اشعار شهادت امام صادق (ع) 2

آتش کشد زبانه ز دور و برم خدا

خاکسترش نشسته به روی سرم خدا

پور خلیلم و وسط شعله ها اسیر

بنما اجابتی به دل مضطرم خدا

ای وای از تغافل اصحاب سینه چاک

این درد غربت است به جان میخرم خدا

دشمن غرور موی سپید مرا شکست

اما کسی نبود شود یاورم خدا

بی دردسر به شخصیتم لطمه زد عدو

مستانه خنده کرد به چشم ترم خدا

بیرون مرا چگونه ز خانه کشید و برد

پیداست از کبودی بال و پرم خدا

صد شکر نیمه شب سر من بی عمامه شد

یاد غرور آن سر بی معجرم خدا

وقتی که سوی چشم مرا ضرب او گرفت

دیدم چگونه خورد زمین مادرم خدا

با دست بسته در نظر اهل خانه ام

یاد آور شکستگی حیدرم خدا

گرچه کسی نبود تماشا کند مرا

در فکر کوچه گردی آن خواهرم خدا

غم های عمه عاقبت انداختم ز پا

دیدی که داغ غربتش آمد سرم خدا

*** قاسم نعمتی ***

*******************

شیخ الائمه ام که شکستند حرمتم

با هیزم آمدند شبانه زیارتم

در احترام موی سپیدم همین بس است

در بین شعله ها شد تکریم ساحتم

من دست بسته بودم و یاران به خواب ناز

آنجا کسی نبود نماید حمایتم

من مرد بودم این شد و ای وای مادرم

این تنگنای کوچه نماید اذیتم

سجاده ام کشید وبماند چگونه برد

خاکی شده زکینه لباس عبادتم

بادست بسته ،پای برهنه ، نفس زنان

مرکب دوانیش بخدا برد طاقتم

خوردم زمین و ناله زدم عمه جان مدد

قدری کمان چو قامت تو گشته قامتم

در بین راه گشته پریشان محاسنم

از بسکه دست بسته زمین خورده صورتم

تفسیر مقتل «قبض شیبه » شده

این صورت کبود و رخ پر جراحتم

اینجا جفا به ماشد و معجر کشی نشد

غمهای کربلا زده لطمه به غیرتم

*** قاسم نعمتی ***

*******************

دودمه

نه فقط شیعه ی صادق به دلش داغ و بلاست    صاحب مکتب ماست

به خدا صاحب عزایش همه ی آل عباست         صاحب مکتب ماست

******

مادرم فاطمه ، دریاب مرا جان حسین       جگرم پاره شده

می زنم ناله به یاد لب عطشان حسین    جگرم پاره شده

******

کشته شده رئیس مکتب ما

امام و مقتدای مذهب ما

*** حاج محمود ژولیده ***

*******************

زمینه

یه کوه ماتم دارم تو دشت دلم    امون از این زمونه

غم غریبی و بی کسی آقام          بازم زده جوونه

از آسمون اشک غم می باره

رسیده فصل خزون دوباره

بازم برای امام صادق

می خونه روضه دل بیچاره ، واویلا

وای از درد و غصه های بی امون امام صادق

شد زهر کینه جواب خوبیای امام صادق

داغی دارم توی این سینه زداغ امام صادق

واویلا امون امون ای دل

******

یه عده نامرد دم در خونه مو       آتیش زدن بی امون

به یاد مادر به یاد آتیش و در     چشمام شده پر خون

دلم گرفته برای زهرا

می خونه از روضه های زهرا

برام شده زنده باز دوباره

مسمار در ، ناله های زهرا ، واویلا

پشت درب خونه ی مادر آتیش کینه به پا شد

دست های حیدر رو بستند ، پشت در مادرم فدا شد

پهلوی یاس و شکستند ، عرش اعلا دارالعزا شد

واویلا امون امون ای دل

******

بمیرم از اینکه زائری نداری     تو این شبا آقا جون

مزار تو بی چراغ و بی حرمه     شده دلم پر خون

به دست وهابیت الهی

ویرونه شد عرش کبریایی

خدا چرا منتقم نمیاد

مادر میگه یوسفم کجایی ، یا مهدی

گفتم آتیش ، یادم اومد قصه های روز غم ها

یاد خیمه های سوخته،خواهری گریون تو صحرا

یاد راس روی نیزه ، شاهِ تشنه ، کرببلا

ثارالله آقام آقام آقام

دریافت سبک

*** محمد حسن قمی ***

*******************

واحد

باز دوباره دل شیعه ماتم گرفته

از غم عالِمی قلب عالَم گرفته

عرش اعلا برا آقامون دم گرفته

روضه خون برگ شقایق     گریه كن دلای عاشق

اِنَّا لله ملائك             برای امام صادق

وای ، روضه ی شیخ الائمه بر پاست

وای ، بانی روضه مادرش زهراست

یا مظلوم ، یا امام صادق

******

از حیات زمونه دیگه نا امید شد

پیرمردی كه از غصه موهاش سفید شد

غصه ی مادری كه تو كوچه شهید شد

توی كوچه ی مدینه          انگاری داره می بینه

كه با ضرب دستی سنگین    مادرش روی زمینه

وای ، زیر لب هِی میگه ای وای من

وای ، چی دیده توی كوچه ها حسن

یا مظلوم ، یا امام صادق

******

داره كم كم میاد باز هوای محرم

آقامون گریونه تو عزای محرم

جلوی چشماشه روضه های محرم

داره میزنه پر و بال           از یه غصه میره از حال

توی گریه هاش میخونه     امون از روضه ی گودال

وای ، وقتی كه خنجر روی حنجره

وای ، سرش روی پاهای مادره

یا مظلوم ، مولا حسین جان

دریافت سبک

*** حمید رمی ***

*******************

زمینه

نفسم داره بند میاد      دیگه لحظه ی آخره

روی لبمه زمزمه ، یا زهرا

تو مدینه تو کوچه ها      پر منم آتیش گرفت

مث مادرم فاطمه ، یا زهرا

بازم آتیش ، میون مدینه      داره اشکِ آسمون میاد

کنار من ، با بازوی کبود        داره زهرا قدکمون میاد

آه مادر ، تو لحظه های آخرم

آه مادر ، بارونیه چشم ترم

آه مادر ، تو فکر دیوار و دَرَم

آه مادر ، آه مادر

******

خونمو تا آتیش زدند      روضه ی تو یادم اومد

چه بلایی اومد سرت ، یا زهرا

صدا زدم ای مادرم       الهی بمیرم برات

برا بدن لاغرت ، یا زهرا

بیا ببین ، امام شیعه رو         همه بی بهونه می برند

به کی بگم ، منو تو کوچه ها    با لباس خونه می برند

آه مادر ، ببین دلِ شکسته ام

آه مادر ، دستای پینه بسته ام

آه مادر ، یه پیرمرد خسته ام

آه مادر ، آه مادر

******

شب آخر عمرمه     روضه خونی برپا شده

روضه خونِ کرب و بلام ، یا زهرا

دوباره بارون چشام    می باره روی گونه هام

یاد مصیبت های شام ، یا زهرا

یه سه ساله ، پای پر آبله         پیِ نیزه ها که می دوید

یه بی حیا ، برا نوازشش    از عقب موهاش و می کشید

واویلا ، یه دختر و یه قافله

واویلا ، با یک دل پر از گله

واویلا ، همسفره با حرمله

واویلا ، واویلا

دریافت سبک اول

دریافت سبک دوم

*** حمید رمی ***

*******************

زمینه

از این زمونه شده سیر ، امام صادق

از دست دشمن شده پیر ، امام صادق

دلش به غصه شد اسیر، امام صادق

واویلا ، امام صادق

******

باب شده بی حرمتی باز ، تو این مدینه

همه شدن غریب نواز ، تو این مدینه

می بَرنش سر نماز ، تو این مدینه

بیزاره ، از این مدینه

******

بازم یه عده بی حیا ، هجوم آوردن

دوباره تازیانه ها ، هجوم آوردن

به خونه ی امام ما ، هجوم آوردن

واویلا ، هجوم آوردن

******

چه روضه ای به پا شده ، بمیرم آقا

سهم تو ناسزا شده ، بمیرم آقا

مدینه کربلا شده ، بمیرم آقا

واویلا ، بمیرم آقا

******

کشیدنت تو کوچه ها ، بمیرم آقا

شدی شبیه اسرا ، بمیرم آقا

می زدنت چه بی هوا ، بمیرم آقا

واویلا ، بمیرم آقا

******

آقا شما کفن شدی ، ولی حسین چی؟

محترمانه خاک شدی ، ولی حسین چی؟

دور و برت همه خودی ، ولی حسین چی؟

آقاجون ، ولی حسین چی؟

******

شهید پاره پاره تن ، غریب مادر

ای کشته ی دور از وطن ، غریب مادر

دلیل زندگی من ، غریب مادر

حسین عزیز فاطمه ، غریب مادر

دریافت سبک

*** صادق اویسی ***

*******************

زمینه

توی کوچه ی غم ها ، تنها تو رو می بردن آقا

شده دستات بسته ، خسته ، شدی شبیه مولا

تو رو می کشیدن تا ، آقا ، بِدَن عذابت انگار

دیگه جون نداره پات ، چشمات ، شده یه ابر خونبار

آروم آروم پر میکشه ، از این دیار بی وفا

شده این نفس آخری ، گریون اون خاطره ها

وای ، آقام آقام آقام

******

شده باز پر ماتم ، عالم ، به یاد اون دقایق

که شده بود مسموم ، مظلوم ، آقام امام صادق

رسیده بالا سر ، مادر ، پسرشو ببینه

آره دنیا اینه ، کینه ، شد عادت مدینه

آروم آروم وصیتش ، رو میگه تویِ گریه ها

شده این نفس آخری ، ذکر لبش مادر بیا

وای ، آقام آقام آقام

******

شده پر از تشویش ، آتیش ، دیگه تو خونه امشب

وقتی آتیش و دید ، فهمید ، چی کشید عمه زینب

دیده زینب مضطر ، بی سر ، شده عزیز زهرا

زده ناله و فریاد ، افتاد ، به روی خاک صحرا

آروم آروم روی لباش ، داره میاد شهادتین

شده این نفس آخری ، ذکر لباش حسین حسین

وای ، آقام آقام آقام

دریافت سبک

*** صادق اویسی ***

*******************

واحد حماسی

(به سبک سبط احمد جان پیغمبری)

