العبدُ و ما فی یده کان لمولاه”

از برکت خورشید کند جلوه گری ماه

تو هادی مایی و جهان بی تو سراب است

اوصاف تو در آیه ی تطهیر کتاب است

تو عشق مدامی و دمت مستی ناب است

جای ولی الله کجا بزم شراب است؟!

یک آیه بخوان آتش کفرش به یم افتد

یک شعر بگو کاخ و سرایش به هم افتد

گفتند شراب و دلت ای ماه کجا رفت

از مجلس بغداد سوی شام بلا رفت

لب پاره شد و ناله ی زینب به هوا رفت

خون از لب شه، روح ز جان اُسرا رفت

شد مجلس اغیار همان بزم خرابه

وقتی که سر افتاد به دامان ربابه

سید علی رکن الدین

**********

نام تو را در دفتر خاتم نوشتند

هادی نسل حضرت آدم نوشتند

ما راه و رسم نوكری را برگزیدیم

چون كه شما را رهبر عالم نوشتند

یك قطره از مدح تو را كه ثبت كردند

دیدند بالاتر ز صدها، یم نوشتند

هر كس كه از نام شما یك بار دم زد

نام ورا مداح عیسی دم نوشتند

جزو ارادتمندهای روضۀ تو

شكر خدا كه نام ما را هم نوشتند

خوشبخت آن هایند كه مست تو هستند

بدبخت آن هایی كه از تو كم نوشتند

از داغ مظلومیتت آقای عالم

چشمان ما را چشمۀ زمزم نوشتند

نام تو را پروردگارت گفته هادی

چون در كرامت مثل بابایت جوادی

قطعاً مسیحا هم به فرمان تو باشد

پای كلاس درس عرفان تو باشد

ذكر دعای جامعه زیباست اما

زیباترش اینكه در ایوان تو باشد

پای دعای جامعه می خواهم آقا

ابواب ایمان وا به دامان تو باشد

با یك نگاهت صاحب ملك زمین است

آن كس كه یك لحظه پریشان تو باشد

وقتی محالّ معرفت الله هستی

باید همه عالم سر خوان تو باشد

حتی مسیحی ها ارادت بر تو دارند

این هم ز الطاف فراوان تو باشد

آقا سلاطین جهان را بنده كردی

با یك نگاهت بردگان را زنده كردی

مهدی نظری

**********

آسمان را آهِ جان سوزت ز پا انداخته

مادرت را باز در هول و وَلا انداخته

کاری از دست طبیبان بر نمی آید غریب

در کنار بستر تو مرگ جا انداخته

پوستی بر استخوان داری به زهرا رفته ای

خونِ دل خوردن تو را از اشتها انداخته

رفته رفته حجره ات گودال سرخی می شود

زهر، لب های تو را از ربنا انداخته

تشنگی بی رحم تر از نیزۀ زیر گلوست

تارهای صوتی ات را از صدا انداخته

جام می شرمندۀ اندوه چشمانت شده

ماجرا را گردن شام بلا انداخته

شام گفتم، خیزران آمد به یادم “وای وای”

گریه ها را یاد طشتی از طلا انداخته

وحید قاسمی

**********

تنها امام سامره تنها چه می كنی؟

در كاروان سرای گداها چه می كنی؟

دارم برای رنگِ تنت گریه می كنم

پایِ نفس نفس زدنت گریه می كنم

باور كنیم حرمت تو مستدام بود؟

یا بردن تو بردنِ با احترام بود؟

باور كنیم شأن تو را رَد نكرده است؟

این بد دهانِ شهر به تو بد نكرده است؟

گرد و غبار، روی تو ای یار ریختند

روی سرِ تو از در و دیوار ریختند

مردِ خدا كجا و این همه تحقیر وایِ من

بزم شراب و آیه ی تطهیر وایِ من

هرچند بین ره بدنت را كشید و بُرد

دستِ كسی به رویِ زن و بچه ات نخورد

باران نیزه، نیزه نصیب تنت نشد

دست كسی مزاحم پیراهنت نشد

این سینه ات مكان نشست كسی نشد

دیگر سر تو دست به دست كسی نشد

علی اکبر لطیفیان

************

زمینه

یا زهرا بیا ، امشب سامرا       داره کوچه هاش ، بوی کربلا

چی بگم از این درد بی حساب  ای وای ای وای

آقامون و بردن بزم شراب         ای وای ای وای

چه غمی تو نگاشه        ناله ای تو صداشه

امون از دل زینب رو لباشه

وای غریب آقا

******

آه از غصه هاش ، در پیش نگاش      کندن قبرش و ، تو زندون براش

دل آقامون و آتیش زدن      ای وای ای وای

بی اجازه تو خونش اومد   ای وای ای وای

امون از زهر کینه      آرزوش فقط اینه

بمیره دم آخر تو مدینه

وای غریب آقا

******

روز خوش ندید ، طعنه هی شنید     پشت مرکب ، دشمن میدوید

شبیه رقیه پریشونه      ای وای ای وای

آقامونو بردن تو ویرونه    ای وای ای وای

میزنه دیگه ناله    رو لبش یه سواله

که چه کرد سر بابا با سه ساله

وای غریب آقا

دریافت سبک

سعید پاشازاده

************

طلوع صبح می پرد دو پلک من برای تو

دلم عجیب می کند هوای تو، هوای تو …

و بعد از آن دو چشم من پر از خیال می شود

و چکه چکه می کند به راه آشنای تو

اگر چه تا به حال من ندیده ام رخ تو را

ولی چه ساده می رسد به گوش من صدای تو

فضای خانه ی دلم پر از گلاب می شود

همین که گریه می کنم دوباره پا به پای تو

چه شاعرانه می شود اگر شبی دو چشم من

نگاه خود بیفکند به چشم دلربای تو

سوال بی جواب من پر از نیاز و خواهش است

شود که بوسه ای زنم به خاک سامرای تو؟!

