اشعار ولادت امام سجاد 2

سرود

(به سبك ﺭﺏ ﺻﻞ ﻋﻠﻲ ﻣﺤﻤﺪ)

اﺯ ﻣﺪﻳﻨﻪ ﺳﺮ زده ﺁﻳﻴﻨﻪ ی اﻧﻮاﺭ داﻭﺭ

ﺯاﺩﻩ ی اﺻﻼﺏ ﺷﺎﻣﺨﻪ و اﺭﺣﺎﻡ ﻣﻂﻬﺮ

ﺩﺭﻭﺩ ﻛﻌﺒﻪ ﺑﺮ ، ﻋﺒﺎﺩ الصالحین

ﺳﻼﻡ ﺳﺠﺪﻩ ﺑﺮ ، اﻣﺎﻡ الساﺟﺪﻳﻦ

ﺭﺏ ﺻﻞ ﻋﻠﻲ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ

ﻋﻠﻲ اﺑﻦ اﻟﺤﺴﻴﻦ

******

ﻗﺒﺮ ﻭﻳﺮاﻥ ﺷﻤﺎ ﺷﺪ ﻛﻌﺒﻪ ﻫﺮ ﻗﻠﺐ ﺁﮔﺎﻩ

ﻭﻣﻦ اﻋﺘﺼﻢ ﺑﻜﻢ ﻓﻘﺪ اﻋﺘﺼﻢ ﺑﺎاﻟﻠﻪ

ﺗﻮﻳﻲ ﺟﺎﻥ ﻧﻤﺎﺯ ، ﺗﻮﻳﻲ ﺭﻭﺡ ﻗﻴﺎﻡ

ﺑﻪ ﺟﺴﻢ تو دﺭﻭﺩ ، ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﺗﻮ سلام

ﺭﺏ ﺻﻞ ﻋﻠﻲ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ

ﻋﻠﻲ اﺑﻦ اﻟﺤﺴﻴﻦ

******

ﻣﻦ اﮔﺮ اﻳﺮاﻧﻲ ام ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺒﺎﻫﺎﺗﻢ ﻫﻤﻴﻦ اﺳﺖ

ﻛﻪ از اﻳﺮاﻥ ﻣﺎﺩﺭ ﻭاﻻﻱ ﺯﻳﻦ اﻟﻌﺎﺑﺪﻳﻦ اﺳﺖ

ﺑﻮﺩ لطف ﺧﺪا ، ﻭﻻﻱ اﻫﻞ ﺑﻴﺖ

ﺳﺮ ﻭ ﺟﺎﻧﻢ ﺷﻮﺩ ، ﻓﺪاﻱ اهلبیت

ﺭﺏ ﺻﻞ ﻋﻠﻲ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ

ﻋﻠﻲ اﺑﻦ الحسین

دریافت سبك

*** میثم مومنی نژاد ***

********************

سرود

(به سبك ماه تابنده آرزومنده)

داره می‌تابه ماه محرابه یا که خورشید ازلی

دل و دلـداره چه سزاواره به نام زیبـای علی

از غم و غصه قلبـم امشب آزاده

به نگاهش تموم عالم دل داده

پیش ارباب قیمت می‌گیره قلبی‌که

غبـار مقـدم امـام سـجـاده

از افق های آشنا عطر دلفریب یاسش میاد

قیامت میشه تو دلا وقتی با عمو عباسش میاد

اومده فرزند حسـین ، اومـده گل دلبند حسـین

چه دیدنیـه لبخنـد حسـین ، یا مولا

اومده امید حسین، توی شب غم خورشید حسین

امشب داره عیدی میده حسین ، کربلا

دریافت سبك

*** یوسف رحیمی ***

********************

سرود

(به سبک قد أفلح المؤمنون)

آسمون منـوره ، یثـرب معـطره

از قدم هـای دلربـای عالمین

عجب غوغایی شده تماشایی شده

گل خنده به روی لبای حسین

میلاد ستاره ی سحـره             بـا خنده ش دل از هـمه می بـره

گهواره ش کعبه ی آسمونه     چشماش هم مثه عباس می مونه

فاتح دلهای همه س         کار نگاش دلبریه

فرشته ها دیوونه شن    قد و بالاش حیدریه

******

امام علم و یقین ، سیدالساجدین

نام دلرباش تسبیح سجاده هاست

مظهر صبـر و وفـا ، آئینه ی خـدا

خورشید آسمـونی آزاده هـاست

در اوج حضور و دلدادگی     سجاده  ش صحیفه ی بندگی

می ریزه زلال وحی از لباش        اعجازِ مسیحا داره نگاش

سر می ذاریم رو قدماش            ابوتراب دل ماست

راهی می شه باش دلامون    مسافر کرب و بلاست

دریافت سبک

*** یوسف رحیمی ***

********************

سرود

(به سبک صف می‌کشن برا)

پر می زنه دلم به هواش    چشم انتظار نیمه نگاش

محـراب اهـل آسـمونه        پیچ و خمای زلف سیاش

چشماش صبح تغزل ، تار عباشه ضریح توسل

سورة مهتاب ، خورشید محرابه

داره ، هیبت مولا ، می کنه بر پا قیامت کبری

سرّ بقایِ ، نهضت اربابه

ای کتاب عشق، مستجاب عشق

آقا جون تو صحیفة خدایی

کـعبـة دعـا ، مـظـهـر وفـا

وارث قـیام کـرب و بلایی

دریافت سبک

*** یوسف رحیمی ***

********************

سرود

(به سبک تا چشای دلرباش)

