اشعار زمینه ، نوحه ، شور شهادت امام جواد (ع) بهمراه دانلود سبک

شور

 تا کاظمین ، پر می زنه مرغ سینه ، کنار گنبد می شینه

روضه ی مادر میخونه

آقایی که ، تو کنج حجره نیمه جون ، به یاد زهرا بی امون

روضه ی مادر میخونه

قاتل من زهر شرر بار شد قاتل مادر در و دیوار شد

در وسط کوچه تو را می زدند کاش به جای تو مرا می زدند

مادر مادر یازهرا

******

گم شده بود ، صدات تو اون هلهله ها ، حجره ی در بسته آقا

جا داره از غم بخونه

با لبای ، تشنه زدی پر تا خدا ، زنده شده کرب و بلا

جا داره از غم بخونه

اصغر من کی به زبان آمده حرمله با تیر و کمان آمده

شیرخواره لحظه ای آروم نداره کاشکی از آسمون بارون بباره

لای لای علی اصغر

******

قاتل تو ، نداره رحمی به تنت ، رو پشت بوم بدنت

کبوترا داد می زنن

با پراشون ، سایه زدن روی تنت ، کفن شد آخر بدنت

کبوترا داد می زنن

مگر به کربلا کفن ، به غیر بوریا نبود

مگر حسین فاطمه ، عزیز مصطفی نبود

مگر کسی که کشته شد ، تنش برهنه می کنند

مگر که کهنه پیرهن ، به پیکرش روا نبود

یا حضرت ثارالله ، سیدی یا مولا

دریافت سبک

محمد حسن قمی

****************************

شور

دستای خورشید رو به آسمونه داره نوای غریبی می خونه

حالش چه زار و دلش بی قراره حتی توون نشستن نداره

وای ، جگر پاره پاره دهان خون

وای ، رُخش زرد زرد و خزان گون

وای ، جواد الائمه یا مولا

******

از حجره ی او رسد یک نوایی هادیِ من ای گل من کجایی

کرده مرا زهر همسر اسیرم لب تشنه در حجره ی خود میمیرم

وای ، نه آبی دهد نه دوایی

وای ، مرا کشته این بینوایی

وای ، جواد الائمه یا مولا

******

زندان همسر مرا کرده دلگیر گرچه جوانم ولی گشته ام پیر

مویم سپید و دلم خونه خونه ای وای از این شهر و از این زمونه

وای ، ندارم به خانه پناهی

وای ، بود جُرم من بی گناهی

وای ، جواد الائمه یا مولا

******

فرجام کارم شده ناله و غم هستم به یاد عزیزانم هر دم

هستم به یاد نوای عمو آب غم های جّدم مرا کرده بی تاب

وای ، امون از عطش روی لب ها

وای ، امون از دل خون مولا

وای ، جواد الائمه یا مولا

 دریافت سبک

مجتبی دسترنج

***************

زمینه

حریم تو قبله گاهم فقط تو هستی پناهم

نگات به من آبرو داد تا با توام سر به راهم

آه ، بخدا صاحب عرش خدایی

آه ، میوه ی قلب امامِ رضایی

آه ، بانی روضه ی کرب و بلایی

اذن عزای تو رو ٬ رضا با دست خودش داده

از بچه گی تو حرم ٬ راه ورود ما باب الجواده

******

به سمت قبله پاهاشه یه دریا خون تو چشاشه

دلش خوشه امشبی رو مهمون اشک باباشه

آه ، یکی یه کاسه ی آبی بیاره

آه ، به خدا غربتم اندازه داره

آه ، بارونِ چشمی که ابر بهاره

می سوزه بال و پرش ، وقتی که هلهله ها رو می بینه

میخونه با نَفَسش ٬ روضه ی پهلو و بازو و سینه

******

تو خونه محرم نداره دلش شده پاره پاره

روزای آخر به یادِ عمه ی محمل سواره

آه ، بخدا گردنمون زیر دِینه

آه ، وقتی که دل تو بین الحرمینه

آه ، شب شبه گفتن ذکر حسینه

تو روضه ی ارباب ٬ چشامون مدیون اشک همیشه

با ذکر یا زینب ٬ دوباره دلها محرّمی میشه

 حمید رمی

دریافت سبک

*******************

واحد

یادگار امام رئوف مدینه

گوشه ی حجرشه رو به قبله می شینه

الهی هیچ کی مثل آقام غم نبینه

میخونه تنهای تنها با چشای مثل دریا

روضه ی غربت حیدر روضه ی پهلوی زهرا

وای ، غربت از چشمش داره می باره

وای ، توی خونشم محرم نداره

یا مظلوم ، یاجواد الائمه

******

تو سکوت سیاهی یه نور غریبه

یاور هر دو عالم خودش بی حبیبه

روی لب هاش فقط ذکر اَمن یُجیبه

چقدر دل نگرونه زیرلب داره میخونه

زن من قاتل من شد امون از درد زمونه

وای ، می سوزه از کینه ی همسرش

وای ، میشنوه ناسزا بر مادرش

یا مظلوم ، یاجواد الائمه

******

روی بام یه خونه کبوتر رسیده

سایبونی شده بر تنی غصه دیده

وقت تدفین‌‌‌ ملائک همه صف کشیده

سه روزه به زیر آفتاب به زیر خورشید و مهتاب