آرزوی قلب شیعه اینه     حک کرده ایم آقا روی سینه

سینه زنون بیاییم (مدینه)3

شیعه بر مذهب تو مولا می نازه

دل به سوز و ماتمت آقا می بازه

آخرش حرمت و مولا می سازه

سیدی یابن الزهرا ، امام صادق

******

دلای عاشق شده در نوا     از ماتم تو عزیز خدا

مدینه شد از غمت (کربلا)3

از غمت آقا دلامون پر شرر شد

بیاد غربت تو دیده ها تر شد

سوگوار ماتم تو پیغمبر شد

سیدی یابن الزهرا ، امام صادق

******

گشته خون قلب دلای عاشق     ورق ورق شد قرآن ناطق

شده عزای امام صادق ، (ای خدا)2

اگر چه حرمتِ تو آقا دریدند

نیمه ی شب پای برهنه کشیدند

ولی سرت از قفا که نبریدند

سیدی یابن الزهرا ، امام صادق

دریافت سبک

*** رضا رسولی***

*******************

واحد حماسی

سبط احمد جان پیغمبری      نور چشم و زاده ی حیدری

وارث روضه های (مادری)3

بیقرارم میکنه اسم مدینه

آرزو داره دل اون روز و ببینه

روی خاکا تو بقیع میزنه سینه

یا ابا عبدالله یا امام صادق

******

پیرمردی خسته و نیمه جون    دست و پاش دیگه نداره توون

یاد مادرش شده (روضه خون)3

بردن اسم قشنگش دل میبره

غربتش ارثیه ی باباش حیدره

روضش هم شبیه روضه ی مادره

یا ابا عبدالله یا امام صادق

******

شیعه و شاگرد این مکتبیم     عمریه که در تاب و در تبیم

ما همه جان بر کف (زینبیم)3

عشق زینب تو رگ و توی خونمه

سینه زدن از غمش آب و نونمه

روضه شام بلا قاتل جونمه

یا عقیله العرب یا سیدتی

دریافت سبک

*** محمد زنجانی***

*******************

زمینه

دوباره روضه ی کوچه به پا شد

چه گویم من در آن کوچه چه ها شد

در آتش ، بیت مولایم بسوزد     تداعی ، روضه های کربلا شد

به یاد غربت حیدر ، ندارد امامه بر سر ، به دل دارد ذکر مادر

نگاهم کن که باشم نوکری لایق     فدای غربتت یا جعفر صادق

آه ، غریبم غریبم غریبم

******

کِشندش پا برهنه پشت مرکب

بمیرم جان سپارد دیگر امشب

همین که بر زمین می افتد آقا       بخواند ای امان از قلب زینب

بمیرم با غربت جان داد ، میان آتش با فریاد ، به یاد مادرش افتاد

بزن شلاق کین را بر تنم اما       مگو تو ناسزا بر مادرم زهرا

آه غریبم غریبم غریبم

دریافت سبک

*** محمد زنجانی***

*******************

زمینه – شور

دلها به غم آغشته شد

امان از این غم ، امان از این غم ، واغربتا وای وای وای

امام صادق کشته شد

امان از این غم ، امان ازین غم ، واغربتا وای وای وای

به ناله و اشک روان وای وای وای

زهرا شده مرثیه خوان وای وای وای

******

اون دشمن پست پلید

امان از این غم ، امان ازین غم ، واغربتا وای وای وای

این پیر ِ مرد و می کشید

امان از این غم ، امان ازین غم ، واغربتا وای وای وای

دل ِ شکسته بردنش وای وای وای

با دست ِ بسته بردنش وای وای وای

******

ولی دلش بود مبتلا

امان از این غم ، امان ازین غم ، واغربتا وای وای وای

به غصه های کربلا

امان از این غم ، امان ازین غم ، واغربتا وای وای وای

به یاد اون دور از وطن وای وای وای

شَیبُ الخضیب ِ بی کفن وای وای وای

ای کشته ی دور از وطن

دریافت سبک

*** امیر عباسی***

*******************

زمینه

ای مغموم ، ایها المظلوم ، ای امام ِ ز کینه مسموم

شرار زهر ، نانجیبا ، آتیش و جون تو شد

گواه ِ سوز ِ ، دلت آقا ، اشک روون تو شد

مرثیه ی جون و ، دل عاشق     حدیث غم یاس و شقایق

برات بمیرم حضرت صادق

غریب آقا

******

واویلا ، آه و واویلا ، از آتیش جفای اعدا

خونَت و آقا ، زدن آتیش ، کینه ها شد جلوه گر

باز شده زنده ، برای تو ، روضه ی دیوار و در

مادرت و کشتن ، تو مدینه       ماجرای اشک ، تو همینه

قنفذ و غلاف و بازو و سینه

غریب آقا

******

الرّحمن ، عَلّمَ القرآن ، شده ذکر لبت حسین جان

میون آتیش ، زدی ناله ، به یاد کرببلا

به یاد جسمِ ،روی خاک و ، سوزوندن خیمه ها

یاد غم زینب ، شدی گریون       آسمون چشمات ، می باره خون

شده همه شب هات شام غریبون

غریب آقا

دریافت سبک

*** امیر عباسی***

*******************

واحد

مردم سیه بر تن کنید      شال عزا گردن کنید

قرآن ناطق شد شهید

امام صادق شد شهید

واویلتا واویلتا

******

ای وای از این درد و بلا      هر دل به غم شد مبتلا

مدینه شد کرببلا

واویلتا واویلتا

******

قربان چشمان ترش     شد با دل غم پرورش

مهمان زهرا مادرش

واویلتا واویلتا

******

تابنده نور پاکی اش      وین مذهب افلاکی اش

قربان قبر خاکی اش

واویلتا واویلتا

******

دل مُحرم ِ غمخانه اش      ساکن به ماتمخانه اش

آتش گرفته خانه اش

واویلتا واویلتا

******

قلب زنان پر واهمه      بر روی لبها زمزمه

یا فاطمه یا فاطمه

یا فاطمه یا فاطمه

******

ای بضعه ی خیر البشر     ای مادر کشته پسر

مجروحه ی مسمار در

یا فاطمه یا فاطمه

دریافت سبک

*** امیر عباسی***

*******************

واحد

ما که همیشه سرخوش ، شمیمی از شقایقیم

شیعه که نه ، ولی محبین امام ِ صادقیم

ای ، نور خدایی ، که باوفایی ، مارو قبول کن ، واسه گدایی

ما رو شبیه صلحا ، شیعه ی واقعی کن

مثل امام و شهدا ، شیعه ی واقعی کن

یا امام ِ صادق

******

شیعه ی واقعی شدن ، آرزوی ما همینه

دل ما با یاد غمت ، پر میزنه تا مدینه

آه،مارو عوض کن،با نور پاکی،ای مرقد تو،یه قبر خاکی

مصحف غصه پر شده،از آیه های صبرت

دلم میخواد سر بذارم،یه روز رو خاک قبرت

یا امام ِ صادق

******

عزیز فاطمه میگن ، که خونت و آتیش زدن

این بی حیا ها انگاری ، سوزوندن و خوب بلدن

آه ، پای برهنه ، دل ِ شکسته ، دنبال مرکب ، با دست ِ بسته

سینه زنا دیگه بیاید ، مثل رئیس مذهب

ازین به بعد گریه کنیم ، به یاد عمه زینب

آه ، مظلومه زینب

******

دستای زینب بسته و ، به دور اون صف میزدن

یهودیای شهر شام ، میرقصیدن ، کف میزدن

آه ، قلب خدا رو ، اونا شکستن ، میگفتن اینها ، خارجی هستن

وای از جنایتای این ، بی غیرتای کافر

نگاه نا مَحرما و ، بچه های پیمبر

آه ، مظلومه زینب

دریافت سبک

*** امیر عباسی***

*******************

نوحه

شد کشته صادق    از ظلم و کینه

ماتمسرا شد            شهر مدینه

او شده پرپر ، همچو آلاله

مادرش زهرا ، میزند ناله

آه و واویلا

******

از زهر کینه     سوزد روانش

گواه این غم    اشک روانش

آن تجلی ِ، عصمت و تقوی

جان سپارد ، با ذکر یا زهرا

آه و واویلا

******

پای برهنه      دستان ِ بسته

حال پریشان    قلب شکسته

در پی ِ مرکب ، غرقه در آلام

زنده شد یاد ِ، کوفه و هم شام

آه و واویلا

دریافت سبک

*** امیر عباسی***

*******************

شور

مولا حضرت صادق ، ای امام دلها

ای رئیس مذهب ما ، یوسف زهرا

خاک قبرت در مدینه توتیای ما

غصه دار کربلا و روز عاشورا

بانی روضه های مولایی ، روضه دار عزیز زهرایی

اشک تو جاری ز دو عین ، به یاد آن شاه غریب

گریه کن ِ رأس ِ به نی ، گریه کن شیب الخضیب

مُلتَمسیم به دعا ، ای فخر ِ دو سرا

تا رویم عرفه کرببلا

صلی الله علیک یا ابا عبدالله

بابی انت و امّی یا ثارالله

دریافت سبك

*** امیر عباسی***

*******************

واحد

سر آسمانهای اعلا ، به زیر قدمهای صادق

دل غصه دار محبین ، بسوزد ز غمهای صادق

فدای امام غریبی ، که شد کشته ی زهر کینه

ز داغ عزیزی پیمبر ، شده محشری در مدینه

بُوَد ذکر لبها ، چو حیدر چو زهرا

در این سوگ عظمی ، واویلا واویلا

واویلا واغربتا

******

ز طاغوتیان زمانه ، چه ظم و ستم ها که دیده

شبانه پیاده خدایا ، پی مرکبی می دویده

قسم بر غم بی حد او ، غمش بر دل ما نشسته

بمیرم بمیرم بمیرم ، که شد حُرمت او شکسته

بمیرم که جانش ، شد از غصه بر لب

بگرید بگرید ، به غمهای زینب

واویلا واغربتا

******

سلامم بر آن بانویی ، به اشک و به قلب شکسته

شده وارد شام و کوفه ، ولیکن به دستان بسته

سر دلبرش روی نیزه ، به لبهای او ذکر یا رب

زنان کف زنان گرد محمل ، وَ نامَحرمان دور زینب

به نی قاری او ، بخواند چو قرآن

شود ذکر لبهاش ، حسین جان حسین جان

یا حسین یابن الزهرا

دریافت سبك

*** امیر عباسی***

*******************

زمزمه ، نوحه ، واحد و شور شهادت امام صادق (ع)