عجیب غصه ای شده نبودنت میان ما

عجیب قصه ای شده دوباره ماجرای تو

محمدرضا طاهری

**********

نوحه

سوم شهر اللّه رسیده         گوش جان بانگ غم شنیده

شد روان از دیده اشک غربت   در عزای خورشید ولایت

سامرا گشته دارالمصیبت

سیدی امام هادی

******

شیعه از داغت خونجگر شد       حسنت امشب بی پدر شد

چشم مهدی از این غصه شد تر   جامه ی ماتم پوشیده مادر

گشته ای تومهمان پیمبر

سیدی امام هادی

******

ای تمام عالم فدایت            فاطمه گرید از برایت

لاله گون شد چشمان پر آبت      پر شرر گشته قلب کبابت

برده دشمن در بزم شرابت

سیدی امام هادی

 دریافت سبک

امیر عباسی

**********

نوحه

تو غریب سامرایی    کشته ی زهر جفایی

تا فلک می رسد سوز نوایت

سامرا شد زمین کربلایت

یا مظلوم امام هادی

******

ای نقی نام نکویت    قبله ی دلها به سویت

در غمت دشت و هامون گریه کرده

مادرت فاطمه خون گریه کرده

یا مظلوم امام هادی

******

با لبان خشک و عطشان     یاد سالار شهیدان

گریه کردی به یاد جسم بی سر

ظلم شمر و سنان بر آل حیدر

یا مولا حسین یا مظلوم

دریافت سبک

امیر عباسی

**********

واحد

ای عزیز زهرا امام هادی آقا امام هادی

غریب سامرا امام هادی  آقا امام هادی

مسموم کینه     دور از مدینه

شعله بر آرم    از سوز سینه

آه و واویلا

******

آتش بر دلها زد سوز آوایت آقا سوز آوایت

شرار دلها از درد و غمهایت آقا درد و غمهایت

خورشید رحمت      نور ولایت

ای گشته مسموم    در شهر غربت

آه و واویلا

******

عطش زهر کین بر تو اثر کرد آقا بر تو اثر کرد

حالت ، قلب زهرا زیر و زبر کرد آقا زیر و زبر کرد

عزیز دلم       همه حاصلم

می سوزد تنت   داغت قاتلم

آه و واویلا

******

پسرم صبری کن لحظه ای دیگر آه لحظه ای دیگر

می شوی سیراب از چشمه ی کوثر آه چشمه ی کوثر

گریه کن بهر         نور دو عینم

مجروح و بی سر   عطشان حسینم

آه و واویلا

دریافت سبک

امیر عباسی

**********

زمینه

تو عادتک الاحسانی ، تو بر تن ایمان جانی

آیینه ی حق ، محبوب خدا ، یا ربی و یا منانی

ای جد امام عصر     جانها به فدای تو

تا روز ابد هستم      مدیون عطای تو

تو آبرو به مذهب دادی یا امام هادی

کنم دمادم از تو یادی یا امام هادی

تو ترجمان عدل و دادی یا امام هادی

بده به عاشقان امدادی یا امام هادی

تو عطر گلشن اجدادی یا امام هادی

تو خصم ظلم و هم بیدادی یا امام هادی

به جنت خدا شمشادی یا امام هادی

مه هدایت و ارشادی یا امام هادی

یا امام هادی یا امام هادی

******

تو عادتک الاحسانی ، تو درد مرا درمانی

حاجات نهان ، در قلب مرا ، آقا تو خودت میدانی

از فیض کلام خود    ما را تو هدایت کن

از نور کراماتت      بر ما هم عنایت کن

سلام ما به تو ای آقا  خورشید سامرا

گل بهار خیر الوری خورشید سامرا

حریم تو بهشت دلها خورشید سامرا

عزیز حیدری و زهرا خورشید سامرا

نما عنایتی یا مولا خورشید سامرا

که من شوم ز اهل تقوی خورشید سامرا

به حق کشته عاشورا خورشید سامرا

به نور روی ماه سقا خورشید سامرا

یا امام هادی یا امام هادی

دریافت سبک

امیر عباسی

**********

شور

(به سبك سلام ما به حضرت عشق)

ای پسر حضرت زهرا ، هر موقع دلتنگ شماییم

با پای دل به عشقت آقا ، راهی شهر سامراییم

روی تو خورشید و مهتاب ، بیچاره هارو هم دریاب

آبرومون اینه آقا ، ما سائلیم و تو ارباب

یا سیدی یبن الزهرا

******

ایشالا یک روزی ببینیم ، شُهره میون عالمینیم

از حرم قشنگت آقا ، زائر مرقد حسینیم

بشنو ز رحمت یا مولا ، سوز و نوای ما ها رو

امضا کن آقا برات ِ ، کرببلای ما ها رو

یا سیدی یبن الزهرا

******

حسین حسین مرثیمونه ، اشک فرشته ها روونه

شبای جمعه مادرس تا ، سحر براش روضه میخونه

زان گوهر پر قیمت و ، نابت ندادن ای مادر

کشتن تو رو بین گودال ، آبت ندادن ای مادر

مولا حسین یبن الزهرا

دریافت سبك

امیر عباسی

 

اشعار ویژه وفات حضرت ام البنین

ام البنینم و شب دلداری من است

شب زنده دار فاطمه بیداری من است

امشب وصال فاطمه را درک می کنم

دل بی قرار لحظه ی دلداری من است

بانوی من! که لیله ی قدر علی تویی

چشم انتظار تو شب بیداری من است

با اینکه جای فاطمه را پر نمی کنم

اشک علی گواه حرم داری من است

طفلان عزیز و من چو کنیز بهشت و این

بالاترین مقام نکوکاری من است

عباس من غلام عزیزان فاطمه ست

این ابتدای درس علمداری من است

درس وفا اگر به ابالفضل داده ام

بیت علی بهشت وفاداری من است

روزی که بار زینبت آمد به دوش من

دیدم که خویش در صدد یاری من است

روحم ز درک خدمت زینب بزرگ شد

این خانه جایگاه فداکاری من است

در کربلا نبودم اگر یاری اش کنم

شهر مدینه شاهد غمخواری من است

خاک بقیع را گره با کربلا زدم

اینجا حریم اشک و عزاداری من است

داغ چهار ماهْ پسر دیده ام ولی

داغ حسین شعله ی بیماری من است

یا لیتنا به یاری کنّا معک رسید

تنها دعای تو سبب یاری من است

نذر تو بود هستی و دار و ندار من

وقف تو آخرین نفس جاری من است

حاج محمود ژولیده

******

بانو سلام می کنم اینجا خوش آمدی

از خاک سمت عالم بالا خوش آمدی

ای تشنۀ بهشت به دریا خوش آمدی

من زینبم به خانۀ مولا خوش آمدی

پیداست در نگات که با نیت آمدی

اینجا به نیت کمک و خدمت آمدی

باغ بهشت باغچه ای در سرای ماست

جای گلیم عرش خدا زیر پای ماست

رزق تمام شهر فقط از دعای ماست

خلق تمام عالم و آدم برای ماست

این خانۀ بهشتی زهرا و حیدر است

اینجا محل وحی شدن بر پیمبر است

این خانه را به غیر صفا پر نمی کند

دل را به غیر عشق خدا پر نمی کند

سجاده را به غیر دعا پر نمی کند

هر کس که جای فاطمه را پر نمی کند

از بعد مادرم پدر خاک، بوتراب

کرده تو را به همسری خویش انتخاب

گفته پدر که روی به سوی خدا کنیم

ما مثل مادر، اهل زمین را دعا کنیم

با اسم فاطمه همه رفع بلا کنیم

زین پس تو را به واژۀ مادر صدا کنیم

تو آمدی که فاطمه را یاوری کنی

در حق ما شکسته دلان مادری کنی

قطعاً شنیده ای که پَر مادرم شکست

شاخه به شاخه برگ و بر مادرم شکست

در کنده شد ز جا و سر مادرم شکست

از ظلم و کینه ها کمر مادرم شکست

از آن به بعد بود پرش درد می گرفت

می خواست پا شود کمرش درد می گرفت

مهدی نظری

*********

امام زمان(عج)-مناجات-وفات حضرت ام البنین(س)

دگر ای دوست مرا در حرمت محرم کن

رفتم از دست نگاهی به دل ما هم کن

یا بیا جانب قبله بکشان پای مرا

یا بر احوال دلم فکر کمی مرهم کن

با نگاهی بده خاکستر عمرم بر باد

این جگر سوخته، رسوای همه عالم کن

من زمین گیر شدم باز قدم پیش گذار

التفاتی کن و این فاصله ها را کم کن

گریه از اول خلقت شده ارثیه ی ما

فکر چشمان پر از اشک بنی آدم کن

دیگر این نوکر تو گریه کن سابق نیست

پای بر دیده نه و چشم مرا زمزم کن

می رسد بوی تو اما خبری نیست ز تو

یوسفا چارۀ این شام پر از ماتم کن

کاش می شد که شبی خواب تو را می دیدم

دوستم داری اگر، قلب مرا محکم کن

دست و پا می زنم از دور نگاهی بکنی

گوشه چشمی به من و نالۀ پر دردم کن

نازداری تو و، ناز تو کشیدن سخت است

رحمی آخر به من و کوچکی قلبم کن

به علمدار قسم پای رکابت هستم

شانه ی گرم مرا تکیه گه پرچم کن

همچنان ام بنین سوز و نوا دارم من

هوس یک سحر کرببلا دارم من

قاسم نعمتی

*********

من…٬خانه داره ولایتم٬سفره داره کرامتم٬بی قراره زیارتم

وای وای قرصه قمر ندارم

وای وای دیگر پسر ندارم

من…٬روضه خوان مدینه ام٬صاحب سوزه سینه ام٬چون خجل از سکینه ام

وای وای گریان کنم نظاره

وای وای برمشکه پاره پاره

آه…٬زینبم(س)گفته دل غمین٬که چگونه زصدرزین٬خورده عباس(ع)من زمین

وای وای من اُم بی بنینم

وای وای عمری زارو حزینم

آه…٬گفته باشور و زمزمه٬سجده گاهت به علقمه٬بوده دامان فاطمه(س)

