زمزمه ، سرود و شور عید غدیر خم

سرود

سرور و مولا كيه كيه – علي مولا علي علي

امام زهرا كيه كيه – علي مولا علي علي

چه غم از اين كه قدر يك دنيا همه بلا داريم

يه كسي رو مثل علي تو همه دنيا داريم

نوشته رو عرش برينه – علي اميرالمومنينه

امام كل عالمينه2

علي علي يا علي مولا

ذكر لب من اينه هميشه – علي مولا علي علي

هيچكي برا من علي نميشه – علي مولا علي علي

من كي باشم كه برعلي هزار تادل مي بنده زهرا

تانام حيدر كه مياد از ته دل مي خنده زهرا

به خدا به عشقت اسيره زهرا – اين ذكرو بر تو مي گيره زهرا

الهي بر تو بميره زهرا2

علي علي يا علي مولا

مجيد احدزاده

دريافت سبك
********************
من از تبار يارم – از نسل ذوالفقارم

سرمو ببر – رگمو بزن – دست از علي بر نمي دارم

مولا مولا – علي علي مولا

هرسينه چاك نمي شه – پاي تو خاك نمي شه

اگه هزار بار – بشوري بازم – خصم علي پاك نمي شه

مولا مولا – علي علي مولا

شيرين ترين طنيني – بالاتر از يقيني

به گل روي – فاطمه قسم – كه تو اميرالمومنيني

مولا مولا – علي علي مولا

شعر و سبک :مجيد احدزاده

دريافت سبك
*******************
زندگي بي علي معنا نداره

بي علي به خدا كه خدا نداره

دل من از روز ازل شده مست علي

دست منو خدا گذاشت توي دست علي

ياعلي علي مولا علي ياحيدر

بين ما روز محشر خدا قاضيه

هركي با عليه حق ازش راضيه

نور علي تو آسمون مهر مي درخشه

خدا به خاطر علي ماهارو مي بخشه

ياعلي علي مولا علي ياحيدر

تو خاك نجف شاخ و برگ و ريشم

من ديگه با عدوش برادر نمي شم

سرم بره نمي ره عشق مرتضي از سرم

دست خودم نيست بخدا عاشق حيدرم

ياعلي علي مولا علي ياحيدر
مجيد احدزاده
دريافت سبك
******************
اي اهل ولا هستي خود به كف بگيريد
عيدي خود از شهشنشه نجف بگيريد
تاكه اسمش و مي برم گره هاي كارم واميشه
من ازش قطره مي خوام روزيه دلم دريا مي شه
علي مولا علي مولا
عاقل نديدم عاشق و ديونت نباشه
عاشق نديدم در به در خونت نباشه
تو هفتا آسمون يه ستاره دارم عليه
توي چهار فصل خدا پائيز و بهارم عليه
علي مولا علي مولا
من قرار گذاشتم تو دلم با علي مولا
تا جون و نفس دارم بگم ياعلي مولا
برا آفرينشت سنگ تموم گذاشت خدا
برا زيبايي تو هيچ چيزي كم نذاشت خدا
علي مولا علي مولا
آب و گلت از كجاست كه هيچ ملك نديده
هيچ كس تو وجودي اين همه نمك نديده
خرج تو كرده خدا هرچي كه ذوق وهنره
كي ديده كوه نمكي كه از عسل شيرين تره
علي مولا علي مولا
یوسف حق پرست(غریب)

دريافت سبك
******************
اي تو شاه لافتي – اي مظهر هل اتي – جانشين مصطفي
اي منيم گوزل آقا – ياحيدر يا مرتضي
ياحيدر يا مرتضي

بر دردم خاتمه اي – تو جان فاطمه اي – بر لبها زمزمه اي
مستي عشق تو ناب – يا حيدر ابوتراب
يا حيدر ابوتراب

آبروي عالمين – يل بدري و حنين – پدر آقام حسين
نامت بر زبان من – ياحيدر ابالحسن
ياحيدر ابالحسن

بر دستت نگاه من – تويي تكيه گاه من – تويي تو پناه من
ذكرم بي حد و عدد – ياحيدر علي مدد
ياحيدر علي مدد
رضــارســولـــي
دريافت سبك
******************
ای دست خداوند ، اي جان پيمبر
عالم بفدايت ، اي ساقي كوثر
حيدر – قرار قلب بي قرار
حيدر – صاحب تيغ ذوالفقار
حيدر – دوستت دارم ديوونه وار
علي ولي الله

بر كل خلايق ، سلطاني و مولا
آقا تو نگاه كن ، بر اين دل رسوا
حيدر – ذكر دل پير و جوان
حيدر ذكر دلاي بي نشان
حيدر – ذكر لب صاحب زمان
علي ولي الله

عشقت توي دنيا ، بين الملليه
سربند سر من ، يا مولا عليه
حيدر – دست خدای ازلي
حيدر – شاه دلاي منجلي
حيدر – يا مرتضي علي علي
علي ولي الله
رضــارســولـــي
دريافت سبك
*****************
ذكر همه ارض و سما – حيدر يا حيدر
ذكر قنوت مصطفي – حيدر يا حيدر
اي نور الله – يا حيدر يدالله – روي لبامه – علي ولي الله
چرخش هفت آسمونا ، به روي دست عليه
نه که تنها همه عالم ، خدا هم مست عليه
قرار هر دل شيداست
همسر حضرت زهراست
آقامون بر همه مولاست
حيدر يا مولا يا حيدر يامولا

كسي همه حور و ملك خيره به روشه
چي ميشه كه يك نگام كنه حتي يه گوشه
نور خدايي – سلطان سمايي – تو جانشين و جان مصطفايي
دست مرتضي رو امروز ، مصطفي گرفته بالا
بدونيد آي همه عالم ، علي شد بر همه مولا
كوري دشمن ابتر
مي خونم با دل كوثر
يا علي مولا يا حيدر
حيدر يا مولا يا حيدر يامولا
رضــارســولـــي
دريافت سبك
******************
تو دست ِ خدایی ، تو مشكل گشایی

در محضر ِ تو آقا لذت داره گدایی

تو دل می ربایی ، تو لطف و صفایی

عبد خدا ولیكن میكنی كار خدایی

یا حیدر ، كرمی به این گدای بی نشونه

یا حیدر ، دلمو با یك نگاه كردی دیوونه

باز امشب ، دل ِ مجنونم داره غزل میخونه

میخونه ، پیمونه ، مست ِ تو ، مست ِ تو ، یاحیدر

این دل ِ ، دیوونه ، دست ِ تو ، دست ِ تو ، یاحیدر

یاحیدر یاحیدر یاحیدر یاحیدر

******

ذكر ِ آمین ِ من ، عشق ِ دیرین ِمن

بر دشمنت دمادم لعنت و نفرین ِ من

دین و آیین من ، شور ِ شیرین ِ من

باشه حلالت آقا این خون ِ رنگین ِ من

یا حیدر ، مرغ ِ دل پر زده باز شده هوایی

یا حیدر ، كاش بشم كبوتر ِ ایوون طلایی

باز امشب ، دل ِ مجنونم داره غزل میخونه

میخونه ، پیمونه ، مست ِ تو ، مست ِ تو ، یاحیدر

این دل ِ ، دیوونه ، دست ِ تو ، دست ِ تو ، یاحیدر

یاحیدر یاحیدر یاحیدر یاحیدر

دریافت سبک

حسین رحمانی

************************
نماز بی ولای حیدر ، باطله باطله

هر که مرید علی نیست ، غافله غافله

فقط علی امیرمومنینه ، مولای اهل یقینه

اشهد ان علی ولی الله

******

ذکر علی عبادة ، شعارم شعارم

ولایتش همه ی دار و ، ندارم ندارم

نگار من به دست حق نگینه استاد جبریل امینه

فقط علی امیرمومنینه ، مولای اهل یقینه

اشهد ان علی ولی الله

******

هر که محب علی نیست ، کافره کافره

کلید جنت ولای ، حیدره حیدره

ولای مرتضی تمام دینه علی بهشت برینه

فقط علی امیرمومنینه ، مولای اهل یقینه

اشهد ان علی ولی الله

******

حیدریم جونم فدای ، بهترین رهبره

پادشه ملک قلبم ، حضرت حیدره

ستاره ای که روی زمینه پادشه متقینه

فقط علی امیرمومنینه ، مولای اهل یقینه

اشهد ان علی ولی الله

******

الحمدلله محب ، فاتح خیبرم

الحمدلله گدای ، ساقی کوثرم

نام ید الله حصن حصینه نوای قلب غمینه

فقط علی امیرمومنینه ، مولای اهل یقینه

اشهد ان علی ولی الله

دریافت سبک

نوید اطاعتی
*******************

شور
دم زنم از نام علی تا شوی آگاه ، علی

حیدر کرار بود میر و شهنشاه ، علی

ذکر تمام شیعیان است به والله ، علی

اشهد ان علی ولی الله

******

نام علی زمزمه ی روح و روانم ، علی

روشن از این نام بود هم دل وجانم ، علی

تا ابد این ذکر بود ورد زبانم ، علی

اشهد ان علی ولی الله

******

نام علی ذکر لب حضرت موسی ، علی

در دم اعجاز شده ذکر مسیحا ، علی

ذکر ملائک شده در عرش معلا ، علی

اشهد ان علی ولی الله

******

دم زنم از تاج سر عالم امکان ، علی

آنکه کند فخر غلامش به سلیمان ، علی

گفته ام از روز ازل از دل و از جان ، علی

اشهد ان علی ولی الله

******

با گل او گشته عجین آب و گل من ، علی

عاشق ایوان نجف گشته دل من ، علی

این شده ذکر همه عمر و حاصل من ، علی

اشهد ان علی ولی الله

******

ذکر یداله بود آرامش جانم ، علی

مورد تایید خدا گشته اذانم ، علی

تا ابد از عمق وجود خود بخوانم ، علی

اشهد ان علی ولی الله

******

در دم مرگم برسد علی به امداد ، علی

گفته که خواهد آمد آن لحظه به فریاد ، علی

در دم مرگم نبرم ذکر خود از یاد ، علی

اشهد ان علی ولی الله

******

عالم و آدم همه مجنون ید الله ، علی

تا به قیامت شده مدیون ید الله ، علی

کوری چشم همه خصم اسد الله ، علی

اشهد ان علی ولی الله

******

ذکر همه خسته دلان دشت اخلاص ، علی

ذکر همه اهل حرم در دم حساس ، علی

ذکر نبرد و رجز حضرت عباس ، علی

اشهد ان علی ولی الله

 نوید طاعتی

دریافت سبک
******************

شور
زمانی که حیدر بین نبرده

فقط انگار تو عالم علی مرده

خدا خیلی ما رو دوست داره چون که

ماها رو شیعه ی مرتضی کرده

خدایا شکرت ، خدا ممنونم

ولای حیدر ، بود در خونم

علی یا حیدر

******

اگر ذکری عبادت باشه اینه

علی ولی الله عالمینه

به کوری چشم دشمن زهرا

فقط حیدر امیر المومنینه

علی عین الله ، علی وجه الله

علی شاه کرم ، علی ولی الله

علی یا حیدر

******

غلام کوی عباس و حسینیم

همه مجنون بین الحرمینیم

به ما به عشق علی روزی میدن

با این حساب همگی زیر دینیم

بیا ای ساقی ، به قلبم بنگر

نوشته رویش ، انا عبد الحیدر

علی یا حیدر

دریافت سبک

نوید طاعتی
*********************

شور
علی علی علی علی یا حیدر

فدای دلبرم الحمدلله ، سایشه رو سرم الحمدلله

مثه ملائکه منم میگم که ، گدای حیدرم الحمدلله

این نوای تموم آسمونه ، نور و قشنگی رنگین کمونه

هر کسی پا رکاب اهل بیته ، به عشق مرتضی علی میخونه

ای آقا جلوه ی حق الیقینه ، قرآن و عترت و تموم دینه

حرف ما تا روز ابد همینه ، فقط علی امیرالمؤمنینه

علی ولیّه و علی امیره ، عالَمی بر کرم او فقیره

تعجبی نداره از عنایت ، مُرده با ذکر علی جون بگیره

یا علی جان منی که جون فداتم ، کبوتر حرم ِ با صفاتم

با رفیقای خوبم از همینجا ، زائر و مُحرم ِ ایوون طلاتم

یه دل مبتلا بده آقا جون ، شور و حال ولا بده آقا جون

دل ما تنگ حرم حسینه ، برات کربلا بده آقا جون
دریافت سبک

امیر عباسی
******************

شور
امامُ المتقین یا مولا علی یا علی ، علی یا علی

امیرالمؤمنین یا مولا علی یا علی ، علی یا علی

سلام ما به تو ای آقا علی یا علی ، علی یا علی

مدد یا سیدی یا مولا علی یا علی ، علی یا علی

جان پیغمبر علی علی ، ای دل و دلبر علی علی

ساقی کوثر علی علی ، مولای قنبر علی علی

******

زندگی ما فدای تو ، جون میدیم آقا برای تو

بهشت ما ، بهشت ما ، بهشت ما ، ایوون طلای تو

ای جانها فدای تو…

******

ای شیر خدا ، به نور پاک مصباح ِ هُدی ،

ما رو نکن از خودت آقا جدا ، تورو قسم به حُرمَت ِ شهدا

خورشید ِ ولا ، ما دلمون پر میزنه به خدا

به سمت آسمون کرببلا ، ما رو ببر به کربلا ای آقا

ای نور دو عین ، جان علی و فاطمه یا حسین…

******

کاشکه با ذکر یا علی ، ما بریم کرببلا

علی علی بگیم توی ِ ، حرم ِ خون خدا

مهرش در سرشت ما ، عشقش سرنوشت ما

کرببلاش بهشت ما ، بهشت ما

حسین…
دریافت سبک

امیر عباسی
**************************

شور
ای تو شاه لافتی ، ای مظهر هل اتی ، جانشین مصطفی

ای منیم گوزل آقا ، یاحیدر یا مرتضی

یاحیدر یا مرتضی

******

بر دردم خاتمه ای ، تو جان فاطمه ای ، بر لبها زمزمه ای

مستی عشق تو ناب ، یا حیدر ابوتراب

یا حیدر ابوتراب

******

آبروی عالمین ، یل بدری و حنین ، پدر آقام حسین

نامت بر زبان من ، یاحیدر ابالحسن

یاحیدر ابالحسن

******

بر دستت نگاه من ، تویی تكیه گاه من ، تویی تو پناه من

ذكرم بی حد و عدد ، یاحیدر علی مدد

یاحیدر علی مدد

 دریافت سبک

رضا رسولی
****************************

سرود
جرعه جرعه، می عشق ناب می ریزه تو، دلای بی تاب
امشب پیش چشای مهتاب عشقت میشه یه دُر نایاب
دستای ولی الله تو دست رسول الله
جبرئیل میگه ماشالله
دین بی تو نمی مونه رویای ناتمومه
دل بی تو میشه دیونه
فردا حیدر، میشه مولای ما توی ظلمت، ماه شب های ما
عشق یکتای، دل های ما
فاتح خیبر و بدر و حنین و فاتح هر دل شیدایی
گرچه خدا نه مثل خدایی ذات تو گشته معمایی
حیدر حیدر حیدر حیدر
******
شور و غوغا در، آسمون برپاست ملک و حوری، بینشون نجواست
اینه ذکر هر، کسی که اونجاست تویی مولامون تا، دنیا دنیاست
عشق رب فقط حیدر ذکر لب فقط حیدر
نور شب فقط حیدر، حیدر حیدر
آقای همه دل ها ذکر موجای دریا
یا مولا علی یا مولا
با مهر تو کار دل ها بدمستیه مدیون تو همه ذرات هستیه
ذکر حیدر چاره هر بن بستیه
فاتح خیبر و بدر و حنین و فاتح هر دل شیدایی
گرچه خدا نه مثل خدایی ذات تو گشته معمایی
حیدر حیدر حیدر حیدر
******
ماه و خورشیدِ، آسمون عشق رسول و حیدر، سایه بون عشق
ولایت میشه، نرده بون عشق دل ما پر شد، ز جنون عشق
دل رو ما به تو دادیم از این عشق تو شادیم
سر تا پا همه فریادیم
تنها راه سعادت تنها راه شهادت
راه سبز ولایت
یک روز میشه که، همه دنیای ما پر میشه از، ولایت مولای ما
یعنی روز، ظهور اون آقای ما
فاتح خیبر و بدر و حنین و فاتح هر دل شیدایی
گرچه خدا نه مثل خدایی ذات تو گشته معمایی
حیدر حیدر حیدر حیدر

دریافت سبک
حسین ایزدی
**********************

سرود
ولایت حیدر مبارک ، امامت حیدر مبارک

از آسمونا داره می باره ، ماه و ستاره ، بگو دوباره

جشن حیدر مبارک

علی علی مولا یا حیدر

******

امشب شب عید غدیره ، مردم فقط علی امیره

خدا میذاره از آسمونا ، تاج ولایت به سر مولا

علی علی مولا یا حیدر

******

میره بالا منبر پیمبر ، می گیره به دست دست حیدر

می خونه که من کنت مولا ، فهذا مولا ، علیٌ مولا

حیدر گردیده رهبر

علی علی مولا یا حیدر

******

کامل شده دین الهی ، قرآن داره میده گواهی

کسی که تبریک بگه به مولا ، حوالش و میدن به زهرا

علی علی مولا یا حیدر

 دریافت سبک

محمد مهدی روحی
*******************

سرود
شاه علی ، تا دنیا دنیاست ماه علی ، چون عشق زهراست

راه علی ، ته ش عرش اعلاست

ولایتش تو دنیا بی نظیره هر کی قبولش نداره بمیره

میگم تا کور بشه چشه حسودا فقط امیرالمومنین امیره

ذکر علی، دوای دردمه

مهر علی ، ریسمان محکمه

غیر علی ، نتیجه اش به خدا جهنمه

مولانا یاحیدر ، یامرتضی

******

تو آسمون ، چه شوری برپاست خنده روی ، لبای زهراست

عید غدیر ، شب جشن آقاست

تو این شبا کار دلم جنونه بگید به دشمن علی بدونه

خدا خبر داد که دیگه از امشب هر چی علی بگه فقط همونه

خشم علی ، یه پا قیامته

خصم علی ، کمال خفته

اسم علی ، خدایی بهترین عبادته

مولانا یاحیدر ، یامرتضی

******

عبد توام ، تو آقای منی ستاره ی ، تو شبهای منی

پای توام ، تو هم امید فردای منی

بین تموم دلبرا محشری عشقه به والله برا تو نوکری

تا روز محشر به خودم می بالم حیدری ام حیدری ام حیدری

خوب یا بدم ، آقا جون همینم

آرزومه ، تو صحنت بشینم

ایشالا که ، همه تونو تو نجف ببینم

مولانا یاحیدر ، یامرتضی
دریافت سبک

میثم میرزایی
*******************************

شور
مژده به عالمی فیض سعادت ، اومده عاشقا عید ولایت

میون ِ عالمی به امر داور ، علی شده جانشین پیمبر

ای گل یاسمن ، تویی مولای من ، علی ابالحسن

علی علی علی

******

جلوه ی نور ایزد منجلی بود ، روی دست نبی دست علی بود

کهکشونا تمامی غرق شورن ، آسمونا همه غرق سُرورن

جانشین ِ نبی ، تو ذکر هر لبی ، تو ابا الزّینبی

علی علی علی

******

ای خدای کریم و حیّ داور ، رزق مارو بده به حقّ حیدر

دل خراب مارو خدایی کن ، عاشقارو همه کربلایی کن

آرزوی دلا ، سفر کربلا ، کربلا کربلا

سیدی یا حسین

دریافت سبک
امیر عباسی
*****************************

سرود
یا علی جان تو ، روح تقوایی ، دلربایی مقتدایی هستی مایی

جشن ولایته ، وقت هدایته ، علی شده بر اُمّت رهبر

ذکر لب همه ، نوای فاطمه ، علی علی مولا یا حیدر

جلوه ی یا ربی علی یا حیدر ، جانشین نبی علی یا حیدر

مددی مولا یا ولی َ الله ، یا ولی َ الله

عید ولایت ِ علی مبارک

******

دست حیدر در ، دست پیغمبر ، شد مُعیّن از خدا بر مسلمین رهبر

با سُرور و شعف ، به لب عاشقا ، ذکر سلامه و هم صلواته

علی امامه و ، ماه تمامه و ، ولایتش راه ِ خیر و نجاته

از غم عشقش بی تب و تابیم ، اهل محبّت ابوترابیم

با ولایت دل ما شده همراه ، الحمدُ لله

عید ولایت ِ علی مبارک

******

ما که دل بر آن ، مقتدا بستیم ، تا به آخر یاور ِ سیّد علی هستیم

آمریکا دشمن ِ ، دین و ایمان ماس ، خون شهید این و یاد ِ ما داده

ولایت فقیه ، ولایت علی ، برای ما اصول و اعتقاده

ما می مونیم با شور حسینی ، پارکاب نهضت خمینی

به مدد آن شیر دلاور ، حضرت حیدر

عید ولایت ِ علی مبارک

دریافت سبک
امیر عباسی
*********************

سرود
قلب زهرا شد ، با شعف همراه ، حضرت حیدر ، شد ولی ُ الله

در غدیر خُم دگر کامل شد دین ، جانشین مصطفی گشته تعیین

دست علی آمد بالا ، شد علی بر عالم مولا

عید اَکمَلت ُ لَکُم دینُکُم را ، تهنیت بگو به احمد و زهرا

کرده گل به روی لبها نغمه ی ، یا علی علی علی مولا مولا

یا علی علی علی مولا مولا

******

بر تو تبریک ای ، احمد مُختار ، جانشینت شد ، حیدر کرّار

نور ِ واژه های من کُنتُم مولا ، گشته جلوه گر به ارض و بر سما

تاریکی ها گردیده گم ، در عرصه ی غدیر خم

مقتدای مُتقین شد مرتضی ، دلربای اهل دین شد مرتضی

عطر گل پُر شده در مُلک ِ هستی ، چون ولی ّ مسلمین شد مرتضی

یا علی علی علی مولا مولا

******

این زمان هم ما ، با ولی هستیم ، گرم ِ آوای ِ ، یا علی هستیم

اهل راه ِ عشق حیدر می مانیم ، ما مطیع اَمر ِ رهبر می مانیم

ولایت فقیه ِ ما ، ولایت آل عبا

پیروان مکتب پیغمبریم ، در صراط ِ مستقیم دلبریم

با اطاعت از امام و رهبری ، جانفدای راه پاک حیدریم

یا علی علی علی مولا مولا
دریافت سبک
امیر عباسی
**************************

سرود
خدایا شُکرَت ، که ما دلداده ، به عشق پاک ِ ، ولی ات هستیم ، به او دل بستیم

ز جام حُب ّ و ، ولایش مستیم ، علی مولای ِ ، تمام ِ عالَم ، به او می نازد ، نبی ّ اکرم

که او بعد از من ، بُوَد بر خلقت ، ولی ّ و مولا ، امام و آقا ، صفای دلها ، چو ایزد ، یکتا

اُمید فردا ، شفیع عُقبی ، شعار عشقش ، بُوَد یا زهرا ،

کسی که جز راه ِ او بره گمراهه

همه رَعیَت او شاهه ، علی ولی ُ ا..هه

شعاع ِ نور حیدر مثه خورشید و ماهه

عبادت ها بی مُهر ِ ولایتش تباهه

میگیم ما هر دم ، یا أهلَ العالَم ، علی ولی ُ ا..هه

*******

غدیر خُم شد ، تجلیگاه ِ ، شکوه ِ دلبر ، مقام حیدر ، تو گویی تازه ، نبیّ اکرم ، شده پیغمبر

که از سوی حق ، به اُمّت دارد ، پیامی دیگر ، کلام ِ آخر ، که ای آنان که ، مسلمان هستید

هر آنکس را که ، منم مولایش ، پس از من باشد ، علی مولایش ، علی آقایش ،

بُوَد حرف من ، کلام حیدر ، پیامم باشد ، پیام ِ حیدر ، بُوَد تیغم در ، نیام حیدر ،

خدا هم داده ، سلام حیدر ، ملائک گرمِ ، ثنای حقّ و ، فقیر لطف ِ ، مُدام ِ حیدر ،

با این راه ِ حق ، سعادتمنده هر کسی که همراهه

همه رَعیت او شاهه ، علی ولی ا..هه

شعاع ِ نور حیدر مثه خورشید و ماهه

عبادت ها بی مُهر ِ ولایتش تباهه

میگیم ما هر دم ، یا أهلَ العالَم ، علی ولی ُ ا..هه

******

زبان بگشایم ، به مدح مولا ، به مدح ِ نور ِ ، خدای یکتا ، وصیّ طاها

عزیز زهرا ، علی قرآنم ، علی ایمانم ، علی ای جان و ، علی جانانم

علی توحید و ، علی فرقانم ، علی یاسینم ، تمام دینم ، ولای حیدر

شود جان ِ من ، فدای حیدر ، تمام شاهان ، گدای حیدر ، بریزم هستی

به پای حیدر ، اُمیدم باشد ، عطا و لطف ِ ، خدای حیدر ، بُوَد افضل از

همه اعمالم ، ثنای حیدر ، الهی که من ، شوم شامل بر ، دعای حیدر

که کوله بار عُمرم پر از گناهه

همه رَعیت او شاهه ، علی ولی ا..هه

شعاع ِ نور حیدر مثه خورشید و ماهه

عبادت ها بی مُهر ِ ولایتش تباهه

میگیم ما هر دم ، یا أهلَ العالَم ، علی ولی ُ ا..هه
دریافت سبک
امیر عباسی
*********************

سرود
ما که مسکینان درگاه امیریم

به حریم آل پیغمبر فقیریم

سرخوش از جام تولای غدیریم ، شُکر ُ لله الحمدُلله

فاتح خیبر و سیف الله شده وصیّ رسول الله

ذکر لب عالمین اینه علی علی یا ولیّ الله

علی علی یا ولیّ الله

******

گرچه عاصی و پر از جرم و خطاییم

گرچه در ظاهر فقط عبد خداییم

ما محبین علی ّ مرتضاییم ، شُکر ُ لله الحمدُلله

کُن فَیَکون به خدا باشد کار ِ کَم ِ علی ِ اعلا

چشم اُمید همه باشد بر کرم علی اعلا

علی علی یا ولیّ الله

******

به تولای علی آن شاه مردان

بسته ایم از عاشقی ما عهد و پیمان

با امام و رهبر و خون شهیدان ، شُکر ُ لله الحمدُلله

ما همه با مدد حیدر یاور و یار ولی هستیم

یا علی گفته ایم از اوّل تا به آخر با علی هستیم

علی علی یا ولیّ الله
دریافت سبک
امیر عباسی
**********************

سرود
مست باده ی غدیر و عاشق مولاییم

سائل وادی لطف حیدر و زهراییم

تهنیت عید ولایت به همه میکنم از دل و جان این زمزمه

صله ای به ما بده یا فاطمه

علی جان یا مولا یا مولا یا مولا

******

به روی دست نبی دست علی جلوه گر است

آتش کینه ز قلب دشمنان شعله ور است

آمده عید ولایت ولی میزنم صدا به آوای جلی

لعنت خدا به دشمن علی

علی جان یا مولا یا مولا یا مولا

******

ما به عشق مرتضی مطیع امر رهبریم

با ولایت فقیه پیرو راه حیدریم

ما همه مست شراب کوثریم چون شهیدان همه عبد حیدریم

ما همه فداییان رهبریم

علی جان یا مولا یا مولا یا مولا
دریافت سبک
امیر عباسی
**********************

سرود مسجدی
موسم ناب رحمت آمد ، عید ولایت آمد

ایام حُزن دشمن و بدخواه دین است

جشن تولای امیر المؤمنین است

بگو تو با صوت جلی ، علی علی علی علی

مولانا علی علی جان

******

دل به عشقش اسیر آمده ، عید غدیر آمده

پیچیده در هر جا نوای عشق حیدر

گیریم صله امشب ز دستان پیمبر

ای به همه عالم ولی ، علی علی علی علی

مولانا علی علی جان

******

بده بر ما ای نور دلها ، برات کرببلا

درد دل بشکسته ی ما را دوا کن

رزق محرّم را به مشتاقان عطا کن

جلوه ی حیّ ازلی ، علی علی علی علی

مولانا علی علی جان
دریافت سبک
امیر عباسی

اشعار عید غدیر خم

گوش‌هـا بـاز کـه امروز هزاران خبر است
خبری خوب‌‌تر از خوب‌تر از خوب‌تر است
صـف ببندیـد کـه هنگـام نماز روح است
در گشایید که جبریل امین پشت در است
همگـی عیـد بگیریـد کـه عید آمده است
ایـن همـان عیـد خدای احد دادگر است
سـورۀ مائده خوانیـد کـه صـد مائـده نور
از خـدا در دل هــر آیـۀ آن مستتر است
هـر طـرف مـی‌نگرم قافلـه در قافلـه دل
هر دلی بال‌زنـان سوی علـی رهسپر است
این همان عید غدیر است که در خم غدیر
گوش‌هـا یکسـر بـر خطبـۀ پیغامبـر است
خطبۀ ختم رسل حکم خدا مدح علی است
خطبه‌ای که سندش مستند و معتبـر است
ایهـا النـاس هـر آنکـس کـه منـم مولایش
ایــن علـی او را تـا روز جــزا راهبــر است
این علی بعـد نبـی رهبر و مـولای شماست
این علی منجی یک خلق به موج خطر است
این علـی وجـه خـدا چشـم خدا گوش خدا
این علی دست خدا بازوی فتـح و ظفر است
من همـان شهــر علومــم همه باشید گواه
که علـی تـا ابدالدهـر بـر این شهر، در است
این امـام است امـام است امـام اسـت امـام
که امامت به وجودش همه‌جا مفتخر است
چشم، بی‌نور علی تا صف محشر کـور است
دین بی مهر علی پیکر بی‌دست و سر است
شرر نار همان بغض علی بـغض علـی است
مهـر او پیشِ روی آتـش دوزخ سپـر است
بــه تمـام بشـر اعـلام کنــد ختـم رسل
که علــی بـن ابیطالـب خیــرالبشر است
خصـم او را پسـر مـادر خـود باید خواند
غیر از این چاره نداریم که او بی‌پدر است
بی‌نمــازی اسـت اگـر بی‌علی آرید نماز
این نمازی که اجرش همه نار سقر است
مهر پروندۀ اعمـال شما مهـر علـی است
بی‌علی طاعت کونیـن زیان و ضرر است
گر دو صد کـوه طلا در ره معبـود دهید
بی تـولّای علـی جملـه هبا و هدر است
هر که شد خصم علی خصم نبی خصم خداست
در حقیقـت ز زنــازاده زنازاده‌تــر است
دشمن آل محمّـد چـو بــه محشـر آید
آتش خشم خدا از نفسش شعله‌ور است
به سر دوش رسول و به کف پای علی
بنویسیـد علـی بـت شکـن بی‌تبر است
بـی‌ولایش نفسـی گـر بزنــد جبـراییل
کمتر از مرغ زمین خوردۀ بی‌بال و پر است
جنـت از مهـر محبّـان علـی شاخـۀ گـل
دوزخ از بغض غلامان علی یک شـرر است
بــی تولّای علــی نیـست رسـالت کامـل
ثمــر بــاغ نبــوّت همه از این شجر است
نخل‌هــا جملــه گواهـند خــدا مـی‌داند
که علی تشنه، ولی تشنۀ اشک سحر است
سجده بی‌مهر علی سجده به بت باشد و بس
روزه بـا بغـض علـی نیــز گنـاه دگر است
جنّت و کوی علی هست چو یک قطعه زمین
کوثـر و مهر علی قصـۀ شیـر و شکـر است
صورت حق و علی صورت غیب است و شهود
طلعت احمد و او سـورۀ شمس و قمـر است
«میثم»این فخر تو را بس که از این مزرع عمر
نخـل سرسبـز تـو را بـار ولایـت ثمر است
سازگار
****************
بحر طویل عید غدیر و مدح امیرالمومنین(ع)
ساقی از خمّ ولایم بچشان باده که امشب به تولای علی مست شوم، بی خبر از هست شوم، عاشق یکدست شوم، سر بکشم، پر بکشم، حلقه ی اقبال زنم، از قفس خاکی تن بال زنم، لب به سخن باز کنم، خوانم و پرواز کنم، گویم و اعجاز کنم، بر دو جهان ناز کنم، مدح علی بر همه آغاز کنم، هان منم و عشق امیرم، به همین عشق اسیرم، که کشد سوی غدیرم، روم و دامن دلدار بگیرم، نگهی افکند آنگونه که صد بار شوم زنده و صد بار بمیرم، چه غدیری، چه امیری، چه بشیری، چه مه و مهر منیری، چه قیامی، چه پیامی، چه امامی، چه مقامی، همه جا بحر عنایت، همه جا نور لایت، شده از خالق معبود روایت، که بود عید ولایت، ملک و حور و پری، ارض و سما، کوه و چمن، دشت و دمن، ریگ و حجر، نخل و شجر، جنّ و بشر، یکسره کوشند مگر تا شنوند، از دو لب ختم رُسل، فخر سُبل، هادی کل، مدح علی شیر خدا را
*****
جبرئیل آمده از سوی خداوند تعالی، به رخش نور تجلی، به لبش حکم تولّی، که الا ختم رسالت، گهر بحر جلالت، نبی امی خاتم، پدر عالم و آدم، صلوات از سوی حق بر تو بر آل تو هر دم، به علی باش مبلّغ، به تو امر از طرف خالق سرمد شده، بلّغ، برسان حکم خدا را، وَ بگو گفته ی ما را، که خدا یار تو باشد، اگر امروز زبان را نگشایی و تولای علی را به خلایق ننمایی و دل اهل ولا را نربایی، به خدایی که تو را داده چنین قدر و جلالت، به تو و حیدر و آلت، همه ابلاغ تو باطل شود از بدو رسالت، بگشا لعل لب و بانگ به عالم بزن و سیطره ی کفر و دو رویی همه بر هم بزن از شیر خدا دم بزن اینک بچشان بر همگان جام ولا را
***
چو شنید این سخن از پیک خدا خواجه ی عالم، شرف دوده ی آدم، نبی پاک و مکرم، همه توحید مجسم، لب جانبخش مسیحایی او غنچه صفت باز شد از هم، که الا ای همه حجاج، زن و مرد، ز پیر و ز جوان، خُرد و کلان، باز بگیرید عنان، کز طرف ذات خدای دو جهان آمده فرمان، که بگویم به شما آنچه شده وحی به من از سوی خلاق زمن، خلق در آن برکه شده جمع، چو پروانه که بر دور و بر شمع، بفرمود نبی تا ز جهاز شتران گشت به پا منبر و چشم همه بر قامت پیغمبر و بگذاشت نبی پای بر آن منبر و فرمود بسی حمد و ثنای احد داور و پس خواند یکی خطبه ی غرّای ز هر نقص مبرا، به نوایی که بسی بود دل آرا، به ندایی که زن و مرد شنیدند ز لعل لبش آن طُرفه ندا را
*****
سخن ختم رسل برد ز سر هوش زن و مرد، سراپا همگان گوش، به جز نطق محمد همه خاموش، الا ای همه را بار ولایت به سر دوش، مبادا شود این قصه فراموش، که ناگاه نگاه نبی افتاد به رخسار علی، حجت حی ازلی، شیر خداوند جلی، آن به خداوند ولی، فارس میدان یلی، خواند ورا بر روی منبر به کنارش به چنان عزّ و وقارش، صلوات همه ی خلق نثارش، نگه ختم رسل سوی علی، شیفته ی روی علی، گشته ثناگوی علی، آی همه امت احمد بشتابید و بیایید و ببینید، همه دست علی را به سر دست محمد، دو لب خویش گشوده، دل یک خلق ربوده، که هر آنکس که منم رهبر و مولاش، بود تا ابدالدهر علی رهبر و مولاش، علی سرور و آقاش، علی حصن حصین است، علی سرّ مبین است، علی یاور دین است، علی یار و معین است، علی فخر زمان است، علی میر سماوات و زمین است، علی حبل متین است، امام است و امین است، همین است و همین است، علی رهبر و مولاست شما را
*****
علی صوم و صلات است، علی حج و زکات است، علی صبر و ثبات است، علی خضر حیات است، علی نیت و تکبیر، علی حمد و رکوع است، وَ قیام است و قعود است، علی حج و علی کعبه، علی مروه، علی سعی و علی رکن و مفاف است و طواف است، علی اول اسلام، علی آخر اسلام، علی محور اسلام، علی رهبر اسلام، علی سرور اسلام، علی یاور اسلام، علی ردّ و قبول است، علی بحر عقول است، علی جان رسول است، علی زوج بتول است، علی عرش و علی فرش، وَ علی مهر و علی ماه، وَ علی آدم و نوح است، وَ خلیل است و کلیم است و مسیح است، علی یوسف و یعقوب و سلیمان و علی یونس و خضر است، علی فاتح بدر و اُحد و خیبر و احزاب، علی اصل خطاب است، ثواب است و عِقاب است، ظهور است و حجاب است، به ربّی که کریم است و رحیم است و ودود است و غفور است و حلیم است و عظیم است، خدا مثل علی شیر ندارد، دو جهان مثل علی میر ندارد، نتوان یافت همانند علی گر چه بگردید همه ارض و سما را
*****
علی شاهد و مشهود، علی عابد و معبود، علی قاصد و مقصود، علی حامد و محمود، علی ذاکر و مذکور، علی ناصر و منصور، علی آمر و مأمور، علی ناشر و منشور، علی ناظر و منظور، علی باب مراد است، علی مرد جهاد است، علی کیست ولی الّه و وجه الّه و عین الّه و باب الّه و نور الّه و سر الّه یکتاست، علی آیت عظماست، علی عالِم اسماست، علی عالی و اعلاست، علی والی و والاست، علی شوهر زهراست، علی واسطه ی فیض الهی است، علی آمر و ناهی است، علی مُهر گواهی است، علی را علی را، بجز هو نشناسد، خدا را خدا را، به جز او نشناسد، بخدا غیر خدا و نبی و غیر علی، عالم خلقت نشناسند علی را، به همه خلق بگوئید که بی مهر علی هیزم نار است، گر آرید همه طاعت و تقوا و عبادات و دعا را
*****
سخن ختم رسل را همه حجّاج شنیدند، وَ زدل نعره ی تکبیر کشیدند، به حیدر گرویدند، وَ مقامش همه دیدند، بدو روی نمودند و پی بیعت او دست گشودند و علی را همه از جان و دل خویش ستودند، بسی نغمه ی تبریک سرودند، گروهی شده مسرور، گروهی ز حسد کور، که بر خواست ز قلب کره ی خاک به نُه قلّه ی افلاک ندای علی مولا علی مولا، همه آئید و ببینید چه غوغای عظیمی شده بر پا که زن و مرد، چه از پیر و چه برنا، همه پروانه ی مولا، همگی مست تولا، همگی غرق تجلی، همه دلداده ی مولا، علی عالی اعلی، همه دیدند که عطر گل لبخند محمد به بهشت ابدی کرده مبدّل همه جا را
*****
علی ای سرّ ودودم، علی ای بود و نبودم، علی ای غیب و شهودم، علی ای رکن و سجودم، تو قیام و تو قعودم، به تو پیوسته برازنده بود از طرف ختم رسل خلعت زیبای خلافت، تو امامی، تو قیامی، تو سلامی، تو شه عرش مقامی، تو صلاتی، تو صیامی، کرم و عزت و ایمان و شجاعت بود از تو، تو ولیّی، تو علیّی، تو همان وجه خدایی، تو همان شمس هدایی، تو همه هستی مایی، تو به هر درد دوایی، تو شفیع دو سرایی، تو شه ارض و سمایی، تو همان نفس رسولی، تو همان زوج بتولی، تو دَرِ شهر علومی، تو هماره ز دل ختم رسل عقده گشودی، تویی آنکس که همه خلق نبودند و تو بودی، به خدایی که تو را داد چنین جاه و جلالت، به ولایت، به رسالت، به فضیلت، به عدالت، که ره غیر تو کفر است و ضلالت، همه عالم ز تو گوید، دم «میثم» ز تو گوید، تو امامی، تو امامی، تو امامی، تو وصیّی، تو وصیّی، تو وصیّی، به خداوند قسم شخص رسول دو سرا را

غلامرضاسازگار
****************
دلها اگر که بال برای تو میزنند
هر شب سری به سمت سرای تو میزنند

جبریل میشوند تمام کبوتران
وقتی که بال و پر به هوای تو میزنند

از وصله های کهنه نعلین خاکی ات
پیداست سر به سوی خدای تو میزنند

هر شب فرشته ها که به معراج می روند
دستی به ریشه های عبای تو میزنند

بینند اگر خیال تو را بت تراش ها
تا روز حشر تیشه برای تو میزنند

بر سینه ام نوشته خدا والی الولی
یا مظهر العجایب و یا مرتضی علی

وقتش رسیده تا که زمین امتحان دهد
وقتش رسیده تا که زمان را تکان دهد

فصل ظهور نفس رسالت رسیده است
میخواهد ازخدای به گامش توان دهد

باید سه روز صبر کند در غدیر خم
تا که به روی منبری از دل اذان دهد

میخواست حق که آینه ای در برابر …
… آئینه تمام نمایش مکان دهد

میخواست حق که عین نبی را عیان کند
میخواست حق که دست خودش را نشان دهد

شوری میان عرصه ی محشر بلند شد
دست علی به دست پیمبر بلند شد

وقتی غضب کند همه زیر و زِبر شوند
جنگاوران معرکه ها در به در شوند

وقتی غضب کند همه در خاک میروند
گیرم که صد سپاه بر او حمله ور شوند

چشمش اگر به پهنه میدان نظر کند
گردن کشان دهر همه بی سپر شوند

از ضرب ذوالفقار، خدا فخر می کند
سرهای بی شمارِ جدا بیشتر شوند

فرقی نمی کند که یسار است یا یمین
آنقدر سر زند که دو سر، سر به سر شوند

این مرد تکیه گاه نبرد پیمبر است
این شیر ، شیر حضرت حق است حیدر است

سر می دهیم و از درتان پر نمی زنیم
موجیم و سر به ساحل دیگر نمی زنیم

وقتی که حرف ؛حرف ولایت مداری است
ما دم ز غیر، تا دم آخر نمی زنیم

وقتی که امر نائبتان فرضِ جان ماست
سنگ کسی به سینه باور نمیزنیم

فصل بصیرت است به جز با لوای او
حتی قدم به صحنه محشر نمی زنیم

ما را فقط به پای ولایت نوشته اند
ما سینه پای بیرق دیگر نمی زنیم

با ذوالفقار و نام علی پا گرفته ایم
ما درس خود ز مکتب زهرا گرفته ایم

عطری بده که غنچه نیلوفرم کنی
تا در حضور خویش شبی پرپرم کنی

اصلاً مرا نگاه تو در صبح روز عهد
پروانه آفرید که خاکسترم کنی

دُرّ نجف دلم شده شاید به دست خویش
روزی مرا بگیری و انگشترم کنی

من را جلا بده که تو را جلوه گر شوم
بهتر همان که آینه دیگرم کنی

نان جوئی به دست تو دیدم چه میشود….
…هم سفره غلام خودت قنبرم کنی

همراه ظرف خالی شیر آمدم که باز
دستی کشی به روی سرم سرورم کنی

آقا نظر به چشم تر مادرم نما
بوی محرم آمده عاشق ترم نما

حسن لطفی
********************
مولا براي از تو سرودن غزل کم است
تلميح و استعاره ، مجاز و بدل کم است

قرآن ناب لايق وصف مقام توست
شعر و حديث و قصه و ضرب المثل کم است

آن لحظه که حلاوت نام تو بر لب است
شيريني شکر که چه گويم، عسل کم است

بايد براي مدح تو از صبح بدر گفت
هيجاي نهروان و شکوه جمل کم است

اي دست اقتدار خدا، فارس العرب
اصلا براي شان تو تعبير «يل» کم است

هر قدر هم که دم بزنم اي امير عشق
از شوکت و جلالت تو، ما حَصَل کم است

شهره شده ميان عرب تک سواري ات
آوازه هاي صاعقه‌ي ذوالفقاري ات

اي آفتاب علم و يقين يا ابوتراب
همواره در مدار تو دين يا ابوتراب

صبح نگات شمس ضحي يا ابالحسن
تار عبات حبل متين يا ابوتراب

از ابتداي خلقت خود کسب فيض کرد
در محضر تو روح الامين يا ابوتراب

مولاي من ولايت تو از ازل شده
با روح و جان شيعه عجين يا ابوتراب

الطاف بي کران تو اي قبله گاه جود
مي بارد از يسار و يمين يا ابوتراب

در رستخيز صبح قيامت براي ما
عشق تو است حصن حصين يا ابوتراب

با عطر و بوي هر نفست در مشام شهر
جاري شده ست خلد برين يا ابوتراب

چشمان روشن تو بهشت پيمبر است
اصلاً سرشت تو ز سرشت پيمبر است

تفسير کن براي همه محکمات را
اسرار ناب آيه‌ي صبر و صلات را

مصداق بي بديل «أولي الامر» روشن است
معلوم کرده اي يؤتون الزکات را

مولاي من تمام صفاتت الهي است
آئينه اي تلألؤ انوار ذات را

شرط حيات طيبه نور ولايت است
از ما مگير حضرت عشق اين حيات را

با نعمت ولايتت آقا خود خدا
بي شک گشوده بر همه باب النجات را

يک لحظه در ولايت تو شک نمي کند
هر کس شنيده زمزمه‌ي کائنات را

تو آمدي کمي به زمين آسمان دهي
تا که تجليات خدا را نشان دهي

تسبيح انبياء معظم علي علي ست
نقش لب پيمبر خاتم علي علي ست

رمز نجات حضرت موسي ميان نيل
فرياد استغاثه‌ي آدم علي علي ست

هر گوشه را که مي نگرم ذکر خير توست
آقاي من عبادت عالم علي علي ست

رمز تقرب همه‌ي اهل کائنات
آواي هر فرشته دمادم علي علي ست

لبيک کعبه و حجر و مسجد الحرام
زيبا ترين ترنم زمزم علي علي ست

وقتي علي تجلي اسماء اعظم است
بي شک تجليات خدا هم علي علي ست

تو آمدي و عزت توحيد پا گرفت
نور خدا زمين و زمان را فرا گرفت

مستيم از زلالي جام غدير خم
هستيم شيعيان امام غدير خم

مولا شدن فقط و فقط شأن حيدر است
اين است لحظه لحظه، تمام غدير خم

بر مسلمين تمام شده نعمت خدا
در خطه اي شريف به نام غدير خم

آري نظام ناب ولايت بنا شده
آري بنا شده ست نظام غدير خم

معنا شده ولايت عام و ولي خاص
در واژه واژه خطبه‌ي تام غدير خم

راه علي ست راه ولي فقيه مان
اين است سرّ ناب پيام غدير خم

اي نائب امام زمان ! جان فداي تو
آقا طنين فکنده در عالم صداي تو:

پويا ترين طريق حقيقت بصيرت است
گويا ترين پيام ولايت بصيرت است

اي تشنگان فيض حقيقي آفتاب!
تنها صراط صبح سعادت بصيرت است

جوينده‌ي حکومت مولاي متقين!
شرط حلول روح عدالت بصيرت است

اينجاست سرّ معجزه‌ي خون هر شهيد
شيوايي شکوه شهادت بصيرت است

در اين غروب غيبت خورشيد، ضامنِ
پيروزي حقيقي امت بصيرت است

در فتنه خيزِ عصر حوادث، طليعه‌ي
صبح ظهور حضرت حجت بصيرت است

دلهاي ماست گوشه‌ي محراب جمکران
«عجل علي ظهورک يا صاحب الزمان»
یوسف رحیمی
**********************
تا ملائک همگی دور علی چرخیدند
حاجیان را ز ارادت به علی سنجیدند

حاجیانی که همگی منتظر حق بودند
در بر احمد مختار علی را دیدند

با نفس های علی باز خدا ساخت بهشت
چون که از برکت حیدر همه را بخشیدند

مثل نقلی روی دستان پر از لطف نسیم
اختران را طرف عرش خدا پاشیدند

تا که دستان علی را به هوا بُرد نبی
دست او را همه ی آینه ها بوسیدند

آسمان ها همگی خم شده و مثل زمین
روی خود را به کف پای علی ساییدند

زائرانی که ز اخلاص به او رو کردند
کوثر از دست خود فاطمه می نوشیدند

یا علی بود که از عرش خدا می بارید
نور مولا به سر ثانیه ها می بارید

عاشقان تو علی دل که به دریا بزنند
این محال است که در شیعِگی ات جا بزنند

بارها خواسته قلب بهشت این بوده
مثل ایوان تو در جنّت الاعلی بزنند

عده ای که رخ ایوان شما را دیدند
قید دیدار جنان حین تماشا بزنند

قصد کردند ملائک همه در عید غدیر
پرچم عشق تو را بر سر دلها بزنند

امر و دستور خدا بوده که باید عالم
بوسه بر خاک در حضرت مولا بزنند

کاش میشد بشوم فرش حریم تو علی
تا که زوّار تو بر فرق سرم پا بزنند

مردمانی که به دنبال خدا میگردند
باید آقا که در بیت شما را بزنند

از غدیر تو به معراج رسیدیم علی
کوثر از دست تو یک جرعه چشیدیم علی

تو رسیدی که سرآغاز امامت بشود
چشم تو معنی ایثار و رشادت بشود

هرکسی دیده تو را لحظه شمشیر زدن
تا ابد شیفته درس شهامت بشود

در مقام تو همین بس که در این راه دراز
حضرت فاطمه حامی ولایت بشود

عکس زهرا که به چشمان تو افتاد خدا
بین چشمان تو با فاطمه رؤیت بشود

مطمئنم که از این جمله خدا هم راضی ست
باید از نام تو هر ثانیه صحبت بشود

نوکری تو مدالی ست که زهرا داده
آنقدر نذر نمودم که عنایت بشود

همه حرف من این است شب عید غدیر
دیدن صحن نجف کاش که قسمت بشود

بخدا میرسد آنکس که تو را پیدا کرد
زین جهت بود خداوند تو را مولا کرد

من مریض توأم ای شاه شفا میخواهم
بی سرو پایم و آقا سر و پا میخواهم

من بیچاره چه دارم به تو تقدیم کنم
تازه امشب سفر کرب و بلا میخواهم

تا محرّم بشود چند شبی مانده هنوز
روزی نوکری از دست شما میخواهم

دامنت را دمی از دست من آقا نکشی
بهر شالم نخی از کنج عبا میخواهم

التماست بکنم میکنی آقا نظری
چادر سوخته فاطمه را میخواهم

یک دعا کن که دل نوکر تو قرص شود
کارم از کار گذشته ست دعا میخواهم

روزیم را شب عید است کمی اشک بده
راضی ام ؛ اشک مرا هم زهمان مشک بده

مهدی نظری
********************
صداي كيست چنين دلپذير مي‌آيد
كدام چشمه به اين گرمسير مي‌آيد

صداي كيست كه اين گونه روشن و گيراست
كه بود و كيست كه از اين مسير مي‌آيد

چه گفته است مگر جبرييل با احمد
صداي كاتب و كلك دبير مي‌آيد

خبر به روشني روز در فضا پيچيد
خبر دهيد:‌كسي دستگير مي‌آيد

كسي بزرگ‌تر از آسمان و هر چه در اوست
به دست‌گيري طفل صغير مي‌آيد

علي به جاي محمد به انتخاب خدا
خبر دهيد: بشيري به نذير مي‌آيد

كسي به سختي سوهان، به سختي صخره
كسي به نرمي موج حرير مي‌آيد

كسي كه مثل كسي نيست، مثل او تنهاست
كسي شبيه خودش، بي‌نظير مي‌آيد

خبر دهيد كه: دريا به چشمه خواهد ريخت
خبر دهيد به ياران: غدير مي‌آيد

به سالكان طريق شرافت و شمشير
خبر دهيد كه از راه، پير مي‌آيد

خبر دهيد به ياران:‌دوباره از بيشه
صداي زنده يك شرزه شير مي‌آيد

خم غدير به دوش از كرانه‌ها، مردي
به آبياري خاك كوير مي‌آيد

كسي دوباره به پاي يتيم مي‌سوزد
كسي دوباره سراغ فقير مي‌آيد

كسي حماسه‌تر از اين حماسه‌هاي سبك
كسي كه مرگ به چشمش حقير مي‌آيد

غدير آمد و من خواب ديده‌ام ديشب
كسي سراغ من گوشه گير مي‌آيد

كسي به كلبه شاعر، به كلبه درويش
به ديده بوسي عيد غدير مي‌آيد

شبيه چشمه كسي جاري و تپنده، كسي
شبيه آينه روشن ضمير مي‌آيد

علي هميشه بزرگ است در تمام فصول
امير عشق هميشه امير مي‌آيد

به سربلندي او هر كه معترف نشود
به هر كجا كه رود سر به زير مي‌آيد

شبيه آيه قرآن نمي‌توان آورد
كجا شبيه به اين مرد، گير مي‌آيد

مگر نديده‌اي آن اتفاق روشن را
به اين محله خبرها چه دير مي‌آيد

بيا كه منكر مولا اگر چه آزاد است
به عرصه گاه قيامت اسير مي‌آيد

بيا كه منكر مولا اگر چه پخته، ولي
هنوز از دهنش بوي شير مي‌آيد

علي هميشه بزرگ است در تمام فصول
امير عشق هميشه امير مي‌آيد…

مرتضي اميري اسفندقه
********************
مولا اگر نبود،ولايت نداشتيم
روز حساب، باب شفاعت نداشتيم

عاشق نمي شديم اگر مرتضي نبود
نسبت به اهل بيت ارادت نداشتيم

عشق علي كه قسمت هركس نمي شود
سلمان اگر نبود، سعادت نداشتيم

مولا اگر نبود، عجم سرشكسته بود
ما غيراز او اميد حمايت نداشتيم

اسلام ما نتيجه ي لبخند مرتضي است
با زور تيغ ، ميلِ هدايت نداشتيم

مولا اگر نبود، ري از دست رفته بود
تاريخ هشت سال رشادت نداشتيم

اين انقلاب بي مددش پا نمي گرفت
شور قيام و شوق شهادت نداشتيم

ما از دعاي خيرِ علي رزق مي خوريم
اين طور اگر نبود، روايت نداشتيم

رونق نداشت حجره ي انصاف هايمان
بركت به كار و كسب تجارت نداشتيم

شبهاي جمعه گريه مان ارث مرتضي است
ما بي كميل حال عبادت نداشتيم

محشر كه دست مردم سرگشته خالي است
بيچاره مي شديم ؛ ولايت نداشتيم

وحید قاسمی
*******************
«زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست»
ای شیرمرد کز دم تیغت عدو نجست

هوهوی ذوالفقار تو در چرخش سماع
خیبر چه بود؟ قفل درِ آسمان شکست

چیزی نبود جز عدم و بود ابوتراب
رب، نقش آدم از دم و آب و تراب بست

یک برق از نگاه تو تا در عدم گرفت
ناگه نبود، بود شد و نیست گشت هست

بر شانه نبی اثر دست و پای توست
در فرش، پا نهادی و در عرش نیز دست

نشناخت هیچ کس تو و قدر تو را، علی
از اوج آسمان چه بداند زمینِ پست

از بس به چاهْ دردِدل خویش گفته‌ای
از درد بی‌کسی تو، قلب زمین شکست

من آشنای درد تو و ناله توام
با تو قرار بسته‌ام از لحظه الست

جامی که از محبت تو نوش کرده‌ام
این‌گونه کرده است مرا بی‌قرار و مست

برخاست ظلمت از دل تاریک و بی‌کسم
تا نور عشق روی تو در سینه‌ام نشست

سید سعید شجاعی کیاسری
********************
تا چشم خُم افتاد به سیمای تو ساقی
مثل همه خَم شد جلوی پای تو ساقی

دل بست به آن حالت گیرای تو ساقی
شد مثل نبی غرق تماشای تو ساقی

اليوم چه کردي که خرابت شده احمد
اکملت لکم گفته و راحت شده احمد

اين سلسله عشق به موي تو رسيده
سيب دل عشاق به جوي تو رسيده

اين عقل به سر منزل روي تو رسيده
هي گشته و آخر به سبوي تو رسيده

خاتم به تو ‌باليده که پايان پيامي
هم نقطه‌ي آغازي و هم ختم کلامي

من عاشق آن لحظه که انگشتريت را
مجنونِ تو وقتي رجز خيبريت را

ديوانه‌ي آن دم که دمِ حيدريت را
وحي آمده تا گوشه‌اي از دلبريت را

دل برده‌‌اي از دختر يک دانه‌ي هستي
تا خانه‌ي کوثر شده ميخانه‌ي هستي

امشب صد و ده مرتبه ديوانه ترم من
شمعي؛ صد و ده مرتبه پروانه ترم من

ساقي! صد و ده مرتبه پيمانه ترم من
مست توام و از همه فرزانه ترم من

در دست نبي دست تو يا دست خدا بود
حق داشت محمد که چنین مست خدا بود

درويش، علي گو شده، دف مي‌زند امشب
در شادي شاهيّ‌ِ تو کف مي‌زند امشب

هر نادعلي گو به هدف مي‌زند امشب
زهرا به دلش مُهر نجف مي‌زند امشب

قاسم صرافان
***********************
هنگام ظهر وقت اذان نماز بود
درهاى آسمان به روى خلق باز بود

ارواح مؤمنين همه در سجده سر به مهر
اين روح كعبه بود كه روى جهاز بود

مردم براى بار دگر جمع گشته‏اند
آرى غدير خم عرفات حجاز بود

انگار بوى آب به گوشش رسيده بود
ارض غدير يكسره عرض نياز بود

خورشيد در جنون خود از حال رفته بود
ليلاى بى تعيّن ما غرق ناز بود

ديدند از نفس كه كم آورد جبرئيل
گيسوى داستان ولايت دراز بود

يكبار نه دوبار نه بار دگر شنيد
از بسكه آيه‏هاى على دلنواز بود

گيرم كسى نبود تماشاى او كند
اين جلوه در غناى خود آيينه ساز بود

يا هرچه ليلى است همه مظهر وى‏اند
يا هرچه جز حقيقت عشقش مجاز بود
**
شاعر این شعر را اگر میشناسید لطفاً اطلاع دهید
**********************
من همان زائري که مي داني
بيقرار از تب پريشاني

عابر کوچه هاي دلتنگي
خسته از روزهاي حيراني

مردي از خانواده سلمان
عاشقي از تبار ايراني

تشنة يک نگاه دلجويت
تشنة آن شراب روحاني

در نگاهم عريضه اي دارم
که تو آن را نگفته مي خواني

ذره اي هستم آفتابم کن
خاک راه ابوترابم کن

از نگاهت حيات مي ريزد
سرّ صبر و صلات مي ريزد

از تجلي روشن ذاتت
جلوه جلوه صفات مي ريزد

دستگير هميشة عالم
از رکوعت زکات مي ريزد

از کراماتِ دست تو رزقِ
همة کائنات مي ريزد

لب اگر واکني زمين و زمان
هستي اش را به پات مي ريزد

تشنة خاک بوسي نجفم
خاک راهت برات مي ريزد

روز محشر ز تار و پود عبات
بادبان نجات مي ريزد

همة عمر در پناه توام
شيعة مذهب نگاه توام

عشق و روح و روان پيغمبر
ماه هفت آسمان پيغمبر

با تو تکليف عشق روشن شد
آفتاب جهان پيغمبر

تار موي تو عروه الوثقي
به تو بسته ست جان پيغمبر

ساقي کوثر رسول الله
پدر خاندان پيغمبر

جانشيني حق فقط با توست
که تو داري نشان پيغمبر

کوثر وصف تو شنيدن داشت
دم به دم از زبان پيغمبر:

«أنت خير البشر» علي جانم
«من أبي قد کفر» علي جانم

کعبه و زمزم و صفا حيدر
مروه و مشعر و منا حيدر

قبلة مسجد الحرام علي
صاحب خانة خدا حيدر

شور اعجاز ليله الاسري
روشني شب حرا حيدر

اولين ياور رسول الله
هستي ختم الانبيا حيدر

السلام عليک يا مولا
السلام عليک يا حيدر

يثرب و کاظمين و سامرّا
نجف و طوس و کربلا حيدر

آيه آيه حقيقت جاري
کوثر و قدر و هل أتي حيدر

معني روشن کتابُ الله
اي صراطُ السَّعادَه بابُ الله

روشني عبادت زهرا
قامت تو قيامت زهرا

مات و مبهوت مانده جبريل از
بي کران ارادت زهرا

و غدير نگاه روشن تو
بهترين روز حضرت زهرا

ديدني بود در حمايت تو
آن همه استقامت زهرا

گفت مختص شيعيان تو است
روز محشر شفاعت زهرا

شور لبخند توست يا زهرا
ذکر سربند توست يا زهرا

تو همان کوثر کثيري که
با حق آنقدر هم مسيري که

رستگاري ما فقط با توست
و تويي بهترين اميري که

هل أتي شرحي از کرامت توست
من همانم همان اسيري که

به نگاهت پناه آورده
و تو مولاي دستگيري که

دست من را رها نخواهي کرد
آري آنقدر سر به زيري که

باور تو براي ما سخت است
تو هماني همان دليري که

ضربه هايش به روز بدر و حنين
افضلٌ من عبادت الثقلين

دشمنت گرچه بي عدد باشد
در مسير تو هر که سد باشد

رشحة ذوالفقار تو کافي ست
گرچه عَمر بن عبدود باشد

پيش تو کمتر از پر کاه است
هرکه در قوم خود اسد باشد

اسدالله غالب ميدان
شوکت تو الي الأبد باشد

ساحت حيدري چشمانت
دور از هر چه چشم بد باشد

تا هميشه امير ما يکتاست
آنچنان که خدا أحد باشد

پهلواني که هم رديفت نيست
هيچ جنگ آوري حريفت نيست

جز ولاي تو ائتلافي نيست
نور مطلق که اختلافي نيست

اعتقادات بي ولايت تو
به خدا جز خيال بافي نيست

پيرهن چاک عشق تو کعبه ست
بي شما قبله و مطافي نيست

عالمي بيقرار رجعت توست
آه شصت و سه سال کافي نيست

وقت مدح شما قلم لال است
ورنه تقصير اين قوافي نيست

شعرهايم اگر چه ناچيز است
دلم از عشق دوست لبريز است

یوسف رحیمی

**********************
امشب هوای باغ نگاهم بهاری است
واژه به واژه کار دلم بیقراری است

باران و رود و چشمه و دریا قلم شدند
برگ درخت و بال ملک دفترم شدند

بیتابم امشب و تب شعری گرفته ام
با جمع شاعران شب شعری گرفته ام

سعدی! نگاه کن به رخش باز جان بگیر
ازباغ های نخل علی ((بوستان )) بگیر

حافظ! بیا و شاعر این بارگاه باش
یعنی((غلام شاه جهان باش و شاه باش))

پژواک بی نهایت خورشید نور او
ای مولوی زشمس جمالش بگو بگو…

((شیر خدا و رستم دستانم آرزوست))
چون نام رستم آمده اینبار وقت اوست

فردوسی! از شکوه نبردش چه دیده ای
آیا شجاعت علوی را شنیده ای؟!