زمزمه روضه امام صادق(ع)
من آخرین امامِ بی زائر بقیعم
با قامتی خمیده مسافربقیعم
دلخونِ مادرم من
مهمونِ مادرم من

راحت شدم من آخر ازغربت مدینه
چون بوی خون شنیدم ازتربت مدینه
گفتم ز زخمه پهلو
ضرب قلاف وبازو

برصفحه های تاریخ باخون دل نوشتن
عالم همه بدونن مادر ما رو کشتن
ضربه زمین گیرش کرد
مسمار در پیرش کرد

میونِ دودُ آتیش تاکه شدم گرفتار
با زانوهای لرزون تکیه دادم به دیوار
راه نفس رو بستن
حرمتمو شکستن

خونَم اگر خرابه ارث ابوترابه
روبازوهای بستم کبودیِ طنابه
مثل علی دلغمین
تو کوچه خوردم زمین

به پیشِ خانواده می دویدم پیاده
جواب ناله هامو با تازیانه داده
گرفته غم گلومو
میبره آبرومو

کسی خبر نداره چطور منو شبونه
با موهای پریشون بیرون کشید ازخونه
دویاره مثله گودال
فاطمه رفته از حال

تو کو چه ها بی حیا روی زمین کشیدم
سربسته…خاکی شده محاسن سپیدم
به یاد خد التریب
به یاد شیب الخضیب
قاسم نعمتی
دانلود سبک
********************

نوحه امام صادق (ع)
شدحرم ماتم سرا صادق دین شدفدا
وا مصیبت زین عزا
از نوا افتاده است روضه خوان کربلا
وا مصیبت زین عزا
شهریار عالمین///// جان دهدباشوروشین
اشهد او یاحسین
وای وای وای(3) صادق آلِ عبا

بی عمامه بی عبا روی خاک کوچه ها
می کشد دشمن مرا
مانده مثله مادرم بر لباسم جای پا
می کشد دشمن مرا
روضه ام نا گفته شد////باغریبی سفته شد
گیسویم آشفته شد
وای وای وای(3) صادق آلِ عبا

پیش خانواده ام ناله ها سر داده ام
از نفس افتاده ام
دشمنم بین نماز می کشد سجاده ام
از نفس افتاده ام
من رئیس مذهبم/////آمده جان برلبم
یاده عمه زینبم
عمه ام قدّش خمیده/نیمه شب گیسوسپیده
دربیابان می دویده
وای وای وای(3) صادق آلِ عبا
قاسم نعمتی
دانلود سبک

********************
نوحه سینه زنی امام صادق(ع)
من کشته زهر کینه ام///صاحب سوز سینه ام
روضه خوان مدینه ام
وای وای قرآن ناطقم من
وای وای امام صادقم من

آه هرکجا یاد کربلا///روضه خواندم به هرنوا
شد حسینیه ام به پا
وای وای گفتم بااشک دیده
وای وای ازشاه سربریده

آه نیمه شب ناله ها زدم/تا کمی دستُ پازدم
مادرم را صدا زدم
وای وای بین دهلیزِ خانه
وای وای می خوردم تازیانه

آه بغض دیرینه پاگرفت/دست خودراهواگرفت
سوی چشم مرا گرفت
وای وای خاکی شد صورت من
وای وای شکسته حرمت من

آه تاکه آتش فرو نشست/واشدازریسمان دودست
یاد زینب دلم شکست
وای وای خیمه ها شعله ورشد
وای وای لشگری حمله ورشد

آه هرطرف دختری دوید/دست نامحرمی رسید
معجر از گیسویش کشید
وای وای یه زن بااین همه غم
وای وای گیسویِ نامنظم
قاسم نعمتی
دانلود سبک

********************
نوحه سرپا-امام صادق(ع)
واویلا واویلا شده عزای صادق آل عبا
فرزند مصطفی را کشتند
مظلوم امام مارا کشتند
بانیِ روضه هارا کشتند آه و واویلا
مادرش در جنان گردیده پریشان
واویلا واویلا

واویلا واویلا میان کوچه ها شده تنها آقا
گِردَش حرامیان میخندند
دستش به ریسمان میبندند
دل از امام امت کندند آه و واویلا
با پای پیاده ازنفس افتاده
واویلا واویلا

واویلا واویلا شده تداعیِ غروبِ عاشورا
در خیمه ها زنی بی یاور
می گردد از پیِ یک دختر
آن هم چه دختری بی معجر آه و و اویلا
زین روضه بمیری زینبُ اسیری
واویلا واویلا
قاسم نعمتی
دانلود سبک

********************
نوحه امام صادق(ع)
من که مسموم جفایم ای خدا
صادق آل عبایم ای خدا
باغمم سرمیکنم یادمادر میکنم

دشمن از کینه دو دستم تا که بست
حرمت ریش سپیدم را شکست
درمیان کوچه ها می کشددشمن مرا

بی حیا، دل زارو مضطر می کند
بدزبانی ها به مادر میکند
سینه ام آزرده است آبرویم برده است

در پی او چون اسیران می شوم
باسرو پای برهنه میدوم
زانوانم بی قرار من پیاده او سوار

پیش طفلانم مرا شرمنده کرد
هرچه من ناله زدم او خنده کرد
خون چکید ازپای من شد همین آوای من

نیمه شب آتش گرفته خانه ام
گشته ویرانه دگر کاشانه ام
بی قرارُ مضطرم من به یاد حیدرم
قاسم نعمتی
دانلود سبک
********************
.زمینه امام صادق(ع)
شهرمدینه شده غوغا
یه پیرمردی تکُ تنها
شهادتینش روی لبها
بارون گریه توی چشماش
طنین غربت روی لبهاش
دودیده بسته روی دنیا
سینه بی قراره واویلا واویلا
گریه کن نداره واویلا واویلا
شده جیگرش پاره ناله میزنه مادر
میریزه خون از لبهاش این لحظات آخر
عزیز زهرا///غریبُ تنها///میون بستر افتاده
این دمه آخر///بادوچشم تر//بیاد مادر فتاده

تو دل شبها بی بهونه
میریزه دشمن وحشیونه
از در دیوار توی خونه
دو دست آقاشده بسته
دوباره حرمتی شکسته
به زیر ضرب تازیانه
زنده شد دوباره یازهرا یازهرا(س)
یاده گوشواره یازهرا یازهرا (س)
پیاده تک و تنها دویده پی مرکب
هربار زمین میخورد ناله میزد زینب
به زیر ضرب//سیلی دشمن//زارغریبُ دلخونه
با دست بسته//غریبُ خشته//روضه زینب میخونه

بابای عریان دل پرشیون
سرِبرهنه دله پُرخون
نوا گرفته چشمه گریون
غمهای زینب بانفسهاش
شده مجسم پیشه چشماش
امون از اون شام غریبون
ذکر شاه بی سر وای زینب وای زینب
ناله هایِ مادر وای زینب وای زینب
خواهر علمدار وای زینب وای زینب
معجرت نگهدار وای زینب وای زینب
یه طرف تنی بی سر به زیرِ سم اسبا
یه طرفی آوای غریبونه زهرا
غریب مادر//بریده حنجر//فدایِ کام عطشانت
پیرهنت کو/پس کفنت کو//چه کسی کرده عریانت
قاسم نعمتی
دانلود سبک
********************
نوحه امام صادق(ع)
رئیس مذهب ما،امام مکتب ما
صادق آل عبا
زمزمه لب ما،روشنیِ شب ما
صادق آل عبا
چو قبر تو قلب ما زغصه ویرانه
وجود هر عاشقی شده عزا خانه
امام عطشانم،غم تو در جانم،زغصه گریانم
وای وای واویلا
توصاحب کرمی،امام بی حرمی
صادق آل عبا
به اشک دیده تر،تو کوه رنج و غمی
صادق آل عبا
به دست بسته شدی تو وارث حیدر
محاسنت شد سپید ز غصه مادر
تو گفته ای زیر لب،علت قتل او
ز ضربه قنفذُ شکستن بازو
به دیدگان تر،غریب بی یاور،گریه کن مادر
وای وای واویلا
میان آتش دود،زحمله های یهود
شکسته حرمت تو
به ضرب دست عدو،رخ و گشته بود
شکسته حرمت تو
میان کوچه شدی غریب و آواره
به تازیانه شده لباس تو پاره
رسیده گرجان تو زغصه ها بر لب
ولی کنی گریه بر اسیری زینب
به نیزه سرهاشد،روی عدو واشد،وقت تماشاشد
وای وای واویلا
آتش خانه کجا،آتش خیمه کجا
واویلا واویلا
هرطرفی کودکی،ناله زد عمه بیا
واویلا واویلا
گمشده یک دختری در این دل صحرا
فقط صدا می زند مادر خود زهرا
به قامتی خم شده به سینه ای پر درد
در آن شلوغی خدا رقیه را گم کرد
وقت اسارت شد،خیمه چه غارت شد
به او جسارت شد
وای وای واویلا
قاسم نعمتی
دانلود سبک
********************