وای وای کردی تو رو سپیدم

وای وای من مادره شهیدم

آه…٬در غم قامتی رشید٬گیسوانم شده سفید٬قامتم این عذا خمید

وای وای باور نمی کنم من

وای وای فرق و عمود و آهن

برای دانلود سبک کلیک کنید

قاسم نعمتی

*********

مادر سقا ٬ یاره زینب(س)-جانت از غم ها٬گشته برلب

همسرحیدر ام البنینی

یاده عاشورا تو دل غمینی

تادمه آخر زارو حزینی

واویلا حسین(ع)

جان دهی اما بی قراری-سربه خاکه غم می گذاری

مانده بر خاکه غربت سرتو

جان فدای چشمانه تره تو

واحسینا ذکره٬آخره تو

واویلا حسین(ع)

وای از آن دم که٬در مدینه-روبرو گشتی با سکینه

دست توداده آن مشکه پاره

روضه می خواند با هر اشاره

صورت نیلی را کن نظاره

واویلا حسین(ع)

برای دانلود سبک کلیک کنید

قاسم نعمتی

**********

ای جبرئیلم تا خدایت پرکشیدی
از مادر چشم انتظارت دل بریدی

جز ام لیلا کس نمیفهمد غمم را
من پیر گشتم تا چنین تو قد کشیدی

تنها نه دلگرمی مادر بوده ای تو
بر خاندان فاطمه روح امیدی

بر گردنم انداختی با دستهایت
زیبا مدال عزت «ام الشهیدی»

زینب کنار گوش من آهسته می گفت :
هرگز مپرس از دخترت از چه خمیدی

از خواری بعد از تو گفت و گفت دیگر
بر پیکر مانیست جایی از سپیدی

این تکه مشک پاره را تا داد دستم
فهمیدم ای بالا بلند من چه دیدی

از مشک معلوم است با جسمت چه کردند
وای از زمین افتادن،وای از ناامیدی

باور نخواهم کرد تا روز قیامت
بی دست افتادی،به خاک وخون طپیدی

در سینه پنهان میکنم یک عمر رازم
پس شکل قبرت را دگر کوچک بسازم

###

من که از نسل دلیر عربم
امّ العبّاسم و امّ الادبم

مادر چهار یل رعنایم
من کنیز حرم زهرایم

آسمان خاک نشین حرمم
عرش در تحت لوای کرمم

معرفت مسئله آموز من است
عاشقی سائل هر روز من است

دل من محو تولّای ولی ست
سِمتم خادمی بیت علی ست

من سفارش شده ی زهرایم
آبرو یافته از مولایم

وه از آن روز که قابل گشتم
با در بیت مقابل گشتم

آمد آن لحظه چه خوش اقبالم
دختر شاه به استقبالم

قاسم نعمتی

**********

ای به سپهر عاطفه بی قرین

ستاره ی مدینه، ام البنین

قدر تو در جهان نبوده معلوم

قبر تو در جوار چار معصوم

فاطمه دوم مرتضایی

مادر دیگری به مجتبایی

تو کیستی که با غم و زمزمه

پای نهی به خانه فاطمه

تو کیستی که با همه عزیزی

گفته ای آمدم کنم کنیزی

تو دیده ای که خانه ای سوخته

دخترکی چشم به در دوخته

محض دل تازه گلان حزین

نام تو فاطمه! شد امّ البنین

تا که نگویند حسینش چه شد

مدینه بین الحرمینش چه شد

شیخ جواد محمد زمانی

دگر این کاروان یاسی ندارد

که با خود شور و احساسی ندارد

بیا ام البنین برگشته زینب

ولی افسوس عباسی ندارد

***

مزن آتش به جان ای نور عینم

مخوان از ماهِ مَـقطُوع الیدَینم

چه شد در کربلا هستیِ زهرا؟

حسینم وا حسینم وا حسینم

***

سرشته از غم زهرا گِلش بود

نگاه تار زینب قاتلش بود

نیفتاد از لبش نام حسینش

اگر چه داغ سقا بر دلش بود…

***

…ولی زینب چه با احساس می خواند

از آن بُهبوهه ی حساس می خواند

کنار قبر زهرا نیمه ی شب

چقدر از غیرت عباس می خواند

 یوسف رحیمی

**********

زبانحال بشیر

ای یار حبل متین ، امّ بنین ، غمی به جان دارم

آوردم بر تو خبر ، خون جگر ، به دیدگان دارم

گویم این را زار و حزین ، تسلیت ای امّ بنین

با دو چشم غرق به خون ، شد ابالفضل نقش زمین

به علقمه یاست ، ز کینه پرپر شد

دو دست عباست ، جدا ز پیکر شد

گفتا با شور و نوا ، ادرک اخا یا حسین

شرمنده ام به خدا ، ادرک اخا یا حسین

ببین که مشکم پاره شده ، برادرت بیچاره شده

ز غصه بیتاب است

شراره دارد جان و دلم ، ز روی شش ماهه خجلم

که تشنه ی آب است

******

پاسخ حضرت ام البنین (س)

من هستم مادر او ، یاور او ، به مکتب ایمان

اولاد من همه ی  ، هستیشان ، فدایی قرآن

شاکرم که گل پسرم ، آن به عالم نور دو عین

در مقام نوکری اش ، شد بلا گردان حسین

حسین بُوَد کعبه ، همه به سوی او

صد همچو عباسم ، غلام کوی او

تشنه لب غرقه به خون ، نور دلم شد شهید

نزد زهرا شده ام ، تا به ابد رو سپید

چرا برایش گریه کنم ، به روضه هایش گریه کنم

که شد فدای دوست

ز ضرب تیغ و تیر و سُنین ، به راه سرخ عشق حسین

فدا شدن نیکوست

برای دانلود سبک کلیک کنید

امیر عباسی

**********

محب آل ختم المرسلینم      فدایی امیرالمومنینم

منم ام الابالفضل دلاور         کنیز فاطمه ام البنینم

بگویم با چشمان تر     همه هستم نذر دلبر

فدای زهرا و حیدر

اگر چه در حریم الله عزیز هستم

به کلثوم و به زینب هم کنیز هستم

آه ، واویلا واویلا واویلا

******

مدینه محشری کبری به پا شد              خبر از کاروان کربلا شد

بشیر  آمد به من گفتا پریشان      که عباست لبِ تشنه فدا شد

فدای سوز احساست      شده پرپر گل یاست

جداشد دست عباس

چو دستانش ز کینه بر زمین افتاد

سر و کارش به گُرز آهنین افتاد

آه ، واویلا واویلا واویلا

******

بگفتم والِهِ روی حسینم             اسیر و بنده ی کوی حسینم

من و عباسم و هر چه در عالم     همه قربان یک موی حسینم

گُلم گشته فدا آخر     فدای مقتدا آخر

شدم حاجت روا آخر

خدا رو شکر که عباسم فدایی شد

فدای آن شهید کربلایی شد

وای ، حسین وای حسین وای حسین وای

برای دانلود سبک کلیک کنید

امیر عباسی

**********

اشعار وفات حضرت معصومه (س)

شور

 

ای بانوی مظلومه ، فاطمه معصومه

واژه های عشق و رحمت را تو منظومه

ای شده از فیض وصل یار محرومه

ای مقام تو خرد را سرّ مکتومه

دُخت زهرای قد کمان هستی ، عمه ی صاحب الزّمان هستی

فدای خاک قدمِت ، لطف و عطا و کرمِت

مبالغه نمیکنم ، خود ِ بهشته حرمِت

حرمِت عرش خدا ، مَکتبُ العُلما ، میخونیم همگی با شهدا

بر لب ها زمزمه ای ، یاور همه ای ، کوثر علی و فاطمه ای

******

گویم به همه عالم ، به غم و سوز و آه

حرمِت بوی مدینه میدهد وَالله

کرمی کن بر من ِ دلخسته ی گمراه

از گناه و معصیت افتاده ام در چاه

بده راهم که روسیاهم من ، سائل یک نیمه نگاهم من

گرچه اسیر نفسم و ، همیشه همنشینشم

ولی محبّ علی و ، اولاد طاهرینشم

گل گلزار ولا ، به حق ّ شهدا ، کن دعا که بریم کرببلا

بر لب ها زمزمه ای ، یاور همه ای ، کوثر علی و فاطمه ای

دریافت سبک

*** امیر عباسی ***

واحد

 