تنِ آقا رو زمین به یاد حضرت ارباب

وای ، تشییعش میکنن فرشته ها

وای ، لایوم کیومک یا کربلا

یا مظلوم ، یاجواد الائمه

حمید رمی
دریافت سبک

**********************

زمینه

دارم آتیش میگیرم ، از غمُ و غُربتِ تو

چه غریبونه شکستند ، آقا جون حُرمتِ تو

جلوی من ، روی زمین ، میریزن آب و تا اینکه

بسوزه از ، اثرِ زهر ، دلِ شکسته و خونم

دیگه چشمام، نداره سو ، میونِ حجره ی تاریک

یکی کمک ، کنه به من ، داره میاد بالا جونم

کجایی بابا ، دارم میمیرم

دلم گرفته ، به غم اسیرم

یا جواد الائمه

******

چی بگم از غریبی ، چی بگم از جدایی

میونِ خونم حتی ، ندارم آشِنایی

اگه الان ، گُم شده تو ، هلهله ها صدایِ من

اگه دارن ، نا نجیبا ، به آه و ناله میخندن

جلو چشمام ، میره میاد ، خاطره ی غروبِ غم

لحظه ای که ، به روی نی ، سرِ حسینُ میبندن

تا دمِ مرگم ، نداره پایان

گریه برایِ ، شهیدِ عریان

غریبِ مادر حسین

******

چند شبِ دیگه مونده ، به ماهِ غُصه و غم

خدا کنه که امسال ، برسم به محرم

بگو با غم ، که یا جواد ، بیا سفارشم کن تا

مادرِ تو ، اجازه ی ، نوکریمو بده امسال

میخوام اگه ، زنده بودم ، ماهِ مُحَرّمُ دیدم

شبِ دهُم ، جون بذارم ، به پایِ روضه ی گودال

داره این روزا ، مثلِ همیشه

پیرهنِ مشکیم ، آماده میشه

غریبِ مادر حسین

دریافت سبک

صادق اویسی

************************

زمینه

مث گل تشنه مونده غزل وداع رو خونده (3)

زن بی حیا جونش و به روی لبش رسونده (3)

تو به جای همسرم بابا بابا بابا

بیا بالای سرم بابا بابا بابا

این دم آخرم بابا بابا بابا

وای ، امون ای دل ، امون ای دل ، آقام غریبه

******

شده نفس آخر پسر امام رضامون (3)

شده زائر کاظمین مادر امام رضامون (3)

شده تنها جوادش خدا خدا خدا

نمیرسن به دادش خدا خدا خدا

یه قطره آب میخوادش خدا خدا خدا

وای ، امون ای دل ، امون ای دل ، آقام غریبه

******

حالا روی بوم افتاده با لبای تشنه آقا (3)

ولی لااقل کفن شد کسی نیاورد بوریا (3)

تا که خندید حرمله حسین حسین حسین

تا میکردن هلهله حسین حسین حسین

تو حرم شد ولوله حسین حسین حسین

وای ، امون ای دل ، امون ای دل ، آقام غریبه

 دریافت سبک

سید آرمان حسینی

********************

شور

بارم ای سبط طاها ، افتاده در رَه ِ تو

هستم تا آخر عُمر ، سائل درگه ِ تو

من مُرید مرامت ، تو مقصود و مرادی

من مستحقّ لطف و ، تو کریم و جوادی

یا جوادَ الاَئمه

******

هر که خاک رَهَت شد ، عزیز است و مُعَظّم

گدایی از تو باشد ، سلطانی ِ دو عالَم

ای ولیعَهد ِ سُلطان ، خورشید نور ِ عصمت

کاسه ی خالیم را ، پر کُن از لطف و رحمت

یا جوادَ الاَئمه

******

کسی از درگه ِ تو ، دست ِ خالی نرفته

سائل همیشه از تو ، یک تذکره گرفته

مِس ِ این قلب ِ ما را ، از مَرحَمَت طلا کن

عرفه جمع ِ ما را ، زائر ِ کربلا کن

یا جوادَ الاَئمه

 دریافت سبک

امیر عباسی

***********************

واحد

 زمین و زمان با دلی سوزان ، بی قرار ِ ابنُ الرّضا شد

دل ِ محزونم دوباره باز ، غصه دار ِ ابنُ الرّضا شد

بگیریم با چشم گریون ، به سمتش دست توسّل

همون مولای جوونی ، که پرپر شد مثل یک گُل

سینه ِ زن ِ این ، بزم عزاییم

همناله های ، امام رضاییم

آه و واویلا

******

توی جنّت مادرش زهرا ، با دلی محزون ، ناله ها زد

که دیده در حُجره فرزندش ، با لب ِ تشنه ، دست و پا زد

بمیرم،اون زهر ِ کاری به قلب او زد شراره

به جز جون دادن تو حُجره ، دیگه هیچ راهی نداره

با یک دل خون ، با قلب ِ خسته

میره پیش ِ یک ، پهلو شکسته

آه و واویلا

******

دل سوزان و لب ِ عطشان ، سوز و آه و شور و نوایی

میشه جاری ، اشک عاشق از ، نوحه های کرببلایی

یکی اینجا بین حجره ، شده لب ِ تشنه فدایی

یکی روی خاک گودال ، به عزم پاک و خدایی

سرش جدا شد ، با کام عطشان

زینب صدا زد ، مظلوم حسین جان

مظلوم حسین جان

 دریافت سبک

امیر عباسی

***********************

واحد (سنتی)