نوحه امام صادق(ع)
صادق آل عبا را کشتند
شیخ الائمه ما را کشتند
شده فاطمه نوحه سرای غمش
غم بی کسیه گل بی حرمش
واویلا واویلا واویلتا
بی عمامه مرا می کشیدند
جملگی بر حالم میخندیدند
زجفای عدو شده خون جگرم
شده زنده غم کوچه در نظرم
واویلا واویلا واویلتا
یارب آتش گرفته خانه ام
می سوزد در شعله کاشانه ام
زده آتش غم همه حاصل من
غم غربت من شده قاتل من
واویلا واویلا واویلتا
در دود و آتش ناله ها سر دادم
یازینب گفتم از پا افتادم
بزنم چو نفس نفس از پی او
غم کرببلا شده بغض گلو
واویلا واویلا واویلتا
در قنوتم دو دستم را می بست
نعره هایش نمازم را شکست
شده رنگ کبود همه جان و تنم
تازیانه زبس زده بر بدنم
واویلا واویلا واویلتا
قاسم نعمتی
دانلود سبک
********************
نوحه شهادت امام صادق(ع)

خانه صادق آتش گرفته
شعله از هر سو راهش گرفته
آسمان گرید در ماتم او
قلب آتش سوزد در غم او
قامت مه گردیده خم او
واویلا آه و واویلا
▪▪▪
دشمن آمد در بین نمازش
نیمه کاره ماند راز و نیازش
همچو حیدر با دستان بسته
می کشیدندش با قلب خسته
پشت گردون از این غم شکسته
▪▪▪
گر چه آنشب در اوج بلا بود
زار و گریان کرب و بلا بود
یاد آن راس از تن بریده
یاد آن جسم در خون طپیده
یاد قدی که از غم خمیده
مجید احدزاده
دانلود سبک
*****************
نوحه شهادت امام صادق(ع)

صادق آل پیغمبرم من
فرزند زهرا و حیدرم من
آتش گرفته خانه ام
سوزد همه کاشانه ام
آه و واویلا
دشمن به من کرد بی احترامی
بار دگد بست دست امامی
سویم همه می دویدند
هر سو مرا می کشیدند
آه و واویلا
چون درب خانه غرق شرر بود
چشم من خیره بر میخ در بود
آه از ته دل کشیدم
زهرا را پشت در دیدم
آه و واویلا
در بین آتش غرق نوایم
به یاد دشت کرب وبلایم
به یاد عصر عاشورا
آتش زدن به خیمه ها
▪▪▪
مجید احدزاده
دانلود سبک
**************
نوحه شهادت امام صادق(ع)
صادق ال حیدرم.رسیده وقت سفرم
غصه میاد تو نظرم.از همه من غریب ترم
توچنگ غصه اسیرم.دلم میخواد که بمیرم
تا حاجتم بشه روا.روضه زهرا می گیرم
خدا منم و ستم.خدا من و کوه غم
جونم رسیده به لب.میرم پیش مادم
گل فاطمه صادق ۳
کی دیده که یه پیره مرد.دنبال اسبا بدوه
پاهاش به هم بپیچه و. روخاک بیفته یه دفه(دفعه)
توکوچه هامی دویدن.همه به من می خندیدن
دستامو بسته بودنو.تو کوچه ها می کشیدن
خدا زخمیه دلم.دلش سنگه قاتلم
خدا اجلم کجاست.شده غصه حاصلم
خدا می دونه که نمک.براین دل ریشم زدن
با ناسزا وناروا.صد دفه اتیشم زدن
میون شعله اتیش.چشمم افتاد به میخ در
به یاد زخم مادرم.هی می زدم به روی سر
مادر چی اومد سرت.منم گل پرپرت
مجید احدزاده
دانلود سبک
****************
نوحه امام جعفر صادق(علیه السلام)
شد کشته از زهر کین قـرآن ناطق
جان علی، رکن دین،حضرت صادق
واویلا واویلا واویلا واویلا(2)
خون گریه کن شهر پیغمبر مدینه
شـد کشته مولای ما از زهر کینه
واویلا واویلا واویلا واویلا(2)
ارض وسماوات همه ماتم سرا شد
استـاد دانشگهِ قـرآن فدا شد
واویلا واویلا واویلا واویلا(2)
ای یـادگـار علـی شمس ولایت
یا حجت ابن الحسن سرت سلامت
واویلا واویلا واویلا واویلا(2)
شد کشته از زهر کین حجت سرمد
جـان جهـان صـادق آل محمد
واویلا واویلا واویلا واویلا(2)
یوسف حق پرست
دانلود سبک
*******************
واحد شهادت امام جعفر صادق(ع)
آرزوی قلب شیعه اینه حک کرده ایم آقا روی سینه
سینه زنون بیاییم (مدینه)3
شیعه بر مذهب تو مولا می نازه
دل به سوز و ماتمت آقا می بازه
آخرش حرمت و مولا می سازه
سیدی یابن الزهرا ، امام صادق
******
دلای عاشق شده در نوا از ماتم تو عزیز خدا
مدینه شد از غمت (کربلا)3
از غمت آقا دلامون پر شرر شد
بیاد غربت تو دیده ها تر شد
سوگوار ماتم تو پیغمبر شد
سیدی یابن الزهرا ، امام صادق
******
گشته خون قلب دلای عاشق ورق ورق شد قرآن ناطق
شده عزای امام صادق ، (ای خدا)2
اگر چه حرمتِ تو آقا دریدند
نیمه ی شب پای برهنه کشیدند
ولی سرت از قفا که نبریدند
سیدی یابن الزهرا ، امام صادق
رضارسولی
دانلود سبک
*****************
زمینه شهادت امام صادق (ع)
خون شده قلب شیعه ها – آه و واویلا
چی به سرت اومد آقا – آه و واویلا
مدینه شد کرببلا – آه و واویلا
واویلا آه و واویلا
دلا شده از غصه آب – آه و واویلا
قلب نبی(ص) گشته کباب – آه و واویلا
شما کجا ؟ بزم شراب؟ – آه و واویلا
واویلا آه و واویلا
نیمه شب کشوندنت – آه و واویلا
پای برهنه بردنت – آه و واویلا
ز زهر کینه کشتنت – آه و واویلا
واویلا آه و واویلا
میون آتیش بلا – روضه می خوندی
یاد غروب کربلا – روضه می خوندی
آتش بین خیمه ها – روضه می خوندی
واویلا آه و واویلا
امون ز دشت کربلا – آه و واویلا
والشمر جالس و علی – آه و واویلا
بریدن سر ز قفا – آه و واویلا
واویلا آه و واویلا
رضارسولی
دانلود سبک
******************
واحد شهادت امام صادق(ع)
شامل من بوده عنايتت آقا
آرزوي اين دل – زيارتت آقا
مرغ دل پر زده از توسينه
آرزوي دل من همينه
قبر خاكي تو چشمام ببينه
سیدی یابن الزهرا امام صادق
زكينه اعدا شدي تو جان بر لب
ز بس دويدي تو در پي آن مركب
حرمتت را مدینه شکسته
نیمه شب می روی دست بسته
شد نفس های تو زار و خسته
سیدی یابن الزهرا امام صادق
ميان آتش ها – ديده تو تر شد
گريه كن ميخ و – سينه مادر شد
چي سرت اومد اي بي قرينه
سوختی از آتش زهر كينه
پشت در ياد ياس مدينه
سیدی یابن الزهرا امام صادق
رضارسولی
دانلود سبک
**************
واحد شهادت امام صادق(ع)
تو چشماش اشک نم نم تو سینه ش آهی از غم
توی فکر و خیالش به دنبال یه مرهم
غیر جسارت از این مدینه ندیدی آقا
مثل رقیــّه دنبال مرکـــب دویدی آقا
قرآن ناطــــــــــق
امام صـــــادق

مثل بابات تلّی از خاک سهم تو شد توی دنیا
اینم ارث شما از همون غربت زهرا
یه عمره که دل از این زمونه بریدی آقا
مثل رقیــّه دنبال مرکـــب دویدی آقـــــا
قرآن ناطــــــــــق
امام صـــــــادق

آره زهری که دادن آقامو میسوزونه
آره امشـــب آقا رو به مادر میرسونـه
دیگه به خواسته ت بعد یه عمری رسیدی آقا
مثل رقیـــّـــه دنــبــال مــــرکــــب دویــــدی آقا
قرآن ناطــــــــــق
امام صـــــــادق

از امشب دل بیتاب میگیره غم و ماتم
داره میــــــــــرسه ای دل دوباره باز محرم
تنگ دل من بغض تو سینه م به کی بگم من
لباس مشکیـــــــــمو باز میپوشم که راهییم من
آماده میشــــــــــم
برا محـــــــــــرّم
سیدآرمان حسینی
دانلود سبک
*********************
زمینه شهادت امام صادق(ع)

توی کوچه ی غم ها تنها تو رو میبردن آقا
شده دستات بسته خسته شدی شبیه مولا
تو رو میکشیدن تا آقا بدن عذابت انگار
دیگه جون نداره پات چشمات شده یه ابر خونبار
آروم آروم پر میکشه از این دیار بی وفا
شده این نفس آخری گریون اون خاطره ها
وای آقام آقام آقام
شده باز پر ماتم عالم به یاد اون دقایق
که شده بود مسموم مظلوم آقام امام صادق
رسیده بالا سر مادر پسرشو ببینه
آره دنیا اینه کینه شد عادت مدینه
آروم آروم وصیتش رو میگه توی گریه
شده این نفس آخری ذکر لبش مادر بیا
وای آقام آقام آقام
شده پر از تشویش آتیش دیگه تو خونه امشب
وقتی آتیشو میدید فهمید چی کشید عمه زینب
دیده زینب مضطر بی سر شده عزیز زهرا
زده ناله و فریاد افتاد به روی خاک صحرا
آروم آروم روی لیاش داره میاد شهادتین
شده این نفس آخری ذکر لباش حسین حسین
وای آقام آقام آقام
سیدآرمان حسینی
دانلود سبک

التماس دعا 

اشعار جدید شهادت امام صادق (ع)

حلقه اشک چو در چشم ترم می پیچد
ناله ی بی کسیم بین حرم می پیچد
جای اصحاب که در خواب تغافل هستن
مثل گرداب بلا دور و برم می پیچد
با وجودی که شبانه کتکم زد دشمن
در همه شهر مدینه خبرم می پیچد
این یهودی چه وقیهانه به دور دستم
ریسمان بین قنوت سحرم می پیچد
دشمنم مثله علی پارچه عمامه
دور گردن عوض دور سرم می پیچد
تا ز درگاهیِ خانه گذرم می افتد
بی هوا درد میان جگرم می پیچد
مسئله باز برایم شده در کوچه چرا
گوشه چادرو پا هر دو به هم می پیچد
بعد از آن ضره سنگین عدو چون مادر
همه عالم بخدا دور سرم می پیچد
گیرد او موی سرم در نگهِ اهل حرم
صحنه کرببلا در نضرم می پیچد

