زمزمه ، سرود و شور میلاد حضرت مهدی(عج)

سرود
این همه از بهار میگن ، اما تویی بهار من
روز تولد توه ، نیستی ولی كنار من
جشن تولد تو رو ، تو غیبت تو میگیرم
امروز یه آرزو دارم ، كه روی دستات بمیرم
فكرم ، تویی یوسف زهرا ذكرم ، تویی ای گل طاها
جونم ، به فدای تو مولا ، مولا
بی تو ، چشم انتظار می خونیم آقا ، عاشق تو می مونیم
بیا ، اگه نیای تو زندونیم
مولا مولا یا اباصالح
******
رشته ی مهر دل ما ، بسته به گیسوی شما
قبله ی جان ما بود ، طاق دو ابروی شما
ای به فدای رخ تو ، جان تمام انبیا
در ید قدرتت بود ، زندگی ارض و سما
مكه ، منتظر خروشه زمزم ، به عشق تو می جوشه
كعبه ، با تو سفید می پوشه ، بیا
باشی ، دیگه ظلمی نمی شه بیای ، دلا مساوی می شه
بدون ، دوسِت دارم همیشه ، آقا
مولا مولا یا اباصالح
دریافت سبک
*******************
شور
منم اسیر نگاهت مهدی
فدای چهره ی ماهت مهدی
جمال بی بدل تو ز بس كه باشد زیبا
به پای صورت نازت خدا نشسته تماشا
یا ابا صالح مدد
******
گدای جرعه ی جامت هستم
بیا بیا كه غلامت هستم
ولایتت همه ایمان عادت تو كرم و فضل
خدا كشیده شما رو از رو جمال ابالفضل
یا ابا صالح مدد
******
تو مكه ای تو منایی آقا
خدا كند كه بیایی آقا
پیراهنت ز حسینه عمامه ات ز پیمبر
نشسته اِی گل حیدر به انتظار تو مادر
یا ابا صالح مدد
دریافت سبک
***************
سرود
مژده بدید عشق خدا رسیده ، رسیده
وارث شاه كربلا رسیده ، رسیده
آمده ماه آسمان آمده شاه جمكران
زمین میگه به آسمون آمده صاحب الزمان
یا اباصالح مددی
******
برهمه دنیا رهبری یا مهدی ، یا مهدی
تو ذوالفقار حیدری یا مهدی ، یا مهدی
هستی من مال توه بود و نبود من فدات
دلم به دنبال توه تا كه بشه نذر چشات
یا اباصالح مددی
******
ای گل باغ آرزو كجایی ، كجایی
ای به دو عالم آبرو كجایی ، كجایی
دیدن تو آرزومه عمریه بغض گلومه
دلبر من تا تو نیای خون دل آب وضومه
یاابا صالح مددی
دریافت سبک
****************
سرود – شور
ذکر نفس نفس آسمون یا مهدیه
عاشقا ، روز جشن خوش عهدیه
ای عزیز دل همه مدد یابن الحسن
نور دو چشم فاطمه مدد یابن الحسن
ترانه ی لب آسمونا ، خوش اومدی ای امام دنیا
یا اباصالح یا سیدی یابن الحسن
سیدی سیدی یابن الحسن
******
خنده ی شوق آسمونیا دیدن داره
بارون ِ ، رحمت و عطا می باره
ای که تویی به در خونه ی مولا فقیر
از امام ِ حسن ِ عسگری عیدی بگیر
صدقه سر پسرت آقا عیدی بده عیدی بده بر ما
یا اباصالح یا سیدی یابن الحسن
سیدی سیدی یابن الحسن
******
خوش به حال کسی که خاک کوی دلبره
مُحرم ، عشقِ عترت حیدره
خوش به حال کسی که اهل هم عهدی میشه
پا رکاب سپاه حضرت مهدی میشه
همه میریم به یاری دلبر با امام و شهدا و رهبر
یا اباصالح یا سیدی یابن الحسن
سیدی سیدی یابن الحسن
دریافت سبک
*****************
شور
یوسف خیر البشر یا ابا صالح مدد
حجّت ثانی عَشَر یا ابا صالح مدد
یا اباصالح مدد ، یا اباصالح مدد
******
ای به لبم زمزمه ، صبح ِ اُمید همه
گل پسر فاطمه ، جلوه ی حیّ اَحَد
یا اباصالح مدد ، یا اباصالح مدد
******
ای به دلم آرزو ، نرگس خوش رنگ و بو
بر من ِ بی آبرو ، لطف تو شد بی عَدَد
یا اباصالح مدد ، یا اباصالح مدد
******
زاده ی پیغمبر و ، نور دل حیدر و
آیه ای از کوثر و ، مظهر ربّ اَحَد
یا اباصالح مدد ، یا اباصالح مدد
******
یا هر اُفتاده ای ، شور هر آزاده ای
رزق کرم داده ای ، بر من ِ عاصی و بَد
یا اباصالح مدد ، یا اباصالح مدد
******
ای گل زهرا سرشت ، عشق تو اَم سرنوشت
با تو شَوَد چون بهشت ، خانه ی قبر و لَحَد
یا اباصالح مدد ، یا اباصالح مدد
******
آیه ی نور بتول ، پاره ی قلب رسول
کن ز کرامت قبول ، بنده ی مَردود و رَد
یا اباصالح مدد ، یا اباصالح مدد
******
لاله کم از خار تو ، دست خدا یار تو
بر مَه ِ رُخسار تو ، بُرده ستاره حَسَد
یا اباصالح مدد ، یا اباصالح مدد
******
غرقه شدم در خطا ، رفته ز نایم نوا
راه وصال تو را ، فعل گُنَه کرده سَد
یا اباصالح مدد ، یا اباصالح مدد
دریافت سبک
***************
شور
شور من و نوای من ، آمدنت دعای من
مریض هجران شده ام ، ظهور تو دوای من
ای همه ی زندگی ام ، آینه ی خدای من
کعبه ی من زمزم من ، مروه ی من صفای من
یابن الحَسَن روحی فِداک ، مَتی ترانا وَ نَراک