اومده آقای همه ، آزاده ها

شده یا زین العابدین ، تسبیح سجاده ها

زائر هر شب چشاشه مهتاب

شد آرامش جون و دل ارباب

تا ، فرشته های آسمون       میان برا زیارتش

باز، انگشت به دهن می گیرند    از اون همه عبادتش

بهار چارمینه ، مهرش به دل می شینه

سید ساجدینه

******

یادگار عزیز ارباب باوفا

آقایی که شد وارثِ ، قیام کرب و بلا

برق نگاه علی تو چشماشه

مثه ابو فاضل قد و بالاشـه

شد، بلای جون دشمنا     با خطبه های حیدریش

شد، منبرای کوفه و شام     عرصه های دلاوریش

طراوت دعائه ، صحیفة خدائه

وارث کربلائه

دریافت سبک

*** یوسف رحیمی ***

********************

سرود

دلای آزاد ، همه با نغمه ی شاد

گل بریزید به مقدم امام سجاد

باده مجازه ، شب راز و نیازه

اومد کسی که حق به سجده هاش می نازه

گنج حقایق آمد ، قرآن ناطق آمد

فرشته ها طبق طبق        گل میریزن از آسمون امشب

نشسته خنده به روی   چهره ی هر پیر و جوون امشب

برای دومین دفه                  بابا شده اربابمون امشب

مولا مولا مدد سید سجاد

******

ای ماه تابان ، تویی معنی قرآن

منکر تو فرقی نداره با یه حیوان

معنای مردی ، به عالم هدیه کردی

با خطبه و ذکر و دعا مرد نبردی

تو ماه عالمینی ، عشق امام حسینی

ای پسر خون خدا ، به عالمین شاه ولی مولا

شیعه با گریه هات شده ،  مذهب بین المللی مولا

از نسل تو رهبر ما شد حضرت سید علی مولا

مولا مولا مدد سید سجاد

دریافت سبک

*** محمد مهدی روحی ***

********************

سرود

(به سبک اومده سُرور قلب)

اومده نور دل خون خدا ، سیّد السّاجدین

روشنی بخش ِ دل و جان حسین ، زین العابدین

آمده نور ارض و سما       چارمین میر و امام ما

بر دو عالم تهنیت باد     مقدم امام سجّاد

سیّدی امام سجّاد

******

می دَمَد ز مَهد و قنداقه ی او ، نور ولایت

از دم او جان گرفته تا ابد ، جسم عبادت

آمده مولای عالمین       وَجه ِ رب علی بن الحسین

دلبر همه خوش آمد     گل فاطمه خوش آمد

سیّدی امام سجّاد

******

نظری به حال و روز ما نما ، ای به عالم شفیع

در دل شکسته ام فقط بُوَد ، آرزوی بقیع

مَدَد ، ای به قربان رحمتت      تا شَوَم زائر به تربتت

جان ِ جان سُرور سینه     برکت شهر مدینه

سیّدی امام سجّاد

دریافت سبک

***امیر عباسی ***

********************

سرود

(به سبک نور افشان شده)