قطبین عالم است سر تیغ ذوالفقار
از ضربه های دستش ((لا یمکن الفرار))

نیما! برای پیرهنش شعر نو بگو
از سادگیش از نمک و نان جو بگو

او از هجوم زخم زبان خون به دل شده
سهراب! در مسیر علی آب گل شده

قیصر! میان کوچه علی سر به زیر شد
عمر گلش بگو چقدَر زود دیر شد…

مجید تال
********************
جلوه گران عشق كه خونم حلالشان
پيغمبر و على كه نبينم ملالشان

درياى علم حق به تموّج رسيد و پس
بر ساحل غدير خم افتاد فالشان

تا بر فراز منبر عالم قدم زنند
صدها فرشته فرش نمودند بالشان

دست خدا ز دست نبى قد كشيده است
هريك رسيده‏اند به اوج كمالشان

كوزه گران عالم عشقند اين دو دست
چيزى نمى‏شود كه بسوزد سفالشان

عالم در اين كتاب ز يك نقطه كمتر است
سر بسته گفته‏ام به تو مقدار مالشان

نعلينشان ز خاك طبيعت منزّه است
خورشيد و ماه ميوه خام خيالشان

اينجا مجال زمزمه‏هاى بلال نيست
زيباترين مؤذن هستى‏است خالشان

قبل از شروع خلقت اين خلق بوده‏اند
يعنى كه از خداى بپرسيد سالشان

دنيا نبود ظرف ظهور على و آل
تاكند و اين پياله نباشد مجالشان
رضا جعفری
********************
درظهر غدير تا كه موساي نبي
بوسه به رخ منور هارون زد
چشمان حسودان و بخيلان عرب
از شدت غم ، از حدقه بيرون زد
**
از مشرق دستهاي پر مهر نبي
خورشيد ولايت و امامت تابيد
با شوق ملائك همه فرياد زدند:
« تا كور شود هر آنكه نتواند ديد»
**
فرمود نبي به امر معبود وَدود
بر امت من علي امام است امام
اين مژده ي من به شيعيانش، دوزخ
بر شيعه ي مرتضي حرام است حرام
**
گُل كرد سپيده ي تبسم به لبش
تا آيه ي «اكملتُ لكُم» نازل شد
فرمود: خوشا به حالتان اي مردم
با حُب علي دين شما كامل شد
**
فرمود خدا ولايت حيدر را
بر آدم و نسل بعد او واجب كرد
در روز ازل كليد فردوسش را
تقديم ِ علي بن ابيطالب كرد
**
فرمود: برادرم علي مَحرم ماست
از عالم غيب مثل من آگاه است
قرآن چقدر مدح و ثنايش را گفت
او نقطه ي زير باء بسم الله است
**
فرمود كه يادگار من بين شما
تا روز حساب، عترت و قرآن است
بايد كه به هر دوشان تمسك جوييد
اين راه نجات اصلي انسان است
**
ذكر صلوات عرشيان مي آمد
تا رفت به سوي آسمان دست ِ علي
از عرش بلند و يك صدا مي گفتند:
اَلحَق كه اميرمومنان است علي
**
جبريل به خدمت علي آمد و گفت
تبريك؛ كه اين مقام زيبنده ي توست
اي حضرت بوتراب درهر دو جهان
هاروني ِ اين قوم برازنده ي توست
**
جبريل به جانشين پيغمبر گفت
اي مظهر افتادگي و آقايي
مردم اگر امروز امامت خوانند
عمريست امام عالم بالايي
**
اين قوم تو را هنوز نشناخته اند
اي مرد غيور صاحب تيغ دو سر
از خانه نشيني شما مي ترسم
لعنت به سقيفه و ابوبكر و عمر
**
از فتنه ي بين كوچه ها مي ترسم
از سيلي و بغض يك پسر مي ترسم
دلواپس غربت تو هستم آقا
از آتش و ميخ پشت ِ در مي ترسم
**
با ديدن اين بركه و گودال غدير
يكباره به ياد كربلا افتادم
در گودي قتلگاه خود را ديدم
بر پاي حسين سر جدا افتادم

وحید قاسمی

******************
باید به همان سال دهم برگردیم
با بیعت در غدیر خم برگردیم
تا سوز عطش نکشته ما را باید
تا برکه ی اکملت لکم برگردیم
**
هرجا که غدیر رفته باران رفته
جنگل به کویر و کوهساران رفته
هر جا که امام هست در مکتب او
حیوان هم اگر آمده انسان رفته
**
این بغض هنوز سر به شورش دارد
این چشم هزار چشمه جوشش دارد
این زخم هزارو چارصد ساله ما
اندازه زخم تازه سوزش دارد
**
بر جای بماند از تو یک رد کافیست
از عشق نشانه ای در این حد کافیست
درک تو فقط حد رسول الله است
یک شیعه اگر تو را بفهمد کافیست
**
دور و بر نور را که خلوت دیدند
انکار تو را چقدر راحت دیدند
این کوردلان تو را ندیدند اگر
یک عمر فقط از تو کرامت دیدند
**
از تو اثری شگرف مخفی مانده
آئین تو پشت حرف مخفی مانده
برگرد به تیغ حنجرم را بتکان
آهنگ تو زیر برف مخفی مانده
**
چشمی که به یک اشاره برمیخیزد
با دیدن یک ستاره برمیخیزد
شب را به نگاه خیره سنجاق نکن
خورشید تو هم دوباره برمیخیزد
**
توصیف تو حال دیگری میخواهد
نیروی خیال دیگری میخواهد
محدوده واژه ها برایت تنگ است
این شعر مجال دیگری میخواهد

هادی جانفدا
******************
آیینه از نگاه تو مبهوت می شود
حیـرت، شـهید تیـغ دو ابروت می شود

محراب چشم تو همه را سر به راه کرد
شد سر به راه، هر که به چشمت نگاه کرد

در سایـه ات هر آنکه نشست آفتاب شد
حاتم گدای تو شد عالیجناب شد

دنیا به زیر سایه ی دستـت پنـاه برد
هر کس که ماند زیر همین بارگاه، بُرد

دست کسی به پای مقامت نمی رسد
سیمرغ هم به قاف قیامت نمی رسد

هرجا حدیـث حسن تو تکرار می شود
دل بیشتر اسیر تو دلدار می شود

روزی هزار مرتبه شکر خدا کند
هر کس به درد عشق گرفتار می شود

حجی به سر نیـامده حجی شروع شد
پیش از غروب، تازه زمان طلوع شد

گرد علی به امر نبی جمع می شدند
پروانـه وار مُحرم این شمع می شدند

دست نبی و دست علی تا که پا گرفت
یک خطبه روی دست همه خطبه ها گرفت

فریاد زد که می رسد آیا صدای من
یا گوش می دهید به امر خدای من

پوشیده نیست معنی اکملت دینکم
حُبّ علیست معنی اکملت دینکم

مردم به آن خدا که مرا آفریده است
دنیا به خود شبیه علی را ندیده است

ایـن مرد بوده یار من و بی کـسی من
هـمراه و همنشین و همیشه وصی من

آرامش من و دل آشفته ی من اســت
هر گفته ی علی به خدا گفته ی من است

هر دل که داشت مهر علی را فقیر نیست
غیر از علی کسی به دو عالم امیر نیست

من ضامنم کسی کـه به او اقتـدا کند
زهرا براش بین نمازش دعا کند

صابر خراسانی

***********************
چه صدايي ست كه احساس مرا مي خواند
مثل آوازحرا سمت خدا مي خواند

چه شگفت است كه باران صدا مي بارد
واژه در واژه غزل هاي رها مي بارد

واژه هاطعم اهورايي كوثردارد
وحي مي بارد وحس خوش باوردارد

باوراين است كه تا قافله ها برگردند
واجب اينجاست همه نافله ها برگردند

شد مقدر كه رسالت به ولايت برسد
دين شكوفا به درختي كه نهايت برسد

دين شكوفا برسد آينه لبريز شود
عشق در ذوق غدير عاطفه انگيزشود

دستي ازسلسله ي نور به بالا برسد
اوج من كنت به سرشانه ي مولا برسد

هركه مولاي من اويم…و محمد مي گفت
نور از نور هرآيينه مجدد مي گفت

پيش از اين گفت نه يك بار ولي نشنيدند
هر چه با صوت رسا گفت علي، نشنيدند

ولي امروز غدير است و شنيدن جاريست
همه جا زمزمه ي روشن ديدن جاريست

و شنيديم نبي گفت علي تان مولاست
و پس از اين نفس سبز ولي تان مولاست

يازده مرتبه اين نور سفر خواهد كرد
نسل ها را نفسي تازه خبر خواهد كرد

كه غدير آمد تا جاري كوثر باشد
چهارده آينه گسترده ي باور باشد

باور اين است كه هر لحظه ولايت با ماست
از غديري كه نفس هاي هدايت با ماست

باز اي همنفسان حس شكوفا دارم
بويي از پيرهن يوسف زهرا دارم

ناگهان مي رسد آن ماه كه هستي با اوست
خم سربسته ي راز است كه مستي با اوست

مست مهدي شده ام ساز سكوتي بزنيد
در غديري كه شكوفاست قنوتي بزنيد

خلیل عمرانی
**********************
چو شهر علم نبی گشت در علی بشود
بدا به حال هرآن کس که بر علی بشود

غدیر صحنه ی اوج ولایت است ببین
پیمبر آمده از هر نظر علی بشود

خدا شود به خداونداگر که یک پله
از این که هست علی بیشتر علی بشود

چه محشری شده برپا به روی بار شتر
حساب کن که نبی ضرب در علی بشود

در این معادله اصلا درست هم این است
خبر رسان که نبی شد خبر علی بشود

نه اینکه نام علی حافظ ابوالبشر است
قرار بود دعای سفر علی بشود

تبر به دست اگر بت شکن شد ابراهیم
نبی ست بت شکن اما تبر علی بشود

چه در غدیر چه در خیبر و چه در محشر
فرار هست فقط یک نفر علی بشود

به غیر فاطمه آن هم نه درتمام جهات
نمی شود که کسی این قدر علی بشود

فقط برای حسین است این فضلیت که:
پدر علی و هرآنچه پسر علی بشود

نه هر جدال که در اوج جنگ کرب و بلا
حسین تر شود عباس تر:علی بشود

چه در زمان نبی و چه در دل محراب
همیشه باعث شق القمر علی بشود

مهدی رحیمی
********************
این صدای گرد و خاک بال کیست؟
این تلاطم های موج یال کیست؟

اولین بار است میخواند سرود
آخرین بار است می آید فرود

آمد و شوقی شد و در سینه ریخت
برسرم بارانی از آئینه ریخت

بند تسبیحم برایش دانه شد
مسجد قلبم کبوترخانه شد

آیه ای آورده سنگین و ثـقیل
زیر این آیه تلف شد جبرئیل

آیه ای از حضرت قدوس خم
شیعیان ، الیوم اکملت لکم

آیه ای آورد و خود پرواز کرد
باب عشق و عاشقی را باز کرد

آیه اش ظرفیت سی جزء بود
وه که هم اعجاز وهم ایجاز کرد

میشود با گفتن یک واژه اش
یکصدو ده مرتبه اعجاز کرد

میشود با خواندنش جبریل شد
سینه ی هفت آسمان را باز کرد

گفت باید از همین ساعت به بعد
روز را با یا علی آغاز کرد

گفت و گفت و گفت از حمد خدا
با عبارات و اشاراتی رسا

گفت حمد آن که باران آفرید
از کویر و ابرها نان آفرید

استجابت را شبیه آب کرد
آه را از پشت طوفان آفرید

شیعه ی خورشید ، یعنی ذره را
آفرید اما فراوان آفرید

از نکاح اسم رحمن و رحیم
طفل اقيانوس امکان آفرید

بعد از آن که شانه ای بر باد داد
حال دریا را پریشان آفرید

خود نمایی کرد بر جن و ملک
حیدری از جنس انسان آفرید

سایه را دنباله ی خورشید کرد
نور را بر ذره ها تأکید کرد

گفت زین پس هر کسی دارد نیاز
سوی حیدر پهن سازد جانماز

هر که را من قبله بودم تا به حال
کعبه اش باشد علی ، تم المقال

ابن که دستم منبر دستش شده
این که جبرائیل هم مستش شده

روی این آئینه حق تابیده است
عکس تجریدی خود را دیده است

حرف حق را می زند آئینه وش
با لب شمشیر تیز و مخلصش

دستهایش بوی خیبر میدهد
خستگی را از همه پر میدهد

منبری از خطبه های ناب خواند
در غدیر اسم علی را آب خواند

السلام ای آب دریای صمد
ای زلال قل هو الله احد

ای که میگردی شبیه انبیا
بر هدایت کردن قومت بیا

ای رسول مردم آئینه ها
بعثت غارت، حرای سینه ها

ای به بالای جهاز اشتران
شأن تو بالاست در بالا بمان

از تو میریزد صفات کبریا
ذات تو ممسوس ذات کبریا

نردبان وصف تو بی انتها
پله ی این نردبان سوی خدا

چون تکلم میکنی موسائی ام
تا که خلقم میکنی عیسا ئی ام

جفت دردم کشتی توحن کجاست؟
جسم سردم گرمی روحت کجاست؟

ای مسح دردهای لاعلاج
ما همه دردیم ، ظرف احتیاج

ما همه زخم یتیم کوچکیم
کن مدارا با همه ، ما کودکیم

ما نسیم ذکر تقدیس توأئیم
حاجیان فصل تندیس توأئیم

کوچه را میگردی و طی میکنی
کوزه را ظرفیت می میکنی

روی دوشت کیسه ی خرما و نان
میروی در کوچه ها دامن کشان

کیسه نه دل میبری بر روی دوش
شیعه هستم شیعه ی خرما فروش

ای سفیدی ای کبودی ای بنفش
ای به چشم پای سلمان ، جای کفش

ای به هر گام تو صدها التماس
کیسه بر دوش سحر ای ناشناس

ما همه مدیون شمشیر توئیم
تشنه ی نان جو و شیر توئیم

در پی گنجیم ما را راه بر
با خودت تا اشتهای چاه بر

رضا جعفری

********************
شعر من از کرم اوست که ارزش دارد
عرش حق از قدم اوست که ارزش دارد
هیئت ام با علم اوست که ارزش دارد
خادمی حرم اوست که ارزش دارد

مست لایعقل صهبای غدیرم کردند
عمری است بر در این خانه اسیرم کردند

خواستم مدحیه های علوی بنویسم
عامیانه ولی بین المللی بنویسم
خواستم از دم عشق ازلی بنویسم
در دل خود صد وده بار “علی” بنویسم

مرتضی کیست که عالم همه دیوانه ی اوست ؟؟
این چه شمعی ست فقط فاطمه پروانه اوست ؟؟

گوئیا وحی رسیده نَبیَ الله ، بگو
همه را جمع کن و در وسط راه بگو
برو بر منبر و با یک دل آگاه بگو
” اَشهَدُ اَنَّ عَلیً وَلیُ الله “بگو

تو بگو تا همگان بشنوند این اَشهد را
تو بگو تا بشناسند ولی ایزد را

خبری آمده آقای غدیرش کردند
و به فرمان خداوند وزیرش کردند
به ید احمد مختار امیرش کردند
و مرا تا ابدالدهر اسیرش کردند

غم ندارم به رسول مَدَنی نائب هست
غصه ای نیست عَلیِ بنِ اَبیطالِب هست

مثل امروز همه مالک و عمار شدند
دست در دست علی با نفسش یار شدند
عده ای سخت از این واقعه بیزار شدند
از همان اول کاری چو سگی هار شدند

تا قیامت به دو رویان لجن لعنت باد
به ابوبکر و عمر – نعره بزن – لعنت باد

بعد پیغمبر اسلام ولایت دارد
او به جن و ملک و انس امامت دارد
اوست که بعد نبی حق خلافت دارد
در دل مرد و زن شیعه اقامت دارد

چقدر بیعت با شیر خدا شیرین است
هر کسی منکر حیدر بشود بی دین است

به خدا دلبر دلهاست تعجب نکنید
بخدا شاه دو دنیاست تعجب نکنید
آری او شافع فرداست تعجب نکنید
همه ی هستی زهراست تعجب نکنید

اَسَدُالله ست علی ، کور شود چشم حسود
وَ یَدُ الله ست علی ،کور شود چشم حسود

وسط معرکه ها هم قدمش نیست که نیست
گفته حاتم که رقیب کرمش نیست که نیست
بشری نیز حریف قلمش نیست که نیست
بیرقی هم به شکوه علمش نیست که نیست

هرکه هرجا که رسیده همه ، کارِ علی است
به خداوند قسم که ” همه کاره ” علی است

عليرضا خاكساري
*********************
ما فاطمیان اهل خرابات بهشتیم

خاكیم ولى از خاك نجف روضه سرشتیم

گاهى شجر طیّبه گاهى شجر طور

گه اهل بهشتیم و گهى باغ بهشتیم

ما مزرعه ی گریه ی شب هاى على‏ایم

او آب به ما داد و كنون حاصل كشتیم

در عمر كم خویش فقط اشك فشاندیم

یعنى كه در این بادیه جز نور نگشتیم

بر ما حرجى نیست اگر باده كشیدیم

آن را كه در این مدرسه گفتند نوشتیم

وحید قاسمی
******************
ذوالفقاری که حق به لب دارد

روح از مشرکان طلب دارد

ذوالفقاری که برق تا می‌زد

لشکری صف نبسته جا می‌زد

شکل لا بود و از فنا می‌گفت

با علی بود و از خدا می‌گفت

تا که در دستهای حیدر بود

صحنه‌ی رزم، روز محشر بود

تیغ در پنجه‌های حیدر گشت

یک نفر آمد و دو تا برگشت

تیغش از بس سبک رها شده بود

تن دوان بود و سر جدا شده بود

تن دوان بود و بی خبر که چه شد؟

در هوا گیج مانده سر که چه شد؟

تا علی عزم سر زدن کرده

ملک الموت هم کم آورده

ضربدر بین ضربه‌ها می‌زد

اینچنین سر دو تا دو تا می‌زد

با هم افتد دو سر، نگو لاف است!

کمترش پیش حیدر اسراف است

شیر مست است و تیغ در دستش

جام در دست و عشق سر مستش

شور مولاست این ولی از توست

فاطمه! مستی علی از توست

قاسم صرافان
*********************
می نویسم غدیر از اول

از سراج المنیر از اول

تو همان مستجار هستی و من

من همان مستجیر از اول

دل به بیگانه ای نبستم من

بر تو بودم اسیر از اول

پدر خاک حضرت افلاک

همنشین فقیر از اول

سفره ی تو ندید عمری جز

نمک و نان و شیر از اول

از تو من را گناه دورم کرد

دست من را بگیر از اول

گرچه روز غدیر امضا شد

بودی آقا امیر از اول

با ولای توام تا آخر

همه پای توام تا آخر

می شود غرق آفتاب شدن

سر به یک ثانیه شراب شدن

صد و ده سال از شراب نجف

می شود خورد تا خراب شدن

بس که بخشیدی از کرم چه کنم ؟

ما به غیر از خجالت آب شدن

ما نداریم حاجتی غیر از

خاک نعلین بوتراب شدن

در دعاهای ما بحق علی است

شرط اصلی مستجاب شدن

چون غدیر است هو علی صد و ده

لعنت ما برای سیصد و ده

جواد پرچمی
******************
خم غدیر و ساقی و صهبای احمد است

بـــزم سرور و عــیـــد احــبّای احـــمـــد است

شور عــظیــم تـاج گذاری مرتضی است

روز ظـــهـــور آیـــت کــبـــرای احـــمــــد است

فــرمــان رسیده از طــرف ذات کــبــریـــا

بعد از نبی، علی است که همتای احمد است

یــعــنـی یکی است امر نبی و وصی او

احــکــام مــرتضی، همــه فــتوای احمد است

در پــرده گفــت، آنـچه خدا گفت از علی

امــروز روز جـــلــــوه مـعـــنـــای احــمد است

دهـهــا هـــزار زائـــر حق کـرده ازدحام

مـــرآت حـــق نــمــا، قــد و بالای احمد است

طــاهـا بر روی منبر و حیدر کنار اوست

امـــروز یــــک نـــمــونــه ز فردای احمد است

نزدیک شد که شمس نبوت کند غروب

وقت طــلـــوع مــاه یــکــم، جـای احمد است

حبیب چایچیان
**********************
گشت نازل بر پیمبر پیک رحمت در غدیر

داشت بر پیغمبر رحمت بشارت در غدیر

وحی آمد بر نبی«الیوم اکملتُ لکُم»

روز تکمیل رسالت روز وحدت در غدیر

با حضور حاجیان در موسم حج وداع

محشری شد موج زد شور قیامت در غدیر

باغبان گلشن توحید تا لب باز کرد

شد شکوفا گلبن قرآن و عترت در غدیر

معنی نورٌ علی نور خدا شد آشکار

تا که صحبت شد ز خورشید هدایت در غدیر

نغمۀ «من کُنت مولا» چون طنین انداز شد

یافت معنا شوکت و قدر ولایت در غدیر

باز شد گنجینۀ راز خداوند مبین

فاش شد با امر حق یک راز خلقت در غدیر

جبرئیل از آسمان آمد به فرمان خدا

بر امیر مؤمنان بخشید خلعت در غدیر

آسمان محو تماشا شد در آن جا تا سه روز

بس که زیبا بود لبخند مسّرت در غدیر

تا کند لب تشنگان عشق را سیراب از آن

چشمه چشمه عشق می جوشید از صداقت در غدیر

کردگار از فیض «اتممتُ علیکُم نعمتی»

کرد بر خلق جهان اتمام نعمت در غدیر

لحظه ای شیرین تر از آن لحظه دیگر کس نداشت

زمزم توحید از بس داشت لذّت در غدیر

نقطه ای تاریک بهر هیچ کس باقی نماند

با طلوع آفتاب واقعیت در غدیر

گشت از خشم الهی حارث فهری هلاک

داشت بر لب چون که انکار حقیقت در غدیر

در تمام عمر خود دست از ولایت بر نداشت

هر که چون سلمان و بوذر کرد بیعت در غدیر

ای «وفائی» رفت این آوازه گرچه تا به عرش

ماند تنها عشق و ایمان و عدالت در غدیر

سید هاشم وفایی
************************
دهید مژده عاشقان که کاخ غم خراب شد

به روى شادى و شعف دوباره فتح باب شد

به وادى غدیر خم به مصطفى خطاب شد

که وقت گفتن سخن به وصف بوتراب شد

به نصب او شتاب کن که وقت انتخاب شد

از این خبر به کام ها و جام ها شراب شد

که با ولایت على به امر حى سرمدى

یافت تبلورى دگر رسالت محمدى

دید رسول ممتحن رنگ ز رخ پریده را

خستگى مسافران خار به پا خلیده را

تا به عمل در آورد حکم ز حق شنیده را

خواند فرا به گرد هم خیل ز حج رسیده را

چید کنار لعل لب گوهر آب دیده را

ماحصل رسالت و عصاره عقیده را

که با ولایت على به امر حى سرمدى

یافت تبلورى دگر رسالت محمدى

نهاده شد به روى هم ز اشتران جهازها

که تا رود فراز آن امیر سرفرازها

شد به فراز و فاش شد براى خلق رازها

دست على گرفت و زد سکه امتیازها

گرفت رونقى دگر تنور سور و سازها

باده بریز ساقیا ز جام دل نوازها

که با ولایت على به امر حى سرمدى

یافت تبلورى دگر رسالت محمدى

ژولیده نیشابوری
**********************
خدا جلال دگر داد ای امیر تو را

که داد از خم کوثر، می غدیر تو را

امیر! دست تو را دست عشق بالا برد

که اهل کوفه نبینند سر به زیر تو را

جهان به سجده در افتاد و عرشیان خدای

به احترام نشاندند بر سریر تو را

کلید سلطنت و گنج عافیت با توست

که هست در دو جهان مسندی خطیر تو را

ز جور خلق، پیمبر ز پای می‌افتاد

اگر نداشت به هر عرصه دستگیر، تو را

پنـاه پیـری و نـان آور یتیمـانی

چگونه دوست ندارد جوان و پیر تو را

تو کیستی که تو را عرش، خاک راه، امّا

به خوابگاه، یکی بافۀ حصیر، تو را

تو کیستی که نمازت دمی شکسته نشد

اگر چه بود به پا زهر خورده تیر، تو را

یقین که تا به ابد پایبند مهر تو شد

چگونه بود مگر، رحم بر اسیر، تو را؟

ز ابر رحمت تو بادها چه دانستند

که خوانده‌اند همه در تبِ کویر، تو را

به جز تو هیچ ولی در همه جهان نشناخت

کسی کـه دیـد در آیینۀ غدیـر تو را

محمد سعید میرزایی

اشعار ولادت امام هادی (ع) 92

بالاتر از این هاست لوایی که تو داری
خورشید دمیده ز عبایی که تو داری
از بنده نوازی و عطایی که تو داری
آقای جهان است گدایی که تو داری

ما خاک بخیلیم و شما ابر سخایی
محبوب شده از کرمت شغل گدایی

چون جامه که بر قامت زیبا بنشیند
مهر تو به دلهای مصفا بنشیند
هرکس به دلش مهر تو آقا بنشیند
مهرش به دل حضرت زهرا بنشیند

لطف خود زهراست که ما اهل یقینیم
آن روز دعا کرده که امروز چنینیم

تو آینه داری و کلام تو گهر بار
در وصف تو ماندند…چه گفتار و چه اشعار
حقا که زلالی و نجیبی و نسب دار
بر شیر ندارد اثری زوزه ی کفتار

در عالم از این نکته هزاران اثر افتاد
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد

بیراهه نرفتیم اگر هادی ما اوست
ذکر ولی الله همان جلوه ی یا هوست
چون شیشه ی عطری که به یک واسطه خوشبوست
در چنته ی ما نیست به جز مرحمت دوست

العبدُ و ما فی یده کان لمولاه
از برکت خورشید کند جلوه گری ماه

تو هادی مایی و جهان بی تو سراب است
اوصاف تو در آیه ی تطهیر کتاب است
تو عشق مدامی و دمت مستی ناب است
جای ولی الله کجا بزم شراب است؟

یک آیه بخوان آتش کفرش به یم افتد
یک شعر بگو کاخ و سرایش به هم افتد

گفتند شراب و دلت ای ماه کجا رفت
از مجلس بغداد سوی شام بلا رفت
لب پاره شد و ناله ی زینب به هوا رفت
خون از لب شه، روح زجان اُسرا رفت

شد مجلس اغیار همان بزم خرابه
وقتی که سر افتاد به دامان ربابه

سیدعلی رکن الدین

*****************
یادتان هست نوشتم که دعا می خواندم
داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم

از کلامت چه بگویم که چه با جانم کرد
محکمات کلمات تو مسلمانم کرد

کلماتی که همه بال و پر پرواز است
مثل آن پنجره که رو به تماشا باز است

کلماتی که پر از رایحهً غار حراست
خط به خط جامعه آیینهً قرآن خداست

عقل از درک تو لبریز تحیر شده است
لب به لب کاسه ی ظرفیت من پر شده است

همه ی عمر دمادم نسرودیم از تو
قدر درکِ خودمان هم نسرودیم از تو

من که از طبع خودم شکوه مکرر دارم
عرق شرم به پیشانی دفتر دارم

شعرهایم همه پژمرد و نگفتم از تو
فصلی از عمر ورق خورد و نگفتم از تو

دل ما کی به تو ایمان فراوان دارد
شیرِ در پرده به چشمان تو ایمان دارد

بیم آن است که ما یک شبه مرداب شویم
رفته رفته نکند جعفر کذاب شویم

تا تو را گم نکنم بین کویر ای باران
دست خالیِ مرا نیز بگیر ای باران

من زمین گیرم و وصف تو مرا ممکن نیست
کلماتم کلماتی ست حقیر ای باران

یاد کرد از دل ما رحمت تو زود به زود
یاد کردیم تو را دیر به دیر ای باران

نام تو در دل ما بود و هدایت نشدیم
مهربانی کن و نادیده بگیر ای باران

ما نمردیم که توهین به تو و نام تو شد
ما که از نسل غدیریم ، غدیر ای باران

پسر حضرت دریا! دل مارا دریاب
ما یتیمیم و اسیریم و فقیر ای باران

سامرا قسمت چشمان عطش خیزم کن
تا تماشا کنمت یک دل سیر ای باران

سید حمیدرضا برقعی

***************
شروع عشق به نام خدا به نام شما
من آفریده شدم تا شوم غلام شما
هزار شکر نبوده هنوز روی سرم
به غیر سایه ی لطف علی الدوام شما
کبوتر دل من که نمی پرد همه جا
از آن زمان که گرفتار شد به دام شما
برای آنکه جنان را فقط نگاه کند
نشسته است شب و روز روی بام شما
خوشا به حال کسی که شده در این دنیا
مسیر زندگی اش روشن از کلام شما

شما تمامی دار و ندار من هستید
تمام عمر همه اعتبار من هستید

جهان به زیر قدوم تو خار می گردد
نفس زنی همه عالم بهار می گردد
برای عرض ارادت به محضرت، خورشید
به سمت گنبد تو رهسپار می گردد
یکی دو شب که نه ، هر شب به سامرا، مهتاب
میان صحن تو مثل غبار می گردد
اگر که تیغ دو ابروت می کشد ، جانم
هزار بار به پایت نثار می گردد
اگر به عشق تو مردم شما نخور غصه
یک عاشقت کم از این صد هزار می گردد

همیشه زنده بود هرکسی فدای تو شد
و خوش به حالش اگر خاك سامرای تو شد

دلم بهانه گرفته، بهانه ات هادی
نشسته ام چو گدا پشت خانه ات هادی
نگاه کن به خدا آب و نان نمی خواهم
تمام حاجت من آستانه ات هادی
بخوان تو جامعه را تنگ شد دلم امشب
برای زمزمه ی عاشقانه ات هادی
به عرش نقل محافل بیان مدح شماست
و جبرئیل بخواند ترانه ات هادی
تو آمدی که گرفتاری ام شروع شود
شوم اسیر تو و آب و دانه ات هادی

تو آمدی که بدانم جلال يعني چه !
تو آمدی که ببینم جمال يعني چه !

بگیر دست مرا تا به سامرا ببری
بگیر دست مرا عرش کبریا ببری
ببین که دور و بر من غریبه بسیار است
بگیر دست مرا ، یار آشنا، ببری
تو رهنمای منی ، تا نیامده شیطان
بگیر دست مرا تا سوی خدا ببری
همه یقین من این است راه حق آنجاست
به هر کجا که دلت خواست تا مرا ببری
به آن ضریح تو سوگند می دهم مولا
مرا تو یک شب جمعه به کربلا ببری…

که روضه خوان بشوم در حریم خون خدا :
“میان آن همه لشكر …حسين… وا…تنها…”

رضا رسول زاده

**************
آفتاب عزّت از عرش جلال آمد پدید
روز عید شادمانى را هلال آمد پدید

آفتابِ فضل، تابان گشت از کوه شکوه
ظلمت شب هاى هجران را وصال آمد پدید

روز، روزِ شادى و وقت نشاط آمد از آنک
بهترین روزهاى ماه و سال آمد پدید

اخترى گردید از برج ولایت جلوه گر
کز جمالش آیتى فرخنده فال آمد پدید

آسمان علم را تابنده ماه آمد عیان
بوستان شرع را خرم نهال آمد پدید

در سپهر عزّ و شوکت آفتاب آمد فراز
بر هماى دین و دانش پر و بال آمد پدید

دشمنان را مایه درد و الم شد آشکار
دوستان را دافع رنج و ملال آمد پدید

اى مسلمان دیده ات روشن که از لطف خدا
هادى الامّه شه احمد خصال آمد پدید

عشق و دل را موجبات اتّحاد آمد عیان
جان و تن را موجبات اتّصال آمد پدید

رکن دین، بحر سخا،غیث کرم، غوث امم
نور حق، شمس الضحى، فضل الکمال آمد پدید

عالمى فضل و تعالى، قلزمى علم و کمال
بر سریر جاه و اورنگ جلال آمد پدید

شوکت و جاه و سعادت را محیط، آمد عیان
حکمت و علم و فضیلت را جمال آمد پدید

جلوه دیگر به خود بگرفت عالم بهر آنک
بر رخ زیباى خلقت خط و خال آمد پدید

هر چه خواهى از خدا «طایى» بخواه امروز چون
بهر حاجت خواستن نیکو محال آمد پدید

طایى شمیرانى

****************
امشب از جام ولایت سر خوشم
از دل و جان باده را سر می کشم

میکده دارد هوای دیگری
در طرب آورده می را ساغری

هر طرف آید ندای نوش نوش
می رسد از عالم بالا سروش

ملک ایمان را چراغانی کنید
سینه را جمله جوشانی کنید

از “سمانه” شد عیان روی نگار
کز رخش آمد به دنیا نو بهار

مه خجل از طلعت زیبای او
جمع مستان واله مینای او

در سرای فاطمه گل باز شد
گوئیا بار دگر اعجاز شد

دیده بگشوده به عالم نوگلی
که بود نور دو چشمان علی

تهنیت آید ز سوی کبریا
در حریم خانه ی ابن الرضا

او بود چشم و چراغ فاطمه
درد ها سازد بگردون خاتمه

زینت عرش است و ارکان وجود
مهره زیبای خلاق ودود

باز یاران، وا گل شادی شده
سالروز مولد هادی شده

عاشقان احساس مستی می کنند
خاک پایش کل هستی می کنند

می زند خنده به مستان روزگار
می سراید نغمه از شادی هزار

نوبهاران با دلی افروخته
بر تن گل جامه گل دوخته

در جنان زهرای اطهر لب گشاد
کامده دنیا گل باغ جواد

بهجت قلب علی مرتضاست
نور چشمان علی موسی الرضاست

حبیب الله موحد

*********************
بال كسي به اوج هوايت نمي رسد
حتي ملك به گرد دعايت نمي رسد

دسـتان آسمان به بلنـداي آسمان
بر خاك ريشه هاي عبايت نمي رسد

آقا بدون نور تو حتي فرشته هم
گمراه مي شود ؛ به هـدايت نمي رسد

تو چهارمين علي سرير ولايتي
درك زمين به فهم ولايت نمي رسد

فخر گدايي سر كويت همين بس است
صد پادشاه هم به گدايت نمي رسد

ما را غلام حضرت هادی نوشته اند
دیوانگان غیر ارادی نوشته اند

وقتي قرار شد که كمي سروري كنم
بايد هميشه پاي شما نوكري كنم

روي زمين كه رد و نشان از شما كم است
بايد نظر به نقطه ي بالاتري كنم

وقتي قرار شد به تو نزديك تر شوم
بايد كه التماس به چشم تري كنم

بار رسالت غم تو روي دوش من
پس مي توان به عشق تو پيغمبري كنم

با اين گدايي سر کوی تو بی گمان
بايد به كل عالميان سروري كنم

چون دل ميان زلف كسي ساده گم شدم
شكر خدا اسير امام دهم شدم

مسعود اصلانی

*****************
هرکه را آسمانی اش کردند
در نگاه تو فانی اش کردند

هرکسی را که عطر و بوی تو داشت
غرقِ در مهربانی اش کردند

در بهشت خدا محبّ تو را
لایق حکمرانی اش کردند

و سپس عاشق ولایت را
تا ابد جاودانی اش کردند

از سبوی تو هرکسی مِی زد
مست آئینه خوانیش کردند

هر نبی را جدا جدا اوّل
پای درس تو فانی اش کردند

هرکسی را لیاقتی دادند
خرج دلبر جوانی اش کردند

با نگاهت دوباره زنده شدیم
تو نظر کرده ای که بنده شدیم

عشق سرمست دلربایی توست
عاشق جلوه ی خدایی توست

جـبرئیل آفـریـدن ای آقـا
ذرّه ای از هنرنمایی توست

ریزه خوار قدیمی ات حاتم
شغل حاتم فقط گدایی توست

از نگاه تو کفر می لرزد
این همان ارث مرتضایی توست

از دم تو مسیح جان گیرد
لیک عیسی خودش فدایی توست

کربلایی، مدینه ای، حاجی ست
هر محبّی که سامرایی توست

مست جام توایم یا هادی
ما غلام توایم یا هادی

دست خالی منم، کریم تویی
روح رحمان و یا رحیم تویی

فخر دارم به آسمان و زمین
چون امیر من از قدیم تویی

پیش دریای علم جاویدت
همه جاهل، فقط علیم تویی

عرش حق اعتبار دارد چون
ساکن کوی آن حریم تویی

بهر ایران بس است، استادِ
شاه عبدالعظیم تویی

تو کلیمُ اللَه از تبار علی
گفت موسی فقط کلیم تویی

کی شود شیعه ی شما گمراه؟
راه ایمان مستقیم تویی

با تو من تا خدا سفر کردم
با تو از لامکان گذر کردم

جامعه یک حدیث ناب تو بود
جامعه بهترین خطاب تو بود

هر سلامش معارفی کامل
این قدیمی ترین شراب تو بود

هست قرآن کتاب ختم رسل
به خدا جامعه کتاب تو بود

جامعه کٌُنهِ معرفت سازی است
این زیارت در احتساب تو بود

پشت چشمان تو بُود خورشید
پس طلوع از پس نقاب تو بود

سحری من خدا خدا کردم
لحن لبیک حق جواب تو بود

جامعه، نافله و عاشورا
از وصایای مستجاب تو بود

هادی فاطمه دعایم کن
متّقی در ره خدایم کن

هرکه در این سرا ولایت داشت
از ولای شما روایت داشت

هرکسی در مسیر ایمانش
به خدا از شما هدایت داشت

مورد لطف حضرت زهراست
دلت از هرکسی رضایت داشت

تا خدا رفت و رستگارش کرد
هرکه را چشم تو عنایت داشت

در مسیر عبورتان آقا
ملکی پر به زیر پایت داشت

بهر بخشیدن تمام بشر
خاک پای شما کفایت داشت

دست خالی نرفته هرکس که
سفری سوی سامرایت داشت

طالب عزّت و سرورم من
با شما انعکاس نورم من

می رسد بوی حضرت هادی
عطر گیسوی حضرت هادی

قبله ی عاشقان و سرمستان
خم ابروی حضرت هادی

شیر هم صید می شود بین
پیچشِ موی حضرت هادی

ماه شرمنده می شود نزد
رخ مهروی حضرت هادی

در گلستان یار، شد مهدی
گل خوشبوی حضرت هادی

فخر دارد به باغ های بهشت
تربت کوی حضرت هادی

هرکه را فیض طاعتش دادند
می ناب شهادتش دادند

حرف تو حرف ناب ایمان است
همه اش آیه های قرآن است

آن ولایت که گفته ای آقا
مرکز ثقل آن در ایران است

انقلابِ ولاییِ ایران
همه از التفات جانان است

لقب شیعه ی حقیقی ِ تو
به خدا لایق شهیدان است

گشته بیدار امّت اسلام
این همان وعده ی امامان است

دشمنی با گناه و استکبار
پر پرواز هر مسلمان است

هرکه تهدید می کند ما را
بی گمان در مسیر شیطان است

کاش می شد شهیدتان باشم
تا ابد رو سفیدتان باشم

گردش روزگار دست شماست
در خزان هم بهار دست شماست

من گرفتار سامرا هستم
اذن دیدار یار دست شماست

آبرو دارم از محبّت تو
هادیا، اعتبار دست شماست

ضرب شصتی نشان دشمن ده
یا علی ذوالفقار دست شماست

ای چهارم علی ز آل علی
کوثر خوشگوار دست شماست

بیقرارم تو التیامم ده
در دو عالم قرار دست شماست

شکر حق سائل شما هستم
روزیِ بی شمار دست شماست

من نمک گیر سفره ات هستم
از سبوی ولای تو مستم

جواد پرچمی

******************
الا ز خالق و خلقت سلام حضرت هادی
الا ولای تو فیض مدام حضرت هادی
الا کلام تو خیرالکلام حضرت هادی
الا به دست تو دین را زمام حضرت هادی
تویی به ملک الهی امام حضرت هادی
وصی حضرت خیرالانام حضرت هادی

***********

حساب فضل تو بیرون بود ز حد و شماره
ولادتت به جهان داد آبروی دوباره
سزد که چرخ فشاند به پات ماه و ستاره
کند به خاک درت سجده آفتاب هماره
اگر به یاد تو گیرند لحظه لحظه هزاره
فضائل تو نگردد تمام حضرت هادی

***********

تو جد مهدی و باب حسن ، عزیز جوادی
ولی کل خلایق امام کل عبادی
نماز و روزه و خمس و زکات و حج و جهادی
پناه خلقت و نور الفؤاد و باب مرادی
تو هادی ملک و جن و انس و رکن بلادی
به یمن توست فلک را نظام حضرت هادی

***********

تو در نه یم نور یم دو گوهر نابی
علی چارمی و حافظ چهار کتابی
به باغ دین پدرانت همه گل و تو گلابی
حیات خلق بود آب و تو حیات به آبی
به ملک نور تو ماهی به شهر علم تو بابی
چو جد خویش علیه السلام حضرت هادی

***********

گرفته ملک جهان را عطای واسعة تو
کتاب حشر بود صفحه ای ز واقعة تو
پر از صدای خدا لحظه لحظه سامعة تو
بهشت جاذبة تو جحیم دافعة تو
شناسنامة کل ائمه جامعة تو
تو راست معجزه در هر کلام حضرت هادي

***********

هزار ماه شب چارده اسیر هلالت
هزار مهر درخشنده ذره ای ز جمالت
هزار عرش کمالند نردبان کمالت
هزار سال فزون آسمان نیافت مثالت
هزارها متوکل اسیر قدر و جلالت
زهی جلال و کمال و مقام حضرت هادی

***********

تو کیستی که خداوند دادگر به تو نازد
حسن، حسین، علی با پیامبر به تو نازد
سلام بر تو که هم جد و هم پدر به تو نازد
بزرگ مصلح دین منجی بشر به تو نازد
امام عسگری آن نازنین پسر به تو نازد
تویی به خلق دو عالم امام حضرت هادی

***********

اگر چه گشت عدو حمله ور به صحن و سرایت
اگر چه نقش زمین گشت خشت های طلایت
مزار توست دل ما و جان ما به فدایت
هماره ریخته “میثم” دُر قصیده به پایت
پر است مدح وی از میوه های مدح و ثنایت
بریز شهد ولایش به کام حضرت هادی

استاد سازگار

****************
به یمن تو گدای اهل بیتم
گدای هل اتای اهل بیتم

به لطف آستان مستجابت
مسلمان دعای اهل بیتم

به نام تو پس از عمری غریبی
غلام آشنای اهل بیتم

زیارت جامعه خواندی و حالا
سگ کهف الورای اهل بیتم

به احسان هدایت کردنن توست
اگر تحت لوای اهل بیتم

اگر چه کربلایی هستم اما
گدای سامرای اهل بیتم

ولی کبریا جانم فدایت
امام سامرا جانم فدایت

منم از مبتلایت مبتلاتر
منم از آشنایت آشناتر

اگر لطف کریمان به نداری است
منم از بینواها بینواتر

تو حالا که هزاران فیض داری
دل من از گدایانت گداتر

تو راه باز توحیدی،هر آنکه
به تو نزدیک تر پس با خدا تر

برایت دشمنت هم نذر می کرد
تو هستی از همه مشگل گشا تر

علی هستی و جدت هم علی بود
تویی با این حساب ابن الرضاتر

تو هم مثل پدر زهرا نژادی
عزیز خانه ی باب المرادی

تو در یکتائی ات یکتا شناسی
تو در آقایی ات اقا شناسی

لباس بندگی بر تن گرفتی
تو الحق بنده مولا شناسی

تو هنگام کریمی از گداها
نمی پرسی غریبی یا شناسی

تو در سیر نزولت هم صعود است
تو در روی زمین بالا شناسی

امام غائبت را مدح کردی
تو در امروز هم فردا شناسی

زیارت جامعه در اصل این است
زیارت نامه ی زهرا شناسی

زیارت جامعه یعنی ولایت
زیارت جامعه یعنی هدایت

دلت سرمنشاء خلق عظیم است
تجلی گاه رحمان و رحیم است

اقامت کن میان دل که عمری
دلم در کوی دلدارش مقیم است

هدایت کن مرا باگوشه چشمی
صراط تو صراط مستقیم است

اسیر گریه ام، ری زاده هستم
که از عشاق تو عبدالعظیم است

بهشت شیعه باشد سامرایت
حریمت عرش جنات النعیم است

بیا و شیعه را دریاب، آقا
قرار ما دم سرداب، آقا

احسان محسنی فر

********************
آستان خدا کمال شما
هفت پرواز زیر بال شما

با شما می شود به قرب رسید
ای وصال خدا وصال شما

گاه با آدم و گهی با نوح
بی زمان است سن وسال شما

مثل جبرئیل می شود بالم
با همین غوره های های کال شما

روزگاری است در پی دلم اید
گرچه نا قابل است مال شما

بال ما را به آسمان ببرید
تا خداوند لا مکان ببرید

هر کسی تو را سلام کند
به مقام تو احترام کند

کاش در صحن سامرات خدا
تا قیامت مرا غلام کند

پرو بال کبوترانه ی من
در حریم تو میل دام کند

هر که بی توست واجب است به خود
خواب احرام را حرام کند

بر دلم واجب است بعد طواف
عرض دین محضر امام کند

نیمه ی ماه حج که شد باید
شیعه در محضر شما آید

ای مسیحا ی سامرا هادی
آفتاب مسیر ما هادی

علی ابن محمد ابن علی
نوه ی اول رضا هادی

نیست جز دامن کرامت تو
پرده خانه خدا هادی

ذکر هر چهارشنبه ام این است
یا رضا یا جواد یا هادی

به ملک هم نمی دهم هرگز
گریه زائر تو را هادی

یک شبی را کنار ما ماند ی
سر سجاده جامعه خواندی

تو دعا را معرفی کردی
مرتضی را معرفی کردی

با فراز زیارت سبزت
راه ما را معرفی کردی

مرتضی و حسین و فاطمه و
مجتبی را معرفی کردی

نه فقط اهل بیت را بلکه
تو خدا را معرفی کردی

سامرایت غریب بود اما
کربلا را معرفی کردی

با تو ما مرتضی شناس شدیم
تا قیامت خدا شناس شدیم

ریشه های محبت ما تو
مزرعه های سبز دنیا تو

خواهش سرزمین پائین من
اشتیاق بهشت بالا تو

گاه ابلیس می شوم بی تو
گاه جبریل می شوم با تو

می نمی دانم این که من دارم
به تو نزدیک می شوم یا تو…..

چه کسی از مسیر گمراهی
داده ما را نجات ؟ …آقا تو

تو مرا با ولایتم کردی
آمدی و هدایتم کردی

دل من درکفت اسیر بود
به دخیل تو مستجیر بود

گر شود ثروتم سلیمانی
باز هم بر درت فقیر بود

شکر حق می کنم صدای بلند
حضرت هادی ام امیر بود

آبرو خرج می کنی بسکه
کرم سفره ات کثیر بود

شب میلاد تو به ذی الحجه
مطلع شوکت غدیر بود

ریشه ناب اعتقاد علی
پسر حضرت جواد علی

دوست دارم گدای تو باشم
سائل دست های تو باشم

مثل بال و پر کبوترها
دائما در هوای تو باشم

دوست دارم که از زمان ازل
تا ابد خاک پای تو باشم

نیمه شب های ماه ذی الحجه
زائر سامرای تو باشم

یا دعای قنوت من باشی
یا قنوت دعای تو باشم

ما فقیریم سفره ای وا کن
سامرایی حواله ی ما کن

با تو این عقل ها بزرگ شدند
اعتقادات ما بزرگ شدند

پای دلهای شیعیان آن قدر
گریه کردید تا بزرگ شدند

با نگاه تو با محبت تو
اِبن سکّیت ها بزرگ شدند

خوب شد بچه های خانه ما
پای درس شما بزرگ شدند

بچه های قبیله ما با
کربلا کربلا بزرگ شدند

بی تو دل های ما بهار نداشت
مثل یک شاخه ای که بار نداشت

علی اکبر لطیفیان

*****************
از ابتدا گِل من را خدا مطهر کرد
و بعد عشق تو را در دلم مقدر کرد

به نور ناب نگاه چهارده خورشید
وجود و فطرت و ذات مرا منوّر کرد

زلال ناب ولایت به جان من نوشاند
سپس تمام دلم را به نام حیدر کرد

به فضل و رحمت زهرا سرشت قلبم را
زلال اشک مرا از تبار کوثر کرد

سپس کمی نمک روضه در وجودم ریخت
به عطر سیب حسینی مرا معطّر کرد

مرا اسیر غزلهای چشم تو می خواست
نگاه روشنتان را کمیت پرور کرد

چگونه می شود الطاف بی کران تو را
چگونه می شود ای با شکوه باور کرد

خدا اراده نموده که شاعرت باشم
همیشه هر سحر جمعه زائرت باشم

به غیر وادی عشق تو نیست وادی ما
ولایت تو مبانی اعتقادی ما

شکوه بی حد تفسیر شیعه برکت توست
رهین محضر تو فقه اجتهادی ما

میان چشم تو آیات فتح را دیديم
خروش تو شده روحیه ی جهادی ما

و آيه آيه قنوتت ترنّم ملکوت
خلوص سجدة تو مسلک عبادی ما

همیشه نور هدایت چراغ محفل ماست
به لطف این که تو هستی امام هادی ما

اگر کم از جلوات جلالی ات گفتیم
بذار این همه را پای کم سوادی ما

شدیم مثل گدایان سامرائی تو
مگیر خرده بر این خواهش زیادی ما

چه می شود که گدایِ گدای تو باشیم
چه می شود بپذیری فدای تو باشیم

همیشه می وزد از مرقدت نسیم بهشت
پر است صحن و سرای تو از شمیم بهشت

کنار گنبد و گلدسته های تو دیدیم
شکوه عرش خدا، شوکت عظیم بهشت

عبور می‌کند از بین صحن اطهر تو
مسير روشن حق، راه مستقیم بهشت

همیشه رزق من از دست با کرامت توست
میان جنت الاعلی تویی نعیم بهشت

همين که چشم من آقا به چشم تو افتاد
شدم اسير نگاهت شدم مقیم بهشت

دوباره شوق زيارت هوائيم کرده
منم کبوتر صحن تو، یا کریمِ بهشت

میان صحن و سرایت کبوترم کردی
تو بال های مرا نذر این حرم کردی

بخوان زیارت پر محتوای جامعه را
بخوان که خوب بفهمم بهای جامعه را

بخوان که روح بگیرد ولی شناسی مان
بخوان و شرح بده آيه آيه جامعه را

نگاه روشن تو ای «مَعادِنُ الرَّحمَة»
بنا نهاده در عالم بنای جامعه را

میان عرش و زمین ، در تمامی ملکوت
ببین تجلّی بی انتهای جامعه را

بگیر دست مرا، «عادَتُکُمُ الاِحسان»
ببار بر دل من روشنای جامعه را

تو خواستی که فقط پیرو ولی باشیم
همیشه در خط مولایمان علی باشیم

بخوان مرا که به عشق تو مبتلا باشم
بخوان مرا که هوائي سامرا باشم

چه خوب مي شود آقاي من شوي تا من
تمام عمر در اين آستان گدا باشم

مرا اسير خودت کن که با عناياتت
ز بندهاي تعلق دگر رها باشم

نگاه روشنت اعجاز بي حدي دارد
طلا و مس نه، نظر کن که کيميا باشم

تو خانه دل من را تکان بده شايد….
…در آستانة تو زائر خدا باشم

بده برات زيارت که يک شب جمعه
کنار قبر شهيدان کربلا باشم

شوم دوباره دخيل دو قبر شش گوشه
فدائي تو و ارباب با وفا باشم

تمام دار و ندارم همه فداي حسين
چه مي شود که بميرم شبي براي حسين

یوسف رحیمی

**************************
آفتاب عزّت از عرش جلال آمد پدید
روز عید شادمانى را هلال آمد پدید
آفتابِ فضل، تابان گشت از کوه شکوه
ظلمت شب هاى هجران را وصال آمد پدید
روز، روزِ شادى و وقت نشاط آمد از آنک
بهترین روزهاى ماه و سال آمد پدید
اخترى گردید از برج ولایت جلوه گر
کز جمالش آیتى فرخنده فال آمد پدید
آسمان علم را تابنده ماه آمد عیان
بوستان شرع را خرم نهال آمد پدید
در سپهر عزّ و شوکت آفتاب آمد فراز
بر هماى دین و دانش پر و بال آمد پدید
دشمنان را مایه درد و الم شد آشکار
دوستان را دافع رنج و ملال آمد پدید
اى مسلمان دیده ات روشن که از لطف خدا
هادى الامّه شه احمد خصال آمد پدید
عشق و دل را موجبات اتّحاد آمد عیان
جان و تن را موجبات اتّصال آمد پدید
رکن دین، بحر سخا،غیث کرم، غوث امم
نور حق، شمس الضحى، فضل الکمال آمد پدید
عالمى فضل و تعالى، قلزمى علم و کمال
بر سریر جاه و اورنگ جلال آمد پدید
شوکت و جاه و سعادت را محیط، آمد عیان
حکمت و علم و فضیلت را جمال آمد پدید
جلوه دیگر به خود بگرفت عالم بهر آنک
بر رخ زیباى خلقت خط و خال آمد پدید
هر چه خواهى از خدا «طایى» بخواه امروز چون
بهر حاجت خواستن نیکو محال آمد پدید
***طایى شمیرانى***

****************************

*مثنوی*
امشب از جام ولایت سر خوشم
از دل و جان باده را سر می کشم
میکده دارد هوای دیگری
در طرب آورده می را ساغری
هر طرف آید ندای نوش نوش
می رسد از عالم بالا سروش
ملک ایمان را چراغانی کنید
سینه را جمله جوشانی کنید
از “سمانه” شد عیان روی نگار
کز رخش آمد به دنیا نو بهار
مه خجل از طلعت زیبای او
جمع مستان واله مینای او
در سرای فاطمه گل باز شد
گوئیا بار دگر اعجاز شد
دیده بگشوده به عالم نوگلی
که بود نور دو چشمان علی
تهنیت آید ز سوی کبریا
در حریم خانه ی ابن الرضا
او بود چشم و چراغ فاطمه
درد ها سازد بگردون خاتمه
زینت عرش است و ارکان وجود
مهره زیبای خلاق ودود
باز یاران، وا گل شادی شده
سالروز مولد هادی شده
عاشقان احساس مستی می کنند
خاک پایش کل هستی می کنند
می زند خنده به مستان روزگار
می سراید نغمه از شادی هزار
نوبهاران با دلی افروخته
بر تن گل جامه گل دوخته
در جنان زهرای اطهر لب گشاد
کامده دنیا گل باغ جواد
بهجت قلب علی مرتضاست
نور چشمان علی موسی الرضاست
***حبیب الله موحد***

************************
*ترجیع بند*
هادی! امامنا التقی المتقی، سلام
نور دهم! امام علی‌النقی، سلام
فیض مدام، سلسله نورِ دائمی
پور جواد ابن رضا سبط کاظمی
در شأنت این بس است که جد شما رضاست
در فضلت این بس است که تو جدّ قائمی
تا پایه امامت و دین از تو قائم است
خود عرش فضل را به خدا از قوائمی
اینگونه گفت وصف تو را هر که با تو بود
هر شام در صلاتی و هر روز صائمی
یا حجّه الوفیّ، صفی هادی ای امام
ای حضرت کریم که عین المکارمی
هادی! امامنا التقی المتقی، سلام
نور دهم! امام علی‌النقی، سلام
مهر دهم! حقیقت کامل، امام من!
آیینه جمیع فضائل، امام من!
لرزانده دستگاه خلافت شکوه تو!
خاک از توکلّت متوکل، امام من
چاره ندید خصم مگر آنکه همچو باب
بر تو خوراند زهر هلاهل امام من
لحظه به لحظه جان به تو مشتاق، هادیا!
لحظه به لحظه دل به تو مایل، امام من
ای که هنوز حلقه در را نکوفته
لطف تو داده حاجت سائل، امام من
نامت گره‌گشای تمامی مشکلات
لطفت کلید حل مسائل امام من
هادی! امامنا التقی المتقی، سلام
نور دهم! امام علی‌النقی، سلام
زین العباد، ثانی سجّاد، یا علی
نور تو بر جواد، خدا داد، یا علی
تنها نه باب تو که به فردوس، فاطمه
از خنده تو گشت دلش شاد، یا علی
روشن به روی گندمی‌ات شد دل جواد
وقتی «سمانه» چون تو سمن زاد، یا علی
چون باب شهر علم نبی بود، جدّ تو
شد ملک علم و دین ز تو آباد، یا علی
در پای تو گریسته وحش درنده هم
ای بسته ولای تو آزاد، یا علی
تاریخ، ای حقیقت بیدار، چون علی
هرگز تو را نمی‌برد از یاد، یا علی
هادی! امامنا التقی المتقی، سلام
نور دهم! امام علی‌النقی، سلام
***محمد سعید میرزایی***

سرود و شور ولادت امام هادی (ع)92

شب شب مستي و وقت شاديه

موسم ميلاد حضرت هاديه

از آسمون گل مي باره دلا شاده شاده

كف بزنيد ولادت ابن الجواده

ياعلي علي مولا امام هادي

مي خونن مدح تو همه اهل سما

یا علی النقی يا ابن الرضا

دلم آقا به دام تو عمريه اسيره

برده منو سمت خدا جامعه كبيره

ياعلي علي مولا امام هادي

ز يمن قدم تو عزيز خدا

عاشقا دلاشون پرزده سامرا

رو سر در عرش خدا جبرئيل نوشته

سامره ي تو آقاجون عين بهشته

ياعلي علي مولا امام هادي

حضرت مولا(عیدغدیر)

تا ابد برا من تو هستی مقتدا

سیدی مددی یا علی مرتضا

ولای تو شیرخدا شده آب و دونم

کوری چشم دشمنا من برات می خونم

یاعلی علی مولا علی یاحیدر

رضـارسـولـی

دریافت سبک
***************
بازم باید این خونه رو در زد

هادی ِ آل فاطمه چشماشو وا کرد

میخونم امشب از

شما و خوبی هات

خدا قلب مارو

گذاشته تو دستات

قلبم از غیر تو سیره دل سمت تو میره

با دعای مخصوص تو جامعه کبیـــــره

مدد یابن الزهرا

—————————————-

کوریِ هرکس که بد دهانه

آره نقی قشنگترین نام جهانه

به تو توهین کردن

امید ما فرداس

حوالش کردیم ما

به حضرت عباس

شیعه بر عشقت اسیره انتقام میگیره

هرکس که توهین کرده به تو باید بمیره

مدد یابن الزهرا

سيدآرمان حسيني

دریافت سبک
*******************
سرود (مسجدی)

 تو امیر سامرایی من گدای سامرایم

به خدا در حسرت صحن و سرای سامرایم

امامُ المُتّقین ، علی ِ چارمین

بُوَد شش گوشه ات ، بهشت اهل دین

مدد ابن الرّضا

******

ای همه کرّوبیان خدّام ِ خدّام ِ حریمت

چشم ما باشد هماره بر دو دستان ِ کریمت

تویی مولای ما ، تویی مشکل گشا

بُوَد رُخسار تو ، تجلی خدا

مدد ابن الرّضا

******

نفرت از وهّابیت در این دل ما خانه کرده

لعنت حق بر کسی که قبر تو ویرانه کرده

ز ما قبلش شود ، نکوتر آن مزار

حواله ی عدو ، به تیغ ذولفقار

مدد ابن الرّضا

******

چشمه ی نور وعطا و جود و لطف ِ بی کرانی

نوه ی سلطان طوس و جدّ صاحب الزّمانی

دل مجنون ما ، به غم شد مبتلا

بده بر عاشقان ، برات کربلا

مدد ابن الرّضا

دریافت سبک
امیر عباسی

*****************

سرود (مسجدی)

 ترانه خوان هر بلبل در چمن شد ، فرخنده میلاد ابوالحسن شد

پیچیده در جهان گلبانگ ِ شادی ، آمده به دنیا امام ِ هادی

مولا و رهبر آمد ، خوش آمد ، جدّ منتَظَر آمد ، خوش آمد

خوش آمدی یا امامِ هادی

******

نور سماوات و زمین آمده ، ابن الرّضای دوّمین آمده

غرق طرب گشته کلام شیعه ، از یُمن ِ میلاد ِ امام ِ شیعه

دشمن ِ بیداد آمد ، خوش آمد ، دلبند جواد آمد ، خوش آمد

خوش آمدی یا امامِ هادی

******

از مقدمش گشته عالم مُزیّن ، ذکر مَلَک گشته یا ابالحسن

خورشید آسمان عصمت آمد ، دهمین اختر ولایت آمد

بین حوریان ، گشته ولوله ، زهرا در جنّت ، می دهد صله

خوش آمدی یا امامِ هادی

دریافت سبک

امیر عباسی

**************
مژده ی رحمت اومد از عالم بالا ابن الرضای دوّمین اومد به دنیا

عالم امکان همه گلباران شده

چشمه ی رحمت جاری و روان شده

نور امامت جلوه و عیان شده ، ای عزیز زهرا

امام هادی سیدی خوش آمدی

******

خدا رو قلب همه ی هستی نوشته سامره ی تو آقا جون خود ِ بهشته

کی میشه آقا،جون ِ من فدای تو

داد میزنه این،عبد ِ بی نوای تو

کعبه ی عشقم صحن سامرای تو ، ای عزیز زهرا

امام هادی سیدی خوش آمدی

******

گل پسر امام رضا خوشحال و شاده عیدی ما به دستای امام جواده

ای گل زهرا صله ای به ما بده

مریض عشقیم نمیگیم شفا بده

فقط آقا جون به ما کربلا بده ، ای عزیز زهرا

امام هادی سیدی خوش آمدی
دریافت سبک

امیر عباسی
****************
برو ای دل تا ، حریم اعلا ، به شور و شادی ، به قلب شیدا

ببین در عالم ، سُروری زیبا ، که در زیبایی ، ندارد همتا

به دنیا آمد ، فروغ دلها ، امام ِ هادی ، عزیز زهرا

بگو تبریک و ، بگو تهنیت ، به آل ِ طاها ، وَ مخصوصاً بر ، علی و زهرا

که بر درس شرافت استادی آمد ، گل و شمشادی آمد ، امام ِ هادی آمد

جواد ِ بنُ الرّضا را ، گل و شمشادی آمد

امام شیعه دنیا ، به شور و شادی آمد

گل پیغمبر ، عزیز حیدر ، امام هادی آمد

******

گل ِ خنده شد ، عیان بر روی ، تمام ِ عالم ، تمام ِ خلقت

شده سرمست ِ ، می ِ صهبای ِ ، نگاه ِ رویش

اسیر کویش ، دل مشتاقان ، تمام ِ یاران

قسم بر قرآن ، قسم بر فرقان ، قسم بر ایمان

به حیّ منّان ، قسم بر حور و ، قسم بر غلمان ، قسم بر بخشش

قسم بر غفران ، که شوره زار ِ ، وجود ما را

به عزم ِ رونق و هم آبادی آمد ، گل و شمشادی آمد ، امام ِ هادی آمد

جواد ِ بنُ الرّضا را ، گل و شمشادی آمد

امام شیعه دنیا ، به شور و شادی آمد

گل پیغمبر ، عزیز حیدر ، امام هادی آمد

******

دل ما خواهد ، گدایت باشیم ، گدایت باشیم ، فدایت باشیم

همیشه هر جا ، برایت باشیم

بُوَد نام ِ تو ، همیشه بر لب ، بهار ذکر و ، صفای یارب

به قربان ِ آن ، دم ِ آوایت ، مرا دعوت کن ، به سامرّایت

به لب آوایت ، به سر سودایت ، شده یا مولا ، دلم شیدایت

جمالت مهر و ، وفا و رحمت ، ز ایزد داری ، وقار و هیبت

شکوه و عزّت ، فتاده لرزه ، به جسم و جان ِ ، تبار ظلمت

که دشمن ِ هر ظلم و بیدادی آمد ، گل و شمشادی آمد ، امام ِ هادی آمد

جواد ِ بنُ الرّضا را ، گل و شمشادی آمد

امام شیعه دنیا ، به شور و شادی آمد

گل پیغمبر ، عزیز حیدر ، امام هادی آمد

دریافت سبک

امیر عباسی

******************
جهان هستی تمامی شده غرقه در شور و شعف

امام ِ هادی به دنیا بیامد بَه بَه از این شعف

آمده روح وفا کعبه ی جود و سخا

ذکر لبهایم شده سیدی ابن الرّضا

سیدی ابن الرّضا

******

همه بریزید گل ای عاشقان و ای جمع شیعیان

شده مدینه از این مولد امشب زیباتر از جنان

زین قُدوم با صفا ای مُحبّ اولیا

امشبی عیدی بگیر از جواد بن الرّضا

سیدی ابن الرّضا

******

خدا به حقّ امام ِ دهم ما را کن اهل ولا

بده برات ِ مدینه ، نجف،سامرا ، کرببلا

می کنم امشب دعا چون جمیع عاشقان

ای خدا بر ما رسان مهدی ِ صاحب زمان

یا ابا صالح مدد

دریافت سبک
امیر عباسی

**************
با صفاتر شد بهشت دین و مکتب جام دلها شد ز خوشحالی لبالب

نوه ی سلطان به دنیا اومد امشب ، تهنیت یا اُمّ ابیها

ذکر ما نام خوش ِ دلبر ، چشم مَلَک ز شعف شد تر

دیده گشوده به این دنیا ، هادی ِ آل پیغمبر

خوش آمدی پسر زهرا

******

یا امام ِ هادی ای نور خدایی تو ولیُ الله و مصباحُ الهُدایی

گل گلزار جواد بنُ الرّضایی ، به فدایت جان و تن ما

عالم امکان گلباران ، گشته ز مقدم تو آقا

شامل حال ما گشته ، لطف دمادم تو آقا

خوش آمدی پسر زهرا

******

ای جمالت وَجه ِ حُسن حَی یکتا ای نگار هل اتایی ِ دل آرا

آرزو داریم به زودی یبن زهرا ، سامرا گردد نصیب ما

در دلمان داریم آقا ، حاجت صحن و سرایت را

جاده ی کرببلایی ها ، می گذرد از سامرا

خوش آمدی پسر زهرا

دریافت سبک
امیر عباسی
****************
بر لب ِ عالَم نغمه ی شادی ، آمده دنیا حضرت هادی

آمده جان ِ جوادُ الائمه ، روح و ریحان جوادُ الائمه

پیچیده در کلّ فضا ، گلبانگ یا ابن الرّضا

ای امام ِ انس و جان خوش آمدی مقتدای مهربان خوش آمدی

نغمه ی لب همه عالم اینه جدّ صاحب الزّمان خوش آمدی

سیدی یا سیدی ابن الرّضا

******

در همه عالًم گل فشانی شد ، گل فشانی شد نغمه خوانی شد

حوریان،ترانه خوان با قلب ِ شاد ، گرم ِ تبریک ِ به بابایت جواد

فرمانده ی مُلک ِ قضا ، ای نوه ی امام رضا

ای کلام تو چراغ راه ِ ما ای رضای تو رضای کبریا

کن عنایتی که روزی بگیریم جشن میلاد تو را در سامرا

سیدی یا سیدی ابن الرّضا

******

از ازل آقا دل به تو بستیم ، ما گدایان ِ سامرا هستیم

دست ما و دامنت مولا مولا ، جان فدای گلشنت مولا مولا

در گلشنت روید آقا ، گلهای ایمان و تقوی

یا علیّ النّقی آوایم هر دم این بُوَد ذکر تمامیذعالم

سیدی بده به ما دلدادگان رزق اشک و گریه های مُحرّم

سیدی یا سیدی ابن الرّضا

دریافت سبک
امیر عباسی
******************
آمده ای دل ، موسم شادی از قدوم ، غرق نور حضرت هادی

خوشحالن عاشقا ، گلبارونه فضا ، مولای ما اومده به دنیا

عیدی میده به ما ، علی مرتضی ، ابن الرّضا اومده به دنیا

خوش اومدی ای حجت خدا ، خوش اومدی ای نور هل اتی

ای گل زهرا ، حضرت هادی حضرت هادی

خوش آمدی یا امام هادی

******

سید ُ الأعظم ، کوثر و زمزم با نگاهش می‌بره دل از همه عالم

اینکه تو قنداقه ، به همه سائلا ، یاور و یاره و باب المراده

گل پیمبر و ، عزیز حیدر و ، نوه ی سلطان و ابن الجواده

خوش اومدی ای ملجأ همه ، ای روشنی چشمای فاطمه

ای گل زهرا ، حضرت هادی حضرت هادی

خوش آمدی یا امام هادی

******

من که دل بر تو ، بستم ای آقا سائلی در سامرایت هستم ای آقا

از آسمون ِ دل ، به یُمن ِ مَقدَمت ، بارون ِ خوشحالی داره می باره

هر کسی شد گدا ، به حریم شما ، سرمایه داره و غمی نداره

حاجت ما رو از وفا بده ، تذکره ی کرببلا بده

ای گل زهرا ، حضرت هادی حضرت هادی

خوش آمدی یا امام هادی

دریافت سبک
امیر عباسی
********************
دل زهرا و علی پر از شادی شد

که شب تولّد حضرت هادی شد

آیینه ی لطف خدا اومد خورشید شهر سامرا اومد

فرشته ها خبر میدن امشب که نوه ی امام رضا اومد

از بس زیبایی ، عشق دنیایی

به به هم اسمِ ، مولایی

آقام ، یا ابن الرضا

******

با محبت علی تو دلِت جا داریم

زیارت جامعه رو از تو مولا داریم

هر کسی نوکرت شد آقا شد برات سامرامون امضا شد

امام رضا عیدی میده امشب که جواد الائمّه بابا شد

از بس زیبایی ، عشق دنیایی

به به هم اسمِ ، مولایی

آقام ، یا ابن الرضا

******

اگه بمب گذاری شه تو ضریحت همیشه

به خدا از زائرات یه نفر کم نمیشه

اگه دلم دوباره بی تابه تو باده ی تو مستیِ نابه

ضریح شش گوشه ی تو مثلِ ضریح شش گوشه ی ارباب

از بس زیبایی ، عشق دنیایی

به به هم اسمِ ، مولایی

آقام ، یا ابن الرضا

دریافت سبک
پاشازاده
**********************
خنده بر لب عالم همه مبارک میلاد پسر فاطمه مبارک

کار همه شد خنده و شور شادی

دنیا اومده آقام امام هادی

به به ، به این گل ، به این ماه ، مرحبا ماشاءالله

مقدم نور هُدی مبارک جشن حجّت خدا مبارک

همه ی فرشته ها میخونن اومده ابن الرضا مبارک

گل فاطمه امام هادی

******

جون ما فدای خاک پات آقاجون بمیرن همه ی دشمنات آقاجون

آقا دوست دارم جون بدم و فدات شم

آخر بیام و گدای سامرات شم

باغ و ، بهشتم ، سامرا ، اللّهم الرزقنا

سامـرا بهشت آرزومـه نوکریت عزّت و آبرومه

همیشه خاطره ی ضریحت مثه قاب عکسی روبرومه

گل فاطمه امام هادی

******

اومده پسر شیر بدر و خیبر چارمین علیِ عترت پیمبر

سر زد سحر عرصه انجم ما

اومد نوه ی امام هشتم ما

نور ، دهمین ، بی قرین ، نازنین ، مه جبین

بگم از اون به زبون ساده این پسر به عالمی مراده

جرعه ای ز کوثر خدا و نور چشم حضرت جواده

گل فاطمه(س)امام هادی

دریافت سبک
امیر عباسی
********************
عاشق ولایت دلشاده میلاد زینتُ العباده

اینکه تو گهواره خوابیده پسر حضرت جواده

دم به دم با سرور و شادی

می زنم از شعف فریادی

مولانا یا امام هادی

******

بر دو عالم قبله ی رازی اربابی و بنده نوازی

جامعه کبیرت ای آقا کلاس درس انسان سازی

عادتت جوده و احسانه

سجیت کرم و غفرانه

حرف تو نوری از قرآنه

مولانا یا امام هادی

******

منم اون کبوتر که شما بهش دادی بال و پر آقا

دوست دارم آقا از سامرا بزنم پر تا کرببلا

دوست دارم هل اتایی باشم

گدای سامرایی باشم

لاله ی کربلایی باشم

یا مولا یا ابا عبدالله

 دریافت سبک

امیر عباسی
*****************
جان منِ عاصی و هر متقّی به قربان تو یا علی النقّی

این بُوَد ذکر دلِ نوکرانت لعنت خلق و حق بر دشمنانت

نام زیبایت نور سجودم

ولایت تو بود و نبودم

به قربانت یا امام هادی

******

دل مدیحه خوان امام هادی سائل احسان امام هادی

دلها در طواف کعبه ی کویت خورشید هدایت جلوه ی رویت

ما مسلمانِ مذهبِ توایم

فداییانِ مکتب توایم

به قربانت یا امام هادی

******

ای سامرای تو بهشت دلها سرشته مهر تو در آب و گِلها

ای چراغِ ایمان یبن فاطمه عادتکَ الاحسان یبن فاطمه

ای آیه های انّا اَعطینا

یا ولی الله،اُنظر اِلینا

به قربانت یا امام هادی

دریافت سبک

امیر عباسی
*********************
دلا بیقراره ، این عطر بهاره ، که داره میاره
نسیم سعادت ، به هوای حضرت

امشب شب شوره ، موسم سروره ، عالم پره نوره
بخونید با شادی ، یا حضرت هادی

شرح زلفش بگید هزار قصیده
غزلهای ناب از نگاش چکیده
هادی آل فاطمه رسیده

خورشید هفت آسمون هم ، مات و مبهوت نگاته
می بری دل از دو عالم ، وقتی خنده رو لباته

——————————————-

ملائک رحمت ، با شوق زیارت ، دور سر حضرت
می سوزونن اسپند ، که می زنه لبخند

دورشو می گیرند ، هم به پاش اسیرند ، هم براش می میرند
بسکه دلربائه ، قبله‌ی دلائه

تو که آرامش دل جوادی
میخونه جبرئیل با شور و شادی
سرود میلاد تو رو یا هادی ، یا هادی

آرزو دارم ببینم ، باز دوباره سامراتو
می گیرم امشب برات ، طواف صحن و سراتو
سبک

اشعار عید سعید قربان

ای عزیزان به شما هدیه زیـــــــــزدان آمد

عید فرخنـــــــده ی نورانی قربـــــــــان آمد

حاجیان سعی شما شد به حقیقت مقبول

رحمت واسعــــه ی حضــرت ســـبحان آمد

عید قربان به حقیقـــت…زخــــــداوند کریم

آفتابی به شــــــب ظلمت انســــان آمد

جمله دلهاچو کویری ست پر از فصل عطش

بر کویــــر دل ما…نعــــــــــــمت باران آمد

خاک میسوخت در اندوه عطش باحسرت

نقش در سینه ی این خاک.. گلستان آمد

امر شد تا که به قربانـــــــی اسماعیلش

آن خلیــــلی که پذیرفتـــه ز رحـــــمان امد

امتحان داد به خوبی بخـــــــدا ابــــراهیم

جای آن ذبح عظیمی که به قربــــان آمد

آن حسینی که زحج رفت سوی کرببــلا

به خدا بهر سر افـــــرازی قـــــــــرآن آمد

*******************

عید قربان آمد و باز آ که قربانت شوم
همچو اسماعیل به فرمان خدا رامت شوم
حاجیان اندر دیار کعبه گشتند مهمان
میزبان من بیا تا من که مهمانت شوم
عید قربان است و هر کی میدهد قربانی اش
آرزو دارم که قربانی قربانت شوم
عید روزه رفت و عید قربان، میرسد نوروز هم
روز نوروز میرسی تا سبزی خوانت شوم
باغبان از شوق گلبن میرود در خواب مست
گلشن باغم بیا تا مست مستانت شوم
دشت ها پر لاله و باغها پر سنبل شده
تا بکی خواهی که مجنون بیابانت شوم

 *******************

عید قربان آمده ای دوستان شادی کنید
یادی از پیغمبر توحید  و آزادی کنید
او که در راه خدا از مال و فرزندش گذشت
با تبر بت های جهل و خودپرستی را شکست
بنده ی پاک خدا و پیرو الله شد
نامش ابراهیم بود اما خلیل الله شد

***********************

ساقي مي نابم ده ديوانه و مستم كن
ديوانه ديوانه زنجير به دستم كن

هر دم بده پيمانه با ساغر جانانه
بي خود زخودم بنما بي هيچ زهستم كن

جان را چه كنــم ديگر جانانه به بر دارم
زن شعله به اين جان و بي پاي و بستم كن

انداز تو جانم را اندر خم مي ســاقي
هفت غسل بده آن راپاك ازهمه پستم كن

دنيا و مافيها ديگر به چه كار آيد
زنجير عبوديت بر گردن و دستم كن

با خنجر پولادين بر گير ز من ديـده
آزاد كن اين دل را دلدار پرستم كن

بر درگه معشوقم مشتاق وصالم من
انگشتري عقدش جانا تو به دستم كن

آموز به من ساقي تو رسم وفـاداري
يادآوري عهدم از روز الستم كن

پيمان الست حق يا عقد عبـوديت
فخر است براي من، مانع زشكستم كن
محمد رجب زاده (راجی )

****************************

چون كه با تكبیرها مقرون شدند

همچو قربان از جهان بیرون شدند

معنى تكبیر این است اى امام

كاى خدا پیش تو ما قربان شدیم

وقت ذبح الله اكبر مى كنى

همچنین در ذبح نفس كشتنى

من چو اسماعیل و جان همچو خلیل

كرد جان تكبیر بر جسم نبیل

مولوی

********************

دو تكه پارچه ساده و سپید بگیر

بپیچ بر تن خود، بوى صبح عید بگیر

گرفته سینه تو، در تراكم ابرى!