دل عالم ، اسیر کرمت

می زنه پر ، به سوی حرمت

با نسیم حرمت هر دلی شیدایی میشه

سحرا گنبد تو خیلی تماشایی میشه

هر کسی زائرته زائر زهرایی میشه

میخونم با اشک و آه ، اِشفَعی لی عندالله

فاطمه یا معصومه

******

گل زهرا ، عزیز حیدری

من کجا و ، مقام ِ نوکری

من ِ رو سیاه کجا و اون خوبا کجا بودن

نوکر کوی شما اولیای خدا بودن

آیت الله بَهجت و امام خمینی ها بودن

من کیَم ای جان فدات ، خاک پای زائرات

فاطمه یا معصومه

******

من غلامم ، غلام ِ نوکرت

به فدای تو و برادرت

خدا با حُب ّ شما سرشته آب و گلم و

فیض یک نیمه نگات فیضیه کردی دلم و

حل کن ای کریمه از لطف و کرم مشکلم و

حلّ مشکل با شماس ، یه برات کربلاس

فاطمه یا معصومه

دریافت سبک

*** امیر عباسی ***

زمینه

بگو کجایی ، برادرم

دارو ندارم ، ای دلبرم

ای همه عالم سائل ِ کویت

آمدم بهر دیدن رویت

ای رضا جانم

******

گر چه نبینم ، رویت به زاری

دارم ز تو من ، یک یادگاری

وقت جان دادن با دو چشم تر

دارم برادر نامه ات در بر

ای رضا جانم

******

جان دو عالم ، گردیده بر لب

دلها بسوزد ، از داغ زینب

وقت جان دادن با دلی غمگین

در برش بوده جامه ای خونین

آه و واویلا

دریافت سبک

*** امیر عباسی ***

سلام بر تو که اسطوره ی حجاب شدی

جواب های سؤالات بی جواب شدی

سلام بر تو که در آسمان علم و ادب

شعاع نور شدی مثل یک شهاب شدی

به خاک کشور ایران دو نور تابان شد

رضا چو شمس شموس و تو آفتاب شدی

برای یاری دین و امام عصر خودت

شبیه عمه ی خود پای در رکاب شدی

ز بس که دست کریمت گره گشایی کرد

برای نام کریمه تو انتخاب شدی

برای شأن تو این واژه تا ابد کافی ست

رضا حسین شد و زینبش حساب شدی

خدا کند بنویسی مرا به نوکری ات

تو دختری ولی عالم فدای مادری ات

نگاه مرحمتی کن به این گدا بی بی

بده به حق رضا حاجت مرا بی بی

میان صحن تو جارو به دست میگیرد

برای خادمی ات صاحب عصا بی بی

قسم به جان خودم جبرئیل می میرد

اگر که پر نزند دور این سرا بی بی

پی زیارت زهرا به قم سفر نکنم

بگو کجا بروم من بگو کجا بی بی

مراجع و علما حلقه دور تو بستند

برای اینکه تویی باب علم ها بی بی

غمی نمانده برای اهالی ایران

دمشق ما توئی و کربلا رضا بی بی

غمی که سوخت دلت را شرار زهر نبود

تو از دیار خود افتاده ای جدا بی بی

تو آمدی که انیس دل رضا بشوی

تو آمدی که در ایران بزرگ ما بشوی

مرا خدات نوشته برای نوکری ات

برای بال زدن در هوای زائری ات

از آن زمان که به موسی بن جعفرت دادند

رضا همیشه بنازد به مهر خواهری ات

تو آمدی که سپاه برادرت باشی

رواست اینکه بنازد به این دلاوری ات

زبس مقام تو بالاست آفریننده ت

نیافت هیچ کسی را برای همسری ات

گل همیشه بهار امام هفتم ما

دلم شکسته برای خزان پرپری ات

اگرچه درد فراق آتش است و میسوزد

ولی نسوخت تمام دل کبوتری ات

مرا ببخش ولیکن در این مسیر خطیر

نرفت دست پلیدی به سمت روسری ات

ولی امان ز دل کوثر امام حسین

ز پنجه ها و سر دختر امام حسین

*** مهدی نظری***

ای کوثرِ کوثر محمّد

ای دخترِ دختر محمّد

معصومه ی دودمان عصمت

روح ادب و روان عصمت

سر تا قدمت همه معانی

مانند کتاب آسمانی

پاکی زتو اعتبار دارد

عصمت به تو افتخار دارد

قم مکّه تو مسجدالحرامش

خورشید، ستاره ای به بامش

مهر تو به حشر دست آویز

فیضیه، ز فیض توست لبریز

ای مصحف دامن ائمّه

ای پاره ای از تن ائمّه

یک نخله ز هفت قلّه ی طور

یک فاطمه از دو فاطمه نور

صحن تو پناه خلق عالم

ایوان طلات قلب مریم

مهر تو به سینه داغ خورشید

شمع حرمت چراغ خورشید

روی تو گُل بهارِ زهراست

قبر تو همان مزار زهراست

مهر تو چو جان درون سینه است

زوّار تو زائر مدینه ست

جود و کرم ائمّه داری

جا در حرم ائمّه داری

ای زینب دوّم ولایت

ثاراللّهیان همه فدایت

ای آل رسول را کریمه

معصومه، محدثه، علیمه

ایران حرم مطهّر توست

مرهون تو و برادر توست

چون باب تو بود طفل نوزاد

صادق ز ولادتت خبر داد

پیش از شب دل فروز میلاد

از آمدنت به قم خبر داد

بر زائرت ای فرشته حاجب

در حشر بود بهشت واجب

ذکر تو چراغ محفل ماست

قبر تو مدینه ی دل ماست

یک کعبه بود به دیده ی ما

قبر تو و زینبین و زهرا

قم شد حرم محمّد و آل

کردی تو در آن نزول اجلال

بر دوش خود آن فقیه کامل

می برد تو را زمام محمل

در نزد تو ای بزرگ بانو

پیران خرد زدند زانو

*** غلامرضا سازگار ***

گرچه دیدار برادر نرسیدی بانو !

بدنی زیر سم اسب ندیدی بانو !

خبرِ چند برادر تو شنیدی امّا

سرِ نی آیۀ قرآن نشنیدی بانو

داغ مرگ همه اصحاب چشیدی آری

درد کعب نی و سیلی نچشیدی بانو

شعلۀ هجر برادر جگرت را سوزاند

رأس او را سر بازار ندیدی بانو

عمه ات زینب مظلومه به ویرانه اسیر

تو به قم خلوت محراب گزیدی بانو

احترامت همه جا حفظ شد ای بنت رسول

چون نسیمی سوی قم پاک وزیدی بانو

مثل مولای غریبت که به غربت جان داد

به غریبانه ترین وجه ، شهیدی بانو

صبر تو زینبی و همت تو فاطمی است

با همین رتبه به اهداف رسیدی بانو

مکتب فاطمه را خوب که احیا کردی

دل ز دنیای پر از غصّه بریدی بانو

نهضت روح خدا را تو به بار آوردی

نهضت فاطمه را صبح سپیدی بانو

کربلا را ز مدینه تو به قم آوردی

مُلک ری را تو به ایثار خریدی بانو

قمِ تو بارگه نور و قیام و شرف است

همچو خورشید از این شهر دمیدی بانو

قطعه ای از حرم حضرت زهرا حَرمت

حرمش را تو به تصویر کشیدی بانو

پرچم علم و عمل را تو کشیدی بر دوش

زیر این بار گران گرچه خمیدی بانو

*** محمود ژولیده ***

ای سایه ی بالا سرِ خواهر برادر

ای جانِ از جانِ خودم بهتر برادر

خواهر همان احساس مادر بر برادر

دارم برایت می شوم مادر برادر

ای سوره چشمی بر منِ آیه بیانداز

یعنی نگاهی هم به همسایه بیانداز

یك بارِ دیگر بر سرم سایه بیانداز

بر خواهرانش سایه دارد هر برادر

چیزی به غیر از چشم تر دارم ندارم

از گوشه ی زندان خبر دارم ندارم

اصلاً نمی دانم پدر دارم ندارم

دیدم كمالاتِ پدر را در برادر

از جانب زُلفت صبایی می فرستی؟

با التماس من دعایی می فرستی؟

دارالشِفای من دوایی می فرستی؟

افتاده ام در گوشه ی بستر برادر!