آمد یوسف پیغمبر ، آمد روح دعا

نور افشان شده در عالم ، ماه خون خدا

آمد آیه ی شیدایی   یاس گلشن زهرایی

معنایی ز دل آرایی    بحر جود و عطا

نور زین العابدین     در سماوات و زمین

روشنایی میدهد     بر دل عالم

یا علی بن الحسین ، یوسف زهرا

******

نور دیده ی ثارالله ، آمد خیر العباد

مسکینان کرامت را ، آمد باب مراد

نورانی شده بیت الله    از نور رخ وجه الله

آمد هستی و جانان      سید الشّهدا

یا امام العارفین      سیّدی بر ساجدین

مُحرم عشق تو اند         کعبه و زمزم

یا علی بن الحسین ، یوسف زهرا

******

مشغول گنهم هر دم ، جرمم گشته عیان

کن آماده مرا آقا ، از بهر رمضان

ای که روح دعا هستی   مولای سُعَدا هستی

لطفی کن که شویم اهل   اشک و ذکر و دعا

مدح تو روی لبم    نور تو ماه شبم

گرم یا رب یا ربم       با ولای تو

یا علی بن الحسین ، یوسف زهرا

دریافت سبک

***امیر عباسی ***

********************

سرود

طلوع ، مهر ایمان و دین است

میلاد سیّد السّاجدین است

ارض و سما ز مقدمت دلشاد

خوش آمدی یا حضرت سجّاد

ای یار بی قرین   یا زین العابدین

مولانا یا علی بن الحسین

******

خنده گل ، کرده بر روی مهتاب

آمده نور چشمان ارباب

امام کلّ عالمین آمد

علیّ دوّم حسین آمد

نوح سعادت است    روح عبادت است

مولانا یا علی بن الحسین

******

کوریّ دیده ی اهل کینه

روزی کن ، بر محبّین مدینه

ز خالق و خلق و همه عالم

لعنتِ بر وهابیت هر دم

ما نوکر توا ایم      خاک در توایم

مولانا یا علی بن الحسین

دریافت سبک

***امیر عباسی ***

********************

سرود

نور دو چشم ارباب ، حجّت حق بر زمین

خوش آمدی یا مولا ، یا سیّد السّاجدین

تو گل پیغمبری           پسر حیدری

آیه ی  کوثری         یبن الزّهرا

یبن الحیدر یبن الزّهرا

******

نور مناجات تو ، روشنی ایمان است

صحیفه ات در رتبه ، برادر قرآن است

روح دعا منصبت      رَهِ حق مکتبت

زمزمه ی یاربت       ناجی ما

یبن الحیدر یبن الزّهرا

******

حال دعا و ذکر و ، سُرور سینه خواهم

به جشن میلاد تو ، از تو مدینه خواهم

غرقه شدم در بدی   تو نگویی ردی

عنایتی سیّدی         بر جمع ما

یبن الحیدر یبن الزّهرا

دریافت سبک

***امیر عباسی ***

********************

سرود – شور

آیات کرم را دگر ایّام نزول است

میلاد سه دسته گل گلزار رسول است

نور سه ولادت ، تابیده به دلها

چشمان تو روشن ، یا امّ ابیها

یا زهرا یا زهرا

******

اشک شعف حوریه جاری ز دوعین است

میلاد ابوفاضل و میلاد حسین است

تبریکِ دو عالم      با گرمی آوا

بر امّ بنین و     بر حضرت زهرا

یا زهرا یا زهرا

******

با طلعت پیغمبری و حُسن خداداد

آمد به جهان روح دعا حضرت سجّاد

از بهر عنایت ، با نور هدایت

زد غنچه گل تو ، در باغ ولایت

یا زهرا یا زهرا

******

ای کاش دهم جان ، به غم خفته به سینه

یا علقمه ، یا کرببلا ، یا به مدینه

باشد غم من از ، این بار گناهم

مجنون حسینم ، با روی سیاهم

یا زهرا یا زهرا

دریافت سبک

***امیر عباسی ***

********************

سرود و شور ولادت امام سجاد (ع)

سرود

(به سبک اومده سُرور قلب)

اومده نور دل خون خدا ، سیّد السّاجدین

روشنی بخش ِ دل و جان حسین ، زین العابدین

آمده نور ارض و سما چارمین میر و امام ما

بر دو عالم تهنیت باد مقدم امام سجّاد

سیّدی امام سجّاد

******

می دَمَد ز مَهد و قنداقه ی او ، نور ولایت

از دم او جان گرفته تا ابد ، جسم عبادت

آمده مولای عالمین وَجه ِ رب علی بن الحسین

دلبر همه خوش آمد گل فاطمه خوش آمد

سیّدی امام سجّاد

******

نظری به حال و روز ما نما ، ای به عالم شفیع

در دل شکسته ام فقط بُوَد ، آرزوی بقیع

مَدَد ، ای به قربان رحمتت تا شَوَم زائر به تربتت

جان ِ جان سُرور سینه برکت شهر مدینه

سیّدی امام سجّاد

امیر عباسی

دریافت سبک

*********************

سرود

(به سبک قد أفلح المؤمنون)

آسمون منـوره ، یثـرب معـطره

از قدم هـای دلربـای عالمین

عجب غوغایی شده تماشایی شده

گل خنده به روی لبای حسین

میلاد ستاره ی سحـره بـا خنده ش دل از هـمه می بـره

گهواره ش کعبه ی آسمونه چشماش هم مثه عباس می مونه

فاتح دلهای همه س کار نگاش دلبریه

فرشته ها دیوونه شن قد و بالاش حیدریه

******

امام علم و یقین ، سیدالساجدین

نام دلرباش تسبیح سجاده هاست

مظهر صبـر و وفـا ، آئینه ی خـدا

خورشید آسمـونی آزاده هـاست

در اوج حضور و دلدادگی سجاده ش صحیفه ی بندگی

می ریزه زلال وحی از لباش اعجازِ مسیحا داره نگاش

سر می ذاریم رو قدماش ابوتراب دل ماست

راهی می شه باش دلامون مسافر کرب و بلاست

 حاج امیر عباسی

دریافت سبک

*******************

سرود

دلای آزاد ، همه با نغمه ی شاد

گل بریزید به مقدم امام سجاد

باده مجازه ، شب راز و نیازه

اومد کسی که حق به سجده هاش می نازه

گنج حقایق آمد ، قرآن ناطق آمد

فرشته ها طبق طبق گل میریزن از آسمون امشب

نشسته خنده به روی چهره ی هر پیر و جوون امشب

برای دومین دفه بابا شده اربابمون امشب

مولا مولا مدد سید سجاد

******

ای ماه تابان ، تویی معنی قرآن

منکر تو فرقی نداره با یه حیوان

معنای مردی ، به عالم هدیه کردی

با خطبه و ذکر و دعا مرد نبردی

تو ماه عالمینی ، عشق امام حسینی

ای پسر خون خدا ، به عالمین شاه ولی مولا

شیعه با گریه هات شده ، مذهب بین المللی مولا

از نسل تو رهبر ما شد حضرت سید علی مولا

مولا مولا مدد سید سجاد

محمدمهدی روحی

دریافت سبک

*****************

سرود

(به سبک نور افشان شده)