******
نیمه ی ماه نَبَوی ، ذکر دلم نام تو شد
ببین دل ِ هوایی ام ، کبوتر بام تو شد
کاسه ی جان پُر از کرم ، ز رحمت عام تو شد
ساقی ِ جام معرفت ، مست ِ می ِ جام تو شد
یابن الحَسَن روحی فِداک ، مَتی ترانا وَ نَراک
******
به لیله ی جان و دلم ، فروغ تو صبح ِ سَحَر
پور امام عسگری ، کرم کن و مرا بخر
اشاره ای کن به دلم ، تا که شود زیر و زبَر
جان گل امّ البنین ، مرا به کربلا ببر
یابن الحَسَن روحی فِداک ، مَتی ترانا وَ نَراک
******
تو نور اَحلا عَسَلی ، بی مَثَل و بی بدلی
عنایتت فاش و جلی ، ای به همه عالَم وَلی
ز جود و رحمت تو و ، لطف خدای ازلی
گشته مناجات دل و ، ذکر لبم علی علی
حجّت حیّ ازلی ، علی علی علی علی
دریافت سبک اول
دریافت سبک دوم
*****************
سرود
والی کون و مکان ، صاحب عصر و زمان ، صفای مجلس ، مدد ای گل نرگس
ترانه ی دل و جان ، اُمید پیر و جوان ، صفای مجلس ، مدد ای گل نرگس
اشک شوق فرشته ها امشب از دیده روونه
از مقدم گل زهرا هفت آسمون چراغونه
اومده بهار مُلک دلبری اومده حاکم مُلک ِ سَروری
روشنایی ِ سپهر سامرّا نور دو چشم امام ِ عسگری
سیدّی یابن الزّهرا
******
نور دل همه ای ، یوسف فاطمه ای ، صفای مجلس ، مدد ای گل نرگس
کرم رو خاتمه ای ، یوسف فاطمه ای ، صفای مجلس ، مدد ای گل نرگس
سوی جمالش خم شده گل ِ نگاه ِ پیغمبر
نیمه ی ماه پیغمبر،اومده ماه ِ پیغمبر
گل به باغ نور عترت روئیده آسمون به دشت و گلشن خندیده
البشارت ای محبین مهدی فاطمه به نوکراش عیدی میده
سیدّی یابن الزّهرا
******
سید و سَروَر ما ، ای دل و دلبر ما ، صفای مجلس ، مدد ای گل نرگس
حامی کشور ما ، یاور رهبر ما ، صفای مجلس ، مدد ای گل نرگس
با ذکر یا اباصالح از عالمی دل می بریم
ما با عشق ولی ّ عصر ، پیرو خطّ رهبریم
یابن العسکری بده بر ما پناه کن عنایتی به جمع حزب الله
روزی ِ ماها کن آقا کربلا تا بشیم زائر خاک شهدا
سیدّی یابن الزّهرا
دریافت سبک
****************
زمزمه – سرود (مسجدی)
نیمه ی ماهِ زیبای شعبان آمده جلوه ی حیّ منّان
نور دل و جان همه آمد مهدی آل فاطمه آمد
لطف تو بی عدد یابن الحسن مدد
یا مهدی یا فارس الحجاز
******
زینت محفل و مجلس آمد نرگس حضرت نرجس آمد
تبارک خدا به روی تو عالم همه فقیر کوی تو
تو نور سرمدی آقا خوش آمدی
یا مهدی یا فارس الحجاز
******
میگیریم در حریم نوکری ما عیدی از امام عسگری
خدا به تو زیبا پسر داده پسر نگو ، قرص قمر داده
عیدی به ما بده یک کربلا بده
یا مهدی یا فارس الحجاز
دریافت سبک
**************
سرود
نیمه ی ماه رسول ، اومده دلبر ما
مهدی آل عبا ، سیّد و سَروَر ما
محبوب دلها خوش آمد یار بی همتا خوش آمد
ذکر اهل آسمونا خورشید زهرا خوش آمد
اباصالح یابن الزهرا
******
بهتر از باغ بهشت شده شهر سامرا
فاطمه عیدی میده به همه منتظرا
به نیمه ی ماه شعبان روی مهدی شد نمایان
قلب شیعه شاد ِ شاد و حال دشمن شد پریشان
اباصالح یابن الزهرا
******
کن قدم رنجه ببین ، شَعَف منجلی و
به روی کعبه بزن ، پرچم یا علی و
اَلعَجَل ای سبط طاها ای صاحب تیغ مولا
تا که بشه با ظهورت وهّابیت خوار و رُسوا
اباصالح یابن الزهرا
دریافت سبک
***************
سرود
نیمه ی ماه شعبان ، دلبرم آمد دنیا
منتقم آل الله ، مهدی آل طه
گل پسر حیدری ، ثمر حیدری ، قمر حیدری ، ابا صالح
مولای من ، یابن الحسن
******
سر زده مهر لطف و ، بخشش و غفران عشق
سوره ی نور و رحمت ، آیه ی قرآن عشق
آمده جان همه ، به لبم زمزمه ، پسر فاطمه ، اباصالح
مولای من ، یابن الحسن
******
مِدحَت تو میخوانم ، با مدد از ثارالله
منتقم سر سخت ، خون ابا عبدالله
امشبی ای با وفا ، به من ِ بی نوا ، بده یک کربلا ، ابا صالح
مولای من ، یابن الحسن
دریافت سبک
*******************
سرود
جلوه ی خوش ، عهدی آمد ، مهدی آمد ، مهدی آمد
آمده کعبه دلها ، آمده یار بی همتا ، آمده مهدی زهرا
سیّدی یا اباصالح
******
خاک کویت ، عرش اعلا ، عشق رویت ، باشد اَحلا
من عَسَل یا ابا صالح ، بی بدل یا ابا صالح ، اَلعَجَل یا ابا صالح
سیّدی یا اباصالح
******
با نوای ِ ، یا حسینی ، با شهیدان ، با خمینی
عهد دلدادگی بستیم ، دل ز غیر تو بُگسَستیم ، در رَهَت جان فدا هستیم
سیّدی یا اباصالح
******
ای عزیز ِ، هل اَتایی ، کن تو مارا ، کربلایی