براى باز شدن بارش شدید بگیر

بگیر سر بالا مثل نخل در شجره

كه گفته سر پایین چون درخت بید بگیر

گناه كردى؟ باشد! مگر چه كرده خدا؟

بگو ببخش نفهمیده ام! ندید بگیر

بیا و فكرنكن بسته مى شود این در

چقدر قفل به خود بسته اى، كلید بگیر

نیاز نیست به ذكر و دعا بیا نزدیك

و ذكر ساده یارب و یامجیر بگیر

دلت شكسته اگر، در كنار كعبه گذار!

بیا ز دست خدا یك دل جدید بگیر

چقدر بوى رضایت گرفته اى حاجى!

خدا خریده ترا، حالت شهید بگیر

تولد تو مبارك برو! خداحافظ

قبول شد حج ات، از خدا رسید بگیر

ای همه هستی ز تو پیدا – نظامی گنجوی

ای همه هستی ز تو پیدا شده

خاک ضعیف از تو توانا شده

زیرنشین علمت کاینات

ما بتو قائم چو تو قائم بذات

هستی تو صورت پیوند نه

تو بکسی کس بتو مانند

آنچه تغییر نپذیرد توئی

وانکه نمرده­ست ونمیرد توئی

ما همه فانی و بقا بس تراست

ملک تعالی و تقدس تراست

خاک بفرمان تو دارد سکون

قبة خضرا تو کنی بیستون

جز تو فلک را خم چوکان که داد

دیک جسد را نمک جان که داد

تا کرمت راه جهان برگرفت

پشت زمین بارگران برگرفت

گرنه زپشت کرمت زاده بود

ناف زمین از شکم افتاده بود

عقد پرستش زتو گیرد نظام

جز بتو برهست پرستش حرام

هرکه نه گویای تو خاموش به

هرچه نه یاد تو فراموش

ساقی شب دستکش جام تست

مرغ سحر دستخوش نام تست

پرده برانداز برون آی فرد

گرمنم آن پرده بهم در نورد

عجز فلک را بفلک وانمای

عقد جهان را زجهان واگشای

نسخ کن این آیت ایام را

مسخ کن این صورت اجرام را

حرف زبان را بقلم بازده

وام زمین را بعدم بازده

ظلمتیان را همه بی نور کن

جوهریان را زعرض دور کن

کرسی شش گوشه بهم در شکن

منبر نه پایه بهم در فکن

حقه مه بر گل این مهره زن

سنگ زحل بر قدح زهره زن

دانه کن این عقد شب افروز را

پر بشکن مرغ شب و روز را

آب بریز آتش بیداد را

زیرتر از خاک نشان باد را

دفتر افلاک شناسان بسوز

دیدة خورشید پرستان بسوز

صفرکن این برج زطوق هلال

باز کن این پرده زمشتی خیال

تا بتو اقرار خدائی دهند

بر عدم خویش گواهی دهند

غنچه کمر بسته که ما بنده­ایم

گل همه تن جان که بتو زنده­ایم

منزل شب را تو دراز آوری

روز فرو رفته تو بازآوری

گرچه کنی قهر بسی را زما

روی شکایت نه کسی را زما

روشنی عقل بجان داده­ای

چاشنی دل بزبان داده­ای

چرخ روش قطب ثبات از تو یافت

باغ وجود آب حیات از تو یافت

غمزة نسرین نه زباد صباست

کز اثر خاک تواش توتیاست

پردة سوسن که مصابیح تست

جمله زبان از پی تسبیح تست

بنده نظامی که یکی گوی تست

در دو جهان خاک سر کوی تست

خاطرش از معرفت آباد کن

گردنش از دام غم آزاد کن

سید محمد حسین ابوترابی
**********************

دینِ ترا تا شود اَركان تمام

روی نِه از خانه به رُكن و مَقام

گرنه بُوَد راحله باد پای

راحله از پا كن و اندر رَه آی

سایه بَفَرقَت كه مَغیلان كند

بِه كِه سرا پرده سلطان كند

بانگِ حَدی بشنو و صوتِ دَرای

شو چو شُتُر گرم رَود تیزپای

بار به میعادِ تَعَبُّد رسان

رخت به میقاتِ تَجَرُّد رسان

رشته تدبیر ز سوزن بكش

خلعتِ سوزن زده از تن بكش

هرچه دران بخیه زدی ماه و سال

آر برون از همه، سوزن مثال

گر نَه زمرگشت فراموشِیَت

بِه كه بُوَد كارْ كَفَن پوشِیَت

لب بگشا یافتنِ كام را

نعره لبیك زن اِحرام را

موی پژولیده و رُخ گردناك

سینه خراشیده و دل دردناك

رُو به حَرَم كن كه در آن خوش حریم

هست سیه پوش نگاری مقیم

صحن حَرَم روضه خُلدِ برین

او بچنان صحنی مربّع نشین

تا شِكَنی شیشه ناموس و ننگ

كرده نهان در ته دامانْت سنگ

چو تو از آن سنگ شوی بوسه چین

بوسه زنِ دستِ كِه باشی؟ ببین!

سوی قدمگاهِ خلیل الله آی

پا چو نیابی، به رَهَش دیده سای

از لبِ زمزم شنو این زمزمه

كز نمِ ما زنده دِلَند این همه

تا نشود در عَرَفاتَت وُقوف

كَی شود از راهِ نجاتت وقوف

كَبْشِ مَنِی را به مِنا ریز خون

نَفْسِ دَنی را به فنا كُن زبون

سنگ بدست آر زِ رَمی جمار

دیوِ هَوا را كُن از آن سنگسار

چون دل از این سنگ بپرداختی

كارِ حج و عُمره بهم ساختی

شكرِ خدا گوی كه توفیق داد

ره بسوی خانه خویشش گشاد

ورنه، كِه یارَد كه به آن رَه بَرَد!

ورچه شود مرغ بدان ره پَرَد

– عبدالرحمان جامی

*************************

همرهان حج کرده بازآیند با طبل و علم

ما به زیر خاک در، با خاک ره یکسان شویم

همرهان با سرخرویی چون به پیش ماه سیب

ما به زیر خاک چون در پیش مَه کتّان شویم

دوستان گویند حج کردیم و میآییم باز

ما به هر ساعت همی طعمه دگر کرمان شویم..

گر نباشد حجّ و عمره، رمی و قربان گو مباش

این شرف مارنه بس کز تیغ او قربان شویم

این سفر بستان عیّاران راه ایزد است

ما ز روی استقامت سرو آن بستان شویم

حاجیان خاص مستان شراب دولتند

ما به بوی جرعه ای مولای این مستان شویم

نام و ننگ و لاف و اصل و فضل در باقی کنیم

تا سزاوار قبول حضرت قرآن شویم

بادیه بوته است ما چون زرّ مغشوشیم راست

چون بپالودیم از او خالص چو زرّ کان شویم

بادیه میدان مردان است و ما نیز از نیاز

خوی این مردان گِریم و گوی این میدان شویم

گرچه در ریگ روان عاجز شویم از بیدلی

چون پدید آید جمال کعبه جانافشان شویم

یا به دست آریم سرّی یا برافشانیم سر

یا به کام حاسدان گردیم یا سلطان شویم

یا پدید آییم در میدان مردان همچو کوه

یا به زیر پشته ریگ اجل پنهان شویم

 سنایی غزنوی

*************************

ز اسماعیل جان تا نگذری مانند ابراهیم

به کعبه رفتنت تنها نماید شاد شیطان را
کسی کو روز قربان، غیر خود را می کند قربان

نفهمیده است هرگز معنی و مفهوم قربان را . . .

*************

اشعار ولادت امام رضا

اشعار ولادت امام رضا (ع)-1392

يا امام رضا (ع)

باز هم دربدر شب شدم ای نور سلام
باز هم زائرتان نیستم از دور سلام

با زبانی که به ذکرت شده مامور سلام

به سلیمان برسد از طرف مور سلام

کاش سمت حرمت باز شود پنجره ها

باز از دوریت افتاده به کارم گره ها

ننوشته ست گنهکار نیاید به حرم

پس بیایید اگر خوب و اگر بد به حرم

برسد خواهش این ناله ی ممتد به حرم

زود ما را برسانید به مشهد به حرم

مست از آنیم که از باده به خُم آمده ایم

ما سفارش شده ایم، از ره قم آمده ایم

یاد دادید به ما رنج کشیدن زیباست

پس از این فاصله تا طوس دویدن زیباست

پا برهنه شدن و جامه دریدن زیباست

بعد هم پای ضریح تو رسیدن زیباست

پیچش قافله ی ما که به سوی نور است

رگه ای در دل فیروزه ی نیشابور است

چه خبر در حرم ضامن آهو شده است؟

صحن ها بیشتر از پیش چه خوش بو شده است

طرف پنجره فولاد هیاهو شده است

باز یک چشمه از آن لطف و کرم رو شده است

مادری گریه کنان ذکر رضا می گیرد

دست و پای فلجی باز شفا می گیرد

با شفا از تو، چه زیبا شده بیمار شدن

به تو وابسته شدن با تو گرفتار شدن

کار من هست فقط گرمی بازار شدن

گر چه در باور من نیست خریدار شدن…

یوسفم باش، بدون تو کجا برگردم؟

من برایت دو سه تا بیت کلاف آوردم

تو خودت خواسته ای دار و ندارم باشی

کاش لطفی کنی و آخر کارم باشی

مرد سلمانی تو باشم و یارم باشی

لحظه ی مرگ بیایی و کنارم باشی

قول دادی به همه پس به خدا می آیی

هر که یک بار بیاید تو سه جا می آیی

مجيد تال
**********************
آقا صدایم کن که برگردم به سویت
همراه کفترها نشینم روبه‌رویت
شاید برایم زائری گندم بپاشد
گیرم شفا از گندم تسبیح گویت
آقا صدایم کن که خود را کنج صحن‌ات
یک بار دیگر گم کنم در گفتگویت
دستی گذارم عاشقانه روی سینه
در یک سلام ساده پاکوبان به بویت
آقا سلام! اینجا من و دلتنگی و تو
نور نگاهی! آبروی آبرویت
آقا تمام شهر یعنی مرقد تو
آقا رهایی یعنی افتادن به خویت
آقا تمام آسمان‌ها بسته قندیل
از دیدن خورشید لبخند نکویت
آقا بگو یک جرعه سقاخانه‌ات را
قسمت کنند این خسته را در آرزویت
آقا بگو با او کسی همدم نباشد
وقتی که باشد در حرم گرم وضویت
آقا بگو تنهایی‌اش بسیار باشد
تازه شود آهوی سرگردان کویت
ای کاش می‌شد بار دیگر… جان مولا!
ایوان طلا… کنج حرم… جان عمویت!
نقاره‌ها آهنگ سرمستی بگیرند
تا جان بگیرد این دل در جستجویت
در ازدحام جمعیت باران بگیرم
لمس ضریح… آیات قرآن… بند مویت…
پرواز… درد دل… سرود اشک… آغوش…
مهمانی لطف خدا… راز مگویت…

مصطفی کارگر
**********************
معمار می شوی و بنای تو می شوم

مانند یک ضریح برای تو می شوم

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن

بیمارم و دخیل شفای تو می شوم

بالم به بام هیچ کسی پر نمی دهد

تا یا کریم صحن و سرای تو می شوم

حتی کنار کعبه تو را می دهم نشان

قبله توئی و قبله نمای تو می شوم

میلت اگر کشید ضمانت کنی مرا

آهوی با وفای وفای تو می شوم

روزی اگر بناست فدای کسی شوم

سوگند می خورم که فدای تو می شوم

ناراحتم خدای نکرده ولم کنی

من تازه دارم از فقرای تو می شوم

شب های قبر منتظرم ایها الرئوف

بیهوده نیست اینکه گدای تو می شوم

دست مرا برای گدایی نوشته اند

رزق مرا امام رضایی نوشته اند

علی اکبر لطیفیان
**********************
من با تو زندگی نکنم پیر می شوم

بی تو من از جوانی خود سیر می شوم

من در شعاع پرتو شمس الشموسی ات

بی اختیار پیش تو تبخیر می شوم

آیینه کاری حرمت ذره پروری است

من در رواق چشم تو تکثیر می شوم

در صحن کهنه سوی تو کردم نماز را

اینجاست آنکه لایق تکبیر می شوم

من در شمار سلسله راویان شدم

چون با حدیث سلسله زنجیر می شوم

من گریه ام گرفته کمی هم به من بخند

دارم به پای خویش سرازیر می شوم

یک شب نشد که بیگنه آیم زیارتت

اما دوباره پیش تو تقدیر می شوم

وقتی که آه میکشم از پرده ی نیاز

بی پرده با تو صاحب تصویر می شوم

بیچاره من که نیست قلمدانم از طلا

هر چند با نگاه تو اکسیر می شوم

نقاره خانه ات ز کجا آب می خورد

کز بانگ آن چو سیل سرازیر می شوم

آن نامه ام که از سر تعجیل و اضطراب

بر بال کفتران تو تحریر می شوم

این رنگ طوسی از دل سرخم نمی رود

گرچه دورنگ،دور ز تزویر می شوم

برداشت سیل گریه بساط زیارتم

نم نم دوباره قابل تعمیر می شوم

حوض حیاط تو بدهد مرده را حیات

من نیز با تو عیسی تاثیر می شوم

وقت ورود در حرم تو هوایی ام

وقت خروج تازه زمین گیر می شوم

بادا شلوغ دور و برت کعبه ی عزیز

من حاجی توام که به تقصیر می شوم

یک روز اگر که زینت دیوار تو شوم

آیینه را گذاشته شمشیر می شوم

محمد سهرابی
**********************
از آسمان شبت یک ستاره می خواهم

برای درد دلم راه چاره می خواهم

میان خمره ی چشمت شراب نوشیدم

از آن شراب نداری؟…دوباره می خواهم

سر دو ابروی تو این دلم مردد شد

برای این دو دلی استخاره می خواهم

اگر که گوشه کنار دل شما جا هست

فقط کمی زدلت را اجاره می خواهم

ببین که بار گناهم خمیده ام کرده

برای آدمیت یک اشاره می خواهم

میان راه زیارت مرا بکش آقا

به خاطرت سفر نیمه کاره می خواهم

دوباره قصه ی این ماجرای تکراری

دوباره قصه ی شاه و گدای تکراری

به لطف مظهر غربت دلم کجا رفته؟

کنار پنجره فولاد٬خسته وا رفته

دلم به شوق زیارت هزار تکٌه شده

به صحن های حریمت جدا جدا رفته

کنار پنجره فولاد و موج بیماران

و یاد طفل مریضی که در کما رفته

و این دلی که به شوق زیارت ارباب

از این مسیر خدایی به کربلا رفته

شب زیارتی انگار مثل “ابن شبیب”

دلم شبیه سری روی نیزه ها رفته

دوباره روضه ی “الشمر”…خنجر کهنه

که روضه خواندن ما به امام رضا رفته…

عبدالحسین مخلص آبادی
**********************
بهر حاجات اگر دست دعا برخيزد

دلبري هست به هر حال به پا برخيزد

لطف آقاي خراسان ز همه بيشتر است

هر زمان از دلِ پُر درد صدا برخيزد

آهِ در سينه ي عشاق به هم مرتبطند

وقت نقاره زدن ناله ي ما برخيزد

جرأتش نيست كسي حرف جهنم بزند

گر پيِ كارِ گنهكار ز جا برخيزد

زائر آن است كه در كوي تو اُتراق كند

آن كه در عرش نشسته ست چرا برخيزد؟

تا به دستِ كرم تو به نوايي نرسد

از سرِ راه محال است گدا برخيزد

بر سر خاكم اگر آهوي تو گريه كند

از تمام جگرم بانگ رضا برخيزد

حرمت زودتر از كعبه مرا حاجي كرد

حج ما آخر ذي القعده به پا برخيزد

علی اکبر لطیفیان
**********************
خاک حرم رسيد، دوا نيز داده شد

آب حرم رسيد، شفا نيز داده شد

ما طور خواستيم مقيم حرم شديم

ما جلوه خواستيم، خدا نيز داده شد

اصلاً بهانه هاست که ما را مي آورد

با دادن بهانه، بها نيز داده شد

هر جا اگر به خواسته ها لطف مي شود

در اين حرم نخواسته ها نيز داده شد

از بس کريم بود که درهم خريد و رفت

در ازدحام، حاجت ما نيز داده شد

اصلاً به خواهش کم ما اکتفا نکرد

ما سنگ خواستيم، طلا نيز داده شد

گفتم رضا، عطاي حسيني نصيب شد

گفتم حسين، امام رضا نيز داده شد

مي خواستم به مشهد تو راهي ام کنند

ديدم برات کرببلا نيز داده شد
علی اکبر لطیفیان
**********************
دست اگر باشد دخيل كنج دامان بهتر است

از نماز شب توسل بر كريمان بهتر است

دل ولو كوچك، به لطف تو بزرگي مي كند

يك ده آباد از صد شهر ويران بهتر است

حرف ما آن است كه آهوي نيشابور گفت

گاه مديونت شدن از دادنِ جان بهتر است

سايه اي كه بر سرم افتاد، عزت پخش كرد

سايه ي گلدسته از تاج سليمان بهتر است

دست بر سفره نبردم تا خودت تعارف كني

تعارف اهل كَرم از خوردن نان بهتر است

يك كمي بنشين كنار ما، پذيرائي بس است

ميزبان كه مي نشيند حال مهمان بهتر است

صبح محشر هر كسي دنبال ياري مي دود

يار ما باشد اگر شاه خراسان، بهتر است
علی اکبر لطیفیان
**********************
هر چند که ما را نوشتند از گداها

اصلاً نمی آید گدا بودن به ماها

ما روسیاهان ارزش خاصی نداریم

ماها کجا و نوکری دلرباها؟!

ما هر چه قدر اصرار کردیم او نیامد

اصلاً چه شد «آقا بیا آقا بیا» ها؟!

ماها که هیچ … این خوب ها در انتظارند

کی می رسد روز وصال آشناها؟!

از دوریش بدجور حال ما خراب است

رونق گرفته باز هم دارالشفاها

من که بدم پس دیدنش روزی من نیست

ای خوش به حال خوب ها … حاجت رواها

باشد درست … آقای ما خیلی کریم است

امّا دگر تا کی گنه؟ تا کی خطاها؟

طبق احادیث رسیده … ناظر ماست

بد نیست پیشش ذرّه ای شرم و حیاها

از بس که بر اعمال بد اصرار داریم

رنگی ندارد پیش او دیگر حناها!

یک راه حل باقی است آن هم نام زهراست

نامی که باشد از تبار کیمیاها

محمد فردوسی
**********************
انگار موسی را به کوه طور آوردند

خورشید را از بی کرانِ نور آوردند

از باغ های گمشده انگور آوردند

هشت آسمان را سمت نیشابور آوردند

دیدم میان برکه ها مهتاب جاری را

در ایستگاه واژه ها آیینه کاری را

وقتی عصای نام تو بر جان نیل افتاد

وقتی تبر با رخصتت دست خلیل افتاد

وقتی نگاهت بر گره های دخیل افتاد

تابوت دریا روی دوش جبرئیل افتاد

لب باز کن تا روح تاک از جام برخیزد

تا بایزید از چله ی بسطام برخیزد

انگور از شرم حضورش رو سیاه است و

خورشید بی چشمانتان بی سرپناه است و

مهتاب سرگرم طواف بارگاه است و

چشمی به راه ریل های ایستگاه است و

از بال های جبرئیل اندوه می بارد

بارانِ دلتنگی میان کوه می بارد

از بیت هایم پر گشودند این کبوتر ها

رفتند تا دریای نور و شهر مرمر ها

من ماندم و آتشفشان سرد باور ها

مانند یوسف با ترنج و خون دلبر ها

مانند برگی که بروی آب افتاده

عمریست دنیا بی حضورت خواب افتاده

عمریست در رگ های شب انگور می رقصد

ساقی میان میکده مخمور می رقصد

در خانقاه مولوی، ماهور می رقصد

در آشیان بی نشانت حور می رقصد

پرواز سهم ما زمینی های دلتنگ است

با بال های خسته مان طوفان هم آهنگ است

طوفان وزید و آسمان دلگیر گنبد شد

عطر گلاب طوس همنام محمد(ص) شد

شاعر به راه افتاد و چشمش رو به مشهد شد

وقتی کبوتر از مدار خستگی رد شد –

– بی اختیار از شعر خود شب زنده داری کرد

سجاده را با اشک هایش آبیاری کرد

آتش جواب زخم های ته نشینم نیست

حتی بهاری در پگاه فرودینم نیست

دیگر صدایی در سکوت سهمگینم نیست

خونی اگر در لاله ها باید ببینم نیست

از آفتاب مهربانی جام می خواهم

تا هشتمین دریا فقط یک گام می خواهم

محمد حسن اسفندیار پور
**********************
ای آینه در آینه در آینه مرقد
بی واسطه خود شاهد و مشهودی و مشهد
موسای جهان را قدمت طور تجلّی
بلقیس فلک را حرمت صرح ممرّد
در دیدۀ یوسف شده‌ای حسن مبرهن
در چشم سلیمان شده‌ای ملک مخلّد
«گل کرد» شنیدند و بهار تو ندیدند
«آمد» همه گفتند و نگفتند «که آمد؟»
گفتم بنویسم که «رضا …» پیشتر از من
آمد به تماشای تماشای تو «آمد»
عشق تواَم از پیشتر از پیشتر از پیش
شوق تو مرا بیشتر از بیشتر از حد
شرط است تولای تو آن شرطِ بلاقید
شرطی که خیالِ دو جهان کرده مقیّد
شرط است اطاعت ز تو ای آیت توحید
فرض است ولای تو همان فرض مؤکّد
ای کاملِ تاریخِ نبوت به ولایت!
عیسی به ظهور آمده در آل محمّد!
دیروز بشارت دهِ احمد شده عیسی
میلاد تو امروز بشارت دهد احمد
ای واسطۀ خلق و خدا، ذاتِ ولایت
ای باطنِ احمد تو و ای ظاهرِ ایزد!
ای ظاهر باطن تو و ای باطن ظاهر
ای آینه در آینه مجموع مظاهر
بخشنده‌ترین چشمۀ رحمت به موارد!
رخشنده‌ترین صبح تجلّی به مصادر!
تو سبحۀ اسماء خداوندی و کامل
در نعت تو ما آمده لفظی همه قاصر
تو پاکتر، از معنی آیینه- نهانتر
– من آمده در خرقۀ آلودۀ شاعر
تو حضرتی و حاضرِ محضی دل و جان را
– من رنگ خیال غزلی رفته ز خاطر
تو راهبری گمشدگان دو جهان را
در شهر تو امروز منم گمشده عابر
با اینهمه مگذار منِ دست تهی را
تو حضرتِ سلطان و منِ خسته مسافر
با اینهمه محروم مکن آینه‌ام را
چون آهوی محبوسِ طلسماتِ ظواهر
نور تو قدیم است و تماشای تو ما راست
ای ساعت جانهای جهان را تو معاصر!
ای آینه در آینه در آینه باطن!
ای آینه در آینه در آینه ظاهر!
محمد سعید میرزایی
**********************
در ولا فصل الخطاب نامۀ ایمان رضاست
آنکه بر فضلش گواهی می‌دهد قرآن رضاست
در «رضی الله عنهم ورضو» عنوان رضاست
چون«رضا» بر«صبر»هم دارد شرف، سلطان رضاست

برتر از یعقوب و بیش از یوسف کنعان رضاست
در دل ایّوب و نور موسیِ عمران رضاست
غم رضا شادی رضا و دل رضا و جان رضاست
از دل و از جان چه گویم جان رضا جانان رضاست

عده‌ای او را مسیحِ آل احمد خوانده‌اند
همچو جدّش عالِمِ آل محمّد خوانده‌اند
در دل ظلمت رضا را نور ایزد خوانده‌اند
در کرامت چشمۀ الطاف بی حد خوانده‌اند
بازش از روح القُدُس عبد مؤیّد خوانده‌اند
صیت نامش در همه دوران سرآمد خوانده‌اند
نام فضلش در همه عالم زبانزد خوانده‌اند
هر که می‌گوید رضا این است، بیش از آن رضاست

شهرت یعقوب در صبر و رضایش گفته‌اند
فضل یوسف را به پرهیز از خدایش گفته‌اند
حسن یوسف دیده‌اند و ماجرایش گفته‌اند
نام ابراهیم با عهد و وفایش گفته‌اند
قول اسماعیل را هم در قفایش گفته‌اند
داستان هاجر و سعی و صفایش گفته‌اند
از ید تابان موسی و عصایش گفته‌اند
آنكه وصف لطف و خوبيهاي او نتْوان، رضاست

من شهادت می‌دهم خود شافع محشر علی است
نور حق، جان و دلِ زهرا و پیغمبر علی است
آن قسیم نار و جنّت، ساقی کوثر علی است
در فلک سرور علی و بر دو عالم سر علی است
اوست سلطان سریر «انّما» سرور، علی است
نور حق در احمد است و نور احمد در علی است
هم خلافت ختم بر آل علی و بر علی است
چون تجلّای علی در عالم امکان رضاست

هم خلافت ختم بر او، هم ولايت را تمام
در مقام او سرودن چیست؟ شرح ناتمام

تشنگان چشمۀ آل عبا، هذالامام!
ساقی جام کرامت، حضرت صاحب مقام
بهترین فرزند نور، آیینۀ خیرالانام
گر زمن خواهد کسی کو را نشان گویم به نام
«بضعة فی الطوس منی» خوانَدش جد کرام
آنکه در طوس است چون سرّ خدا پنهان، رضاست

کیست این از «جنۀ الفردوس» باب هشتمین
در خراسان پاره‌ای از جسم خیرالمرسلین
چشمه‌ای از آفتابِ «رحمۀ للعالمین»
با سر انگشتش چو موسی چشمه روید از زمین
مرقدش انگشتر مُلک خراسان را نگین
خادمِ درگاه او را شهپر روح الامین
آسمانش در تولا بر زمین ساید جبین
مهر اهل البیت، صاحبْ سفرۀ احسان رضاست

ای که از فضل شما گویند قول مختلف
هر کسی بر لطف و احسانت به نوعی معترف
ای خوش آن زائر که گردد در حریمت معتکف
از صراط المستقیمت دل نگردد منحرف

ای شده در روی تو حُسن الهی منکشف
یارب این مهر ولا در دل نگردد منکسف
رمز «رضوانٌ من الله» است در را، ضاد، الف
آنکه دربانی بابش منصب رضوان، رضاست

ما سوی گر لااله است آنسوی الاّ رضاست
محمل عطر گل گلزار اعطینا رضاست
خم رضا ساقی رضا و می رضا مینا رضاست
سر رضا سرور رضا مولا رضا آقا رضاست
عصمت یوسف رضا و غربت یحیی رضاست
جلوة احمد رضا عیسی رضا موسی رضاست
گرنشان خواهی که این قصرسلیمان یا رضاست
آنکه بزمش نیست یکدم‌ خالی ازمهمان،رضاست

سایۀ لطف تو هرگز از سر ما نیست کم
چون تو هستی در دل ما، در دل ما نیست غم
تا که جان دارد زند دل از ولای دوست، دم
دشمنت را خوار دارم، دوستت را دوست هم
شوق دیدار تو دارم یا رضاجان دم به دم
کی دهی بارم خدا را باز هم در آن حرم

گر کنی حاجتْ روایم، بر تولایت قسم
آنکه از شوق وصالش می‌سپارم جان، رضاست

این حریم امن یزدان است، ای دل «لاتخف»
در خراسانش شکفته هم مدینه هم نجف
موضع سرّ نبي، مرآتِ مهرِ «لوکشف»
انبیاء و اولیایش خاک بوسند از شرف
جن و انس از یک طرف، خیل ملک از یک طرف
غنچه غنچه می‌فروش و گل به گل ساغر به کف
ساقی رحمت که در کویش دو عالم بسته صف
آنکه هم بر این دهد انعام و هم بر آن رضاست

سیدالمظلوم یا من حبه حب الحسین
انت وجه الله فی الارض و نورالمشرقین
ای بقیع و سامرا و کربلا و کاظمین
هم مدینه هم نجف گل کرده در طوست به عین
مصطفی را پارۀ تن، بهر زهرا نورعین
تا قیامت مثل ثارالله بر ما از تو دین
ای ز شأنِ مادر تو: کاف و ها و یا و عین
گر کنیزِ «نجمه» گردد دختر عمران، رضاست

«آهوی دشت معاصی»! تا کجا اینسان، بایست!
گر همه عالم بگردی، ضامن آهو یکی است
آنکه بر درگاه فضلش مرغ و ماهی می‌گریست؛
آنکه حتی مور هم نومید احسانش نزیست؛
جز علی موسی الرضا، شافی و شافع کیست؟ کیست؟
گر که این در بارگاه لطف یزدان نیست، چیست؟
آنکه می‌گوید که در محشر شفاعت شرط نیست
قول او را مشنو و باور مکن، غفران رضاست

چشم دل وا كن علي‌موسي‌الرضا بي‌پرده است
تخت سلطان سرير انّما بي‌پرده است
آنكه جان بخشد به شير پرده‌ها بي‌پرده است
مظهر فضل علي شيرخدا بي‌پرده است
مشرق رب سموات العُلي بي‌پرده است
آفتاب رحمت و فضل و سخا بي‌پرده است
محرم طوس الرضا،‌ كربلا بي‌پرده است
آنكه با او كربلا گل كرده در ايران رضاست

ای دل امشب در خراسان رو به یاد مرتضی
قل «فَوَ ربّ السماء» إنّی لمجنون الرضا

کیست جز موسی الرضا مشمول فضلِ «اِرْتضی»
خیز و حسن عاقبت خواه از برِ «حُسن القضا»
یارب از اکرام خود کن حاجت ما را قضا
چون ملک بال و پری خواهم به شوق آن فضا
چون علی در علم و عدل و حکمت و حکم و قضا
تا ابد بر دشت جان شیعیان، باران رضاست

خلق او خلق نبی، بوی نبی بوی رضا
اوست مرآت علی، خوی علی خوی رضا
در قیامت حضرت زهراست پهلوی رضا
از کرامت شیعیان شرمندۀ روی رضا
هست محراب ملائک طاق ابروی رضا
روضۀ جنت مقام زائر کوی رضا
یارب از عالم که دارد بخت آهوی رضا
من که بر عالم نبخشم تاری از موی رضا
آنکه بر خاکش متاع جان کنم ارزان، رضاست

یا علی موسی الرضا، یا حضرت شمس الشموس
طوس با تو هفت اقلیم جهان را چون عروس
خاکیانت ریزه‌خوار و عرشیانت خاکبوس
ای شده سعدالسعود از مقدمت خیل نحوس
هر چه جز لطفت دریغ و هر چه جز فضلت فسوس
نور برهانت دهد رخت مسلمان بر مجوس
بر سلیمان معنیِ «من فضل ربی» شاه طوس
حجّتِ یوسف به «لولا أن رَأی برهان» رضاست

سرمۀ چشم دو عالم گردی از نعلین تو
تا قیامت بر سر ما هست مولا، دین تو
اتّحاد است از ولا بین خدا و بین تو
سلسبیل آورد در خاک خراسان، عین تو
خود سلام‌ات گفته جدِّ سیدالکونین تو
حضرت زهرا مبارک باد نورالعین تو!
عطر عترت، نور قرآن مجمع البحرین تو
سرّ «یَخرُج منهُمَا اللّؤلؤ وَ المرجان» رضاست

بنگريد ای عرشیان آیات بی تبدیل ر
منزل خيل ملائك، مهبط جبريل را
آنکه داده ذوالجلالش مسند تجلیل را
در ولای اوست معنا جملۀ تهلیل را
بر درش نقاره زن آورده اسرافیل را
در کرامتها گشاینده است رود نیل را

آن دَه و دو نانِ عیسی در سبد، انجیل را
سفرۀ اطعامِ «وجه الله» در قرآن، رضاست

همچو برمک دشمنانت «کالجَراد منتشر»
دشمنان خاندانت جمله «کذّابٌ أشِر»
چیست دنیا در نگاهت جیفه‌ای جویی کدر
ای تو مفتاح السما فضلت «بماءٍ مُنهَمِر»
«مقعد الصدق»ات حرم، «عند مَلیکٍ مقتدر»21
ای جهانی قائم آل شما را منتظر
در دل پاکت ز نور حضرت زهراست، سرّ
درِّ پنهان مهدی و دریای بی‌پایان رضاست
قصائد رضوی-محمد سعید میرزایی
**********************
هر آن سائل که سر بر خاک مهر هشتمین دارد
مفاتیح الجنان را یک به یک در آستین دارد
زمین طوس را نازم که حتی آسمانش هم
ز مهر و ماه، نقش سجده بر روی جبین دارد
زمین هر نو بهار از حلّۀ سبز تو می‌پوشد
فلک از ماه نو نام ترا نقش نگین دارد
هر آن زائر که یکشب در جوار این حرم باشد
«سعادت همدم او گشت و دولت همنشین دارد»8
به درگاهش اولوالعلمند بر قسط از شرف، قائم
ولایتهای دیگر بر سر اهل یقین دارد
خراسان بین که نور دیدۀ خیرالنسا در اوست
که در خود پاره‌ای از جسم خیرالمرسلین دارد
کبوتر گر رسد اینجا هواگیر حرم گردد
اگر آهو بیاید در برش، حصن حصین دارد
بنازم نام این سلطان که رأفت آنچنان دارد
بنازم بخت آن کشور که سلطان اینچنین دارد
ولای چارده خورشید نورانی است با آن دل
که منشور رضای آفتاب هشتمین دارد
شاعر:محمد سعید میرزایی
****************
حرم تو کعبة دل، کرمت همه خدایی
کنی از کرامت خود به خدا خدا نمایی
در باز توست افزون من بی نوای محزون
ز کدام در درآیم به بهانة گدایی
کرم تو می دهد رو به گدای تو وگرنه
ندهند پادشاهان به فقیر آشنایی
من اگر گناه کارم تو رئوف و مهربانی
کرمت نمی گذارد که کنی ز من جدایی
تویی آن که هر که آید به زیارت تو یک بار
تو سه بار از عنایت به زیارتش بیایی
به خدا گناه کارم دگر آبرو ندارم
چه شود دهی ز نارم به محبتت رهایی
بکشم هماره نازت مگرم دهی اجازت
که به یک زیارت تو سر و جان کنم فدایی
همه را تو دست گیری همه را تو می پذیری
چه امیر شهر باشد چه فقیر روستایی
به حریم توست بارم به حرم چه کار دارم
کند از هزار کعبه حرم تو دلربایی
کرمت به کل عالم حرمت پناه “میثم”
به شما از او توسل ز شما گره گشایی
استاد غلامرضاسازگار
**********************
در ازل چون طرح آدم ريختند
با گِلم مهر رضا آميختند
غرق منت غرق آبادي شدم
لايق لطف خدادادي شدم
باز امشب دل توسل مي کند
بر لبم نام رضا گُل مي کند
اي عزيز فاطمه شمس الشموس
آفتاب نجمه مأنوس نفوس
قبله ي هفتم عزيز مرتضي
عالم آل محمد يا رضا
اي سراپا نور اجلالِ علي
اي علي دوم آل علي
پور موسي مظهر ا… و نور
خواهش موسي تويي در کوه طور
جاي هر دل بر سر بام تو نيست
هر زبان که لايق نام تو نيست
عالم و آدم ز تو گويد کم است
بردن نام تو اسم اعظم است
شکر لله خار گلزار توأم
بر سر بازار دل زار توأم
با کلاف جان خريدارت شدم
ضامن آهو گرفتارت شدم
هيچ بودم اعتبارم داده اي
خشک بودم برگ و بارم داده اي
پرده بر کار بدم انداختي
بين مردم سر بلندم ساختي
اي ملائک در حريمت صف زده
با سلام و ذکر و تسبيح آمده
اي تجليّ خدا روي زمين
سايه سار مهر تو حصن حصين
عالم و آدم به لطفت دل خوشند
مه رخان خود را برايت مي کُشند
خضر مشتاق رخ جانانه ات
جرعه اي خورده ز سقاخانه ات
سائلت را منصب شاهي کم است
آستان بوس تو خود صاحب دم است
اي امام مهربان مهمان نواز
اي پذيراي همه با روي باز
بين شاه و بنده اينجا فرق نيست
خوب و بد در چشم زيبايت يکي است
اين سخن عين کمال و لاف نيست
با تو و حرف از بهشت انصاف نيست
اي بهشت از هر نگاهت ريخته
اشک بر دامان تو آويخته
خانه ي ويران دل آباد توست
قبله ي من صحن گوهر شاد توست
هر اجابت بسته بر ايماي توست
در جواز کربلا امضاي توست

**********************
رسد نداي تفاخر ز خاک بر افلاک
چنان که ماه ز حسرت کند گريبان چاک
ستارگان همه امشب بريد سجده به خاک
به احترام عزيز دل شه لولاک
جهان تمام بهشت است از جحيم چه باک
شد از صحيفه ي اعمال نام دوزخ پاک
ولادت خلف پاک مرتضي آمد
امام ملک سريع الرضا رضا آمد
*****
شراب کوثرم امشب به جام، آب وضوست
ستارگان همه جامند و نه سپهر، سبوست
زمين به عرش ببالد اگر نکوست نکوست
هزار نغمه هَزاران عرش را به گلوست
مه مبارک ذيقعده غرق جلوه ي هوست
دهيد مژده که ميلاد ضامن آهوست
يم شرف ز صدف درّ ناب آورده
که نجمه در دل شب آفتاب آورده
*****
دلا جمال خداوندگار سرمد بين
رخ سلاله ي پاک رسول امجد بين
به ملک لا يتناهي فروغ بي حد بين
ز حسن لم يزلي جلوه ي مجدد بين
شکوه و جاه و جلال و کمال احمد بين
در آفتاب جمال علي محمد بين
شب سرور و شب شادي و شب فرج است
ادب کنيد که ميلاد ثامن الحجج است
*****
به طور موسي زهرا عيان شده شجري
که روشن است از آن چشم هر پيامبري
سلامي از دم گرم مسيح پاکتري
هزار مرتبه بر جان مادر و پدري
که داده ذات خداوندشان چنين پسري
طلوع کرد به ذيقعده شمس و قمري
دو نجم نجمه دو خورشيد آسمان قضا
يکي کريمه عترت يکي امام رضا
*****
رضا که شامل ما لطف بي نهايت اوست
رضا که ارض و سما بنده ي هدايت اوست
رضا که عين رضاي خدا رضايت اوست
رضا که کشور ما در کف حمايت اوست
رضا که تالي وحي خدا روايت اوست
رضا که کل ولايت همان ولايت اوست
رضا که از کرمش شيعه آبرومند است
رضا که زائر او زائر خداوند است
*****
بگو که سنگ حوادث از آسمان بارد
بگو که سيل بلا رو به اين ديار آرد
بگو به فتنه گري خصم لحظه بشمارد
به حقّ حق که بجز خويش را نيازارد
شکست خورده ي بيدادگر چه پندارد
بگو که کشور ما ثامن الحجج دارد
بگو که پادشه کشور قضا اينجاست
بگو که مملکت حضرت رضا اينجاست
*****
خوش آن جوان که در اين آستانه پير شود
خوش آن عزيز که در کوي او حقير شود
خوش آن دلي که به زنجير او اسير شود
خوش آن کريم که در صحن او فقير شود
به يک نظاره ي او مور راه مير شود
به يک اشاره ي او شير پرده شير شود
بهشت عاشق زوار و دوستدارانش
سپهر ناز کشد از نماز بارانش
*****
الا کرامت و احسان دو سائل کرمت
فزون تر از همه هست جهان عطاي کمت
هزار عيسي مريم گرفته جان ز دمت
هزار موسي عمران عزيز و محترمت
هزار جان گرامي فداي هر قدمت
سه بار زائر يک بار زائر حرمت
به ميزباني و لطف و عطوفتت نازم
رئوف آل محمد به رأفتت نازم
*****
تو آفتاب جمال خداي ذوالمنني
تو در تمام محافل چراغ انجمني
تو پاره ي تن پاک رسول مؤتمني
تو باغبان وجودي تو سرو هر چمني
تو ثامن حجج الله تو ابوالحسني
بدان جلال شدي ميهمان پيرزني
گداي کوي تو را اقتدار سلطاني است
نشان رأفت تو نقش سنگ سلماني است
*****
خدا ثناگر و ختم رسل ثناگويت
مقربان خدا محو ذکر ياهويت
تمام ملک الهي پر از هياهويت
رواق چشم ملک جاي پاي آهويت
تو کيستي که برد ناقه التجا سويت
کند فرار ز کشتارگاه، در کويت
به چند لحظه که وارد بر اين حرم گرديد
ميان خلق همان ناقه محترم گرديد
*****
چه مي شود نگهي بر من از ثواب کني
مرا هم از کرمت ناقه اي حساب کني
اگر چه خار رهم گل کني گلاب کني
و گر چه کمترم از ذره آفتاب کني
کرم کني و سگ کوي خود خطاب کني
به پاسداري زوّارت انتخاب کني
خدا گواست که بر روز محشرم نگران
بيا و «ميثم» آلوده را ز خويش مران

استاد سازگار

اشعار ولادت امام رضا (ع)-1391

دل اگر دیده به دلدار نبندد چه کند
دیده گر از کرمت بار نبندد چه کند
تا دل سوخته را مثل تو دلداری هست
دل اگر دیده ز اغیار نبندد چه کند
دارد آن خاک وجوبت که ندارد کعبه
زائر این حرز به دیوار نبندد چه کند
دل ز عالم به خدا حُجب نگاهت ببرد
مِهرت آیینه به رخسار نبندد چه کند
دلبری چون تو که دل هاست گرفتار غمش
چشم بر چشم گرفتار نبندد چه کند
کیست شایستۀ مدح قد سرو تو رضا
دل دخیل قدم یار نبندد چه کند
سائلت وقت عبور تو ز بازار نظر
راه با چشم خریدار نبندد چه کند
تو رضایی و خدا روح رضامندی تو
می سزد سجده به اسماء خداوندی تو
ای همه عالم امکان شده سرگردانت
وی سر خان ولای تو همه مهمانت
همه افلاک به زیر قدمت ریگ رَهَند
همۀ کون و مکان ریزه خور دستانت
پلک مستانه چو بر هم بنهی شب گردد
دیده چون باز کنی روز شود حیرانت
سایه بر سر فکن ای دودۀ زهرا و علی
دودمان تو نظر دوخته بر چشمانت
پارۀ جان پدر کوثر ثانی رسول
مادرت محو ز بر داشتن قرآنت
چون به توحید گشودی لب شیرینت را
مَلَک از هر سخنت بُرد دُر غلطانت
انبیاء کارگذار ره نورانی تو
پاسبانان مقرب همگی دربانت
تو رضایی و خدا روح رضامندی تو
می سزد سجده به اسماء خداوندی تو
گرچه گشتیم سخن ساز نگفتیم از تو
هر چه گفتیم سخن باز نگفتیم از تو
آری از هر دری آوای غزل سر دادیم
ای غَمَت جاذبه پرداز نگفتیم از تو
از دم عیسی مریم همه دم دم زده ایم
ای مسیحای بشر ساز نگفتیم از تو
سخن از کشف و کرامات بزرگان گفتیم
ای همه عمر تو اعجاز نگفتیم از تو
گر تویی ضامن آهو و شفا بخش مریض
کیست طاغوت برانداز نگفتیم از تو
تو ولیعهد همه آل رسول اللهی
گر چه سلطان سرافراز نگفتیم از تو
تو رضایی و خدا روح رضامندی تو
می سزد سجده به اسماء خداوندی تو
ای همه مُلک جهان بر تو خراسان آقا
ذره خورشید شود نزد تو آسان آقا
آشنایان اگر ای یار تو را نشناسند
می شناسند تو را چهره شناسان آقا
گر همه عالم و آدم ز رهت برگردند
تا خدا هست دلت نیست هراسان آقا
قدر لطف تو اگر خلق ندانند بد است
ای دعاگوی همه نیک سپاسان آقا
حیف اگر رنگ مناجات نگیریم از تو
که تو دوری کنی از سست حواسان آقا
میزبان داری اشرار ز اخلاق تو نیست
می نشینی به بَر کهنه لباسان آقا
هر گَه از کرب و بلا دور بمانی یعنی
کربلای دل ما هست خراسان آقا
تو رضایی و خدا روح رضامندی تو
می سزد سجده به اسماء خداوندی تو

محمود ژوليده
***************
در حریـــم قدسیت بـــال مناجــاتی بده

گنبــــدت دل می برد وقت مـــلاقاتی بده

دستهایم خالی از پیش است سوغاتی بده

من فقـــیرم تکه نــــانی بهر خیـــــراتی بده

از کــنار تو گدا با دســت خــالی رد نــــشد

نیست عاقل هر کسی دیوانه ی مشهد نشد

از دم گرمت مسیحا صــاحب دم می شود

بی تو باشم حضرت خورشید سردم می شود

نان برای خــوردن و بـــردن فراهـم می شود

من زیادیم مگر از ســـفره ات کـــم می شود

ما لــــب تشنه لـــب دریایمان پیش شماست

هر کجا باشیم هم یک پایمان پیش شماست

این حرم را چشمهای تــار می خواهد چکار

پنجره فولاد تو بیــــــمار می خواهد چکار

دل به تو بسته طــــناب دار می خواهد چکار

خوب مداوایش کند اســـــرا می خواهد چکار

پنـــجـره فولــاد تو بیــــمار را اورده است

تـــو جـوابـش را بــده دکـتـر جـوابـش کرده است
صابرخراساني
****************
ما شیعه ایم و مهر علی آبروی ماست
آیینه ایم و جلوه ی او نقش روی ماست

شکر خدا که گرم هیاهوی حیدریم
شکر خدا که ذکر علی گفتگوی ماست

در پای درس مکتب او پا گرفته ایم
لبریز باده ی ازلی اش سبوی ماست

با او طهارت نسبی کسب کرده ایم
یعنی که خاک درگهش آب وضوی ماست!

سوگند می خوریم که ما با علی خوشیم
شکر خدا که قبله ی رویش به سوی ماست

ما شیعه ایم و در همه عالم زبانزدیم
حلقه به گوش عالِم آل محمدیم

آقا قسم به تو ز غم آزاد می شوم
وقتی دخیل پنجره فولاد می شوم

شیرین ترین دقایق عمرم دمی است که
در بیستون عشق تو فرهاد می شوم

احساس می کنم ز دو عالم بریده ام
وقتی مقیم صحن گهر شاد می شوم

با تو خرابه ی دل من قصر می شود
با گنج مهربانی ات آباد می شوم

آهو شدم که ضامن من هم شوی رضا!
ورنه اسیر پنجه ی صیّاد می شوم

هر ضامنی که ضامن آهو نمی شود
هر کس که نام اوست رضا،او نمی شود

تو هشتمین ستاره ای از بی بدیل ها
یعنی تویی ز ایل و تبار اصیل ها

از بس کرامت تو به عالم زبانزد است
عیسی رسیده تا که بندد دخیل ها!

هرگز کسی ز درگه تو ناامید نیست
لطفت هماره ضامن ابن السَّبیل ها

یک جرعه آب خوردن از آن کاسه ی طلا
خوشتر بُوَد ز طعم خوش سلسبیل ها!

در انتظار مهر رئوفانه ی توأم
وقتی که می رسند نوای رحیل ها

در انتظار دیدن رویت سه جا منم
یعنی دخیل رشته ی حبّ شما منم

سوی تو آمدیم که درمانمان کنی
با یک نگاه بی سر و سامانمان کنی

یا ایّها الرئوف!امید همه به توست
داریم امید این که مسلمانمان کنی

یک گوشه ی نگاه تو مس را طلا کند
بر ما کمی بتاب که سلمانمان کنی

ما رعیتیم و ریزه خور سفره ی شما
خوشحال می شویم که مهمانمان کنی

امشب تو را به جان جوادت دهم قسم
تا راهی حریم خراسانمان کنی

احساس می کنم که حریم تو کربلاست
هر کس که زائر تو شود زائر خداست
در صورتی که شاعر این شعر را میشناسید مارا مطلع فرمائید
*********************
تیزی شمشیر هم تسلیم ابرو می شود
شیر هم در پای چشمان تو آهو می شود

نیست فرقی بین ربّ و عبدِ عین رب شده
گاه ذکرم یا رضا و گاه یا هو می شود

مِهر تو در سنگ هم کار خودش را می کند
شیشه در همسایگیِ عطر خوشبو می شود

تو به ما پا می دهی و ما کلیمت می شویم
لال هم در این حرم مرغ سخنگو می شود

دست خالی بودن ما نیست کتمان کردنی
دست ما هر بار سائل می شود، رو می شود

چشم جاری از تمام چشمه ها بالاتر است
آب سقاخانه هم محتاج این جو می شود

این مژه هایم اگر پیش تو باشد بهتر است
لااقل یک گوشه از صحن تو جارو می شود

پنجره پولاد تو آخر شفایم می دهد
باز هم در صحن های تو هیاهو می شود

علی اکبر لطیفیان
**********************
12بند – شعر ولادت امام رضا(ع)

بند اول
یم توحید! گوهر آوردی
شجر نور! نوبر آوردی
مه ذیقعده! چشم ما روشن
که ز خورشید بهتر آوردی
!نجمه ای مادر امام رضا
تو علی یا پیمبر آوردی
پسری بهتر از همه پدران
بهر موسی‌بن‌جعفر آوردی
حرم الله را چو بنت اسد
حجةالله اکبر آوردی
نام فرزند خود علی بگذار
تا ببینند حیدر آوردی
چارده روح پاک را امشب
در یکی پاک‌پیکر آوردی
این پسر مثل مادرش زهراست
پــارۀ پیکـر رسـول خـداست
بند دوم

آفرینش تن است و او جانش
پدر و مادرم به قربانش
چشم حور و ملک به ماه‌ رخش
دست جن ‌و بشر به دامانش
می‌زند بوسه موسیِ جعفر
بر سراپای همچو قرآنش
گوهر هفت ‌بحر نور است این
که بوَد چار درّ غلطانش
پورموسی که بحر عرض ادب
آید از طور، پور عمرانش
ملک هستی بوَد مدینۀ او
قلب امکان بوَد خراسانش
پی عرض سلام از دل کوه
سنگ آید به سوی ایوانش
می‌گریزد شتـر ز قربانگاه
تا که آرد بر این مزار پناه

بند سوم
بوی ریحان عطر و عود آید
روح توحید در وجود آمد
گوش جان را به لحن جبراییل
برهمه خلق این سرود آمد
که جمال خدا تجسّم یافت
غیب درکسوت شهود آمد
!با طلوع مه جمال رضا
هرچه پیدا نبود و بود آمد
“ماه احمد به دامن نجمه
با جمال خدا فرود آمد
ذات خالق به خویش تحسین کرد
خلقت آن لحظه درسجود آمد
عید میلاد ضامن آهوست
که به وی از خدا درود آمد
مرحبا نجمه احمد آوردی
هم علی هم محمّد آوردی
بند چهارم
به چنین ماه‌ و منظرش صلوات
به جمال منورش صلوات
نجمه آورده جان پاکی را
که به جسم مطهرش صلوات
هم ز خالق سلام بر پدرش
هم زخلقت به ‌مادرش صلوات
هم به ریحانه‌اش جواد درود
هم به معصومه خواهرش صلوات
هم ز پیغمبران سلامش باد
هم ز آل پیمبرش صلوات
هم به ‌آن هفت‌ یم‌‌که‌ دُرّش اوست
هم به آن چارگوهرش صلوات
هم حسین و حسن ثناگویش
هم ز زهرا و حیدرش صلوات
عقل در شرح و وصف او مانده
مصطفـی پـاره تنش خوانـده

بند پنجم
جلوۀ ابتدا امام رضاست
حسن غیب خدا امام رضاست
گشته دینش به نزد حق کامل
هر که را مقتدا امام رضاست
هم خداوندی‌اش به ملک خدا
هم رفیق گدا امام رضاست
آنکه روز جزا سه بار زند
زائرش را صدا امام رضاست
آنکه آنی ز مهربانی خویش
نیست از ما جدا امام رضاست
آنکه با زائرین خود پیمان
بسته از ابتدا امام رضاست
بعد موسی سفینۀ دین را
به خدا ناخدا امام رضاست
هر که باشد عقیده جز اینش
کفر محض است تا ابد دینش
بند ششم
ای ملایک کبوتر حرمت
چشم آدم به گندم کرمت
نه خراسان فقط،که ملک خداست
عالمی زیر سایۀ علمت
تو مسیحای آل فاطمه‌ای
که مسیحا دمد ز فیض دمت
حرم قدس کبریا گردید
به خراسان رسید تا قدمت
قاتلت را نمی‌کنی نومید
به جوادت اگر دهد قسمت
همۀ زندگانی‌ام این است
که دهم جان به‌ گوشۀ حرمت
هم ملک زائر تو، هم انسان
هم عرب سائلند، هم عجمت
هر که یک بار بر تو آرد رو
تو سه نوبت کنی زیارت او

بند هفتم
تو ولی خدای منانی
تو به کل وجود سلطانی
تو کلام خدا به نطق کلیم
تو به درد مسیح درمانی
بس که آقا و مهربان استی
ضامن آهوی بیابانی
ما همه قطره‌ایم و تو دریا
ما همه تشنه و تو بارانی
به خدا ای چراغ ‌و چشم نبی
که تو چشم و چراغ ایرانی
هر دلی برتو یک خراسان است
گرچه خود در دل خراسانی
کس نداند غریب طوس تو را
که تو خود ضامن غریبانی
من به کویت پناه آوردم
عـوض گـل، گناه آوردم

بند هشتم
سیدی هر چه بودم و هستم
به ضریح تو دست دل بستم
تو رئوفی و من زمین‌خورده
تو بلندی و من همه پستم
بس که بگرفته‌اید تحویلم
فکر کردم که از شما هستم
عهد بستم دگر گنه نکنم
باز هم عهد خویش بشکستم
عوض آنکه دست رد بزنی
باز بگرفتی از کرم دستم
روز اول اجازه‌ام دادید
بر شما خانواده پیوستم
آتش ار سوزدم نمی‌فهمم
بس که از کوثر تو سرمستم
نگـذاری برنـد در نـارم
به همه گفته‌ام رضا دارم
بند نهم
ای سرم خاک پای زائر تو
وی به جانم بلای زائر تو
دل همسایگان مشهدی‌ات
گشته زائرسرای زائر تو
التماس دعای خسته‌دلان
در هوای دعای زائر تو
کاش بودی هزارها حاجت
تا بریزم به پای زائر تو
بنشینم کنار جادۀ طوس
بلکه گردم گدای زائر تو
از ثنای تو عاجزم، لطفی
که بگویم ثنای زائر تو
بیشتر از هزار حج باشد
روز محشر، جزای زائر تو
!زائر توست ای تمام حسین
!برتـر از زائـر امـام حسین
بند دهم
طوس سینا و صحن تو همه طور
کعبه آرد طوافت از ره دور
زائرین تو «حجّهُم مقبول»
رهروان تو «سعیهم مشکور»
گشته درموج یک جهان طوفان
حرم قدس تو سفینۀ نور
من آلوده و رفاقت تو
این رفاقت چگونه آید جور؟
همه در حیرتم چگونه مرا
طلبیدی ز رأفتت به حضور؟
من گنهکار و تو امام رئوف
تو سلیمان و من سراپا مور
این گناه فزون و آن رأفت
کاش می‌گشتم از جمالت کور
چه کنم رأفتت به من رو داد
پـدر و مـادرم فـدایت بـاد

بند یازدهم
گر عذابم هزار بار دهند
به که دور از توأم قرار دهند
چه شود خادمان دربارت
گر مرا هم ز لطف بار دهند؟
چه شود بر لبان تشنۀ من
فیض یک بوسه زین مزار دهند؟
دوست دارم که دور مرقد تو
زائرینت مرا فشار دهند
گوش جانم شنید خیل ملک
در حریم تو این شعار دهند
که در اینجا برات آزادی
هدیه بر هر گناهکار دهند
صورتت را بر این حرم بگذار
تا نجاتت ز قعر نار دهند
حرف جنّت بود گناه اینجا
از رضا جز رضا مخواه اینجا

بند دوازدهم
بی‌پناهم، پناه آوردم
ناله و اشک و آه آوردم
با وجود سفیدیِ مویم
بر تو روی سیاه آوردم
پر کاهی نداشتم با خود
حال، کوه گناه آوردم
به کسی چه که من گنهکارم
به امامم پناه آوردم
بار عصیان به پشت خود دارم
رو بر این بارگاه آوردم
خجلم از تو یا امام رضا
تیرگی بهر ماه آوردم
نگهی کن به صورتم مولا
گرد عصیان ز راه آوردم
خـار و آلـوده و تهــی‌دستم
هر که‌ام «میثم» شما هستم

غلامرضاسازگار
**************
ای عرشیان به شهر خراسان سفر کنید
شب را در این بهشت الهی سحر کنید
با زائرین این حرم الله سر کنید
مدح رضا چو آیهٔ قرآن ز بر کنید
عید بزرگ شیعهٔ آل پیمبر است
میلاد هشتمین حجج الله اکبر است
ای دل بگیر جان و به جانان نظاره کن
بر چهرهٔ حقیقت ایمان نظاره کن
یک لحظه بر تمامی قرآن نظاره کن
در دست نجمه نجم فروزان نظاره کن
میلاد پارهٔ تن زهرا و احمد است
شمس الشموس عالم آل محمد است
این مظهر جمال خداوند اکبر است
آیینهٔ تمام نمای پیمبر است
خورشید نجمه یا مه افلاک پرور است
قرآن روی سینهٔ موسی ابن جعفر است
بر خلق آسمان و زمین مقتداست این
جان رو نما دهید که روی خداست این
روشن هزار سینهٔ سینا به نور او
چشم هزار موسی عمران به طور او
صف بسته اند خیل رسل در حضور او
دل بحر بی کرانه ای از شوق و شور او
ریزد برات عفو خدا از نظاره اش
دوزخ بهشت می شود از یک اشاره اش
هر قامتی که سرو لب جو نمی شود
هر صورتی که وجه هو الهو نمی شود
هر پادشه که ضامن آهو نمی شود
هر کس که نام اوست رضا، او نمی شود
در طوس پارهٔ تن احمد بود یکی
آری رئوف آل محمد بود یکی
ای خلق خاک پای تو یا ثامن الحجج
جان جهان فدای تو یا ثامن الحجج
قرآن پر از ثنای تو یا ثامن الحجج
ایمان بود ولای تو یا ثامن الحجج
دین را به جز ولای تو اصل و اصول نیست
تهلیل بی ولای تو هرگز قبول نیست
گردون هماره دور زند در طریق تو
خورشید خشت گوشهٔ صحن عتیق تو
با آن همه کرامت و لطف دقیق تو
خود را شمرده اند گدایان رفیق تو
دستی که دست لطف خدا می شود تویی
شاهی که خود رفیق گدا می شود تویی
یکسان بود به وقت عطای تو خاص و عام
فرقی نمی کند به درت شاه یا غلام
سلطان ندیده ام ز گدا گیرد احترام
پیش از سلام زائر خود را کند سلام
پیوسته دست بر سر زوار می کشی
تو کیستی که ناز گنه کار می کشی
پاییز بوستان دل ما بهار توست
در شهر طوسی و همه عالم دیار توست
گل بوسهٔ امام زمان بر مزار توست
شیعه به هر کجا که رود در کنار توست
چشم و چراغ و محفلم این جاست یا رضا
هر جا سفر کنم دلم این جاست یا رضا
شرمنده ام از این که بپرسند کیستم
از ذره کمترم نتوان گفت چیستم
در پرتو کرامت خورشید زیستم
روزی که نیستم به کنار تو نیستم
با یک دم تو صبحدم عید می شوم
در آفتاب صحن تو، توحید می شوم
گل از نسیم صبح بهشت تو بو گرفت
خورشید پیش روی تو از شرم رو گرفت
ماه از فروغ خشت طلایت وضو گرفت
بی آبرو ز خاک درت آبرو گرفت
من دور گندم کرم تو کبوترم
ردّم نکن که از همه بی آبروترم
ای نقش دیده و دل ما جای پای تو
روح الامین کبوتر صحن و سرای تو
مضمون بده که از تو بگویم برای تو
“میثم” کجا و گفتن مدح و ثنای تو
راهم بده که ذاکر ناقابل توام
انگار این که خاک ره دعبل توام