آمد یوسف پیغمبر ، آمد روح دعا

نور افشان شده در عالم ، ماه خون خدا

آمد آیه ی شیدایی یاس گلشن زهرایی

معنایی ز دل آرایی بحر جود و عطا

نور زین العابدین در سماوات و زمین

روشنایی میدهد بر دل عالم

یا علی بن الحسین ، یوسف زهرا

******

نور دیده ی ثارالله ، آمد خیر العباد

مسکینان کرامت را ، آمد باب مراد

نورانی شده بیت الله از نور رخ وجه الله

آمد هستی و جانان سید الشّهدا

یا امام العارفین سیّدی بر ساجدین

مُحرم عشق تو اند کعبه و زمزم

یا علی بن الحسین ، یوسف زهرا

******

مشغول گنهم هر دم ، جرمم گشته عیان

کن آماده مرا آقا ، از بهر رمضان

ای که روح دعا هستی مولای سُعَدا هستی

لطفی کن که شویم اهل اشک و ذکر و دعا

مدح تو روی لبم نور تو ماه شبم

گرم یا رب یا ربم با ولای تو

یا علی بن الحسین ، یوسف زهرا

محمدمهدی روحی
دریافت سبک

******************

سرود

 طلوع ، مهر ایمان و دین است

میلاد سیّد السّاجدین است

ارض و سما ز مقدمت دلشاد

خوش آمدی یا حضرت سجّاد

ای یار بی قرین یا زین العابدین

مولانا یا علی بن الحسین

******

خنده گل ، کرده بر روی مهتاب

آمده نور چشمان ارباب

امام کلّ عالمین آمد

علیّ دوّم حسین آمد

نوح سعادت است روح عبادت است

مولانا یا علی بن الحسین

******

کوریّ دیده ی اهل کینه

روزی کن ، بر محبّین مدینه

ز خالق و خلق و همه عالم

لعنتِ بر وهابیت هر دم

ما نوکر توا ایم خاک در توایم

مولانا یا علی بن الحسین

حاج امیر عباسی
دریافت سبک

*****************

سرود

 نور دو چشم ارباب ، حجّت حق بر زمین

خوش آمدی یا مولا ، یا سیّد السّاجدین

تو گل پیغمبری پسر حیدری

آیه ی کوثری یبن الزّهرا

یبن الحیدر یبن الزّهرا

******

نور مناجات تو ، روشنی ایمان است

صحیفه ات در رتبه ، برادر قرآن است

روح دعا منصبت رَهِ حق مکتبت

زمزمه ی یاربت ناجی ما

یبن الحیدر یبن الزّهرا

******

حال دعا و ذکر و ، سُرور سینه خواهم

به جشن میلاد تو ، از تو مدینه خواهم

غرقه شدم در بدی تو نگویی ردی

عنایتی سیّدی بر جمع ما

یبن الحیدر یبن الزّهرا

حاج امیر عباسی
دریافت سبک

********************

سرود

 شکر حق گوید ، شیعه ی دلشاد آمده دنیا ، حضرت سجّاد

جلوه ی وجه خدای ازلی نور چشمان حسین بن علی

ای خاک تو عرش برین مدد یا زین العابدین

معدن جود و سخا مولا مولا لاله ی کرببلا مولا مولا

مادح فضیلتت حیّ منّان روح ذکری و دعا مولا مولا

یا علی بن الحسین مولا مولا

******

پیک حق داده مژده بر یاران خانه ی ارباب گشته گلباران

جشن میلاد فروغ مکتب است خنده زن حسین به روی زینب است

خواهر ببین ماه رویش بیا و کن چون گل بویش

این گل گلشن جانان من است تا ابد ماه درخشان من است

مَجد و عزت و شرافت اوصافش این پسر هستی من ، جان من است

یا علی بن الحسین مولا مولا

******

ای که دائم در ، حال امدادی در دعاهایت ، کن مرا یادی

ای دعای تو قرین اجابت مظهر صدق و صفا و نجابت

دعا نما چون شهدا کربلایی شوم آقا

عشق پاک تو سرشت عاشقان راه خیر و سرنوشت عاشقان

خاک تو به روی چشمان مَلک ای بقیع تو بهشت عاشقان

یا علی بن الحسین مولا مولا

حاج امیر عباسی
دریافت سبک

*******************

 شور

آیات کرم را دگر ایّام نزول است

میلاد سه دسته گل گلزار رسول است

نور سه ولادت تابیده به دلها

چشمان تو روشن یا امّ ابیها

یا زهرا یا زهرا

******

اشک شعف حوریه جاری ز دوعین است

میلاد ابوفاضل و میلاد حسین است

تبریکِ دو عالم با گرمی آوا

بر امّ بنین و بر حضرت زهرا

یا زهرا یا زهرا

******

با طلعت پیغمبری و حُسن خداداد

آمد به جهان روح دعا حضرت سجّاد

از بهر عنایت با نور هدایت

زد غنچه گل تو در باغ ولایت

یا زهرا یا زهرا

******

ای کاش دهم جان ، به غم خفته به سینه

یا علقمه ، یا کرببلا ، یا به مدینه

باشد غم من از این بار گناهم

مجنون حسینم با روی سیاهم

یا زهرا یا زهرا

حاج امیر عباسی

 دریافت سبک

********************

سرود

حسین یا ثارالله ، ای یار بی همتا

خوش آمدی مولا ، ای یوسف زهرا

جان ما به فدای روی تو

قبله ی همه رو به سوی تو

سر نهَم به تراب کوی تو ، سیدی

سیدی ای عزیز فاطمه

******

ای یاور عترت ، ای گرمی هر دل

ای زاده ی حیدر ، مولا ابوفاضل

ساقی جام عشق دلبری

مظهر جَلوات حیدری

بر حَسن ، وَ حسین برادری ، سَروَری

سیدی ای عزیز فاطمه

******

نما ز لطف خود ، دلم حسین آباد

مدد یا مولانا ، یا حضرت سجّاد

سیّدُ الشّهدا را مظهری

پاره ی جگر پیمبری

اوّلین ، برادر به اکبری ، دلبری

سیدی ای عزیز فاطمه

حاج امیر عباسی

دریافت سبک

*********************

سرود

(به سبک صف می‌کشن برا)