ای مَه ِ بی نشان ِ ما ، دلبر جاوِدان ما ، ای امامِ زمان ِ ما
سیّدی یا اباصالح
دریافت سبک
***********
سرود
جان فدایت ای ، روح هم عهدی مصلح عالم ، حضرت مهدی
بهترین کلام ما یابن الحسن سیّد و امام ما یابن الحسن
تو نور چشم همه ای ، گل پسر فاطمه ای
ای حماسه و شکوه جاویدان ای حقیقت دعا روح قرآن
ای ظهور نور تو در بیت الله حاجت دل تمام عاشقان
سیدی یا سیدی یابن الحسن
******
نیمه شعبان ، جشن میلاد است با همه غمها ، شیعه دلشاد است
میرسد نسیم دیدار از گلشن لرزه از نام تو بر قلب دشمن
هر که عبدی آزاده است ، بر یاری ات آماده است
ایّها العزیز ما مولا مولا العَجَل یا منتقم ، یابن طاها
در رکاب تو همه جان بر کفیم با سلاح اشک و ایمان و تقوی
سیدی یا سیدی یابن الحسن
******
با ظهورت ای ، زاده ی هابیل می رسد روز ، مرگ اسرائیل
در دمشق و در منامه اهل دین جملگی اسیر قوم ظالمین
سفیانی ها گرم جفا ، آقا بیا آقا بیا
ما همه به راه عترت و قرآن جان پی ِ رضای جانان میدهیم
با اطاعت از ولیّ امرمان در سپاه عشق تو جان میدهیم
سیدی یا سیدی یابن الحسن
دریافت سبک
**************
سرود (مسجدی)
همه ز جا برخیزید به پای او گل ریزید
دلبر دلها آمد مهدی زهرا آمد
******
همه جهان نورانی به نیمه ی شعبان شد
تمام هفت آسمان ز عرش ، گلباران شد
ناجی دنیا آمد مهدی زهرا آمد
همه ز جا بر خیزید
******
جمال او آیینه به صورت پیغمبر
رُخَش بُوَد یک آیه ز نور و قدر و کوثر
ماه دل آرا آمد مهدی زهرا آمد
همه ز جا بر خیزید
******
محبتش می باشد به قلب یاران مونس
صله بگیریم امشب ز مادر او نرجس
بنده ی یکتا آمد مهدی زهرا آمد
همه ز جا بر خیزید
******
اُمید دل امدادش کنم دمادم یادش
وجود کلّ عالم به لیله ی میلادش
به شور و آوا آمد مهدی زهرا آمد
همه ز جا بر خیزید
******
بُوَد گلی که بویش شمیم عطر یاس است
ارادت او ویژه به حضرت عباس است
عاشق سقّا آمد مهدی زهرا آمد
همه ز جا بر خیزید
دریافت سبک
***********
زمزمه
گل زهرا یا مهدی
امام ما یا مهدی ، تویی مولا یا مهدی
بگو پس کی میایی ، گل زهرا یا مهدی
شب نیمه ی شعبان ، گرفتم با تو اِحیا
گدایت را دعا کن ، تو ای مهدی زهرا
دعا کن یابن الزهرا ، منی که غرق دردم
دگر پیشت ز عصیان ، سر افکنده نگردم
منم مُحرم به عشقت ، تو هستی بیت و میقات
دعا کن یابن الزهرا ، شوم اهل مناجات
شدم ننگ شریعت ، نبودم زینت دین
دعا کن یابن الزهرا ، نگردم بد تر از این
دعا کن ای شمیمِ ، غمت در شامه ی من
نماز اوّل وقت ، شود برنامه ی من
سُلوک بنده را پُر ، سعادت کن سعادت
نصیب عبد عاصی ، شهادت کن شهادت
از اعمال بد ِ من ، شده محزون دل تو
به هر عُصیان یا مهدی ، نمودم خون ، دل ِ تو
همیشه در همه جا ، اُمید من تو بودی
بدی کردم ولی تو ، خطا پوشی نمودی
بُوَد صد همچو یوسف ، اسیر چاه عشقت
بیا و کن مرا هم ، فدای راه عشقت
به صحرای ولای ِ ، تو آواره شَوَم من
نگاهت را مگردان ، که بیچاره شَوَم من
تو نور هل اتایی ، تو مصباحُ الهُدایی
تو را حقّ ابالفضل ، مرا کن کربلایی
مرا کن کربلایی ، به دستان بریده
به حقّ آن برادر ، که شد قدّش خمیده
عمویت غرق خون و ، حسین اشکش روان بود
چه آتش زین مصیبت ، به قلب کودکان بود
به خیمه سوز و آه و ، نوای آب آب است
علی با کام تشنه ، به دامان رباب است
در این گرمای سوزان ، لب اصغر بسوزد
عمو غرقه به خون ، دل مادر بسوزد
دریافت سبک
**************
زمزمه احیای شب نیمه شعبان
گرفته ام با ، این اشک روان ، احیای شب ِ، نیمه ی شعبان
آمدم در ِ، خانه خدا ، با دست خالی ، با ناله و آه
اَستَغفرالله اَستَغفرالله
******
بیچاره ام من ، آواره ام من ، غیر از این خانه ، جایی ندارم
از فرط عصیان ، زار و پریشان ، داده ام از کف ، صبر و قرارم
جرمم سنگین است ، سرم پاین است ، بگذر از من در ، نیمه ی این ماه
اَستَغفرالله اَستَغفرالله
******
نور قیامم ، روح قعودم ، حال رکوعم ، ذکر سجودم
شرمنده ام ای ، حیّ متعال ، هنگام ِ گناه ، یادت نبودم
ببین در حَبسَم ، اسیر نَفسَم ، در راه تقوی ، افتادم در چاه
اَستَغفرالله اَستَغفرالله
******
با لطف خاصت ، ای حیّ اعلا ، خاک مرا کن ، خاک شهدا
الهی العفو ، الهی العفو ، به حقّ خون ِ ، پاک شهدا
به حقّ آنکه ، با جسم پر خون ، کرده مناجات ، بین قتلگاه