اینجا مسیرِ كوچه ها خوب است خوب است

وقتی نگاهِ مردها خوب است خوب است

حالا كه احوالِ رضا  خوب است خوب است

از بس فنا گردیده ام من در برادر

در كوچه ها با حالِ بیمارم نبردند

وقتی رسیدم، سمتِ بازارم نبردند

این معجری را كه سرم دارم نبردند

اینجا چه شأنی دارد این معجر برادر

ای كاش مرغی را كسی بی پَر نبیند

جسمِ برادر را كسی بی سر نبیند

هر كس ببیند كاش كه خواهر نبیند

افتاده روی تلِ خاكستر برادر

نه تو جسارت دیده ای نه من جسارت

نه تو اسارت دیده ای نه من اسارت

نه تو به غارت رفته ای نه من به غارت

پس ما دو تا قربانِ آن خواهر برادر

با نیزه ای تا شاه را از حال بردند

یك یك تماماً رو سوی اموال بردند

هر آنچه را كه بود در گودال بردند

تسبیح، عبا، عمامه، انگشتر برادر

*** علی اکبر لطیفیان ***

 

 

اشعار ، زمینه و نوحه شهادت امام حسن عسگری (ع)

سامرا سُرمن رأی بودی

چند وقتی است سرد و دلگیری

داری ای خاک پر ز غم کم کم

بوی شهر مدینه می گیری

هر کجا رفته ام دم مغرب

حرم اهل بیت غوغا بود

نه،ولی سامرا غروب که شد

خالی از زائر و چه تنها بود

چلچراغی نبود دور ضریح

فرشهایش تمام خاکی بود

غربت این چهار قبر غریب

از بقیع و مدینه حاکی بود

همه دلخوشی ما این بود

لااقل یک حسن حرم دارد

حال قبری خراب و ویرانه

پیش این دیده ترم دارد

عمه و مادر امام زمان

قبرشان گر چه نیمه ویران بود

به خدا پانخورده چادرشان

نشده رویشان به ضربه کبود

هر کسی رفت حج بیت الله

بست احرام از برای طواف

یاد آقای سامرا باشد

بین هر ناله و دعای طواف

مثل پروانه در طواف شمع

پسری دور بستر بابا

پاک می کرد قطره های اشک

کم کم از دیده تر بابا

تا که گفت آب ظرف آب آورد

لب عطشان او تکان می خورد

کی به پیش نگاه این فرزند

بر دهان چوب خیزران می خورد

عمه ای بود و مادری هم بود

نه میان نگاه های حرام

وای از ماجرای بزم شراب

وای از ازدحام شهر شام

آستینها حجاب سر می شد

بین آن گیر و دار در بازار

چه کسی دیده است دعوای

زن و یک نیزه دار در بازار

انقدر نیزه را تکان ندهید

چونکه جا باز کرده در حنجر

زیر پایت نگاه کن نامرد

سرش افتاده باز بین گذر

قاسم نعمتی

چه خبر از صفای عسگریین

دل گرفته برای عسگریین

چه خبر از شکوه گنبد او

از دوگلدسته های عسگریین

چه خبر از ضریح و کاشی ها

مرقد دلربای عسگریین

مانده ار سُر من رئا گویا

تلّی ی از خاک جای عسگریین

همه گریند با امام زمان

در غم روضه های عسگریین

آن بقیع و خرابی اش کم بود

شد اضافه عزای عسگریین

نه ز سرداب مانده آثاری

نه ز ایوان طلای عسگریین

می برم من شکایت این قوم

پیشگاه خدای عسگریین

روضه دارد وجب وجب خاکش

وای از کربلای عسگریین

نسل اینان ز نسل کوچه بود

شاهدم ناله های عسگریین

گربگویم میان کوچه چه شد

در بیاید صدای عسگریین

فاطمه زیر دست و پا افتاد

گریه کن ، مقتدای عسگریین

منتقم بهر انتقام بیا

یار درد آشنای عسگریین
قاسم نعمتی

***************
عزیز فاطمه ای مهربان بی همتا
دوباره سائلی آمد،درِ حرم بگشا

نشان خانه تان را ز هرکه پرسیدم

– نشان سیدی از خانواده ی زهرا-

به گریه مردم عابر جواب می دادند

برو به کوچه ی رحمت،محله ی طاها

کسی به داد دل من نمی رسد جز تو

بگیر دست مرا خورده ام زمین آقا

اگر اجازه دهی داخل حرم بشوم

کنار سفره ی فضلت نشینم ای مولا

بزرگ زاده چه مهمان نواز و خونگرمی

گذاشتی دهنم زود لقمه ی خود را

مگر سرای تو دارالنعیم عشاق است؟

هزار لیلی و مجنون نشسته اند اینجا

امام عسگری ای تکیه گاه امروزم

رها نمی کنمت تا قیامت فردا

دعا کنید که همسایه ی شما باشم

جوار چشمه ی تسنیم جنت الاعلی

اگر بهشت بیایم،بدان که بنشینم

به زیر سایه ی مهرت،نه سایه ی طوبی

هوای سامره دارد دل هوایی من

بده برات سفر-جان مادرت زهرا-

برای کرببلا خرجی سفر بدهید

به حق چادر خاکی زینب کبری

مدینه گر بروم تا سحر دعا خوانم

برای مهدی تان زیر گنبد خضرا

یگانه غایت خلقت وجود مادر توست

کجاست مرقد او؟خاک بر سردنیا

شنیده ام که غروب مدینه دلگیر است

شبیه حال و هوای غروب عاشورا

شنیده ام که نباید ز مشک حرفی زد

به خاطر دل پر درد مادر سقا
وحید قاسمی
**************

رنج و هجران و بلا از غربتم لبریز بود

دیده ، عمری بود ، از غمهای من خونریز بود

کربلایم سامرا و قاتلم زهر جفا

گوشۀ تبعیدگاهم ، قتلگاهم نیز بود

دیده ام از نینوا هردم زیارتگاه داشت

ناله ام ، صبح و مسا مانند رستاخیز بود

درد تحقیر و حکایت نامۀ بی حرمتی

گوشه ای از آن غضبهای جنون آمیز بود

این همه درد و شکنجه این همه صبر و فراق

در برِ خانه نشینیِ علی ناچیز بود

خاطر رنجیده ام ، داغِ در و دیوار داشت

عمر کوتاهم تماماً یاد آن دهلیز بود

اولین دستِ ستمگر ، یاسِ طاها را شکست

بعد از آن غم ، هر بهاری نزد ما پائیز بود

نقشۀ قتل من از دیرینه مطرح شد ولی …

پیش دشمن فتنۀ تبعید دستاویز بود

زخم پنهان دلم ، مرهم ندارد غیر زهر

از همان زهری که بهر مجتبی تجهیز بود

دست لرزانم ، گواهِ زخم سوزان من است

کشتنِ این زهر مثل نیزه های تیز بود

آخرین خورشید پیدایم ولی در پشت ابر

درد پنهان بودن از شیعه ملال انگیز بود

در میان شیعیانِ خویش ماندم ناشناس

سیره ام با این وجود از رنجشان پرهیز بود

دیده بستم همچو یعقوب از جمال یوسفم

آخرین دیدار با مهدی چه حزن انگیز بود

می رسد اینک زمان انتقام ای شیعیان

قائم ما می ستاند حقِّ ما از دشمنان