پر می زنه دلم به هواش چشم انتظار نیمه نگاش

محـراب اهـل آسـمونه پیچ و خمای زلف سیاش

چشماش صبح تغزل ، تار عباشه ضریح توسل

سورة مهتاب ، خورشید محرابه

داره ، هیبت مولا ، می کنه بر پا قیامت کبری

سرّ بقایِ ، نهضت اربابه

ای کتاب عشق، مستجاب عشق

آقا جون تو صحیفة خدایی

کـعبـة دعـا ، مـظـهـر وفـا

وارث قـیام کـرب و بلایی

حاج یوسف رحیمی

دریافت سبک

*********************

سرود

(به سبک تا چشای دلرباش)

اومده آقای همه ، آزاده ها

شده یا زین العابدین ، تسبیح سجاده ها

زائر هر شب چشاشه مهتاب

شد آرامش جون و دل ارباب

تا ، فرشته های آسمون میان برا زیارتش

باز، انگشت به دهن می گیرند از اون همه عبادتش

بهار چارمینه ، مهرش به دل می شینه

سید ساجدینه

******

یادگار عزیز ارباب باوفا

آقایی که شد وارثِ ، قیام کرب و بلا

برق نگاه علی تو چشماشه

مثه ابو فاضل قد و بالاشـه

شد، بلای جون دشمنا با خطبه های حیدریش

شد، منبرای کوفه و شام عرصه های دلاوریش

طراوت دعائه ، صحیفة خدائه

وارث کربلائه

حاج یوسف رحیمی

دریافت سبک

***********************
سرود

بوي خلد برين آمد امشب

دلبر مه جبين آمد امشب

سيد الساجدين آمد امشب

سيد الساجدين يابن الزهرا

شام هجران سحر آمد امشب

آسمان را قمر آمد امشب

يك علي دگر آمد امشب

سيد الساجدين يابن الزهرا

اين پسر چشم خود را گشوده

او كه مثلش به عالم نبوده

اين پسر از حسين دل ربوده

سيد الساجدين يابن الزهرا

هر ملك مي كند گفتگويش

مي زند بوسه مادر به رويش

مي كشد شانه بر تار مويش

سيد الساجدين يابن الزهرا

اين پسر سيد الساجدين است

اين پسر زينت عابدين است

اين پسر شاه روي زمين است

سيد الساجدين يابن الزهرا

اي وجودم فداي وجودت

اي فداي قيام و قعودت

اي فداي ركوع و سجودت

سيد الساجدين يابن الزهرا

عشق تو شد عجين با سرشتم

آبرو داده بر روي زشتم

قبر ويرانه تو بهشتم

سيد الساجدين يابن الزهرا

سيدمحسن حسيني

دريافت سبك

*********************

سرود

آمد نگار نازنين – آمد امام ساجدين

خوش آمدي خوش آمدي مولا عزيز زهرا

شام غمم سرآمده – ماه من از در آمده

امشب علي علي بگو – علي ديگر آمده

***

امشب همه هست حسين – آمد روي دست حسين

خوش آمدي خوش آمدي مولا عزيز زهرا

شد عيد زين العابدين – آمد امام مه جبين

باشد چراغان آسمان – آيينه بندان شد زمين

***

شد ديدني سجود او – قيام او قعود او

خوش آمدي خوش آمدي مولا عزيز زهرا

هستم اسير موي تو – باغ بهشتم كوي تو

گرم نمازم من ولي – شد قبله من روي تو

***

داري به سينه ات ندا – اي زائر كرببلا

خوش آمدي خوش آمدي مولا عزيز زهرا

اي روز تو ماه منير – تويي امير و من اسير

تا من بيافتادم زپا – با دست خود دستم بگير

***

اي شمع شام تار عشق – اي قافله سالار عشق

خوش آمدي خوش آمدي مولا عزيز زهرا

زروي ني سر ديده اي – داغ مكرر ديده اي

تو در ميان قتلگه – نيزه و خنجر ديده اي

سيد محسن حسيني

دريافت سبك

********************

سرود

تو امام ساجديني، تو گل سلطان ديني

تـو رسول كربلا و،دين احمدرا اميني

فلك مديون تو، ملك ممنون تو

كلام ا… همه، عجين با خون تو

علي ابن الحسين علي ابن الحسين (2)

كوچه كوچه گشته اي تو ، كوفه و شامِ بلا را

روي ناقه خطبه خواندي ،زنده كردي كربلا را

تو در تاب و تبي،تو روح مذهبي

به شام و كوفه تـو، اُميد زينبي

علي ابن الحسين علي ابن الحسين (2)

در چهل منزل تورا بو د، هر كجا بر لب پيامت

آسمانيها بـه هر كوچه، تـو را دادند سلامت

سلام ما به تـو، امام ساجدين

جهاد تو همه، بوَد در راه دين

علي ابن الحسين علي ابن الحسين (2)