اَستَغفرالله اَستَغفرالله
******
هنوزم ای دل ، سر ِ حسین ِ ، فاطمه باشد ، روی نیزه ها
دست ابالفضل ، بر روی زمین ، نیلی ز سیلی ، روی بچّه ها
هذا حسین ِ ، زینب بلند است ، با یک صدای ِ ، محزون و جانکاه
اَستَغفرالله اَستَغفرالله
دریافت سبک
***********
سرود (مسجدی)
ای که اُمید همه ای ، صاحبُ الاَمر و امام ِ زمان
بر لب ما زمزمه ای ، صاحبُ الاَمر و امام ِ زمان
نور دل فاطمه ای ، صاحبُ الاَمر و امام ِ زمان
بحر عطا یا مهدی سَروَر ما یا مهدی
شمس ولا یا مهدی سیّدُنا یا مهدی
سیّدُنا یا مهدی
******
بی سر و سامان تو ایم ، سر و سامان دل ما تویی
دست به دامان تو ایم ، به کرم نابی و یکتا تویی
گوش به فر مان تو ایم ، مقتدای همه دنیا تویی
نور جلی یا مهدی سبط علی یا مهدی
شمس هدی یا مهدی سیّدُنا یا مهدی
سیّدُنا یا مهدی
******
ذکر لب اهل ولا ، باَبی اَنتَ و اُمّی شَها
ای پسر خون خدا ، سر و جانها به فدای شما
قسمت ما کن ز کرم ، نجف و سامره و کربلا
حاجت ما یا مهدی چون شهدا یا مهدی
کرببلا یا مهدی سیّدُنا یا مهدی
سیّدُنا یا مهدی
دریافت سبک

***

  شکر خدا رسیدم جشن تولد تو
امشب چیزی نمی خوام از تو به جز خود تو
آقا بیا اسم تو مرحمه
آقا بیا جز تو کی محرمه
آقا بیا ای گل فاطمه
آقا بیا
اگه حقیر و ناچیزم
ولی ز عشقت لبریزم
خدا شاهده با اسمت
عالمو بهم می ریزم
دیوونه شدم سرتاسر
میون شرابم تا سر
اگه بگی جونتو بده میدوم با سر
****

شور عجیبی دارم این بار برای مهدی
جوره همه چی اما خالیه جای مهدی
آقا بیا منجی ماهمه
آقا بیا بر لبا زمزمه
آقا بیا امید فاطمه
آقا بیا
دلمو بیتاب کن مهدی
چشامو پر آب کن مهدی
نوکر سرِحال خواستی
رو منم حساب کن مهدی
ورثه نسل هاشم
دلبری کارته دائم
بیای همه میدونا میشه میدون قائم
****
با مقدم نگارم شد باز شب مناجات
هر حاجتی که داری امشب بگو به آقات
آقا بیا دنیا جهنمه
آقا بیا تنهایی بسمه
آقا بیا لاله فاطمه
آقا بیا
صحن دلم آباده
حاجتمو خدا داده
ما رو سپرده دست
مهدی حیدر زاده
عشق تو عالم گیره
دل بی تو از همه سیره
برات کربلامونو بده آقا دیره
****
اباصالح اباصالح بیا بیا بیا بیا گل نرگس

دریافت سبک

سبکهای فوق توسط برادران ، امیر عباسی و محمد مهدی روحی تهیه شده و برگرفته از وبلاگ حسینیه میباشد

اشعار ولادت امام زمان (عج)

تاکه گردیدم آشنای سحر
شددلم وادی صفای سحر
بین سجاده تربتم گل شد
بانم اشک وگریه های سحر
دست خالی نمی رود هرگز
آن کسیکه شده گدای سحر
تو امام شکسته دلهایی
صاحب سفره عطای سحر
بوی وصل تو میکنم احساس
از نفسهای جان فزای سحر
چشم امید ما گنه کاران
بوده بر سوز یک دعای سحر
ریشه مشکلات ما این است
دلمان نیست مبتلای سحر
گره از کار واکند بی شک
ناله های گره گشای سحر
شب شب همزبانی یار است
درد ما غفلت از تو دلدار است
بی جهت نیست درنوایی تو
ماچه کردیم ؟ تا بیایی تو
این نشد رسم انتظار فقط
نعره ها میزنم کجایی تو
تو زاجداد خود غریب تری
بیکس و یار و آشنایی تو
بارها سرزدی به غفلت ما
شاهد کوه ادعایی تو
دست مارا گرفتی و رفتی
چون کریم و گره گشایی تو
همچونان مادرت تمام شب
تاسحر دست بردعایی تو
بر گنه کارها دعا کردی
بسکه آقا و با وفایی تو
شک ندارم که هر شب نیمه
زائر دشت کربلایی تو
تحت قبه چه ناله ها بکنی
خودبرای فرج دعا بکنی
جلوات پیمبری داری
ازهمه خلق برتری داری
بین اولاد حضرت زهرا
دلربایی دیگری داری
نقش بازوی توست جاءالحق
تابگویی چه محوری داری
ذوالفقار از تو جان بگیر باز
چون تجلی حیدری داری
کرم تو گدا نواز بود
دست اکرام مادری داری
قاسم نعمتی
***
باز هم روح الامین دارد غزل می آورد
صنعت ایهام و تشبیه و بدل می آورد
تا شود ابیات شعر من کمی دلچسب تر
واژه واژه بر لبم جام عسل می آورد
شعر شیرین مرا شور عجیبی داده است
واژه ی نابی که در چندین محل می آورد
چیست آن واژه که همراه ادایش جبرییل
جمله ی «حیّ علی خیرالعمل» می آورد
در میان شعرهای شاعران اهل بیت
دائماً این بیت را ضرب المثل می آورد:
یوسف مصری کجا و یوسف زهرا کجا
جلوه ی قطره کجا و جلوه ی دریا کجا
کوچه های شهر را امشب چراغانی کنید
عرش را و فرش را آیینه بندانی کنید
آمده نور دل انگیزی به سمت سامرا
باید امشب کوچه ها را خوب نورانی کنید
طبق رسم فصل حج، مثل تمام حاجیان