غلامرضاسازگار
*******************
هر دل صدای آمدنت را شنیده است
با صد هزار امید،به سویت پریده است
در ازدحام این همه عاشق حریم تو
زیباترین تجلی عشق و عقیده است
وقتی شمیم ناب تو آمد سروش گفت
امشب نسیم رحمت یزدان وزیده است
یا ایها الرئوف، به یمن قدوم توست
این خوان رحمتی كه خداوند چیده است
ماه فلك، چو مهر اگر مات نور توست
صد كهكشان نور در این روضه دیده است
این جا به جای اشك، ز چشمان زائران
بهر نثار مقدم تو گُل دمیده است
ای میزبان عالم و آدم، كه روزگار
مهمان نوازتر ز تو هرگز ندیده است
مدهوش سر ز خاك برآرد به رستخیز
لب تشنه ای كه جرعه ز جامت چشیده است
غرق عنایتند همه در حریم تو
فرقی نمی كند ز كجا كس رسیده است
دارم امید آن كه معطر شود ز تو
اشكی كه با امید به خاكت چكیده است
تنها امید این دل بی دست و پا توئی
وقتی كه از تمامی عالم بریده است
فصل ولادت تو «وفائی» به اشك شوق
بر عرض تهنیت به حضورت رسیده است

سيدهاشم وفايي
******************
خواستم تا شبی قلم بزنم
خط سرخی بروی غم بزنم
خواستم تا به یاری خورشید
در سیاهی شب قدم بزنم
تا که مخلوط عشق و عقلم را
باز از نو دوباره هم بزنم
مثل هر بار عشق آمد و من
لاجرم حرف از دلم بزنم
حرف دل حرف عشق حرف رضاست
باید از شاه طوس دم بزنم
با دو بال کبوتری وارم
می پرم تا سری حرم بزنم
می پرم تا به ماورا برسم
به حریمی پر از خدا برسم
باز امشب حرم چراغان است
درودیوار ریسه بندان است
ابرها را ببین که آمده اند
باز وقت نزول باران است
ظاهرا باز کعبه می سازند
قبله گاهی که در خراسان است
آسمان با ستاره و ماهش
در زمین مدینه مهمان است
جبرئیل از بهشت آمده و
روی دستش گلاب وقرآن است
نجمه او را بغل گرفته ببین
لبش امشب چقدر خندان است
غرق گلبوسه كرد رويش را
ميزند شانه باغ مويش را
چون نسیم بهار آمده اي
چقدر باوقار آمده اي
از تنت بوي ياس مي آيد
ز كدامين ديار آمده اي
گفته بودي مدينه گريه كنند
با دلي بي قرار آمده اي
از دل زائران خسته ی خود
تا بشويي غبار آمده اي
كرده اي پهن دام عشقت را
آخر اينجا چه كار آمده اي
فكركردي دلم اسيرت نيست
كه به قصد شكار آمده اي
من از اول كبوترت بودم
جلد صحن منورت بودم
هر زمان غصه اي عذابم داد
نام تو بردم و شدم دلشاد
میهمان نه که خانه زاد توام
خاکبوس قدیم گوهر شاد
حرم تو فقط خراسان نيست
دل من هم شده رضا آباد
آمدم تا که حرفهایم را
بزنم با تو ، هر چه باداباد
چشم درچشم حلقه هاي ضريح
دست در دست پنجره فولاد
با دلی غرق خواهش آمده ام
قسمت مي دهم به جان جواد
کربلای مرا هم امضا کن
راه آن را بروی من وا کن
مثل ابري به روي ايراني
مظهر رحمتي ، تو باراني
غير رويت كجا طواف كنم
كه شما كعبه ي فقيراني
با تو در آسمان رها هستم
بي توام در قفس چو زنداني
حاجتم را نيامده دادي
حرف دل راچه خوب مي داني
مثل هر بار از دو چشمانم
قصه های نگفته میخوانی
موقع مرگ منتظر هستم
مثل آن پيرمرد سلماني
لحظه ها را برای آمدنت
می شمارم؛صفای آمدنت
دل من مال توست آقا جان
که به دنبال توست آقا جان
روی آن شاخه های بارورت
میوه ی کال توست آقا جان
يا كه در بزمتان عزادار و
يا كه خوشحال توست آقاجان
در عزای مصیبت جدت
نخی از شال توست آقا جان
به خدا آرزوي لب هايم
بوسه بر خال توست آقاجان
وقت تحویل سال اگر آیم
سال من سال توست آقاجان
در دلم ابر ماتم آمده است
باز بوی محرم آمده است
کار دل را دوباره در هم کن
سینه را كربلايي از غم کن
ماه ذيقعده و زيارت تو
باز پابوسی ات نصیبم کن
کمی از اشک خود به چشمم ده
دیدگان مرا پر از نم کن
دلمان را بگیر، دست خودت
فقط آماده ی محرم کن
چایی روضه هایمان را با
کوثر اشک فاطمه دم کن
بهر شب های ماه ماتممان
مجلس روضه ای فراهم کن
اين دل تنگم عقده ها دارد
گوييا ميل كربلا دارد
محمد بیابانی

*****************

مثل کبوتری شده‌ام جَلدِ خانه‌ات
خو کرده‌ام به خاطره آب و دانه‌ات
هی می‌خورد هوای عجیبی به گونه‌ام
هی می‌کنم دوباره سحرها بهانه‌ات
انگار عادتم شده در شهر گم شوم
پیدا کنی دوباره مرا با نشانه‌ات
در من هزار رشته غزل تاب می‌خورد
با موج زلف‌های تو بر روی شانه‌ات
پر می‌شود رواق تو از رنجنامه‌ام
پر می‌کنی عروق مرا با ترانه‌ات
بر دشتهای خشک من انگار می‌چکد
انگور- واژه‌های دلِ دانه دانه‌ات
یک گله آه و آهو از این دشت می‌گذشت
یک دسته دست‌های تمنا روانه‌ات
من کشتی شکسته‌ام، ای ناخدای عشق!
پهلو گرفته‌ام به خدا در کرانه‌ات
در لحظه‌های پر تپش اولین سلام
با آن نگاه مشرقی شاعرانه‌ات
رد می‌شوی مقابل شاعر که بسته است
دل در ردای مخملی روی شانه‌ات

قاسم صرافان
********************
ای کاش حرم بودم و مهمان تو بودم
مهمان تو و سفره احسان تو بودم
یک عمر گذشت و سر و سامان نگرفتم
ای کاش فقط بی‏سر و سامان تو بودم
تا چشم گشودم به دلم مهر تو افتاد
زآن روز چو آهوی بیابان تو بودم
طوفان عجیبی است غم عاشقی تو
چون موج اسیر تو و طوفان تو بودم
ای گنبد تو عشق ، من خسته دل ای کاش
چون کفتر پر بسته ایوان تو بودم
یک پنجره فولاد دلم تنگ تو آقاست
ای کاش ز زوار خراسان تو بودم
مهدی صفی یاری
*******************
شب بود و شور بود و سلام فرشته ها
از عرش تا به فرش ،قیام فرشته ها
باران شور بود و بام فرشته ها
شب بود و گرم سجده تمام فرشته ها
قلب فرشته ها پر عطر خدا شده
امشب فلک اسیر نگاه رضا شده
موج کرم به اوج تلاطم رسیده است
ناز و نماز و شوق و تبسم رسیده است
داوود عاشقی به ترنم رسیده است
کعبه کجاست قبله هفتم رسیده است
گویی خدا تمامی خود را کشیده است
پیش از ازل که روی رضا را کشیده است
موسی گدای خانه ی موسی مرتضی ست
عیسی دخیل جلوه ی سینای مرتضی ست
امشب شب تبسم زهرای مرتضی ست
آیینه ی شکوه سراپای مرتضی ست
گیرم بهشت مست می حوض کوثر است
فواره های صحن رضا دیدنی تر است
هر پنجه ای که شانه ی گیسو نمیشود
هر قبله ای که گوشه ی ابرو نمیشود
هر جذبه ای که عکس هو الهو نمیشود
هر دلبری که ضامن آهو نمیشود
پا می نهد به بال ملک هر که یاد اوست
تا جبرئیل خادم باب الجواد اوست
زلفی ست گشوده و دل شیدا نمانده است
در ازدحام ، جای تماشا نمانده است
مجنون که هیچ ، رونق لیلا نمانده است
سر را بریده اند ، زلیخا نمانده است
باغ بهشتی کاشی گلدسته های اوست
عباس دل سپرده ی دار الشفای اوست
در برکه ها تموج دریایی اش ببین
در آسمان شکوه اهورایی اش ببین
در قلب طوس سفره ی زهرایی اش ببین
خانه به خانه سایه ی آقایی اش ببین
خورشید اگر نگاه به ایوان طلا کند
باید غبار گردد و کارش رها کند
نقاره می زنند مسیحی شفا گرفت
نقاره می زنند خلیلی عطا گرفت
نقاره میزنند کلیمی بها گرفت
یوسف دوباره سرمه زپایین پا گرفت
با دستهای لطف تو آزاد میشویم
وقتی دخیل پنجره فولاد میشویم
با گوشه چشم تا که نگاهی به ماکنی
کار هزار معجزه وکیمیا کنی
مشکل بهانه است که مارا صدا کنی
تاکاسه های خالی مارا طلا کنی
جز گوشه های صحن تو آقا کجا روم
کی با کبوتران اهل حرم کربلا روم؟
تا که این پنجره را باز میکنم
تو را رو قاب چشمهام جا میکنم
اوج گلدسته را پیدا میکنم
گنبد زرد را تماشا میکنم
حرف من …حرف دلای بیکسه
یه امام رضا دارم واسم بسه
من همون کبوترم که جا نداشت
لونه ای حتی رو شاخه ها نداشت
هیچ نگاهی آب و دونم نمیداد
مثل هر غریبه آشنا نداشت
حالا اما عمریه رو گنبدهام
بچه ی محله ی امام رضام
**
اگر شاعر این شعر را میشناسید ما را مطلع کنید

********************

دلی که جز تو در آن خانه می کند دل نیست
شبیــه دل بـود و غیــر تکــه ای گل نیست
الا سـفینه ی نوحـم بگیـر دست مرا
در این تلاطم دریا امید ساحل نیست
گنـاه سـد رسیــدن به کـوی جانـان است
کسی که یاد تو باشد ز دوست غافل نیست
دلی که خانه ی محبوب می شود دیگر
بـرای عـرض ارادت به غیر مایل نیست
اگر چه لحظه ی مرگ و رحیل جانکاه است
ولی کنـــار تـو مردن زیـاد مشـکـل نیست
در این مسیر، گدایی ز درگهت شرط است
کسی که واله خال تو نیست، عاقـل نیست
« قبول خاطر کوی رضا شدن شرط است
هر آنکه شعر سراید، شبیه دعبل نیست»*
مجید لشکری
*********************
ای کاش غزل قصیده می شد
سـیب غـزلم رسـیده می شد
بـا نام رضـا سـیاهـه ی دل
با معجزه ای سپیده می شد
بـا اذن دخـول مهبط عشق
هر چیز ندیده دیده می شد
آهـوی اسـیر اشـک هایم
از کنج نظر رهیده می شد
بـر حبل مـتین دسـتهایت
معماری دل تنیده می شد
یا اینکه کشان کشان به سویت
پـیشـانی مـا کشـیده می شـد
***
یا حضرت ثامن الأئمّه
بر تکمله ی عمل تتمّه
***
هر کس که به دام تو گرفتار
بـر مهـر و مـرام تـو گـرفتار
از روز ازل گـدای کویت
تا حُسن ختام تو گرفتار
صد بار زیارت تو بس نیست
بـادا بـه مُـدام تـو گـرفـتـار
ما جلد ضـریح آفتابیم
بر گنبد و بام تو گرفتار
با واژه ی «حصنی» تو سرمست
بـا طـرز کـلام تـو گـرفـتـار
عمری به «علیک» کرده عادت
عمـری بـه «سـلام» تو گرفتار
ای «عروه ی لانفصام»، مائیم
در زلـف زمـام تـو گـرفتار
***
ما خانه به دوش و جرعه نوشیم
مَشـتی صـفتان پر خـروشیم
***
ما داغ تب و تعب نداریم
چون غیر تو را طلب نداریم
با ذکر مَن اسمُهُ دوایت
ما دلهره ی مطب نداریم
تا شمس شموس چهره ی توست
تاریکی و ظلم شب نداریم
کوثر اگر از لبت نجوشد
ما باده ی لب به لب نداریم
با هرکه به جز رضا بگوید
ربط و سبب و نسب نداریم
بر گردن شیعگی به والله
جز «سلسلة الذهب» نداریم
ما بنده ی کوچه گرد و خامیم
تنبیه کنید ادب نداریم
***
ای «بضعه»ی خاتم رسالت
ای اصل اصیل و با اصالت
***
آرام تـلاطــم جـهــانـی
هم کعبه ی مردم جهانی
از هفت جهان شنیدم امّا
تو رتبه ی هشتم جهانی
آهو نه! ولی کبوتر آری
تا رونق گـندم جهانی
هم آه دم مسیح هستی
هم طـور تکـلّم جهانی
ای مشهد با صفات جنّت
توس و نجف و قم جهانی
لبخند بزن شب ولادت
تو روح تبسّـم جـهانی
***
در «صحن عتيق» تو دخيليم
يك مُشت «عتيقه»ي ذليليم
***
بر دامن شر شرر بگیرد
آه نفست اگر بگیرد
مرغ دل کاظمینی من
از باب جواد پر بگیرد
طوطی شده او که با ادایی
از کنج لبت شکر بگیرد
خشکیده نگاه زائر تو
او آمده چشم تر بگیرد
آغوش گشوده سمت مرقد
تا قبر تو را به بر بگیرد
عمری به خطا گذشته کارش
ای کاش دوباره سربگیرد
***
ای بارش مهربان باران
ای مایه ی افتخار ایران

مجید لشگری
*********************

اين همه دست به سوي تو دراز است رضا
باز مشت من و آغوش تو باز است رضا
باز «من» دارد از آن دور تهي مي‌آيد
آن که مي‌آيد از آن دور جنازه است رضا
زنده شد پيش نگاهت، تو خدايش شده‌اي
کفرِ «خورشيد» پرستان پُرِ راز است رضا
من و انگور، دلي مست و نگاهي پرِ اشک
قبله در حسرتِ اين راز و نياز است رضا
هشت رکعت وسط صحن تو افتاد به خاک
رقص عشق است، فقط شکل نماز است رضا
هر دلي مي‌رسد از راه شکسته ‌است… چقدر-
جاده‌ي عاشقيت حادثه ساز است رضا
آه! آواز خوش گوشه‌ي «نيشابور»ت
در مقامي پر از اندوه «حجاز» است رضا
پيش پرهاي کبوتر، آسمان دل تو
تا خدا، پنجره در پنجره باز است رضا
قاسم صرافان
*********************

اين راه براي خسته دور است چقدر
از نور تو چشم بسته دور است چقدر
گامي به تصوّر تو نزديک شدن
از آينه‌اي شکسته دور است چقدر

با ديدن تو چه محشري خواهد شد
آغاز حيات ديگري خواهد شد
وقتي که به صحن آسمانت برسم
آهوي دلم کبوتري خواهد شد

هر چند دلم نقطه‌اي از تاريکي است
بين من و تو پاره خط باريکي است
در هندسه‌ي عشق مثلث شده‌ايم
من، تو «و خدايي که در اين نزديکي است»

من باز ميان موج گيسوي تو غرق
در خلوت صحن پر هياهوي تو غرق
اي ماه من! اين پلنگِ حيرت زده، شد
در برکه‌ي چشم بچه آهوي تو غرق

اينجا همه لحظه‌ها طلايي است چرا؟
هر گوشه‌ي اين زمين، هوايي است چرا؟
برمي‌گردم، در اين دل مشهديم
يک حال عجيب کربلايي است چرا؟

قصدم سفري براي گلگشت نبود
برگشت از آرامش اين دشت نبود
در فال خطوط کف دستانم کاش
تقدير بليت رفت و برگشت نبود

زرد آمده بودم و طلايي رفتم
شب بودم و غرق روشنايي رفتم
از راه زميني آمدم با آهو
همراه کبوترت هوايي رفتم

خط، چشم براه ايستگاه است هنوز
شب، سمفوني قطار و آه است هنوز
خوشبخت کبوترت که تا خانه پريد
آهوي تو آواره‌ي راه است هنوز

قاسم صرافان
***********************
نه دعبلم نه فرزدق که شاعرت باشم
که شاعرت شده مقبول خاطرت باشم
نه آهوام نه کبوتر که ضامنم باشی
ویا پرنده ی صحن مجاورت باشم
نه آن دلی که به معنا رسم نه آن چشمی
که مثل آینه حیران ظاهرت باشم
ولی زلطف مرا هم گدای خویش بخوان
که با تو صاحب دنیا و آخرت باشم
همیشه سفره ی مهمان نوازی ات باز است
اجازه میدهی ام گاه زائرت باشم؟
اجازه میدهی ام گاه از تو بنویسم؟
به عمر چند غزل -آه- شاعرت باشم

سید محمد جواد شرافت
**********************
با زمزمی به وسعت چشم تر آمدم
تا محضر زلالترین کوثر آمدم
قسمت نشد که بال و پری دست و پا کنم
اما به شوق دیدن تو با سر آمدم
گفتند زائر حرمت زائر خداست
مُحرم تر از همیشه بر این باور آمدم
اینک مدینه النبی ام مشهد الرضاست
با نام تو به محضر پیغمبر آمدم
از حس و حال روشن معراج پُر شدم
وقتی به خاکبوسی «بالاسر» آمدم
حسی کبوترانه گرفته ست جان من
«پایین پای» تو شده هفت آسمان من
در این حریم قدسی سر تا سر آینه
روشن شده به نور تو چشمم هر آینه
گرد و غبار صحن تو را می خرد به جان
همواره بوده است بر این باور آینه
پر می کشد از این همه قلب شکسته آه
سر می زند از این همه چشم تر آینه
عکس ضریح توست که در قاب چشم هاست
یا عکسی از بهشت نشسته بر آینه
گم کرده دارم، آمده ام با نگاه تو
پیدا کنم تمام خودم را در آینه
لبریز روشنی است تمام رواقها
آیینگی ست جان کلام رواقها
شب های گریه تا به سحر حرف می زنم
با واژه واژه خون جگر حرف می زنم
شمعم که گریه میکنم و گریه می کنم
با قطره قطره آتش تر حرف می زنم
روح لطیف تو شده سنگ صبور من
گویی که با نسیم سحر حرف می زنم
گاهی کنار پنجره های ضریح تو
گاهی در آستانه ی در حرف می زنم
شبهای بارگاه تو را درک کرده ام
از «لیله الرغائب» اگر حرف می زنم
بر لب رسیده از قفس سینه آه من
حرف دل است روی زبان نگاه من
روی تو را ستاره ی اشراق خوانده اند
خوی تو را «مکارم الاخلاق» خوانده اند
دست تورا که خالق لطف و کرامت است
روزی رسان انفس و آفاق خوانده اند
باران مهربانی بی وقفه ی تو را
شان نزول سوره ی انفاق خوانده اند
در مذهب نگاه تو غم حرف اول است
چشم تو را پیمبر عشاق خوانده اند
هفت آسمان و رحمت «شمس الشموسی» ات
ذرات خاک و لطف «انیس النفوسی» ات
سید محمد جواد شرافت
*********************
مریض آمده اما شفا نمی‌خواهد
به جان شما جز شما نمی‌خواهد
برای پیش تو بودن بهانه‌ای کافی‌ست
بهشت لطف کریمان بها نمی‌خواهد
دلیل ناله‌ی من یک نگاه محبوب است
وگرنه درد غلامان دوا نمی‌خواهد
فقیر آمدم و دلشکسته پرسیدم:
مگر که شاه خراسان گدا نمی‌خواهد؟
دلم به عشق تو تا آسمان هشتم رفت
نماز در حَرَمت «اهدنا» نمی‌خواهد
همین قدر که غباری بر آستان باشد
رواست حاجت عاشق، دعا نمی‌خواهد
تو آشنای خدایی، کدام رهگذری
در این جهان غریب آشنا نمی‌خواهد؟
ببین به گوشه‌ی صحنت پناه آوردم
مگر کبوتر آواره جا نمی‌خواهد؟
به حکم آنکه «علیک الرفیق ثم طریق»
دلم بدون رضا (ع) کربلا نمی‌خواهد
خدا مرا به طواف تو مبتلا کرده‌ست
طواف کعبه بخواهم، خدا نمی‌خواهد
نگفته است، حیا کرده شاعرت آقا
نگفته است، نه اینکه عبا نمی‌خواهد
قاسم صرافان
**********************
نام تو را بردم زمستانم بهاری شد
در خشکسالی دلم صد چشمه جاری شد
بعد از زمانی که گدایی تو را کردم
دار و ندار من عجب دار و نداری شد
گفتند جای توست دل را شستشو کردم
پس می شود از خادمان افتخاری شد
می خواستند از هر طرف تو جلوه گر باشی
این گونه شد دور حرم آئینه کاری شد
گاهی اسیری لذت آهو شدن دارد
بیچاره آنکه از نگاه تو فراری شد
گرد ضریحت با من و گرد دلم با تو
بی تو دوباره این دلم گرد و غباری شد
من سائل بی چیز اطراف حرم هستم
من سالهای سال دنبال کرم هستم
ای حاجت محتاج ترین ها آقا
ای ذکر دخیل بستنم یا آقا
یک لال کنار پنجره فولادت
یکدفعه صدا میزند آقا ….آقا…..
علی اکبر لطیفیان
*********************
گل می کند بهار تو در باغ سینه ها
پر می شود ز باده ی تو آبگینه ها
نقاره می زنند به بامت فرشتگان
حتما شفا گرفته ز دست تو سینه ها
دیگر غریب نیستی ای آشنا ترین
تایید می کند سخنم را قرینه ها
اول همین که سمت حریم تو آمدند
صدها هزار مرد غریب از مدینه ها
دیگر هم آن که از نفس تو غریب ماند
در سینه های عاشق وصل تو کینه ها
تجدید کن حکومت خود را به قلبها
اینجا فراهم است برایت زمینه ها
گرم فضا نوردی خوف و رجا شدیم
آیا به ما نمی رسد آخر سفینه ها
دارد حکایت از عشاق گنبدت
یعنی که زرد باد رخ از عشق بی حدت
هر سر که از خیال تو پر شور می شود
دریای بر کرانه ای از نور می شود
در شعله ی محبت تو سینه تا گداخت
غرق تجلی است وشب طور می شود
با هر “وان یکاد” لبان فرشته ها
صد چشم زخم از حرمت دور می شود
فردا که موج خیز هراس است زائرت
در ساحل نجات تو محشور می شود
با پلک بسته آمده دشمن به جنگ تو
از بس حریم قدس تو پر نور می شود
چون حوض کوثر است گوارا عقیق تو
فوق بهشت آمده صحن عتیق تو
ما را به گوشه حرم خود مقیم کن
مهمان مهربانی دست کریم کن
تا شعله زار شوق تو بالی بگسترد
ای صبح، دشت عاطفه را پر نسیم کن
دربانی حریم تو در آرزوی ماست
ما را عصا به دست بخواه و کلیم کن
مژگان ما که سمت شکوه تو وا شده است
وقف غبار روبی فرش و گلیم کن
بی اطلاع از اول و از آخر خودیم
ما را که حادثیم، رهین قدیم کن
این دل زجنس پنجره فولاد تو نبود
یعنی که زود می شکند از فراق، زود
خورشید گرم چیدن بوسه زماه توست
گلدسته ها منادی شوق پگاه توست
آری شگفت نیست که بی سایه می روی
خورشید هم زسایه نشینان ماه توست
از چشم آهوان حرم می توان شنید
این دشتها به شوق شکار نگاه توست
بالای کاشی حرم تو نوشته است
هرجا دلی شکست همان بارگاه توست
با این که سال هاست سوی طوس رفته ای
اما هنوز چشم مدینه به راه توست
یعنی که کاش فصل غریبی گذشته بود
دیگر مسافرم زسفر بازگشته بود
هرچند سبز مانده گلستان باورت
آیینه ای جز آه نداری برابرت
راه از مدینه تا به خراسان مگر کم است
با شوق دیدنت شده آواره خواهرت
دیگر دلی به یاد دل تو نمی طپد
بالی نمانده است برای کبوترت
مثل نسیم می رسد از ره جواد تو
یعنی نمی نهی به روی خاکها سرت
تنها به کرب و بلا سرنهاده بود
مردی که داشت نوحه گری مثل مادرت
اشک تو هست تا به ابد روضه خوانمان
تا کربلاست همسفر کاروانمان
جواد محمد زمانی
********************
عاشق هميشه پر شده از اتفاقها
يك چشم وصل و چشم دگر در فراقها
عاشق كبوتر است كه هر بار می پرد
پرواز مي كند به فراسوي طاقها
شبهاي عشق دلهره هاي رسيدن اند
مهتابي اند گاه و گهي در محاقها
تاب و تب هميشگي عشق ارثي است …
از روز اول و ازل اشتياقها
مشتاق چشم هاي تو هستم امام عشق !
اي آتش نشسته به جان چراغها
توحيد من به حصن حصين ولايتت
اي شرط عشق هستي عشق از عنايتت
باران زد و بهانه ماها رديف شد
سقفي براي بي سرو پاها رديف شد
پشت در سخاوت سبز ضريح تو
زيباترين اميد گداها رديف شد
با لهجه قنوت نگاهت يكي يكي
زنجيره بلند دعاها رديف شد
شاعر نشست قافيه را تا سحر كشيد
وقتي كه مهر ناب شماها رديف شد
يك بار آمديم زيارت وَ كارمان
تا روز حشر تا به كجاها رديف شد
آه اي نگاه دائمي ات در نگاه من
سلطان شرق و غرب دلم اي پناه من !
اي چشم آب مات شكوه زلالي ات
خورشيد و ماه عاطفه لايزالي ات
طعم بلند بنده شدن را چشيده است
هركس گرفت آبروي از ليالي ات
صدها هزار نوح و سليمان نشسته اند
بر جزر و مد عرش نشينان قالي ات
صدها هزار شب شد و يكبار هم نخورد
چشم ستاره اي به شبستان خالي ات
مهريه تمام عروسان شهر ما
پرپر شود براي وداع وصالي ات
اي رافت مداوم محسوس يا رضا
شاهنشه هميشگي طوس يا رضا
با تو هواي دست و قلم فرق مي كند
بي تابي و تلاطم غم فرق مي كند
وقتي كه از حريم تو پايم اجازه خواست
حال دلم قدم به قدم فرق مي كند
تو بي دريغ زخم مرا مي دهي شفا
من پر زنم و يا نزنم فرق مي كند ؟
تا چشم كار مي كند اينجا شكسته دل
دل با دل شكسته چه كم فرق مي كند !
با ياد كربلا و زيارات مادرت
جمعه سحر هواي حرم فرق مي كند
گفتيد كربلا و دلم بي شكيب رفت
تا گريه ي روايت ابن شبيب رفت
علیرضا لک
********************
سخن به مدح تو بايد فصيح و كامل گفت
هم از شكوه مقامت ، هم از فضائل گفت
شبيه صائبِ صاحب سخن قصيده نوشت
غزل غزل سر زلف تو را چو بيدل گفت
نه چند مثنوي و قطعه و غزل ، بايد
كه شرح قصة حسن تو در رسائل گفت
عبا ، نه … اينكه گداي شما شدم كافيست
حديث حسن تو كي مي توان چو دعبل گفت
تفضلي ! كه فقط از تو خوانده ام يك عمر
و من نگفته ام و هر چه بود اين دل گفت
زلال اشك مرا از تبار كوثر كن
در آسمان دو دستت مرا كبوتر كن
به قفل بسته كليد اجابت است اينجا
كه آستانة جود و كرامت است اينجا
به دلنوازي جان در رواق او بنشين
چرا كه قبر مسيحاي عترت است اينجا
بكوش تا پرِ پروانه اش شوي ،‌ زيرا
پر از تلأ لؤ شمع هدايت است اينجا
زلال اشك تو از چشمة خلوص دل
هميشه إذن دخولِ زيارت است اينجا
نه ديدن حرم و قبر و صحن و گلدسته
هدف وصال حقيقي حضرت است اينجا
دوباره كسبِ ثواب هزار حج كردم
طواف قبرِ تو يا ثامن الحجج كردم
ببين كه حال و هواي حرم چه عرفانيست
پر از بلور و كبوتر پر از چراغانيست
به لطف گنبد و گلدسته هاي زر پوشش‌
هميشه صحن حرم پر فروغ و نورانيست
كجاست روضة رضوان به غير از اين مرقد
كجاست جنت الأعلي اگر كه اينجا نيست
صداي پر زدن بال جبرئيل است اين
در ازدحام حرم گرمِ عطر افشانيست
حديث سلسله از يادمان نخواهد رفت
ولايتت به خدا شرطي از مسلمانيست
هزار مرتبه شكر خدا كه نور تو
چراغ زندگي مردمان ايرانيست
كتاب رأفت و مهرت پر از حكايتها
نظيرِ قصة آن پير مرد سلمانيست
ز يادِ مردمِ سايه نشين ايوانت
نرفته خاطره هاي نماز بارانت
سلام ! مظهر يكتاي « ليس إلا هو »
سلام ! حضرت خورشيد ! ماهِ يوسف رو
مقام عصمتتان « إنما يريد الله »
قسم به اشهد أن لا اله الا هو
شبي نشان بده از باب « يطمئن قلوب »
به چشم خسته­ مان گوشه اي از آن ابرو
دخيل گريه ببنديد زائران اينجا
به حلقه هاي ضريح مطهر از هر سو
چگونه ضامن دلهاي ما نخواهد شد
رئوف شهر كه كرده ضمانت آهو
خوشا به حال كسي كه شبيه اهل نظر
به خدمت حرمش گيرد از مژه جارو
غباري از اثر رفت و آمدش شايد
شبيه فرش حرم بر روي سرش باشد
هميشه باغ لبش غنچة تبسم داشت
كه خنده با لب نورانيش تفاهم داشت
تمام عمر شريفش ، مكارم الأخلاق
به لحظه لحظة اوقات او تجسم داشت
اگر امام رئوف است ، بسكه همواره
به سينه دغدغة مشكلات مردم داشت
براي رزق تمامِ كبوتران شهر
حياط خانة آقا هميشه گندم داشت
هر آنكه جرعه اي از جام معرفت نوشيد
سري به خاك قدوم امام هشتم داشت
و هر فرشته براي تبرك بالش
به خاك راه امامِ رضا تيمم داشت
براي ما به جز اين آستان پناهي نيست
از آسمانِ حرم تا بهشت راهي نيست
تويي كه اين همه دارالشفايِ دل داري
نرفته از حرمت نا اميد بيماري
دوباره نغمة نقّاره خانه مي آيد
شفا گرفته كسي با تفضّلت ! آري
كجاست گوش دلي تا كه بشنود هر روز
از اين ترنم نقاره بانگ بيداري
دو بال پر زدنت را قنوت اشكت كن
ببين براي پريدن عجب سبكباري
دوباره پنجره فولاد و إذن كرب و بلا
ميان صحن حرم شد چه گريه بازاري
دوباره روضه گرفتند زائران اينجا
بياد مشك عطش نوش و خشك سرداري
رهاست در نفس اين حرم شميم ياس
به ياد علقمه و قبر حضرت عباس
یوسف رحیمی
********************

رسید تا فلکه آب و روبروی حرم
گذاشت دست به سینه : سلام سوی حرم
لب زمین دو چشمش دوباره باران خورد
در آستانه دریا گرفت بوی حرم
گذاشت صورت خود را به صورت یک در
نفس کشید و نفس شد به رنگ و روی حرم
تمام حس عطش را به کاسه ها نوشید
و پر شد از تب و تاب لب سبوی حرم
در آن طرف پدری که خمیده . با گریه
گره زده پسرش را به آبروی حرم
چقدر قطره به دریا رسیدنش زیباست
چقدر زمزمه جاری شده به جوی حرم
در ازدحام توسل ز چشم من گم شد
ضریح بود و هزاران دعای توی حرم
شکست بین نماز زیارت آقا
شکست و ریخت قنوتش به گفتگوی حرم
***
شفا گرفته مریضی …..زدند نقاره
صدای معجزه پیدا شد از گلوی حرم
***
گذاشت دست به سینه .عقب عقب برگشت
رسید تا فلکه آب و روبروی حرم

علیرضا لک
********************
زمانش رسیده بیا و دعا کن
بیا درد را با دعایت دوا کن

زمانش رسیده سبک بال باشی
دلت را ز بند تعلّق رها کن

اگر خواستی پاک گردی؛خودت را
مقیم حرم خانه ی إنّما کن

اگر خواستی محرم راز گردی
بیا و مِس قلب تیره طلا کن

اگر کارت از هر لحاظی گِره خورد
علی ابن موسی الرّضا را صدا کن

امامی که در مهربانی به نام است
بیا در حریم رضا بار عام است

توئی هشتمین گل ز باغ ولایت
خدا و تو دارید از هم رضایت

شنیدم که پا بر زمین می گذاری
چراغان نمودم دلم را برایت

به لبها (نعم) داری و (لا) نداری
نرفته کسی از درت بی عنایت

هر آنچه که خواهد عطا می نمائی
ندارد کرم در نگاهت نهایت

هر آنکس که خواهد سه جا پیشش آئی…
…کند یک زیارت برایش کفایت

زیارت در این بارگاه مطهّر
بود با هزار عمره و حج برابر

به غیر از پناهت؛ پناهی نداریم
به جز روی تو قبله گاهی نداریم

برای رسیدن به راه سعادت
به غیر از مسیر تو راهی نداریم

همیشه هر آنچه که خواهیم داری
ولی آنچه را تو بخواهی نداریم

مگر غیر از این است که تو ثوابی
و ما پیش تو جز گناهی نداریم

قبول است؛ اما ولایت که داریم
نگو عزّت و شأن و جاهی نداریم

توئی عزّت و شأن و جاهم رضاجان
منم یک رعیّت،تو شاهم رضاجان

ألا ای مرادم،به عشقت مریدم
تو هستی امید دل نا امیدم

بلای محبّت بلا نیست هرگز
بلای تو را من به جانم خریدم

کمک کرد جبریل تا عرش رفتم
رسیدم به جائی که جز تو ندیدم

ندا آمد از غیب روی خدا چیست؟
منم روی ماهت به صفحه کشیدم

بهشت خدا را تصوّر نمودم
همین که به باب الجوادت رسیدم

تو رضوان…تو جنّت…تو خُلد برینی
تو مهمان نه، آقای ایران زمینی

برای خزانیِ قلبم بهاری
تو زیباترین جلوه ی روزگاری

برای تو کاری ندارد که من هم
برایت شوم خادم افتخاری

اگر خادم افتخاری نشد پس…
…بده لاأقل منصب کفشداری

سه جا وعده کردی بیائی سراغم
مبادا که من را تو تنها گذاری

شنیدم که پلک دو چشمت شده زخم
چقدر اشک ریز شهِ نی سواری

به هر بزم و هر انجمن گریه کردی
تو بر غارت پیرهن گریه کردی

علی اصغر انصاریان

********************
دل سودا زده سامان نپذیرد هرگز
کافر چشم تو برهان نپذیرد هرگز

آنکه بیمار نگاهی شده هنگام سحر
منت مرهم و درمان نپذیرد هرگز

با نگاه تو اگر عاشقی آغاز شود
جز به دیدار که پایان نپذیرد هرگز

دل اگر خانه ی هر بی سر و پایی گردد
اثر از گفته ی خوبان نپذیرد هرگز

عمر بی معرفت آبی است که از جو رفته
این زیانی است که جبران نپذیرد هرگز

ما در خانه ی سلطان سر و سامان داریم
هرچه داریم ز آقای خراسان داریم

با دم قدسی معشوق نفس تازه کنم
تا که قدری سخن از یار خوش آوازه کنم

صحن گردی حرم وقت سحر می خواهم
تا صفای دل شیدا زده اندازه کنم

بین هشتی حرم گر بکشیدم بر دار
سر سودایی خود زینت دروازه کنم

سرگذشت من و تو گشته کرمنامه ی عشق
هر سحر پای مناجات دلی تازه کنم

تار گیسو طلبم تا که ورق های دلم
همچو یک مصحف پر درد به شیرازه کنم

نام این مصحف دل را بگذارم ز قضا
قصه ی یک سگ ولگرد و کرامات رضا

تا که بر گنبد تو دیده ام از دور افتاد
ناگهان در دل آلوده ی من شور افتاد

اولین بار که دیدم حرمت را گفتم:
ای سلیمان به سرایت گذر مور افتاد

بی پناه آمدم و خوب پناهم دادی
راهم از حادثه در دولت منصور افتاد

تا به خود آمده دیدم که دل از دستم رفت
وسط آینه ام چشمه ای از نور افتاد

نه بگویم که کلیمم حرمت عرش خداست
اتفاقی ره موسای دل از طور افتاد

یک قدم سوی تو با عمره برابر گردد
کعبه هم دور سر گنبد تو می گردد

ای که ناگفته ز اسرار دلم آگاهی
دستگیر دل هر خسته دل و گمراهی

ز عنایات رئوفانه ی تو فهمیدم
که نه من بلکه همیشه تو مرا می خواهی

در بهشت تو نهم پای چو با کوهی درد
تو طبیبانه دوا می کنی اش با آهی

من گدا زاده و تو نسل به نسلت سلطان
خوش برازنده ی تو صحن و سرای شاهی

حاجت از دل نگذشته تو روا می سازی
ای که ناگفته ز اسرار دلم آگاهی

من مسلمان شده ی نیمه نگاهت هستم
لحظه ی مرگ بیا دیده به راهت هستم

دل بیمار مرا فرصت درمانی ده
با دم قدسی ات ای دوست مرا جانی ده

قبل از آنی که گناهم نفسم را گیرد
آمدم توبه کنم مهلت جبرانی ده

همچنان زلف پریشان تو آواره شدم
به دل خانه خرابم سر و سامانی ده

شوری اشک چشیدم که نمک گیر شدم
سر این سفره به من رزق فراوانی ده

حمدلله که سر کوی تو زنجیر شدم
استخوانی به سگ خانه ات ارزانی ده

لحظه ی مرگ قدم رنجه کن و بر ما هم
فیض دیدار چون آن عاشق سلمانی ده

از تو من روزی شبهای محرم خواهم
چشم پر گریه ای و سینه ی سوزانی ده

سفره ی عاشقی ام را تو بیا کامل کن
عصر روز عرفه فرصت قربانی ده

در حریمت خبر از عرش خدا می آید
بوی سیب حرم کرببلا می آید

آمدی تا که به نامت دل ما زنده شود
یادی از فاطمه و شیر خدا زنده شود

آمدی تا سند شیعگی ما باشی
با نفس های تو تسبیح و دعا زنده شود

آمدی تا ز پی ات خواهرت آواره شود
یاد آوارگی شام بلا زنده شود

پلک زخمی تو از خاطره ی گودال است
آمدی روضه ی آن رأس جدا زنده شود

امر کردی به همه گریه کنند بهر حسین
تا غم بی کفن کرببلا زنده شود

جد مظلوم تو را با لب عطشان کشتند
خواهرش دید و به گیسوی پریشان کشتند
قاسم نعمتی
*******************
بايد به قد عرش خدا قابلم کنند
شايد به خاک پاي شما نازلم کنند

دل مي کنم از آنکه دل ازتو بريده است
دل مي دهم به دست تو تا بي دلم کنند

امشب کميت شعرم اگر لنگ مي زند
فردا به لطف چشم شما دعبلم کنند

ايمان راستين هزاران رسول را
آميخته اگر که در آب و گلم کنند…..

….شايد خدا بخواهد و با گوشه چشم تان
بر رتبه ي غلامی تان نائلم کنند

وقتي سرشت آب و گلم را ازل خدا
بر آن نوشت رعيت سلطان ارتضا

در هشتمين دمي که خدا بر زمين دميد
بوي بهشت هفتم او ناگهان وزید

از شش جهت نسيم خبر داد و بعد از آن
از پنجره صداي اذان خدا رسيد

چار عنصر از ولادت او جان گرفته اند
يعني زمين به يمن وجودش نفس کشيد

از صلب سومين گل سرخ خدا حسين
ايران گرفته بوي دو آلاله ي سپيد

از هشت بيخود اين همه پايين نيامدم
يک حرف بيشتر چه کسي از خدا شنيد

توحيد ، حرف محوري دين انبياست
شرط رضا به حکم أنا من شروطهاست

از برکتت نبود اگر ، نان نداشتيم
باران نبود غير بيابان نداشتيم

سوگند بر تو اي سر و سامان زندگي
بي تو نه سر که اين همه سامان نداشتيم

اين حوزه ها نفس به هواي تو مي کشند
لطفت اگر نبود ، مسلمان نداشتيم

اي آرزوي هر سفر دل از ابتدا
ما قبله اي به غير خراسان نداشتيم

ما رعيت ري ايم که سلطان به جز رضا
ارباب جز حسين در ايران نداشتيم

خون حسين دررگ ودرريشه ي من است
علم رضا معّلم انديشه ي من است

بالا بلند گفته که طوبي تر از تو نيست
يوسف به حرف آمده زيباتر از تو نيست

گفتند پاره ي تن پيغمبر مني
انگار بعد فاطمه زهراتر از تو نيست

برگ درخت کاشته ي دستهاي تو
باشد گواه ما ، که مسيحاتر از تو نيست

اين قطره ها به سمت شما رود مي شوند
آخر در اين ديار که درياتر از تو نيست

ما تشنه ايم ، تشنه دست نوازشت
آبي در اين سراچه گواراتر از تو نيست

اين کوهها به عشق شما هشت مي شوند
يادآوران نام تو در دشت مي شوند

آرامشي اگرچه سراسر تلاطمي
درياي بيکرانه ي اميد مردمي

بند آورد زبان مرا بارگاه تو
اي آنکه رستخير عظيم تکلمي

هر بار نام مادرتان را مي آورم
گل مي کند کناره اشکت تبسمي

شاعر کنار حُسن لب تو سروده است
روییده لاله در دل اين سبز گندمي

من چون غبار گرم طوافم به دور تو
تو قبله گاه هفتم و خورشيد هشتمي

در هفت شهر عشق به جز تو که ثامني
آهو ی چشم هاي مرا نيست ضامني

چشم اميد بر در لطف تو بسته است
هر زائري که گوشه ي صحنت نشسته است

باراني است حال و هواي دو ديده ام
اينجا هميشه کاسه ي چشمم شکسته است

از باب جبرئيل به پا بوست آمدن
از آسمان رسيده و رسمي خجسته است

آن پيرمرد تشنه در آن گوشه ي حرم
از راه دور آمده و سخت خسته است

با صد اميد حاجت اين بار خويش را
با پارچه به پنجره فولاد بسته است

وا شد گره ز پارچه ، حاجت روا شده است
يعني که زائر حرم کربلا شده است

با ياد خاطرات سفر با عشيره ام
بر عکس يادگاري باصحن ، خيره ام

از بس دلم شکسته براي زيارتت
با اشک شوق گرم وضوي جبيره ام

ياد غروب هاي زيارت هنوز هم
گاهی پی دو جرعه ي جامع کبيره ام

يا “قادة الهداه و يا سادة الولاه”
مستبصرٌ بشأنکم ، اين است سيره ام

فرموده ايد ؛ فعلکم الخير يا رضا
اي هشتمين کلامکم النور ، تيره ام

از بس گناه دور و برم را گرفته است
چون تک درخت خشک ميان جزيره ام

ما هم شنيده ايم که فرموده اي شما
هستم در انتظار ظهور نبيره ام

دعبل کجاست تا بنويسد در اين فراز
عجل علي ظهورک يا فارس الحجاز
محسن عرب خالقي
*******************
آنانکه عاشقند به دنبال دلبرند
هر جا که می روند تعلق نمی برند

از آنچه که وبال ببینند خالی اند
عشاق روزگار ، سبکبال می پرند

پرواز می کنند به هر جا که جلوه ای ست
گاهی ملائک اند و گاهی کبوترند

دل را به دست هر کس و ناکس نمی دهند
دلداده ی قدیمی آل پیمبرند

آنان که عاشق علی و فاطمه شدند
مدیون خانواده موسی بن جعفرند !

ما عاشقیم عاشق زهرا و حیدریم
ما شیعیان کشور موسی بن جعفریم

آدم بدون مهر تو انسان نمی شود
سلمان بدون عشق مسلمان نمی شود

آن گردنی که تیغ تو را بوسه می زند
سوگند می خوریم ، پشیمان نمی شود

وقتی کبوتران حریمت ، گرسنه اند
گندم برای سفره ما ، نان نمی شود

باید هزار قرن ، حکومت کنی مرا
سلطان چند روزه ، که سلطان نمی شود

تو خوب جایی آمده ای سروری کنی
هر رعیتی که رعیت ایران نمی شود

تو هشتمین پیمبر قرآنی منی
حق خدا و حق مسلمانی منی

تو آسمان عشقی و خورشید گنبدی
خورشید هشتمی و به ایران خوش آمدی

تو کربلایی و نجفی و مدینه ای
یعنی شهید و شاهد و مشهود و مشهدی

نُه چشمه از علوم ، به قلب تو جاری است
با این حساب ، عالم آل محمدی

تو آمدی و آمدنت رفتنی نداشت
مانند آفتاب تو در رفت و آمدی

ای آبروی جن و ملک خاکبوسی ات
عالم فدای جلوه شمس الشموسی ات

زائر شدم نسیم ، صدای مرا گرفت
از دستم التماس دعای مرا گرفت

یک شب کنار پنجره فولاد ، مادرم
آن قدر گریه کرد ، شفای مرا گرفت

یک پارچه گره زد و تا سالهای سال
« سهمیه امام رضا » ی مرا گرفت

صحن تو ، آسمان تو ، گنبد طلای تو
حتی مجال کرب و بلای مرا گرفت

ایمان نداشتم که ضمانت کنی مرا
تا اینکه آهو آمد و جای مرا گرفت

ای دستگیر صبح قیامت سرم فدات
هم خانواده هم پدر و مادرم فدات

ای مهربانترین کرم سفره ی گدا
یا ایها الرئوفی و یا ایها الرضا

امشب خدا کند که تو را ای حضور سبز
این قوم اشتباه نگیرند با خدا

ای لطف بی نهایت شبهای زائران
یکبار ما ، سه بار شما ، پیش ما بیا

با گریه های توست اگر گریه می کنیم
ای روضه خوان گریه ی ابن شبیب ها

یابن شبیب گریه فقط بر غم حسین
یابن شبیب گریه فقط بهر کربلا

یابن شبیب جد مرا سر بریده اند
پیش نگاه عمه ما سر بریده اند
علی اکبر لطیفیان
*******************
گاهی که با نیاز دلم ناز می کنی
داری مرا دقیق برانداز می کنی

یعنی نگاه می کنی اول کجایم و
بعدا مرا به سمت خود آغاز می کنی

دارم دوباره شاعرتان می شوم مرا
داری دوباره قافیه پرداز می کنی

تازه شدم شبیه پسر بچه ای که تو
پیش ضریح می بریش ناز می کنی

حس می کنم که وقت دعا لطف خویش را
از لابلای جمعیت ابراز می کنی

گاهی برای تو همه تن سوز می شوم
تو در عوض همیشه مرا ساز می کنی

از خوبی شماست که خوب کم مرا
تو در حساب خویش پس انداز می کنی

گاهی کنار پنجره ات بسته می شوم
گاهی میایی و گره را باز می کنی

بر پرده ، زنده کردن شیرت عجیب نیست
هرشب مسیح معجزه ! اعجاز می کنی

اینبار هم شبیه خودم نه شبیه تو
دل می دهم به پنجره های ضریح تو

آهو که نه کبوترتان نه که آدمیم
تا با توایم پس همه عمر با همیم

فرقی نمی کند که چه هستیم یا که ایم
ما هرچه هست شیعه گیت را مصممیم

گاهی برای منبرتان مثل دعبلیم
گاهی برای نخل ولای تو میثمیم

لرزان نمی شویم به بادی که می وزد
به ریشه های حبّ تو وصلیم ، محکمیم

حاتم کجا و سفره احسانتان کجا
ما جیره خوار سفره ارباب حاتمیم

ما زنده با توایم و دم از تو گرفته ایم
پس ما برای کشته شدن هم مقدمیم

مدیون آن کسیم که مارا به تو سپرد
عمریست زیر سایه تو زیر پرچمیم

ما را زیاد و کم ننوشتند ، واحدیم
گاهی اگر زیاد و زمانی اگر کمیم

کم گریه می کنیم ولیکن موثریم
یعنی شبیه بارش باران نم نمیم

یابن الشّبیب خواندنمان را که دیده ای
دیدی که در عزای شهید محرمیم

این ویژ گیّ روضه جد غریب توست
که ما هنوز با غم تو غرق ماتمیم

اینبار هم دلی که شکسته است را بخر
لطفی کن و دوباره مرا کربلا ببر
محسن ناصحی
*******************
این چه حسی است که امشب به دلم پاداده
به من کورچنین میل تماشا داده

خانه حضرت موسی شده وادی بهشت
گوئیا بازخدا حضرت عیسی داده

مریم است اینکه در آغوش خود عیسی دارد
یا خدا فاطمه را مولد زیبا داده

چه کسی آمده که باز عطش آورده
نکند باز خداحضرت سقاداده

نبی آمد,علی آمد,حسن آمد,نه حسین
همه را دست خدا بر رخ او جاداده

خوش بحال دل ماچون حرمش ایران است
پرچم نوکریش فاطمه بر ماداده

حرمت وادی طوراست که حاجت دارم
خادم پیرحرم حاجت من را داده

روز اول به تو و گنبد و گلدسته تو
حضرت ذات احد نمره بالا داده

صحن توصحن بهشت است خدایی چونکه
نقشه صحن تورا حضرت زهرا داده
مهدی نظری
*******************
گلدسته های مرقدتان پایه های عرش
فانوس های ساحل بی انتهای عرش

بر ساحت ضریح تو انس و ملک دخیل
آیینه کاری حرمت کار جبرئیل

زوار خاکی حرمت کبریایی اند
سرگرم کار و کسب شریف گدایی اند

هرلحظه فطرس آمده پابوسی شما
طفلی همیشه مانده پرش زیر دست و پا

لاهوتیان مقلد احکام عشقتان
می خوارگان دائمی جام عشقتان

ای قبله ی نیاز سماواتیان رضا
پیر مُغان دیر خراباتیان رضا

صدها ستاره مست شراب نگاهتان
بال فرشته های سما فرش راهتان

پیغمبران ز محضرتان فیض می برند
بهر کبوتران حرم دانه می خرند

روح الامین به لطف شما دل سپرده است
او با کبوتران حرم دانه خورده است

امشب دخیل پنجره فولاد می شوم
در بیستون عشق تو فرهاد می شوم

ای نور لایزال،بگو با دلم سخن
شد بقعه ی مطهرتان کوه طور من

شیرین دهن،حدیث تو طعم عسل دهد
زیبا سخن،کلام تو عطر غزل دهد

آقا نگاهتان به گلم روح داده است
تاثیر چشم های شما فوق العاده است

من کافر نگاه اهورایی توأم
مجذوب طرز خنده ی زهرایی توأم

در بین پیروان تو ملحد ترین منم
زندیقی رسیده به مرز یقین منم

تا بت پرست کعبه ی خال شما شدم
زاهد ترین خلیفه ملک خدا شدم

از زیر قبه ی تو به معراج می روم
دیوانه وار در پی حلاج می روم

قرآن مقام شامخ تان را ستوده است
گنجینه ی حقایق خود را گشوده است

با گوشه چشم فاطمی خود چها کنی!
سنگ سیاه قلب مرا کهربا کنی

من از پل صراط جزا پرت می شوم
دستم اگر به روز قیامت رها کنی

آقا چه می شود که مرا در صف حساب
از لا به لای آن همه آدم سوا کنی

آقا چه می شود که شوم مَحرم و شما
من را برای دیدن زهرا صدا کنی

آقا سعادت دو جهان قسمتم شود
یک بار اگر برای غلامت دعا کنی…
وحید قاسمی
**********************
چه رودها که شب و روز عازم سفرند
به دست بوسی دریا همیشه مفتخرند

به نام رازق نان و رطب ملائکه هم
نشسته اند که از سفره تو نان ببرند

دعای خیر تو پشت تمام انسانهاست
کبوتران دعایت همیشه در سفرند

چه آهوان سپیدی که در حیاط حرم
به عشق صید نگاهت نشسته پشت درند

در این حیاط که عالم هبوط می کند و
مقدرات از این آستانه می گذرند

چقدر گل به کفم دادی و نفهمیدم
فرشته های حرم گلفروش رهگذرند

تو باغبان شجرهاي طيبه هستي
كه شيعيان شما ميوه هاي اين شجرند

شب تولد حج نيازمندان شد
امام كعبه رسيد و گدا فراوان شد

و کاسه های طلائی که آب می نوشند
به اعتقاد شفا آفتاب می نوشند

به چشمشان دو پیاله سلام می ریزند
و از تبسم آقا سلام می نوشند

در این حرم همه پاکند مثل روزی که
بدون هیچ گناهی ثواب می نوشند

و اشک های دم در اگر سرازیرند
از آسمان نگاهش شراب می نوشند

از این مشبکه هایی که شکل کندویند
موحدان چه عسلهای ناب می نوشند

پس از زیارت شبهای ماه می خوابند
و از خیال خوشش توی خواب می نوشند

شب وداع زیارت چنان زمین گیرند
که در فراق حرم التهاب می نوشند

شب تولد حج نيازمندان شد
امام كعبه رسيد و گدا فراوان شد

و از طلوع مدینه که صبح ایل شدی
به سمت مشرق اقوام ما گسیل شدی

تنور دهکده هامان دوباره گل دادند
به شوق اینکه در این سرزمین خلیل شدی

دو باره آمدی و مهربان تر از موسی
عصای معجزه ساکنان نیل شدی

و سنگ سرمه خاک تو را به دیده کشید
که جلوه کردی و فیروزه اصیل شدی

به شهر طوسی ما رنگ سبز عشق زدی
و مرهم دل خاکستری ایل شدی

به چشم عشق به چشم تمام آینه ها
همینکه آمده ای بهترین دلیل شدی

شب تولد حج نيازمندان شد
امام كعبه رسيد و گدا فراوان شد

زمین به خاک نشسته است آسمانش را
که باز پر کنی از عشق استکانش را

در انتظار هوای نسیم مشهد بود
اگر که نوح برافراشت بادبانش را

بخوان زیارت نامه در امتداد کلیم
که باز کرده در اینجا خدا بیانش را

بدون تکیه به لطف عصای خود موسا
نشسته تا که بگیری تو بازوانش را

گرفته بال فرشته به چشم زائر تو
که شسته است گناهان بیکرانش را

کبوترانه بپر مثل آن مسیحی که
عروج کرده بلندای آسمانش را

و جبرئیل نشسته است روی گلدسته
که سر دهد به حرم نغمه اذانش را

شب تولد حج نيازمندان شد
امام كعبه رسيد و گدا فراوان شد

به شوق صيد شما مي دوند آهوها
به پيش چشم شما و کمان ابروها

و در مسیر عبورت به خاک افتادند
به شوق آمدن تو از آن فراسوها

رواق های حرم هر کدام غار حراست
قیامتی است در این گوشه گوشه پستوها

چه سالها که ملائک به شوق گوشه نگاه
کنار چشم شما می زنند اردوها

چه کرده ای که زنان طلاپرست آقا
به پای مرقد تو ریختند النگوها

چه کرده ای که در این صحن ؛ قله های جهان
زمین زدند به پا بوسی تو زانوها

برای اینکه کبوتر شوند در حرمت
پریده اند به سوی حرم پرستو ها

سحر به سوي خراسان بليط مي خواهم
شب تولد تو با قطار شب بوها

شب تولد حج نيازمندان شد
امام كعبه رسيد و گدا فراوان شد
رحمان نوازنی
*************************
ساعات طوفان،وقت جزر و مد رسیده
نبضم چه محکم میزند تا صد رسیده

آیا قبولم میکند یا نه؟ولی نه
اصلا چرا این فکرهای بد رسیده

اینجا تمام مهربانی مال آقاست
اینجا مگر بر سینه دست رد رسیده ؟

سوت قطار آمد،کسی در پشت در گفت:
ای جانمی جان اول مشهد رسیده

از کوچه قلبم تا حرم یکباره پر زد
ردّ پرم تا پرچم گنبد رسیده

طوفان عشقت شست و شو داده دلم را
چشم رئوفت آبرو داده دلم را

دلشوره ای شیرین سر بال و پرم هست
هشت آسمان آیینه در دور و برم هست

باران غم هرگز نمیگیرد سراغم
تا مهربانی های تو روی سرم هست

وقف سر انگشت پر از مهر تو بوده
هرجا اگر نام و نشانی از کرم هست

خوبی تو تا ناکجا تا آن سوی عرش
هر قدر هم بالا و بالا میپرم هست

این بچه آهو های اشکم زنده هستند
تا گوشه های دنج و گرم این حرم هست

داخل نمی آیم،دم باب الجوادم
اینجا برای ما گداها بهترم هست

شرط قبول افتادن ایمان،تویی تو
خورشید عالم تاب من ، سلطان تویی تو

لبخند تو آغاز احساس سحرها
زیباترین نقاشی تصویر گرها

این قلب ها از بچگی زائر شدن را
دیدند در تاب و تب دوش پدرها

حتما همیشه عذرها را میپذیری
با تو نمی ماند اگر ها و مگرها

اصلا تو اینجا آمدی تا پر بگیرم
تا واشود از بال هامان دردسرها

از دست تو اذن شهادت را گرفتند
طوفانیان جبهه ها،آن باجگرها

روی قدمگاه دلم پا میگذاری
سنگ است اما از تو میگیرد اثرها

از خاک نیشابور چشم من گذر کن
خورشید معراج کجاوه،یک نظر کن

شاه خراسانی و دنیا زیر پایت
صدها مفاتیح الجنان در یک دعایت

بالا نشین بودی ولی با ما نشستی
رزاق هر سفره،غلامان هم غذایت

غربت کشیدی تا دلی غمگین نماند
هرجور شد ماندی به قربان وفایت

آه ای امام فطر ما بی تو فطیریم
آب و غذامان غصه های بی نهایت

بی تو چه میکردیم اگر اینجا نبودی
بی این همه الطاف بی چون و چرایت

ما چند وقتی میشود باران نداریم
آقا بدون التفاتت جان نداریم

از آن زمان که وارد ایران شدی تو
قبله عوض شد،قبله ایران شدی تو

سلمان فرستادیم و زهرا باکرامت
آقاییت را داد و حالا جان شدی تو

مهمان ما هستی ولی ما ریزه خوارت
بر خشکسال دستها باران شدی تو

بی تو تمام آرزوها هرز میرفت
اما رسیدی سبزی گلدان شدی تو

دِعبل سر زخم شما را باز کرده
تا گفته از کرب و بلا گریان شدی تو

از جدتان گفت و دلت را غم گرفته
ابن شبیب چشمتان ماتم گرفته
علی اکبر لطیفیان
**********************
امشب دوباره بنده ی خوب خدا شدم
چون که دخیل اسم امام رضا شدم

شیطان مرا به وادی غفلت کشانده بود
نام تو را که بردم از این خواب پا شدم

دیدم کنار سفره ی زهرا نشسته ام
در بین زائران تو وقتی که جا شدم

لطفت گرفت دست مرا از همان شبی
که زائر همیشه ی این کوچه ها شدم

یک بار در حریم شما گریه کردم و
یک عمر با دعای شما با صفا شدم

وقتی که آمدم حرم مشهدالرضا
دیدم که زائر حرم کربلا شدم

وقتی برات کرببلا می شود گرفت
پس از غبار صحن شفا، می شود گرفت

صبح حریم تو به سحر طعنه می زند
صحن و سرای تو به گهر طعنه می زند

سنگ حریم تو که کف پای زائر است
هر ثانیه به سنگ حجر طعنه می زند

این صحبت ستاره و خورشید و ابر هاست
والله گنبدت به قمر طعنه می زند

شیرینی زیارت تو چیز دیگری ست
طعم زیارتت به شِکر طعنه می زند

نقش و نگارهای ضریح قشنگ تو
بر واژه های ناب هنر طعنه می زند

بر پایه های عرش و بلندای نُه فلک
گلدسته های توست اگر طعنه می زند

یوسف جمال ها به رخت غبطه می خورند
با دیدن ضریح تو انگشت می بُرند

لعل لب تو گوهر موسی بن جعفر است
اشک تو مثل باده و چشم تو ساغر است

هر کس که در حیاط شما آب خورده است
می گوید آب صحن شما جام کوثر است

یوسف اگر چه این همه زیبا و دیدنی ست
اما جمال فاطمی ات دیدنی تر است

از آن شبی که دامنتان را گرفته ام
شکر خدا مریض من امروز بهتر است

از عالمان کشور شیعه شنیده ام
با کربلا زیارت مشهد برابر است

تو پارۀ تنی به نبی مثل فاطمه
این حرف من که نیست حدیث پیمبر است

امشب دوباره دیدم حدیث جواد را:
(بابای من زیارتش از کعبه برتر است)

آقا طواف کعبه اگر هفت مرتبه است
قطعاً طواف کوی شما هشت مرتبه است

آقا خوشا به حال کسی که کنار توست
ایران نه عرش و فرش در این سایه سار توست

خورشید هم به خاک حرم بوسه می زند
از صبح تا غروب فقط در جوار توست

می آید و به خاک حرم سجده می کند
این هم یکی ز معجزه های غبار توست

از آن زمان که صاحب صحن و حرم شدی
در حسرت نگاه به سنگ مزار توست

تو آمدی و صاحب ایران ما شدی
پس هر چه عزت ست فقط اعتبار توست

ایران ما به کل جهان فخر می کند
این سربلندی و شرف و ناز، کار توست

عشقت اگر نبود که ایمان نداشتیم
آقای من بدون تو سلطان نداشتیم

ما را برای نوکریِ خود سوا کنید
با یک نگاه قلب مرا با صفا کنید

ما زخم خورده ایم، به یمن حضورتان
درد دل شکستۀ ما را دوا کنید

کی می شود که با مدد صاحب الزمان
در سینۀ بقیع ضریحی بنا کنید

کی می شود که مثل حریم قشنگتان
گلدستۀ امام حسن را طلا کنید

امشب به حق چادر خاکی فاطمه
آقا گره ز کار من خسته وا کنید

در روضه های خاصّتان یا ابالحسن
یکبار هم شده منِ بد را صدا کنید

ما آمدیم باز صدایت کنیم که
ما را دوباره راهیِ کرببلا کنید

بوی محرم است که از دور می رسد
فصل زمینه نوحه دم و شور می رسد
مهدی نظری
**********************
هر كس دهان به مدح شما باز مي كند
عيسي مسيح گشته و اعجاز مي كند

آن كس كه يك سحر شده مهمان خانه ات
هنگام رفتن به جنان ناز مي كند

مرغ دلم به شوق زيارت شبانه روز
تا گنبد طلاي تو پرواز مي كند

علامه قدر فهم خودش در كلاس درس
شرحي براي وصف تو آغاز مي كند

سطري ز مدح تو به كتب جا نمي شود
اصلا مناقب تو كه املا نمي شود

هر كس كه زير پاي بلند شما نشست
شانه به شانه ي همه ي انبيا نشست

يك لحظه با نفس زدن در حريم تو
يك عمر زائر تو كنار خدا نشست

با نسخه ي تو تا به قيامت سلامت است
هر لاعلاج چون كه به دارالشفا نشست

دورش كنند زآتش دوزخ ملائكه
آنكس كه در جوار امام رضا نشست

هر مدعي عشق كه عاشق نمي شود
هر كس به خادمي تو لايق نمي شود

هر كس كه از غلامي تو رو سفيد داشت
وقت ورود در حرمت شاكليد داشت

حاتم اگر كه شهره ميان كريم هاست
بر سفره ي كرامت و جودت اميد داشت

هر روز سال بود اگر دور سفره ات
هر مستمند دم به دم عيدي سعيد داشت

عيسي براي طي مسيرش به آسمان
بي شك به ياري تو نيازي شديد داشت

گر زائري بريده دل از غير مي كند
با سيره ي سلوكي تو سير مي كند

جبريل محضر تو پرش مي خورد زمين
پلك ز اشك گشته ترش مي كند زمين

موسي به پاي هيبت والاي تو رضا
در طور عصا به كف جگرش مي خورد زمين

قرباني قدوم تو تا در منا شود
دارد خليل هم پسرش مي خورد زمين

عيسي به معجزات تو ايمان چو آورد
اعجازهاي با اثرش مي خورد زمين

آيينه ي تمام جمال محمدي
تنها تويي كه عالم آل محمدي

از حبس سرد فاصله آزاد مي شوم
وقتي دخيل پنجره فولاد مي شوم

دانه بريز سوي تو آيم به جان و دل
تنها اسير دام تو صياد مي شوم

از من خراب تر نبود زائري رضا
اما به يك نگاه تو آباد مي شوم

وقتي علي عالي اعلاي من تويي
من نيز در ركاب تو مقداد مي شوم

نزد تو مي رسيم ز دارالولايه ات
جايي نمي رويم بجز زير سايه ات

آقا قسم به لطف و كرامات بي حدت
آقا قسم به زلف سياه مجعدت

آقا قسم به خسته دلاني كه مانده اند
در آرزوي ديدن يك بار مرقدت

اي كاش مي پريد شبيه كبوتران
دلهاي ما هميشه به اطراف گنبدت

تنها نه ما به شوق حرم ضعف مي كنيم
حتي بهشت هم شده مجنون مشهدت

بر سر در حريم دل من نوشته اند
خاك مرا ز خاك خراسان سرشته اند

وقتي كه نور شمس جمالت طلوع كرد
پروردگار خلقت ما را شروع كرد

كعبه ز بارگاه شما ناز مي برد
از شوق تو دلم سوي كعبه ركوع كرد

علم تو فيض برده ز درياي علم حق
هر عالمي رسيد حضورت خشوع كرد

كوه احد شنيد چو هم نام حيدري
يك يا علي كشيد و به پايت خضوع كرد
**
ما با ولايت تو به خورشيد مي رسيم
بر او ج بي نهايت توحيد مي رسيم

ما با محبت تو كه گنجي بود به دل
آنجا كه جبرئيل نمي ديد مي رسيم

ما با عنايت تو به احياي امرتان
بر آن كمال ناب كه گفتيد مي رسيم

ما افتخار با تو فقط كسب مي كنيم
آري به هر كجا كه بخواهيد مي رسيم

ما بي رضايت تو خدايي نمي شويم
بي اذن تو كه كرب و بلايي نمي شويم

تنها به تخت و تاج شما التماس ماست
آقا به آستان تو حمد و سپاس ماست

وقتي دلم براي حرم تنگ مي شود
يك يا امام رضاست كه رمز تماس ماست

جاي محبتت صدف سينه ي من است
اين از درايت دل گوهر شناس ماست

گرم است پشت كشور ما به حريم تو
محكم به رافت تو نظام و اساس ماست

اي آبروي كشور ايران ابالحسن
دستم بگير حضرت سلطان ابالحسن

شكر خدا كه جسم تو در زير پا نرفت
شكر خدا كه راس تو بر نيزه ها نرفت

نا محرمي نديد دگر خواهر تو را
همراه با سر تو به شام بلا نرفت

دست كسي نخورد به گيسوي همسرت
ديگر چنين ستم كه به آل عبا نرفت

حداقل براي تو پيراهني كه ماند
در زير خاك جسم تو با بوريا نرفت

گفتي به هر مصيبت و غم فابك للحسين
گفتي به پاست تا كه علم فابك للحسين
رضا رسول زاده
*********************
گل می کند بهار تو در باغ سینه ها
پر می شود ز باده ی تو آبگینه ها