محمود ژولیده
*************
گدای کوی تو آقاست یا اباالحجه

که زیر سایۀ مولاست یا اباالحجه

نگفته ، حاجتِ دل را برآوری آقا

ز بسکه لطف تو با ماست یا اباالحجه

به خوان نعمت تو انبیاء بنشستند

که دست جود تو غوغاست یا اباالحجه

هزار حاتم طایی گدای سفرۀ تو

که سفره دار تو یکتاست یا اباالحجه

که گفته گوشۀ تبعید فیض جاری نیست

کرامت تو ز بالاست یا اباالحجه

بهارها همه دم صحبت از گُلت دارند

گُل تو یوسف زهراست یا اباالحجه

هزار یوسف مصری غلام یوسف تو

دَمَت هزار مسیحاست یا اباالحجه

خبر دهند به اردوی سوگوارانت

بساط ناله مهیّاست یا اباالحجه

صدای نالۀ مهدی بگوش می آید

که نور چشم تو تنهاست یا اباالحجه

عزای غربت تو بوی مجتبی دارد

دلت کرانۀ غمهاست یا اباالحجه

مخور که زهر جفا در طعام می ریزند

کنار سفره ات اعداست یا اباالحجه

فراق و غربت و تبعید و رنج ، قوط تو شد

که غصه یار تو مولاست یا اباالحجه

هنوز یار نداری که یاری تو کند

که از مزار تو پیداست یا اباالحجه

شکسته باد نظامی که حرمت تو شکست

مزار تو همه دلهاست یا ابالحجه

هزار گنبد تابان به مرقدت روشن

که فرشت عرش معلّاست یا اباالحجه

ملائک حرمت با وقار می گویند:

که کربلای تو اینجاست یا اباالحجه

محمود ژولیده

سلام ما به تو و سامرای اطهر تو

سلام ما به حرمخانۀ منور تو

سلام بر تو و برحُرمتت که جبرائیل

جبین گذاشته بر آستانۀ در تو

سلام ما به تو ای عسکری لقب که خدا

نهاده خیل ملک را معین و عسکر تو

سلام ما به شکوه و به شوکت و قدرت

که آگه ست از این قدر و جاه داور تو

قسم به عمر کمت ای گل بهشت رسول

دوباره زنده شده یاد عمر مادر تو

سلام ما به دل پاره پاره ات هردم

سلام اهل سماواتیان به پیکر تو

سلام ما به تو و آن گلی که از داغت

شرر گرفته دل او کنار بستر تو

ز بس که رعشه بجانت فتاده بود از زهر

به دست او شده سیراب لعل اطهر تو

صدای آیۀ امن یجیب می آید

بپاس آن گل درد آشنا و مضطر تو

برای روز ظهورش تو خود دعائی کن

که مستجاب شود هر دعا ز محضر تو

به روز حشر “وفائی” کجا غمی دارد

اگر که ثبت شود نام او به دفتر تو
سید هاشم وفایی
*******************
در نگاهت غروب دلتنگي

آسماني پر از شفق داري

گرد پيري نشسته بر رويت

اي جوان غريب حق داري

**

همدم لحظه هاي تنهائيت

مي شود اشكهاي پنهاني

تب محراب و بغض سجاده

تا سحر سجده هاي باراني

**

خاطري خسته و پريشان از

شهر دلگير سايه ها داري

ماه غربت نشين سامرّا

در دل خود گلايه ها داري

**

هر دوشنبه غبار دلتنگي

كوچه كوچه ديار دلتنگي

قاصدكها خبر مي آوردند

از تو و روزگار دلتنگي

**

ابرها را به گريه مي آورد

ندبه هايي كه در قنوتت بود

بگو آقا بگو كدام اندوه

راز تنهايي و سكوتت بود

**

روز جمعه به وقت دلتنگي

مي روي از ديار غم اما

صبح يك جمعه مي رسد از راه

وارث سرخي شقايقها

**

ابتدا قبر مادر باران

كه در آفاق اشك پنهان شد

بعد ترميم مرقد خاكيت

گنبدي كه گلوله باران شد

**

نقشه‌ي شوم قتل آئينه

بركات جديد اين شهر است

زخمهايي كه بر جگر داري

از كرامات تازه‌ي زهر است

**

تشنگي، تشنه‌ي لبانت بود

سرخ آمد ترك ترك گل كرد

داغ قلب پر از شراره‌ي تو

راز يک زخم مشترک گل کرد

**

خوب شد قدري آب آوردند

تشنه لب جان ندادي آقا جان

بوي كرب و بلاست مي آيد

السلام عليك يا عطشان

**

روي تل داشت آسمان مي ديد

در هجوم سپاه سر نيزه

پيكر ماه ارباً اربا شد

سر خورشيد رفت بر نيزه
یوسف رحیمی
*****************
هر کس که رفت دیدن صحن و سرای تو

آتش گرفت سوخت وجودش برای تو

گنبد شکسته بود و ضریحی نمانده بود

افتاده بود پرچم و گلدسته های تو

یادم نمی رود صف زوار خسته را

تشنه گرسنه تا بخورند از غذای تو

آن گوشه ای که پله به سرداب می رسد

پیچیده بود زمزمه ربنای تو

خاکی تر ازحریم تو آقا ندیده ام

حتی پرنده پر نزند در هوای تو

حالا دوباره اشک مرا در می آورد

خاکی ترین حیاط، ولی با صفای تو

در لحظه های آخر خود می زدی صدا

جانم به لب رسید دگر مهدی ام بیا

ناله مزن دوباره چنین روضه پا نکن

مهدی رسیده است پسر را صدا نکن

خیلی عجیب از جگرت آه می کشی

دیگر بس است گریه مکن ناله ها نکن

خونی که ریخت از لب تو ارث مادری ست

از خون دل محاسن خود راحنا نکن

یاد سر بریده نکن حال تو بد است

این خانه را به تشنگی ات کربلا نکن

جان پسر به لب شده با دیدن رخت

در پیش چشم او سر این زخم وا نکن

بعد از تو روی شانه مهدی ست بار تو

فکر غریب ماندن اصحاب را نکن

این جا اگر به بوی مدینه معطر است

بوی بقیع و چادر خاکی مادر است
مهدی نظری
*****************
امروز دیگر سامرا مثل یتیمی

امروز دیگر سامرا آقا نداری

در آسمان آفتابی نگاهت

آن گنبدی که داشتی حالا نداری

دیروز از بال و پر پروانۀ تو

دیدیم زیر خاک ها خاکسترش را

عیبی ندارد مرقدت گنبد ندارد

جبریل می سازد برایت بهترش را

ای کاش در این جا مجالی دست می داد

پای گلوی بی صدای تو بمیرم

یک حجره و یک بستر و یک باغ لاله

خیلی دلم می خواست جای تو بمیرم

با چشم هایی که کبود و تار هستند

روی پسر را بیش از این دیدن محال است

ای تشنه لب با لرزش دستی که داری

آب از لب این ظرف نوشیدن محال است

وقتی لب این کاسۀ پر آب، آقا

بر آستان تشنۀ دندانتان خورد

از شدت برخورد این ظرف سفالی

انگار لب های کبودت خیزران خورد
علی اکبر لطیفیان
*****************
امروز با تمام توان گریه می کنیم