جان ما را پیش پای یار، قربانی کنید
از خَم ابروی او صدها خُم می می چکد
باید امشب خلق را انگور مهمانی کنید
دیدن روی سلیمان کار آسانی که نیست
باید اوّل خوب از این مُلک، دربانی کنید
هر که باشد نوکر تو زود آقا می شود
خود به خود با یک نگاه تو مسیحا می شود
یوسف زهرا تویی حُسن ختام اهل بیت
نام تو زیباست ای مرد قیام اهل بیت
گر چه آقا مثل یوسف با نمک هستی ولی
نام زیبای تو شیرین کرده کام اهل بیت
السّلام ای حُجّةَ الله ای امامَ منتظَر
لحظه لحظه می رسد بر تو سلام اهل بیت
از پیمبر تا امام عسگری، در عصر خود
نقل کردند این که هستی التیام اهل بیت
می رسد آن روز که با ذوالفقار مرتضی
می رسی تا که بگیری انتقام اهل بیت
مرتضی، زهرا، حسن، خون خدا، پیغمبری
می بری با جلوه ات دل از امام عسگری
نیمه ی شعبان که می گردد عیان، صاحب زمان
می کند گل بر لب پیر و جوان، صاحب زمان
اشهَد انّ که هستی تو امام آخرین
می وزد از هر مناره این اذان، صاحب زمان
یک سؤال آقا!… اگر که جای کعبه ثابت است
پس چرا در هر کجا داری مکان، صاحب زمان
تشنه هستم تشنه ی یک جرعه ی دیدار تو
وعده گاه ما شبی در جمکران، صاحب زمان
می رسی یک روز ای خورشید پشت ابرها
می کنی پیدا مزار بی نشان، صاحب زمان
با ظهورت می شود خوشحال زهرا مادرت
پیش مرگت می شود آن لحظه آقا نوکرت
العجل آقا! بیا چشم انتظاری ها بس است
در فراقت اشک ها و بی قراری ها بس است
اشک ها ی ما که یک لحظه به درد تو نخورد
ناله ها و ضجّه ها و گریه زاری ها بس است
تا به کی جمعه به جمعه ذکر ندبه سر دهیم
ندبه و خون دل و شب زنده داری ها بی ایت
معصیت، پاکی دوران جوانی را گرفت
ما جوان ها را کمک کن، شرمساری ها بس است
باید آقا درد غربت را فقط فریاد کرد
گوشه گیری های ما و راز داری بس است
با ظهور خود بیا و مادرت را شاد کن
قلب ویران مرا با مقدمت آباد کن
محمد فردوسی
*********
صبح الست بود و خدا بي حساب داد
آرامشي به هستي در اضطراب داد
عشق آفريد و عالم و آدم خطاب كرد
بر هر كه بوده فرصت يك انتخاب داد
با چارده ظهور ،خدا پرده را گشود
من را به دست اين دلِ خانه خراب داد
از من نبود حرفي و عشق از طُفيلشان
مشتي گرفت و خاك مرا پيچ و تاب داد
ميخواست تا تبار مرا هم نشان دهد
آنجا به جاي آب به خاكم شراب داد
انگور تاكهاي بهشتي رسيده بود
من تشنه بودم و به لبم جام ناب داد
من چون تو مست،مست تماشا شديم ما
پيمانه نوش يوسف زهرا شديم ما
باغ بهشت زمزمه ي او گرفته است
امشب كه عطر نرگس شبّو گرفته است
امشب كليم، خادم اين طاق نصرت است
از دشتِ عرش نافه ي آهو گرفته است
يونس به دست مجمر و اسپند بياورد
يوسف خميده دسته ي جارو گرفته است
رخصت نداده اند كه جبريل هم رسد
يك گوشه در بغل سر زانو گرفته است
گيسو گلاب و آينه را چرخ ميدهد
مريم به عرش چادر بانو گرفته است
حتي خليل قبله ي خود گم نموده و
سر را به سوي آن خَم ابرو گرفته است
از شوق،صبر حضرت زهرا سر آمده
امشب اگر غلط نكنم حيدر آمده
تكيه بزن به كعبه،امير سوارها
پايان بده به سردي اين انتظارها
چشم مرا به آب بصيرت زلال كن
پيدا كنم مسير تو را در غبارها
از چشمه ي معارف خود جرعه اي ببخش
باران ببار بر تن اين شوره زارها
پاي مرا به راه ولايت ثبات دِه
دستم بگير تا گذرم از حصارها
بين تنور عاشقيت شيعه ام نما
مقداد وار مثل همه سر به دارها
بر ندبه هاي ساده ي من برگ و بار دِه
پُر كن تمام سال ما را از بهارها
خط ميكشم به روي تمامي جمعه ها
تا جمعه اي كه سر زند از روزگارها
جز عطر عشق بر سر گيسو نميزني
تو با حسين، عشق خدا مو نميزني
همسايه ي قديمي دلهاي ما سلام
اي عابر غريبه ي اين كوچه ها سلام
وقتي عبور ميكني اين بار چندم است
من ديده ام تو را و نگفتم تو را سلام
شايد تويي همان كه سر كوچه زودتر
گفتي براي بار هزارم به ما سلام
ديدم به روي سنگ مزاري نوشته بود
من را كه كشت؟داغ تو آقا بيا سلام
بر حمد و بر قيام و ركوع و سجود تو
بر قامت و قيامت بي انتها سلام
بر جلوه ي قنوت و سلام تشهدّت
وقت اذان به اشهد ان لا الا سلام
اما گمان كنم كه جواب تو ميرسد
تا ميكني به جانب كرب و بلا سلام
جانم اسير اشهد انَّ امير توست
آقا خوشا به حال دلي كه اسير توست
***
همیشه رهسپرم سوی جاده ی خورشید
منم مسافر پای پیاده ی خورشید
چه فرق می كند از پشت ابر هم باشد