السلام ای کعبه ی جود و سخا السلام ای مظهر لُطف و وفا

السلام ای نور بزم معرفت ای وُجودت بهر عالم موهبت

ای فضیلت های ذاتت بی عدد یا جواد بن ُ الرّضا مولا مدد

در گلستان لاله ی خشبو تویی نور چشم ضامن ِ آهو تویی

ای نهم شمس سماوات ِ ولا ای دو عالَم بر ولایت مبتلا

چشم ما و جود بی پایان تو سیدی درد من ودرمان تو

جود تو جود خدا را مظهر است چشم زهرا در عزای تو تر است

غربت بابای تو آمد به یاد کنج حجره جان سپردی یا جواد

سوخت چون اسپند در آتش دلت عاقبت شد همسر تو قاتلت

کنج حجره ای رضا را نور عین تشنه لب جان داده ای مثل حسین

روی بام خانه ِای مولای من پیکر تو مانده بی غُسل و کفن

بر تن ِ تو اِی امام ِ انس و جان سایه افکندند با پر طائران

من بمیرم جدّ تو در کربلا پیکش مانده به صحرای بلا

روی خاک از ظلم ِ آن قوم ِ عَنود سایبانی بهر آن پیکر نبود

کوفیان و جنگ با دین وای من نعل اسب و جسم خونین وای من

امیر عباسی

دریافت سبک اول

دریافت سبک دوم

********************************

نوحه

 ارض و سما پر از ، سوز آه من شد

حجره ی در بسته ، قتلگاه من شد

بر جفای دشمنان مبتلایم        من غریبم جواد بن الرّضایم

واویلا واویلا آه و واویلا

******

از کینه شد خاموش ، ناله و فریادم

یوسف زهرا و ، غریب بغدادم

سوزانده تمامیّ حاصلم شد        اُمّ الفضل ملعونه قاتلم شد

واویلا واویلا آه و واویلا

******

تا اَلعَطَش گفتم ، در میان ِ خانه

خوشحالی نمودند ، کنیزان ِ خانه

لاله بودم ولی آخر پژمردم        همچو جدّم لب تشنه جان سپردم

واویلا واویلا آه و واویلا

******

مانده همچون او که ، بوده خونین بدن

پیکر من سه روز ، بی غسل و بی کفن

ذکر دلم شده با چشم گریان      یا ذبیحاً مِنَ  القفا حسین جان

واویلا واویلا آه و واویلا

دریافت سبک

امیر عباسی

**************************

نوحه

 مسموم زهر ظلم و جفایم       غریب بغداد ، ابن الرضایم

آه ، سوزد این دلم ، که همسر من ، شده قاتلم

آه ، آه و واویلا

******

در کنج حجره جان می سپارم      جز درد ومحنت یاری ندارم

آه ، چشمم گریان است ، دلم سوزان است ، کامم عطشان است

آه ، آه و واویلا

******

از ظلم و بیداد دخت مأمون      در این غریبی دلم شده خون

آه ، ناله ها زدم ، در بین حُجره ، دست و پا زدم

آه ، آه و واویلا

******

از تشنگی در شور و نوایم         وارث به داغ کرببلایم

آه ، غربت دلبر ، گلهای پرپر ، عطش ِ اصغر

آه ، مظلوم حسین جان

******

من گرچه دلخون گرچه غریبم        گریه کن ِ آن شَیب الخضیبم

آه ، آن دور از وطن ، صد پاره بدن ، بی غُسل و کفن

آه ، مظلوم حسین جان

دریافت سبک

امیر عباسی

***************************

نوحه

 

جواد الائمه ادرکنی

شاه مُلک ِ قضا ادرکنی        نور چشم رضا ادرکنی

غرق مِحنت دلت شد آقا     همسرت قاتلت شد آقا

رفته تا سما سوز آهت        خانه ات شده قتلگاهت

یوسف ِ غریب بغدادی     اَلعَطَش گفتی و جان دادی

از تو اِی کرم بر تو بنده         روضه ی کربلا شد زنده

مانده اِی نور حقّ الیقین    پیکرت سه روزی بر زمین

ولی دیگر ز ظلم اعدا         تنت بی سر نشد یا مولا

واویلا واویلا واویلا

بسوزد دل ارض و سما                  به یاد غربت کربلا

حسین فاطمه لب تشنه    شد قتیل شمشیر و دشنه

دشمن و جسارت واویلا              زینب و اسارت واویلا

اامیر عباسی  

دریافت سبک

*******************************

زمینه

جان ِ هر دو عالم فدای روی تو

تو جوادی و من سائل کوی تو

قبله ی دلهای عاشقان سوی تو

هر گلشن خوش بو از شمیم و بوی تو

جواد الائمه عزیز ِ فاطمه

******

ای آیات ِ کوثر ، ای نور و ای فُرقان

عادت تو جود و کرم است و احسان

ای نور دو چشم ِ خورشید ِ خراسان

ای دین و ای ایمان ، ای جان و ای جانان

جواد الائمه عزیز ِ فاطمه

******

دل ِ ارض و سما می سوزد برایت

تا به اوج فلک رسیده نوایت

زهرای مرضیه گریان ِ عزایت

جگرت پاره شد ، بمیرم برایت

جواد الائمه عزیز ِ فاطمه

******

در اوج غریبی ناله ها زدی تو

ناله در حریم کبریا زدی تو

کنیزان کف زنان ، ولی بین حُجره

ز شرار ِ آن زهر ، دست و پا زدی تو

جواد الائمه عزیز ِ فاطمه

******

ای یادت رونق ِ هر بزم و انجمن

فدای ماتمت هستی و جان ِ من

تنت مانده سه روز روی بام ِ خانه

زنده شد روضه ی شهید بی کفن

جواد الائمه عزیز ِ فاطمه

امیر عباسی  

 
 

اشعار شهادت امام جواد (ع)

غزل مصیبت

عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند
پاسخ ناله و سوز و جگرش خندیدند

مادری بود و جوان مرگ شد و آخر کار

همچنان فاطمه بر چشم ترش خندیدند

همچو بسمل شده ای دور خودش می پیچید

به پریشان شدن بال و پرش خندیدند

درد پیچیده به پهلویش و از هر دو طرف

دست میبرد به سوی کمرش،خندیدند

آمده بر سرش اینجا کمی از داغ حسین

همگی جمع شدند دور سرش خندیدند

یک نفر نیست که از خاک سرش بردارد

بر نفسهای بدون اثرش خندیدند

زهر اثر کرده و رویش به کبودی زده است

بدنظرها به خسوف قمرش خندیدند

دست پا می زند و نیست کنارش پدری

تا ببیند به عزای پسرش خندیدند

کربلا جسم علی پخش به صحرا شده بود

لشگری دور تن مختصرش خندیدند

هر چه می گفت حسین یاولدی یاولدی..

عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند
قاسم نعمتی

******************
تشنه ی آب و عاطفه هستی

از نگاهت فرات می ریزد

از صدای گرفته ات پیداست

عطش از ناله هات می ریزد

**

نفست بند آمده؛ ای وای

عاقبت زهر کار خود را کرد

عاقبت زهر، زهر خود را ریخت

جامه های عزا تن ما کرد

**

تشنگی سویِ چشم تان را بُرد

سینه ی پر شراره ای داری

کاش طشتی بیاورند اینجا

جگر پاره پاره ای داری

**

چقدر چهره ات شکسته شده

تا بهاری، چرا خزان باشی ؟

به تو اصلاً نمی خورد آقا

که امام جوان مان باشی

**

گیسوانت چرا سپید شده ؟

سن و سالی نداری آقا جان

درد پهلو گرفته ای نکند…

که چنین بی قراری آقاجان

**

شهر با تو سرِ لج افتاده

مرد تنهای کوچه ها هستی

همسرت هم تو را نمی خواهد

دومین مجتبی شما هستی

**

تک و تنها چه کار خواهی کرد

همسرت کاش بی قرارت بود

چقدر خوب می شد آقاجان

لااقل زینبی کنارت بود

**

باز هم غیرت کبوترها

سایه بانت شدند ای مظلوم

بال در بال هم، سه روز تمام

روضه خوانت شدند ای مظلوم

**

کاظمین تو هر چه باشد، باز

آفتابش به کربلا نرسد

آخر روضه ات کفن داری

کارت آقا به بوریا نرسد

**

جای شکرش همیشه می ماند

حرفی از خیزران و سلسله نیست

شکر! درشهر کاظمین شما

خیره چشمی به نام حرمله نیست

 وحید قاسمی

****************
ناله ی وا جگر نزن اینقدر

جگرت را شرر نزن اینقدر

 با صدای نفس نفس زدنت

پشت در بال و پر نزن اینقدر

 بیشتر می زنند بر روی طشت

ناله بیشتر نزن اینقدر

 پشت در هیچ کس به فکر تو نیست

پس سرت را به در نزن اینقدر

 صورتت را مکش به روی زمین

خاک را بر قمر نزن اینقدر

 سن و سالت نمی خورد بروی

آه! حرف سفر نزن اینقدر

 وسط کوچه ات می اندازند

به لب بام سر نزن اینقدر

 عمه ات را صدا بزن اما

ناله یا پدر نزن اینقدر

 ناله بر شاه کاظمین کجا؟

ولدی گفتن حسین کجا؟

 علی اکبر لطیفیان

********************
باز هم قافیه ها سوز و نوایی دارد

در این خانه سرشوق گدایی دارد

 زائرت تا به ابد محو حرم می ماند

دیدن صحن و سرای تو صفایی دارد

 صاحب جود و سخا و کرمی آقا جان

کاظمینت به خدا حال و هوایی دارد

 از غم غربت تو چشم پر از نم داریم

هر که مجنون تو شد اشک و بکایی دارد

 العطش گفتی و قلب همه را سوزاندی

فرد تشنه عملاً سوز صدایی دارد

 مثل جدت به تو هم آب ندادند، غریب!