همراه با امام زمان گریه می کنیم

در پشت دسته های عزا سوی سامرا

در لا به لای سینه زنان گریه می کنیم

شاید نماز ظهر رسیدیم در حرم

آن لحظه با صدای اذان گریه می کنیم

آقا اگر به مرقدشان راهمان دهند

در روضه ی مبارکشان گریه می کنیم

در غصه اسارت مردی که سال ها

از او نبوده نام و نشان گریه می کنیم

بر لحظه ای که آب طلب کرد آن امام

ما نیز یاد تشنه لبان گریه می کنیم

هم در گریز روضه موسی بن جعفریم

هم یاد آن شکنجه گران گریه می کنیم

هم در مسیر کوفه و هم در مسیر شام

با روضه های عمه شان گریه می کنیم

خیلی به پیش چشم من این صحنه آشناست

وقتی نشسته ایم چنان گریه می کنیم

شب های جمعه نیز همین گونه کربلا

ما پا به پای مادرمان گریه می کنیم

اذن دعا دهید که پایان روضه است

تا انتهای مجلستان گریه می کنیم

در ذکر «یا حَمیدُ بِحَقِ مُحَمَّد»یم

تا می رسیم آخر آن گریه می کنیم
امیر حسین الفت
*******************
از روضه های ماه صفر تا جدا شدی

با روضه های زهر کمی آشنا شدی

اینها برای کشتن تو نقشه می کشند

از لحظه ای که وارد این سامرا شدی

اهل مدینه ای چقَدَر راه آمدی

اما اسیر معتمد بی حیا شدی

کم حرص این جماعت گمراه را بخور

تو برکتی که شامل همسایه ها شدی

آقا عجیب لرزه به دستت فتاده است

حالا شبیه فاطمه مشگل گشا شدی

با تشنگی لحظه ی آخر بدون شک

با پای دل روانه ی کرببلا شدی

رفتی غروب روز دهم٬سال شصدویک

گریه کن تمامی آن صحنه ها شدی

گفتی منم شبیه خودت تشنه ام حسین

همسایه ی غریبی خون خدا شد…

عبدالحسین مخلص آبادی

*************
بیا و سـر بـه روی سینـه‌ام بگذار، مهدی‌جان

شرر زد بـر درونـم زهـر آتشبـار، مهـدی‌جان

بیـا تـا سیـر بینـم وقـت رفتن، ماه رویت را

که می‌باشد مرا این آخرین دیدار، مهدی‌جان

در ایـام جوانـی سیـر گردیـدم ز جـان خود

ز بس بر من رسیـد از دشمنان آزار، مهدی‌جان

از آن ترسم که بعد از من، تو در تنهایی و غربت

به موج غم گذاری چهره بر دیوار، مهدی‌جان

تـو در ایـام طفلـی بی‌پـدر گشتـی، عزیزِ دل

مرا شـد در جوانـی پـاره قلب زار، مهدی‌جان

از آن می‌سوزم ای نور دو چشم خود، که می‌بینم

تو بهر گریه کردن هـم نداری یار، مهدی‌جان

غـم تـو بیشتـر باشـد ز غم‌هــای پـدر، آری

اگر چه دیـده‌ام من محنت بسیار، مهدی‌جان

تـو بایـد قرن‌ها در پـردۀ غیبت کنـی گریه

بُود هـر روز روزت مثل شامِ تـار، مهدی‌جان

تو باید قرن‌ها چون جد مظلومت علی باشی

به حلقت استخوان باشد، به چشمت خار، مهدی‌جان

بگیر از مرحمت، فردای محشر، دست «میثم» را

که بر جـرم و گناه خود کند اقرار، مهدی‌جان

غلامرضا سازگار

****************
ز عرش فاطمه تا که دم حسن جان داد
دوباره اشک من آمد کمی به من جان داد

برای غربت آقای سامرا باید
هزار دفعه شکست و مرتباً جان داد

میان حجره جوانی ز درد می لرزید
جوان موی سپید غم و محن جان داد

دوباره یک حسن ازداغ کوچه ها دق کرد
جوانی اش همه شد صرف سوختن جان داد

ز بس که آه کشید و به روضه دم بگرفت
-که جای فاطمه من را بیا بزن -جان داد

امام پاره گریبان روضه ها پر زد
امام گریه کن شاه بی کفن جان داد

دوباره با لب تشنه ز کربلا می خواند
شبیه جدّ خودش دور از وطن جان داد

دوباره حجره او گوشه ای شد از گودال
حسین شد، وسط دست و پا زدن جان داد…

محسن حنیفی
*****************
عزیز فاطمه ای مهربان بی همتا
دوباره سائلی آمد،درِ حرم بگشا

نشان خانه تان را ز هرکه پرسیدم

– نشان سیدی از خانواده ی زهرا-

به گریه مردم عابر جواب می دادند

برو به کوچه ی رحمت،محله ی طاها

کسی به داد دل من نمی رسد جز تو

بگیر دست مرا خورده ام زمین آقا

اگر اجازه دهی داخل حرم بشوم

کنار سفره ی فضلت نشینم ای مولا

بزرگ زاده چه مهمان نواز و خونگرمی

گذاشتی دهنم زود لقمه ی خود را

مگر سرای تو دارالنعیم عشاق است؟

هزار لیلی و مجنون نشسته اند اینجا

امام عسگری ای تکیه گاه امروزم

رها نمی کنمت تا قیامت فردا

دعا کنید که همسایه ی شما باشم

جوار چشمه ی تسنیم جنت الاعلی

اگر بهشت بیایم،بدان که بنشینم

به زیر سایه ی مهرت،نه سایه ی طوبی

هوای سامره دارد دل هوایی من

بده برات سفر-جان مادرت زهرا-

برای کرببلا خرجی سفر بدهید

به حق چادر خاکی زینب کبری

مدینه گر بروم تا سحر دعا خوانم

برای مهدی تان زیر گنبد خضرا

یگانه غایت خلقت وجود مادر توست

کجاست مرقد او؟خاک بر سردنیا

شنیده ام که غروب مدینه دلگیر است

شبیه حال و هوای غروب عاشورا

شنیده ام که نباید ز مشک حرفی زد

به خاطر دل پر درد مادر سقا

وحید قاسمی

********************
السلام علیک یا ساقی
گوشه چشمی، خراب آمده ام
اشک هایم دخیل دامنتان
زائر بارگاه میکده ام

دارم اذن دخول می خوانم
های و هوی مرا نگاه نکن
به دلم دست رد نزن امشب
روزگار مرا سیاه نکن

به سبوخانه ی نگاهت من
یازده جام می بدهکارم
چوب خطِ مرا نگاه نکن
آمدم باز نسیه بردارم

در حجاز خمار چشمانت
باغ انگور عسکری داری
باده ات کهنه کار می خواهد!
عده ای خاص مشتری داری

«بسم رب الشراب»؛ می نوشم
چه شرابی! سرت سلامت باد
همه جا را بهشت می بینم
باغت آباد، خانه ات آباد

قدحت تا مرا مسلمان کرد
أَشهدُ أَنَ باده… را خواندم
با لبی تر نماز عیشم را
سوی ایوان سامرا خواندم

در طواف پیاله ات دیدم
از سماعم، سما به رقص آمد
قطره ای از می ات زمین افتاد
نجف و کربلا به رقص آمد

در سماعی چنین تماشایی
با دفش؛ قم دوان دوان آمد
آخرین باده را کنار گذار
با نی و تار جمکران آمد

وحید قاسمی

********************

زمینه

ای لاله ی پیغمبری سلطان ملک دلبری
ای آیه های کوثری جانم امام عسگری
جانم امام عسگری
قرص قمر یبن الحیدر با یک نظر یبن الحیدر
از عالمی دل میبری جانم امام عسگری
جانم امام عسگری
ای مقصد دلدادگی در عزت و آزادگی
بر هردو عالم سروری جانم امام عسگری
جانم امام عسگری
ای جان فدای غربتت در اقتدار و هیبتت
چون ذولفقار حیدری جانم امام عسگری
جانم امام عسگری
کلام تو نور هدا مادح تو ذات خدا
از همه ی خوبان سری جانم امام عسگری
جانم امام عسگری
اگر چه عاصی و بدم با اشک چشمم آمدم
زنم به خانه دری جانم امام عسگری
جانم امام عسگری
به سر هوای سامرا منم گدای سامرا
به آه و چشمان تری جانم امام عسگری
جانم امام عسگری
تو مروه ای و صفایی تو زمزمی و منایی
عبد خدای ، منظری جانم امام عسگری
جانم امام عسگری
مهر تو نور آب و گِل کاش که با خلوص دل
کنم برات نوکری جانم امام عسگری
جانم امام عسگری
هستِ فلک ز هست تو حکم قضا به دست تو
در ملکوت داوری جانم امام عسگری
جانم امام عسگری
ای به گروه فتنه ضد ز کینه های معتمد
شبیه لاله پرپری جانم امام عسگری
جانم امام عسگری
سوز دلم از غم تو زنده شد از ماتم تو
داغ علیِ اکبری جانم امام عسگری
جانم امام عسگری