به طالبش برسد استفاده ی خورشید
منم كه كاسه به دستم منم كه تاریکم
دو جرعه نور دهیدم ز باده ی خورشید
اگر چه دورم از آقای خود ولی از او
جدا نگشتنیم چون بُراده ی خورشید
شناسنامه ی من صبح اول ایجاد
چنین نوشته منم بنده زاده ی خورشید
سلام می دهم از عمق این دلِ تاریك
به آخرین پسر خانواده ی خورشید
تویی تو معنی یا نور، عمق یا قدوس
بگو كه حضرت خورشید كِی رسم پابوس
كبوتران خدا مژده ی سحر دادند
تمام از شب میلاد تو خبر دادند
كلاغ های دِهِ ما به یمن آمدنت
چو بلبلان همه آواز عشق سر دادند
بهار حُسن خداوند با رسیدن تو
به شاخه شاخه ی این شعر برگ و بر دادند
درخت ها همه هنگامه ی قدم زدنت
ز شوق دیدن تو دست با تبر دادند
عروسِ باغچه ی یاس، مادرت نرگس
چه كرده بود به او این چنین ثمر دادند
هزار شكر خدا را كه باز هم امروز
به خانواده ی زهراییان پسر دادند
نفس بریده صدا می زنیم در همه حال
به دادمان برس ای میم و حا و میم و دال
هزار پرده هم افتد اگر به رخسارت
به چشم كس نَبُوَد باز تاب دیدارت
به شوق گرمی دستانت آمدم خورشید
بیا و بار بده ذره را به دربارت
به سایه سار بهشت خدا چه حاجتمان
بس است بر سرمان سایه سار دیوارت
هزار یوسف مصری كلاف حُسن به كف
نشسته اند به صف در میان بازارت
به شیوه ی پدرانت چه می شود بینم
كنار سفره ی ما باز كردی افطارت
برو سفر به سلامت كه هر كجا هستی
امام آخر دنیا! خدا نگهدارت
برو ولی به کجا؟ چشم ماست خانهٔ تو
بیا دوباره گرفته دلم بهانهٔ تو
روایت است كه در روزگار آمدنت
زمین تمام شود بی قرار آمدنت
روایت است كه بالاترین عبادتِ خلق
در این زمانه بُوَد انتظار آمدنت
روایت است ز اصحاب خوب شیطان است
كسی كه كار ندارد به كار آمدنت
روایت است كه با ذوالفقار می آیی
چه با شكوه بُوَد اقتدار آمدنت
روایت است قیامی كه سیدش یمنی ست
خبر دهد چو نسیم از بهار آمدنش
مقام رهبری آن سید خراسانی ست
نشانه ی دگر روزگار آمدنت
نشانه های ظهورت هنوز كامل نیست
دلی كه منتظرت نیست گِل بُوَد دل نیست
به هر کجا که سخن از تو در میان آید
به جسم مردهٔ نطقم دوباره جان آید
من آمدم که نباشم فقط تو باشی تو
فنای ذات تو گشتن کمالمان آید
که مثل توست که بعد از هزار و اندی سال؟
زمان آمدنش باز هم جوان آید
که مثل توست چنین و که چون رقیه چُنان؟
که طفل باشد و چون پیر قد کمان آید
که دیده است که سجده کند لب طفلی؟
بر آن لبی که از آن بوی خیزران آید
خرابه بود و سحر بود و دختر بابا
بدون همسفرش رفت با سرِ بابا
محسن عرب خالقی
****
مثل شروع یک جریان در مسیر رود
افتاد راه آخرمان در مسیر رود
دارد خبر ز آمدنی می دهد نسیم
لب بسته باش و باز بمان در مسیر رود
با ناز می رسد کسی آغاز می شود
پایان غصه های جهان در مسیر رود
از مأذنه همین که صدای اذان رسید
شدت گرفت نبض زمان در مسیر رود
ای آخرین بهار دل یخ زده ببین
با تو شکست پشت خزان در مسیر رود
(یک شهر تا به من برسی عاشقت شد است
ای سیب سرخ غلط زنان در مسیر رود)
نام تو را خدا چقدر بی نشان نوشت
با دست خود به صفحه ی تقدیرمان نوشت
از حول دام و دانه دلم چون کبوتر است
این روزها دعای فرج خواندنی تر است
آقا بساط قتل مرا جور کرده ای
مژگان توست تیر و دو ابروت خنجر است
با آن شمایلی که به ارباب رفته است
رویت هزار مرتبه از یوسفان سر است
اصلا عجیب نیست قیامت به پا کنی
این کار دست گرمی اولاد حیدر است
وقتی قرار نیست که فردا ببینمت
جان دادنم برای تو امروز بهتر است
بوی مدینه می رسد از انتظار تو
چشم انتظار آمدنت چشم مادر است
در دست توست پرچم سقای کربلا
در چشم تو ادامه ی دریای کربلا
عادت به خاک پای تو کرده جبینمان
برگرد بی تو غصه شده همنشینمان
از کوچه های تنگ دل ما عبور کن
امشب ببار بر جگر آتشینمان
چشم انتظار آمدنت حلقه های چشم
پا در رکاب کن که تو هستی نگینمان
با دست کفر یک شبه تحریم می شویم
آقا فقط بدون تو مانده همینمان
ما سرزمینمان متعلق به فاطمست
بیمه شده به دست علی سرزمینمان
ای آخرین دلیل نفس های آسمان
شد راز دار بغض گلو آمینمان
داریم از نیامدنت پیر می شویم
از جمعه ها بدون تو دلگیر می شویم
مسعود اصلانی
***
بال ما را به آسمان ببريد
تا افقهاي بيكران ببريد
از همين فاصله دخيل مرا
به حرمهاي مهربان ببريد
مسجد كوفه گر نشد قسمت