قاسم نعمتی
***************************
غزل مصیبت امام صادق(ع)
گرچه وجودم را شرار نار سوزاند
کی سینه ام را محله اغیار سوزاند؟
من بین شعله بودم یاران همه خواب
قلب مرا این غفلت انصار سوزاند
با آنکه خواندم ذکر حرِّم شیبتی را
اما تمام صورتم را نار سوزاند
با اولین سیلی دو سمت صورتم سوخت
چون روی من را ضربه دیوار سوزاند
من تازه فهمیدم چرا مادر جوان مرد
پهلوی من را هم نوک مسمار سوزاند
با پای عریان چون دویدم در پی او
گلبرگ پایم را فشار خار سوزاند
مردم زغیرت لحظه ای که ناسزا گفت!
این بد زبانی قلب من بسیار سوزاند

قاسم نعمتی
**************************
غزل امام صادق(علیه السلام)
باز هم پشت در خانه صدا پیچیده
بوی دود است که در بیت ولا پیچیده
عده ای بی سرو پا دور حرم جمع شده اند
باز هم هم همه در کوچه ما پیچیده
آن طرف نعره شیطانیه« آتش بزنید»
این طرف صوت مناجات و دعا پیچیده
خلوت پیرترین مرد مناجات شکست
حرف حملست که در زمزمه ها پیچیده
چکمه از پای درآرید حرم محترم است
عطر سچاده آقا کف پا پیچیده
آبرو دارد پیراهنه او را نکشید
پیرمرد است به پایش ردا پیچیده
دور تادور گلویش شده زخمی بس کن
خوب بین گوشه عمامه کجا پیچیده
بین درگاهی خانه نفسش بند آمد
گوئیا زمزمه فضه بیا پیچیده
شکر حق روسریه دختری آتش نگرفت
چه صداهاس که در کرببلا پیچیده
دختری داد زد عمه عموعباس کجاس
به پرو پای همه شمر چرا پیچیده؟
هر چه سر بود که اینان همه بر نیزه زدن
پس چرا حرمله دور شهدا پیچیده؟

قاسم نعمتی
************************

غزل مصیبت امام صادق(ع)
پیرمردی بین آتش از نوا افتاده است
رهبری تنها میان کوچه ها افتاده است
با رخی نیلی به یاد مادرش فریاد زد
ماجرای کوچه بهرم خوب جا افتاده است
ضرب سیلی جای خود اما امان از حرف بد!
پور زهرا گیر مردی بی حیا افتاده است
دست بسته،مو پریسان،صورتش خاکی شده
با دلی پرغصه یاد کربلا افتاده است
دست بر زانو فقط میگفت: یازینب مدد
یاد آتش سوزیِ آن خیمه ها افتاده است
باز هم او مرد بودو هر دو دستش باز شد
یاد دسته بسته و شام بلا افتاده است
درد زینب این بُوَد در کل تاریخ بلا
کی چهل منزل سر از پیکر جدا افتاده است
بنت حیدر دیدو کاری بر نمی آید ز او
راس سلطان از سر نی زیر پا افتاده است
بی جهت سقا به نی سر برنمیگرداند چون
چشم نا محرم به ناموس خدا افتاده است

قاسم نعمتی
*********************
غزل مصیبت امام صادق(ع)
شب بود ناگهان همه جا پر ز دود شد
بیت الحرام فاطمه جایِ یهود شد
نامرد تا که دید عزیز مدینه ام
بر این شکوهِ مادریِ من حسود شد
سجاده ام کشید و نماز مرا شکست
با ضربه ای قیام نمازم سجود شد
وقتی به رویس خاک تنم را کشید و برد
جای عمامه دورِ گلویم کبود شد
بار دگر مدینه و یک مرد بد دهن
آنچه سزای آل پیمبر نبود شد
در بین شعله ناله زدم عمه جان کمک
در پیش دیده خیمه آتش شهود شد
شکر خدا ندید کسی سر برهنه ام
بر حفظ آبرو شب تاریک سود شد
آنکس که بین کوچه باریک ضربه خورد
دارد چرا دو گونه مادر کبود شد

قاسم نعمتی
********************
غزل مصیبت امام صادق(ع)
منی که بر همه عالم گره گشا بودم
میان موج مصیبات مبتلا بودم
همیشه غفلت اصحاب دردِسر ساز است
به وقت فتنه چه بی یارو آشنا بودم
کنار منبر من مکتب جدید زدند
در آن غبار زمان چشمه هدی بودم
حیققت همه قرآن میان قلب من است
منم که بر همه خلق رهنما بودم
شبی که از همه سو ریختند در خانه
فقط بیاد غریبیه مرتضی بودم
قیام داشتمو ناگهان زمین خوردم
سحر که غرق مناجات با خدابودم
در آستانه در صورتم به جایی خورد
اسیر ضربه سیلیه بی هوا بودم
میان کوچه باریک گیر افتادم
شبیه مادر خود زیره دست وپا بودم
همین که شعله آتش گرفت دامانم
نفس نفس زدمو یاد خیمه ها بودم
اگرچه شکرخدا دختری نسوخت ولی
به یاد شام غریبان کربلا بودم
سرم برهنه،شبانه کسی ندید چه شد
به یاد شام و نظرهای بی حیا بودم
کمی ز روضه گودال بر سرم آمد
به گیسوان پریشان،درنوا بودم
نخورد یک نوک نیزه به پیکرم اما
به یاد قاری بالای نیزه ها بودم

قاسم نعمتی
****************************
غزل امام صادق(ع)
شیخ الائمه ام که شکستند حرمتم
با هیزم آمدند شبانه زیارتم
در احترام موی سپیدم همین بس است
در بین شعله ها شد تکریم ساحتم
من دست بسته بودم و یاران به خواب ناز
آنجا کسی نبود نماید حمایتم
من مرد بودم این شد و ای وای مادرم
این تنگنای کوچه نماید اذیتم
سجاده ام کشید وبماند چگونه برد
خاکی شده زکینه لباس عبادتم
بادست بسته ،پای برهنه ، نفس زنان
مرکب دوانیش بخدا برد طاقتم
خوردم زمین و ناله زدم عمه جان مدد
قدری کمان چو قامت تو گشته قامتم
در بین راه گشته پریشان محاسنم
از بسکه دست بسته زمین خورده صورتم

تفسیر مقتل «قبض شیبه » شده
این صورت کبود و رخ پر جراحتم
اینجا جفا به ماشد و معجر کشی نشد
غمهای کربلا زده لطمه به غیرتم

قاسم نعمتی

***************************
غزل امام صادق(ع)
آتش کشد زبانه ز دور و برم خدا
خاکسترش نشسته به روی سرم خدا
پور خلیلم و وسط شعله ها اسیر
بنما اجابتی به دل مضطرم خدا
ای وای از تغافل اصحاب سینه چاک
این درد غربت است به جان میخرم خدا
دشمن غرور موی سپید مرا شکست
اما کسی نبود شود یاورم خدا
بی دردسر به شخصیتم لطمه زد عدو
مستانه خنده کرد به چشم ترم خدا
بیرون مرا چگونه ز خانه کشید و برد
پیداست از کبودی بال و پرم خدا
صد شکر نیمه شب سر من بی عمامه شد
یاد غرور آن سر بی معجرم خدا
وقتی که سوی چشم مرا ضرب او گرفت
دیدم چگونه خورد زمین مادرم خدا
با دست بسته در نظر اهل خانه ام
یاد آور شکستگی حیدرم خدا
گرچه کسی نبود تماشا کند مرا
در فکر کوچه گردی آن خواهرم خدا
غم های عمه عاقبت انداختم ز پا
دیدی که داغ غربتش آمد سرم خدا

قاسم نعمتی
**************************
مثنوی مصیبت امام صادق (ع)
السلام ای حجت حق بر زمین
حضرت صادق امام المومنین
یا ولی الله یا کهف الوراء
فانیا لله ای مرد خدا
ما خدا را با تو پیدا میکنیم
دیده با یاد تو دریا می کنیم
با تو احیا شد قیام اهل بیت
با تو رونق یافت نام اهل بیت
ای فقیه بی بدیل روزگار
تیغ گفتارت شبیه ذو الفقار
هر که در راه شما پابند شد
خوش بر احوالش سعادتمند شد
ای گل زهرا امام غم نصیب
ای غریب بن غریب بن غریب
ای فدای تربت ویران تو
خاک فبرِ با زمین یکسان
زائر تو روزها شد آفتاب
نیمه شب روضه خوانت ماهتاب
هرکه از خاک مزارت بوسه چید
طعم داغیِ بیابان را چشید
آفتابیُ به رنگ مغربی
آخرین مرد غریب یثربی
من شنیدم خانه ات آتش زدند
نیمه شب کاشانه ات آتش زدند
میزدی ناله منم پور خلیل
کم ببندآتش به پای من دخیل
پشت در می سوخت از پا تا سرت
بی هوا بردی تو نام مادرت
بی عمامه بی عبا صورت کبود
پیر مرد شیعه و مرد یهود
دست بسته چون امیر المومنین
پیش اهل خانه می خوردی زمین
رسیمان دست عدو افتاده بود
جای پنجه بر گلو افتاده بود
باز در بین محاسن پنجه خورد
ریسمان را دورِ گردن میفشرد
کس نداند با چه وضعی آن پلید
جسم تو از خانه بیرون میکشید
صورت تو لطمه ها بسیار خورد
چند باری گوشه دیوار خورد
تیزی سنگی به پهلویت گرفت
حُرمِ آتش گوشه مویت گرفت
دستهایت بست وبر مرکب نشست
حرمت موی سپیدت را شسکت
بی ادب بود و دهانش باز شد
دید تنهایم زبانش باز شد
زیره چشمی کرد سوی من نگاه
حرفهای زشت میزد گاه گاه
تو میان شعله ها در اضطراب
لیک اصحابِ تو در خانه به خواب
آمدم تا عقده دل وا کنم
با تو آقا لحظه ای نجوا کنم
درد دل با اهل دل باید نمود
سفره دل پیش صاحب دل گشود
خون جگر با ادّعایت کرده اند
در نماز شب دعایت کرده اند!!
ضربه دین با لباس دین زدند
بر امامت تهمت ننگین زدند
ریزه خوار سفره بی گانه اند
فکر تسبیح هزاران دانه اند
وقت فتنه رنگ خود را باختند
فرقه ها در این طریقت ساختند
زیر دندانهای هر دنیا پرست
درهم و دینار مزّه کرده است
تا هیا هوئی بپاشد جا زدند
نیشتر بر پیکر آقا زدند
مصلحت اندیشی آخر تاکجا
دشمنی با خط رهبر تاکجا
بشنود هر کس که باشد اهل خیر
آن تباهی های فزند زبیر
پور نااهل،عمر خاکستر کند
سیف الاسلام زمان کافر کند
ای که بر حفظ ولایت عاشقی
جمله شاگرد امام صادقی
حوزه های علمیه چون سنگر است
شاخص دین گفته های رهبر است
برحذر باشید فرزندان دین
جان مو لایم امیرالمومنین
وای اگر دستان دشمن واشود
خواب باشیمو علی تنها شود
صبح پیچد این خبر در شهرمان
بسته شد دستِ ولیِ شیعیان
این ردای احمدی زیبنده است
بر کسی که بر ولایت بنده است