روضه ات بوی خوش کرببلایی دارد

 بال و پرهای کبوتر شده سقف حرمت

روضه ی تو به خدا معجزه هایی دارد

 حبیب باقرزاده

*****************
چشم در چشم تو می دوزد و بد می خندد

دست و پا می زنی و در به رویت می بندد

 سر و کار جگرت تا که به زهرش افتاد

نقل شادی عوض مرهم زخمت می داد

 اینچنین ناله نکن عرش خدا می لرزد

در خراسان دلت قلب رضا می لرزد

 پسرت نیست سر از خاک تو را بردارد

کمی از رنج غریبیِ شما بردارد

 از ترک های لبت درد عطش می بارد

چقدر حجره به گودال شباهت دارد

 افتابت به لب بام تماشایی شد

تا سه روز از بدنت خوب پذیرایی شد

 دل خورشید به تنهایی تان می سوزد

چهره ات گفت که عمرت چه جوان می سوزد

 حسن کردی

*************
از صداي نفس نفس زدنت

همسر تو چقدر شاكي بود

شده پيراهن تنت تازه

مثل آن چادري كه خاكي بود

**

تا صدايِ غريبي ات نرسد

با كنيزانِ خانه كف ميزد

ناله اي از مدينه فاطمه و

ناله اي حيدر از نجف ميزد

**

و كنيزي كه آب آورد و

تو به يادِ هلال افتادي

همسرت كاسه را شكست و سپس

تشنه مثل حسين جان دادي

**

در ميانِ تمام معصومين

در مقاتل مُوَرخان ديدند

در عزاي حسين و تو تنها

دشمنان كف زدند و رقصيدند

**

پيكر تو ز پشت بام افتاد

ولي آقا به خون نشسته نشد

به لبِ پلّه خورد لبهايت

ولي دندان تو شكسته نشد

**

چقَدَر خوب وقتِ تَدفينَت

سهم قبرت به جز گلاب نشد

و از آن بهتر اينكه در يك طشت

سَرَت آلوده يِ شراب نشد

 اگر شاعر این شعر را میشناسید لطفا اطلاع دهید

****************
خيري كه ز آشنا نديده اين مرد

اي كاش غريبه اي به دادش برسد

آهسته خبر كنيد بابايش را

تا لحظه ي آخرِ جوادش برسد

**

گوييد به آقاي خراسان از پا

انگار عصاي دستتان افتاده

نه مادر و خواهري، كسي اينجا نيست

مظلوم تر از خود شما جان داده

**

اي كاش كه خواهري بيايد از قم

زير بغل تو را بگيرد آقا

آبي به لب خشك جوادت ريزد

تا كه پسرت تشنه نميرد آقا

**

اين زهر چه با دل جوانش كرده

دارد ز لبش جرعه ي غم مي ريزد

فرموده اي اشك ماهي دريا هم

در اين عزاي عمر كم مي ريزد

**

يك مشت لبي كه هلهله مي پاشند

با زخم زبان و طعنه هم دست شدند

اصلا تو بگو غريب ، اما اينان

هر چند كه مَحرم … چقدر پست شدند

**

اين زهر چه بوده كه ضعيفش كرده

بر خاك چگونه يك امام افتاده

انگار نفس نمي كشد اما نه …

زنده است چرا بر سر بام افتاده

**

يك مشت كبوتر كه عزادار تو اند

با چشم كبود آسمان مي گريند

همسايه كفن گرفته دستش انگار

پشت سر تو پير و جوان مي گريند

 روح اله عيوضي

*******************
ای ز روی تو روی حق پیدا

آفتاب قدیمی دنیا

 ای که دریاست پیش تو قطره

ای نمی از کرامتت دریا

 ای مسلمان چشم تو آدم

شده روی تو قبله حوا

 ای به طفلی فقیه هر مرجع

ای امام تمام عالم ها

 به گمانم که حضرت موسی

نامتان را نوشته روی عصا

یا که اصلا مسیح وقت شفا

می برد یا جواد نام تو را

 اینهمه جود و فضل و احسان را

ارث بردی زمادرت زهرا

 با گدایی تو بزرگ شدیم

یا علی اکبر امام رضا

 روز اول که یادمان کردند

ریزه خوار جوادمان کردند

 جود و بخشش برای تو هیچ است

کل عالم ورای تو هیچ است

 باغ جنت به آنهمه عظمت

پیش صحن و سرای تو هیچ است

 از روایات عشق فهمیدم

جان عالم به پای تو هیچ است

 معجزات مسیح و کار شفا

درحضور دعای تو هیچ است

 این بلندی خاک تا افلاک

پیش گلدسته های تو هیچ است

 دین ما بندگی ما همه اش

بخدابی ولای تو هیچ است

 کعبه،زمزم،حرم،صفا،مروه

همه پیش صفای تو هیچ است

 بیش ازاین مدح تو نمی دانم

شعرمن درثنای تو هیچ است

 ای امام جوان اهل البیت

قمر آسمان اهل البیت

 دل ما غرق درعنایت توست

تشنه باده ولایت توست

 درهمان کودکی امام شدی

این خودش برترین لیاقت توست

 اینکه زهراست مادرت آقا

به خدا بهترین سعادت توست

 روز محشر تمامی عالم

دست بردامن شفاعت توست

 از درت خلق دست پُر رفتند

جود و بخشش همیشه عادت توست

 هرکه یکبار شدنمک گیرت

تا ابد بنده کرامت توست

 کاش میشد که درحرم بودم

درشبی که شب شهادت توست

 همسرت قاتلت شده آقا

این خودش راز سخت غربت توست

 همسرت پیر و موسفیدت کرد

در جوانی تو را شهیدت کرد

 گوشه حجره بی صدا بودی

به غم وغصه مبتلا بودی

 جگرت سوخت،بالب تشنه

چون جگر گوشه رضا بودی

 چقدر زود پرپرت کردند

تو امام جوان ما بودی

 موقع دست و پازدن قطعاً

یاد گودال کربلا بودی

 یاد غمهای عمه ات زینب

یاد طفلان بی نوا بودی

 یادطفلی که تا پدر را دید

گفت بابای من کجا بودی؟

 از میان تنور آمده ای

یا که بر روی نیزه ها بودی؟

 ای پدرجان ز نیزه افتادی؟

به نظر زیر دست و پا بودی

 دخترت را ببر که پیرشده

رفتنم مدّتیست دیرشده

 مهدی نظری

*****************
شب نشينان فلك چشم ترش را ديدند

همه شب راز و نياز سحرش را ديدند

تا خدا سير و سفر داشت همه شب وزاشك

غرق در لاله و گل رهگذرش را ديدند

آسمان ديد بودا و قمر شمس شموس

تا كه منظومه شمس و قمرش راديدند

هر زمان رو به خدا كرد درآن خلوت اُنس

او دعا كرد و ملائك اثرش را ديدند

جلوه اش جلوه اي از نور خدا بود و زعرش

همچوخورشيد به سرتاج سرش را ديدند

همه سيراب از اين چشمه رحمت گشتند

سائلان بخشش دُرّ و گهرش را ديدند

روز پرسيدن هرمسئله ازعلم و كمال

پايه دانش و حُسن نظرش را ديدند

عمر او آينه عمر كم زهرا بود

درجواني همه شوق سفرش را ديدند

دود آهش به فلك رفت از آن حجره غم

شعله هاي جگر شعله ورش را ديدند

هر كه پروانه شمع غم او شد هر شب

عرشيان سوختن بال و پرش را ديدند

چون كه شد سايه فكن نخل شهادت آن روز

همه با اشك «وفائي» ثمرش راديدند

سید هاشم وفائی
***************
خواهر نداشتم که پرستاری ام کند
مادر نداشتم که مرا یاری ام کند
این بي كسي خلاصه به بی مادری نشد
بابا نبود رفع گرفتاری ام کند
تنها جفای همسر من قاتلم نشد
اصلاً کسی نبود که دلداری ام کند

جود مرا به زهر جفایش جواب داد
نیّت نداشت اینکه وفاداری ام کند
همراه دست و پا زدنم هلهله کنان
با پای کوبی اَش طلبِ خاری ام کند
در خانه ام محاصرة دشمنان شدم
یک یار نيست تا که علمداری ام کند
دیگر کسی به داد دل من نمی رسد
باید اَجل بیاید و غمخواری ام کند
سوز عطش مرا به دل قتلگاه برد
هادی کجاست چارة بیماری ام کند
جان دادم و کسی به روی سینه ام نبود
یاد حسین وقت بلا یاری ام کند
رأسم جدا نشد که میان اسیرها
بالای نیزه شاهد بازاری ام کند
با سُّم اسب ، پیکر من آشنا نشد
خونم نریخت تا همه جا جاری ام کند
نعش مرا به مکر و اهانت به بام بُرد
یک لحظه هم نخواست نگهداری ام کند
طاغوت از مبارزة من امان نداشت
عمری ز کینه خواست دل آزاری ام کند
مهدی بیا که تازه شده داغ فاطمه
با قامت خمیده عزاداری ام کند
محمود ژولیده
***************
تا آه سینه سوزی، از قلب من برآید