تا حوالي جمكران ببريد
سحري ابن مهزيار مرا
محضر صاحب الزمان ببريد
عرض تبريك چشمهاي مرا
سمت بانوي بي نشان ببريد
برتو اي آفتاب و آب حيات
تا ظهور تبسمت صلوات
هركه از كوچه تو رد شده
معني عشق را بلد شده
اي شمالي ترين ستاره هنوز
چشم نورانيت رصد نشده
بي تو، توحيد چشممان شرك است
قل هوالله ها احد نشده
رد پايت چه خوب پاسخ داد
راه سلمان شدن كه سد نشده
اي مسيحا نفس نمي آيي؟
تا نفس هايمان جسد نشده
برتو اي آفتاب و آب حيات
تا ظهور تبسمت صلوات
ميرسي ميرسي به اين زودي
قبله نغمه هاي داوودي
با شمابا نگاه آبي تان
ميرسد روزهاي بهبودي
آنكه دلها ميان دستانش
نرم شد ناگهان شما بودي
اي نسيم سحر به پابوست
تو شكوه مقام محمودي
حتم دارم دعايمان كردي
غافل از ما دمي نياسودي
برتو اي آفتاب و آب حيات
تا ظهور تبسمت صلوات
ميشود صبح جمعه برگردي؟
اي ستاره اي كه نور آوردي
برگ پاييزم و پريشانم
و شما بهار اين زردي
ما كه لايق نبوده ايم اما
سر سجاده ها دعايمان كردي
تا كه چيزي به اين گدا برسد
در پي يك بهانه ميگردي
ميشود عصر جمعه ها فهميد
كه شما چقدر پر دردي
برتو اي آفتاب و آب حيات
تا ظهور تبسمت صلوات
زندگي بي شما چه بي معناست
اي كه چشمت بهانه دنياست
پيش هركه نشست مريم گفت
در نماز تو حضرت عيسي ست
روي شن زار شوق مجنونت
رد پاي دويدن ليلي ست
چشم يعقوب پيرهن هر روز
گريه دار رسيدن فرداست
تا بيايي به شور هرگريه
آخر گريه هامان براي سقاست
گريه صبح و شام عاشورا
انتهاي قيام عاشورا
اي قنوت شكسته زينب
قامتت التيام عاشورا
بر تو اي آفتاب و آب حيات
تا ظهور تبسمت صلوات
***
دلم گرفته خدایا در انتظار فرج
دو دیده ام شده دریا در انتظار فرج
هنوز می رسد از کوچه های شهر حجاز
صدای گریه زهرا در انتظار فرج
هنوز در همه عالم میان دشمن و دوست
علی است بی کس و تنها در انتظار فرج
هنوز می رسد از چاه های کوفه به گوش
صدای ناله مولا در انتظار فرج
هنوز ناله کشد از جگر امام حسن
گشوده دست دعا را در انتظار فرج
هنوز پرچم سرخ حسین منتظر است
گشوده چشم به صحرا در انتظار فرج
هنوز می رسد آوای دلربای حسین
ز نوک نیزه اعدا در انتظار فرج
هنوز تشنه لبان اشکشان بود جاری
کنار کشته سقا در انتظار فرج
هنوز خون شهیدان کربلا جاری است
ز چشم زینب کبرا در انتظار فرج
هنوز ناله “میثم” رسد به گوش که هست
چو چشم فاطمه ، دنیا در انتظار فرج
غلامرضاسازگار
***
زبس که داد زدم صاحب الزمان بی تو
دگر نمانده در این ناتوان توان بی تو
شکست اگر دل ما بند بر نمی دارد
به جای خود نشود بند آسمان بی تو
دلم شکسته مرا گریه اختیاری نیست
گرفته سیل غم از دست من عنان بی تو
چه گریه ها که نکردم ز درد بی چیزی
جه غصه ها که نخوردم به جای نان بی تو
هزار یوسف از این داغ پیرهن گشتند
که سرد می رود این خسته کاروان بی تو
من و خیال تو و جمعه های طولانی
من و کمیل سحرگاه و دوستان بی تو
دگر نگاه مکن ،صید تو زپا افتاد
رسیده زخم محبت به استخوان بی تو
شکایت از تو فقط بر تو می توانم برد
که ره به جای ندارند قاضیان بی تو
سبو کشان همگی نعره هایشان خشکید
عبا به دوش کشیدند میخوران بی تو
فدای خلوت آن سید خراسانی
محمد سهرابی
***
کوچه های شهر را امشب چراغانی کنید
عرش را و فرش را آیینه بندانی کنید
آمده نور دل انگیزی به سمت سامرا
باید امشب کوچه ها را خوب نورانی کنید
طبق رسم فصل حج، مثل تمام حاجیان
جان ما را پیش پای یار، قربانی کنید
از خَم ابروی او صدها خُم می می چکد
باید امشب خلق را انگور مهمانی کنید
دیدن روی سلیمان کار آسانی که نیست
باید اوّل خوب از این مُلک، دربانی کنید
هر که باشد نوکر تو زود آقا می شود
خود به خود با یک نگاه تو مسیحا می شود
محمد فردوسی
***
دل دل نکن که می رسد از دلبرم خبر
شام فراق می رود و می شود سحر
چیزی نمانده تا برسد منجیِّ بشر
چیزی نمانده گلشن زهرا دهد ثمر
عید وصال آمده و لحظه ی ظفر
مژده بده که شد حسن عسگری پدر
کعبه به گوش باش که منجی رسیده است
قلب تمام عالم امکان تپیده است
در سامرا امید خدا آفریده است
خورشید روی دامن نرگس دمیده است
عالم دم ِ محمّدیّش را شنیده است
قرآن نشسته بر لب قرآن دادگر
قرآن بخوان که حسرت کعبه صدای توست
رویای عرش زمزمه ی ربّنای توست
تیغ امیر خیبرو خندق برای توست
امِّید فاطمه به دم رونمای توست