نقاره می زنند به بامت فرشتگان
حتما شفا گرفته ز دست تو سینه ها

دیگر غریب نیستی ای آشنا ترین
تایید می کند سخنم را قرینه ها

اول همین که سمت حریم تو آمدند
صدها هزار مرد غریب از مدینه ها

دیگر هم آن که از نفس تو غریب ماند
در سینه های عاشق وصل تو کینه ها

تجدید کن حکومت خود را به قلبها
اینجا فراهم است برایت زمینه ها

گرم فضا نوردی خوف و رجا شدیم
آیا به ما نمی رسد آخر سفینه ها

دارد حکایت از عشاق گنبدت
یعنی که زرد باد رخ از عشق بی حدت

هر سر که از خیال تو پر شور می شود
دریای بر کرانه ای از نور می شود

در شعله ی محبت تو سینه تا گداخت
غرق تجلی است وشب طور می شود

با هر “وان یکاد” لبان فرشته ها
صد چشم زخم از حرمت دور می شود

فردا که موج خیز هراس است زائرت
در ساحل نجات تو محشور می شود

با پلک بسته آمده دشمن به جنگ تو
از بس حریم قدس تو پر نور می شود

چون حوض کوثر است گوارا عقیق تو
فوق بهشت آمده صحن عتیق تو

ما را به گوشه حرم خود مقیم کن
مهمان مهربانی دست کریم کن

تا شعله زار شوق تو بالی بگسترد
ای صبح، دشت عاطفه را پر نسیم کن

دربانی حریم تو در آرزوی ماست
ما را عصا به دست بخواه و کلیم کن

مژگان ما که سمت شکوه تو وا شده است
وقف غبار روبی فرش و گلیم کن

بی اطلاع از اول و از آخر خودیم
ما را که حادثیم، رهین قدیم کن

این دل زجنس پنجره فولاد تو نبود
یعنی که زود می شکند از فراق، زود

خورشید گرم چیدن بوسه زماه توست
گلدسته ها منادی شوق پگاه توست

آری شگفت نیست که بی سایه می روی
خورشید هم زسایه نشینان ماه توست

از چشم آهوان حرم می توان شنید
این دشتها به شوق شکار نگاه توست

بالای کاشی حرم تو نوشته است
هرجا دلی شکست همان بارگاه توست

با این که سال هاست سوی طوس رفته ای
اما هنوز چشم مدینه به راه توست

یعنی که کاش فصل غریبی گذشته بود
دیگر مسافرم زسفر بازگشته بود

هرچند سبز مانده گلستان باورت
آیینه ای جز آه نداری برابرت

راه از مدینه تا به خراسان مگر کم است
با شوق دیدنت شده آواره خواهرت

دیگر دلی به یاد دل تو نمی طپد
بالی نمانده است برای کبوترت

مثل نسیم می رسد از ره جواد تو
یعنی نمی نهی به روی خاکها سرت

تنها به کرب و بلا سرنهاده بود
مردی که داشت نوحه گری مثل مادرت

اشک تو هست تا به ابد روضه خوانمان
تا کربلاست همسفر کاروانمان
محمد جواد زمانی
**********************
با دلی محرم طواف حج سلطان آمدم
حاجی ام از آن زمانی که خراسان آمدم

در کنار تو به حس بی نیازی می رسم
درد دارم بی تو که دنبال درمان آمدم

روبروی پنجره فولاد گریه می کنم
مشهد ابری بود که مانند باران آمدم

گنبد تو آسمان را آفتابی می کند
من دمت را گرم دیدم چون زمستان آمدم

شاید اصلا آن سگی بودم که آمد در حرم
گرچه در چشم همه مانند سلمان آمدم

روز میلادت شنیدم سفره ات پهن است که
اینچنین من دست پاچه مثل مهمان آمدم

فرض کن آن بچه آهویم که با صد آرزو
لنگ لنگان دیدن شاه خراسان آمدم
صابر خراسانی
*********************
ديشب پر ِ من كبوتر بامت شد
آهوي بياباني من رامت شد
حالا دلِ من پيمبر نامت شد
از معجزه ي درخت بادامت شد
امروز اگر مريض درمان توام

تو آينه ميشوي زلالم بكني
با طرز نگات خوش به حالم بكني
يا فكري به حال خشكسالم بكني
يا فكري به حال پرّ و بالم بكني
من منتظر ِ نماز باران توام

هرچند بَدَم اگر كه بهتر نشدم
پيش كرم تو شاه گداتر نشدم
در بارگهت اگرچه نوكر نشدم
هرچند كه آهو و كبوتر نشدم
گر پا بدهي سگِ نگهبان توام

هرچند به اين سو و به آن سو نزدم
هرچند به اين كو و به آن كو نزدم
پيش تو به آفتاب هم رو نزدم
در صحن تو من اگرچه جارو نزدم
مشغول غلامي غلامان توام

در سجده به پاي تو هزاران آدم
جاروكش صحن تو هزاران مريم
محتاج دعاي تو هزاران خاتم
اي شاه گداي تو هزاران حاتم
من نيز يكي از اين هزاران توام

علي اكبر لطيفيان
********************** 
از لطف التماس ِ صداهايِ آهوان
بي گريه هم گرفت دعاهايِ آهوان

آهو زياد محضر معشوق ميرود
پس وصلمان كنيد به پاهايِ آهوان

يك عده اي شدند گدا كلبِ كهف را
ما نيز ميشويم گداهايِ آهوان

نانم حرام ميل كبوتر شدن كنم
وقتي كه هست حال و هواهايِ آهوان

صورت گذاشتن به كفِ پات واجب است
آن هم در آستانِ خداهاي آهوان

صياد نيز پايِ تو را بوسه ميزند
با ذكر يا امام رضاهايِ آهوان

آهو شديم پس كرمت را نشان بده
مثل هميشه آن حرمت را نشان بده

ما زلف داده ايم پريشان شود همين
دل داده ايم دستِ تو حيران شود همين

آئينه ي مرا سحري تكّه تكّه كن
باشد كه خرج گوشه ي ايوان شود همين

دردِ مرا علاج مكن با طبابتت
با خاكِ زير پاي تو درمان شود همين

حالا كه هم غذاي غلامان خانه ايم
خوب است آدمي ز غلامان شود همين

آنكه به مهرباني ات ايمان نياورد
در ازدحام حشر پشيمان شود همين

لطف تورا به خاطر اين آفريده اند
كه آتش ِ خليل، گلستان شود همين

كلِّ زمين بناست اگر كشوري شود
بهتر كه پايتخت خراسان شود همين

از جلوه ات كنار بزن اين نقاب را
تا آفتاب پاره گريبان شود همين

سلماني ات نيامده ظرفش طلا شود
اين جا نشسته است كه سلمان شود همين

حالا كه محمل تو رسيده ست شهر طوس
حرفي بزن كه شهر مسلمان شود همين

اين بندگيِ ما به قنوتِ تو كامل است
توحيدِ ما به شرط و شروطِ تو كامل است

جز تو نميشويم گرفتار هيچكس
هرگز نميشويم هوادار هيچكس

از آن زمان كه با حرمت آشنا شديم
اصلاً نرفته ايم به دربار هيچكس

اينجا به زائرانِ تو فيضي كه ميرسد
آن را نميدهند به زوّار هيچكس

نانِ كسي به غير تو من را حلال نيست
خود را نميكنم بدهكار هيچكس

حالا كه تو امام ِ رئوفِ جهان شدي
ديگر نميشويم گنهكار هيچكس

جز تو كسي سه بار عيادت نميكند
در پاسخ زيارتِ يكبار هيچكس

شبهاي قدر غير تماشايِ رويِ تو
دل خوش نميكنيم به ديدار هيچكس

فردا بگير دستِ مرا ايّهالرئوف
يا ايّهالامام رضا ايّهالرئوف

هرچند ناتوان شدي اما ز پا نيفت
اي هشتمين عزيز ، عزيز ِ خدا نيفت

ميترسم آنكه دست بريزد به پهلويت
باشد ز پا بيفت ولي بي هوا نيفت

كوچه به آلِ فاطمه خيري نداشته
ديوار را بگير و در اين كوچه ها نيفت

مردم ميان شهر تماشات ميكنند
اين بار را به خاطر زهرا بيا نيفت

دامان هيچكس به سرت سر نميزند
حالا كه نيست خواهر تو پس ز پا نيفت

تكّه حصير ِ خويش از اين حجره جمع كن
اما به ياد نيمه شبِ بوريا نيفت

اي واي اگر به كرب و بلا بوريا نبود
راهي براي دفن شه كربلا نبود

علي اكبر لطيفيان
********************* 
مسافرم كه به دل شوق يك حرم دارم
هوائيم كه هواي تو در سرم دارم

هميشه عكس تو را از زمان كودكيم
ضريح ديده و در قاب باورم دارم

عنايتيست كه در عشق هشت مي گيرم
قبول فاطمه ام گرچه نمره كم دارم

ميان صحن و سرايت بهشت مي بينم
ميان صحن و سرايت قدم قدم دارم …

كنار حضرت جبرئيل راه مي روم و
نگاه خيس به آن سفره ي كرم دارم

به جرعه اي ز شراب حرم خرابم كن
كه من هميشه غلام تو و علدارم

دلم گره به ضريح تو خورده محكم كن
بساط كرب و بلاي مرا فراهم كن

دليل معجزه ي كار صد مسيحا تو
تمامي بركاتهاي كشور ما تو

كوير هستم و در آرزوي بارانم
ببار ابر كرم اي هميشه دريا تو

هميشه خاك قدمهاي تو شدن با من
هميشه با نظري زر نمودنش با تو

مرا بيا و چو آهوي خود ضمانت كن
امام عشقي و مأواي بينواها تو

به لقمه ي كمي از سفره اكتفا كردم
كنار سفره ي مهمان پذيرت اما تو …

غذاي حضرتيت را به دست من دادي
ادامه ي بركاتهاي دوش مولا تو

ادامه ي بركاتهاي كيسه هاي علي
به دست توست نظر كن به اين گداي علي

نشسته ام كه بگريم به خشكسال خودم
به خشكسال خود از چشمه ي زلال خودم

تمام روشني چشمهام مال شما
تلاطم دل دور از نگات مال خودم

بكش به بال و پرم دست خود كه
تا ببرم هزار حور و ملك را به زير بال خودم

تو ايستاده اي آقا كنار آهويي
كشيدم عكس تو را باز در خيال خودم

غريبه هستم و حالا پناه آوردم
اگر پناه مني تو خوشا به حال خودم

محرمي شده ام كربلاي ايراني
گرفتم اشك غمت را به دستمال خودم

كنار پنجره فولاد گريه ها دارم
هوائيه حرمم ميل كربلا دارم
مسعود اصلانی
**********************************

ما شیعه ایم و مهر علی آبروی ماست
آیینه ایم و جلوه ی او نقش روی ماست

شکر خدا که گرم هیاهوی حیدریم
شکر خدا که ذکر علی گفتگوی ماست

در پای درس مکتب او پا گرفته ایم
لبریز باده ی ازلی اش سبوی ماست

با او طهارت نسبی کسب کرده ایم
یعنی که خاک درگهش آب وضوی ماست

سوگند می خوریم که ما با علی خوشیم
شکر خدا که قبله ی رویش به سوی ماست

ما شیعه ایم و در همه عالم زبانزدیم
حلقه به گوش عالِم آل محمدیم

آقا قسم به تو ز غم آزاد می شوم
وقتی دخیل پنجره فولاد می شوم

شیرین ترین دقایق عمرم دمی است که
در بیستون عشق تو فرهاد می شوم

احساس می کنم ز دو عالم بریده ام
وقتی مقیم صحن گهر شاد می شوم

با تو خرابه ی دل من قصر می شود
با گنج مهربانی ات آباد می شوم

آهو شدم که ضامن من هم شوی رضا!
ورنه اسیر پنجه ی صیّاد می شوم

هر ضامنی که ضامن آهو نمی شود
هر کس که نام اوست رضا،او نمی شود

تو هشتمین ستاره ای از بی بدیل ها
یعنی تویی ز ایل و تبار اصیل ها

از بس کرامت تو به عالم زبانزد است
عیسی رسیده تا که بندد دخیل ها!

هرگز کسی ز درگه تو ناامید نیست
لطفت هماره ضامن ابن السَّبیل ها

یک جرعه آب خوردن از آن کاسه ی طلا
خوشتر بُوَد ز طعم خوش سلسبیل ها!

در انتظار مهر رئوفانه ی توأم
وقتی که می رسند نوای رحیل ها

در انتظار دیدن رویت سه جا منم
یعنی دخیل رشته ی حبّ شما منم

سوی تو آمدیم که درمانمان کنی
با یک نگاه بی سر و سامانمان کنی

یا ایّها الرئوف!امید همه به توست
داریم امید این که مسلمانمان کنی

یک گوشه ی نگاه تو مس را طلا کند
بر ما کمی بتاب که سلمانمان کنی

ما رعیتیم و ریزه خور سفره ی شما
خوشحال می شویم که مهمانمان کنی

امشب تو را به جان جوادت دهم قسم
تا راهی حریم خراسانمان کنی

احساس می کنم که حریم تو کربلاست
هر کس که زائر تو شود زائر خداست
محمد فردوسی
**********************
خدا نه این که مرا از گِل زیاده تان
که آفرید مرا از غبار جاده تان

وبال گردن تان بودم از همان آغاز
بعید هست بیایم به استفاده تان

ببین چه ساده برایت به حرف می آیم
فدای این همه لطف و صفای سادۀ تان

به لطف چشم شما دل همیشه آباد است
خدا کند که بمانم خراب بادۀ تان

خدا نوشت ازل در شناسنامۀ دل
که ما غلام شماییم و خانوادۀ تان

از آن زمان که از این خاک پاک پا شده ام
گدای دائمی حضرت رضا شده ام

بهشت کوچک دامان مادری آقا
تو میوۀ دل موسی بن جعفری آقا

شب ولادت تو در مدینه می گفتند
ز راه آماده خورشید دیگری آقا

دخیل بسته ام امشب به گاهواره تو
رواست حاجتم ار سر برآوری آقا

اگر چه منشاء نور شما یکی باشد
تو بین باغ خدا طعم نوبری آقا

که خوانده است ولی عهد خود تو را وقتی
که تو برای خودت یک پیمبری آقا

تویی که صاحب اوصاف بی حدش خواند
همان که عالم آل محمدش خواند

مهی که چشمۀ چشم تو در تلاطم شد
طلوع مشرقی آفتاب هشتم شد

چه حکمتی است که قبل از شروع موسم حج
طواف قبلۀ هشتم نصیب مردم شد

فقط برای تماشای دانه پاشی تان
دل کبوتریم نذر چند گندم شد

شبیه محشر کبراست صحن های حرم
که در شلوغی هر روزه اش دلم گم شد

به سوی پنجره فولاد حاجتی آمد
دخیل بست و گرفت و غمش تبسم شد

ز کوچه های حرم آفتاب می جوشد
ز دست حوض فرشته شراب می نوشد

تو بحر هستی و کس نیست از تو دریاتر
تو آفـتـابی و از هـر بـلـند بـالاتر

تو نسل نوری و هر چند هشتمین خورشید
ولی ندیده زمین در خود از تو پیداتر

اگر چه باغ بهشت خداست رویایی
ولی بهشت نگاه تو هست رویاتر

از ابتدای ازل چشم هیچ آهویی
ز چشم های تو هرگز ندیده شهلاتر

در آستین بدون عصای تو موسی است
و از مسیح نفس های تو مسیحاتر

نفس نه، گوشه ی چشمی اگر بیندازی
دوا نه، در دل ما مرکز شفا سازی

فدای نام صمیمی و شاعرانه تان
که باز کرده دلم را به سوی خانه تان

بود دست من و بی هوا هوایی شد
گمان کنم که گرفته دلم بهانه تان

نشسته ام به سر دوش گنبدت آقا
بیا و پر مده مرغی ز آشیانه تان

دوباره حرف زیارت دوباره حرف حرم
دوباره حرف کبوتر به آب و دانه تان

چه قدر عمق بلند کلامتان زیباست
میان صحبت شیرین و عامیانه تان

بخوان که هر چه بخوانی برای ما زیباست
رسیدن تو به این خاک هدیه زهراست

کسی که بر لب خود ذکر یا رضا دارد
میان سینه ی زهرا همیشه جا دارد

اگر که بر نخورد بر خدا کجا کعبه
به قدر این حرمت این همه صفا دارد؟

کنار پنجره فولاد مادری خسته
برای کودک خود دست بر دعا دارد

گرفته دامنه های ضریح را مردی
به گریه حاجت امضای کربلا دارد

و نذر روضه ی زهرا نموده می خواند
عقیق سبز علی رنگ کهربا دارد

میان خانه که بستند دست مولا را
میان کوچه شکستند دست زهرا را

محسن عرب خالقی
***********************
هواي دولتِ مشرق سفير ِباران شد
و چترهاي دل ما سرير ِباران شد

كوير سر به هوايِ به آسمان محتاج
دچار مرحمت سر به زير باران شد

قناتِ مرده ي ما را دوباره احيا كرد
و دشت هاي ترك خورده ، سير باران شد

و چشم ها همه در مسير او خيسند
شگفت بدرقه اي در مسير باران شد

چه رنگ ها كه به هم دستِ بيعت آوردند
كماني از بركات غدير باران شد

ترانه هاي بهاري دل مرا برده ست
صداي سوت قطاري، دل مرا برده ست

مسافرم به دياري ببند بار مرا
به عزم ديدن ياري ببند بار مرا

سفر، شروع فراق است باخبر هستم
اگرچه دوست نداري؛ ببند بار مرا

بيان قِصه دراز است اندكي بنشين
بگويمت به چه كاري ببند بار مرا؟

مرا هواي گلي در سر است، مي بيني
براي منصب خاري ببند بار مرا

ببين درون دلم شوق و بيقراري را
به قصد كسب قراري ببند بار مرا

تمام راه، من و جاده حرف ها زده ايم
غريب گرچه ولي، سربه آشنا زده ايم

پس از سلام، جواب سلام لازم نيست؟
براي زخمي راه، التيام لازم نيست؟

رسيدنم به تو واجب ترين نيازم بود
وگرنه باقي درخواست هام، لازم نيست

براي حاجي احرام بسته ي حرمت
دگر زيارت بيت الحرام لازم نيست

كبوترانه، هواي تو را به پر دارم
براي كفتر جلدت كه دام لازم نيست

اگرچه زشت و سياهم، ولي مگر آقا
در اين عمارت شاهي، غلام لازم نيست!؟

اگرچه ساكن اينجام، خانه ام آنجاست
كبوتري شده ام كاشيانه ام آنجاست

چه بارگاه قشنگی چه مرقدی داری
عجب مناره و صحن و چه گنبدی داری

که گفته است غریبی میان ما وقتی
همیشه دور و برت رفت و آمدی داری

جناب گل پسر هفتم از قبیله ی یاس
شمیم روح نواز محمدی داری

به آبروی تو شرمنده آبرو مندست
رئوف هستی و الطاف بی حدی داری

میان این همه خوبان که دورتان جمعند
خودم که معترفم نوکر بدی داری

و عاشقانه ضریحی پر از غزل دارد
ضریح نیست که کندویی از عسل دارد

سپاس آنکه به دنیا ابا الجوادم داد
سپس گدا شدن خانه زاد یادم داد

ورودم از در باب الجواد واسطه ایست
همیشه کم طلبیدم خودش زیادم داد

به من چه شاعرم اصلا خودش که میدانست
نه دعبلم نه فرزدق نه با سوادم، داد

جهان سراغ ندارد رئوف تر از او
هنوز کاسه ی دستم نشان ندادم داد

در آسمان همه بر نوکریش مفتخرند
فدای آنکه چنین حُسن انتخابم داد

کشید دست مرا ثامن الحجج رفتم
فقیر بودم و مشهد برای حج رفتم…

مصطفي صابر خراساني

*****************************

دانلود اشعار ولادت امام رضا(ع) به صورت ورد

دانلود

این کتاب موبایل دفتر هشتم از این مجموعه است که با نام (حسینیه رضوی) آماده گردیده است و در مجموع با 194 شعر  -116 شعر در زمینه امام رضا علیه السلام و 78 شعر در زمینه حضرت معصومه سلام الله علیها- در موضوعات مدح و مرثیه این دو بزرگوار تقدیم می گردد.

امید است که مورد قبول واقع گردد.

×××

لینک دانلود کتاب موبایل حسینیه رضوی-نسخه جاوا

لینک دانلود کتاب موبایل حسینیه رضوی-نسخه آندروید

 

زمزمه ، سرود و شور ولادت امام رضا (ع)-1391

سرود

امشب دل من ، توی شلوغی دلا گم شد

مشهد رو که دید ، یه دفعه ای پراز تلاطم شد

گنبدت منو یاد كاظمین میندازه

تو دلم نقش حرم حسین می سازه

كشته ی مرامتم سلطان مست ذكر نامتم سلطان

خلاصه ، غلامتم سلطان

******

وقتی كه میخوام ، یه گوشه ی دل شما باشم

باید دوباره ، مشغول ذكر یا رضا باشم

زائر معصومه و رضا كه بی حد شد

بهترین جاده ی دنیا قم تا مشهد شد

تو حرم تا وقتی جون دارم نوكر و خادم زوّارم

به والله ، خیلی دوسِت دارم

******

پر در میارم ، از مسجد اعظم تا گوهرشاد

میگه دل من ، ولادتت آقا مبارك باد

كف زنون ، دستا به سمت آسمون بالاست

عیدی كو؟ ، عیدی ما برات كربلاست

هركی كه امشب اومد هیئت از امام رضا داره دعوت

زهرا بهش میگه خدا قوّت

 حمید رمی

دریافت سبک

****************************

فقیری خونتون شد افتخارم تویی نگارم ، عزیز زهرا

اسمتُ میون لوح دل نوشتم باتو سرشتم ، شد عجین آقا

تموم آسمونیا به پای تو اسیرند

حور و ملک بایک نگاه به پای تو می میرند

تویی که خدا رو گنبدت نوشته ، نوشته

اونی که دوست داره توی بهشته ، بهشته

خاکم و خدا با عشق تو سرشته ، سرشته

ضامن آهو ، یابن الزهرا ، رضا

******

وقتیکه تو ایوون طلات میشینم دل و می بینم ، تو عرش اعلا

بسکه آب سقا خونت نوشیدم خودم دیدم ، حرم سقا

هرکی میاد تو حرمت با یه دل گرفتار

میگه زیرلب اذن دخول یا عباس علمدار

اونی که دلم بود از ازل اسیرش ، اسیرش

همونی که عالمی شده فقیرش ، فقیرش

دل که مالِ خودته ازم نگیرش ، نگیرش

ضامن آهو ، یابن الزهرا ، رضا

محمد حسن قمی

دریافت سبک

**************************

شور

بال پر زدنم سوی گنبده قبله ی دل من آره مشهده

مست صحن و سرای رضا شدم تب من درجش به روی صده

حج عاشقا رضا ، شوق ما رضا ، با صفا رضا ، یاسلطان

وادی منا رضا ، سامرا رضا ، کربلا رضا ، یاسلطان

یارضا یارضا یارضا رضا

یاعلی موسی الرضا ، یا امام رضا ، یا امام رضا ، یامولا

******

زیارت نامه رو می خونم باشور از تو صحنای تو می کنم عبور

زائرات توحرم چه فراوونه دست من می رسه تا ضریح به زور

می رم از باب الجواد ، تابدی مراد ، دل صفامی خواد ، یاسلطان

مست رضوان توام ، مهمان توام ، درخوان توام ، یاسلطان

یارضا یارضا یارضا رضا

یاعلی موسی الرضا ، یا امام رضا ، یا امام رضا ، یامولا

******

دلا باز توی صحن گوهرشاده کشته مرده پنجره فولاده

برا عیدی ببین که امام رضا به ما کرببلا هدیه داده

یار عاشقا حسین ، با وفا حسین ، عشق ماحسین ، ثارالله

یک شبی کرببلا ، قسمتم نما ، جمع رفقا ، ثارالله

یارضا یارضا یارضا رضا

یاعلی موسی الرضا ، یا امام رضا ، یا امام رضا ، یامولا

حبیب باقر زاده

دریافت سبک

**********************

شور

عزیز دل مادری ، تو اصل می و ساغری

ای گل باغ مصطفا ، تو نجل پاک حیدری

تو فخر زمینی ، مه جبینی ، شافع روز محشری

با ولادتت آقا ، دلای ما آباده

كبوتر دلهامون ، تو صحن گوهر شاده

مددی یا مولا ، گل زهرا ، گل زهرا ، رضا

******

هر دلی كه شیدا میشه ، دیوونه ی آقا میشه

نام تو بردن باعث ، خوشنودی زهرا میشه

با مدد اسمت ، كنج قلبم ، چه شور و غوغا می شه

كبوتر دلهامون ، هوای حرم داره

یه گوشه نگات آقا ، دریای كرم داره

مددی یا مولا ، گل زهرا ، گل زهرا ، رضا

******

پادشه عرض سما ، بركت ایرونیا

پنجره ی فولاد تو ، اذن دخول كربلا

یا ضامن آهو ، آیینه ی هو ، تَصَدَّقْ عَلَیْنا

زیارت شش گوشه ، آرزومونه آقا

كی می شه با اذن تو ، همه بریم كربلا

مددی یا مولا ، گل زهرا ، گل زهرا ، رضا

رضا رسولی

دریافت سبک

******************************

سرود

امشب می باره از آسمون نم نم بارون

از مقدم آقامون شده دنیا گلستون

تو همه نه تا فلك ، نغمه ی یاهو پیچیده

آی گرفتارا بیاین ، ضامن آهو رسیده

یامولا گل زهرا

******

اعتبار و بركت همه ایرونیایی

جونم به فدات آقا ، ولی نعمت مایی

حرم و صحن و سرات ، كعبه و حج فقراست

هم مدینه هم نجف ، هم كاظمین و كربلاست

یامولا گل زهرا

******

به به چه رواق و صحن و چه گلدسته هایی

چه ابهت و قیامتی ، عجب صفایی

حق داره بهشت خجل ، ز صحن باصفات بشه

حتی حاتم طایی ، گدای نیم نگات بشه

یامولا گل زهرا

******

من یادم نمی ره گنبد زرد طلاتو

من یادم نمی ره ، صفای اون خادماتو

كفشداریات یه طرف ، جنت اعظم یه طرف

سقاخونت یه طرف ، چشمه ی زمزم یه طرف

یامولا گل زهرا

 رضا رسولی

دریافت سبک

**************************

سرود

 امشب از عشق تو توی ، ساغر ها می فراوونه

بالا میگیره مستی با ، آهنگ نقاره خونه

بهشت و میکنه احساس تو صحنت هرکی مهمونه

آقا (4) ، یابن الزهرا

یابن الزهرا مدد مدد ضامن آهو (4)

گفتن یا رضا رضا دلارو سمت مشهد می بره

هرکسی که اهل دله حتمآ از این سخن با خبره

پرسه زدن تو حرمت لذتش از بهشتم بیشتره

یابن الزهرا مولا

*******

سرتاپا شور میگیرم تا ، می بینم رنگ بارگاه و

مدح تو کار ماها نیست ، کی میره این همه راه و

مهدی میاد و میخونه ، تو صحنت امین الله و

آقا (4) ، یابن الزهرا

یابن الزهرا مدد مدد ضامن آهو (4)

نگاه مهربون تو ، صدتا مثل منو حر میکنه

یه کم آب سقا خونت ، کار صد دوا دکتر میکنه

اول ، آخر ایوون طلات ، نون جنت و آجر میکنه

یابن الزهرا مولا

*******

سجده بر پای تو آقا ، جزء افضل آدابه

آب سقا خونه ی تو ، آب که نیست می نایابه

هر روز صبح خورشید از پشت ، گنبد شما می تابه

آقا (4) ، یابن الزهرا

یابن الزهرا مدد مدد ضامن آهو (4)

کاشکی میشد هزار دفه ، برا تو بمیرم یه بار کمه

میگن که رد خور نداره قسم ، جون بی بی فاطمه

امضا کن امسال آقا جون عرفه ، قسمتم شه علقمه

یابن الزهرا مولا

 میثم میرزائی

دریافت سبک

**********************

سرود

شادی اومده تو دل و ، غصه ها پریده
شور بگیرید عاشقا ، که رضا رسیده

اومده خورشید عشق ، حرمش و جارو کنید

دلاتونو تقدیم ، ضامن آهو کنید

یا علی موسی الرضا

******

قبله ی دلهای ما ، ایوون طلاته

بال و پر صد جبرئیل ، فرش زائراته

دلم مثه کفترات ، پر زده تا مشهدت

اومده با صد شعف ، نشسته رو گنبدت

یا علی موسی الرضا

******

دل بی قرارم آقا ، داره باز بهونه

بهونه ی یک جرعه از ، آب سقا خونه

عنایتی کن تو ای ، شهره ی جود و شرف

از حرمت یک شبی ، پر بزنیم تا نجف

روی ضریح شما ، دخیل می بندیم آقا

جون جوادت بیا ، ما رو ببر کربلا

یا علی موسی الرضا

دریافت سبک

میثم میرزایی

**********************

سرود

قلب ملک خرّم و ، غرق شور عشقه

سینه ی اهل نظر ، پر زنور عشقه

می گن ملائک همه ، با شور و با زمزمه

آمده سلطان عشق ، دسته گل فاطمه

یا علی موسی الرضا

******

تا زنده ام در جهان – نوکر رضایم

در شب میلاد او ، غرق در صفایم

دلم به عشق رضا ، پر از سرور و صفاست

عیدی امروز ما ، زیارت کربلاست

یا علی موسی الرضا

******

حریم پاک آقا ، قبله ی دلم شد

نگاه نورانی اش ، شمع محفلم شد

من که صفا زاده ام ، مست همین باده ام

مشهد او قبله ام ، دل به رضا داده ام

یا علی موسی الرضا

محمدمهدی روحی

دریافت سبک

*****************************

سرود

شب شب نشاط و شادیه ، شب عید و سرور شیعه هاست

دلهای تموم عاشقا ، کبوتر صحن امام رضاست

آسمونیا فرشته ها ، در این خونه زانو می زنن

همه مست جام دلبرن ، از دل و جون یاهو میزنن

ای نسیم رحمت خدا ، یا امام رضا امام رضا

مهربونترین امام ما ، یا امام رضا امام رضا

یا امام رضا ، امام رضا

******

می رسه از آسمون ندا ، هرکی شده مبتلا بگه

هر کی گرفتاره امشب و ، ذکر یا امام رضا بگه

دستاتونو بالا بیارید ، وقت گدایی از کریمه

هر کی سری تو سرا شده ، نوکر رضا از قدیمه

ای نسیم رحمت خدا ، یا امام رضا امام رضا

مهربونترین امام ما ، یا امام رضا امام رضا

یا امام رضا ، امام رضا

******

آی عاشقا همگی پر بدین ، دلاتونو توی صحن و سراش

همه کبوتر حرم بشین ، بشینین روی گنبد طلاش

از آب سقا خونه اش بخورید ، تا مثل من صداتون نگیره

هر کی از آقا جدا بشه ، الهی هر چی زودتر بمیره

ای نسیم رحمت خدا ، یا امام رضا امام رضا

مهربونترین امام ما ، یا امام رضا امام رضا

یا امام رضا ، امام رضا

محمد مهدی روحی

دریافت سبک

**************************

سرود

ای گل خوشبوی بهشت حضرت سلطان مددی

امام و مقتدای من شاه خراسان مددی

مولا مولا ، دوباره دل غرق صفا شد

مولا مولا ، ذکر لبم رضا رضا شد

خادم بارگاهتم ، گل زهرا ، گل زهرا ، گل زهرا

منتظر نگاهتم ، گل زهرا ، گل زهرا ، گل زهرا

همیشه در پناهتم ، گل زهرا ، گل زهرا ، گل زهرا

عاشق روی روی ماهتم ، گل زهرا ، گل زهرا ، گل زهرا

******

منم به عشق تو اسیر بیا و دستم و بگیر

دلم برات پر می زنه مرا به کویت بپذیر

مولا مولا ، عشق تو با گلم سرشته

مولا مولا ، حریم تو باغ بهشته

تشنه ی جام تو منم ، گل زهرا ، گل زهرا ، گل زهرا

اسیر دام تو منم ، گل زهرا ، گل زهرا ، گل زهرا

دخیل نام تو منم ، گل زهرا ، گل زهرا ، گل زهرا

ببین غلام تو منم ، گل زهرا ، گل زهرا ، گل زهرا

محمد مهدی روحی

دریافت سبک

*****************************

شور

ای که ذکر اولیایی تو هستی گدایی

صاحب تذکره ی کرببلا امام رضایی

ای تو بهترین هیاهو رضا ای گل خوشبو

چی میشه ضامن ما بشی تو ای ضامن آهو

کفتر دل تو حرم داره لونه زائرت با گریه داره میخونه

آقا این مریضم و شفا بده با یه قطره از آب سقا خونه

مدد یا سلطان ، مدد یا سلطان

******

باز دل من شده آزاد به پاتون آقا افتاد

دیوونم کرده هوای سحر صحن گوهرشاد

این دل من که فقیره به عشقتون اسیره

فقط آرزوش اینه یه گوشه از حرم بمیره

دل هوایی میشه تو صحن و سرات پـر میگیره با پـر کبوترات

از توی کفشداری صحن عتیق می‌پره تا روی ایوون طلات

مدد یا سلطان ، مدد یا سلطان

محمد زنجانی

دریافت سبک

*******************************

شور

 موسم شادی رسیده مثل تو آقا کی دیده

خیر شما روی زمین به کل دنـیا رسیده

غلامتم آقا غلامتم

******

تو حرمت هواییم با لطف تو رضاییم

اگه تو عیدی مو بدی ایشاالله کربلاییم

غلامتم آقا غلامتم

******

حریم پاکت وطنم نوکر این خونه منم

تو شب میلاد شما از ته دل داد میزنم

غلامتم آقا غلامتم

******

کعبه ی آمال منی تو شور احوال منی

وقتی میگم رضا رضا حس میکنم تو قلبمی

غلامتم آقا غلامتم

محمد زنجانی

دریافت سبک

****************************

زمزمه

(به سبک قربون کبوترای حرمت)

فدای صحن و سرای با صفات امام رضا

قربون ایوون و گنبد طلات امام رضا

خدا رو شکر میکنم ، که در جوارتم آقا

کنار گنبد با صفا و ، این صحن و سرا

یا رضا ، امام رضا امام رضا امام رضا

******

میدونم همسایه ی بدی بودم برا شما

با همه بدیم ولی بازم میگم رضا رضا

می دونم که رو سیاهم و گنه کارم آقا

اما تو ردم نکن به جانِ مادرت آقا

یا رضا ، امام رضا امام رضا امام رضا

******

شنیدم هر کی قسم بده تو رو جان جواد

حاجتش رو میدی و قلب اونو میکنی شاد

می دونم تو دست رد به سینه ها نمی زنی

آخه تو شاه کرم ، امام رضا ، عشق منی

یا رضا ، امام رضا امام رضا امام رضا

******

آقاجون جان جوادت قسمت میدم تو رو

اومدم به درگهت نگی گنه کاری برو

من یه حاجتی دارم روا بکن امام رضا

من و با این عاشقا راهی بکن به کربلا

یا رضا ، امام رضا امام رضا امام رضا

نوید اطاعتی

دریافت سبک

******************************

زمزمه

 قربون گنبد طلات ، که قلبمو صفا میده

قربون قبر با صفات ، که بوی کربلا میده

حاجتم و پیش شما میارم

بازم هوای کربلا رو دارم

رضاجان رضاجان رضاجان رضاجان

******

کاش که منم کبوتری ، رو گنبد طلا بودم

کاش که منم جارو کش ، این صحن با صفا بودم

ردم نکن بخاطر جوادت

پر میزنم دور حرم بیادت

رضاجان رضاجان رضاجان رضاجان

نوید اطاعتی

 دریافت سبک

*******************************

زمزمه

 امشب منم مهمان تو مهمان نوازی کن رضا

آواره ام بیچاره ام تو چاره سازی کن رضا

امشب نگاهی کن به من من سائل درمانده ام

مهمان کویت گشته ام یا خوانده یا نا خوانده ام

جانم رضا جانم رضا

******

امشب زیارت میکنم صحن و سرایت یا رضا

بوسه زنم امشب به آن با نیت کرب و بلا

قلبم خدایی گشته است امشب هوایی گشته است

با کاروان رفته دلم کرب و بلایی گشته است

جانم رضا جانم رضا

******

شبهای جمعه گفته اند مهدی به تو مهمان بود

من آمدم تا بینمش مهدی مرا جانان بود

از بهر دیدار رخش من بی قراری میکنم

بهر نگاه لطف او لحظه شماری میکنم

جانم رضا جانم رضا

نوید اطاعتی

دریافت سبک

**************************

پر می زنه این قلب عاشقم رو به سوی گنبد طلای تو

هی میخونه با گریه ی شعف یَبنَ علی جونم فدای تو

امام رضا مولا امام ضا

******

کاشکی بشم از خیل نوکرات کاشکی یه روز جونم بشه فدات

کاشکی بشم از لطف مادرت تو حرمت ، خدام زائرات

امام رضا مولا امام ضا

******

هر دلی بی مهرت کوه غمه هر چی بگم از خوبیات کمه

مصرع بعد آوای دلمه سائل تو سلطان عالمه

امام رضا مولا امام ضا

******

نام خوشت ذکر اهل ولا مِس ِ وجود از لطف تو طلا

آخر یه روز با قلب مبتلا از حرمت میریم کرببلا

امام رضا مولا امام ضا

امیر عباسی

دریافت سبک

**********************************

مهرت در فطرت ما ، خورشید رحمت ما ، ای ولی نعمت ما

ای روح و روان من ، السلطان ابالحسن

السلطان ابالحسن

******

نام تو ذکر لبم ، روی تو ماه شبم ، بنگر بی تاب و تبم

ای آرام جان من ، السلطان اباالحسن

السلطان ابالحسن

******

ثامنُ الائمه ای ، تو مولای همه ای ، فرزند فاطمه ای

ای تاب و توان من ، السلطان اباالحسن

السلطان ابالحسن

******

جلوه ات نور هُدی ، کِی هستی ز حق جدا ، مدح تو کار خُدا

برتر از بیان من ، السلطان اباالحسن

السلطان ابالحسن

******

عالم ِ آل عبا ، کن رزق اهل ولا ، عرفه کرببلا

یار مهربان من ، السلطان اباالحسن

السلطان ابالحسن

امیر عباسی

دریافت سبک

**************************

سرود – شور

آبروی سائلا از عنایت سلطانه آرزوی گدا فقط زیارت سلطانه

خوش به حال اونی که شده با حال دعا

معتکف حرم الهی رضا

حاجت او میشه روا از لطف خدا ، یا مولا

ای نور خدا رضا جان مصباح هدی رضا جان

یار ضعفا رضا جان ولی نعمت ما رضا جان

جون ِ ما فدای عشقت…

******

قربون سقا خونه و ایوون طلای تو جون محبینت بشه آقا به فدای تو

خزون ِ دل توی حرمت آقا بهاره

هر کسی که تو رو داره دیگه غم نداره

چشمای ما به شوق نگاهت می باره ، یا مولا

مولای همه رضا جان اقای همه رضا جان

نور ِ آسمون رحمت پسر فاطمه رضا جان

جون ِ ما فدای عشقت…

******

عنایت خاصه ی تو همیشه دعامونه پنجره فولادت آقا مطب ِ دلامونه

آخر یه روز به یاد امام و شهدا

با دعای مادر تو و عطای خدا

راهی میشیم از حرم تو به کرببلا ، یا مولا

خورده به مشام عالم عطر خوش یاس و شبنم

میاد آروم آروم آقا بوی روضه های مُحرّم

جون ِ ما فدای عشقت…

دریافت سبک

امیر عباسی

***********************

سرود

غزل خونن ، همه ی ابرا ، مردم دنیا ، لاله های صحرا

اومد دنیا ، پسر زهرا ، قمر زهرا ، ثمر زهرا

امشب بخون با شادی ، سوره ی قدر و کوثر

عیدی به ما محبّین ، میده موسی ابن جعفر

علی ابن موسی الرضا

******

آره امشب ، زِ رخ زهرا ، گل محبّت زده جوونه

در این مولود ، لبِ فرشته ، به شور و شادی ، مدیحه میخونه

رئوف آل طه ، مولای ما خوش آمد

خورشید هشتم حق ، امام رضا خوش آمد

علی ابن موسی الرضا

******

دلم وقتی ، میشه مکدّر ، میده آقا یک نور مجدد

زمانی که ، میگیره این دل ، میزنه پر سوی شهر مشهد

میرم و از امامم ، نور و عطا می گیرم

پشت پنجره فولاد ، یه کربلا می گیرم

علی ابن موسی الرضا

امیر عباسی

دریافت سبک

**************************

سرود

میلاد ضامن آهو ، ذکرم نام رضاست

عیدی همه مشتاقان ، امشب دست خداست

آمد بضعه ی پیغمبر ، پاره ی جگر حیدر

آیات دگر کوثر ، نور دیده ی تر

عالم آل عبا ، ای رئوف با وفا

یا علی موسی الرضا ، سیدی مولا

یا علی موسی الرضا (3) ، سیدی مولا

******

مجنون رخ زیبایش ، هر قلبی و دلی

نجمه بر روی دستانش ، دارد دسته گلی

ای دُرّ یم زیبایی ، دریایی ز دل آرایی

یاس گلشن زهرایی ، نور چشم نبی

او فروغ انجم است ، او امام هشتم است

او به عالم مقتداست ، سیدی مولا

یا علی موسی الرضا (3) ، سیدی مولا

******

آقا با دل سرشار از ، امّید و کرمت

با پای دل و جان آیم ، به سوی حرمت

از الطاف تو دلشادم ، نمایی ز کرم یادم

پشت پنجره فولادم ، گرم ِ ذکر و دعا

درگهت دارالشفا ، ای عزیز مصطفی

ده به درد ما دوا ، سیدی مولا

یا علی موسی الرضا (3) ، سیدی مولا

دریافت سبک

امیر عباسی

***********************

خبری از طرف خدا اومد یه دفِ

نام بچه ی شما نام شاهِ نجف

کاش بشم گدای پشت دری

مث حور و جنّ و انس و پری

تو نمازت صدقه م رو بده

آخه راه و رسمته حیدری

یاعلی یاعلی موسی الرّضا

موسی الرّضا

نذا من بشم مریض بیا دونمو بریز

آخه آب و دونه از دست تو میشه لذیذ

برا هرکس اگه ذکر لبی

واسه قلب من تو تاب و تبی

کوری ِ چشم همه دشمنا

تکیه گاهه حرم زینبی

یاعلی یاعلی موسی الرّضا

موسی الرّضا

یکی باز میکشه داد که آقا خواستمو داد

آره جنّت الحسین رفتم از باب الجواد

جبرئیل کاشکی از این بارگا

منو برداره بره بی صدا

مثه یاکریمِ دور از لونه

بذاره رو زمین کربلا

سيدآرمان حسيني

دریافت سبک
**************************
سرود ميلاد امام رضا(ع)
کیه که حریمش عین بهشته علی علی موسی الرضا
اسمشو خدا رو دل نوشته علی علی موسی الرضا
کبوترا رو پر می دن عید امام هشتمه
نقاره ها خبر می دن عید امتم هشتمه
میلا حج فقرا شد
شمش الشموش شمش الضحی شد
میلاد مسعود رضا شد
رضا رضا رضاجان
•••
درازه دو دستم در خونت علی علی …..
مثه کاسه های سقا خونت علی…….
یه جرعه آب ازون حرم آب حبات عالمه
تو قبله و سقاخونت چشمه آب زمزمه
کفشداریات برام بهشته
ایوون طلات برام بهشته
صحن و سرات برام بهشته
••••
با بال پرواز راهی طوسم علی علی…..
عکس ضریحت رو من می بوسم علی…..
تو پنجره فولاد تو دست دلم شده دخیل
زیر پای زایر تو افتاد پای جبرییل
مهرتو از خدا مب خوام من
چی بهتر از رضا‌می خوام من
از تو یه کربلا می خوام من

مجيداحدزاده

دريافت سبك
*******************
منم گدای رضا. جانم فدای رضا
عاشق صحن و سراشم
مابین کبوتراشم
خاک پای زایراشم
همش می خونم رضا رضا جانم

بازم هوایی شدم. امام رضایی شدم
آهوی فتاده در دام
هستم درمونده آلام
ضامنم بشو ای آقام
تویی امونم رضا رضا جانم
گدای درگه شما هستم عمری یابن الزهرا
دل به امید لطف تو بستم عمری یابن الزهرا
رضا رضاجانم ۲
••••

بیا بریم شهر طوس. پابوس شمس الشموس
عالم آل پیمبر
فرزند زهرا و حیدر
امشب مثل یک کبوتر
پر بزنیم در حریم سلطان دین
وقت زیارت شده. شب ولادت شده
کوهی از شراره هستم
مشغول نقاره هستم
نایب الزیاره هستم
از طرف پهلوون ام البنین
مجيداحدزاده
دريافت سبك
*********************
دل عاشقت رو ملک خدا کن
زیارت نامه خورشیدو واکن
دستتو باادب بزار رو سینت
یه سلام به علی موسی الرضا کن
میلاد سلطان سلطان سلطان رسیده
برکت ایران ایران ایران رسیده
نفس قرآن قرآن قرآن رسیده
یارضاجان یارضاجان
•••
اگه امشب نوری تو قلبت افتاد
دلتو پر بده صحن گوهرشاد
پارچه های سبز دلت رو بردار
یه گره بزن به پنجره فولاد
دخیلم آقا آقا منو نیگا کن
قبله حاجات حاجاتمو رواکن
زایر شهر کرب و بلا کن
•••
بر همه دلربا ودلبری تو
هم نبی هم زهرا هم حیدری تو
می گن از کنار پنجره فولاد
ما رو تا پبش ارباب می بری تو
چی میشه من رو یک شب کنی تو مهمون
تو مسافرخونه چشمات آقا جون
یه گوشه از صحن تو جسمم شه مدفون

مجيداحدزاده
دريافت سبك

اشعار ولادت حضرت معصومه

اشعار ولادت حضرت معصومه (س) ( به روز شد )

جایی که کوه خضر به زحمت بایستد

شاعر چگونه پیش تو راحت بایستد

نزدیک می‌شوم به تو چیزی نمانده است

قلبم از اشتیاق زیارت بایستد

بانو سلام کاش زمان با همین سلام

در آستانه در ساعت بایستد

و گردش نگاه تو در بین زائران

روی من – این فتاده به لکنت – بایستد

تا فارغ از تمام جهان روح خسته‌ام

در محضر شما دو سه رکعت بایستد

بانو اجازه هست که بار گناه من

در کنج صحن این شب خلوت بایستد؟

در این حرم هزار هزار آیه عذاب

هم وزن با یک آیه رحمت بایستد

باید قنوت حاجت بی‌انتهای ما

زیر رواق‌های کرامت بایستد

شیعه به شوق مرقد زهرا به قم رسید

طاقت نداشت تا به قیامت بایستد

آنکس که جای فاطمه در قم نشسته است

در روز حشر هم به شفاعت بایستد

تو خواهر امام غریبی و این غزل

با بیت‌هاش در صف بیعت بایستد

من واژه واژه عطر تو را پخش می‌کنم

حتی اگر نسیم ز حرکت بایستد

این شعر مست تکیه زده بر ضریح تو

مستی که روی پاش به زحمت بایستد
هادی جانفزا

**************
ری زاده ایم و مزرعه سبز گندمیم

هر صبح با حسین شما در تكلمیم

ما شیعه ولایت مولا، نسب نسب

سلمان پابرهنه ای از نسل چندمیم

گاهی میان خنده خورشید گریه ایم

گاهی میان گریه زهرا تبسمیم

همسایه حریم تو همسایه خداست

پس صد هزار شكر كه همسایه قمیم

آن قدر عاشقان و بزرگان و عالمان

دلداده تواند كه ما بین آن گمیم

ای دست گیر صبح قیامت سرم فدات

هم خانواده هم پدر و مادرم فدات

بالاتر از پریدن پرهاست بام تو

ماها نمی رسیم به شان مقام تو

خم می شود تمامی دنیا برابرت

ای احترام آل عبا احترام تو

باید هزار بار نشست و بلند شد

وقتی كه می رسند بزرگان به نام تو

این شان توست حرمت توست احترام توست

گوید اگر “فداکِ ابوک” امام تو

آباد گشت قلب زمین زیر پای تو

آباد گشت مسجد دین با كلام تو

یعنی تمام هستی دین مال فاطمه است

یعنی تمام ملك زمین مال فاطمه است

تو آمدی كه رحمت دنیای ما شوی

منجی تا قیامت كبرای ما شوی

ما مرده ایم و تو نفست مرده زنده كن

پس واجب است این كه مسیحای ما شوی

تو خانمی و جلوه بالای هر سری

اصلاً عجیب نیست كه آقای ما شوی

تو آمدی كه با بركات نسیمی ات

روزیِ یا امام رضاهای ما شوی

اصلاً قرار بود در ایران زمین ما

چون فاطمه بیایی و زهرای ما شوی

مهمان چند روزه ایران خوش آمدی

همشیره امام خراسان خوش آمدی

شهر تو آشیانه ی امن امام هاست

گلدسته ات مطاف شب و روز انبیاست

بانو!قسم به پنجره های ضریح تو

این آستانه ایست كه باب الرضای ماست

روی در حریم تو زیبا نوشته اند

“این جا حریم دختر پیغمبر خداست

این جا به احترام قدم نه، که از شرف

گیسوی حور و بال ملك فرش زیر پاست

این جا مس تو را به نگاهی طلا كنند

“تا اسم اعظم است چه حاجت به کیمیاست”*

این جا مدینهٔ دگر آل فاطمه است

این جا دل شكسته به دنبال فاطمه است

علی اکبر لطیفیان

**************
خاتون شهر آينه هايي بزرگوار

زهراي شهر يثرب مايي بزرگوار

چشم ملك نديده دمي سايه ي تو را

ناموس بارگاه خدايي بزرگوار

اين قوم را به راه حقيقت كشانده اي

موساي بي عباوعصايي بزرگوار

بر شانه هاي باد،جحاز تو حمل شد

فرمانرواي ملك صبايي بزرگوار

گم كرده ايم كعبه ي حاجات و آمديم

نزد شما كه قبله نمايي بزرگوار

من گريه مي كنم كه نگاهي كني مرا

آري هميشه عقده گشايي بزرگوار

باران رحمت ازلي سهم مان شده

بي شك دليل فيض شمايي بزرگوار

بانوي مهربان كدامين قبيله اي ؟

امشب بگو كه اهل كجايي بزرگوار

خلقت شبيه پير كريم عشيره است

الحق ز نسل شير خدايي بزرگوار

فهميدم از شلوغي صحن و سراي تان

هر لحظه مامن فقرايي بزرگوار

فرقي نمي كند چقدر نذر مي كنند!؟

باب المراد شاه و گدايي بزرگوار

اينجا مريض ها همگي خضر مي شوند

سرچشمه ي حيات و بقايي بزرگوار

از لحن گريه كردن زوار واضح است

در قم،بقيع اهل بكايي بزرگوار

يادت نمي رود چه قراري گذاشتيم؟

محشر دم بهشت بيايي بزرگوار
وحید قاسمی

**************

ازشب میلاد تو اینگونه حاصل می شود

ماه روز اول ذی القعده کامل می شود

بارها سر در میارد از شب میلاد تو

تا که جبرائیل ازخورشید غافل می شود

گوئیا شان نزولش می شود ایران ما

هرچه بر “موسی بن جعفر”سوره نازل می شود

پای او “شاه چراغ “ودستها “عبدالعظیم”

چشم ایران چون که مشهدگشت-قم=دل می شود

خاک مشهد نسخه ی ایرانی کرب وبلاست

حضرت معصومه زینب را معادل می شود

هرچه قابل تر در این مجموعه ناقابل تر است

هرچه ناقابل در این مجموعه قابل می شود

هرکسی از خویش داخل گشت خارج می شود

هرکسی از خویش خارج گشت داخل می شود

هرکسی درشهر عاقل گشت عاشق هم نشد

هرکسی درصحن عاشق گشت عاقل می شود

رتبه ها بر عکس دنیا می دهد اینجا جواب

شاه باترفیع در صحن تو سائل می شود

درحریمت شعر گفتن کار خودرا می کند

“شاطر عباس قمی” هم گاه “دعبل “می شود

اشک وقتی واقعی شد در حرم هم سرگرفت

پس به جای مُهر پیشانی من گل می شود

هرکسی طرز ارادت را به تو توضیح داد

صاحب یک جلد توضیح المسائل می شود

گوشه ای از لطف پنهان تو که معلوم نیست

گوشه ای از لطف معلوم تو”فاضل”می شود

تاچهل شهرمجاور وسعت اکرام توست

پس من ِهمسایه ات رانیز شامل می شود

مشکلات سختم آسان شد ولی کاری بکن

دل بریدن از تو دارد باز مشکل می شود

مهدی رحیمی

**************
دلم سه شنبه شبي باز راهي قم شد

كنار درب حرم، بين زائران گم شد

نگاه چشم ترم تا به گنبدت افتاد

دوباره شيفته ي رنگ زرد گندم شد

به ياد مشهد و باب الجواد افتادم

سرود عاشقي ام، يا «امام هشتم» شد

به محض بردن نام امام آينه ها

لبان آينه هايت پرازتبسم شد

به استحاله كشاندي مرا به لبخندي

دوچشم مملو اشكم، دوخمره ي خم شد

سلام برتو و بر خاندان اطهارت

سرم به زير قدوم تمام زوارت

ازآب شورحرم، شوق وشور مي گيرم

وضو براي تشرف به طور مي گيرم

ستاره ام، كه دراين آسمان ظلماني

ازآفتاب حضور تو نور مي گيرم

چقدرزائرعاشق! شبيه كودكي ام

ضريح مرقدتان را به زور مي گيرم

چه افتخارعظيمي است، بودنت اينجا

عجيب نيست كه حس غرور مي گيرم

براي رد شدنم ازپل صراط جزا

زدست لطف تو برگ عبور مي گيرم

سلام برتو وبر خاندان اطهارت

سرم به زير قدوم تمام زوارت

نسيم مرقدتان عطر كوچه باغ بهشت

برد ز خاطره ها غصه ي فراق بهشت

رواق هاي حريمت، بهشت نوروبلور

بلند گنبد نورانيت،چراغ بهشت

مدام روز قيامت پي تو مي گردم

نمي روم به جهنم؛ ويا سراغ بهشت

شكسته باد دوپايم، اگر كه روز حساب

بدون تو بگذارم قدم به باغ بهشت

منم؛ مديحه سرايي كه آرزو دارم

جوارباغ توباشم، شده كلاغ بهشت؟!

سلام برتو وبر خاندان اطهارت

سرم به زير قدوم تمام زوارت

وحید قاسمی
**************
ما اهل تمنــّای عروجیم و به اوجیم

دریای شما بوده که دلداده ی موجیم

عمریست ملقــّب به غلامیِّ نگاریم

ما شیفته ی گفتن از این ایل و تباریم

همسایه ی دیوار به دیوار حریمم

جیره خور هر روزه ی احسان کریمم

از گنبد تو می شنوم سوره ی کوثر

آید به مشام دل و جانم بوی مادر

دلها همه در فصل مناجات و نیاز است

دستم به هوای کرمت باز دراز است

لبخند لب حضرت خورشید ببینید

آرام دل رهبر توحید ببینید

این فاطمه ی موسیِّ جعفر گل زهراست

معصومه ی زینب صفت گلشن طاهاست

روزی خور احسان کریمه دو جهانند

زُوّار حرم ساکن قطعیِّ جــَنانند

در مدح قم او قلم عشق نوشتهَ ست

اینجا سه در از هشت در باغ بهشت است

در مرتبت و علم رسیده به کجاها؟!

فرموده امامش که فِداها وُ أبوها

ای جلوه ای از جمعه ی جاری شدن رب

در صورت تو سیرت زهراست مرتــّب

تو عالمه و فاضله و هانیّه هستی

در فکر رضا هر نفس و ثانیّه هستی

مهتاب شب غربت شمس حُــججی تو

راه دل ما سوی دعای فرجی تو

در صحن و سرای کرم آرام گرفتم

از کوثر الطاف حرم جام گرفتم

با نوکریّت شهره ی شهری شده ام من

با عشق رضا تا به حرم آمده ام من

دلتنگ خراسانم و شبهای گوهرشاد

بنداز دلم را گره بر پنجره فولاد

اینبار اگر پنجره فولاد بگیرم

می خواهم از الله سر ِ راه بمیرم

یا رب نظری کن شوم از جمع شهیدان

با دیدن دلدار سفر کرده دهم جان

جز حب ُّو ولایت به خدا توشه ندارم

ای کاش شود گوشه ی شش گوشه مزارم

حسین ایمانی
**************
صاعقه آسا به خدا می رسیم

به شرح کوثر و کساء می رسیم

همدم خورشید نفس می زنیم

با تو به مشهدالرّضا می رسیم

بی بی ِّ آسمانیِّ شهر قم

با تو به جمع شهدا می رسیم

کریمه ی آل عطا و سخا

کرم کنی به کربلا می رسیم

با تو که باشیم خدایی شدیم

از این حرم به همه جا می رسیم

عالمه ی آل علی پیش تو

به فاطمه به مرتضی می رسیم

صورتی از مادر مکتب تویی

آئینه ی حضرت زینب تویی

بانوی افلاکیِّ ایران ما

مونس سلطان خراسان ما

ملیکه ی سوّم دربار عشق

مرهم زخم دل سوزان ما

خاک تو خاک مادر آفتاب

کوی تو آرام دل و جان ما

سفره ی لطف تو که وا می شود

می رسد از خوان خدا نان ما

نان و نمک خورده ی این سفره ایم

با نظرت پر شده دستان ما

گمشده را در حرمت یافتیم

تشکــّـر از تو کرده باران ما

رو به تو با اشک غم و زمزمه

صدا زدم سلام بر فاطمه

شفیعه ی لحظه ی تنهائیــّم

ذکر تو ضرب قلب شیدائیــّم

دختر هفتمین امام منی

خواهر رویای تماشائیــّم

بوی مدینه از قمت می رسد

در حرم امن تو زهرائیــّم

نفس نفس دم از شما می زنم

با تو دمی ناب و مسیحائیــّم

اگر چه آلوده و نالایقم

اهل بهشتم اگر اینجائیــّم

من از تبار عترت و کتابم

علی علی نغمه ی لالائیــّم

از قم تو خیره به جمکرانم

چشم انتظار صاحب الزّمانم

خواهر پادشاه مشرق زمین

یاور هشتمین چراغ یقین

دختر قبله گاه حاجات ما

عمّه ی روح جود و تقوا و دین

تو مونس غریبی امّا غروب

خیمه و دامنت نشد آتشین

سر نگار تو به نیزه نرفت

همسفرت نبوده شمر لعین

حلقه ای از مَحارمت دور تو

حسرت زینب یل ِ امُّ البنین

کسی نخندیده به اشک تو شکر

نخورده لعل دلبرت چوب کین

به یاد عمّه زینبت مضطری

منتظر ِ منـتـقـم دلبـــــری

حسین ایمانی
**************
آنشب زمين هواي بهشتي دوباره داشت

آغوش آسمان به بغل ماهپاره داشت

چشمان ابر روي زمين را گرفته بود

هر قطره با خودش سبدي پرستاره داشت

دست ملک قصیده ای از نور می نوشت

واژه به واژه حرف غزل استعاره داشت

باز عطر سيب و بوي بهار و شميم ياس

بر بارش دوباره كوثر اشاره داشت

اين بار حق به دامن موسي عطا نمود

آن كوثري كه بال ملك گاهواره داشت

اين سيب سرخ سيب بهشت پيمبر است

اين دختر يگانه موسي بن جعفر است

مثل بهار بود هواي رسيدنت

باران چكيد از رد پاي رسيدنت

در پشت درب خانه تان جمع ميشوند

خيل فرشتگان كه براي رسيدنت_

-آماده اند از طرف ذات كردگار

خود را فدا كنند فداي رسيدنت

خاك بهشت بهر قدمگاه تو كم است

آغوش نجمه بود سراي رسيدنت

قلب برادرت ز تب شوق آب شد

در التهاب ثانيه هاي رسيدنت

در چشم خویش ذوق خدا را نگاه کن

گلخنده امام رضا را نگاه کن

از آن زمان كه خواهر سلطان ما شدي

بانو ، شما مليكة ايران ما شدي

از آسمان وجود تو بر ما نزول كرد

تا كوثر دوباره قرآن ما شدي

منت گذاشت بر سر ما ناز مقدمت

وقتي كه آمدي تو و مهمان ما شدي

با هر قدم به سينه ما جا گرفته اي

يعني تو صاحب دل ما جان ما شدي

باني خير و بركت اين خطه گشته اي

وقتي نسيم سبز بيابان ما شدي

يعني فقط نه جزء محبان حيدريم

«از شيعيان كشور موسي بن جعفريم»

وقتي تويي كه آينه ذات كوثري

زيبد به خادمان حريمت پيمبري

عصمت به پاي عصمت تو سجده مي كند

معصومه اي و عصمت كبراي ديگري

اي زينبي كه عالمه بي معلمي

زين رو كني به شهر خودت علم پروري

ما هرچقدر شعر و غزل نذرتان كنيم

تو بازهم از آنچه كه گفتيم برتري

بي تو كميت محشريان لنگ مي شود

يك وقت اگر كه روي به محشر نياوري

زهرا شدی و شمس فروزان شیعه ای

زهرا شدی و روز قیامت شفیعه ای

خود ظلمتیم ، اگرچه سپیدیم با شما

یأسیم اگر ، سراسر امیدیم با شما

مست اجابتند دعاها کنارتان

ما حاجت نداده ندیدیم با شما

وقتی حدیث ها تو را حرف می زنند

جز وصف فاطمه نشنیدیم با شما

در قاب عکس خالی آن قبر گمشده

تصویری از بهشت کشیدیم با شما

پس آمدیم و زائر آن بی نشان شدیم

یعنی که تا مدینه رسیدیم باشما

امشب كه عشق مي پرد از كنج سينه ام

در محضر تو زائر شهر مدينه ام

محمد علی بیابانی
**************
سفره دار قديمي دنيا

اي كريم شفيعه ي فردا

گنبدت را نگاه مي كرم

خوش به حال پر كبوترها

پيش تو بي اراده مي گويم

السلام عليك يا زهرا

طعم سوهان شهر تو برده است

تلخي كام روزه دار مرا

كار خورشيد مي كند آري

ذره اي را كه مي بري بالا

با همين شور و حال و تاب و تبم

راهي جاده ي سه شنبه شبم

سجده ها و قيام هاي مني

هدف احترام هاي مني

السلام عليك يا بانو

تو عليك السلام هاي مني

زينب دومي و بعد رضا

عمه جان امام هاي مني

لحظه هاي خوش حرم رفتن

استواري گام هاي مني

در دلم با تو درد و دل كردم

يكي از هم كلام هاي مني

انعكاس جمالي زهرا

حضرت زينب امام رضا

مسعود اصلانی

**************
وقتي دلم کنار ضريح تو جا گرفت
نوري ز فيض کوثر بي انتها گرفت

يادم نمي رود که ز الطاف مرقدت
هر بار قلب مردة من هم شفا گرفت

شد پاي بوس خاک در آستانه ات
تا از کرامت حرم تو صفا گرفت

از لحظه اي که وارد شهر شما شدم
فهميده ام نگاه رئوفت مرا گرفت

وقتي به صحن آينه ات آمدم دلم
رنگي به روشنايي آئينه ها گرفت

دل آشيان گرفته در ايوان آينه
گل داده است غنچة‌ گلدان آينه

از مرقدت شميم مناجات مي رسد
بر مقدمت توسلِ حاجات مي رسد

وقتي كه خاكبوس حريم تو مي شوم
دستم به چشمه هاي كرامات مي رسد

ديگر چه احتياج به مهتاب و آفتاب
تا نور گنبدت به سماوات مي رسد

با بال هر فرشته که گرم طواف توست
امواج بي کران تحيّات مي رسد

هر دم از آسمان ضريح مطهرت
عطر مزار مادر سادات مي رسد

در بين صحن حضرت صاحب زمان بگو
يک عصر جمعه وقت ملاقات مي رسد؟

بانوي مهربان جهان اشفعي لنا
اي عمة امام زمان اشفعي لنا

دستت كريم و سفرة خيرت كثير تر
هرگز نديده ايم ز تو دستگير تر

نائل به فيض كسب مقامات مي شود
در محضر تو هر كه شود سر به زير تر

مي گفت شاعري كه بهشت است مرقدت
نه نه ، بهشت نه ! به خدا بي نظير تر

گل پوش مي شود حرم آسماني ات
با فرشي از دو بال ملائك حرير تر

با مقدم تو باغ بهار است هر كجا
حتي هزار مرتبه از قم كوير تر

نقش بهار ، در حرمت بسته مي شود
گل ، مات گلعذاري گلدسته مي شود

از نسل كوثري، كه شد اين شوره زار ها
از بركت حضور شما چشمه سار ها

در ساية تو جلوة خورشيد پا گرفت
اين انقلاب از تو و اين افتخار ها

صبحي اگر دميده ، ز نور نگاه توست
رونق نداشت بي تو در اينجا ، بهار ها

از بس سبد سبد گل ايمان چكيده است
از آسمان لطف تو بر كوچه سار ها

بر سفرة کرامت و فضلت نشسته اند
همواره زائران تو و همجوار ها

اين سايه را تو بر سر من مستدام كن
با جلوه هاي معرفتت آشنام كن

آسيه آمده به ديارت ز سمت نيل
يا مي رسد ز عرش خدا همسر خليل

از شرق و غرب عالم امكان رسيده اند
امشب به خاک بوسيتان بانوان ايل

يعني عجيب نيست اگر جا گرفته اند
حتي فرشته هاي مقرب چو جبرئيل

با اشکهام آرزويي موج مي زند
بانو اگر ضريح تو را بسته ام دخيل

چشم اميد ما همه بر دستهاي توست
فردا كه مي رسد همه جا بانگ الرحيل

آسوده خاطران هياهوي محشريم
تا زائران دختر موسي بن جعفريم

امروز اگر برات شفاعت به دست توست
فردا ولي شفاعت جنت به دست توست

فرموده اند مريم آل پيمبري
معصومه اي و چادر عصمت به دست توست

تفسير « يطعمون علي حبه » تويي
وقتي که سفره هاي كرامت به دست توست

هر شب دخيل پنجره هايت ، هزار دل
آخر كليد هاي اجابت به دست توست

پر مي زند به سينة من شوق كربلا !
بانوي من جواز زيارت به دست توست

كي مي شود كه بال و پرم را تو وا كني
دل را دوباره زائر كرب و بلا كني

یوسف رحیمی

**************
آئينه توحيد به قم مي آيد

يا خواهر خورشيد به قم مي آيد

نذر نفحات فاطمي اش صلوات

با آمدنش عيد به قم مي آيد

***

هم زمزمه‌ي سبز بهاران با تو

هم روح بلند چشمه ساران با تو

از راه رسيدي و کويري تشنه

جنت شده، اي حضرت باران با تو

***

تا خاک مرا سرشت، يا معصومه

روي دل من نوشت: يا معصومه

يک پنجره پرواز مرا خواهد برد

از صحن تو تا بهشت، يا معصومه

***

یوسف رحیمی
**************
آمدي و بهشت را با خود

به دل اين کوير آوردي

کوثرانه قدم زدي در شهر

خيرهاي کثير آوردي

***

آمدي و مشام هر کوچه

پر شده از شميم احساست

يادگاري مادرت زهراست

عطر نام تو، نفحه‌ي ياست

***

به لب مردمان غمديده

با حضورت تبسم آوردي

آمدي با فرشتگان از راه

آسمان را سوی قم آوردي

***

با تو بوي بهشت پيچيده

دم به دم در فضاي بيت النور

آسمان آمده به پابوسي

آمده تا حرای بيت النور

***

حرف رفتن که مي‌زني ناگاه

دل قم کوچه کوچه مي‌گيرد

يا کريمي که دل به تو بسته

از فراق تو آه مي‌ميرد

***

خاطر آسماني ات انگار

گاه گاهي غبار غم دارد

بغض هاي شکسته‌ي ناگاه

چشم هايي که دم به دم دارد …

***

شعله‌ي آه و … قلب بي تابت

در تب اشتياق مي‌سوزد

باز هم قصه‌ي جدايي ها

جگرت از فراق مي‌سوزد

***

چشم هايت دو چشمه کوثر شد

ياد داري وداع آخر را

دل خواهر چگونه تاب آورد

حسرت ديدن برادر را

***

زينب حضرت رضايي و

چشمهايي پر از شفق داري

ديدن غربت «ولي» سخت است

بانوي بي قرار حق داري

***

آمدي از مدينه تا ايران

برساني چنين پيامت را

که تحمل نمي تواني کرد

لحظه اي غربت امامت را

***

سيره‌ي ناب فاطمي اين است

راه را بر همه نشان دادي

تو شهيد ولايتي بانو

در هواي امام جان دادي

***

سيره‌ي ناب فاطمي اين است

مادرت پا به پاي مولايش…

محسنش جاي خود، خود مادر

پشت در شد فداي مولايش

***

بين کوچه کبود شد بازو

ولي اسباب رو سپيدي شد

آه دست شکسته‌ي مادر

باني نهضت رشيدي شد

***

سيره‌ي ناب فاطمي يعني

در شريعه رشادت عباس

تشنه لب از فرات برگشتن

دست و مشک و … قیامت عباس

***

دست هايش قلم شدند آن روز

تا حديث حماسه بنويسد

همه‌ي شعر را اگر شاعر

در دو مصرع خلاصه بنويسد:

***

هر کسي شد فداي مولايش

نام او در جهان علم گردد

مرقدش در تمامي عالم

قبله و کعبه و حرم گردد

یوسف رحیمی

**************
ما را براى گدايش شدن آفريدند
قمرى آب و هوايش شدن آفريدند

او را براى طواف و براى عروج و
ما را براى برايش شدن آفريدند

اين خانم با كرم، محترم را براى
وقف امام رضايش شدن آفريدند

اصلاً تمامى ايران زمين را براى
ملك خصوصى پايش شدن آفريدند

هر چند نانى نداريم گندم كه داريم
گيرم مدينه نرفتيم ما قم كه داريم

زهرا حضورش نيازى به مردم ندارد
اصلاً ظهورش مدينه و يا قم ندارد

بالى كه اين آسمان را ندارد چه دارد؟
آن كس كه اين آستان را ندارد چه دارد؟

من حاجتم را به دست مسيحا ندادم
بال و پرم را به اين آسمانها ندادم

قمرى‏ام و در كرمخانه لانه گرفتم
من حاجتم را از اين آستانه گرفتم

عصمت تبارى كه همسايه‏اش را نديده
همسايه‏اش نيز هم، سايه‏اش را نديده

بانوى بالا مكانى كه ما فوق نور است
خورشيد هفت آسمانى كه ما فوق نور است

جبريل حتى حريف كمالش نمى‏شد
آئينه هم روبرو با جمالش نمى‏شد

پروازها با قنوتش به بالا رسيدند
اعجازها با نگاهش به اينجا رسيدند

غير از خدايا خدايا صدايى ندارد
روى زمين غير محراب جايى ندارد

سجاده‏اش با مناجات كردن گره خورد
گهگاه با نور خيرات كردن گره خورد

در بارگاه جلالى، تعبّد،تعبّد
در آستان كمالى، تهجّد، تهجّد

امروز باران‏ترينِ عنايت به دستش
فردا فراوان‏ترينِ شفاعت به دستش

با لطف بسيار دست بگيرى كه دارد
چه خوب تا مى‏كند با فقيرى كه دارد

خورشيد شبهاى تنهاى محتاجى ماست
يا رحمة اللَّه فرداى محتاجى ماست

بالا پريدند پرهاى ما با نگاهش
چه سر به زيرند سرهاى ما با نگاهش

از يك طرف دختر مرد مشكل گشاهاست
از يك طرف خواهر آبروى گداهاست

او حلقه‏ى اتصال رضا با جواد است
باب الحوائج ترينى كه باب المراد است

وقتى كه مى‏خواست از خانه‏اش در بيايد
يعنى به سمت حريم پيمبر بيايد

دور و برش از برادر برادر قرق بود
راه از پسرهاى موسى بن جعفر قرق بود

دست پسرهاى موسى بن جعفر نقابش
پاى پسرهاى موسى بن جعفر ركابش

تا چادرش خاكى از ردّ پايى نگيرد
تا معجر با حجابش به جايى نگيرد

او آمد و مايه‏ى افتخار همه شد
دست گل مريمى بهار همه شد

گيرم نبوديم اما سلامش كه كرديم

گيرم نديديم ما احترامش كه كرديم

ما سربلنديم از اين كه گلابش نكرديم
با ازدحام سر كوچه آبش نكرديم

او آمد و طرز خواهر شدن را نوشت و…
قربان قبل از برادر شدن را نوشت و…

چه خوب شد كه مسيرش به مقتل نيفتاد
چه خوبتر بارها از روى تل نيفتاد

گودالى از كشمكش‏هاى لشگر نديد و…
اى واى بالاى سر نيزه‏ها سر نديد و…

اى واى از آن خواهرى كه برادر ندارد
بوسه زند بر گلويش اگر سر ندارد

علی اکبر لطیفیان
**************
نشسته ام بنویسم حرم، حرم، بانو

چه خوب شد که دوباره کبوترم، بانو

نشسته ام بنویسم مرا به فم ببری

دو هفته ای شده اصلا نمی­پرم، بانو

نشسته ام بنویسم مرا رها نکنی

که بی تو راه به جایی نمی­برم، بانو

مسیح نیز مریض مرا علاج نکرد

ولی به لطف تو امروز بهترم، بانو

امام زاده­ی موسی بن جعفری، خانم

غلام­زاده­ی موسی بن جعفرم، بانو

سلام بانوی خیرات، بانوی برکات

هزار بار بر این خیر مقدمت صلوات

به شرط آنکه فدایت شوند سر دادند

به شرط آنکه برایت شوند، پَر دادند

شفیعه­ی همه، مدیون چادرت هستیم

به لطف توست به ما سایه ای اگر دادند

تمام حاجت خود را نوشتم و بعدا

حساب کردم و دیدم که بیشتر دادند

قدم گذاشتی و یک نفس زدی و سپس

به علم حوزه­ی علمیه ها اثر دادند

چهار امام کمال تو را بیان کردند

چهار امام جلال تو را خبر دادند

چهار امام نوشتند احترام تو را

شکوه نام تو را ،جلوه ی مقام تو را

بلند عرش خدا هم ردیف شانه­ی تو

بهشت باغچه ای در حیاط خانه­ی تو

قدم به سمت مدینه زدم نفهمیدم

چطور شد که رسیدم به آستانه­ی تو

من و تو هر دو به دنبال یک هدف هستیم

تویی روانه­ی مشهد منم روانه­ی تو

حریمت آینه، ایوانت آینه، آری

چقدر آینه در آینه است خانه ی تو

شبیه فاطمه، همسایه آبرویش را

گرفت شب به شب از گریه­ی شبانه­ی تو

بخوان نماز شبت را که استفاده کنیم

و پخش کن رطبت را که استفاده کنیم

کریمه! سفره­ی نان را بدست تو دادند

همیشه روزی مان را بدست تو دادند

چگونه دل نگران قیامتم باشم

دل منِ نگران را بدست تو دادند

کلید قفل حرم را بدست ما دادند

کلید قفل جنان را بدست تو دادند

قلمروی تو خلاصه نمی­شود در قم

همه زمین و زمان را به دست تو دادند

نجات مردم قم دست “میرزای قمی” است

نجات هر دو جهان را بدست تو دادند

نگاه ما همه بر آفتاب محشر توست

دخیل ما همه بر رشته ی معجر توست

نکرده است کسی غیر حق تماشایت

ز بس که خالق تو آفریده بالایت

تو ازدواج نکردی به خاطر اینکه

نبود هیچ کسی هم طراز و همتایت

کنار جلوه­ی تو می­شود خدا را دید

تو کوه طوری و بابای توست موسایت

تمام مردم دنیا به پات می­میرند

فقط همینکه بگوید: فدات بابایت

تویی که این همه باشد عطای امروزت

خودت بگو که چقدر است عطای فردایت

یگانه دختر موسی بگیر دست مرا

شفیع جنت کبری بگیر دست مرا

تو آن همیشه کرم، من همیشه نوکر تو

مرا بزرگ نوشته است ذره پرور تو

کنیز بود اگر مادرت، کنیز تو بود

هزار حضرت مریم کنیز مادر تو

تو آنقدر عظمت داشتی که از مادر

فقط امام رضا می­شود برادر تو

و از میان پسرهای موسی حعفر

فقط امام رضا بود سایه­ی سر تو

خدا کند که نگیرد به چوبِ ناقه سرت

خدا کند که نگیرد به سنگ معجر تو

خدا کند که اینجا پرت به در نخورد

شبیه مادر زینب، سرت به در نخورد

علی اکبر لطیفیان
**************
سائل لطف نوشتند بني آدم را

سر ِ اين سفره نشاندند همه عالم را

صبح فردا عجبي نيست اگر بنشانند

يك طرف آسيه و يك طرفت مريم را

حس ِ معراج نشينيِ من اين است فقط

گوشه اي از حرمت پهن كنم بالم را

در ضريحت شرف آدميت ريخته اند

پس محال است كه آدم نكند آدم را

همه بالفعل مسيح اند اگر پخش كنند

نفس ِ دختر موسايِ مسيحا دم را

مثل يك عرش براي تو حرم ساخته اند

كاش ميشد حرم حضرت زهرا هم را

با گدايي حرم فخر به دنيا داريم

هرچه داريم از اين دختر موسي داريم

قصد كردي بكِشي و بكِشاني همه را

تا به معراج ِ بلندت برساني همه را

ريشه هاي دلِ ما رشته اي از چادر توست

چادرت را بتكان تا بتكاني همه را

به خدا ذره اي از خانمي ات كم نشود

چه براني همه را و چه بخواني همه را

تربت پاي تو بودن چه به ما مي آيد

پس چه بهتر سر راهت بنشاني همه را

يك دو قرباني ما نيست برازنده ي تو

وقت آن است بيايي بستاني همه را

بشكند گر سر عشاق فداي سر تو

همه ي ما به فداي نخي از معجر تو

ما گداييم همه وقت نظر داشتنت

خاك پاييم همه وقت گذر داشتنت

آمدي مردم ايران به نوايي برسند

ورنه جز اينكه بهانه ست سفر داشتنت

علم شد تربت سجاده ي بيت النّورت

حوزه ي علميه شد لطف سحر داشتنت

يك نفس در جگرت سوخت و شد روح الله

بركت داشت چقدر ، آهِ جگر داشتنت

فتنه اي آمد و چون فاطمه جمعش كردي

اي به قربان تو و سينه سپر داشتنت

در طريقت نفس از پا كه بيفتد خوب است

سير معراج به اينجا كه بيفتد خوب است

گاه بابا سخنش را به تو تنها ميگفت

چون نبي گرچه علي داشت به زهرا ميگفت

جايگاه تو چنان در نظرش بالا بود

جاي آن داشت به تو اُمِّ ابيها ميگفت

دست خطِ تو كه ميديد فقط مي بوسيد

تا كه يادِ تو مي افتاد “فداها” ميگفت

خبر از عصمت بي چون و چرايت ميداد

هر امامي كه مقامات شما را ميگفت

عمه ي كرب و بلا در تو تجلي كرده

بايد اين آينه را زينب كبري ميگفت

بر روي چشم همه جاي شما محفوظ است

احترام تو در اين شهر خدا محفوظ است

مطمئن باش در اين شهر پريشان نشوي

بي برادر نشوي پاره گريبان نشوي

مطمئن باش كسي سنگ نمي اندازد

از عبورت ز سر كوچه پشيمان نشوي

محملت بر روي چشم همگان جا دارد

به خدا مورد آزار مغيلان نشوي

آن قدر پوشيه و حله سرت ميريزند

زير يك معجر پاره شده پنهان نشوي

زيور آلات تورا مردم اينجا نبرند

وسط خيمه ي آتش زده حيران نشوي

محملت شعله ور از واژه ي غارت نشود

حَرمت بسته به زنجير اسارت نشود

علی اکبر لطیفیان
**************
ای خاک پاک ملک ری حریمت

قم قطعه ای از جنت نعیمت

هرکس که این منظومه را شناسد

اخت الرضا معصومه را شناسد

غم را جدا از بخت شیعه کردی

قم را تو پایتخت شیعه کردی

درگاه تو جنات عالمین است

شهرت سه باب از جنت الحسین است

آنانکه تاریخ تو را بدانند

ام ترا ام البنین بخوانند

وقتی گل زهراییت سرشتند

میلاد نوری ترا نوشتند

چون در ازل دل از همه گرفتی

زینت به نام فاطمه گرفتی

تو بانی احیای کربلایی

تو زینب از نوع گل رضایی

مهری و مهتاب امام هفتم

ماهی و همزاد امام هشتم

در منزلت کفو برادری تو

در عصمتت با او برابری تو

میلاد تو از مرتضا بگوید

اخبار میلادت رضا بگوید

اصلاب پاکی حامل تو بودند

ارحام نوری قابل توبودند

ای بهترین یاور برای رهبر

از کودکی آشفته برادر

چون مادرت شد آن کنیز لایق

شد نو عروسکاشف الحقایق

در خواب او می رفت بهر یاری

پیغمبر اکرم به خواستگاری

چون نور پیغمبر در او درخشید

نور تو و نور رضا در او دید

نورت چو از آن حجره سربرآورد

از شادمانی نجمه پر درآورد

از بس تحیت آمدت زبالا

شد خانه نجمه چو عرش اعلا

ای خواهر مولای با عطوفه

او شد رئوف و تو شدی رئوفه

پرورده ی همد ولایتی تو

پوئیده ی راه هدایتی تو

دامانپر مهرت پدر سرایت

فرمود بابایت : (پدر فدایت)

از بسکه خوش فکر و اراده بودی

کانون فضل خانواده بودی

از نامهای پاکت ای نقیه

مرضیه و صدیقه و رضیه

بنت الامام از نامهای نابت

شیعه کند اخت الرضا خطابت

ای عالمه علمیه پروری تو

آیینه موسی بن جعفری تو

ای حوزه علمیه از تو بنیاد

وی گلشن فسضسه از تو آباد

هستی حدیث عشق را تو راوی

نوآوری کردی تو در فتاوی

در هجرتت چون خون عاشقان ریخت

علم وعمل از نو به هم در آمیخت

روح پیام قاطعیت از توست

مهر مقام مرجعیت از توست

ای اسوه ما مرجعیت تو

وی الگوی شیعه شهادت تو

باب شهادت از تو باز مانده

اینگونه محراب ونماز مانده

مرجع کسی که راه تو بپوید

وز آستان درگهت بروید

هر مرجعی ، تقلید کردنی نیست

هر مدعی نامش که بردنی نیست

مرجع که از بیگانگان بگوید

اخبار چون دیوانگان بگوید

مرجع تمام نیتش حسینی است

راهش ز راه نهضت خمینی است

مرجع که با دشمن ولی نگردد

ضد تولای علی نگردد

ای رفته راه منطق امامت

با آن برادرهای با کرامت

تو کاخ ظالم را خراب کردی

مانند زینب انقلاب کردی

گرچه تو دیدی هجمه ی حرامی

اما ندیدی ازدحام شامی

بالا تل زینبیه هیهات

دیدی امام خویش در مناجات؟

در پیش چشمت کی سری بریدند

کی معجری را از سری کشیدند

راه تو زینب طریقه ماست

جان دادن در خون سلیقه ماست

محمود ژولیده
**************
امشب از آسمـان، مه انـور رسیده است
آئینـــه ای ز نـور پیمبــــر رسیده است
این جلوه و جلال کدامیـن ستـاره است
کزآسمــان به جلـوۀ دیگـر رسیده است
کـم کـم طلـوع صبـح وفـا دیـدنی بود
گوئی شب فـراق بـه آخــر رسیده است
از مشـرق مـدینــه پی عـرض احتـرام
مهـر فلک بـه دامـن پـرُ زر رسیده است
وقتی طنیـن بـال مـلائـک بلنــد شـد
آمـد خبـرکـه جلـــوۀ داور رسیده است
یک گل به نام حضرت معصومـه از خـدا
امشب بـرای مـوسی جعفر رسیده است
هفت آسمـان نظـاره گـر او بـود کـه او
با شوکت و جـلالت و بـا فـَر رسیده است
آئینـه دار زُهــرۀ زهــرا رسیــد و بـاز
گفتنــد نـور زُهــرۀ ازهــر رسیده است
این است بـانـوئی که مقــام رفیـع او
تا طاق عـرش خـالق اکبــر رسیده است
این است گوهری که ز دریای علم و دین
بـر ســاحل حقیـقتِ بــاور رسیده است
این است آن کریمه که از جـود و مکرمت
فیضش به ناتوان و تـوانگـر رسیده است
این است آن شفیعه که از قـدر و منزلت
آوازه اش به عـرصۀ محشر رسیده است
کـم گفتـه ام اگـر کـه بگــویم برای او
همچون مقـام ساره و هاجر رسیده است
هـرچه رسیده است بر آن حضرت از خدا
از قـدر روزگــار فــزون تـر رسیده است
از داستـــان غُـربـت درد آشنـــای او
خوناب سینــه بـر مـژۀ تـر رسیده است
کی نـا امیـد می رود از درگهش بــرون
هرکس که با امیـد به این در رسیده است
بـر زائـربهشتی کــویش نــدا دهنــد
لب تشنه ای به چشمۀ کوثر رسیده است
بـا التفــات اوست«وفــائی»اگــر تـو را
از کـــردگــار رزق مقــدّر رسیده است

استاد سید هاشم وفایی

**************
بانوی واجب السلام ، سلام
بر تو در اوج احترام ، سلام
ای کریمه سلام بر کرَمَت
همه دلهاست راهیِ حرمت
ای حریمت بهشت هر دو جهان
حرم اهل بیت در ایران
زائرانت مسافر توحید
چاکرانت مراجع تقلید
ای مطاف تو ملجأ شهدا
تربت پاک تو حریم خدا
مظهر رحمت خدایی تو
کوثر آل مصطفایی تو
پدرت هست موسی جعفر
نَسَبت منتهی به پیغمبر
ای به روحت جلالتِ زهرا
وی به دوشت رسالت زهرا
فاطمیات بر تو می نازند
جان به شکرانۀ تو می بازند
صابره ، عابده ، کریمه تویی
فاطمه ، فاضله ، شفیعه تویی
من چه گویم ز تو کرامت را
دیده در تو امام ، عصمت را
از تو باید شناخت زهرا را
با تو باید نگاشت اسما را
آنچه که موجب قیامت بود
نصرتِ عترت و امامت بود
مثل تو حامی ولایت کیست
مثل تو پرچم هدایت کیست
بندگی را تو از که آموزی
که بما بندگی میاموزی
این تویی عبد زینب کبری
بانوی بانوان دو دنیا
تا که نام تو می رود بر لب
به نظر می رسد فقط زینب
فطرتم می شناسدَت بانو
دل من می سپاسدَت بانو
در ثنای شجاعتت این بس
که ندارد دلِ ترا هر کس
همچو زینب مهاجرت کردی
دین حق را مراقبت کردی
هجرتت بسکه آسمانی شد
نهضتت نهضتی جهانی شد
این تویی که عزیز و خوشنامی
مادر انقلاب اسلامی
دید جبریل هر طرف را جُست
که فقط مرکز زمین قُمِ تست
پیش گوییِ حضرت صادق
کرده ما را به حب تو لایق
به تو ایل و تبار می نازد
صاحبِ ذوالفقار می نازد
دختر بوتراب یعنی تو
مادر آفتاب یعنی تو
هرکه اهل اطاعت تو شود
بهره مند از شفاعت تو شود
ای کنیز خدا ، قسم بخدا
به غلامی قبول کن ما را
وصف تو ای محدّثه این است
که حدیثِ از تو هدیۀ دین است
دین اسلام از تو جاری ماند
که غدیر از تو یادگاری ماند
نیست در حال و روز اُمّت قم
سخن از بی وفاییِ مردم
اهل ایران چه خوب حُرمت داشت
قَدرَت ای بانوی ولایت داشت
آه از سرگذشت زینب و آل
کوفه با سنگ آمد استقبال
روی نیزه کجا برابرِ تو
سنگ بود و سرِ برادر تو
دست و چشمی به معجر تو نخورد
پنجۀ کس به چادر تو نخورد

محمود ژولیده
**************
هدایت می‌وزد از مکتب توحید چشمانت
خدا را شکر بانو ٬ گشته ام امشب مسلمانت
بشارت می‌رسد بر من ٬ طلوعی می‌کند روشن
سحر از مشرق آیینه‌ها ٬ خورشید چشمانت
ترنم می‌کنم امشب ٬ تبسم‌های نورت را
به شوق وصف نور تو ٬ شدم بانو غزلخوانت
تو نور عصمت هفتم ٬ گواه هشتمین مهری
زمین آیینه ی عشقت ٬ فلک آیینه گردانت
اگر معصومه ی مهرت ٬ بخندد بر شب هستی
چو قلب قم شود بانو ! دل خلقت چراغانت
تبسم کن به زیبایی ٬ که مهری عالم آرایی
بُود نورت اهورایی ٬ دل آیینه حیرانت
نسیم کوثر فطرت ٬ سحاب رحمت عصمت !
مرا خیس کرامت کن ٬ شبی در زیر بارانت
قسم بر لیلة القدری ٬ که قرآن تو نازل شد
تو نوری از خدا هستی ٬ خدا باشد ثنا خوانت
شمیم جلوه زار « هو » ٬ تو هستی از خدا گلبو
شبی می‌آیم ای بانو ! به گلگشت گلستانت
زیارت می‌کنم عاشق ٬ کرامات نگاهت را
دو رکعت نور می‌خوانم ٬ سحر در صحن چشمانت
ز دنیا من نمی خواهم ٬ به جز سرمایه ی مهرت
نظر هرگز نمی دوزم ٬ مگر بر دست احسانت
نخواهم کرد من بیعت ٬ مگر با ضامن نورت
مُرید کس نخواهم شد ٬ مگر پیر خراسانت
طلوع نو بهار تو ٬ مبارک باد بر هستی
تو ای معصومه ی زهرا ! جهان بادا گل افشانت

رضا اسماعیلی
**************
شکر بر منّت خدا داریم
باز هم شوق ربّنا داریم
ما ز یمن حضور سبز شما
دلی از عشق با صفا داریم
امشب از لطف یک نگاه شما
حال زیبای یک گدا داریم
ما گدا و تویی کریمه ی عشق
چشم امید بر شما داریم
با حساب دو شهر قم – مشهد
ما در ایران دو کربلا داریم
گرچه از خاک کربلا دوریم
لا اقل مشهدالرضا داریم
ما درون حرم کنار ضریح
از تو امید اعتنا داریم
قبر مخفی فاطمه اینجاست
باز حس مدینه را داریم
تا نگاه تو را به خود بخریم
روی لب ذکر یا رضا داریم
ای دل آرام حضرت سلطان
خواهر با کرامت سلطان
دست خالی ما و رحمت تو
چشم داریم بر عنایت تو
سالها بوده ایم مهمانِ
چشمه ی فیض با کرامت تو
قدر تو بی حساب چون شب قدر
بی حساب است قدر و قیمت تو
بر دلت ماند حسرت دیدار
ای فدای نگاه حسرت تو
آسمان با همه بزرگی اش
خیره مانده است بر جلالت تو
غصّه ها از دل رضا می رفت
تا که می دید قد و قامت تو
در تو می دید روح زهرا را
بس که چون فاطمه است هیبت تو
به زنان درس بندگی داده است
چادر تو ، شکوه و عفّت تو
پیش مردم بدم نکن بی بی
دست خالی ردم نکن بی بی
بی شمار و عدد گدا داری
به غم عشق مبتلا داری
اینکه ما را کشانده ای یعنی
نظر دیگری به ما داری
درد دوری چه درد جانکاهیست
حسرت دیدن رضا داری
پیر کرده تو را غم دوری
از زمانه گلایه ها داری
عمّه ی دوم امام زمان
صبری از جنس کربلا داری
بی بی از عمّه ات بخوان امشب
ای امان از غم دل زینب
پیش چشمت برادر تو نرفت
سایه اش بود و از سر تو نرفت
از کنارت به کهنه پیراهن
آه امّید آخر تو نرفت
دست کم محرمی کنارت بود
بر سرت بود و معجر تو نرفت
بدنی زیر سمّ مرکب ها
روی نی رأس دلبر تو نرفت
جرعه آبی کنارتان بود و
طفل شش ماهه از بر تو نرفت
آخرین لحظه ها رضا آمد
به سرت بود و از سر تو نرفت
تازیانه به پیکرت نزدند
طعنه بر داغ مادرت نزدند

وحید محمدی
**************
چنین گفت پیری زآل پیمبر
که بر جان پاکش سلام مکرّر
شبی یافتم در بهشت مدینه
تشرّف زلطف خداوند اکبر
مزار پیمبر قبور ائمّه
به چشمم عیان شد چو مهر منور
تمام قبور بزرگان دین را
در آن شهر کردم زیارت سراسر
بسی جستجو کردم آخر ندیدم
مزاری در آن جا ززهرای اطهر
یکی گفت باشد مکان در بقیعش
یکی گفت در بین محراب و منبر
زدم در همان حال دست توسّل
به دامان ختم رسل کی پیمبر
مرا آگه از قبر زهرای خود کن
کجا خفته در خاک آن سرّ داور
نگویم به کس گر تو با من بگویی
به جان عزیز تو و جان حیدر
پیمبر مرا گفت آن شب به رؤیا
که این راز باید بماند مستّر
اگر خواهی او را زیارت نمایی
زشهر مدینه به قم روی آور
بزن بوسه بر قبر معصومه ی من
که از نسل زهراست زهرای دیگر
دُرِ دُرج طاها مه برج یاسین
که مصباح نور است ومصداق کوثر
امامان معصوم را دخت و عمّه
علیّ بن موسی الرضا راست خواهر
سلام خدا و درود محمّد (ص)
به این خواهر و آن گرامی برادر
دیارش دل رهروان ولایت
مزارش در آغوش موسی بن جعفر
سپهر جلالات را اوست خورشید
محیط کمالات را اوست گو.هر
در آغاز ذیقعده ماه جمالش
چو مهر جهان تاب شد نور گستر
ثنایش نیاید زغیر از ائمّه
مدیحش نباشد به خلقت میسّر
نبی خُلق و حیدر خِصال و حَسن تو
حسینی تجلاّ و صدّیقه منظر
سزد مادر علم و فضلش بخوانم
اگر چه به عمرش نکرده است شوهر
وضو گر چه زیباست با آب زمزم
تیمّم به خاک در اوست خوشتر
به خاک اوفتد آفتاب قیامت
اگر افکند سایه بر اهل محشر
زخاکش درخشیده خورشید فیضی
که فیضیّه آن را گرفته است در بر
مزار شریفش ملک راست قبله
حریم رفیعش فلک راست محور
خوا گلبن دین که اینش بود گل
زهی باغ قرآن که این اش بود بر
وجود وی از دوره ی خردسالی
جلال مجسّم کمال مصوّر
کند جان میکال در کوی او سیر
زند روح جبریل بر بام او پر
سلام خدا باد بر زائر او
که باشد به زوّار زهرا برابر
عجب نیست هر شب اگر شخص مهدی
زند بوسه بر این مزار مطهّر
به چشم رضا می توان دید در او
کمالات عمّه جلالات مادر
بود قم در امواج دریای فیضش
چو ماهی که در موج دریا شناور
توان یافت عطر بهشت از مزارش
که از بوی زهراست خاکش معطّر
سلام هزاران مسیحا و مریم
به روح امامان و این پاک دختر
سزد جای باران به دامان صحنش
سماوات دائم بارند اختر
قدم های زوّار او مُشک افزا
نفس های خُدّام او روح پرور
به زوّار قبرش بهشت است واجب
که گیرد بهشت از قدمهاش زیور
به زن های کلّ جهان تا قیامت
پس از عمّه و مادرش اوست سرور
بیایید در عُشّ آل محمّد (ص)
بگیرید حاجات خود را از این در
خلایق از این در گرفتند حاجت
حوایج در این خانه دارند سنگر
حریم امامان معصوم ما قم
بتولش بود دخت موسی بن جعفر
مصون است قم تا ابد از حوادث
که پیوسته معصومه او راست یاور
الا ای ثنا گسترانت ائمّه
گهی جدّ، گهی باب، گاهی برادر
به اجداد وآبای پاک تو سوگند
که مهر تو به باشد از جان به پیکر
عجین گشت مهرت به آب و گِل ما
چنین بود از صبح خلقت مقدّر
نگردد ادا حقّ این نعمت آری
اگرز شکر گوییم تا صبح محشر
در مدح تو ریزد از طبع «میثم»
کرم کردی ای بانو، از این چه بهتر

استاد سازگار

**************

سرود

(به سبك امشب كه چشامون داره)

دستای توسل به سوی صحن آسمونیت

چشم امید ما به تو و لطف و مهربونیت

دست خالی نمیره از حرمت، هرکه دل بسته به تو و کرمت

رحمت رأفت کرامت و اجابت، می‌باره از غبار هر قدمت

خاک پای زائراته ، طوطیای چشم عالم

آب شور حرمت رو ، نمی دم به آب زمزم

قامت گلدسته هات ، آخر شکوهه

بردن اسـم زیبات ، آرامـش روحه

******

توی حرم تو اشک شوق ما ارادی نیست

از صحن قشنگت تا بهشت راه زیادی نیست

هر کس میاد تا ایوون آئینه، اونجا پرواز قلبشو می‌بینه

تا می‌پیچه عطر و بوی گل یاس بی‌اختیار میره سوی مدینه

حرم تو حرم الله ست ، آشیون آل طاهاست

بذا راحت بگم امشب ، اینجا قبر خود زهراست

بـرای زیـارت بـانویـی مظلومـه

سر می‌ذارم رو خاکِ حضرت معصومه

******

از سمت ضریح شما وا می‌شه در بهشت

دستِ خالی ما رو رد نکن ای خواهر بهشت

پا می‌ذارم توی ایوون طلا، تکثیر می‌شه دلم تو آینه ها

یه دل میشه دخیل ضریح تو، یه دل میره سوی مشهدالرضا

حالا قلب من اسیرِ ، حرم دو نور عینه

قم تا مشهد واسه قلبم ، مثه بین الحرمینه

دلم تو آسمونا ، بی قرار و رها

بهونه داره واسه ، دیدن کربلا

******

از دست کریمت می‌خوام امشب توشه بگیرم

اذن پر زدن تا ضریح شش گوشه بگیرم

بارون بارون صحن چشای ترم ، شوق پرواز وا شده بال و پرم

از صحن قم تا صحن کرب و بلا ، پر می‌گیره دل از حرم تا حرم

آخه با نیمه نگاهی ، دل تنگم می شه راهی

میشه سرگشته و بی‌تاب واسه شش‌گوشة ارباب

پر می‌ زنه دل من ، تا بین الحرمین

آرزومه جون بدم ، پیش پای حسین

دریافت سبك

یوسف رحیمی

**************

سرود

(به سبک کامل شده ماه شبهای علی)

کامل شده ماه ، شبهای رضا      مجنون سر راه ، لیلای رضا

خشکی میخونه ، دریا اومده       مجنون میخونه ، لیلا اومده

بازم میخونن ، زهرا اومده

شهر و چراغون کنید      آینه بندون کنید

بی بی ولیمه میده پس عالمو مهمون کنید

دسته ی گل بیارید       دل روی دل بکارید

مهمونتون از راه رسید ، سنگ تموم بذارید

بانو ، حضرت معصومه

******

ماه شب چهارده ، خورشید و میخواد    از گهواره میاد ، تو آغوش رضا

چشمش وا شد و ، شد مست رضا        گهواره شده ، پا بست رضا

لبخند میزنه رو دست رضا

میون این خنده هاش      میگه به خواهر داداش

تو هم شبیه من هوای ایران و داشته باش

تو فاطمه تباری     تو قم تو تکسواری

برا جوونای ولایی ، هیچی کم نذاری
بانو ، حضرت معصومه

******

بازم شده فصل ، بیقرار شدن      آرزومه با یک ، گل بهار شدن

شیعه میدونه ، آقاش میرسه      خشکی که بیاد ، دریاش میرسه

روزای خوش و زیباش میرسه

شب شب پر نوریه       آرزوم اینجوریه

به زودی ایشالا بریم کربلا و سوریه

عازم میخانه ایم       تشنه ی پیمانه ایم

منتظر اشاره ی ، رهبر فرزانه ایم

بانو ، حضرت معصومه

دریافت سبک

حمید رمی

**************

سرود

به دو عالم مقتدایی  ،  زینت آل عبایی

زینب امام رضایی

روز میلاد تو  ،  می کنم یاد تو

تو ی بیت موسی  ،   بساط شادی مهیّا

ملائک می خونن  ،  فاطمه اومد به دنیا

یا معصومه خوش آمدی

******

بسکه بی بی با وقاری  ،  توی زنها تا نداری

تو ادب توی متانت ، جای زهرا پا میذاری

الگوی دخترا  ،  با عفاف و حیا

به پای حریمت  ،  بنای کعبه حقیره

بهشت برین هم  ،  یه شوره زار کویره

یا معصومه خوش آمدی

دریافت سبک

محمد مهدی روحی

**************

سرود

شادی به دلها اومده  ،  رونق گلها اومده

ثانی زهرا اومده  ،  دختر موسی اومده

بنت الزهرا  ،  ای خواهر امام رضا

می رسد این ندا از آسمان

آمده عمه ی صاحب زمان

آمده افتخار شیعیان

پیچیده بوی یاس و ارغوان

دل عاشق بیا با من بخوان

بنت الزهرا  ،  ای خواهر امام رضا

یا فاطمه مددی یا معصومه مددی

******

داره دوباره می باره  ،  از آسمونا ستاره

دلای ما بی قراره  ،  سر رو ضریحت می ذاره

بنت الزهرا  ،  ای خواهر امام رضا

کاش بشه بریم مشهد این شبا

بشینیم توی ایوون طلا

بخونیم زیارتنامه دعا

مبارک باشه ای امام رضا

به ما عیدی بده یه کربلا

یابن الزهرا  ،  سلطان علی موسی الرضا

یا فاطمه مددی یا معصومه مددی

دریافت سبک

محمد مهدی روحی

**************

سرود

دل پر از بهونه ی من ، کسی رو به جز شما نداره

خواهر به خوبی تو دنیا ، برای امام رضا نداره

تو که مرآت خدایی ،  ثانی خیرالنسایی

دختر موسی ابن جعفر  ،  خواهر خوب رضایی

یا معصومه ، یا معصومه

******

شب ولادت تو بانو  ،  شب ولادت بهاره

خواهر به خوبی تو دنیا  ،  برای امام رضا نداره

گرچه از مدینه دوریم  ،  شهر قم مدینه ی ماست

حرمت برای شیعه  ،  حرم حضرت زهراست

یا معصومه ، یا معصومه

دریافت سبک

محمد مهدی روحی

**************

سرود

شده جهان پرِ زمزمه ، اومده ثانی فاطمه

شب شب عاشقی ، شب شیداییه

حال و هوای دل ، امام رضاییه

دلای عاشقا جه بی قراره ، (آخه دهه ی كرامته)۲

ده روز از آسمونا گل می باره ، (آخه دهه ی كرامته)۲

شده جهان پرِ زمزمه ، اومده ثانی فاطمه

شب شب عاشقی ، شب شیداییه

حال و هوای دل ، امام رضاییه

******

شفیعه ی روز محشر رسیده ، (داره از آسمون گل می باره)۲

دخت موسی بن جعفر رسیده ، (داره از آسمون گل می باره)۲

شده جهان پرِ زمزمه ، اومده ثانی فاطمه

شب شب عاشقی ، شب شیداییه

حال و هوای دل ، امام رضاییه

******

حور و ملائك همه می خندن ، (ز مقدم اخت الرضا)۲

شهر مدینه رو آذین می بندن ، (ز مقدم اخت الرضا)۲

شده جهان پرِ زمزمه ، اومده ثانی فاطمه

شب شب عاشقی ، شب شیداییه

حال و هوای دل ، امام رضاییه

دریافت سبک

رضا رسولی

**************

سرود

(به سبک امشب که چشامون داره)

دستای توسل به سوی صحن آسمونیت

چشم امید ما به تو و لطف و مهربونیت

دست خالی نمیره از حرمت ، هرکه دل بسته به تو و کرمت

رحمت رأفت کرامت و اجابت ، می‌باره از غبار هر قدمت

خاک پای زائراته ، طوطیای چشم عالم

آب شور حرمت رو ، نمی دم به آب زمزم

قامت گلدسته هات ، آخر شکوهه

بردن اسـم زیبات ، آرامـش روحه

******

توی حرم تو اشک شوق ما ارادی نیست

از صحن قشنگت تا بهشت راه زیادی نیست

هر کس میاد تا ایوون آئینه ، اونجا پرواز قلبشو می‌بینه

تا می‌پیچه عطر و بوی گل یاس بی‌اختیار میره سوی مدینه

حرم تو حرم الله ست ، آشیون آل طاهاست

بذا راحت بگم امشب ، اینجا قبر خود زهراست

بـرای زیـارت بـانویـی مظلومـه

سر می‌ذارم رو خاکِ حضرت معصومه

******

از سمت ضریح شما وا می‌شه در بهشت

دستِ خالی ما رو رد نکن ای خواهر بهشت

پا می‌ذارم توی ایوون طلا ، تکثیر می‌شه دلم تو آینه ها

یه دل میشه دخیل ضریح تو ، یه دل میره سوی مشهدالرضا

حالا قلب من اسیرِ ، حرم دو نور عینه

قم تا مشهد واسه قلبم ، مثه بین الحرمینه

دلم تو آسمونا ، بی قرار و رها

بهونه داره واسه ، دیدن کربلا

******

از دست کریمت می‌خوام امشب توشه بگیرم

اذن پر زدن تا ضریح شش گوشه بگیرم

بارون بارون صحن چشای ترم ، شوق پرواز وا شده بال و پرم

از صحن قم تا صحن کرب و بلا ، پر می‌گیره دل از حرم تا حرم

آخه با نیمه نگاهی ، دل تنگم می شه راهی

میشه سرگشته و بی‌تاب واسه شش‌گوشة ارباب

پر می‌ زنه دل من ، تا بین الحرمین

آرزومه جون بدم ، پیش پای حسین

دریافت سبک

یوسف رحیمی

**************

سرود

اگه نوری نباشه ، خلایق میشن گمراه

اینه امشب نوای خوش ِ هر دل ِ آگاه

من ِ مسکین و ، عطا و لطف ِ، کریمه ی آل الله

ملیکه ی محشر ، گل پیغمبر ، به حیدر دختر ، به زهرا کوثر

به عصمت مظهر ، فروغ داور ، رضا را خواهر ، به بابا دلبر

بُوَد تفسیر واژه ی عصمت الله ، بخوان تبارَکَ الله

اگه نوری نباشه ، خلایق میشن گمراه

اینه امشب نوای خوش ِ هر دل ِ آگاه

من ِ مسکین و عطا و لطف ِ، کریمه ی آل الله

تجلی زهرا،سُرور ِ دلها ، شفیعه ی خلقت ، به روز عقبی

تویی مهر ِ پُر ، فروغ انجم ، عزیز جان ِ، امام هشتم

همیشه لُطفت باشد با سائل همراه ، تو هستی رحمتُ الله

اگه نوری نباشه ، خلایق میشن گمراه

اینه امشب نوای خوش ِ هر دل ِ آگاه

من ِ مسکین و عطا و لطف ِ، کریمه ی آل الله

از اینجا امشب ، به سویت آیم ، به سویت آیم،به کویت آیم

حریمت باشد ، بهشت عالم ، ولایت نور ِ، سرشت عالم

ندارم بی تو روی لبها غیر از آه ، مدد یا عصمتَ الله

اگه نوری نباشه ، خلایق میشن گمراه

اینه امشب نوای خوش ِ هر دل ِ آگاه

من ِ مسکین و عطا و لطف ِ، کریمه ی آل الله

ز لطفت رزق ِ، شرف می خواهم،وَ من ایوان ِ، نجف می خواهم

الا ای نامت ، نوای هر لب ، عزیزَ الزّهرا ، به حقّ زینب

بیا راهی کن ما را تا کرببلا ، تو را حقّ ثارالله

اگه نوری نباشه ، خلایق میشن گمراه

اینه امشب نوای خوش ِ هر دل ِ آگاه

من ِ مسکین و عطا و لطف ِ، کریمه ی آل الله

دریافت سبک

امیر عباسی

**************

سرود

ای کریمه ما رو جُزو زائرات کن       دل ما رو کفتر گنبد طلات کن

زائر اون مرقد و صحن و سرات کن

به گل روی رضا امشب

دلبر موسی بن جعفر     دختر موسی بن جعفر

آینه ی روی زهرا            کوثر موسی بن جعفر

سیدتی اَغیثینی

******

مرقدت در قُم چو گلزاری معطر       حرم تو ملجأ عشاق حیدر

دل ما شد از همینجا معتکف در

اون حریم با صفا امشب

نور ِ فِداها ابوها      بانوی بی کُفو و همتا

زاده ی باب الحوائج      ذکر تو ذکر یا زهرا

سیدتی اَغیثینی

******

مرقد تو مرقد آل پیمبر          میکنم رو سوی تو با دیده ی تر

بده بر ما ای گل موسی بن جعفر

یه برات کربلا امشب

آرزمونه بی بی جان     با دل ِ بر غم مبتلا

قسمت جمع ما بشه      یک عرفه کرببلا

سیدتی اَغیثینی

دریافت سبک

امیر عباسی

**************

سرود

آمده دنیا ، جلوه ی جانان     آیه ی کوثر ، خواهر سلطان

آمده کریمه ی آل طاها     بانوی علیمه ی آل طاها

ای توحید و قدر و کوثر ، بضعه ی موسی بن جعفر

در سرم هوای یا معصومه     در دلم نوای تو یا معصومه

چشم آرزوی سائل باشد بر     بخشش و عطای تو یا معصومه

ای عزیز فاطمه یا معصومه

******

مرقدت بانو ، جنت الاعلا       خاک پاک تو ، تربت زهرا

مهر تو صفا به سینه میدهد    درگهت بوی مدینه میدهد

بابا به تو ، ای بی همتا ، گفته فِداها ابوها

جلوه های فاطمی در روی تو     قبله ی دل ملائک کوی تو

هر که آرزوی سلطانی دارد     رو کند پی ِ گدایی سوی تو

ای عزیز فاطمه یا معصومه

******

اهل ایران و یار دلداریم     صد هزاران شکر که تو را داریم

با خدا نما تمام دلها را      کن سفارش به امام رضا ما را

دل بر هجران ، شد مبتلا ، ما را ببر کرببلا

با محبت تو و برادرت      ما فروغ دیده ی عالمینیم

گر عنایتی نمایی ، عرفه     زائر کرببلای حسینیم

ای عزیز فاطمه یا معصومه

دریافت سبک

امیر عباسی

**************

سرود (مسجدی)

صلّ علی محمد     اُختُ الرّضا خوش آمد

جان پیمبر است این ، آیات کوثر است این

آرام روح و جان ِ، موسی بن جعفر است این

ذلقعده در شرافت ، شد ناب و بی قرینه

دارُالزّیارة گشته ، از مقدمش مدینه

موسی کند هماره ، تکریم و احترامش

از عرش حق تعالی ، عیسی دهد سلامش

زهرای دوّم است این ، در حُسن و در شمائل

باشد به دُخت احمد ، آیینه ی فضائل

بر پیروانش امشب ، عیدی دهد پیمبر

گشته به مُصحف دین ، نازل دوباره کوثر

ای بانوی کریمه ، ما سائلانت هستیم

بنگر که با تمنا بر خوان تو نشستیم

لطف تو بر گدایان ، بی مثل و بی بدیل است

در دیده ی دو عالم،احسان تو جمیل است

بانو عنایتی کن ، مسکین ِ بی نوا را

کن قسمتش ز رحمت ، دیدار کربلا را

ای دختر ولایت ، بر شیعیان دعا کن

راهیشان به سوی ، وادی کربلا کن

با ذکر و با دعایت ، ای نور چشم زهرا

کم کن تو از سر دین ، شرّ وهابیت را

در این زمان به شیعه ، قسم به سوره ی فیل

اصل تبرّی باشد ، تنفر از اسرائیل

دریافت سبک

امیر عباسی

**************

سرود

در آسمان عاشقی          تویی ستاره ی دلم

ای همه ی هستیم و          تمامِ چاره ی دلم

یا حضرت معصومه ، یا فاطمه معصومه

******

روز ازل روی دلم             نام تو را خدا نوشت

زده حریم تو به قم      طعنه به جنت و بهشت

یا حضرت معصومه ، یا فاطمه معصومه

******

علیمه ای حلیمه ای        رحیمه ای حکیمه ای

منم همیشه سائلت          که بانویی کریمه ای

یا حضرت معصومه ، یا فاطمه معصومه

******

به پای دل به اشک شوق   غرق شکسته بالی ام

در حرمت نشستم و         ببین تو دست خالی ام

یا حضرت معصومه ، یا فاطمه معصومه

از حرم تو می رسد    بوی مدینه بر همه

پر شده در حریم تو       عطر مزار فاطمه

یا حضرت معصومه ، یا فاطمه معصومه

******

کرم نما که ذکر ما       شود به آوای جلی

به کوریِ دو دیده ی     وهابیت علی علی

علی علی علی علی

******

بوی خدا می شنوم      کوچه به کوچه هر طرف

ز مرقدت پر بزند         مرغ دلم سوی نجف

علی علی علی علی

******

همان علی که جلوه ی    جمال ذات ایزد است

همان که یار و یاور و     برادر محمّد است

علی علی علی علی

دریافت سبک

امیر عباسی

**************

سرود (مسجدی)

همه ز جا برخیزید ، به پای او گل ریزید

لاله و ریحان آمد ، خواهر سلطان آمد

مدینه از میلادش ، چو جنّت الاعلا شد

ز نور او نورانی ، تمامیِ دلها شد

جمالِ او تفسیری ، ز صورت زهرا شد

رحمت و غفران آمد ، خواهر سلطان آمد

******

شَعَف عیان از حُسن و ، صولتِ موسی الکاظم

خنده عیان بر ماهِ ، طَلعتِ موسیَ الکاظم

صله بگیر از دستِ ، حضرت موسی الکاظم

دلبر و جانان آمد ، خواهر سلطان آمد

ز لطف حق بر عالم ، آینه ی زهرا شد

کوثر قرآن آمد ، خواهر سلطان آمد

******

ز ناز خود دردانه ، به دامن بابا شد

سرورِ قلب مادر ، روشنیِ دلها شد

فلک بریزد امشب ، قمر به راه نجمه

ای رخ تو از اوّل ، نور نگاه نجمه

به ماه ذِلقعده شد ، میلادِ ماه نجمه

بَرکتِ ایران آمد ، خواهر سلطان آمد

دریافت سبک

امیر عباسی

**************

اشعار ولادت امام حسین 2

غوغا شده توعالمین-به عشق شاه نشأتین

مستیه نوکرا شده(۲)

عاشقا خون بدید همه-رونمای ارباب حسین

مستیه نوکرا شده(۲)

همه عاشق و اسیریم-باده از جنون بگیریم

انقده می گیم حسین جان-تا که از عشقتد بمیریم

(سیدنا یبن الزهرا(س)

هرکی دلش همراه ماست-خونش حلال این آقاست

اوجه جنون اول راست(۲)

میخونه عاشق کشا-امشب تو صحن کربلاست

اوجه جنون اول راست(۲)

ماخراب و مسته مستیم-خم و باده رو شکستیم

ناز تو به جون خریدیم-پای عشقتو نشستیم

(سیدنا یبن الزهرا(س)

جای تمومه شهداء-حسینیا زینبیا(س)

والله امشب خالیه(۲)

فطرس پرشکسته رو-بگید خدا گفته بیا

که موسم خوشحالیه(۲)

پرقنداقت بهشته-رحمت خدا سرشته

حضرت زینب(س)رو قلبم-مجنون الحسین(ع) نوشته

(سیدنا یبن الزهرا(س)

دریافت سبک

*** قاسم نعمتی ***

********************

سرود

(به سبك ﺭﺏ ﺻﻞ ﻋﻠﻲ ﻣﺤﻤﺪ)

ﺟﺒﺮﻳﻴﻞ اﻣﺸﺐ ز ﺧﺎﻟﻖ ، ﺗﻬﻨﻴﺖ ﮔﻮﻳﺪ ﺑﻪ اﺣﻤﺪ

اﻱ ﺟﻮاﻧﺎﻥ ﺳﻴﺪ اﻫﻞ ﺷﺒﺎﺏ ﺟﻨﺖ ﺁﻣﺪ

ﺑﺒﻮﺳﺪ ﺭﻭﻱ اﻭ ، ﺭﺳﻮﻝ ﻋﺎﻟﻤﻴﻦ

ﺻﻠﻮ ﻋﻠﻲ اﻟﻨﺒﻲ ، ﺻﻠﻮ ﻋﻠﻲ اﻟﺤﺴﻴﻦ

ﺭﺏ ﺻﻞ ﻋﻠﻲ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ

ﺣﺴﻴﻦ ﺟﺎﻧﻢ ﺣﺴﻴﻦ

******

ﻗﻮﺕ اﻳﻦ ﻃﻔﻞ اﺯ ﺳﺮ اﻧﮕﺸﺖ ﺭﺳﻮﻝ ﻛﺎئنات اﺳﺖ

اﻱ ﮔﻨﻪ ﻛﺎﺭاﻥ ﺷﺐ ﻣﻴﻼﺩ ﻛﺸﺘﻲ ﻧﺠﺎﺕ اﺳﺖ

ﺷﺪﻩ ﺑﻴﺖ اﻟﻮﻻ ، ﭼﻮ ﺟﻨﺖ ﻣﻨﺠﻠﻲ

ﺣﺴﻴﻦ اﺑﻦ ﻋﻠﻴﺴﺖ ، ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻋﻠﻲ

ﺭﺏ ﺻﻞ ﻋﻠﻲ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ

ﺣﺴﻴﻦ ﺟﺎﻧﻢ ﺣﺴﻴﻦ

******

ﺩﺭ ﻃﻮاﻑ ﻣﺮﻗﺪﺕ ﺗﺎ ﺟﻨﺖ اﻋﻼ ﺭﺳﻴﺪﻳﻢ

اﺯ اﺣﺐ اﻟﻠﻪ ﻣﻦ اﺣﺐ ﺣﺴﻴﻨﺎ ﺭﺳﻴﺪﻳﻢ

ﻃﻮاﻑ ﻗﺒﺮ ﺗﻮ ، ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺧﺪاﺳﺖ

ﻗﺴﻢ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺑﻬﺸﺖ ، ﺑﻬﺸﺘﻢ ﻛﺮﺑﻼﺳﺖ

ﺭﺏ ﺻﻞ ﻋﻠﻲ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ

ﺣﺴﻴﻦ جانم حسین

******

ﻣﻦ ز ﺷﺶ ﮔﻮﺷﻪ ی ﻋﺎﻟﻢ ﺩﻝ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺷﺶ ﮔﻮﺷﻪ ﺑﺴﺘﻢ

ﻫﺮ ﻛﺠﺎﻳﻢ ﺑﺎ ﺷﻤﺎﻳﻢ ﻫﺮ ﻛﻪ ﻫﺴﺘﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ

ﻛﺘﺎﺏ ﻋﻤﺮ ﻣﻦ ، ﭘﺮ اﺯ ﺑﺪ ﺣﺎﻟﻲ اﺳﺖ

ﻛﺮﻳﻤﺎ ﺣﺎﺻﻠﻢ ، ﺩﻭ ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻟﻲ اﺳﺖ

ﺭﺏ ﺻﻞ ﻋﻠﻲ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ

ﺣﺴﻴﻦ ﺟﺎﻧﻢ ﺣﺴﻴﻦ

دریافت سبك

*** میثم مومنی نژاد ***

********************

سرود

(به سبك ماه تابنده آرزومنده)

وا شده امشب درای جنت بارون رحمت می باره

فطرس خسته با پر بسته به راه عشق سر می ذاره

اومـده خورشـید امیـد پیغـمبر

اومـده آفتـاب شب های حیدر

می‌برن قنداقه‌ش رو تا عرش اعلی

بپا کرده با خنده‌هاش اونجا محشر

با قدمهای روشنش آسمونا امشب منوره

کعبه ی اهل جنـته یا زینـت دوش پیمبره

سید اولیا حسین ، دار و ندار انبیا حسین

تمومی عشق خدا حسین ، ثارالله

قبله ی عاشقا حسین ، استجابت هر دعا حسین

تویی آقای کربلا حسین ، ثارالله

******

هم شب عشقه هم شب شوره هم شب دلدادگیه

برده عشق تو دل و دینم رو ، مذهـب دلدادگیه

با خیال تو عمریه که مدهوشم

علم عشـق تو دارم روی دوشم

می دونم با نگاه لطف تو آخر

یه روزی زائر ضریح ششگوشه‌م

داره قلبم هوای تو ، دارو ندار من فدای تو

ندارم حاجتی دیگه ، وقتی برسم کربلای تو

دل من بی‌تابِ حسین، شده شب و روزم خوابِ حسین

ایشـالا منـو دریابه حسین ، ثارالله

دل من مجنونِ حسین، عمریه شدم مدیونِ حسین

فقط تو دلم می مونه حسین ، ثارالله

دریافت سبك

*** یوسف رحیمی ***

********************

سرود

تا چشای دلرباش و ، وا می کنه

با هر نگاش ، قیامتی ، تو دلا به پا می کنه

خـنده شـده گـل لبـای حیـدر

شده گهواره اش آغوش پیغمبر

تا، چشاشو رو هم بذاره       لالایی می خونند براش

تا، خنده رو لباش بشینه     بوسه بارون میشه لباش

آروم جون زهراس ، عالمه غرق احساس

فداش هزار سبد یاس

******

غوغایی به پا می شه تو ، عرش خدا

قنداقه شو ، تا می برند ، به اوج آسمونا

دیدنیه طواف همه دنیا

به دور گهوارة گل زهرا

با، اشاره یا گوشه نگاش    هر قطره ای دریا میشه

از، کرامت بی انتهاش        بالهای فطرس وا میشه

خورشید باقلبی بی تاب ، ستاره ها با مهـتاب

میـان پـابـوس اربـاب

******

خدا می دونه دیدنی ، هیبتشه

هفت آسمون ، وقت نبرد ، مات رشادتشه

ذکـر لبامـونه اباعبـدالله

و قبره فی قلوب من والاه

تا ، آینة مهربونیش      آیه های هل اتائه

جا ، داره تو دلای همه   خامس آل عبائه

قبلة کائناته ، بهونة حیاته

سفینه النجاته

******

هر دلی در آرزوی ، کربلاشه

یا دخیلِ ، پنجره ی ، ضریح با صفاشه

ما همه نوکر و حسینه ارباب

عشقمه بین الحرمینِ ارباب

باز ، دل میبره از راه دور   شمیم سیب مرقدش

باز ، آرزومونه دیدن            پرچم سرخ گنبدش

دستامونو می گیره ، شاهی که بی نظیره

حسین نعم الامیره

دریافت سبک

*** یوسف رحیمی ***

********************

سرود

(به سبک قد أفلح المؤمنون)

ستاره های سحر ، میریزه چشم تر

به راه خورشید عشق و آشنایی

تـو آسمونـا رهـا ، دلای زائـرا

تا بشن دوبـاره همـه کربلائی

میلاد امام مهر و وفاست     کعبه ی دل آسمونیاست

گهواره ش شده آغوش نبی    اومده زینت دوش نبی

حتی پر قنداقه ش هم    این شبا اعجاز می کنه

فطرس پر سوخته داره        دوباه پرواز می کنه

******

قنداقه شو می برن ، نازشو می خرن

تـوی آسمونـا چـه قیامتیه

انبـیا و اولیـا ، جمع شـدن کربلا

ایـن شبا که شبای زیـارتیه

دلتنگ ِ بوی سیب حرمش    دل بستم به وفا و کرمش

انشاالله از کرامت نگاش     قسمت شه زیارت کربلاش

از لطف ارباب با وفا       بازم دلم توشه می خواد

آروم نداره تو سینه   برات شش گوشه می خواد

دریافت سبک

*** یوسف رحیمی ***

********************

سرود

صف می کشن برا زیارت    امشب پیمبرای خدا

ذکر لب زمین و زمون      شـد نام سـید الشهدا

شد باز ، موسم پرواز ، به هوای اون حرم الهی

یکی دو ماهی ، می شه که بی تابم

هر شب ترانه بر لب ، در آرزوی دیدن ضریح و

نور ملیحِ ، حرم اربابم

شـاه کـربلا ، عمـریه آقـا

از غمـت دلای ما توشـه داره

پر زده دلم ، به سوی حرم

هوای ضریح شش گوشه داره

حسین حسین حسین سلطان عشق

*******

همـراه کـاروان بـهار      هم صحبت نسیم و صبا

پر می‌کشه دل عاشقا   تا آسـمون و عرش خدا

خندون شده لبامون ، دوباره دل شاده و دل دنیا

رسیده از راه ، عشق همه دلها

جنت ، میده بشارت ، زینت دوش پیمبر اعظم

کعبة عالم ، اومده به دنیا

عطری دلفریب ، آره بوی سیب

پیچیده تو کوچه باغ دلامون

دل رهـا شـده ، آخـه وا شـده

گـل خنـده رو لبای آقامون

حسین حسین حسین سلطان عشق

دریافت سبک

*** یوسف رحیمی ***

********************

زمزمه

دلدارم حسین حسین ، سالارم حسین حسین ، یا ثارالله

از عشقت غریب آقام ، بیمارم حسین حسین ، یا ثارالله

عشق منی مولا یا ثار الله

دست گل زهرا یا ثار الله

یا ثارالله یا ثارالله

******

مجنون تو ام حسین ، دلخون تو ام حسین ، یا ثار الله

کل زندگیمو من ، مدیون توام حسین ، یا ثارالله

ای پسر حیدر یا ثارالله

بر همگان سرور یا ثارالله

یا ثارالله یا ثارالله

******

قربان تو یا حسین ، ای سلطان عالمین ، یا ثارالله

عمریه شدم آقا ، مست بین الحرمین ، یا ثارالله

قسمت ما بنما یا ثارالله

برات کربلا یا ثارالله

یا ثارالله یا ثارالله

دریافت سبک

*** نوید اطاعتی ***

********************

زمزمه – سرود

از عشقت میمیرم ای نور دو عین    عشق تو آتش زده برعالمین

من عبد دربارم لطفی ای شها           آرزومه دیدار قبرت حسین

از عشقت مستم      مجنونت هستم

تو شاهم هستی     دل بر  تو  بستم

لبیک یامولا یامولا حسین

******

افتاده در دام عشق تو دلم         از  کودکی تو حلال مشکلم

از وقتی که شیرم داده مادرم    با نام تو عجین شد آب و گلم

ای یارم حسین   سالارم حسین

از عشقت آقا       بیمارم حسین

لبیک یامولا یامولا حسین

******

فرزند دلربای حیدر تویی      پور یداللهی سبط خاتمی

عشق زینبی و ماه فاطمه    بر اسرار الهی تو محرمی

من خاک درم    عبد و نوکرم

محتاج تو و        آقام حیدرم

لبیک یامولا یامولا حسین

دریافت سبک

*** نوید اطاعتی ***

********************

زمزمه – سرود

پر زده تا به حرم     دل ، دل ، دل ، دل

مست ارباب کرم     دل ، دل ، دل ، دل

میخونه با این صدا   دل ، دل ، دل ، دل

فدای  کرب و بلا      دل ، دل ، دل ، دل

تو شهنشاه دو عالم ، حسین

من گدای سر راهم ، حسین

یا اباعبد الله     خاک پاتم والله

ای شه کربلا حسین یا ثارالله

******

می خونه با شو رو شین  دل ، دل ، دل ، دل

شده  مجنون حسین       دل ، دل ، دل ، دل

میره بین الحرمین            دل ، دل ، دل ، دل

پیش هر دو نور عین         دل ، دل ، دل ، دل

قربون صحن و سراتم ، حسین

عاشق ایوون طلاتم ، حسین

عشق تو در این دل     با تو حل شد مشکل

ای شه کربلا حسین یا ثارالله

دریافت سبک

*** نوید اطاعتی ***

********************

سرود

شب شب حاجت و شب مراده     دل فاطمه امشب شاد شاده

عاقلا بیایید وقت جنونه ، هر كی عیدی می خواد ، اینو بخونه

تهنیت یا ولی الله       اومده از ره ثارالله

یاثارالله یاثارالله

******

خونه ی مرتضی گشته چراغون       تموم آسمون آیینه بندون

غصه ها و غم ها دیگه به در شد ، مژده كه مرتضی ، امشب پدر شد

ذكر عالم با شور و شین      جانم حسین جانم حسین

جانم حسین جانم حسین

******

معنی شجاعت زره رسیده      كسی همتای او هیچ جا ندیده

مثل فطرس شكسته پرم ارباب ، دعوتم كن منو ، به حرم ارباب

ای پادشاه عالمین       جانم حسین جانم حسین

جانم حسین جانم حسین

دریافت سبک

*** رضا رسولی ***

********************

زمزمه

شد موسم شادی دلها

زیباترین مخلوق حق آمد به دنیا

آمد ، عشق زهرا

میلاد شاه عالمین است       اهل عالم

میلاد مسعود حسین است   اهل عالم

******

ای روی تو مانند قرآن

ای نام و پاکت پایه و ارکان ایمان

مولا ، ای حسین جان

میلاد تو میلاد عشق است   یابن زهرا

یار تو بانوی دمشق است     یابن زهرا

******

ای جان عالم به فدایت

ای عالمی ریزه خور خوان عطایت

ارباب ، جان فدایت

می خواهمت من بی نهایت   ای حسین جان

کی میرسم تا کربلایت          ای حسین جان

******

ای شاه مردان یا اباالفضل

ای ساقی سرمست عطشان یا اباالفضل

مولا ، یا اباالفضل

تو معنی عشق و وفایی     یااباالفضل

بر عالمی مشکل گشایی   یااباالفضل

دریافت سبک

*** محمد مهدی روحی ***

********************

سرود

دل غرق نوره  ، پر از شور و سروره

امشب برای شیعه ها شب غروره

وقت دعا شد ، که عالم با صفا شد

حضرت زهرا مادر و علی بابا شد

این ماه عالمینه ، عشق خدا حسینه

میخونن اهل عالمین جن و ملک حور و پری ، به به

حضرت زهرا میخونه ترانه های مادری ، به به

خدا داده به مرتضی دسته گل محمدی ، به به

مولا مولا حسین یابن الزهرا

******

حیرونم امشب ، غزل می خونم امشب

از عشق اربابم حسین مجنونم امشب

داره می باره ، جای بارون ستاره

آقام میون دلبرا همتا نداره

هر کس که حق پرسته ، پای حسین نشسته

ای که تموم انبیا در خونت شدن گدا ، ارباب

تو حاکم نه فلکی پادشه کرببلا ، ارباب

قربون پرچمت بشم پارچه های سبز و سیاه ، ارباب

مولا مولا حسین یابن الزهرا

دریافت سبک

*** محمد مهدی روحی ***

********************

سرود

شب عشق و شادی و شور     شب پاکیّ و شب نور

شد دل ما ، اسیر مولا ، گدای شاه کرببلا

ببین که خندون   لب پیغمبر شد

ستاره بارون     خونه حیدر شد

حسین حسین جان یا حسین ثارالله

حسین حسین جان یا اباعبدالله

******

گل گلزار نبوی      میوه باغ علوی

دل فتاده ، در شور و در شین ، به عشق ارباب عالمین

می خونه جبریل    سرود شیدایی

تو افتخار             علی و زهرایی

حسین حسین جان یا حسین ثارالله

حسین حسین جان یا اباعبدالله

******

بین گلها یاس اومده    حضرت عباس اومده

مرجع ما ، تو پهلوونا ، یگانه شیر شیر خدا

به روی دست   امیرالمؤمنینه

قشنگ ترینه     یل امّ البنینه

یا ابوفاضل ، مددی یا عباس

یا ابوفاضل ، مددی یا عباس

دریافت سبک

*** امیر عباسی ***

********************

سرود

میلاد ابی عبدالله ، دلها غرق سُرور

نازل شد به حریم حق ، امشب سوره ی نور

آمد گل پسر زهرا    خورشید دگر زهرا

نور چشم تر زهرا         سیّد الشّهدا

آمده خون خدا ، یوسف خیرالنسا ، نور مصباحُ الهُدی

گشته عالمتاب

سیّدی مولا حسین ، مهربان ارباب

*******

امشب دامن زهرا شد ، رشک باغ بهشت

حق،آب و گِل این گُل را ، با نورش بسرشت

عالم سائل احسانش     هستی ، واله و حیرانش

هر عطری ز گلستانش       جان ما به فداش

سر زده صبح سحر ، نور خورشید و قمر ، آمده جان پدر

دلبر مادر

سیّدی مولا حسین ، مهربان ارباب

*******

میگیریم همگی با این ، شور و حال دعا

از دست علی و زهرا ، امشب کرببلا

شعبان ماه سُرور ما      ماه مولِد این مولا

باشد وعده ی مشتاقان   صحن خون خدا

جاری اشک از هر دو عین ، همچو اهل عالمین ، بر لب ما یا حسین

تا نفس داریم

سیّدی مولا حسین ، مهربان ارباب

دریافت سبک

*** امیر عباسی ***

********************

سرود

قلب زهرا شد با شعف همراه          آمده جشن عید ثارالله

نور مصباح الهدی خوش آمدی   یا سفینة النّجاة خوش آمدی

کوثر و حمد و قارعَة      رحمة اللهِ الواسعَة

لاله ی گلشن زهرا و حیدر               نور دیده و عزیز پیغبر

ذکر زیبای تو را بر لب داریم      با خمینی و شهیدان و رهبر

یا حسین حسین حسین یا ثارالله

******

بهر توبه کن،جمع ما امداد              فطرس دل ها،را نما آزاد

گرچه آلوده به جرم و عصیانیم     تا ابد خاک حریمت می مانیم

ما قطره ایم ، تو دریایی      ما بنده ایم،تو مولایی

عجز ما و کرمت ارباب ارباب      چشم ما و قدمت ارباب ارباب

مُحرم و دربه در عشق تو ایم    کعبه ی ما حرمت ارباب ارباب

یا حسین حسین حسین یا ثارالله

******

فوق عرش حق خاک کوی تو        بوسه زد احمد بر گلوی تو

بشنو ای تجلّی حُسن سرمد       نغمه ی حسینُ منّی احمد

هستی صاحب لوی حشر       والفجر و لَیالٍ عَشر

ای امید ما همه خوش آمدی      آیه های محکمه خوش آمدی

بأبی انت و اُمّی یا مولا             نور چشم فاطمه خوش آمدی

یا حسین حسین حسین یا ثارالله

دریافت سبک

*** امیر عباسی ***

********************

سرود

با شادی تو آسمون دل ، جلوه شده طلعت مهتاب

گل بریزید اومد ای یاران ، تولّد حضرت ارباب

تو خونه ی حضرت زهرا و علی

نور خدا شده عیان و منجلی

چون ، اومده به عاشقا یار و ولی

عالم همه چراغونه ، کعبه ی دلها اومده

فرمانروای عالمین ، یوسف زهرا اومده

ابی عبدالله مولا مولا مولا مولا

******

ز لطف حق سوّم شعبان ، نخل ولایت ثمر داده

گل بریزید که خدا امشب ، به فاطمه گل پسر داده

این شرف ِ ارض ِ و نور آسمون

حق ، داده قدرتش رو بر همه نشون

رحمت واسعه فرتاد برامون

وادی عشق او شده ، تمام مُلک عالمین

ذکر فرشته ها شده ، حسین حسین حسین حسین

ابی عبدالله مولا مولا مولا مولا

******

ز یُمن این مولد پر نور ، مدینه امشب چراغونه

آی عاشقا عرض تهنیّت ، تولّد دلربامونه

سینه ی بی نوای ما نوا میخواد

بر غم تو ، یک دل مبتلا میخواد

ما دلمون فقط یه کربلا میخواد

توی منای عشق تو ، پر میزنه دل همه

مارو برای قربونی ، بخر عزیز فاطمه

ابی عبدالله مولا مولا مولا مولا
 
دریافت سبك

*** امیر عباسی ***

********************

اشعار ولادت حضرت عباس2

سرود

(به سبك ﺭﺏ ﺻﻞ ﻋﻠﻲ ﻣﺤﻤﺪ)