آبروي كعبه و ركن و، همه سعي و صفايي

يـادگار زاده ي زهـرا، شه كرب و بلايي

دو عالم گير تو ، به آن زنجير تو

فداي خطبه ات، شده شمشير تو

علي ابن الحسين علي ابن الحسين (2)

اي خطيب خسته ي كوفه، به قربان صدايت

ميخورم سوگندبه خونِ،قلب وخونِ ساق پايت

منم بيمار تـو ، غلام و يار تـو

طلب كن تا شبي، شوم زُوّار تو

علي ابن الحسين علي ابن الحسين (2)

در چهل منزل به هـر جا ، رأس بابا آفتابت

هركجا توخطبه خواندي،سنگ دشمن شد جوابت

قيـام تـو همه ، ميـان كوچه بود

كه صدكرب وبلا، به شام وكوفه بود

علي ابن الحسين علي ابن الحسين (2)

يوسف حق پرست (غريب)

 دریافت سبک

******************

سرود

باز دل عاشقا سرمست (حسينه)

روح دعا به روي دست (حسينه)

علي مرتضي رسيده سفير كربلا رسيده

باز بهار زهرا رسيده (ياعلي ياعلي)

(علي ابن الحسين مولا)

باز همة آسمون دوباره (تابانه)

اين گل شهربانو افتخاره (ايرانه)

گوهر شهربانو اومد ثمر شهربانو اومد

پسر شهربانو اومد (ياعلي ياعلي)

(علي ابن الحسين مولا)

باز تو گلوي همه عاشقا (فرياده)

جشن تولد روح دعا (سجاده)

امام عالمين اومد بر حسين نورعين اومد

علي ابن الحسين اومد (ياعلي ياعلي)

(علي ابن الحسين مولا)

مجيد احدزاده

دريافت سبك

***************

سرود

غرق سرورم شب ميلاد (امام سجاد)2

دوباره امشب فضاي سينم (دل به علي داد)2

تو روح ذكر و دعائي تونور پاك خدايي

علي دوم حسين و سفير كرب وبلايي

(يا امام سجاد ادركني)

از دست عباس كرببلامو (عيدي مي گيرم)2

امشب به دام عشق تو مولا (بازم اسيرم)2

حضرت باب المرادي تو مقتداي سجادي

همسفر زينبيني تو حضرت سجادي

(يا امام سجاد ادركني)

مجيد احدزاده

دريافت سبك

*****************

سرود

نور دل عالمين رسيده – علي دوم حسين رسيده

به روي دست حسين مي تابه

ميلاد گل پسر اربابه

بازدل اهل ولا بي تابه

(علي علي علي ابن الحسين)

هر لحظه حسين با اين گل پسرش مأنوسه

صورت ماهشو هر لحظه حسين ميبوسه

ثمر حضرت ارباب اومد

پسر حضرت ارباب اومد

(علي علي علي ابن الحسين)

تو قبله آسمونيايي – افتخار همه ايرونيايي

تو شب ميلاد تو ميخنديم

به غم و غصه راه و ميبنديم

به يمن تو همه سربلنديم

(علي علي علي ابن الحسين)

تو شب ميلاد تو ذكر همه يامولاست

دلاي عاشق تو زائر كرببلاست

تو روح زمزمه و دعايي

تو باقيمونده كربلايي

(علي علي علي ابن الحسين)

مجيد احدزاده

دريافت سبك

اشعار ولادت امام سجاد(ع)