هر دم هزار نوبت، جانم زتن برآید

بس کوه غصه بردم، بس خون دل که خوردم

پیوسته از لبم جان جای سخن برآید

از بس که یار جانی آتش زده به جانم

ترسم که جای آهم دود از دهن برآید

از بیوفائی یار، این بود قسمت من

من گریه گن بمیرم، او خنده زن برآید

دیگر نمانده هیچم تا کی به خود بپیچم

ای مرگ همتی کن تا جان زتن برآید

امروز بین حجره، فردا کنار کوچه

فریاد غربت من از این بدن برآید

نیکوست زهر دشمن در راه دوست کز من

هم ساختن به آتش هم سوختن برآید

از بس که رفتم از تاب بس که گشته ام آب

فریاد آه آهم از پیرهن برآید

جا دارد از غم من هنگام دفن این تن

خون در لحد بجوشد اشک از کفن برآید

شور و ناله کز درون بیت الحزن برآید

غلامرضا سازگار

****************
ای باب حاجت همه ای قبلۀ مراد

نور الهُدی، ولیِّ خدا، سید العِباد

خیرالامم، محیط کرم، آسمان جود

ابن الرضا، امام نهم، حضرت جواد

باب عطا و مظهر جود خدا تویی

مولا تویی، امام تویی، مقتدا تویی

قرآن بُوَد ز مدح و ثنای تو شمّه ای

جز مهر تو به گردن ما نیست ضمّه ای

بحر سه گوهری گهر عرش بحر نور

کل ائمه را تو جواد الائمه ای

روح رضا، روان رضا، در وجود توست

تا روز حشر جود اگر هست جود توست

دشمن خجل ز لطف و عطا و کرامتت

از کودکی به عالم خلقت امامتت

از ماه عارضت شده شرمنده آفتاب

دل برده از امام رضا سرو قامتت

آیینۀ جلال و جمال محمدی

مجموعۀ تمام کمال محمدی

نامت ز کار خلق گره باز می کند

علمت به سن کودکی اعجاز می کند

مأمون چو پی به قدر و جلال تو می برد

روحش ز تن برون شده پرواز می کند

برگرد شمع روی تو پروانه می شود

در حیرت کمال تو دیوانه می شود

علم تو را احاطه به ملک دو عالم است

ظرف وجود پیش عنایات تو کم است

با آن همه جواب مسائل که می دهی

لال از جواب مسئله ات ابن اکثم است

در کودکی به سینه علوم پیمبرت

زانو زدند کل فقیهان به محضرت

وقتی که دست جود تو بخشندگی کند

باید کرم به خاک درت بندگی کند

مظلوم چون تو کیست کز آغاز زندگی

با دخت قاتل پدرش زندگی کند

یک عمر بود تلخ ترین زندگانیت

تا آنکه کشت یار به فصل جوانیت

هر گه تو را به چهرۀ مأمون نظاره شد

بر غربت پدر، جگرت پاره پاره شد

روزی که عقد بست به تو دخت خویش را

سر تا به پات شعله ز داغ دوباره شد

پیوسته حبس بود به دل سوز و آه تو

دردا که گشت خانۀ تو قتلگاه تو

پیوسته بود سوز درون، شمع محفلت

با تو چه می گذشت خدا داند و دلت

دندان نهاده روی جگر سال ها بسی

تا دخت قاتل پدرت گشت قاتلت

هر تیر غم که داشت قضا بر دل تو دوخت

از بس که سوختی جگر زهر بر تو سوخت

یار تو مار گشت و به جانت امان نداد

یک لحظه روی خوش به تو مولا نشان نداد

بعد از حسین هیچ امامی به وقت مرگ

مثل تو ای ولی خدا تشنه جان نداد

از شعله های سوز درون سوخت حاصلت

بگریست بر غریبی تو چشم قاتلت

عمر تو در بهار جوانی تمام شد

تشییع پیکر تو به بالای بام شد

افتاد بین کوچه تنت از فراز بام

این گونه از جنازۀ تو احترام شد

تا هست آسمان و زمین داغدار تو

پیوسته اشک دیدۀ “میثم” نثار تو

غلامرضا سازگار
******************
کسی که بوسه زند عرش آستانش را

قضا به گوشه زندان نهد مکانش را

کسی که روح الامین است طایر حرمش

هجوم حادثه بر هم زد آشیانش را

به حبس و بند و شهادت اگر چه راضی شد

به جان خرید بلاهای شیعیانش را

قسم به سجده طولانی اش زشب تا صبح

به سود حلقه زنجیر استخوانش را

چو از مدینه پیغمبرش جدا کردند

به هم زدند دریغا که خانمانش را

زه حیله بازی هارون دون نجاتش داد

بریده بود بیداد خود امانش را

به جز عبای فتاده به خاک در زندان

نبینی آنکه بجوئی اگر نشانش را

سید رضا مؤید

*************
شميم زلف تورا بادها كجا بردند
مقام قدِّ تورا خاكها چرا بردند

چگونه باب حوائج نخوانمت اي پير

كه حمله بر تو چنان باب،حلقه ها بردند

درختها به مقام تو غبطه ها خوردند

كه دست را ز دلِ خاك بر دعا بردند

تو پيري و به خدا صحبت از جنين كردي

تورا به هفت سيه چال،بيصدا بردند

تورا ز دور لباسي تهي ز پيكر ديد

ز بس كه جوهره ي پيكر تورا بردند

ز ربناي تو آوازها الهي شد

ز يك نماز تو رقّاصه را كجا بردند!

تو آن گلي كه چو از ساقه ات شكسته شدي

ميان راه ، تورا همرهِ صبا بردند

به روي تخته چه ميكرد آفتاب خدا؟

كسي كه عطر تنش را فرشته ها بردند

ز احترام نكردند بر تن تو كفن

پي صواب كفنها جداجدا بردند

چه رتبه ايست در اين تشنگي كه معصومين

به گاهِ مرگ،رهي سوي كربلا بردند

محمد سهرابی
**************

مدح حضرت جواد الائمه (ع)

الا کرم ز تو مشهور یا امام جواد
کلام توست همه نور یا امام جواد
ائمه‌اند جواد و توئی جواد همه
که گشته جود تو مشهور یا امام جواد
سزد ز لعل لب حضرت رضا ریزد
به مدح تو دُر منثور یا امام جواد
اگر چه نزد شما آبروی نیست، مرا
مکن ز درگه خود دور یا امام جواد
گدایی‌ام به درت جز بهانه‌ای نبوَد
مراست وصل تو منظور یا امام جواد
به روی زائر تو بوسه می‌زند جبریل
به ذکر «سیعک مشکور» یا امام جواد
به کاظمینِ تو روی نیاز برده کلیم
سلام می‌دهد از طور یا امام جواد
جحیم اگر تو نگاهش کنی حدیقۀ گل
بهشت بی تو کم از گور یا امام جواد
اگر چه ران ملخ هم ندارم ای مولا
مرا بخوان به درت مور یا امام جواد
قضا به حکم تو محکوم، ای ولیِ خدا
قدر به امر تو مأمور یا امام جواد
لباس نور مرا بر تن از ولادت توست
گناه، وصلۀ ناجور یا امام جواد
خدا ثنای تو را گفته و چگونه مرا
بوَد ثنای تو مقدور یا امام جواد
لب تو داشت تبسّم، ولی دلت را بود
هزارها غم مستور یا امام جواد
ندید دختر مأمون جلال و قدر تو را
چو بود چشم دلش کور یا امام جواد
هزار مرتبه نفرین به دختر مأمون
که شد به قتل تو مسرور یا امام جواد
فراز بام به گرد تن تو بگرفتند
پرندگان هوا شور یا امام جواد
شهادت تو در آن حجره با لب تشنه
بوَد تجسّم عاشور یا امام جواد
عنایتی که شود روز حشر «میثم» هم
به دوستی تو محشور یا امام جواد