قاسم نعمتی

********************

افتاده خزان در چمن حضرت صادق
یثرب شده بیت الحزن حضرت صادق
افسوس که از آتش زهر ستم خصم
شد آب تمام بدن حضرت صادق
بالله قسم اهل مدینه نشنیدند
جز حرف خدا از دهن حضرت صادق
افسوس که دیگر عرق مرگ نشسته
بر برگ گل یاسمن حضرت صادق
سر تا به قدم گوش شده شهر مدینه
در آرزوی یک سخن حضرت صادق
جا دارد اگر در غم آن پیکر رنجور
خون گریه کند پیرهن حضرت صادق
مسموم شد از زهر، ولی زیر سم اسب
پامال نگردید تن حضرت صادق
گردید درِ غصّه به روی همگان باز
شد بسته چو بند کفن حضرت صادق
قبر و حرم و زائر او هر سه غریبند
در شهر و دیار و وطن حضرت صادق
“میثم” همه گریان حسین اند اگر چه
گریند به یاد محن حضرت صادق
سازگار
**************************
كشيد بند طناب و شما زمين خوردي
شبيه مادرتان بي هوا زمين خوردي

تمام آينه ها ناگهان ترك خوردند
مگر چقدر شما با صدا زمين خوردي؟

چه عاشقانه سر كوچه ي بني هاشم
به ياد حضرت خيرالنساء زمين خوردي

شتاب مركب و زانوي خسته باعث شد
طي مسير، شما بارها زمين خوردي

صداي ناله ي زهرا مدينه را لرزاند
به دست بسته،غريبانه تا زمين خوردي

دلت شكست و به ياد رقيه افتادي
خودت براي رضاي خدا زمين خوردي
وحید قاسمی
***********************
طنين هق هق باد و فغان كوچه ي سرد
صداي خنده ي نحس سواره اي ولگرد

دوباره روضه ي تلخ طناب و دست امام
زمانه مثل علي با شما چه بد تا كرد!

در درون حجره عبا و عصاش جا مانده
نكش! نه! محض رضاي خدا، نرو برگرد

زبان به طعنه گشود آن نواده ي ابليس
به اهل بيت نبي بارها جسارت كرد

چقدر بي ادبانه عزيز فاطمه را
كشان كشان، دل شب مجلس شراب آورد

شكست حرمت موي سپيد آقايم
كنار ميز قمار جماعتي نامرد

همه نشسته و او ايستاده مي بيند
جنون رقص غرور دو طاس تخته ي نرد
وحید قاسمی
*************************
مثل همیشه شهر مدینه عزاگرفت
از دود آه حضرت صادق فضا گرفت

هفت آسمان برای غمش گریه می کنند
از غصه اش دل پره درد خدا گرفت

از زهر آه سینه او پر حرارت است
این زهر از او مجال نیاز و دعا گرفت

از آن شبی که شعله در خانه اش زدند
درد قدیمی دل او باز پا گرفت

درد قدیمی دل او داغ مادر است
دردی که جان زپیکر آل عبا گرفت

وقتی که تارموی سفیدش به خاک خورد
شهر مدینه هاله محنت سرا گرفت

وقتی که دست بسته از آتش عبور کرد
مضمون یاس وشعله از آن ماجراگرفت

شکر خدا که دیده ی او میخ در ندید
میخی که در ظرافت یک سینه جا گرفت

این ضربه ها کشید به گودال قتلگاه
وقتی که شمر گیسوی شه ازقفا گرفت

آمد دوازده صدا پشت یکدگر
دریای خون تمام تن کربلا گرفت

سر از بدن جدا شد و برنیزه شد بلند
این منظره توان ززمین وسما گرفت

سنگش زدند و وای که غلطیدبر زمین
بوی سر حسین همه کوچه ها گرفت

بوی تنور و شعله و خاک وزمین چه باک
بوی شراب از لب طشت طلا گرفت

این سر که چیزی از سر ورویش نمانده بود
جان از وجود دخترک بی نوا گرفت
مجتبی صمدی
*********************
فصل غم آمده زمان عزاست
کنج سینه شراره ها دارم
رخت ماتم به تن نمودم و باز
بین چشمم ستاره ها دارم
**
آسمان نگاه غمبارم
رنگ و بوی مدینه را دارد
هر چقدر آه هم اگر بکشم
از تب سینه باز جا دارد
**
آنکه یک عمر پای مکتب خود
روضه میخواند و عاشقانه گریست
گریه هایش شبیه باران بود
آن امامی که صادقانه گریست
**
ظلم تاریخ باز جلوه نمود
وقت تکرار قصه شومی ست
با تبانی آتش و هیزم
جاری از چشم، اشک مظلومی ست
**
آتش دشمنان به پا شده در
خانه ای در میان یک کوچه
میرود بی عمامه مردی در
غربت بی امان یک کوچه
**
داغیِ سینه میکند باور
بانفس هاش آه سردی را
خاک این کوچه ها نمیفهمند
غربت اشک پیر مردی را
**
پیر مردی که سوز آتش را
ساکت و بی کلام حس میکرد
پیرمردی که درد غربت را
مثل جدّش مدام حس میکرد
**
پیرمردی که تا زمین میخورد
نفسش در شماره می افتاد
دست خود میکشید بر روی خاک
یاد آن گوشواره می افتاد
**
یاد یک گوشواره خونین
یاد اشک نگاه طفلی بود
یاد آن مادری که زود گرفت
دست خود را به روی چشم کبود
**
نیمه شب تا که دشمن آقا را
میکشید او به ناله می افتاد
یاد یک کاروان و یک کودک
یاد اشک سه ساله می افتاد
**
یاد آن کودکی که حس میکرد
زخمِ زنجیرِ داغِ قافله را
شوری اشک او چه میسوزاند
زخم صورت …و جای آبله را
مسعود اصلانی
**********************
غروب سرخ نگاهش به رنگ ماتم بود
غريب شهرِ خودش نه ، غريب عالم بود

چقدر روضة كرب و بلا بپا مي داشت
به روي سر در خانه هميشه پرچم بود

اگر چه زخم جگر تازه مي شد اما باز
براي داغ دلش روضه مثل مرهم بود

هميشه در وسط كوچه بني هاشم
پر از تلاطم اشكِ مصيبت و غم بود

شبي كه در تب آتش بهشت او مي سوخت
شكسته قامت و آشفته حال و درهم بود

شتاب مركب و پاي برهنه آقا
ميان كوچه زمين خوردنش مسلّم بود

كبودِ زخمِ طناب و اسارت و غربت
چقدر در نظرش كربلا مجسّم بود

خلاصه لحظة‌ آخر ، زمان تدفينش
بساط غسل و بساط كفن فراهم بود

در آن زمان به خدا هر دلي پريشانِ
شهيد بي كفن واديِ محرّم بود

به زخم پيكر گل ، بوريا نمي پيچيد
اگر كه پيرهن پاره پاره اي هم بود

یوسف رحیمی
************************
بگذارید از این خانه عبا بردارد
لااقل رحم نمایید عصا بردارد
بگذارید در این حلقۀ دود و آتش
طفل ترسیده از این معرکه را بردارد
پیر مرد است نبندید دو دستش نکشید
وای اگر دست نحیفی به دعا بردارد
کوچه ای تنگ و دلی سنگ و زمین خوردن ها
استخوانی که ترک خورد صدا بردارد
آی نامردِ سواره نفسش بند آمد
فرصتی ده قدمی پشت شما بردارد
رمقش نیست ولی می رود و می خواهد
که قدم یاد غم کرب وبلا بردارد
آخرین روضه ی او روضه ی گودالش بود
وقت آن است به لب بانگ عزا بردارد
تشنگی بود و لبی چاک و تنی خون آلود
لشگری حلقه زده رسم حیا بردارد
خوب پیداست چرا این همه نیزه اینجاست
هر کسی آمده یک سهم جدا بردارد
هر کسی آمده یک تکه بگیرد بکشد
بیشتر تا که تنت زخم جفا بردارد
کاش می شد که سنان تا که سنان را نزند
دست از گیسوی بر خاک رها بردارد
زجرکُش می کند این قاتل خنجر در مشت
کاش می شد که از این حنجره پا بردارد
مشعل حرمله روشن شده عمه ای کاش
چشم از دختر انگشت نما بردارد