امیر عباسی

دانلود سبک
*********
حسن واویلا حسن واویلا …
دوباره یه یاسمن شد پرپر
دلامون غریب نواز و مضطر
سینه می زنه به زیر پرچم
یه زنی میگه غریب مادر
غم آقام غم عظمی
مثه حیدر تک وتنها
حسن واویلا حسن واویلا …
داره از زهر جفا می سوزه
سومین ابن الرضا می سوز
داره جون میده میون بستر
به خدا قلب خدا می سوزه
ذکر عالم واغریبا اشهدش شد یا زهرا
حسن واویلا حسن واویلا …
گرد غم رو سینه ها میشینه
داغ این جوون چقدر سنگینه
مهدی پنج سالش ایستاده
داره جون کندنش و می بینه
چشم آقام مثه دریا
غصه پیشش میشه رسوا
حسن واویلا حسن واویلا …
تشنه لب مونده و جونش بی تاب
ولی میشه دم آخر سیراب
صحبت آب شد و دلهامون
رفته پیش کربلای ارباب
دل عالم بی پروا
میشه مست کربلا
حسن واویلا حسن واویلا …

رضا تاجیک

دانلود سبک

****************

زمینه

کجایی ای عزیز من
آقا دلم تنگه برات
پاتو بذار رو چشم من
ای به فدای قدمات
وقتی که دور از تو میشم
همش بلا سرم میاد
کی میشه که داد بزنم
صدای دلبرم میاد
آقا کجایی آه از جدایی
اسمت فراموشم شده
بدبختی بالاتر از این؟؟
روضه میگیرم با دلم
آقایی تنها تر از این؟؟!!
تو بودی و ندیدمت
تو این دو ماه ی عزا
یه ردی از خودت بذار
اینجا نشد کرببلا
آقا کجایی آه از جدایی
پیرهن سیاهت تنته
فدای اشک سحرت
بعد دو ماه عزاداری
شده عزای پدرت
میام برا عرض ادب
بگو کجا ختم میگیری
صحن بابات خراب شده
خودت بگو کجا میری
آجرک الله بقیت الله

رضا تاجیک

دانلود سبک

*************

چی داره به روز امام عسکری میاد
دوباره تو عالم یه صدای مادری میاد
ای پسر جوون من
الهی برات بمیرم
خاکی شده موهای تو
سرتو بغل می گیرم
غمزده ی زهر جفایی
نداری تو آه و نوایی
داری میشی کرببلایی
امام حسن غریب مادر
مادر غریبت دوباره سینه زن شده
ذکر دل خستم بازم حسن حسن شده
به یاد اون غریبی که
دلش پر از محن شد
تو کوچه های بی کسی عصای دست من شد
مثل حسن غربت کشیدی
ز آدما خیری ندیدی
به آخر دنیا رسیدی
امام حسن غریب مادر
به پیش نگاهم این قدِ دست و پا مزن
من و نسوزون و مهدیت و هی صدا مزن
دیگه آتیش غربتش
تو سینه ها پا میگیره
پر کشیدی و این پسر
برات و عزا میگیره
اسمش همش روی لبامه
شمشیر اون بین نیامه
همیشه فکر انتقامه
امام حسن غریب مادر
رضا تاجیک

 دانلود سبک

******************

گریان بی کس و نالان دل پریشان
زندان در غمت گشته بیت الاحزان
دلها بی قرارت
عالم غصه دارت
صاحب العصر والزمان گشته سوگوارت
مولا یا حسن جان
مهدی کا سه ی آبی دست تو داد
بین لب و دندانت لرزه افتاد
در دل خون به پا شد
عالم در نوا شد
یاد عاشورا حجره ات آقا کربلا شد
مولا یا حسن جان
آقا در دلم دارم من ولایت
سوز حسرت طوف سامرایت
گویم در نمازم
با حق از نیازم
ای کاش من ضریحت از نو بسازم
مولا یا حسن جان

رضا تاجیک
دانلود سبک

***************

غمگين و تنها زار و مضطر
افتاده آقا بينِ بستر
حسنِ دومِ زهرا شده پاره جگر از زهرِ كينه
شبيهِ شاهِ مظلومِ مدينه
بي قراره روزگاره داره از چشم آقا خون مي باره
برا مهدي غم و دلشوره داره
واي واي غريب سامرا يا اباالمهدي
با قلبي محزون اشكِ نم نم
ميسوزد مهدي از اين ماتم
با شرارِ زهرِ كينه حسنِ عسگري حاجت روا شد
همه ي سامرا غرقِ عزا شد
شمعِ عمرش شده خاموش حجهِ بن الحسن گشته سيه پوش
فاطمه بينِ جنّت رفته از هوش
واي واي غريب سامرا يا اباالمهدي
يا اِبنُ الهادي،يابن الزهرا
من را راهي كن تا سامرّا
بده اذنم تا بتونم ببينم بارگاه و مرقدِ تو
بشينم روبروي گنبدِ تو
توي سرداب برا ارباب بزنم روي سينه دم بگيرم
از غمِ اون تنِ بي سر بميرم
واي واي شهيدِ بي كفن سالارِ زينب
ارسالی توسط برادر گرامی جناب آقای
مصطفي رب دوست مطلق

 دانلود سبک

***************

یارب آمد لحظه های احتضارم
دیده گریان دل پریشان رهسپارم
غرق ماتم مثل جدم تشنه لب جان می سپارم
وای؛ خسته حال و بی قرارم
آمده زهرا کنارم، واویلا
وای؛ در میان شهر غربت
بر لبم یک ذره تربت، واویلا
من حجت مسمومم
واویلا واویلا
همچون حسن مظلومم
واویلا واویلا
کشته ی زهر جفای دشمنم من
پیش چشم مهدیم جان می کنم من
روی خاک سرد حجره دست و پاها می زنم من
وای؛ تشنگی برده توانم
گشته خاکی گیسوانم، واویلا
وای؛ بین مقتل می دهم جان
مثل سالار شهیدان، واویلا
شد آهِ مرد بی تاب واویلا واویلا
لا یوم کیومک، ارباب واویلا واویلا
می زند آتش به جان قلب خسته
روضه های آن بهشت در شکسته
یاد آن در، یاد مادر، مادر در خون نشسته
وای؛ یاد آتش یاد مادر
یاد ضرب دست کافر واویلا
وای؛ یاد آن غوغای مردم
یاد چوب و دود و هیزم واویلا
با کینه او را کشتند واویلا واویلا
با بغض مولا کشتند واویلا واویلا
رضا تاجیک
دانلود سبک

 ******************

عالم عزادار غم ماه جوان است
صاحب عزای داغ او صاحب زمان است
در قلب مهدی غم جا گرفته
روضه برای آقا گرفته
آجرک الله بقیت الله
با کام خشک و تشنه او جان می سپارد
داغ حسین بن علی در سینه دارد
داده سلامی با اشک دیده
بر آن امام حنجر بریده
آجرک الله بقیت الله
او که عزیز قلب و جان بوتراب است
گلدسته های مرقدش از چه خراب است
جانم فدای ایوان طلایش
در دل هوای صحن و سرایش
آجرک الله بقیت الله
رضا تاجیک
دانلود سبک

****************