غلامرضا سازگار
**************
ای گدای درگه احسان تو جود و کرم

زآسمان بذل تو باریده اختر چون درم

اصل دین خیرالوری کهف التقی بدرالدجی

جان حق نور الهدی ابن الرّضا خیرالامم

هم سما مرهون لطف بی زوالت هم زمین

هم عرب مدیون جود بی مثالت هم عجم

هم جوادبن جوادبن جوادی وقت جود

هم کریم بن کریم بن کریمی در کرم

نکته ای پرسید مأمون در جوابش رازها

گفتی از ابرو و هوا و ماهی و امواج و یم

پور، اکثم پیش لطفت از خجالت گشت لال

خواست خود را افکند از شرم در چاه عدم

در سنین کودکی از سوی حق بودی امام

همچنان عیسی که در گهواره زد از وحی، دم

دم به دم باید زاشک شوق خود گیرم وضو

تا زخون دل زنم بیتی در اوصافت رقم

ای چراغ و چشم ده معصوم ای نور نهم

زادۀ هشتم امام و هفت گردونت خدم

گر چه سر تا پای جرمم، تا مرا یاری چه باک

گر چه پا تا سر گناهم، تا تو را دارم چه غم

کیست مثل تو که در طفلی زسرداران علم

علم او گیرد فزونی نام او گردد عَلَم

با هزاران حلَ مشکل در سنین کودکی

ریختی یکباره وضع قصر مأمون را به هم

مور اگر حکم از تو گیرد سلیمان وجود

تاج بستاند زمأمون، سلطنت از معتصم

مهر و مه دوآیتند از مصحف رخسار تو

زان، خدا بر این دو آیت خورده در قرآن قسم

سرزمین مکه را بر کاظمینت التجا

چار ارکان حرم را چار دیوارت حرم

آن که در راه تو از جان و تن خود نگذرد

هم به جان کرده جفا و هم به تن کرده ستم

جود تو جود خدا و لطف تو لطف خدا

یا جواد الاولیا ای مظهر الله اتم

هر که هستم هر چه هستم هستیم مهر شماست

با همین روی سیاه و دست خالی پشت خم

ای همه خورشید عالم تاب بر ما هم بتاب

وارهان از تیرگی ونور کن سر تا قدم

مهر رخسار تو نور محض و چشم ما ضعیف

جود و احسان تو بیش از بحر و ظرف ماست کم

هم به تو محتاج از صبح ازل فضل و کمال

هم زتو پاینده تا شام ابد علم و حکم

هر که شد ظرف وجودش خالی از مهر شما

پر شود از آتش خشم خداوندش شکم

نار با تو می شود رشک گلستان خلیل

خلد بی تو خانۀ درد و غم و رنج و الم

با وجود آن که از اعمال، دستم خالی است

از ازل دانسته ام مهر شما را مغتنم

دین من عشق شما، آئین من مهر شماست

گو که سازد دشمن کافر به کفرم متّهم

با تولاّی توام دیگر به این و آن چه کار

آن که را باشد صمد کاری نباشد با صنم

می فروشم تا صف محشر به آب خضر ناز

گر رسد بر کام جانم از یم جود تو نم

جود تو بر جود و احسان و کرم داد آبرو

مهر تو وحدت دهد بر گرگ و چوپان و غنم

نقش پای زائرت در دیدۀ (میثم) بود

بهتر از ملک عجم تابنده تر از جام جم

غلامرضا سازگار

*************
خون شد از غم دلِ خدا جویم

درد بسیار و نیست دارویم

می فشانم سرشك و می گویم

یا جواد الائمه ادركنی

سینه ای پُر شرار دارم من

دل و جانی فكار دارم من

دو جهان با تو كار دارم من

یا جواد الائمه ادركنی

روزگارم ز غم تباه شده

قلبم از معصیت سیاه شده

راهِ من منتهی به چاه شده

یا جواد الائمه ادركنی

خسته و دلشكسته و زارم

گره افتاده است در كارم

جز به كویت كجا پناه آرم؟

یا جواد الائمه ادركنی

ای كه روح عبادتی ما را

عذر خواهِ قیامتی ما را

جانِ زهرا عنایتی ما را

یا جواد الائمه ادركنی

تشنه ام تشنه بر من آب بده

گنهم را ببر ثواب بده

به گدای درت جواب بده

یا جواد الائمه ادركنی

دردِ من را دوا كنی چه شود؟

حاجتم را روا كنی چه شود؟

قسمتم كربلا كنی چه شود؟

یا جواد الائمه ادركنی

عزت عالمین می خواهم

نجف و كاظمین می خواهم

طوفِ قبر حسین می خواهم

یا جواد الائمه ادركنی

من كه چون شمع بر فروخته ام

از غم غربت تو سوخته ام

چشم بر رحمتِ تو دوخته ام

یا جواد الائمه ادركنی

همسرت كرد نامراد تو را

ساخت مسموم از عناد تو را

ای كه خوانده پدر جواد تو را

یا جواد الائمه ادركنی

سید رضا موید
*****************
ای کرامت سائل صحن و سرایت یا جواد

ای سلام جود بر جود و عطایت یا جواد

ایکه بارد جود از دست گدایت یا جواد

ای صفای دل حریم با صفایت یا جواد

ای دوای دردمندان خاک پایت یا جواد

دوست و دشمن کنند مدح و ثنایت یا جواد

ای کرم داران درم داران گدای کوی تو

حسن کل انبیا در طلعت دلجوی تو

خوی احمد خوی حیدر خوی زهرا خوی تو

نخل طوبی سایه ای از قامت دلجوی تو

چشم خلقت دست خلقت سوی خلقت سوی تو

کعبه جان همه دارالولایت یا جواد

ای غبار کاظمینت آبرو را آبرو

ای محمد هم بنام و هم به خلق و هم به خو

ای نهاده مهر گردون بر در صحن تو رو

من به خلوتخانه دل با تو دارم گفتگو

در کناری مرغ روحم پر زند از چار سو

تا گردد طائر صحن و سرایت یا جواد

اهل دانش مخزن علم خدایت خوانده اند

اهل بینش وجه ذات کبریایت خوانده اند