شش گوشه در تب سفر کربلای توست
همراه خود مرا به سوی نینوا ببر
دین با حضور ناب تو تکمیل می شود
با تو بساط توطئه تعطیل می شود
وای از فراق یار که تحمیل می شود
اشکم برای آمدنت نیل می شود
امسال هم بدون تو تحویل می شود
نوروز انتظار شد و غصِّه بیشتر
دردانه ی زمین و زمان صاحب الزّمان
امّید قلب مادر سادات و شیعیان
کعبه گرفته با هوس دیدنت زبان
مانده به راه آمدنت چشم عاشقان
یا حیدری بگو و دلم را بده تکان
حیدر مدد بگو و بیا صاحبِ نظر
در دولت تو عدل علی می کند ظهور
حال و هوای فاطمیّه می شود صبور
دست کریم تو به دلم می دهد شعور
کرب و بلاست مقصد این کاروان نور
تو می رسی که دم بزند جمعه از غرور
تو می دهی به آه غریبانه ام اثر
حسین ایمانی
***
دلم گرفته ازاین جمعه ها که تکراری ست
وسهم روزوشبم بی شماگرفتاری ست
گناه پشت گناه و…… گناه پشت گناه
گناه:نقل ونباتی که بینمان جاری ست
جهان وخلق جهان جمله دست دوم شد
ببین بدون تو عالم شبیه سمساری ست
به نوکران شماطعنه می زند هرکس
که:بیخیال شوید،انتظار سرکاری ست
در این زمانه پستی که نقل لبهامان
دروغ وغیبت وفحاّشی و رباخواری ست
چقدر ندبه بخوانم برای آمدنت
اگرچه این همه ندبه فقط ریاکاری ست
ولی به صورت من یک نگاه کن آقا
لبم ترک زده ….مثل لبان سیگاری ست
ودکتران همه ،مارا جوابمان کردند
فقط ظهور تو آقا علاج بیماری ست
غروب جمعه شدوبی تو بازهم،ای وای
دلم گرفته ازاین جمعه هاکه تکراری ست
مجتبی خرسندی
****
زلفت اگر نبود نسيم سحر نبود
گمراه مي شديم نگاهت اگر نبود
مهر شما به داد تمناي ما رسيد
ورنه پل صراط چنين بي خطر نبود
تعداد بي نظيري تان روي اين زمين
از چهارده نفر به خدا بيشتر نبود
پيراهن،اشتياق نسيمانه اي نداشت
تا چشم هاي حضرت يعقوب ، تر نبود
بي تو چه گويمت؟ كه در اين خاك ،سرزمين
صدها درخت بود وليكن ثمر نبود
اي آخرين بهار چرا دير كرده اي ؟
اي مرد با وقار چرا دير كرده اي ؟
اين جشن ها براي تو تشكيل مي شود
اين اشك ها براي تو تنزيل مي شود
وقتي براي آمدنت گريه مي كنيم
چشمان ما به آينه تبديل مي شود
بوي خزان گرفته ي پاييز مي دهد
سالي كه بي نگاه تو تحويل مي شود
ايمان ما كه اكثرا از ريشه ناقص است
با مقدم ظهور تو تكميل مي شود
تقويم را ورق بزن و انتخاب كن
اين جمعه ها براي تو تعطيل مي شود
اي آخرين بهار چرا دير كرده اي ؟!
اي مرد با وقار چرا دير كرده اي ؟!
اي آخرين توسل خورشيد بام ها
اي نام تو ادامه ي نام امام ها
مي خواستم بخوانمت، اما نمي شود
لكنت گرفته اند زبان كلام ها
ما آن سلام اول ادعيه ي توايم
چشم انتظار صبح جواب سلام ها
حالا چگونه دست توسل نياوريم
وقتي گدا به چشم تو دارد مقام ها
از جانماز رو به خداي بهشتي ات
عطري بياوريد براي مشام ها
اي آخرين بهار چرا دير كرده اي ؟!
اي مرد با وقار چرا دير كرده اي ؟!
اي التماس و خواهش بالا، دوازده !
ظهر اذان عقربه ي ما، دوازده!
من حقم است هشت گرفتم چرا كه من
يك جمله هم نساخته ام با دوازده
با چند نمره باشد اگر رد نمي شوم ؟
يك ،دو ،سه،هفت،هشت،نه آقا دوازده
بي تو تمام اهل قيامت رفوزه اند
اي نمره ي قبولي دنيا، دوازده !
ثانيه هاي كند،توسل مي آورند
يا صاحب الزمان خدا!يا دوازده
حالا كه ساعت تو و چشم خدا يكي است
آقا چقدر مانده زمان تا دوازده !
امروز اگر نشد ولي يك روز مي شود
ساعت به وقت شرعي زهرا، دوازده
اي آخرين بهار چرا دير كرده اي ؟!
اي مرد با وقار چرا دير كرده اي؟
هر شب كنار پنجره هاي وصال تو
حرف تو بود و آمدني كه قرار بود
آن روزها كه بوي تو در سال مي وزيد
پاييز هم براي درختان بهار بود !
حتي نگاه كردن خورشيد جمعه هم
نذر ظهور دولت چشم نگار بود
جمعيتي به ناله ي ما گريه مي شدند
از بس كه آه ندبه ي ما گريه دار بود
اي آخرين بهار چرا دير كرده اي ؟!
اي مرد باوقار چرا دير كرده اي؟!
دارد دوباره ميوه ي ما كال مي شود
پرواز ما بدون پر و بال مي شود
در آسمان و در شب شعر خدا هنوز
قافيه هاي چشم تو دنبال مي شود
يعني تو آمدي و همه گرم ديدنت
وقتي كنار پنجره جنجال مي شود
روز ظهور تو كه دقايق،ستاره اي است
روشن ترين ِ خاطره ي سال مي شود
بيش از تمام بال و پر يا كريم ها
دست كبود فاطمه خوشحال مي شود
اي آخرين بهار چرا دير كرده اي ؟!
اي مرد با وقار چرا دير كرده اي؟!
علی اکبر لطفیان