ﺳﺎﻗﻲ ﻛﻮﺛﺮ ﻣﺒﺎﺭﻙ ، ﺩاﺩﻩ ﺟﺎﻣﺖ ﺣﻲ ﺳﺮﻣﺪ

ﺑﻪ ﻗﻤﺮ ﮔﻮ رخ ﺑﭙﻮﺷﺪ ، ﻣﺎﻩ ﺑﻨﻲ ﻫﺎﺷﻢ ﺁﻣﺪ

ﺷﻘﺎﻳﻖ را ﺑﮕﻮ ، ﮔﻞ ﻳﺎﺱ ﺁﻣﺪﻩ

ﻣﺤﺒﺎﻥ ﺗﻬﻨﻴﺖ ، ﻛﻪ ﻋﺒﺎﺱ ﺁﻣﺪﻩ

ﺭﺏ ﺻﻞ ﻋﻠﻲ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ

اﺑﻮ ﻓﺎﺿﻞ ﻣﺪﺩ

******

ﺧﻨﺪﻩ ی اﻡ اﻟﺒﻨﻴﻦ و ، اﺷﻚ ﺣﻴﺪﺭ دﻳﺪﻧﻲ ﺑﻮﺩ

ﺑﻪ ﻓﻠﻖ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﻛﻪ رﻭﻱ ، ﺁﻥ ﻗﻤﺮ بوﺳﻴﺪﻧﻲ ﺑﻮﺩ

ﻣﻘﺎﻡ ﺩﺳﺖ او ، ﻧﺪاﺭﺩ ﺧﺎﺗﻤﻪ

ﭘﺪﺭ ﺑﻮﺳﺪ ﺑﻪ ﻣﻬﺪ ، ﺣﺴﻴﻦ در ﻋﻠﻘﻤﻪ

ﺭﺏ ﺻﻞ ﻋﻠﻲ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ

اﺑﻮ ﻓﺎﺿﻞ ﻣﺪﺩ

******

ﭘﺪﺭﺕ ﭼﺸﻢ ﺧﺪا و ﺗﻮ ﻋﻠﻲ ﺭا ﻧﻮﺭ ﻋﻴﻨﻲ

ﻫﻢ ﻋﻠﻤﺪاﺭ ﺣﺴﻴﻦ ﻫﻢ ﻛﺎﺷﻒ اﻟﻜﺮﺏ ﺣﺴﻴﻨﻲ

ﻣﻌﻂﺮ اﺯ ﺭﻭﻳﺖ ، ﮔﻞ اﻳﻤﺎﻥ ﺷﻮﺩ

ﻧﮕﺎﻫﻲ ﮔﺮ ﻛﻨﻲ ، ﺟﻬﺎﻥ ﺳﻠﻤﺎﻥ ﺷﻮﺩ

ﺭﺏ ﺻﻞ ﻋﻠﻲ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ

اﺑﻮ ﻓﺎﺿﻞ ﻣﺪﺩ

دریافت سبك

*** میثم مومنی نژاد ***

**********************

سرود

(به سبك ماه تابنده آرزومنده)

می رسه دریا می گیـره معنـا ادب و اخـلاص و وفا

شمیم احساس عطر و بوی یاس پیچیده تو عرش خدا

توی دست ستاره ظرف اسپنده

بین خورشید و صبح چشماش پیونده

نمی افته و ان یکاد از رو لبها

شبیـه ماهـه وقتـایی که می خـنده

خوب می دونند حاجت دارا خیلی لحظات حساسیه

وقتی که حـال و هـوای عرش خـدا امشـب عباسیه

میاد امشب یار حسین، می‌رسه دل و دلدار حسین

باوفـا تـرین سـردار حسـین ، یا عباس

می رسه مهتاب حسیـن، قرار دل بی‌تاب حسین

خورشید همه اصحاب حسین، یا عباس

******

شب مهتابی می شه بی تابی نصیب قلب عاشقا

شب اعجاز و شوق پرواز و آرزوی کرب و بلا

اون گدایی که آقاشو خوب می شناسه

می‌دونه که آخر جود و احساسه

دست خالی نمی رم امشب از خونه ش

دل تنـگم دخیـل کـف العبـاسـه

مثه خورشیده تا ابد توی دل ما عشق رایجه

آقای مهربونی که تا همیشه باب الحوائجه

مهربون و با کرمه ، پشت و پناه اهل حرمه

هم ساقیه هم صاحب علمه ، عباسه

می دونم ماه عالمین ، با کرامت اربابم حسین

می‌بره منـو بین الحـرمین ، عباسـه

دریافت سبك

*** یوسف رحیمی ***

**********************

سرود

(به سبک قد أفلح المؤمنون)

ماه بنی هاشمه، گل دو فاطمه

اون آقایی که باب الحوائج ماست

امید دل همـه ، سردار علقمه

امیر دلیر دشـت کرب و بلاسـت

خورشید از نگاهش رو می گیره    از نورش ماه آبرو می گیره

سـاقـیِ  بـاده ی  ازلیـه           بـازوهـاش بوسـه گـاه علـیه

ساقی و سردار حسین      ای بهترین یار حسین

تکیه گاه اهل حرم              تویی علمدار حسین

******

قبلـه ی اهـل یقـین ، یـل ام البنـین

مبهوته عالمی از شور و خروشش

کعبه ی عشق و ادب، تکسوار عرب

بیـرق اربـاب دیدینه رو دوشـش

امشب که بازم بیقراره دل             چشم دارم به دست ابوفاضل

هیئت که شمیم یاس می گیره    دستامو دست عباس می گیره

حاجت می خوایم از نگاهت    یا کاشف الکرب حسین

آروزی هر شب ماست                طواف بین الحرمین

دریافت سبک

*** یوسف رحیمی ***

**********************

 سرود

(به سبک صف می‌کشن برا)

اسپند می سوزونند ملائک    امشب با دیدن یه نگات

تـوی دل هـمه قـیامـت          کردی به پا با قدّ و بالات

آقا ، حضرت سقا ، به تلاطم می کشه دل دریا

تا ماه روی ، شما می شه کامل

ماهی ، نور نگاهی ، تکسوار کرب و بلای ارباب

دلمو دریاب ، تویی ابو فاضل

آره مجنونم ، آخه می دونم

از ازل نصیب ما بی دلی شد

جون من فدات، با یه نیم نگات

تا ابـد دلـم ابو فاضـلی شد

******

گلدسته هات مثه قامتت    رعنا و آسمونی شده

اسم تو ذکر روی لب        هر شیر و پهلوونی شده

عباس، خدای احساس، تویی تو باب الحوائج عالم

چشمة زمزم ، می جوشه از دستات

مردی، یل نبـردی، اسیر دسـت و بازوته رشـادت

کرده قیامت ، هیبت اون چشمات

مـاه علقمه ، گل فاطـمه

همـة دنیا حیرون خروشت

یل کربلا ، عشق مرتضی

پرچم کرب و بلا روی دوشت

دریافت سبک

*** یوسف رحیمی ***

**********************

 سرود

(به سبک تا چشای دلرباش)

قیامتیه به خدا ، قد و بالاش

علی می خونه إن یکاد ، با دیدن بازوهاش

پهلوونه دلیره علمـداره

تکسوار میدونه و سرداره

بـا ، قـد و بالای حیـدریش         آخـر پهلـوونیـه

نیست، هیچ کسی حریف نگاش   هیبتش آسمونیه

صاحب پرچمائه ، دلبر و دلربائه

ساقی کربلائه

******

قبلمونه اون گنبدای خدایی

ایشالا از ، لطفش می شیم ، دوباره کربلائی

عطر و بوی صحن حرم از یاسه

پهلـوون پهلـوونا عبـاسه

باز، یا کاشف الکرب حسین   شد ذکر لبهای همه

تا ، قیامته گلدسته هاش       سایه بونای علقمه

شجاعه و دلیره ، دلیر و بی نظیره

تو کربلا امیره

دریافت سبک

*** یوسف رحیمی ***

**********************

سرود

دوباره ، ستاره ، از آسمون داره می باره

مولد ، سعید ، وارث تیغ ذوالفقاره

شب نزول ، ماه زمینه

ولادت گل پسر ام بنینه (2)

از آسمون پولک و الماس

می ریزه رو گهواره ی عباس

یا ابوفاضل ابوفاضل

******

رحیمه ، عظیمه ، صاحب دستای کریمه

مثال ، مرتضی ،  عین صراط مستقیمه

تو عرصه ی جنگ ، شاه دلاور

ای پسر مؤدب حضرت حیدر (2)

دل دیوونم می خونه بسیار

کشته منو عشق علمدار

یا ابوفاضل ابوفاضل

******

نوشته ، فرشته ، که ذکر تو رمز بهشته

کنار ، جمالت ،  قشنگی های دنیا زشته

شجاعت تو ، زبانزد ماست

یاد تو شادیِ دل مهدی زهراست (2)

برا عاشقا اسم تو مشقه

بهشت چیه ، حرمتو عشقه

یا ابوفاضل ابوفاضل

دریافت سبک

*** محمد مهدی روحی ***

**********************

 شور

دلبر دلها اباالفضل    سرور و آقا اباالفضل

ای عزیز قلب زهرا     ماه دل آرا اباالفضل

صاحب پرچم ، ساقی علقم ، اباالفضل

یل حسینی ، دلبر عالم ، اباالفضل

یا ابوفاضل اباالفضل

******

پادشه   عالمینی     فاطمه را نور عینی

تو گل ام البنینی    ارتش ارباب حسینی

مژده که آمد ، حضرت سقا ، اباالفضل

چهارم شعبان ، آمده دنیا ، اباالفضل

یا ابوفاضل اباالفضل

******

ای گل رضوان اباالفضل   ساقی عطشان اباالفضل

نیّر شاه ولایت                  ماه درخشان اباالفضل

آمده امشب ، پسر حیدر ، اباالفضل

خرم و روشن ، چشم حسین بر ، اباالفضل

یا ابوفاضل اباالفضل

دریافت سبک

*** نوید اطاعتی ***

**********************

سرود

(به سبک اومده سُرور قلب)

شده زینت با گل و نور و چراغ ، آسمون و زمین

چونکه اومده علمدار حسین ، گل امّ البنین

گل بریزد با شوق جلی    بر قدوم عباّس علی

اومده یار ولایت     گل گلزار ولایت

سیّدی مولا ابالفضل

******

اونکه بوده پسر شیر خدا ، عزّت عالمین

از همون اوّلشم با یک نگاه ، برده دل از حسین

بوده از روز ولادتش       مست صهبای ولایتش

اون علمدار حسینه    همیشه یار حسینه

سیّدی مولا ابالفضل

******

می خونه میون گهواره همش ، شعر سرفرازی

کِی به زیبایی ِ صوتش میرسه ، نغمه ی حجازی

حمد و قدر ونور و کوثره      فانی ِ عشق ِ برادره

یکّه تاز عالمینه     او فناء ِ فی الحسینه

سیّدی مولا ابالفضل

دریافت سبک

*** امیر عباسی ***

**********************

سرود

نور افشان شده رخسار ماه امّ بنین

نوزادی که به زیبایی بی مثل است و قرین

آمد آینه ی حیدر      باده نوش مِی کوثر

یار عترت پیغمبر    علمدار حسین

جلوه حیّ احد ، نور الله الصّمد

یا ابوفضل مدد ، یا ابوفاضل

یا ابوفاضل مدد ، یا ابوفاضل

******

آمد روح و صفا بخش گلستان علی

عیدی ما همه میگیریم از دستان علی

نور حیّ جلی مولا   محبوب ازلی مولا

عباس بن علی مولا  جان اهل ولا

عرش حق را قائمی ، ای عزیز فاطمی

ماه آل هاشمی ، یا ابوفاضل

یا ابوفاضل مدد ، یا ابوفاضل

******

در گلزار خوش عصمت داری بوی حسین

از اوّل شده ای مَحو ، ماه روی حسین

گفته مادر تو بر تو       ای نور دلم عباسم

هستی در همه ی دوران عبد کوی حسین

در حریم سَروَری ، منصبت شد نوکری

بر حسین بن علی ، یوسف زهرا

یا ابوفاضل مدد ، یا ابوفاضل

دریافت سبک

*** امیر عباسی ***

**********************

سرود

دل تمام عالم ، به عشق او مُحرم شد

میلاد نورانی ، ماه بنی هاشم شد

روشنی هردلی    به علی حاصلی

تو ابوفاضلی      یبن الحیدر

خوش آمدی یبن الحیدر

******

تو از دم ولادت ، محو جمال یاری

معتکف و دربند ، ماه رخ دلداری

ای پسر مهجبین    قمر بی قرین

گل امّ البنین        یبن الحیدر

خوش آمدی یبن الحیدر

******

شده ، الا ای آنکه ، تو مَحرَم هر رازی

به وادی ثارالله ، نصیب تو جانبازی

صاحب جام ولا     مس ما کن طلا

ساقی کرببلا      یبن الحیدر

خوش آمدی یبن الحیدر

دریافت سبک

*** امیر عباسی ***

**********************

سرود – شور

آیات کرم را دگر ایّام نزول است

میلاد سه دسته گل گلزار رسول است

نور سه ولادت ، تابیده به دلها

چشمان تو روشن ، یا امّ ابیها

یا زهرا یا زهرا

******

اشک شعف حوریه جاری ز دوعین است

میلاد ابوفاضل و میلاد حسین است

تبریکِ دو عالم      با گرمی آوا

بر امّ بنین و     بر حضرت زهرا

یا زهرا یا زهرا

******

با طلعت پیغمبری و حُسن خداداد

آمد به جهان روح دعا حضرت سجّاد

از بهر عنایت ، با نور هدایت

زد غنچه گل تو ، در باغ ولایت

یا زهرا یا زهرا

******

ای کاش دهم جان ، به غم خفته به سینه

یا علقمه ، یا کرببلا ، یا به مدینه

باشد غم من از ، این بار گناهم

مجنون حسینم ، با روی سیاهم

یا زهرا یا زهرا

دریافت سبک

*** امیر عباسی ***

**********************

سرود

بر سپهر دین آمده مهتاب زاده حیدر ، یاور ارباب

ماه بی مثل و قرین ابوفاضل لاله ی امّ بنین ابوفاضل

در معرفت سر آمدی یا ابالفضل خوش آمدی

مهربان یار حسین بن علی     یار و دلدار حسین بن علی

جان ما فدای راه عشق تو      ای علمدار حسین بن علی

ای عزیز فاطمه یا ابالفضل

******

در حریم راز ، او حسینی بود از همان آغاز ، او حسینی بود

آمده که جان به راه او دهد سر به خاک مقدم دلبر نهد

بوسد پدر ماه رویش چشمان و دست و بازویش

آمده میر سپاه ثارالله              آمده گرمی آه ثارالله

آمده که در نبرد عاشورا     جان کند فدای راه ثارالله

ای عزیز فاطمه یا ابالفضل

******

ما که روی لب زمزمه داریم حاجت صحن علقمه داریم

ای محافظ حریم آلُ الله بانی دست کریم آلُ الله

با تیغت ای ، کوه غیرت کم کن روی ، وهّابیت

عالمی تحت لوایت یا عباس        جان شیعه به فدایت یا عباس

کی شود که یک شب جمعه شویم         زائر کرببلایت یا عباس

ای عزیز فاطمه یا ابالفضل

دریافت سبک

*** امیر عباسی ***

**********************

اشعار ولادت امام سجاد 2

سرود

(به سبك ﺭﺏ ﺻﻞ ﻋﻠﻲ ﻣﺤﻤﺪ)

اﺯ ﻣﺪﻳﻨﻪ ﺳﺮ زده ﺁﻳﻴﻨﻪ ی اﻧﻮاﺭ داﻭﺭ

ﺯاﺩﻩ ی اﺻﻼﺏ ﺷﺎﻣﺨﻪ و اﺭﺣﺎﻡ ﻣﻂﻬﺮ

ﺩﺭﻭﺩ ﻛﻌﺒﻪ ﺑﺮ ، ﻋﺒﺎﺩ الصالحین

ﺳﻼﻡ ﺳﺠﺪﻩ ﺑﺮ ، اﻣﺎﻡ الساﺟﺪﻳﻦ

ﺭﺏ ﺻﻞ ﻋﻠﻲ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ

ﻋﻠﻲ اﺑﻦ اﻟﺤﺴﻴﻦ

******

ﻗﺒﺮ ﻭﻳﺮاﻥ ﺷﻤﺎ ﺷﺪ ﻛﻌﺒﻪ ﻫﺮ ﻗﻠﺐ ﺁﮔﺎﻩ

ﻭﻣﻦ اﻋﺘﺼﻢ ﺑﻜﻢ ﻓﻘﺪ اﻋﺘﺼﻢ ﺑﺎاﻟﻠﻪ

ﺗﻮﻳﻲ ﺟﺎﻥ ﻧﻤﺎﺯ ، ﺗﻮﻳﻲ ﺭﻭﺡ ﻗﻴﺎﻡ

ﺑﻪ ﺟﺴﻢ تو دﺭﻭﺩ ، ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﺗﻮ سلام

ﺭﺏ ﺻﻞ ﻋﻠﻲ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ

ﻋﻠﻲ اﺑﻦ اﻟﺤﺴﻴﻦ

******

ﻣﻦ اﮔﺮ اﻳﺮاﻧﻲ ام ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺒﺎﻫﺎﺗﻢ ﻫﻤﻴﻦ اﺳﺖ

ﻛﻪ از اﻳﺮاﻥ ﻣﺎﺩﺭ ﻭاﻻﻱ ﺯﻳﻦ اﻟﻌﺎﺑﺪﻳﻦ اﺳﺖ

ﺑﻮﺩ لطف ﺧﺪا ، ﻭﻻﻱ اﻫﻞ ﺑﻴﺖ

ﺳﺮ ﻭ ﺟﺎﻧﻢ ﺷﻮﺩ ، ﻓﺪاﻱ اهلبیت

ﺭﺏ ﺻﻞ ﻋﻠﻲ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ

ﻋﻠﻲ اﺑﻦ الحسین

دریافت سبك

*** میثم مومنی نژاد ***

********************

سرود

(به سبك ماه تابنده آرزومنده)

داره می‌تابه ماه محرابه یا که خورشید ازلی

دل و دلـداره چه سزاواره به نام زیبـای علی

از غم و غصه قلبـم امشب آزاده

به نگاهش تموم عالم دل داده

پیش ارباب قیمت می‌گیره قلبی‌که

غبـار مقـدم امـام سـجـاده

از افق های آشنا عطر دلفریب یاسش میاد

قیامت میشه تو دلا وقتی با عمو عباسش میاد

اومده فرزند حسـین ، اومـده گل دلبند حسـین

چه دیدنیـه لبخنـد حسـین ، یا مولا

اومده امید حسین، توی شب غم خورشید حسین

امشب داره عیدی میده حسین ، کربلا

دریافت سبك

*** یوسف رحیمی ***

********************

سرود

(به سبک قد أفلح المؤمنون)

آسمون منـوره ، یثـرب معـطره

از قدم هـای دلربـای عالمین

عجب غوغایی شده تماشایی شده

گل خنده به روی لبای حسین

میلاد ستاره ی سحـره             بـا خنده ش دل از هـمه می بـره

گهواره ش کعبه ی آسمونه     چشماش هم مثه عباس می مونه

فاتح دلهای همه س         کار نگاش دلبریه

فرشته ها دیوونه شن    قد و بالاش حیدریه

******

امام علم و یقین ، سیدالساجدین

نام دلرباش تسبیح سجاده هاست

مظهر صبـر و وفـا ، آئینه ی خـدا

خورشید آسمـونی آزاده هـاست

در اوج حضور و دلدادگی     سجاده  ش صحیفه ی بندگی

می ریزه زلال وحی از لباش        اعجازِ مسیحا داره نگاش

سر می ذاریم رو قدماش            ابوتراب دل ماست

راهی می شه باش دلامون    مسافر کرب و بلاست

دریافت سبک

*** یوسف رحیمی ***

********************

سرود

(به سبک صف می‌کشن برا)

پر می زنه دلم به هواش    چشم انتظار نیمه نگاش

محـراب اهـل آسـمونه        پیچ و خمای زلف سیاش

چشماش صبح تغزل ، تار عباشه ضریح توسل

سورة مهتاب ، خورشید محرابه

داره ، هیبت مولا ، می کنه بر پا قیامت کبری

سرّ بقایِ ، نهضت اربابه

ای کتاب عشق، مستجاب عشق

آقا جون تو صحیفة خدایی

کـعبـة دعـا ، مـظـهـر وفـا

وارث قـیام کـرب و بلایی

دریافت سبک

*** یوسف رحیمی ***

********************

سرود

(به سبک تا چشای دلرباش)

اومده آقای همه ، آزاده ها

شده یا زین العابدین ، تسبیح سجاده ها

زائر هر شب چشاشه مهتاب

شد آرامش جون و دل ارباب

تا ، فرشته های آسمون       میان برا زیارتش

باز، انگشت به دهن می گیرند    از اون همه عبادتش

بهار چارمینه ، مهرش به دل می شینه

سید ساجدینه

******

یادگار عزیز ارباب باوفا

آقایی که شد وارثِ ، قیام کرب و بلا

برق نگاه علی تو چشماشه

مثه ابو فاضل قد و بالاشـه

شد، بلای جون دشمنا     با خطبه های حیدریش

شد، منبرای کوفه و شام     عرصه های دلاوریش

طراوت دعائه ، صحیفة خدائه

وارث کربلائه

دریافت سبک

*** یوسف رحیمی ***

********************

سرود

دلای آزاد ، همه با نغمه ی شاد

گل بریزید به مقدم امام سجاد

باده مجازه ، شب راز و نیازه

اومد کسی که حق به سجده هاش می نازه

گنج حقایق آمد ، قرآن ناطق آمد

فرشته ها طبق طبق        گل میریزن از آسمون امشب

نشسته خنده به روی   چهره ی هر پیر و جوون امشب

برای دومین دفه                  بابا شده اربابمون امشب

مولا مولا مدد سید سجاد

******

ای ماه تابان ، تویی معنی قرآن

منکر تو فرقی نداره با یه حیوان

معنای مردی ، به عالم هدیه کردی

با خطبه و ذکر و دعا مرد نبردی

تو ماه عالمینی ، عشق امام حسینی

ای پسر خون خدا ، به عالمین شاه ولی مولا

شیعه با گریه هات شده ،  مذهب بین المللی مولا

از نسل تو رهبر ما شد حضرت سید علی مولا

مولا مولا مدد سید سجاد

دریافت سبک

*** محمد مهدی روحی ***

********************

سرود

(به سبک اومده سُرور قلب)

اومده نور دل خون خدا ، سیّد السّاجدین

روشنی بخش ِ دل و جان حسین ، زین العابدین

آمده نور ارض و سما       چارمین میر و امام ما

بر دو عالم تهنیت باد     مقدم امام سجّاد

سیّدی امام سجّاد

******

می دَمَد ز مَهد و قنداقه ی او ، نور ولایت

از دم او جان گرفته تا ابد ، جسم عبادت

آمده مولای عالمین       وَجه ِ رب علی بن الحسین

دلبر همه خوش آمد     گل فاطمه خوش آمد

سیّدی امام سجّاد

******

نظری به حال و روز ما نما ، ای به عالم شفیع

در دل شکسته ام فقط بُوَد ، آرزوی بقیع

مَدَد ، ای به قربان رحمتت      تا شَوَم زائر به تربتت

جان ِ جان سُرور سینه     برکت شهر مدینه

سیّدی امام سجّاد

دریافت سبک

***امیر عباسی ***

********************

سرود

(به سبک نور افشان شده)

آمد یوسف پیغمبر ، آمد روح دعا

نور افشان شده در عالم ، ماه خون خدا

آمد آیه ی شیدایی   یاس گلشن زهرایی

معنایی ز دل آرایی    بحر جود و عطا

نور زین العابدین     در سماوات و زمین

روشنایی میدهد     بر دل عالم

یا علی بن الحسین ، یوسف زهرا

******

نور دیده ی ثارالله ، آمد خیر العباد

مسکینان کرامت را ، آمد باب مراد

نورانی شده بیت الله    از نور رخ وجه الله

آمد هستی و جانان      سید الشّهدا

یا امام العارفین      سیّدی بر ساجدین

مُحرم عشق تو اند         کعبه و زمزم

یا علی بن الحسین ، یوسف زهرا

******

مشغول گنهم هر دم ، جرمم گشته عیان

کن آماده مرا آقا ، از بهر رمضان

ای که روح دعا هستی   مولای سُعَدا هستی

لطفی کن که شویم اهل   اشک و ذکر و دعا

مدح تو روی لبم    نور تو ماه شبم

گرم یا رب یا ربم       با ولای تو

یا علی بن الحسین ، یوسف زهرا

دریافت سبک

***امیر عباسی ***

********************

سرود

طلوع ، مهر ایمان و دین است

میلاد سیّد السّاجدین است

ارض و سما ز مقدمت دلشاد

خوش آمدی یا حضرت سجّاد

ای یار بی قرین   یا زین العابدین

مولانا یا علی بن الحسین

******

خنده گل ، کرده بر روی مهتاب

آمده نور چشمان ارباب

امام کلّ عالمین آمد

علیّ دوّم حسین آمد

نوح سعادت است    روح عبادت است

مولانا یا علی بن الحسین

******

کوریّ دیده ی اهل کینه

روزی کن ، بر محبّین مدینه

ز خالق و خلق و همه عالم

لعنتِ بر وهابیت هر دم

ما نوکر توا ایم      خاک در توایم

مولانا یا علی بن الحسین

دریافت سبک

***امیر عباسی ***

********************

سرود

نور دو چشم ارباب ، حجّت حق بر زمین

خوش آمدی یا مولا ، یا سیّد السّاجدین

تو گل پیغمبری           پسر حیدری

آیه ی  کوثری         یبن الزّهرا

یبن الحیدر یبن الزّهرا

******

نور مناجات تو ، روشنی ایمان است

صحیفه ات در رتبه ، برادر قرآن است

روح دعا منصبت      رَهِ حق مکتبت

زمزمه ی یاربت       ناجی ما

یبن الحیدر یبن الزّهرا

******

حال دعا و ذکر و ، سُرور سینه خواهم

به جشن میلاد تو ، از تو مدینه خواهم

غرقه شدم در بدی   تو نگویی ردی

عنایتی سیّدی         بر جمع ما

یبن الحیدر یبن الزّهرا

دریافت سبک

***امیر عباسی ***

********************

سرود – شور

آیات کرم را دگر ایّام نزول است

میلاد سه دسته گل گلزار رسول است

نور سه ولادت ، تابیده به دلها

چشمان تو روشن ، یا امّ ابیها

یا زهرا یا زهرا

******

اشک شعف حوریه جاری ز دوعین است

میلاد ابوفاضل و میلاد حسین است

تبریکِ دو عالم      با گرمی آوا

بر امّ بنین و     بر حضرت زهرا

یا زهرا یا زهرا

******

با طلعت پیغمبری و حُسن خداداد

آمد به جهان روح دعا حضرت سجّاد

از بهر عنایت ، با نور هدایت

زد غنچه گل تو ، در باغ ولایت

یا زهرا یا زهرا

******

ای کاش دهم جان ، به غم خفته به سینه

یا علقمه ، یا کرببلا ، یا به مدینه

باشد غم من از ، این بار گناهم

مجنون حسینم ، با روی سیاهم

یا زهرا یا زهرا

دریافت سبک

***امیر عباسی ***

********************

اشعار مبعث رسول اکرم

دامن کوهسار و غار حراست

بانگ اقرأ بلند از همه جاست

دم روح القدس ترانه ی وحی

حکم اقرأ صدا صدای خداست

این سروش مبارک جبریل

این ندای نجات انسان هاست

یا محمّد زمان بعثت تواست

این ندا مژده ی نبّوت تواست

ای وجودت پر از پیام خدا

ای به جان و تنت سلام خدا

ای دعایت شفای روح بشر

ای کلام خوشت کلام خدا

اشهد انّک رسول ا…

یا محمّد بخوان به نام خدا

تو به بانگ رسا به خلق بگو

وحده لا اله الاّ هو

*****

خیز بر بام چرخ پرچم زن

از خداوندی خدا دم زن

وحده لا شریک له، بر گو

این قوانین کفر بر هم زن

تبر لا اله الاّ الله

بر سر بتگران عالم زن

خیز و ابلاغ کن رسالت را

فتح کن قلّه ی عدالت را

ما تو را مجد و سروری دادیم

بر همه خلق برتری دادیم

پیش تر از ولادت آدم

به تو حکم پیمبری دادیم

به تو ای دادگستر عالم

مکتب دادگستری دادیم

خیز و توحید را تجسّم کن

پیش سنگ عدو تبسُم کن

*** غلامرضا سازگار***

**************

الا محمد «اِقرء و ربُّک الاکرم»

بخوان به نام خداوندگار لوح و قلم

بخوان بخوان که تویی منجی همه عالم

بخوان که پیشتر و برتری تـو از آدم

بخوان که خوانده خدایت پیمبر اکرم

بخوان که هر سخن توست آیتی محکم

بخوان به نام خدایی ‌که آفرید تو را

بخوان بنام کریمی ‌که برگزید تو را

الا که سیطرۀ کفر از این خبر شکند

صف سپاه شب از نیزۀ سحر شکند

اگر چه کوه بوَد خصم را کمر شکند

به تیغ عدل تو بازوی زور و زر شکند

تبر به دست، بتان را به یکدگر شکند

کمان گرفته ز بوجهلِ فتنه سر شکند

خبر دهید که دیو غرور و مستی مُرد

رسید لشکر توحید و بت پرستی مُرد

محمد ای دو جهان زیر بار منت تو

مبارک است به خلق و خدا نبوت تو

خجسته باد به عالم ظهور دولت تو

تمام نـور بـود از چراغ حکمت تو

بود حقیقت توحید درس وحدت تو

درود بر تو و دین و کتاب و عترت تو

چراغ عترت و قرآن یکی است یااحمد

به این دو عزت ما متکی است یااحمد

دو ثقل زندۀ تو اهل بیت و قرآنند

دو قطعه نور ز یک مشعل فروزانند

دو سوره‌اند که مانند نور و فرقانند

دو آفتاب که از یک سپهر تابانند

دو گوهرند که از یک صدف درخشانند

دو نخل نور که محصول یک گلستانند

به اتفاق، دو تصویر از جمال خداست

هرآنکه گشت جدا ازیکی، ز هردو جداست

تو آفتاب جهانی، جهان تو را دارد

امیر قافلـه‌ای، کاروان تـو دارد

نشسته‌ای به زمین،آسمان تو را دارد

تو باغبان جنانی،جنان تو را دارد

زمان به طول تمام زمان تو را دارد

مکان به وسعت کل مکان تو را دارد

چه مقبلان که همه مورد قبول تواند

رسول مایی و پیغمبران رسول تواند

کسی که در همه جا در کنار توست علی است

کسی که دست تو و ذوالفقار توست علی است

کسی که تا ابدالدهر یار توست علی است

کسی که شیر تو و کردگار توست علی است

کسی که جان تو و جان نثار توست علی است

کسی که فاتح پروردگار توست علی است

کسی که حافظ قرآن و دین توست علی است

کسی که گفته خدا جانشین توست علی است

سلام بر تو و قدر و جلال و عنوانت!

سلام چار کتاب خدا بـه قرآنت!

سلام بر تو و یاسین و نور و فرقانت!

سلام بر تو که سلمان بود مسلمانت!

سلام بر شرف و اقتدار سلمانت

سلام مکه و غار حرا بـه پیمانت

سلام بر تو و مولا علی برادر تو

یگانه فاتح بدر و حنین و خیبر تو

بشر رسیـد بـه آیین راستین امشب

خدا نمود برون،دست از آستین امشب

رسید حلقۀ، توحید را نگین امشب

طلوع کرد رخ آفتاب دین امشب

بتان کعبه! بیفتید بر زمین امشب

خدای را بستایید از همین امشب

ظهور مکتبِ «خیرالورا» مبارک‌باد

طلوع نور ز غار حرا مبارک باد

بشارت ای، همۀ دختران زنده به گور

محمد آمده، پـایـان گرفته سلطه زور

به گور گشت نهان، دیو کبر و جهل و غرور

فروغ دوستی از کوی دوست کرده ظهور

به شام تیره شبیخون زده است لشکر نور

محمد آمده، چشم بد از جمالش دور

رسید مژده که در ظلِّ احمدید همه

از این بـه بعد،کنـار محمدید همه

قسم بـه ذات خداوندگار حیِ قدیر

دو عید ماست یکی، این دو، بعثت است و غدیر

جهانیان همه دانیـد از صغیر و کبیـر

فقط علی است پس از مصطفی به خلق، امیر

به شهریار پیام آوران کسی است وزیر

که علم دارد و اخلاص دارد و شمشیر

هزار مرتبه”میثم”اگر روی سر دار

ز دامن علی و اهل بیت دست مدار

*** غلامرضا سازگار***

**************

بانگ تکبیر ز امواج فضا می آید

گوش باشید که آوای خدا می آید

بوی عطر از نفس باد صبا می آید

نفس باد صبا روح فزا می آید

پیک وحی است که در غار حرا می آید

به محمد ز خداوند ندا می آید

ای خلایق همه این طرفه ندا را شنوید

گوش های شنوا حکم خدا را شنوید

بت و بتخانه همه ذکر خدا می گویند

سخن از اقرأ و از غار حرا می گویند

حمد حق، مدح رسول دو سرا می گویند

خلق عالم همه تبریک به ما می گویند

حکم توحید به ما و به شما می گویند

همگی با نفس روح فزا می گویند

بشریت چه نشستی که مسیحت آمد

حکم توحید به آوای فصیحت آمد

این چراغی است که تا شام ابد جلوه گر است

این یتیمی است که بر عالم خلقت پدر است

این نجات همه در دامن موج خطر است

این رسولی است که از کلّ رُسُل خوب تر است

پیشتر از همه بعد از همه پیغامبر است

تا صف حشر طرفدار حقوق بشر است

چشم بد دور ز آیینه ی رخسارش باد

تک و تنهاست خداوند نگهدارش باد

آی انسان ها فرمان پیمبر شنوید

گوش تا از سخن خلق فراتر شنوید

روح گردید و از آن روح مطهر شنوید

همه با هم سخن خالق داور شنوید

بانگ تهلیل شنیدید مکرر شنوید

همه را با هم در عدل برابر شنوید

دوره ی کفر و زر و زور به اتمام آمد

اهل عالم همه آماده که اسلام آمد

عید آزادی زن های اسیر است امروز

عید خلق است و خداوند قدیر ایت امروز

دامن مکه پر از مشک و عبیر است امروز

بشریت را فرمان خطیر است امروز

حق بشیر است بشیر است بشیر است امروز

جاودان باد چراغی که منیر است امروز

ذکر بت ها همه «لا نعبد الا ایاه»

همه گویند «ولا قوه الا با ا…»

تا به کی چهره ی خورشید عدالت مستور

تا به کی سلطه ی بیدادگران با زر و زور

با من امروز بخوانید همگی این منشور

منجی کل جهان آمده با مشعل نور

عید بعثت شده یا عید جهانگیر ظهور

تهنیت باد بر آن دخترک زنده به گور

دور دختر کشی و جهل به پایان آمد

سر تسلیم بیارید که قرآن آمد

مکه آهنگ، به گلواژه ی اقرأ بنواز

کعبه از جا کن و تا غار حرا کن پرواز

یا محمد سخن خویش ز لا کن آغاز

خیز از جا به بت و بتگر و بت خانه بتاز

بشریت را با مکتب توحید بساز

سر این رشته دراز است دراز است دراز

خیز تا عرصه ی بیدادگران تنگ کنی

سینه در حین تبسم سپر سنگ کنی

ای به راه تو تمامی ملل را دیده

ای که جبریل امین دور سرت گردیده

ای به قلب بشر از غار حرا تابیده

ای خدا پیش تر از پیش تو را بگزیده

ای سحاب کرمت بر همگان باریده

خیز از جای خود ای جامه به تن پیچیده

چشم عالم به ره مکتب روشنگر توست

منجی کل بشر دین علی پرور توست

گر چه فوجی پی آزار تن و جان توأند

فکر بشکستن پیشانی و دندان توأند

روزی آید که همه خلق مسلمان توأند

خاک مقداد تو عمار تو، سلمان توأند

سر فرو برده به تسلیم به فرمان توأند

پیرو دین تو و عترت و قرآن توأند

عالم کفر به اسلام تو تبدیل شود

به تولای علی دین تو تکمیل شود

تو و آل تو چراغان هدایید همه

چارده آینه از وجه خدایید همه

چارده صورت توحید نمایید همه

چارده قبله ی ارباب دعایید همه

چارده نوح به طوفان بلایید همه

چارده مهر عیان در همه جایید همه

چارده طور به سینای وسیع دلها

چارده عقده گشا در همه ی مشکل ها

عزت امت تو در گرو وحدت توست

وحدت امت تو پیروی از عترت توست

طاعت عترت تو، طاعت حق، طاعت توست

در رگ قلب حسین بن علی غیرت توست

تا خدایی خداوند به پا دولت توست

شیعه آن است که هر لحظه ی او بعثت توست

شیعه در حکم تو نور ازلی را دیده

شیعه در غار حرا با تو علی را دیده

بعثت شیعه ز آغاز غدیر است و حراست

بعثت سوم او واقعه ی عاشوراست

پدر شیعه علی، مادر شیعه زهراست

شیعه جان و تنش از آب و گل کرببلاست

به خدایی خدایی که جهان را آراست

شیعه بودن شرف و عزت و آزادی ماست

شیعه تا خون به رگش موج زند یار علی است

«میثما» شیعه همان میثم تمار علی است

*** غلامرضا سازگار***

**************

خوشست در خم این گیسوان اسیر شدن

به خاکبوسی این شاه سربزیر شدن

خوشست خادمی این سرای را کردن

در این مقام گدا بودن و امیر شدن

خوشست خاک شدن زیر پای حضرتتان

زِ یُمن گیوه ی پر مهرتان عبیر شدن

خوشست اینکه زِ طفلی به زیر سایه تان

گذار عمر نمودن، زِ عشق پیر شدن

شما کلام خدایید و در نزول منید

شما محمدمید و شما رسول منید

به نام عشق، به نام خدا، به نام نبی

بنوش باده مستانه ای ز جام نبی

بنوش باده که جبرییل می شود اینبار

همای اوج سعادت به روی بام نبی

ببین زِ عرش به سمت حراست در تنزییل

صدای بال ملائک به احترام نبی

صدای بال ملک؛ نه صدای الله است

که آمده برسد محضر مقام نبی

رسیده است بگوید: بخوان بخوان قرآن

بخوان به نام خدایت بخوان محمد جان

زبان خویش گشود و حرا منور شد

زبان گشود و به اذن خدا پیمبر شد

زبان گشود و زمان فراق آخر شد

زبان گشود و لبش از وصال حق تر شد

زبان گشود به وحی و به خلق رهبر شد

زبان گشود وَ مکه دمی معطر شد

زبان گشود به قرآن، عدوش ابتر شد

چنان که گوش بتان از تلاوتش کر شد

ندا رسید: به مکه خدا وطن دارد

بتان مکه، دگر مکه بت شکن دارد

از این به بعد رسول خداست این آقا

از این به بعد خدا حرف می زند با ما

از این به بعد صدای خداست می پیچد

به گوش خلق خدا از لب اباالزهرا

از این به بعد خدا یک خداست ای کفّار

دگر به دور بریزید آن خداها را

از این به بعد شغالند شیرهای عرب

کنار یار پیمبر، کنار شیر خدا

علی کنار نبی و نبی کنار علی

یگانه حامی وحی است ذوالفقار علی

بگو رسول که در دل تب خدا داری

بگو که ابر خدایی و وحی می باری

بگو اگر به تو خورشید و ماه را بدهند

ز وحی خواندن خود دست بر نمی داری

بگو که آمدی و باغبان عشق شدی

به خاک سینه ی ما بذر عشق می کاری

تو آمدی که بگویی علی همان زهراست

تو آمدی که بگویی منم علی، آری

تو آمدی که علی را به ما نشان بدهی

امام بعد خودت را نشانمان بدهی

تو ساغر میِ حقی، شراب ناب، علیست

به خاک میکده سوگند، بوتراب، علیست

چه سرنوشت خوشی اینکه در هوای شما

شوند عالمیان ذرّه، آفتاب علیست

سوال: بعد شما جانشین تان چه کسی است؟

هزار بار بپرسند اگر، جواب علیست

صدای کیست پس از تو که ناله زد: بابا

کسی که بسته به دستش عدو طناب علیست

صدای کیست که می گفت: ای امان بردند

میان کوچه علی را کشان کشان بردند

*** امیر عظیمی ***

**************

آن که رخسارۀ او رنگ محبّت دارد

نور توحید بود آن چه به طلعت دارد

بی وضو جن و ملک نام نکویش نبرند

نام او نزد خدا عزّت و حُرمت دارد

نام او هست صفا بخش دل اهل جهان

که به اندازۀ فردوس طراوت دارد

اوست خورشید نبّوت که ز روز خلقت

مهر او در دل هر ذرّه اقامت دارد

این همان محیی دین است که از روز ازل

به روی شانۀ خود مُهر نبّوت دارد

این همان سرو سرافراز و همیشه سبز است

که به سر در همه جا ابر کرامت دارد

این همان واسطۀ مبدأ فیض ازلی است

که ز انوار خدا نور بصیرت دارد

این همان سورۀ نور است به قرآن مبین

که دراین آیه خداوند بشارت دارد

این همان شاخۀ طوباست که در فردوس است

این همان عطر نفیس است که جنت دارد

کرد خورشید نبّوت ز حرا تا که طلوع

آسمان دید به رخ نور هدایت دارد

همه ذرّات در آن روز به حیرت دیدند

که به قدقامت خود شور قیامت دارد

سند روشن توحید پرستی با اوست

همرهش مژده ای از صبح سعادت دارد

در ره عشق سبکبال ترین عاشق اوست

گرچه بر شانۀ خود کوه رسالت دارد

تا به معراج خدا سیر وسفر کرد شبی

آن که جبریل به او عشق و ارادت دارد

در حرمخانۀ حق محرم اسرار خداست

با خدا شب همه شب اوست که خلوت دارد

اوست پیغمبر رحمت که به پای میزان

برهمه اهل جهان لطف و عنایت دارد

ای وفائی به گل روی محمّد صلوات

بُردن نام رسول است که لذّت دارد

*** سید هاشم وفایی ***

**************

سرود

آئینه دار روی خدا ، یا مصطفی

به فدای تو بود هستی ما

قبله ی عاشقا شد حرا ، یا مصطفی

همه عالم به یمن تو شد به پا

مولا مولا مولا مولا

******

گل بریزید از آسمان ، که محمد شد پیمبر

از جمال نورانی اش ، پیدا شده نور داور

آی عاشقا آی عاشقا ، عیدی بگیرید از حیدر

مولا مولا مولا مولا

******

ای همه عالم در دست تو ، سر مست تو

منم آن خانه زاد پابست تو

نازم علی را که از ازل ، تا به ابد

با تو بوده و باشد پیوست تو

مولا مولا مولا مولا

******

می آید از غار حرا ، زمزمه ی یا ربنا

سنگ عقیق و فیروزه ، اول تبریک گفتن تورا

اول مسلمان شما ، باشد علی شیر خدا

مولا مولا مولا مولا

دریافت سبک

***محمد مهدی روحی ***

**************

سرود

ستاره ای تابید و دل ، اسیر روی او شده

می تابه از غار حرا ، ذکر همه یا هو شده

جلوه های این ستاره ، به خدا نظیر نداره

آسمون هرچی که داره ، روی خاک پاش میذاره

وجه زیبای خدا مظهر بی بدیل سرمد

رحمه للعالمین خاتم انبیا محمد ، یا حبیبنا محمد

یا اباالزهرا

******

مهر تو از تو آسمون ، به دل ما آمد فرود

حی علی خیرالعمل ، حب تو و آل تو بود

کار دل دست تو آقا ، هستی از هست تو آقا

کوثرو ساقی و ساغر ، همه سرمست تو آقا

از حرا جمال تو آسمونا رو کرده روشن

به فدای روی تو ای همه عشق  و هستی من

دل من  شد با تو گلشن

یا اباالزهرا

******

به همه ی آفرینش ، خدایی که پیمبری

حضرت یوسفم میگه ، آقا تو با نمک تری

به نجات اهل عالم ، برس ای نبی خاتم

که حضور خود به دلها ، برسون فیض دمادم

بیشترین اسمی که هست روی زمین نام محمد

قبل اخبارا همیشه میشنوین نام محمد

بهترین نامه محمد

یا اباالزهرا

دریافت سبك

***محمد مهدی روحی ***

**************

شور

رسول اکرم ، تمام عالم

بُود همچون سائلی در کوی تو

دلم شد روشن ، چو گل در گلشن

رسد بر مشام جانم بوی تو

ز یُمن بعثتت ، وَ در این فجر نور

دگر جاهلیت ، شده زنده به گور

ابالزهرا مدد

******

عطوف دلها ، رئوف دلها

تویی خورشید آسمان رحمت

به حقّ حیدر ، وَ حقّ کوثر

به ما امشب کن از کَرَم عنایت

دعا کن تا کنیم ، خدایی زندگی

به راه حق کنیم ، چو خوبان بندگی

ابالزهرا مدد

******

بشیر و نذیر ، سراج منیر

تو را تا ابد ما خاک محضریم

خدا را صد شکر ، که ما عاشقان

گدای تو و اولاد حیدریم

تولای حیدر ، تمام دین ما

تمام دین ما ، همه آیین ما

ابالزهرا مدد
 
دریافت سبک

***امیر عباسی ***

**************

سرود

عید بعثت ، عید الطاف داور ، توأمان شد ، خنده با چشمان تر

که محمد ، شده بر ما پیغمبر ، مبارک مبارک

او که با امر خدا آیه ی حق میخواند

اِقرا بِاسم ربِّکَ الذی خَلق میخواند

ذکر دل توحید و تبارک ، این جشن فرخنده مبارک

رسول الله رسول الله مدد مولا مولا مولا مولا

******

به شب خلق ، تو سراج منیری ، تو امیری ، تو بشیر و نذیری

دست ما نه ، دست عالم بگیری ، یا مولا یا مولا

نور حق جلوه گر از ماه رخ مُصطفوی

جاهلیت شده منفور به نور نبوی

رسول امجد و اعظمی ، امید همه ی عالمی

رسول الله رسول الله مدد مولا مولا مولا مولا

******

آرزوی ِ، همه ی ما این باشد ، پیروی از ، مکتب و آیین باشد

هستی ما ، به فدای دین باشد ، یا مولا یا مولا

ما که بر مکتب نورانی تو دل بستیم

جان نثاران تو و عاشق حیدر هستیم

می مانیم همه با عنایت ، تا آخر یاور ولایت

علی مولا علی مولا علی مولا مولا مولا مولا

دریافت سبک

***امیر عباسی ***

**************

سرود

شاده دل تموم مسلمین و عاشقا      ذکرشون ، یا نبی و یا مصطفی

از حریم حرا نسیم بعثت می وزه

از سوی کبریا نسیم بعثت می وزه

آرزوی دل ما همینه      وعده ی ما یه شبی مدینه

یا رسول الله یا رسول الله یا مصطفی

******

امر خدا بود و قضای ربّ العالمین      مصطفی ، شد پیمبر آخرین

لات و هُبَل شده شکسته از امر خدا

اومده موسم ذلالت جهل و جفا

مقام تو عظیمه و اعظم      مبارکه یا نبی اکرم

یا رسول الله یا رسول الله یا مصطفی

******

ما که به درگه قرآن و عترت سائلیم      تا ابد ، بر عطای تو خوشدلیم

هستی ما فدای عشق اولاد شما

وعده ی ما نجف و کاظمین و کربلا

نوای ما به مد دلبر    علی علی علی علی حیدر

یا علی مولا یا علی مولا یا مرتضی

دریافت سبک

***امیر عباسی ***

**************

سرود

جلوه ی نور حیّ سرمد         از همه سَروَران سَرآمد

خاتمُ الانبیا یا احمد       یا سیّدُنا یا محمّد

فدای قدر و اجلال تو         هر دلی گرم اقبال تو

صلوات بر تو و آل تو

سیدی سیدی یا احمد

******

ای اُمید همه یا احمد     خوبی را خاتمه یا احمد

به هر لب زمزمه یا احمد     یا ابالفاطمه یا احمد

مِدحَتِ تو نوای لبها         ذکر تو ، گرمی یا ربها

نور تو روشنای شبها

سیدی سیدی یا احمد

******

صلواتِ خدا بر رویت            آسمان گشته خاک کویت

دل بسته به تار گیسویت   مرحبا به خُلق و به خویت

رسول اکرم و اعظمی   بر سرّ ایزدی ّ مَحرمی

اوّلین شخص این عالمی

سیدی سیدی یا احمد

  دریافت سبک

***امیر عباسی ***

**************

سرود

بر تن عالمی جان        جلوه ی نور ایمان

ای تمامی قرآن          آیه ی حُسن یزدان

بر همه یار و دلبر      صاحب روز محشر

میر و مولا و سَروَر    ای به خلقت پیمبر

یا نبی یا محمد ، یا نبی یا محمد

******

ما همه سائلیم و          تو جواد و کریمی

ما همه غرق عصیان     تو غفور و رحیمی

دیده ی عاشقان را      روشنی و ضیایی

هم تو فخر رُسُل،هم       خاتمُ الانبیایی

یا نبی یا محمد ، یا نبی یا محمد

******

ما که بر ریسمان     رحمت تو اسیریم

باید از مکتب تو       درس تقوی بگیریم

یا اباالفاطمه ما          سائلان را دعا کن

یک شب جمعه رزق    ما همه کربلا کن

یا نبی یا محمد ، یا نبی یا محمد

 دریافت سبک

***امیر عباسی ***

**************

سرود

بعثت ختم رسل آمد و دل غرق سُرور

شده نازل به شب جاهلیت ، سوره ی نور

سیّد و سَروَر یا احمد     یا احمد

شافع محشر یا  احمد    یا احمد

از سوی داور یا احمد     یا احمد

شدی پیمبر یا احمد      یا احمد

یا حبیبی یا محمد

مولا مولا یا مصطفی

******

مکه شد بادیه ی جلوه ی مستور خدا

در دل غار حرا جلوه شده نور خدا

تو مظهر رحمت هستی    یا احمد

تو اشرف خلقت هستی    یا احمد

تَبَلوُر عزّت هستی          یا احمد

پیمبر امّت هستی          یا احمد

یا حبیبی یا محمد

مولا مولا یا مصطفی

******

جان فدایت که بُوَد فِراق تو مشکل ما

ما مریض عشق تو ، تویی طبیب دل ما

بده به درد ما دوا           یا مولا

حاجت ما را کن روا       یا مولا

به سائلانت کن عطا     یا مولا

یک نجف و یک کربلا      یا مولا

یا حبیبی یا محمد

مولا مولا یا مصطفی

 دریافت سبک

***امیر عباسی ***

**************

سرود

جشن دلبر ، عید مبعث     کف بزن در ، عید مبعث

گلشن دین با صفا شد    با صفا شد

ذکر دل یا مصطفی شد مصطفی شد

ذکر دل یا مصطفی شد

یا ابا الزّهرا مدد

******

میرسد از ، حیّ سرمد    بانگ اقرأ ، یا محمد

تو رسول کبریایی ، کبریایی

تو نبی تو مصطفایی  مصطفایی

تو نبی تو مصطفایی

یا ابا الزّهرا مدد

******

آرزوی ، ما همینه      کربلا و ، هم مدینه

شهره بین عالمینیم ، عالمینیم

گرم ذکر یا حسینیم ، یا حسینیم

گرم ذکر یا حسینیم

یا حبیبی یا حسین    نور عینی یا حسین
 
دریافت سبک

***امیر عباسی ***

**************

اشعار ولادت حضرت علی اصغر (ع)2

حالا رباب مانده و شش ماه خاطره
حالا رباب مانده و يك عمر آرزو ،،،

****
باب الحوائج آمده حاجت بگیرید

عیدانه از دست ولی نعمت بگیرید

شش گوشه می خواهید بسم الله امشب

از کودک اربابتان رخست بگیرید

: حسين ايماني
****
روشن شب تار می شود از امشب

غم پا به فرار می شود می شود از امشب

فصل دل عشاق علی اصغر

6ماه بهار می شود از امشب

سيد مجتبي شجاع

****
هستم همه شب یاد تو ای شه زاده

محتاج به امداد تو ای شه زاده

ای کاش که امر فرج امضا بشود

از برکت میلاد تو ای شه زاده

سيد مجتبي شجاع

****

باز هم شهر نبی معدن اسرار شده

غنچه ای با برکت هدیه به گلزار شده

باز هم نام علی بر لب آقا گل کرد

باز هم حضرت ارباب پسر دار شده

روزه ماه رجب به که به آقا چسبید

تا سحر مست از این لحظه دیدار شده

غنچه ناز رباب است به قدری زیباست

چقدر گل که به پاس قدمش خار شده

بسکه نورانیت از چهره او می بارد

بی سبب نیست که هر آینه ای تار شده

سفره حیدریون رجب امشب پهن است

در دهش سیزده انگار که تکرار شده

پسر حیدری یوسف زهرا آمد

آخرین حیدر ارباب به دنیا آمد

 این قبیله همه شان لایق پیغمبری اند

همه مستند ولی مست می کوثری اند

اسمشان مثل علی صولتشان مثل علی

فرصت جنگ بیافتد همه شان حیدری اند

 غیرت الله جهانند علی های حسین

مثل بابا همه جا پیش همه مادری اند

 سن مهم نیست دراین قوم همه میدانند

در روایتگری دین همه شان منبری اند

 علی اکبر و اوسط خودشان محشری اند

ولی انگار که مست علی آخری اند

علی اصغر دل این چند علی را برده

روی پیشانی او بوسه زینب خورده

هیبت چهره اش ازبس که به مولا رفته

با نگاهش غم و درد از دل بابا رفته

بی سبب نیست رقیه علمی آورده

چونکه بی واسطه بازوش به سقا رفته

 نوه حیدر و زهراست در این شکی نیست

در ملاحت به علی اکبر لیلا رفته

اختر و ماه در آغوش هم اند آنجا که

از سردوش شه علقمه بالا رفته

چقدر پاقدم این پسر با برکت

نامه شخص گرفتار به امضا رفته

عمه اسفند میارد نخورد چشم علی

فکر زینب طرف محسن زهرا رفته

دل بی بی طرف باغ جنان پر می زد

جای محسن چقدر بوسه به اصغر می زد

این دو شش ماهه یکی باده یکی ساغر شد

علت مستی شیعه ز می کوثر شد

یکی از عشق فدای حرم حیدر شد

یکی از عشق فدای پدر بی سر شد

یکی از بغض و عداوت به علی٬خونین شد

یکی از بغض حسین ابن علی پر پر شد

یکی از ضربه مسمار به جانان پیوست

یکی از تیر سه پر کشته بی حنجرشد

آن یکی آیه مظلومیت زهرا شد

این یکی سوره مظلومیت حیدر شد

آن یکی آبروی دشمن حیدر را برد

این یکی کشته بی غیرتی لشگرشد

این دو شش ماهه شفیعان قیامت هستند

این دو شش ماهه دو اسباب شفاعت هستند

مهدی نظری

****
دوباره عشق دوباره حکایتی دیگر

دوباره شور دوباره قیامتی دیگر

دوباره نغمه داود می رسد امشب

دوباره زمزمه ی رود می رسد امشب

دوباره از جگر کوه چشمه می جوشد

زکوچه های مدینه کرشمه می جوشد

عصا به سینه ی دریا کشیده راهی را

ز شوق حضرت موسی دویده راهی را

مسیح آمده تا خانه ی مسیحایش

کلیم سجده کند بر قدوم لیلایش

خریده نوح به جانش هزار طوفان را

مگر نگاه کند پیر مِی فروشان را

دوباره نوبت جام و سبوو ساغر شد

برای آمدنش انتظارها سر شد

شب است و خانه ی زهرا عجب تماشایی است

زمان دلبریِ دلبری مسیحایی است

از آسمان به زمین آفتاب آمده است

علی سوم عالی جناب آمده است

اگر چه طفل ولی نه پیر هر مست است

قسم به حضرت مولا امیر هر مست است

رسیده آینه دار امام عاشورا

رسیده حُسن ختام قیام عاشورا

اگرچه غُنچه ی پیچیده در قمات است این

به لعل کوچک خود چشمه ی حیات است این

دو طاق حُسن دو ابرو دو تیغ آورده

برای بوسه ی بابا عقیق آورده

برای حضرت ارباب دلبری دیگر

برای قافله سالار حیدری دیگر

فقط نه در دِلِ گهواره کودکِ باباست

قسم به او که علمدار کوچک باباست

گشود گیسوی او را جهان پُر از دل کرد

کتاب کرببلا را حسین کامل کرد

بروی دوش عمو همچو آبشار علیست

رسیده است بگوید که ذوالفقار علی است

تبسمی زد و تا کبریا به وجد آمد

از آن دو چشم خدایی خدا به وجد آمد

عجب شبی است که روی علیست مهتابش

رباب گرم نگاهش رقیه بی تابش

هزار مرتبه عباس عزیز جان می گفت

شبی که اکبرلیلا به او اذان می گفت

فرشته بال به طاق دو ابرویش می زد

گلابِ یاسِ بهشتی به گیسویش می زد

به پیش دیده ی زینب حسین زینب وار

گرفت بوسه ز لبهای او هزاران بار

نگاه کرد به چشمش دلش هوایی شد

هوای خانه ی ارباب کربلایی شد

دلش حسینیه بود و سینجلی می گفت

نوایِ حَیَ عَلَی العِشق را علی می گفت

بهانه کرد دلش داغ آبها را باز

به چشمهای علی دید کربلا را باز

اگرچه تشنه ولیکن زبان ندارد حیف

به روی دست عزیزش توان ندارد حیف

کنار خیمه رباب است و چشم در راه است

تمام هستی مادر شبیه یک آه است

به روی دست پدر بود و بال و پر می زد

لبان تاولی اش شعله بر جگر می زد

به زخمهای لبش خون تازه جاری بود

اگر غلط نکنم وقت نِی سواری بود

حسین دست غریبی به روی زانو زد

برای جُرعه ی آبی به حرمله رو زد

صدای خنده و شور و سرور و هلهله بود

بلند تر زهمه خنده های حرمله بود

سرِ تیر سه شعبه به حنجرش افتاد

به روی دست پدر وایِ من سرش افتاد

بخون کشید رُخش را تمام گیسو را

که دوخت تیر سه شعبه گلو و بازو را

حسن لطفی

****
روشن تر از روز است خیلی بامرامند

وقتی کریمان با گدایان هم کلامند

الحق که آقازاده ها یک یک امیرند

الحق که نوکرزاده ها یک یک غلامند

در فقرِ محضِ خود غنیِّ محض هستم

وقتی گدای این درم، مردم گدامند

عین عدم هستیم و با آنان وجودیم

پس ما همان هاییم که آن ها بنامند

سنّ زیاد و سنّ کم، فرقی ندارد

این خانواده از طفولیت امامند

چیزی ندارم جز «سلام الله علیهم»

فرزندهای فاطمه با احترامند

هر صبح خورشیدند و در هر شام ماهند

این چهارده تا روشنی صبح و شامند

این چهارده آیینه از بس که شبیه اند

وقتی ببینی شان نمی دانی کدامند

**

و الله این پروانگی ما می ارزد

هر چند خاکستر شدیم اما می ارزد

معشوق عالم می شود یک روز، عاشق

مجنون ما اندازه لیلا می ارزد

قلاده ما را همین گوشه ببندید

سگ هم کنار خانه این ها می ارزد

سر می نهم بر پای تو قیمت بگیرم

هر جا نمی ارزد سرم این جا می ارزد

یک جان ناقابل به پایت ذبح کردیم

حالا که شد مال تو از حالا می ارزد

این گریه ها را آیه تطهیر گفتند

یک قطرهٔ آن بیش از دریا می ارزد

با کاظمین تو بهشتی دارم این جا

پس زندگی در عالمِ دنیا می ارزد

پس ارزش گهواره ات کعبه است حتماً

وقتی عصای حضرت موسی می ارزد!

دستی بکش بینا کنی این چشم ها را

با معجزات تو چه نابینا می ارزد!

کافی ست ما را این که بابای تو خندید

لبخند بابای تو یک دنیا می ارزد

**

آن که «کم»ش را نیمه شب آورد، دادت

دارد زیادش می کند لطف زیادت

آقا منم… آن رختْ پاره… پا برهنه…

آن شب –شب جمعه- مرا که هست یادت!

تو کیستی؟ تو از کریمان بلادم

من کیستم؟ من از گدایان بلادت

من از در این خانه ات جایی نرفتم

پس رو مگردان از گدای خانه زادت

آن که مرا حالا مُرید تو نوشته

حتماً تو را هم می نویسد «یا مراد»ت

تو جان مایی، پس بگیر این حق خود را

نفرین بر آن که جان گرفتی جان ندادت

تو هر کجا پا می نهی هر صبح خورشید

عرض ارادت می کند بر بامدادت

بابای تو با دیدن تو گریه می کرد

با گریه لطف دیگری دارد عبادت

آباء و اجدادت همه یک یک جوادند

پس می نویسیمت جواد بن الجوادت

**

بر روی پایت می گذارد کعبه سر هم

جبریل حتی می گذارد بال و پر هم

به خاک پایت احتیاجی نیست اصلاً

وقتی دوا می سازم از این خاک در هم

تو کعبه ای! آن کعبه ای که در طوافت

بال و پر ما سوخته حتی جگر هم

با آبروی تو تهجّد آبرو یافت

فیض از مناجات تو می گیرد سحر هم

با این جمالی که تو را دادند، باید…

بین خریداران تو باشد پدر هم

نام مرا هم بین این عشاق بنویس

بگذار تا جا خوش کند این یک نفر هم

ای جان به قربان تو و دورِ شلوغت

یوسف شدن بازار دارد، دردسر هم

در کوچه جانِ ما نقابت را بیانداز!