سلام عطر خوش دلپذیر سجاده
سلام دلبر سجده، امیر سجاده
سلام سفرۀ پر نعمت دعا خوانی
سلام سفرۀ مهمان پذیر سجاده
سلام تازهٔ شعر و شعور و احساسم
سلام تازه مریدی به پیر سجاده
چقدر دست مرام من از تو خالی شد
شبی که دور شدم از مسیر سجاده
پیاده می شوم این جا کنار اشکم تا
بیفتم از سر خجلت به زیر سجاده
و یطعمون علی حبه شما هستید
منم یتیم و فقیر و اسیر سجاده
منم فقیر شما یک عطا به من بدهید
مرا اسیر کنید و خدا به من بدهید
شبی كه مثل همیشه خدا تو را می دید
و داشت عرش نمازت ستاره می بارید –
چقدر حجم حضورت وسیع و ناپیدا
که لحظه لحظه در آن جز خدا نمی گنجید
همان شب از نفس سجده های پر نورت
که داشت قامت ابلیس روح می لرزید
به شکل افعی خشمی در آمد و آمد
به گرد پای حضور تو داشت می چرخید
و نیش هم زد و تا از حضور درآیی
ولی چگونه شود نور منفک از خورشید
تو هم علیِّ خدایی و محو محو خدا
که تیر و نیش ندارد به عشق تو تردید
و ناگهان پس از آن اتفاق رویایی
عبای سبز خودش را خدا به تو بخشید
چنان به رحمت خود موج زد به خاطر تو
که بر سواحل پیشانیت صدف پاشید
و بعد روی صدف ها به رنگ آب نوشت
از این به بعد شما زین العابدین هستید
از این به بعد نه، از قبل عالم ذر بود
که سجده های تو در ساق عرش محشر بود
بهشت قطعه ای از تربت زمینت بود
و عرش آینه ای از دل یقینت بود
فرات کوفی، ابوحمزۀ ثمالی ها
زیاد از این صُلَحا توی آستینت بود
صدای آیۀ ترتیل تو که می آمد
خدا هم عاشق اصوات دلنشینت بود
هزار رکعت، هر شب نماز می خواندی
نماز یکسره مهمان شب نشینت بود
هزار دسته ملک در صف عبادت تو
گدای روز و شب زین العابدینت بود
همیشه خاطره عمه در دلت می سوخت
و عکس قافله در چشم نازنینت بود
در آن غروب که عمه اسیر اعدا شد
دل تو خون و شد و سجاده تو دریا شد
چقدر آیه بریزد خدا به نام شما
چقدر معرفت آرد همین سلام شما
مرورتان به خدا از همیشه تازه تر است
برای هر که بخواند به احترام شما
کنار جادۀ دنیا پیاده گردیدم
فقط برای عبودیت مقام شما
به احترام شما از خدا طلب کردم
مرا برد به بهشت پر از کلام شما
کنار مادرتان هم غذا نمی خوردید
چقدر درس ادب دارد این مرام شما
اگر کرامت عالم به دست های شماست
منم گدای شما و منم گدای شما
منم گدای شما و گدای مادرتان
منم شوم فدای شما و فدای مادرتان
رسیده اید از آن سوی باور ایمان
به روی دوش گرفتید سورۀ انسان
منم که سورۀ افتاده از نگاه توام
منم که دور شدم از نگاه الرحمان
چه می شود که نگاهی به ما کنید آقا
که اسم ما بخورد بر کتیبۀ باران
که یک نفس بزنی تا دلم بهشت شود
که یک نفس بزنی تا دلم بگیرد جان
صحیفه های دعا را به من بیاموزان
که از دل کلماتت در آورم قرآن
خدا که اسم تو را یاد داد بر آدم
منم صدات زدم، صدا زدم با آن –
دو اسم ناز و قشنگت یکی به نام علی
یکی به نام حسین، یابن سید العطشان
علی ترین پسر کربلا نگاهم کن
مرا ستاره ستاره اسیر ماهم کن
در آن غروب که مقتل پر از کبوتر بود
پر از تهاجم تیر و سنان و خنجر بود
در آن غروب که چادر ز خیمه ها افتاد
و دشت پر شده از ناله های معجر بود
در آن غروب که عمه کبود و نیلی شد
و دست و بازویش از تازیانه پرپر شد
در آن غروب که مَشکی به آسمان می رفت
و روی نیزه در آن سو نگاه اصغر بود
در آن غروب که عمه تو را تسلی داد
و آتش دل او از تو نیز بدتر بود
در آن غروب که هر نیزه ای به سویی رفت
و روی نیزه که دعوا برای یک سر بود
در آن غروب تو در کربلا شهید شدی
کنار عمه به شام بلا شهید شدی

رحمان نوازني

***********

در رحمت ز عرش تا وا شد
پر پروازمان محیا شد
رخ یوسف نشانمان دادند
دل مجنونمان زلیخا شد
صفحات صحیفه ی نوری
ورقی خورد و عشق معنا شد
نفسی زد کسی و بعد از آن
تن دنیای مرده احیا شد
رخ خود را نشان عالم داد
همه ی اعتبار دنیا شد
قلمم استعاره کم آورد
رخ زیباش تا هویدا شد
به زمین ماه مشرقین آمد
علی دوم حسین آمد
شب اربابمان سحر دارد
به روی دامنش قمر دارد
همه از شوق نو رسیده ی او
به لبش خنده ای اگر دارد
شب رویاست نخل امید
پدر و مادری ثمر دارد
دل بابا عجیب پر شور است
و خدا از دلش خبر دارد
به نگاهش عموی بی تابش
نتوانست چشم بردارد
سر بوسیدن لبان پسر
پدرش میل بیشتر دارد
و به کوری چشم بد نظران
پدری باز هم پسر دارد
به دعایش دخیل بسته شده
پری از جبرئیل بسته شده