حسن لطفي
***********************
خونین دلی که با تو ستمگر به سر بَرَد
سر می برد، ولیک به خونِ جگر برد
آن جا که هیچ لب به حمایت نگشت باز
مظلوم، داوری به برِ دادگر برد
بر خانه ام اگر زدی آتش مرا چه باک
این گونه ارث مادر خود را پسر برد
مزدور خویش را ز چه گفتی که نیمه شب
از نزد چند کودک لرزان پدر برد
کردند دست خویش به سوی خدا بلند
تا بابشان ز دست عدو جان به در برد
دیگر امید آمدن من کسی نداشت
یک تن نبود در بر آنان خبر برد
ای دادگر! خدای غیور، این روا مدار
تا نام پاک مادر ما، بی پدر برد

علي انساني
********************
اگر چه اصل و نسب از تبار اُلفت داشت
به بی وفائی این روزگار عادت داشت

دوباره سینه ی دریائی اش پر از غوغاست
که بین آن همه شاگرد باز هم تنهاست

شب و سکوت و مناجات دل نوازش بود
فضای شهر پر از عطر جانمازش بود

ز سوز اشک، تن پیرمرد می لرزید
وَ پا به پای تنش خاک سرد می لرزید

نشانه ها همه آیات شام آخر بود
که این همه به لبش ذکر وای مادر بود

سر نماز و دعا بود دوره اش کردند
چقدر مردم این قوم پست و نامردند

چقدر ساده شکستند خلوت او را
وَ زیر پای نهادند حرمت او را

طناب و این همه آدم دگر برای چیست؟
برای بردن یک پیرمرد لازم نیست

دوباره داغ مدینه خدا به خیر کند
امام و دشمن و کینه خدا به خیر کند

برو فرشته بیاور عبای آقا را
دوباره جفت نما کفش های آقا را

کسی نمی دهد این جا بها به موی سپید
که باز کار امامی به قتلگاه کشید

امام پیر پیاده نفس نفس می زد
زمین که خورد اجازه نداشت برخیزد

به روی خاک کشیدند جسم مولا را
دوباره تازه نمودند داغ زهرا را

شبانه رفت و غریبانه تا خدا پر زد
از این قفس وَ از این شهر بی صفا پر زد

دوباره باز عزا بین عرش بر پا شد
امام پیر هم از بی حرم ترین ها شد

محمد ناصری
***********************
اشک غربت به چشم های فلک
رخت ماتم به قامت دنیا
بوی شهر مدینه پیچیده
بین هر کوچه از بهشت خدا
**
بوی غربت همیشه می آید
از سر قبر بی چراغ کسی
دل تنگ مدینه میسوزد
از تب شعله های داغ کسی
**
جان عالم فدای قبری که
غیر خورشید سایه بانش نیست
نه ضریحی نه سقف آینه ای
بر سرش غیر آسمانش نیست
**
دل من باز روضه میخواند
روضه ی غربت شقایق را
روضه ی حرمت و شکستن آن
روضه ی گریه های صادق را
**
روضه ای را که باز میخواهند
پر پروانه را بسوزانند
اصلا انگار عادت آنهاست
نیمه شب خانه را بسوزانند
**
ای امام غریب من آن شب
دشمنت داشت خنده سر میداد
با طنابی که بست دست تو را
تا کشیدند عمامه ات افتاد
**
نه عبایی به روی دوشت بود
پا برهنه ز خانه ات بردند
ای محاسن سفید شهر رسول
خون دل اهل خانه ات خوردند
**
بین آن کوچه ای که باریک است
چه غم گریه آوری داری
از زمین خوردن تو فهمیدم
بی کسی ارث مادری داری
**
ارث آن مادری که در کوچه
صورتش در هجوم سیلی بود
بعد از آن ضربه سخت وا میشد
پلک هایی که شد سیاه و کبود
**
ولی آقا خیالتان راحت
بین آن کوچه ظلم باطل شد
معجر مادر زمین خورده
بین صورت و دست حائل شد
**
گرچه بردند وحشیانه تو را
تازیانه نخورد همسر تو
خانه ات را اگرچه سوزاندند
زخم خاری ندید دختر تو
**
گرچه بردند وحشیانه تو را
خواهرت بین شهر دیده نشد
از عقب بی هوا به پنجه ی باد
موی طفلت دگر کشیده نشد

احسان محسنی فر
***********************
بارها سینه سوزان مرا سوزاندند
وقت و بی وقت دل و جان مرا سوزاندند

هر شب و نیمه شب آزار دلم میدادند
در خفا قلب پریشان مرا سوزاندند

سر سجاده اهانت به نمازم کردند
بر لبم آیه قرآن مرا سوزاندند

پا برهنه برُبودند مرا از حرمم
حرمت پیری و عنوان مرا سوزاندند

ناسزا پیش دو چشمم که به مادر گفتند
به خدا عزت جانان مرا سوزاندند

من به دنبال سر اَستَرشان ذکر به لب
سوز ذکر لب عطشان مرا سوزاندند

از غم مادر خود بی سر و سامان شده ام
که به کوچه سر و سامان مرا سوزاندند

گرچه دیدند که بر کرب و بلا میگریم
باز هم دیده گریان مرا سوزاندند

به خدا بر جگرم زهر جفا مرحم بود
گرچه از کینه دل و جان مرا سوزاندند

محمود ژولیده
**********************
مباد آنکه عبای تو یک کنار بیفتد
میان راه ، تن تو بی اختیار بیفتد

تو را خمیده خمیده میان کوچه کشیدند
که آبروی نجیبت از اعتبار بیفتد

دگر غرور تو را چاره جز شکسته شدن نیست
اگر محاسن تو دست این سوار بیفتد

توقع اثری غیر آبله نتوان داشت
مسیر پای برهنه ت اگر به خار بیفتد

چه خوب شد که لباست به میخ در نگرفت و …
چه خوب شد که نشد پهلویت ز کار بیفتد

اگر چه سوخت حریمت ولی ندید نگاهت
ز گوش دخترکان تو گوشوار بیفتد

هنوز هم که هنوز است جلوه های تو جاریست
که آفتاب ، محال است در حصار بیفتد

علی اکبر لطیفیان
*********************
ناگهان زلفِ پریشان تو را میگیرند
سر سجاده گریبان تو را میگیرند

تو در این خانه بنا نیست که راحت باشی
چند هیزم سر و سامان تورا میگیرند

وقت نعلین به پا کردن تو یک آن است
چون حسودند همین آنِ تو را می گیرند

دختران تو یقیناً زکسی ترسیدند
بی سبب نیست که دامان تو را میگیرند

سعی کن بلکه خودت را بکشانی ورنه
ریسمان ها به خدا جانِ تو را میگیرند

علی اکبر لطیفیان
************************
پیرمردی که حضرت جبریل
زائر غربت نگاهش بود
کوچه ها را همین که طی میکرد
صد فرشته کنار راهش بود
**
با ارادت تمامی ارکان
پیش پایش خشوع میکردند
بر قد و قامت کهن سالی
آسمان ها رکوع میکردند
**
نفس قدسی پُر اعجازش
مایه ی اعتبار عیسا بود
جانماز ِ فرشته بارانش
افتخار تبار عیسی بود
**
حرف هایش برادر قرآن
سخنش بوی انما میداد
از همان مال فاطمی ِخودش
خرجی راه کربلا میداد
**
در و دیوار خانه ی آقا
وقت مرثیه های عاشوراست
بخدا خانه نیست این خانه
این حسینیه ی بنی الزهراست
**
این حسینیه ایست که مردم
از حضورش ستاره میگیرند
هر شب جمعه بین این خانه
روضه ی شیر خواره میگیرند
**
از سر بی کسی و بی یاری
در و دیوار خانه یارش شد
بهر غم های مادرش آنقدر
گریه کرد عاقبت دچارش شد
**
آی مردم دویدن آقا
از نفس های خسته اش پیداست
آی مردم شکستگی دلش
از صدای شکسته اش پیداست
**
خوب شد شب شد و تو را بردند
دور تا دور شهر گرداندند
خوب شد در شلوغی این شهر
کوچه کوچه تو را نچرخاندند
**
گریه کردی و زیر لب گفتی
این تو و ریسمان و این سر من
آه ، پیراهنم شده خاکی
آه ، افتاده است پیکر من

علي اكبر لطيفيان
************************
خسته و سالخورده‌ي ايام
ديگر از پا به بستر افتاده
به زمستان رسيده پائيزش
گل ياسي كه پرپر افتاده
**
بعد يك عمر آخر پيري
چه بلايي‌ست آمده به سرش
چه شده هر نفس برون ريزد
از دهان پاره پاره‌ي جگرش
**
لحظه‌ي آخر است و در بستر
گاه با گريه گاه با لبخند
تلخ و شيرين تمام خاطره‌ها
از برش مي‌روند و مي‌آيند
**
يادش آيد ز روزگار چه قدر
سختي و زحمت و بلا ديده
بارها خانه زندگيّ‌اش را
در هجومي ز شعله‌ها ديده
**
آه از آن لحظه‌اي كه نامردي
با لگد دربِ خانه را وا كرد
ناگهان در ميان دود آقا
يادي از روضه‌هاي زهرا كرد
**
زير لب شكوه دارد از دنيا
چه كسي ديده در سياهيِ شب
دست بسته پياده پيري را
بدوانند در پيِ مركب
**
قطره قطره گلاب اشكش را
بر روي خاك كوچه مي‌افشاند
خسته كه مي‌شد و زمين مي‌خورد
روضه‌هاي رقيه را مي‌خواند

علي صالحي
**********************
آسمان است و زمين دور سرش مي گردد
آفتاب است و قمر خاك درش مي گردد