این گونه چشمت می زنند این ها، نظر هم

هستند یک یک شیرها دنبال دامت

چشمان آهوی خراسانِ پدر هم

فهم من از لطف جوادی تو این است:

که آن چه را گفتیم دادی، بیشتر هم

ما را ببر تا کاظمین این بار با هم

ما را بخر در کاظمین این بار درهم

**

جز عجز، سائل چاره ای دیگر ندارد

وقتی کریمیِ‌ خدا آخر ندارد

ما را برای در زدن معطل نکردند

اصلاً ‌بیوت این کریمان در ندارد

این خانواده کودکش ذاتاً بزرگ است

نام علی که اصغر و اکبر ندارد

طفل رباب ست و ولیکن عادتش بود

از شانهٔ عمه سرش را بر ندارد

بین مقامات رباب این شان کافی ست

که هیچ کس جز او علی اصغر ندارد

وقتی که آمد لشگر کوفه به هم ریخت

میدان علمداری ازین بهتر ندارد

وقتی که آمد لشگر از دور پدر رفت

آخر گمان کردند که لشگر ندارد

طفل است و بابای بلاتکلیف مانده

حیرانی است و کودکی که سر ندارد

گیرم که از فردا دوباره آب وا شد

چه فایده، شش ماهه که دیگر ندارد

علی اکبر لطیفیان

****
خواندیم ولی نوشته می شد

خیرالعملی نوشته می شد

هر جا غزلی نوشته می شد

در شأن علی نوشته می شد

به چه پسری حسین دارد

جز نام علی نمی گذارد

ای دلخوشی جناب ارباب

تکرار ابوتراب ارباب

ارباب میان قاب ارباب

شیرین عسل رباب ارباب

تنها نه تحول آفریدی

لبخند زدی گل آفریدی

نور به نظر رسـیده تبریک

درشهر خبر رسیده تبریک

یک یار دگر رسیده تبریک

سرباز پدر رسیده تبریک

آیینه ای از نگاه باباست

او یک تنه خود سپاه باباست

صابرخراسانی

****

طلوع چشم تو را آفتاب باور كرد

هواي آمدنت چشم را كبوتر كرد

ستاره هم به نوايي رسيد از نورت

حضور سبز تو حال زمانه بهتر كرد

كنار خانه آقا فرشته باران است

چه،خنده هات زمين را فرشته پرور كرد

به چشم هاي تو سوگند، اي علي چهره

خدا به خلقت چشمت دوباره محشر كرد

هزار مرتبه شكر است بر لبم،هر روز

كه حق، شفاعت ما را به تو مقدر كرد

تو همطراز دو دست رشيد عباسي

و فاطمه به شما يك حساب ديگر كرد

خدا كه خواست مرا هم كسي ببيند،پس

مرا هميشه گداي عليِ اصغر كرد

سرودن از تو تواني عظيم ميخواهد

عنايت از كلماتي كريم ميخواهد

تو انتخاب خدايي براي فرداها

ضمانت تو اميد حسينيِ ماها

اگر چه كودكي اما بزرگ دنيايي

نديده اند شبيه تو چشم دنياها

چه معجزه اي ست به چشمان فاطمي ات كه

مسيح چشم تو جان ميدهد به عيسي ها

من از قبيله دردم،غلام زاده ي تان

تو از قبيله عشقي ز نسل اقاها

چه آهوانه مرا تا جنون كشاندي و

نوشته ايم يكي از تمام ليلا ها

هنوز زمزمه مادرم به گوشم هست

كه مي سرود شما را به جاي لالا ها

قسم به لحظهء بالا نشيني ات تا عرش

مرا ببر به حريمت در اوج بالا ها

ببر به سمت جنونم به عشق محرم كن

تمام سال مرا هفتم محرًم كن

طنين خنده تو تا به آسمان پيچيد

دل حسين به هر خنده تو ميلرزيد

بدون هيچ معطل شدن به دست پدر

دوباره اسم شما هم فقط علي گرديد

نشسته اند كنارت ذخيره هاي زمين

شده تجمع ماه و ستاره و خورشيد

فقط نشانِ بزرگيِ خانواده توست

كه پير و كودكتان اينچنين كرم داريد

چه كرده درس نگاهت كه اينچنين گشتند

مريد و شيفته ی تو مراجع تقليد

درست مثل دو دست گره گشاي عمو

خدا به دست تو باب الحوايجي بخشيد

در آرزوي علمداري ات كنار عمو

چه خواب ها كه برايت رباب خواهد ديد

عزيز من پسرم پا به راه خواهي شد

تو هم براي خودت يك سپاه خواهي شد

حماسه ي تو هنوز از زبان نيفتاده

توسلِ به تو از چشممان نيفتاده

تو قصه شبِ مادر بزرگ هایي كه

كرامت نفست از بيان نيفتاده

شعاع دلبري ات شاهزاده بي حد بود

كه اسمت از دهن اسمان نيفتاده

عروج سرخ تو محكم نمود راه غدير

چرا كه نام علي از اذان نيفتاده

نيامده به سفر ميروي مراقب باش

كه چشم شور پيِ كاروان نيفتاده

خدا كند كه دروغ است اينكه ميگويند:

چه بارها كه سرت از سنان نيفتاده

دوباره شاعر دلخسته مينويسد اين

دو مصرعي كه هنوز از دهان نيفتاده:

چه قدر زير گلويت سفيد و جذاب است

به قب قبت اثر بوسه هاي ارباب است

حسن کردی

****
از لا به لای دفتر شعرم عبور خواهم کرد

امشب تمام قافیه ها را مرور خواهم کرد

انشای جمله های ملیحانه تو را

با کاغذی زجنس محبت نمور خواهم کرد

امشب به زیر پرچم عشق تو آمدم

مدح تو را ز جوهری از جنس نور خواهم کرد

حالا برای رسیدن به شأن تو

بالی برای پر زدنم جفت و جور خواهم کرد

ای پیر کو چک ای گل دردانه ی رباب

از خواندنم برای تو حس غرور خواهم کرد

اکنون مرا بهار دل انگیز دیگری

کی می رسد پیاله ی لبریز دیگری

امشب به سمت و سوی تو پرواز می کنم

با بردن نوای تو اعجاز می کنم

گفتم علی اصغر و لبریز از خمم

با جرعه ای ز جام تو آغاز می کنم

عاشق تر از همیشه نگاهم به سوی توست

با اشک خود محبتم ابراز می کنم

دل را دخیل یک پر قنداقه شما

بستم و قفل بسته ی خود باز می کنم

هر لحظه ، هر دقیقه ، تمامی عمر خود

حوض دو چشم خود ز تو نمساز می کنم

ای ماورای هر چه غزل در نگاه عشق

ساکن شدم به عشق تو در خانقاه عشق

امشب میان شعر و غزل بنده عابرم

با بیمه ای به اسم تو آسوده خاطرم

شش ماهه ای که یک شبه ، صد سال رفته ای

آقا محل بده به خدا بنده شاعرم

نذر شما و مادرتان ، شیره ی عسل

سر را بزن فدای شما بنده حاضرم

ای آنکه گوشه چشمی به ما کنی

شاید عوض شود به دمت هست و ظاهرم

امشب تمام قافیه هایم بدل شده

شعرم پر از طراوت طعم عسل شده

یک آیه از اهالی بالا رسیده است

زیباترین ستاره زهرا رسیده است

در نیل غصه های زمین یک عصا بزن

گویا دوباره حضرت موسی رسیده است

هر کس که مرده دل شده در عصر حاضرش

مژده بده به او که مسیحا رسیده است

باید سوار کشتی اهل یقین شوی

بر ساحل نگاه تو دریا رسیده است

امشب دوباره ساکن میخانه می شویم

شاید دوباره حضرت مولا رسیده است

شکر خدا که عنایتتان شامل شده

ابیاتی از دهان شما حاصلم شده

این ها گذشت و واقعه از راه می رسد

یوسف دوباره بر ته یک چاه می رسد

باید دوباره خواند غزل های نا تمام

وقتی پیامی از خود الله می رسد

مادر نشسته منتظر ماه پاره اش

اما فقط ز خیمه ی او آه می رسد

مولای ما کنار فرات و علی به دست

اما ز لحظه ای که حرمله آنگاه می رسد

این ها معادلات غریبانه ی غم است

این ها گذشت و واقعه از راه می رسد

حسین دست غریبی خود به زانو زد

برای جرعه ی آبی به حرمله رو زد

با حنجری شکسته خدا را صدا زدی

در لا به لای خون خودت دست و پا زدی

کوچکترین شهید حرم در سرای عشق

از سال شصت و یک سخن آشنا زدی

آری ، چگونه خوانمت از روی نیزه ها ؟

کوچکترین سری که تکیه بر این نیزه ها زدی

باور نمی کنم عزیز دلم روی نیزه ای

آتش به عمه و من و این خیمه ها زدی

جمعه غروب ، روز دهم ، در نگاه آب

یک مهر سرخ آخر این ماجرا زدی

آقا ببخش قصد جسارت نداشتم

بر این ردیف و قافیه عادت نداشتم

محمد مهدی نسترن

اشعار ولادت امام جواد(ع)(به روز شد)

وقتی بساط عشق بازی چیده می شد
سجاده سبزی کنارش دیده می شد

یک پیرِ عاشق با دعای مستجابش
در امتحانِ عاشقی سنجیده می شد

صبرش اگر چه شهره هفت آسمان بود
گه گاهی از زخم زبان رنجیده می شد

گویا دوباره کوثری در بین راه است
کم کم سحر شام دل غمدیده می شد

از نور زهراییِ این فرزند خورشید
طومار غربت در جهان برچیده می شد

دانید این اسطوره دلدادگی کیست؟
در آسمان ها این چنین نامیده می شد

او کیست؟ آقازاده شمس الشموس است
آرامش جان و دلِ سلطان طوس است

او مثل نوری جلوه کرد و بهترین شد
همچون رسول الله پیغمبر ترین شد

از آسمان ها آمد و جاری تر از اشک
مانند زهرا مادرش کوثرترین شد

سر تا به پایش بود توحید مجسم
بر باده رب الکرم ساغر ترین شد

او چندسالی گر چه مهمان بود ما را
اما تجلی کرد و نام آور ترین شد

بر تار گیسویش گره خورده دل ما
این شاه زاده، تک پسر، دلبرترین شد

شد زنده یاد یوسف لیلا دوباره
ابن الرضا بود و علی اکبر ترین شد

در چند جایی که عیان شد غیرت او
با نام زهرا مادرش حیدر ترین شد

فرمود بابایش از او بهتر نباشد
مولودی از او با برکت تر نباشد

او آمد و ابن الرضایی کرد ما را
از برکت نامش خدایی کرد ما را

مشتی ز خاکیم و قدم بر ما نهاد و
تا عرش برد و کبریایی کرد ما را

دست کریمِ این امامِ ذره پرور
یک عمر مشغول گدایی کرد ما را

صوت دل آرای مناجاتش سحر ها
سر مست جانان و هوایی کرد ما را

بوسیدن خال رطب دارش در این ماه
مهمان بزم با صفایی کرد ما را

یک قطره اشک از کنار سفره او
هر نیمه شب مردی بکایی کرد ما را

از گوشه صحن و سرای کاظمینش
مست حسین و کربلایی کرد ما را

نیمه نگاه اوست تسکین الفؤادم
لب امیر کاظمین، عبدالجوادم

لبخند او آرامش جان رضا شد
یوسف شد و مهمان کنعان رضا شد

سجاده بابا شده گهواره او
لالایی اش آهنگ قرآن رضا شد

آمد که باقی مانده توحید باشد
با نام او شیعه مسلمان رضا شد

هر کس که از باب الجواد آمد زیارت
با دست پُر، مشمول احسان رضا شد

امشب دلم جایی دگر هم پر گشوده
ارباب ما آغوش بر اصغر گشوده

امشب نمی دانم چرا در پیچ و تابم
اشک دو چشمانم کند نقش بر آبم

می جوشم و می جوشم و لبریزم از اشک
چله نشینی پای خَم کرده شرابم

امشب دخیل گوشه گهواره هستم
دلگرمم و ایمن قیامت از عذابم

عشاق را گویم ازین پس تا قیامت
با نام اصلی ام کنید اینسان خطابم

عالم همه دانند در کوی محبت
من ریزه خوار سفره طفل ربابم

با اذن سقا در حرم سرباز عشقِ
شش ماه سردار خیام بوترابم

ای کاش همچون حق شناس پاک طینت
عبد علی اصغر کند زهرا حسابم

حالا که غم آلود گشته ناله هایم
انگار باب القبله ی کرب و بلایم

او را خدا می خواست مه پاره ببیند
مسند نشین کنج گهواره ببیند

بر روی دستان پدر با کام عطشان
با روی خونین، حنجری پاره ببیند

یک عمر با زخمی که مانده روی سینه
دور حرم بانویی آواره ببیند

اما در آخر چون عموجانش ابالفضل
او را صفِ محشر همه کاره ببیند

لب تشنگان اشک را این طفل ساقیست
شش ماه تا قربانی شش ماه باقیست
***قاسم نعمتی***

*****************

در خلوت یاران اثری بهتر از این نیست
در چله گرفتن ثمری بهتر از این نیست

ما خُمِّ شراب از جگر غوره گرفتیم
در میکده ی ما هنری بهتر از این نیست

سجاده بیارید که تا صبح نخوابیم
در بین سحرها ، سحری بهتر از این نیست

ما درد نگفتیم ولی باز دوا کرد
در شهر، طبیب دگری بهتر از این نیست

حق داشت بنازد پدر پیر مدینه
در هیچ کجایی پسری بهتر از این نیست

گفتند جواد است سر راه نشستیم
در جمع گدایان خبری بهتر از این نیست

پر کرد به اجبار خودش کیسه ی ما را
در کوچه ی ما رهگذری بهتر از این نیست

گفتند سلامی بده و زائر او باش
دیدیم در عالم سفری بهتر از این نیست

پس زائر یاریم توکلت علی الله
ما عبد نگاریم توکلت علی الله

ابروی تو و تیغ بلا فرق ندارند
در طرز شهادت شهدا فرق ندارند

کافی است که پای تو به یک سنگ بگیرد
این گونه که شد سنگ و طلا فرق ندارند

ایام طفولیت تو عین بزرگی است
در معجزه، ایام خدا فرق ندارند

از رحمت تو دور نبودند،سیاهان
وقت کرم تو، فقرا فرق ندارند

پایین سرسفره تو نیز چو بالاست
در خانه ی تو شاه و گدا فرق ندارند

ما کار نداریم رضا یا که جوادی
در مذهب ما آینه ها فرق ندارند

تو آمده ای تا که سرآمد شده باشی
یکبار دگر نیز محمد شده باشی

بیمار شدن از من و عیسی شدن از تو
لب تشنه شدن از من و دریا شدن از تو

در راه عصای تو بیان کرد: امامی!
اعجاز عصا از تو و موسی شدن از تو

در مهد به اثبات خودت سعی نمودی
در کودکی ات این همه والا شدن از تو

چهل سال پدر – چشم به راه پسرش بود
حالا یکی یک دانه ی بابا شدن از تو

چشمان موفق به امید تو نشسته است
پس دست شفا از تو و بینا شدن از تو

تا زائر سرو قد و بالای تو باشد
جانم پسرم از پدر و پاشدن از تو

بگذار قدم های تو را خوب ببیند
در قامت تو جلوه ی محبوب ببیند

هستند کریمان دو عالم سرخوانت
یکبار نخورده است گره کیسه ی نانت

اصلا حرم شاه خراسان حرم توست
هرصحن که گشتیم در آن بود نشانت

انگار که گهواره تو عرش زمین بود
وقتی پدر پیر تو می داد تکانت

تکبیر تو از داخل گهواره رسیده است
هستم اگر امروز مسلمان اذانت

یکبار پدر گفتن تو گر نمی ارزید
صدبار نمی رفت به قربان زبانت!

از چشم پدر دور مشو – گرگ زیاد است
براین پدرت حق بده باشد نگرانت

در راه مبادا قدمت خار ببیند
آن صورت چون برگ تو آزار ببیند

یک روز می آید که می افتد بدن تو
لب تشنه بمانی و بخشکد چمن تو

یک روز می آید که می افتی و کنیزان
در خانه برقصند کنار بدن تو

ای یوسف زهرا – دل یعقوب فدای …
آن لحظه ی خاکی شدن پیرهن تو

هرچند کلام تو در آواز شود گم
اما نزند هیچ کسی بر دهن تو
***علی اکبر لطیفیان***

*****************

دلگیر تر از سینه تنگم قفسی نیست
در خانه تنهایی من هم نفسی نیست

تنهاتر از این بی‌کس دلمرده کسی نیست
من یکسره فریادم و فریادرسی نیست

در حسرت آغاز بهار است کویرم
*
واکن دهن شیشه من را به لبی یا
دم کن نفس شرجی من را به تبی یا

پر کن بغل سرد مرا یک دو شبی یا
سر کن با من چند سحر در رجبی یا

فرصت بده تا پیش قدمهات بمیرم
*
وقتی که به موی تو مسیر دلم افتاد
صدها گره کور سرِ مشکلم افتاد

شور لب تو بر بدن ساحلم افتاد
صد شکر که در خانه تو منزلم افتاد

در پیچ و خم عشق تو در آمده پیرم
*
آغاز بهار است صدای قدم تو
جنگل شدم از آب و هوای قدم تو

سر می‌دود از شوق، برای قدم تو
چشمان مدینه شده جای قدم تو

از هرچه به غیر از قد و بالای تو سیرم
*
جان همه شهر به گیسوی تو بسته است
نان همه بر همت بازوی تو بسته است

بند دل عیسی به دم هوی تو بسته است
طاقی است دل ما که به ابروی تو بسته است

با دست تو ورز آمد از آغاز خمیرم
*
با آمدنت ختم شده غصه بابا
لبخند تو شد ساحل آرامش دریا

شد بسته دَرِ تهمت بی ‌پایه و بی‌جا
مبهوت شد از ذره‌ای از علم تو یحیی (یحیی بن اکثم)

گفتی که من از طایفه علم غدیرم
*
خورشید شدی ساقی این نور علی شد
نوری نبوی آمد و منشور علی شد

آتش خودِ حق بود ولی طور علی شد
تأکید به مستی شد و انگور علی شد

از عقل جدا شد سرِ این کوچه مسیرم
*
حرف از علی و آینه‌ها شد چه بجا شد
دستم پُر باران دعا شد چه بجا شد

غم، پشت سرم آبله‌ پا شد چه بجا شد
این شعر فقط صرف خدا شد چه بجا شد

از شعله این راز، گُل انداخت ضمیرم
***محمد بختیاری***

*****************

بیا به شهر مدینه نگاه را حس کن
به دل سفر کن و نزدیک راه را حس کن

بیا به روی مسیح آفرین حق بنگر
شمیم یوسف بیرون ز چاه را حس کن

بیا به صفحه اعمال عاشقان امشب
شروع بخشش و ردّ گناه را حس کن

بیا به برکه چشم رضا زشوق امشب
جمال منعکس و روی ماه را حس کن

شکوفه ای علوی بردرخت طوبی بین
بیا حضور ولی عهد شاه را حس کن

مدینه مکّه شد وجلو ه گاه زهرا شد
بخوان ترانه که سلطان عشق بابا شد

رسید آنکه به قرآن عشق کاتب شد
شبیه جدّ خودش مظهر العجائب شد

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
همانکه ماه رخش قبله کواکب شد

چقدر آمدنش بر رضا مبارک بود
که شکر و سجده برای امام واجب شد

به کوری همه بخل طینتان جهان
تمام جود خدا را رسید و صاحب شد

رسید آنکه جواد الائمه شد نامش
همانکه جود و کرم هست تشنه جامش

جمال بی مثلش جلوه گاه خورشیدی
زبان پر گهرش آیه های تو حیدی

دلیل بندگی حق ولایت تامش
خدا ستیز بود هرکه کرده تردیدی

به جای پای خدا پا نهد هرآنکس که
کند همیشه از این شاهزاده تقلیدی

بگو بگو به خدا عشق او فزونتر ده
برای ما بپسند آنچه خود پسندیدی

تمام جلوه الله در رخش پیداست
رواست جای خدا گر ورا پرستیدی

چه کفر باشد وایمان دلم بود آزاد
منم گدای ازل زاده امام جواد

بهشت عاشق عطر و شمیم گیسویش
کلیم عابد محراب طور ابرویش

ترانه ساز غزل ها صدای زیبایش
قیامت ابدی می کند بپا هویش

ستاره عاشق برق نگاه پر فیضش
بهار ، فصل خزان بهار مینویش

یگانه ی پدر است و پدر بود عاشق
به چشم های زلال نگاه جادویش

قنوت دست گدایش روا کند حاجت
محّل رفع نیاز پیمبران کویش

زچشمه برکاتش می ولا عشق است
ز او شنیدن عرض دل گدا عشق است

خمار دیده جام شرابناک توأم
منم که آدم دارو درخت و تاک توأم

همیشه ایمن هرز دعای تو هستم
به جستجوی نهم در پی پلاک توأم

منم که حرفه اجدادی ام گدایی توست
به رسم عشق و جنون عبد سینه چاک توأم

منم دخیل بخیلی که با تو می مانم
همیشه زنده ام از عشق چون هلاک توأم

زیادی گلتان هستم وخوشم آقا
که هم سرشت شمایم غبار خاک توأم

توئی ادامه نسل بلند وپر ثمرت
دلیل خنده رخشنده لب پدرت

چه خوب آمدی ای امتدا پیغمبر
رسید ارث ولایت به دست تو آخر

ولید برتر و خوش یمن نسل ثار الله
صدای قلب امامت ، سلاله کوثر

برای اهل دو عالم تو حجت اللهی
برای شاه غریبان توئی علی اکبر

بیا به جمع شلوغی به امربابایت
که از تو بهره بگیرند مسلم وکافر

عصای پیری بابائی و عصای زمین
بشر توئی و کرامات توست فوق بشر

تمام جلوه چشم انتظاری پدری
نه ، بلکه بهر پدر جان و پاره جگری

سلام حق به شما ای طلوع زیبائی
قشنگی همه ی خواب های رویائی

تو نور اوّل وآخر تو دائما هستی
تو آفتاب ازل ماهتاب شبهائی

به سن ّ وسال تو کاری ندارم ای آقا
به سن ّ کودکی ات هم امام و آقائی

بیا و خانه تکان دل سیاهم باش
کنون که جا به دلم کرده ای عجب جائی

اگر چه پای تو برسنگ خورد و افتادی
ولی تو تا به قیامت همیشه بر پائی

به روی خاک زمین خوردی و شدی مضطر
ز سینه ناله زدی وای مادرم مادر
***مجتبی صمدی شهاب***

*****************

هر که دل بُرد،دلبر ما نیست
هر که نازی فروخت،لیلا نیست

هر که هویی کِشَد مسیحا نیست
هر کسی با تو نیست با ما نیست

دلبر محض، غیر مولا نیست

عاشقان دف به کف ز حیرانی
صف کشیدند بر غزل خوانی

تا فِتد بر که فال قربانی
رحمت حق به قوم نصرانی

نزد آن شیعه کز تو شیدا نیست

مستم از عشق و خُم به دوش تویی
نُهمین بحر باده جوش تویی

پسر سلسله فروش تویی
حق تعالای هر سروش تویی

ورنه جبریل مرد اینها نیست

ای پدر خوانده ی پیاله و خُم
هو تویی ای عزیز یازدهم

ای امیر عمارت مردم
تو به “نحنُ “بناز و من “انتم”

که کتابت به شرح آتانی است

اربعینی به شیشه مِی بوده
کس نداند که تاک کِی بوده

مِهر یا این که تیر و دِی بوده
چون عروس علی ز ری بوده

نیمی از این شراب ایرانی است

شه به بزم جلوس می آید
منکر او عبوس می آید

جان سلطان طوس می آید
یا انیس النفوس می آید

جان دهیدش ، گهِ تماشا نیست

جلوات تو مشرق سحر است
خلوات تو فیض خونجگر است

سکنات تو مو به مو پدر است
حرکات تو حیدری دگر است

لمعات تو کم ز زهرا نیست

ای غروب بهانه را مرات
گریه کم کن بخور ز آب فرات

یافتی چون ز تشنگی تو نجات
به علی اصغر و لبش صلوات

بهتر از این به آب معنا نیست

جگرش را به روی دست گرفت
پسرش را چنان که هست گرفت

گردن نازکش شکست گرفت
بوسه ی تیر تا نشست گرفت

معنی، این غیر داغ مولا نیست
***محمد سهرابی***

*****************

امشب همه جا حرف نگار است، دگر هیچ
امشب همه جا صحبت یار است، دگر هیچ

در محفل اهل سحر و اهل مناجات
صحبت ز سر زلف نگار است، دگر هیچ

تابیده به عالم رخ چون بدر محمد
پایان شب تیره و تار است، دگر هیچ

امشب همه جا صحبت جود است و جواد است
نامش همه جا ذکر و شعار است، دگر هیچ

از یمن عطا و کرم و جود و سخایش
دارا شده هر کس که ندار است، دگر هیچ

امشب همه مشمول کرامات جوادند
در پشت درش خیل گدایان همه شادند

گردیده درِ جود خدا بار دگر باز
میخانه ی عشق رضوی تا به سحر باز

به به چه خبر گشته شب شهر مدینه
پابوسی او آمده خورشید و قمر باز

بر گرد رخش خیل ملائک همه جمعند
ریزند به پایش همه دم دُرّ و گهر باز

رو در روی هم آینه در آینه وقتی
چشمان پسر گشته سوی چشم پدر باز

خندان شده لعل پدر پیر مدینه
وقتی به سویش گشته لبِ نازِ پسر باز

امشب سخنم شامل صد رحمت او شد
روی سخن و حرف دلم حضرت او شد…

…ای معتکف کوی تو مهتابِ شبانه
ای خیل گدایان به سویت گشته روانه

هر جا سخن از جود و عطا در وسط آید
سوی تو بچرخد سر انگشت نشانه

خورشید خجالت کشد و ماه بلرزد
تا که سخن از روی تو آید به میانه

آن قدر کرامات تو گردیده زبان زد
همیشه گدا هست به پشت در خانه

ای وارث علم رضوی، زاده ی زهرا
“یحیی” شده با علم تو رسوای زمانه

آری تو جوادی که شدی عشق موید
هم حیدر و هم آینه ی روی محمد
***ناصر شهریاری***

*****************

با حضورت ستاره ها گفتند
نور در خانه ی امام رضاست

کهکشان ها شبیه تسبیحی
دستِ دُردانه ی امام رضاست
**
مثل باران همیشه دستانت
رزق و روزی برای مردم داشت

برکت در مدینه بود از بس
چهره ات رنگ و بوی گندم داشت
**
زیر پایت همیشه جاری بود
موج در موج دشتی از دریا

به خدا با خداتر از موسی
بی عصا می گذشتی از دریا
**
با خداوند هم کلام شدی
علت بُهت خاص و عام شدی

«کودکی هایتان بزرگی بود»
در همان کودکی امام شدی
**
رزق و روزی شعر دست شماست
تا نفس هست زیر دِیْن توایم

تا جهان هست و تا نفس باقی است
ما فقط محو کاظمین توایم
**
من به لطف نگاهت ای باران
سوی مشهد زیاد می آیم

دست بر روی سینه هر بار از
سمت باب الجواد می آیم
***سید حمیدرضا برقعی***

*****************

مینویسم سر خط نام خداوند رضا
شعر امروز بپرداز به لبخند رضا

آنکه با آمدنش آمده محشر چه کسی ست؟
از تو در آل نبی با برکت تر چه کسی ست؟

آنکه از آمدنش عشق بیان خواهد شد
” عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد “

آسمان! از سر خورشید تو خواب افتاده؟
یا که از چهره ی این طفل نقاب افتاده؟

بی گمان حافظ چشمان تو ابروی تو بود
” دوش در حلقه ی ما قصه ی گیسوی تو بود “

آسمان از نفسش یک شبه منظومه نوشت
روزی شعر مرا حضرت معصومه (س) نوشت

عدد سائل این خانه زیاد است امروز
شعر وارد شده از باب جواد است امروز

باز با لطف رضا (ع) کار من آسان شده است
کاظمین دلم امروز خراسان شده است

دوست دارم که بگردم حرم مولا را
بوسه باران کنم از یاد تو پایین پا را

بنویسید که تقویم بهاری بشود
روز او روز پسر نام گذاری بشود

خالق از دفتر توحید جناس آورده
جهل این قوم چرا چهره شناس آورده؟

شک ندارم که از این حیله ی ابتر مانده
رو سپیدیست که بر چهره ی کوثر مانده

به رضا (ع) طعنه زدن جای تأسف دارد
گر چه یعقوب شده، مژده ی یوسف دارد

این جوان کیست که معنای قیامت شده است
سند محکم اثبات امامت شده است

گندمی باشد اگر رخ نمکش بیشتر است
با پیمبر (ص) صفت مشترکش بیشتر است

این جوان کیست که سیمای پیمبر (ص) دارد
بنویسید رضا (ع) هم علی اکبر (ع) دارد

اهلبیت آینه ی بی مثل قرآن اند
این جوان کیست که از خطبه ی او حیرانند؟

نسل در نسل، شما مایه ی ایمان منید
من نفس می کشم از اینکه شما جان منید

نزند دشمنت از روی حسادت نظرت
چند روزیست پریشان شدم آقا! پسرت…

غصه ای نیست اگر این همه دشمن دارد
پسرت حرز تو را تا که به گردن دارد

پسرت مثل علی(ع) بوده، امیر است امیر
پسرت چشمه ی جوشان غدیر است غدیر

آخر شعر من از قلب هدف می گذرد
کاظمین تو هم از راه نجف می گذرد

تا ز مولا ننویسیم ادب کامل نیست
چون که بی نام علی (ع) ماه رجب کامل نیست

یا علی (ع) یا اسد الله عنان دست تو است
جلوه کن باز یدالله جهان دست تو است
***مجید تال***

*****************

حس باران در نگاه ساده ات
شوق رفتن در مسیر جاده ات

مبدا مشهد، مقصد من کاظمین
نقشه راهم گل سجاده ات

می روم از سنگلاخ عاشقی
تا نهایت های دور افتاده ات

رفتن و رفتن بدون وقفه ای
شیوه شب گردی دلداده ات

می رسم یک روز بر دروازه ی
چشم های مهربان و ساده ات

جا گرفته کهکشانی از غزل
در مدار زلف پیچ افتاده ات

در تفرج گاه صبح شعر من
دب اکبر می شود کباده ات

حضرت والا، امام عالمین
یوسف زهرای شهر کاظمین

ساحل دریای جودت بیکران
هفت دریا قطره ای از فضلتان

سفره ی احسانتان گسترده است
حاتم طائی نشسته پای آن

من گدای اهل بیتم، ای امیر
باب حاجات من است این آستان

روزی من را خدا دست تو داد
کاسه ای آب و کمی خرما و نان

قرص نان ها دست پخت فاطمه ست
شک ندارم ای کریم مهربان

گندمش را از بهشت آورده ای
از زمین های خودت در آسمان

خانه ات آباد باشد تا ابد
کوری چشم حسودان زمان

حضرت والا، امام عالمین
یوسف زهرای شهر کاظمین

آینه در آینه پیغمبرید
ساقیانِ گرد حوض کوثرید

سوره کوثر جواب محکمِ
آنکه می گوید شماها ابترید

چارده نورید، نور لایزال
بر سریر کبریایی زیورید

عرشیان را درس ایمان داده اید
در دو عالم اهل وعظ و منبرید

هر سحر بعد از نماز صبح تان
روضه خوان روضه های مادرید

در قیامت جان پناه شیعیان
بر تمام عرش، سایه گسترید

شک ندارم که مرا همراه تان
روز محشر سمت جنت می برید

حضرت والا، امام عالمین
یوسف زهرای شهر کاظمین
***وحید قاسمی***

*****************

آسمان اشک شوق می بارید
عشق روی زمین قدم می زد

دست باران به شانه ها می خورد
خلوت باغ را بهم می زد
***
اسکله بر افق تبسم کرد
موج و ساحل کنار هم ماندند

جزر ومد کف زدند و رقصیدند
وصدفها ترانه می خواندند
***
پر و بال کبوتران واشد
دل خود را به آسمان دادند

ماتشان برده بود و از بالا
خانه ای را بهم نشان دادند
***
خانه ی آیه ها و آینه ها
کعبه تنها رفیق و همگامش

قعر زیر بنای آن خورشید
پاتوق هر فرشته ای بامش
***
ناگهان عرش بر زمین افتاد
فرش تعظیم کرده و پا شد

وملائک به چشم خود دیدند
سرزمین مدینه زیبا شد
***
ازدحام گدا چنان پشتِ
در خانه هجوم آوردند

به گمانم که روزی ِخود را
تا نگیرند بر نمی گردند
***
همه مست اند مستِ این خانه
پس نه ، این خانه نیست میکده است

چه قدر شاد شد امام رضا
که جوادش ز راه آمده است
***
نهمین نور خانواده ی عشق
هشتمین طفل مادر دنیا

پسر ماهِ حضرت خورشید
پدر جود و مهربانی ها
***
هنر یک نگاه او حاتم
بسکه از رتبه ی کرم رد شد

باعث قحطی گدا شده است
دست و دل بازی اش زبانزد شد
***
السلام ای امام سائلها
حضرت عشق همجوار خدا

دامنت رابه دست ما برسان
لطف حق? ای خزانه دار خدا
***
جود تو علت وجود من است
سوره ی کوثر امام رضا

تو جوانی جوانی ام به فدات
ای علی اکبر امام رضا
***
تو بهاری وسبزی و سروی
ماخمیده درخت پائیزیم

گریه ی تو ز ماتم زهراست
مابرای تو اشک می ریزیم
***
گرچه بی ارزشیم و سرباریم
ماخریده شدیم گریه کنیم

خنده اصلاً به ما نمی آید
آفریده شدیم گریه کنیم
***حامد خاکی***

*****************

باز دلها همه خدایی شد

صحبت از صبح آشنایی شد

باز یاد الست می افتیم

آن زمانی که دل ولایی شد

از جمالی که در ازل تابید

روح ما محو روشنایی شد

از جلال ((نفحت من روحی))

هرکه دریافت مصطفایی شد

شیعه از آب و گل برون آمد

هرکه دل داشت مرتضایی شد

برقی از صحنة ازل رخشید

لیله القدر ، رونمایی شد

همه دیدیم آل زهرا را

تازه آغاز آشنایی شد

حسنی و حسینی و علوی

هرکه یک جور هل اتایی شد

بس به غایت خدا خدایی کرد

جان عشاق کربلایی شد

همة آل عشق را دیدیم

نوبت جلوة رضایی شد

تا که ابن الرضا نمایان گشت

لطف و جود و کرم تداعی شد

بس که جود جواد سرشار است

کارمان از ازل گدایی شد

از همان روز ، نوکرش ماندیم

وَه چه اربابِ با وفایی شد

تا قیامت رها نمی سازد

هرکه را اهل پارسایی شد

از ازل ذکر ما به لطف خدا

یا جواد الائمه ادرکنا

ای خوش آنانکه مونست باشند

عبد کوی مقدست باشند

ای خوش آنانکه در غلامی تو

سینه چاک تو ، عابست باشند

ای خوش آنانکه در جوانیِ خود

با تو فکر مُجالست باشند

در شبستان علم و دانش تو

علما طفل مدرست باشند

پر و بال فرشته ها اینجا

فرش زرین مجلست باشند

بی خبر آنکه بی کَسَت خواند

علی و فاطمه کَسَت باشند

نسل تو جمله هادی دینند

گرچه یک طفل نورَسَت باشند

تا تویی سفره دار آل الله

حاتمان عبد مفلست باشند

کی تو تسلیم حکم مأمونی

دین ستیزان به مَحبَسَت باشند

از ازل ذکر ما به لطف خدا

یا جواد الائمه ادرکنا

از تو باید چشید جامت را

وز تو باید گرفت کامت را

لعل لبهای سرخ و زیبایت

می رساند به ما سلامت را

ای که پیچیده حوری ات به حریر

داده چشمت نشان کرامت را

بسکه شیرین زبان سخن گفتی

اَشهَدت می دهد پیامت را

طفل ، اما نشان دهد سخنت

یک امام تمام قامت را

از تو باید شناخت در عالم

مبدأ و مقصد و قیامت را

کتب آسمانیِ سبحان

همه یک یک نوشته نامت را

پس چه شد باز هم جفا کردند

آشنایان تو امامت را

عده ای باز دیده می بستند

معجزات علی الدوامت را

عده ای هم بهانه می کردند

کودکی و چنین مقامت را

با وجودیکه باز می دیدند

شیوة قدسیِ کلامت را

مثل بابا مناظرات شما

درس می داد استقامت را

نشنیدند بی بصیرت ها

سوره و آیه مُدامت را

پشت کردند بر ولایت تو

غصه دادند صبح و شامت را

من چگونه غمت کنم ترسیم

غربت نعش روی بامت را

باز چندین کبوتر آنجا بود!

سایه گیرند روی قامت را

کربلا سایبانی از نیزه

داد می زد همه قیامت را

پیش چشمان اهل بیت حسین

سر بریدند ، سر ، امامت را

از ازل ذکر ما به لطف خدا

یا جواد الائمه ادرکنا

***محمود ژولیده***

*****************

باز هم شهر نبی معدن اسرار شده

غنچه ای با برکت هدیه به گلزار شده

باز هم نام علی بر لب آقا گل کرد

باز هم حضرت ارباب پسر دار شده

روزه ماه رجب به که به آقا چسبید

تا سحر مست از این لحظه دیدار شده

غنچه ناز رباب است به قدری زیباست

چقدر گل که به پاس قدمش خار شده

بسکه نورانیت از چهره او می بارد

بی سبب نیست که هر آینه ای تار شده

سفره حیدریون رجب امشب پهن است

در دهش سیزده انگار که تکرار شده

پسر حیدری یوسف زهرا آمد

آخرین حیدر ارباب به دنیا آمد

این قبیله همه شان لایق پیغمبری اند

همه مستند ولی مست می کوثری اند

اسمشان مثل علی صولتشان مثل علی

فرصت جنگ بیافتد همه شان حیدری اند

غیرت الله جهانند علی های حسین

مثل بابا همه جا پیش همه مادری اند

سن مهم نیست دراین قوم همه میدانند

در روایتگری دین همه شان منبری اند

علی اکبر و اوسط خودشان محشری اند

ولی انگار که مست علی آخری اند

علی اصغر دل این چند علی را برده

روی پیشانی او بوسه زینب خورده

هیبت چهره اش ازبس که به مولا رفته

با نگاهش غم و درد از دل بابا رفته

بی سبب نیست رقیه علمی آورده

چونکه بی واسطه بازوش به سقا رفته

نوه حیدر و زهراست در این شکی نیست

در ملاحت به علی اکبر لیلا رفته

اختر و ماه در آغوش هم اند آنجا که

از سردوش شه علقمه بالا رفته

چقدر پاقدم این پسر با برکت

نامه شخص گرفتار به امضا رفته

عمه اسفند میارد نخورد چشم علی

فکر زینب طرف محسن زهرا رفته

دل بی بی طرف باغ جنان پر می زد

جای محسن چقدر بوسه به اصغر می زد

این دو شش ماهه یکی باده یکی ساغر شد

علت مستی شیعه ز می کوثر شد

یکی از عشق فدای حرم حیدر شد

یکی از عشق فدای پدر بی سر شد

یکی از بغض و عداوت به علی٬خونین شد

یکی از بغض حسین ابن علی پر پر شد

یکی از ضربه مسمار به جانان پیوست

یکی از تیر سه پر کشته بی حنجرشد

آن یکی آیه مظلومیت زهرا شد

این یکی سوره مظلومیت حیدر شد

آن یکی آبروی دشمن حیدر را برد

این یکی کشته بی غیرتی لشگرشد

این دو شش ماهه شفیعان قیامت هستند

این دو شش ماهه دو اسباب شفاعت هستند

***مهدی نظری***

*****************

مـاه تابنده آرزومنده بشـه فانـوس حـریمـت

خالی نیست دستم حالا که هستم گدای دست کریمت

به در خونه ی تو رو کردم آقا

چشامو بستم آرزو کردم آقا

یا جواد الائمه ادرکنی گفتم

از نگات کسب آبرو کردم آقا

دست من رو رها نکن ، عمریه دلم زیر دین توست

آخه قلبم کبـوتـرِ ، ایوون طلای کاظمـین توسـت

این شبای زیارتی ، شده کـار قلبـم بی طاقتی

یه گوشـه ی چشـمی عنایتـی ، یا مولا

دل هر سحر میاد ، می شینه کنار باب المراد

به عشق نگاهت امام جواد ، یا مولا

یا مولا یا جوادالائمه

******

آسمـون داره شـوق دیـداره چهـره ی دلبنـد علی

براش می میره بوسه می‌گیره از گل لبخند علی

نفساش عطر جنت الاعلی داره

تـو دل اهـل آسمـونا جـا داره

اومده حالا و با دست کوچیکش

دیگه باب الاحوائجی معنا داره

این پر قنداقه که نیست ، سر رشته ی دنیا تو دستشه

وقتی که لبخند می زنه ، نبض دل بابا تو دستشه

زمزمه شبنم لباش ، خورشید می‌باره از توی نگاش

رقیه داره می خونه براش ، لالایی

لالایی کـوثر حسین ، لالایی دل و دلبـر حسین

لالایی علی اصغر حسیـن ، لالایی

دریافت سبک

***یوسف رحیمی***

*****************

باز بهاری شده دلها ، و شاده دل زهرا

آخه نور چشِ  امام رضا اومده دنیا

باز هوا هوای عشقه ، خدا رو دل نوشته

کاظمین و مشهد امام رضا شهر بهشته

دل هر دو عالمه مست نگات

بطلب بیام تا ایوون طلات

تو جوون ترین گل فاطمه ای

آقاجون جوونی ما به فدات

جواد الائمه

************

شب شب راز و نیازه ، در میخونه بازه

خدا امشب به حسین و علی اصغرش می‌نازه

باز اومد آیه ی کوثر ، داداش علی اکبر

ذکر خانم رقیه شده جانم علی اصغر

خنده هاش دل از دو عالم می‌بره

هر چی باشه از تبار حیدره

یه سفارشی دارم یابن حسین

دم جون دادن منو یادت نره

علی اصغر

*************

ای امیر هر دو عالم ، تویی مالک قلبم

واسه ما هیئتی ها تموم سالِ ماه محرم

باز شدم عاشق یکدست ، من از عشق شما مست

سحرای صحن بین الحرمین یه چیز دیگست

آقاجون سلام ما به محضرت

به تو و محضر پاک مادرت

یا حسین سر تموم عاشقا

به فدای تار موی اکبرت

اباعبدالله

دریافت سبک

***محمد زنجانی***

*****************

شب عشق و شب شور و شب باروونه

شب شیدایی دلهای پریشونه

میخونن با شور و غوغا همه ی دنیا

شب جشن پسر ارباب ایرونه

تیر محبتت روی دل شیعه خورده

خدا همه جوونا رو دست تو سپرده 2

جشن تولده جواده ، حضرت موسی الرضا شاده

حاجتتاتونو زود بیارید ، چون که آقام باب المراده

دوست دارم یه عالمه خدا میدونه آقا

هرچی بگم بازم کمه خدا میدونه آقا

******

توی وادی جنون و عاشقی باید

دلو به دریا و صحرا و بیابون زد

شده راهی دل من سوی سه تا مقصد

کاظمین اول و کرببلا و مشهد

دست منم بگیر آقا نگیری نمیشه

من عتبات میخوام و این تازه اولیشه 2

وست دریاهاست سوادش     ابوترابیه نژادش

تموم عاشقا میدونن     مشهده و باب الجوادش

دوست دارم یه عالمه خدا میدونه آقا

هرچی بگم بازم کمه خدا میدونه آقا

******

دوباره آسمون دل پره مهتابه

میون ساغر دلها می نایابه

شب میلاد خدای کرم و جود و

شب میلاد گل حضرت اربابه

شور بگیرید آی عاشقا علی اصغر اومد

انگاری با اومدنش خود حیدر اومد 2

رقیه میخونه لالایی     حسین میگه جونم بابایی

گذاشتم اسمتو علی چون     امید من تو کربلایی

دوست دارم یه عالمه خدا میدونه آقا

هرچی بگم بازم کمه خدا میدونه آقا

******

همه ی عرشیا مبهوتش و حیرونش

میگه زینب الهی عمه به قربونش

ملائک صف به صف اند زائر قنداقه اش

شده عباس علی گهواره جنبونش

خون امیرالمومنین تو رگاش میجوشه

توی بهشته وقتی که بغل عموشه 2

دل اسیرم زیر دینه     کرببلا و کاظمینه

برات امشبت میدونم     جواز بین الحرمینه

دوست دارم یه عالمه خدا میدونه آقا

هرچی بگم بازم کمه خدا میدونه آقا

دریافت سبک

***میثم میرزایی***

*****************

سیدی سیدی سیدی ابن الرضا

ای گل گلشن حضرت زهرا جواد

سَرور ِ عالمین کعبه ی دلها جواد

مهر تو،عشق تو ، جلوه در آب و گل است

جشن میلاد تو ، جشن پرواز دل است

چون که تو آمدی ای عزیز مرتضی

از شعف غنچه زد یاس لبخند رضا

بر امام رئوف جان و جانان بوده ای

روی دستان او همچو قرآن بوده ای

قدری از لطف تو بی کران ِ آسمان

در طواف تو اند ساکنان آسمان

ای کریم ،ای جواد ، ای همیشه چاره ساز

ما گداییم و تو حضرت بنده نواز

کن عنایت به ما یک برات کاظمین

حقّ شش ماهه ی یوسف زهرا حسین

آنکه رویش بُوَد نور مهر و ماه عشق

آنکه در کربلا گشته پیر راه عشق

ذکر ما تا ابد مدح نام دلبر است

یا جواد است و هم یا علیّ اصغر است

دریافت سبك سرود

دریافت سبك شور

***امیر عباسی***

*****************

جشن و شور و شادی ، بر همه مبارک

میلاد عزیز ، فاطمه مبارک

شاه مُلک قضایی ، لاله ی مرتضایی

گوهر بحر عصمت ، نور چشم رضایی

یا جوادَ الائمه

******

پیدا از جمالت ، نور کبریایی

مثل ِ گل به روی ِ ، دستان رضایی

روح و جان محبین ، جمله آواره ی تو

قبله گاه ملائک ، سوی گهواره ی تو

یا جوادَ الائمه

******

بشنو آرزوی ، این عبد قدیمت

دل کرده هوای ، دیدن حریمت

شُهره در عالمینیم ، عاشقان حسینیم

از همینجا یا مولا ، زائر کاظمینیم

یا جوادَ الائمه

******

ذکر جانم این است ، مهتابم خوش آمد

سوّمین علی ِ ، اربابم خوش آمد

رتبه و قدر این گل ، بی حد و بی حساب است

نور چشم حسین و ، دلخوشی رباب است

یا علی یا علی جان

دریافت سبک

***امیر عباسی***

*****************

فصل نشاط و بهار و روایت عشقه

موقع شادی و شور و ولادت عشقه

مستم و دست خودم نیست حکایت عشقه

گل می ریزن     تموم انبیا

کِل می کشن    همه فرشته ها

تولّد باب المراده

پربرکت ترین گل خدا

دردونه ی یگانه ی رضا

آره آره امام جواده

دل خسته ام شیدا شد      شهر مدینه غوغا شد

امام هشتم بابا شد

یا جواد ابن الرضا

******

یه غنچه ی ناز و زیبا ز شاخه ی کوثر

دلبر بی بی رقیه برادر اکبر

اسمشو بابا بزرگش گذاشت علی اصغر

قنداقشه   پر فرشته ها

گهوارشه      پناه انبیا

غنچه ی نازنین ارباب

هرکی میخواد    بهشت و ببینه

باید بیاد          تو هیات بشینه

هی بگه آقا منو دریاب

دل خسته ام شیدا شد       شهر مدینه غوغا شد

حسین زهرا بابا شد

یا علی اصغر مدد

دریافت سبک

***محمد مهدی روحی***

*****************

آمده دو نور ، آمده دو جان ، دلبر ارباب ، یوسف سلطان

هم ولادت گل پیغمبر است     هم ولادت علیّ اصغر است

ای بر همه عالم ولی     یا محمد بن علی

جان ما فدای نامت یا جواد    دم به دم کنم سلامت یا جواد

زنده هر دل از کلامت یا جواد      عالمی بود غلامت یا جواد

سیدی یا سیدی یبن الزهرا

******

ای به باغ دین ، لاله خوش بو ، یاس و ریحان ، ضامن آهو

آمدی وآل طاها خوشحالند      بر تو و ماه جمالت می بالند

بر لطف تو ما خوشدلیم       تو جوادی ما سائلیم

ما که دل به جود تو بستیم آقا    بنده ولای تو هستیم آقا

سائل خاکی باب المرادیم      بر سر راه تو بنشستیم آقا

سیدی یا سیدی یبن الزهرا

******

آیه ی کوثر ، یا علی اصغر ، اکبر دیگر ، یا علی اصغر

تو به سینه درّ نایاب مایی   سومین علی ارباب مایی

سال دیگر قرار ما     ماه رجب کرببلا

ای گلی که داری عطر جاویدان   میکنیم به راه عشقت بذل جان

کن دعا که نذر راه تو شویم           با ظهور حضرت صاحب زمان

ای به شام دل سحر علی اصغر

دریافت سبک

***امیر عباسی***

*****************

اشعار ولادت امام باقر (ع)

السلام ای دلیل کَرَّمنا

ای به عالم امام، آمَنّا

به مسلمانیِ خودت سوگند

طاعتت واجب است، سَلَّمنا

این عبارت نوشته بر قلبم

از ازل بوده ام تُو را مِنّا

از ازل تا ابد به این سخنیم

ما همه بنده ایم، اِرحَمنا

شاهد این که در رکاب توأم

و هُوَ «آیهُ لَهُم اَنّا»

«و خَلَقنا لَهُم» به ما خواندی

«و مَتاعاً، و رحمةً مِنّا»

مرده بودیم، زندهِ مان کردی

و لبت گفت ذکر «اَحیَینا»

شیعۀ فاطمه تویی _ و منم

شیعۀ تو قسم به «انزلنا»

حجةُ اللهِ ما تویی آقا!

حجة الله علی الحجج، زهرا

سوره های فصیح رحمانی

آیه های بلیغ سبحانی

تویی و آل پاک و اطهارت

کلمات کریم قرآنی

عَلَّم الآدم از تو می گوید

ای به اسماءِ نور، نورانی

اُذکروا نعمتی تویی آقا!

وَه چه زیبا نماز می خوانی

و اَقیموا الصلوت را مظهر

اَمرِ آتو الزکوت را بانی

خاشعین را عبادتت مَظهر

خاضعین را چراغ رضوانی

هر سحر از میان سجّاده

آسمان را کنی چراغانی

نیمه شب تا طلوع فجر و فلق

تویی و سجده های طولانی

پدر و مادرم فدای شما

ای مرا والدین ایمانی

با شما بودنم خدا داند

بهترین لحظه های روحانی

مثل عمّه شبیه بابایت

می کنی خطبه های طوفانی

آخرین یادگار کرب و بلا!

اوّلین یادگار ایرانی

حتم دارم برای ما تا حشر

تا قیامت شفیع میمانی

حجةُ اللهِ ما تویی آقا!

حجة الله علی الحجج، زهرا

ای به قربان برق چشمانت

آمدی با سرود جانانت

اَشهدت شهدی از شهادتت داشت

اوّلت هست مثل پایانت

بر لبت آیه های قرآنی ست

ای فدای صدای قرآنت

حال، وقت امامتِ تو شده

عالَمی هست زیر دستانت

ما مسلمان دست های توئیم

کن اشاره شویم سلمانت

آری ای ماه! خوش درخشیدی

در شب تیره بر محبانت

خندۀ مادرت به بابا گفت

می بَرد دل، لبان خندانت

می درخشد شبیه مروارید

گونه ات چانه ات گریبانت

این چه نوری ست می شود ساطع

تا بهشتِ برین ز رضوانت

خوانِ نعمت بگستران که هنوز

انبیایند تازه مهمانت

باقر العلمی و معلّم اخلاق

عالمان طفلک دبستانت

قلّه های علوم انسانی

بی گمان فتح شد به دورانت

مکتب وحی را تویی حافظ

دشمنان مانده اند حیرانت

درد اسلام و مسلمین امروز

هست محتاجِ مُهر درمانت

شیعیان غریب را دریاب

به دل نرم و آه سوزانت

حجةُ اللهِ ما تویی آقا!

حجة الله علی الحجج، زهرا

فیض سرمد حکایت باقر

راه احمد هدایت باقر

در همه دردهای بی درمان

مرهمِ دل ولایت باقر

همۀ کائنات می دانند

زنده اَند از عنایت باقر

به خدا زنده می کند دل را

نکته های روایت باقر

حافظ پرچم ذَوِی القرباست

هر که شد تحت رایت باقر

بشریّت به امر حق باشد

زیر چتر حمایت باقر

دور طاغوت، سَر نمی گردد

جز به دست درایت باقر

سدّ راه منافقین باشد

روشِ با کفایت باقر

هر کجا انحراف می بینیم

چشم ما و هدایت باقر

شیعه بودن نشانه ای دارد

شیعه نوری ز آیت باقر

بر مجاهد ز غیب می آید

مددِ بی نهایت باقر

طاعتِ بی غرور، گر خواهیم

اشک ما و رضایت باقر

در ره دوست بندگی باید

بندگی چیست؟ غایت باقر

حجهُ اللهِ ما تویی آقا!

حجه اللهَ علی الحجج، زهرا

جوشد از هر لب دعای شما

چشمه چشمه به زیر پای شما

و من از چشمه ای شکافنده

چشم واکرده ام برای شما

من مسلمان چشم های توأم

مؤمن چشمۀ بقای شما

هر کجا را که طی کند چشمت

طی کند پیرو ولای شما

نتوان حق تو ادا کردن

مگر از سمت کربلای شما

چشم هایت چه روضه ها دیده

در شب و روز نینوای شما

دیدی ای چشم کربلا که چه شد

بر سر نیزه مقتدای شما

دیدی آن جا که معجر و خلخال

می ربودند از نسای شما

خلوت سجده بود و سجاده

آه سجاد و ابتلای شما

خیمه اهل بیت بود و شرر

حمله و غارت و عزای شما

حاجتی رفت در دل زینب

که خورَد تازیانه جای شما

دید چشمان پاک و معصومت

کوفه و شام و رنج های شما

باید از درد و داغتان گوئیم

ورنه کِی می توان ثنای شما

خودتان امر کرده اید آقا!

یک دهه روضه در منای شما

حجةُ اللهِ ما تویی آقا!

حجة الله علی الحجج، زهرا

محمود ژولیده

*******

شـروع اول مـاه و طلـوع مـاه تمـام

به این شروع، درود و به این طلوع، سلام

خدا بـه حضـرت سجـاد داد فرزندی

کز او بنـای فضیلت گرفت استحکام

محمّدبن‌علـی، باقرالعلـوم کـه هست

ز مــادر پــدر خـود سلالـۀ دو امـام

که هست چار امامش پدر،دو فاطمه مام

عمـو امـام حسن، جـد او امام حسین

دو جد دیگـر او حیدر و رسـول انـام

محمّدی که محمّـد سـلام داده بر او

به روی دست پدر چون علی گرفت مقام

ولـی حـق و شکافنـدۀ تمـام علــوم

که هفت شهر فضیلت از او گرفت نظام

گرفـت دیـدۀ خـود را ز دست او جابر

سلام باد بـر آن دست و این چنین اکرام

روی چـو جـانب بیت‌الحـرام تـربت او

بـه تـن بپـوش ز بـال فرشتگان احرام

دُر چهـار یـم و بحر هفت گوهر پـاک

بر آن چهار یم و هفـت دُر سلام مـدام

امـام پنجـم و پنجـم وصـی ختم رسل

که می‌شونـد رسـل بـر زیارتش اعظام

شـروع علم بـه او، ختـم علـم نیز به او

زهی به حسن شروع و زهی به حسن ختام

گــرفت روز ازل باقـــرالعلــوم لقـب

چنان‌کـه یافتـه دانش بـه نـام او اتمام

اگرچـه بیل کشاورزی‌اش بـود به زمین

بـه یک اشـارۀ او نُـه‌سپهـر گـردد رام

بـه پـای کرسـی درسش هزارهـا جابر

ذلیـل مجـد و جلالش بـود هزار هشام

محمّد است ز سر تا قدم به خُلق و خصال

از آن نهــاد ورا ذات حـق محمّـد، نـام

تمام شخص محمّـد در او خلاصـه شده

ز مجد و عزت و خُلق و خصال وخوی و مرام

اگر بـه چشم بصیـرت به تربتش نگری

دم از بهشت زدن در حـریم اوست حرام

دگر بـه عـرش بریـن هیچ اعتنـا نکنند

اگر شوند بـه کویش مـلایک استخدام

امـام پنجـم کـل وجـود، تنهـا اوسـت

چه در مدینـه بود یـا رود اسیر بـه شام

قسم به ذات الهی کـه علم، بی‌نفسش

چو آفتاب دم مغـرب است بـر لب بـام

فقیـر درگـه احســان او فقیـر و غنـی

مطیع حکم خداوندی‌اش خواص و عوام

مسیـح بـا نـفس روح‌بخش او زده دم

کلیـم یافتـه از منطق وی علـم کلام

کمال یافته بـا مهـر او رکوع و سجود

قبول حق شده با حب او صلات و صیام

هماره تا که زمین است و آسمان برپـا

همیشه تا که زمان است و گردش ایام

به روح پـاکش از ذات حـق درود درود

به جسم و جانش ازان سو جان سلام سلام

مـوالیان وی از بیـم دشمنـان «میثم!»

ز دور بر حرمش بوسـه می‌زننـد مدام

غلامرضا سازگار

********

اول ماه رجب شد جلوه گر ماهی تمام

کآمد از هفت آسمان و مهر گردونش سلام

اختر چار آسمان و آسمان هفت مهر

یوسف دو فاطمه نور دل خیر الانام

نسل در نسلش همه خیرالورا خیرالبشر

خود امام ابن امام ابن امام ابن امام

مشعل بزم معارف باقر کلّ علوم

کعبه دل قبله ی جان رهنمای خاص و عام

عالم هستی که چون لب بر تکلم وا کند

از دمش جوشد کلیم و از لبش خیزد کلام

شهریار ملک امکان کز تمام ممکنات

ذکر او خیزد هماره فیض او جوشد مدام

در وجود حضرتش کلّ محمد جلوه گر

پیشتر از خلقت نورش محمد داشت نام

گه به نخلستان ورا بیل کشاورزی به دوش

گه به بام آسمان خورشید را گیرد زمام

بی ولای او همه رفتار عالم نادرست

بی وجود او همه طاعات خلقت نا تمام

این عجب نبود که مولانا علی بن الحسین

گیرد از او همچو پیغمبر ز زهرا احترام

با ثواب خلق اگر زاهد ندارد مهر او

دوزخش بادا حلال و جنتش بادا حرام

علم، پای کرسی تدریس او دارد جلوس

معرفت در پیش پای جابرش کرده قیام

تا بود روشن چراغ علم او در سینه اش

روز دشمن شام گردد چون به نطق آید هشام

مکتب من باقریّ و مذهب من جعفری است

نیست جز آنم طریق و نیست جز اینم مرام

مهر فرزندان او مانند جان در سینه ها

نطق شاگردان او چون تیغ برّان در نیام

ای سلاطین را به سوی آستانت التجا

وی خلایق را به دیوار بقیعت ازدحام

باقر آل محمد نجل زین العابدین

جد و باب و مادر و آباء و اجدادت کرام

رهروان فرش را مهر تو در دل روز و شب

ساکنان عرش را مدح تو بر لب صبح و شام

جابر جعفی که بحر دانشش در سینه بود

بود از دریای علمت قطره ای او را به جام

سائل کوی تو تا صبح قیامت مرد و زن

تابع حکم تو تا پایان هستی خاص و عام

گر چه قبر بی چراغت می درخشد در بقیع

چون خدا در قلب مردان خدا داری مقام

این عجب نبود که در بازار علم و حکمتت

راه پیمایی کند یوسف به عنوان غلام

می فروشد ناز، مؤمن بر گلستان بهشت

آیدش بویی گر از خاک بقیعت بر مشام

نی عجب ای کعبه ی دل در همه دوران سال

گر طواف آرد به گرد کعبه ات بیت الحرام

شخص پیغمبر تو را از سوی حق گوید درود

جابر از ختم رسل بر حضرتت آرد سلام

چار سالت بود با تیغ بیان و تیر علم

شام را کردی به چشم پور بوسفیان چو شام

با بیان زنده ات در قصر بیداد یزید

یافت زخم سینه ی آل محمد التیام

تا بگویی نیست جایز در بر ظالم سکوت

بر تمام نسل ها از کودکی دادی پیام

از تو گشته آفتاب علم و ایمان جلوه گر

وز تو باشد مکتب قرآن و عترت را قوام

در کتاب نخل «میثم» سطر سطر و بند بند

وصف تو حُسن شروع و مدح تو حُسن ختام

غلامرضا سازگار

********

سرود

اومده دنیا گلِ      حضرت زهرا دلِ

شیعه ها شاده که خدا

داده به دل شور و صفا

اومده مصباح الدجی

اومده شیرینیِ زندگی علی پسر حسین

اومده همه  هستیِ دلِ عاشقا ماه عالمین

زندگیم پدر و مادرم به فدای تو ای نور عین

نور عینی یا محمد(3) ، یا باقر

******

جشن و سرورِ به پا       دل شده بیت الولا

ماه رجب شد پر نور

شیعه شده غرق سرور

رسیده نور علی نور

تا که دل می تپه توی سینه می زنم آقا از تو دم

با وجود مقدست باقرالعلوم هدایت شدم

دین و مذهب باقریمو سیدی مدیون توام

نور عینی یا محمد(3) ، یا باقر

دریافت سبک

محمد حسن قمی

*********

شب اول رجب دل من بی تابه

که شب تولده نوه ی اربابه

آسمونا ستاره بارونه     کل زمین آیینه بندونه

کاش ببینم چنین شبی آقا

دور تا دور بقیع چراغونه

یابن الزهرا یابن الزهرا آقام آقام

******

لیله الرغایب شب جمعه که میاد

دل من از تو فقط آقا کربلا میخواد

فدای شادی و غمت مولا      فدای لطف و کرمت مولا

وقتی بسازن بقیع و میشم

کارگر ساخت حرمت مولا

یابن الزهرا یابن الزهرا آقام آقام

******

توی دانشگاه تو اون کسی قبول میشه

که فقط ذکر لبش یاحسین همیشه

گل پسر روح دعایی تو         آیینه ی علم خدایی تو

همبازی رقیه ی ارباب

یادگار کرببلایی تو

یابن الزهرا یابن الزهرا آقام آقام

دریافت سبک

سعید پاشازاده

*********

سرود

به حقّ یا ربّ و     یا باطن و ظاهر

یا مولا أدرکنی        یا حضرتِ باقر

می کنم زمزمه خوش آمدی

دلبر ما همه خوش آمدی

یوسف فاطمه خوش آمدی ، سیّدی

سیّدی ای عزیز فاطمه

******

هر آنچه گویم از    مقام تو هیچ است

نُطق فلک پیش    کلام تو هیچ است

هستی ام به فدای روی تو

من کیم عبد عبد کوی تو

زنده ام ز مِیِ سبوی تو ، سیّدی

سیّدی ای عزیز فاطمه

******

مژده ی میلادت       رسیده از بالا

ای هفتمین معصوم    نور دل زهرا

باقر علم کُلّ عالمی

تشنه را کوثری و زمزمی

رحمت و کرم مجسمی ، سیّدی

سیّدی ای عزیز فاطمه

دریافت سبک

امیر عباسی

**********

سرود

دلا به شور و تلاطمه

غم توی لبخندمون گمه

این گلی که خیلی با صفاس     گل امام چهارمه

ماه رجب و نوای ما        یا باطن و یا ظاهر

روشن شده دیده هامون از     نور امام باقر

خوش آمدی یا مولا

******

جشن سُرورِ دل همه است

رو لب ما ذکر و زمزمه است

ولادت باقر العلوم    عیدی ما دست فاطمه است

اومد نوه ی آقام حسین      باقر آل احمد

دیده میشه از نگاه اون    حُسن و خصالِ احمد

خوش آمدی یا مولا

******

ببین دو تا دست خالیمو

منم گدای قدیم تو

توی فضای خیالمون     پر میزنیم تا حریم تو

آقا ما به دوستیِ شما      تا به ابد می نازیم

آخر برای شما توی       بقیع حرم می سازیم

خوش آمدی یا مولا

دریافت سبک

امیر عباسی

**********

شور

دست من و عنایت و عطای باقر العلوم

میریزه عالم هستیش و به پای باقر العلوم

ای کوکب و مهتاب ما ، گوهر نایاب ما ، نوه ی ارباب ما

ای عزیز زهرا مدد

******

ای گل زین العابدین      دلم شده بی تاب آقا

عادتُک الاحسان و جود ، نوکرت و دریاب آقا

ما به لطف تو مدیونیم ، به حریمت مهمونیم ، به عشق تو میخونیم

ای عزیز زهرا مدد

******

آینه نور خدا    ببین اسیر غفلتیم

اگه بشیم دور از شما     همگی اهل ذلّتیم

این ذکرم شد یاد دلبر ، خورشید بدر و خیبر ، علی مدد یا حیدر

یا علی مدد یا حیدر

دریافت سبک

امیر عباسی

************

سرود )مسجدی(

باقر آل عبا ، ناطق وحی خدا

روشنیِ دو سرا ، ای دل و دلبر ما

نور دو عین مولا ، جان حسین مولا

سبط نبی مولا ، ذکر لبی مولا

یا حضرت باقر

******

دست تو بر سر ما ، حبّ تو در گِلِ ما

مدح تو بر لب ما ، عشق تو در دلِ ما

دلبر ما مولا ، سَرورِ ما مولا

نور ربی مولا ، ذکر لبی مولا

یا حضرت باقر

******

ما همه مسکین بر ، عنایتت آقا

صفای هر دل از ، ولایتت آقا

نور شفق مولا ، به نخل حق مولا

تو رُطبی مولا ، ذکر لبی مولا

یا حضرت باقر

******

مِسِ دل از لطفت ، شود طلا آقا

بده به جمع ما ، کرببلا آقا

همیشه با مولا ، خاطره ها مولا

در تَعبی مولا ، ذکر لبی مولا

یا حضرت باقر

دریافت سبک

امیر عباسی

*********

پیک شادی به شادمانی گفت

آفرینش دوباره پر شور است

در سپیده دم طلوع و ظهور

آسمان و زمین پر از نور است

نور صبح از سپیدۀ علم است

این سپیده پدیدۀ علم است

شب نشینان عالم ملکوت

همه سوی زمین نگه کردند

روی دامان مهر مه دیدند

کسب نور از فروغ مه کردند

روز میلاد ماه خورشید است

روشن این مه ز نور توحید است

همۀ عرشیان به هم گفتند

سید الساجدین گلی دارد

تا که شکر خدا به جا آرد

در مصــلا نمــاز بگذارد

همه این شوق و شور را دیدند

سَر الله و نــور را دیــدنـد

همه اصحاب معرفت دارند

شوق بشنیدن کلام تو را

با شکوه و به احترام و وضو

روی لب می برند نام تو را

ای ز وصف و ز مدح بالاتر

گفته بر تو سلام پیغمبر

ای که بر رهروان علم و شرف

گنج علم و شرافت آوردی

تو به کانون عشق و مکتب علم

در فضیلت هشام آوردی

مکتب تو فقیه پرور بود

دانشت مهر سایه گستر بود

هر که شد تشنۀ محبت تو

جام عشق و وفا به او دادی

به کُمیت و به حمیری نوری

ز سحــرگاه آرزو دادی

هر که مهر شما محبت اوست

سند افتخار خدمت اوست

من که از ساحل محبت تو

رو به دریای جود آوردم

بر تو و خاندان اطهر تو

احترام و درود آوردم

به «وفائی» تو التفاتی کن

نذر مسکین خود زکاتی کن

سید هاشم وفایی

**********

قوام هستى محیط امكان

بلوغ خلقت شكوه ایمان

فروغ توحید دلیل سرمد

بیان وحدت لسان برهان

بهشت رحمت صفاى جنت

بهار طوبى جمال یزدان

امام باقر كه فیض وافر

دهد كلامش به علم و عرفان

كه را شناسد جهان تحقیق؟

كه برتر از او كشیده ایوان

بدست سبزش ریاض دین را

نموده خرم چنان گلستان

بداده قولش كلام حق را

هزار تفسیر هزار عنوان

پناه قرآن ز كفر و باطل

ز كفر و باطل پناه قرآن

ولادتش را عنایتى دان

به اهل تقوى به اهل ایمان

به شاد باشِ دل پیمبر

دلى نباشد كه نیست شادان

مرا ز شوق است نواى شادى

چنان كه بر شاخ هزار دستان

ترانه خیزد ز تار و پودم

قصیده ریزم ز جوهر جان

به هر كه بینم چو ناى مطرب

بود خوش آوا بود عزل خوان

موالیان را بشارت این روز

معاندان را عذاب نیران

به یمن میلاد و زاد روزش

نواى شادى رسد به كیوان

به مدح پنجم ولىِ مطلق

من این قصیدت برم به پایان

محمد رضا براتی