اهل دل اهل ولا بحر عطایت خوانده اند

دوستداران رضا ابن الرضایت خوانده اند

سیدی ابن الرضا جانم فدایت یا جواد

غلامرضا سازگار

******************
امام الهدی یا جواد الائمه

ولی خدا، یا جواد الائمه

سپهر کرم، ابر رحمت، یم جود

محیط سخا، یا جواد الائمه

چگویم به وصفت که فرموده آن را

بقرآن خدا، یا جواد الائمه

به کشتیّ ایمان در امواج طوفان

توئی ناخدا، یا جواد الائمه

چه در هفت گردون چه در هشت جنّت

توئی مقتدا، یا جواد الائمه

سماواتیان راست مدح تو، بر لب

به صبح و مسا، یا جواد الائمه

بود نقش خاک ره کاظمینت

رخ اولیاء یا جواد الائمه

ز شاهیست عارم که در آستانت

گدایم گدا، یا جواد الائمه

بود بی ولای تو طاعات عالم

سراسر هبا، یا جواد الائمه

اگر بود واقف ز علمی که داده،

تو را کبریا یا جواد الائمه

نه بگشودی اندر برت پور اکثم

لب خویش را، یا جواد الائمه

گرم سر جدا گردد از تن، نگردد

دل از تو جدا، یا جواد الائمه

بغیر از خدا هر که گوید ثنایت

بود نارسا، یا جواد الائمه

خدا داد پاسخ به هر بینوا کو

تو را زد صدا، یا جواد الائمه

ببازار محشر ولای تو آرم

بروز جزا، یا جواد الائمه

ثنای تو گویم عطا از تو جویم

به هر دو سرا، یا جواد الائمه

رهایی به مهر تو خواهم که گشتم

اسیر هوا، یا جواد الائمه

خوش آن ملتجی را که در آستانت

کند التجاء، یا جواد الائمه

جوادی، جوادی، گدایم، گدایم

عطا کن، عطا، یا جواد الائمه

بخوان جانب کاظمینم وز آنجا

ببر کربلا، یا جواد الائمه

بمانم، بمیرم سپس زنده گردم

به مهر شما، یا جواد الائمه

به جان پیمبر به زهرای اطهر

به بابت رضا، یا جواد الائمه

مرا تا ابد از صف دوستانت

مگردان جدا، یا جواد الائمه

گرفتم که راندیّ و راهم ندادی

روم در کجا، جواد الائمه

تهی دستم و هستیم هست، تنها

گناه ورجا، جواد الائمه

قدم گشته خم، پا فرو مانده در گل

ز بار خطا، جواد الائمه

به یاد تو اشک از بصر می‌فشانم

به صبح و مسا، جواد الائمه

دریغا که از یار نامهربانت

کشیدی چه‌ها، جواد الائمه

تو را کشت، آخر به فصل جوانی

ز زهر جفا، جواد الائمه

به هنگام مرگ تو می‌زد به هم کف

بجای عزا، جواد الائمه

تو را کشت، اما لب تشنه آخر

ندانم چرا؟ جواد الائمه

ز بس ناله کردی در آن حجره تنها

فتادی از پا، جواد الائمه

تنت بیکفن ماند بر خاک از چه

در آن کوچه‌ها، جواد الائمه

ولی دیگر از جسم پاکت نشد سر

جدا از قفا، جواد الائمه

به قربان جسمی که گردید او را

کفن بوریا، جواد الائمه

به قربان آن سر که می‌خواند قرآن

به طشت طلا، جواد الائمه

به قربان آن رخ که شد شسته با خون

به دشت بلا، جواد الائمه

ببین نخل «میثم» که بر داده عموی

بوصف شما، جواد الائمه

غلامرضا سازگار
*****************
تا به دل مهر و تولای تو مولا دارم

کی دگر وحشتی از سختی فردا دارم

تاشدم سایه نشین کرم ولطف شما

به سرم سایه ای از نخله طوبی دارم

من دلخسته به تو بسته دل و چشم امید

به تو لطف تو و جود تو مولا دارم

تو جوادی و منم سائل بیت الکرمت

کرمی کن که به تو چشم تمنا دارم

همه هستی من مهر تو باشد آقا

مهر تو زاد ره و توشه فردا دارم

همه خلق جهان سائل دربار تواند

تو گل باغ ولائی وهمه خوار تواند

حرم پاک تو شد ماءمن ارباب نیاز

قدسیان محو تو وگرمی بازار تواند

کاظمین تو بود قبله گه اهل ولا

رو سپیدند کسانیکه به گلزار تواند

مهر تو راه نجات است به زهرا سوگند

تا ابد اهل ولا پیرو گفتار تواند

علی ملائکه
*************
معدن جود و كرم ابن الرضا

ساقي چشم ترم ابن الرضا

من كه مست اين همه لطفت شدم

داده اي بال و پرم ابن الرضا

نام زيباي شما از كودكي

ياد داده مادرم ابن الرضا

من غلامم تا ابد در اين حريم

مي بري ام تا حرم ابن الرضا

امشبي را نوحه خواني ميكنم

بهر تو نوحه گرم ابن الرضا

 دست تو كار خدايي ميكند

از همه مشكل گشايي ميكند

 تا كه لطف تو به من ابراز شد

اين زبانم بهر روضه باز شد

در حريم خانه نامحرم شدي

اين نوا ، آخر طنين انداز شد

رقص و پاكوبي بماند جاي خود

تا كه آهنگش در اينجا ساز شد

زهر كينه ميكشد آخر تو را

تشنه ماندي ، اين خودش يك راز شد

العطش گفتي و عطشاني هنوز

روضه روز دهم آغاز شد

 ياد آن روز و شهيدان خدا

گريه هاي خواهري در كربلا

من بميرم پيكرش بي جان شده

العطش روي لبش مهمان شده

او حسين است و عزيز مصطفي

پس چرا آخر تنش عريان شده

پيرهن را برده اند و عاقبت

پيكر او ، دستخوش گرگان شده

خون نشسته در تمام كربلا

اربا اربا آيه قرآن شده

عاقبت بي سر ميان قتلگاه

مظهري از حضرت رحمان شده

 دل پريشان مادرش زهرا رسيد

قد او از اين همه غربت خميد

جواد قدوسی