اين قد و قامت افتاده درخت طوباست
اين محاسن بخدا آبروي دين خداست

اين حرمخانه ي زهراست نسوزانیدش
اين حسينيه ي دنياست نسوزانیدش

شعله پشت حرم فاطمه زاده نبريد
پسر فاطمه را پاي پياده نبريد

میبريدش، ببريد از وسط مردم نه
هر چه خواهيد بياريد ولي هيزم نه

آي مردم بگذاريد عبا بردارد
پيرمرد است و خميده ست عصا بردارد

از مسيري ببريدش كه تماشا نشود
چشمي از اين در و همسايه به او وانشود

اصلاً اين مرد مگر پاي دويدن دارد؟
پيرمردي كه خميده ست كشيدن دارد؟

بگذاريد لبش ياد پيمبر بكند
وسط شعله كمي مادر مادر بكند

شعله ي تازه به چشمان غمينش نزنيد
آسمان است و در اين كوچه زمينش نزنيد

شايد اين كوچه همان كوچه ي زهرا باشد
شايد آن كوچه ي باريك همين جا باشد

شايد اين كوچه همان جاست كه زهرا افتاد
گر چه هم دست به ديوار شد اما افتاد

اين قبيله همگي بوي پيمبر دارند
در حسينيه ي خود روضه ي مادر دارند

علی اکبر لطیفیان
**********************
همان امام غریبی که شانه اش خم بود
به روی شانه ی پیرش غم دو عالم بود
میان صحن حسینیه ی دو چشمانش
همیشه خاطره ی ظهر یک محرم بود
دل شکسته ی او را شکسته تر کردند
شبیه مادر مظلومه اش پر از غم بود
اگر تمام ملائک زگریه می مردند
به پای خانه ی آتش گرفته اش کم بود
حدیث حرمت او را به زیر پا بردند
اگر چه آبروی خاندان آدم بود
شتاب مرکب و بند و تعلل پایش
زمینه های زمین خوردنش فراهم بود
مدینه بود و شرر بود و خانه ای ساده
چه خوب می شد اگر یک کمی حیا هم بود
امان نداشت که عمامه ای به سر گیرد
همان امام غریبی که شانه اش خم بود
لطیفیان
************************
مباد آنکه عبای تو یک کنار بیفتد

میان راه، تن تو بی اختیار بیفتد

تو را خمیده خمیده میان کوچه کشیدند

که آبروی نجیبت از اعتبار بیفتد

دگر غرور تو را چاره جز شکسته شدن نیست

اگر محاسن تو دست این سوار بیفتد

توقع اثری غیر آبله نتوان داشت

مسیر پای برهنه ت اگر به خار بیفتد

چه خوب شد که لباست به میخ در نگرفت و …

چه خوب شد که نشد پهلویت ز کار بیفتد

اگر چه سوخت حریمت ولی ندید نگاهت

ز گوش دخترکان تو گوشوار بیفتد

هنوز هم که هنوز است جلوه های تو جاریست

که آفتاب، محال است در حصار بیفتد

علی اکبر لطیفیان
****************
ما گداییم گدای پسر فاطمه ایم
بوسه زن های عبای پسر فاطمه ایم
بنویسید فدای پسر فاطمه ایم
گریه کن های عزای پسر فاطمه ایم
چشم ما چشمه ای اندازه ی دریا دارد
هر چه ما گریه کنیم از غم او جا دارد
پیرمردی که خدا در سخنش پیدا بود
زردی برگ گل یاسمنش پیدا بود
سنّ بالایش از آن خم شدنش پیدا بود
با وجودی که خزان در بدنش پیدا بود
نیمه شب بر سر سجّاده عبادت می کرد
مثل یک عاشق دلداده عبادت می کرد
ماجرایی که نباید بشود، امّا شد
باز هم واژه ی «حرمت شکنی» معنا شد
پای آتش به در خانه ی آقا وا شد
درِ آتش زده مثل جگر زهرا شد
ولی این بار در خانه دگر میخ نداشت
کار بر سینه ی پروانه دگر میخ نداشت
تا شکست آینه اش اشک زلالش افتاد
با تماشای چنین منظره بالش افتاد
تا که وحشت به دل اهل و عیالش افتاد
باز هم خاطره ای بد به خیالش افتاد
ناگهان سنگ دلی آمد و آقا را برد
بی عمامه پسر فاطمه را تنها برد
می دوید آه چه با تب نفسش بند آمد
پا برهنه پی مرکب نفسش بند آمد
وسط کوچه دل شب نفسش بند آمد
نه که یک بار مرتّب نفسش بند آمد
با چنین سرعتی افتادن آقا قطعی است
با زمین خوردن او گریه ی زهرا قطعی است
آهِ بی فاصله اش مرثیه خوانی می کرد
اشکِ پر از گله اش مرثیه خوانی می کرد
اثر سلسله اش مرثیه خوانی می کرد
پای پر آبله اش مرثیه خوانی می کرد
دختری را که یتیم است پیاپی نزنید
زخم هایش چه وخیم است! پیاپی نزنید

محمدفردوسي
************************
باز گرفته دلم برای مدینه
باز نشسته دلم به پای مدینه
شکر خدا عاشق دیار حبیبم
شکر خدا که شدم گدای مدینه
بال فرشته است، سایبان قبورش
بال فرشته است،خاک پای مدینه
در کفنم تربت بقیع گذارید
صحن بقیع است، کربلای مدینه
کرب و بلا می شود دوباره مجسم
تا که به یاد آورم عزای مدینه
دست من و لطف دست با کرم تو
جان به فدای بقیع بی حرم تو
سنّ تو، قدّ تو را کشیده خمیده؟
یا که خداوند آفریده خمیده؟
منحنی قدّت از کهولت سن نیست
شاخه ی سیبت ز بس رسیده، خمیده
بس که غریبی تو ای سپیده محاسن
شیعه اگر چه تو را ندیده، خمیده
نیست توان پیاده رفتنت ای مرد
پس به کجا می روی خمیده، خمیده
هر که صدای تو را میان محله
وقت زمین خوردنت شنیده، خمیده
در وسط کوچه ها صدای تو این بود
مادر من، مادر شهیده، خمیده
کیست که دارد تو را ز خانه می آرد؟
در وسط کوچه ها شبانه می آرد؟
وقتی درِ خانه در برابرت افتاد
خاطره ای در دل مطهرت افتاد
مرد محاسن سپید شهر مدینه
کاش نگویی چگونه پیکرت افتاد
گرم خجالت شدند خیل ملائک
حُرمت عمامه ات که از سرت افتاد
راستی این کوچه آشناست، نه آقا؟
یعنی همین جا نبود مادرت افتاد؟
تکیه زدی تا تنت به خاک نیفتد
حیف ولی لحظه های آخرت افتاد…

علي اكبر لطيفيان
***************************
ای بهار همیشه های خدا! ای که از آسمان شدی جاری
از چه این روزها شکسته شدی؛ بغض داری ولی نمی باری
لااقل صبر کن مسافر شب؛ گریه کن گریه در معابر شب
صبح صادق به جز تو کیست بگو؛ کیست جز تو امام بیداری
گاه گاهی که حرف هم داری؛ شهر در خواب می رود انگار
آه آقا چه می کشی با این؛ استخوانی که در گلو داری
تو بگو از کدام طایفه ای؛ که همیشه خدای عاطفه ای
لطف ها می کنی برای کسی؛ که برایت نمی کند کاری
پس کجایند نافله خوان ها که دل نافله شبانه شکست
کی به درد تو می خورد آقا! نافله های سرد و تکراری
پس کجایند عالمان سحر یک نفر از چهار هزار نفر
که شبانه امام را بردند پا برهنه به خفت و خواری
کوچه ای در مدینه منتظر است؛ تا که روضه بخوانی از دیوار
تا تو هم مثل مادرت آن جا؛ حس کنی بین درب و دیواری
تا که کوچه به کوچه پخش شود؛ هم صدایی غربتت با او
تا بفهمند فاطمی هستی؛ مثل مادر به غم گرفتاری
تا که دست تو را نبندند و هی به یاد علی نخندند و
نکشندت پیاده اینگونه هی به قصد امام آزاری
تا به تو زهری از جفا ندهند؛ تا به پیش تو ناسزا ندهند
تا مگر شرمی از رسول کنند نبرندت به بزم می خواری
شب شد و یک عبا و عمامه باز هم بین کوچه افتاده
باز هم اهل خانه می ریزند؛ پشت پای تو گریه و زاری
می برند به قصر سرخ بلا؛ کوفه یا شام یا که کرببلا
بهتر است یک کمی با خود؛ تربت از قتلگاه برداری

رحمان نوازني
*************************
دارم برای رنگِ تنت گریه می كنم
پایِ نفس نفس زدنت گریه می كنم
باور كنیم حرمت تو مستدام بود؟
یا بردن تو بردنِ با احترام بود؟
باور كنیم شأن تو را رَد نكرده است؟
این بد دهانِ شهر به تو بد نكرده است؟
گرد و غبار، روی تو ای یار ریختند
روی سر تو از در و دیوار ریختند
هر چند بین كوچه تنت را كشید و بُرد
دستِ كسی به رویِ زن و بچه ات نخورد
باران تیر و نیزه نصیب تنت نشد
دست كسی مزاحم پیراهنت نشد
این سینه ات مكان نشست كسی نشد
دیگر سر تو دست به دست كسی نشد

علي اكبر لطيفيان
***********************
چه ظلم‌ها که به اولاد مصطفی کردند
خدا گواست به آل علی جفا کردند
گلوی تشنه بریدند از حسینش سر
سر مقدس او را به نیزه‌ها کردند
امام چارم ما را به شام آوردند
میان خلق ورا خارجی صدا کردند
امام پنجم ما را به زهر کین کشتند
بسا ستم که به آن حجت خدا کردند
به بیت حضرت صادق هجوم آوردند
قیامتی دگر از این ستم به پا کردند
سر برهنه دل شب ز خانه‌اش بردند
چه ظلم‌ها که به آن نجل مصطفا کردند
در آن سیاهی شب، اهل بیت آن مظلوم
گریستند و برای پدر دعا کردند
همه سواره و او را پیاده می‌بردند
نه رحم کرده، نه از حضرتش حیا کردند
سه بار تیغ کشیدند بهر کشتن او
عجب به عهد رسول خدا وفا کردند!
امام صادق ما را به زهر کین کشتند
مدینه را ز غمش دشت کربلا کردند
هزار مرتبه نفرین حق بر آن قومی
که خط خویش ز آل علی، جدا کردند
برای غصب خلافت زدند زهرا را
چه شد که کودک ششماهه را فدا کردند
به جای شاخۀ گل بار هیزم آوردند
حقوق فاطمه را پشتِ در ادا کردند
بسوز و شعله برافروز از جگر «میثم»
که حمله بـر حرم وحی کبریا کردند

غلامرضاسازگار