مسعود اصلاني

***********

باز یاران عید دیدار جمال یار شد
باز فصل رؤیت مهر رخ دلدار شد
باز مُلک کبریا شد غرق در دریای نور
باز میلاد حسین‌ بن ‌علی تکرار شد
جان به کف گیرید جانان می‌رسد از کوه نور
دیده بگشایید اینک لحظۀ دیدار شد
چشم ثارالله روشن شد به رخسار علی
دامن شعبان، بهار از این گل رخسار شد
بر گل رخسار، لبخندت مبارک یا حسین
لیلۀ میـلاد فرزنـدت مبــارک یا حسین
مرحبا ای ماه شعبان آفتاب آورده‌ای
آفتاب روی حق را بی‌نقاب آورده‌ای
شهربانو این که در آغوش بگرفتی علی‌است؟
یا دوباره احمد ختمی‌مآب آورده‌ای
بوی عطر احمدی بر آسمان سر می‌کشد
بلکه بر گل‌های زهرایی گلاب آورده‌ای
بر حسین‌بن‌علی زادی علی‌بن‌الحسین
یا مگر از کعبه امشب بوتراب آورده‌ای
مـادر ایـرانِ اهـل‌البیت، مــام نُه امام
ای عروس فاطمه از فاطمه بادت سلام
این پسر سر تا قدم جان حسین‌بن‌علی است
این پسر نور است و فرقان حسین‌بن‌علی‌ است
این پسر یک باغ لاله از بهشت فاطمه است
این پسر روح است و ریحان حسین‌بن‌علی است
این به روی شانۀ باباست قرص آفتاب
این به روی دست، قرآن حسین‌بن‌علی است
این پسر یاسین و طاها، این پسر والشمس و طور
این پسر نور است و فرقان حسین‌بن‌‌علی است
نـور هـم گردیـده مبهـوت رخ نورانیش
جای لب‌های علی پیداست بر پیشانیش
مرغ شب هر شب بوَد محو مناجات شبش
ذات رب‌العالمین مشتاقِ یارب یاربش
هر نفس دارد هزاران ذکر در عمق وجود
بلکه آنی نام معبودش نیفتد از لبش
شب که در محراب مشغول مناجات و دعاست
آسمان پیچد به خود در شعلۀ تاب و تبش
جان من جان همه ذریه و ام و ابم
خاک درگاه وی و ذریه و ام و ابش
با مناجاتش دل شب، دیده را دریا کنید
در مضـامین دعایش وحی را پیدا کنید
اوج پروازش سماوات و نمازش بر زمین
روح در آغوش حق بر دامن خاکش جبین
بس‌که زینت داد در حال نمازش بر نماز
از خدا آمد ندایش «انت زین‌العابدین»
شب که از خوف خدا تا صبح چشمش می‌گریست
زنده می‌شد ‌یاد شب‌های امیرالمؤمنین
خط او مشی من است و مهر او دین من است
دین همین است و همین است و همین است و همین
بــا ولای او سرشتــه از ازل آب و گِلم
وای اگر یک لحظه مهر او نباشد در دلم
ای به زنجیر اسارت ملک هستی را امیر
حلقۀ زنجیرها در حلقۀ عشقت اسیر
ای خدا را شیر ای فرزند شیر کبریا
شیری و در حلقۀ زنجیر هم شیر است شیر
پای تو بر ناقۀ عریان به چشم آسمان
دست تو در حلقۀ زنجیر ما را دستگیر
من نمی‌گویم خدایی، بنده‌ای چون بنده‌ای؟
هم کریمی هم عظیمی هم سمیعی هم بصیر
عبد ذات کبریایی کبریایی می‌کنی
در مقام بندگی کار خدایی می‌کنی
گوش جان‌ها پُر بوَد پیوسته از آوای تو
شام می‌لرزد هنوز از خطبۀ غرای تو
از سرشگ چشم گریانت وضو گیرد نماز
ای وضوی بندگی از خون ساق پای تو
خطبۀ ناب تو را نازم که در طشت طلا
گفت بابا آفرین بر منطق گویای تو
از زمین کربلا تا شام از بالای نی
چشم ثارالله بودی بر قد و بالای تو
تــو ســوار ناقـۀ عریـان حسین دیگری
هم حسینی هم حسن هم احمدی هم حیدری
ای بیابان بقیعت وسعت دل‌های ما
پیش‌تر از آفرینش رهبر و مولای ما
هم فروغ ماه رویت خوب‌تر از آفتاب
هم خیال باغ حسنت جنةالاعلای ما
ذکر تو توحید ما تهلیل ما تکبیر ما
حبّ تو ایمان ما دنیای ما عقبای ما
نیست در صحرای محشر وحشتی از تیرگی
تا درخشد پرتو مهر تو از سیمای ما
وصف تو ذکر خوش لیل و نهار «میثم» است
مهـر تـو روز جـزا دار و نــدار «میثم» است

غلامرضاسازگار

***********

نور حق می دمد از مشرق سجاده‌ی تو
چه شکوهی ست در این زندگی ساده تو
می رود از نظرش جنت و ملک و ملکوت
آنکه از روز نخستین شده دلداده‌ی تو
زمزم و کوثر و تسنیم به وجد آمده اند
از زلالی می و روشنی باده‌ی تو
هر کسی معجزه‌ی چشم تو را باور کرد
می شود بنده ولی بنده‌ی آزاده‌ی تو
با کرامات نگاهت دل هر عاشق را
می برد سمت خدا روشنی جاده‌ی تو
آمدی تا به جهان نور یقین برگردد
نور ایمان و سعادت به زمین برگردد
مکه با مقدم تو عطر بهاران دارد
دیده‌ی روشن تو رحمت باران دارد
کعبه بر شانه‌ی لطف تو توکل کرده
با نفس های مسیحایی تو جان دارد
مثل جدّت تو نهادی حجر الاسود را
ور نه بی مرحمتت قامت لرزان دارد
هر کسی در دل او نور ولایت جاری ست
به کرامات تو و چشم تو ایمان دارد
از نگاهت همه اعجاز و یقین می بارد
چشمهایت چقدر تازه مسلمان دارد
آیه آیه کلمات تو همه روشنی اند
خط به خط مصحف تو جلوه‌ی قرآن دارد
لحظاتت همه از نور خدا لبریزند
مگر این شوق الهی تو پایان دارد
شب گذشت و سر تو بر روی تربت مانده
در عروجی تو ولی شوق عبادت مانده
با تو هر لحظه‌ی من بوی خدا می گیرد
عطر اخلاص و مناجات و دعا می گیرد
بچشان بر دل ما طعم عبودیّت را
سجده هامان به نگاه تو بها می گیرد
تو ولی نعمت ما و همه عبدت هستیم
رحمت واسعه ات دست مرا می گیرد
تا بقیعت دل شیدای مرا راهی کن
عشق از گوشه‌ی چشمان تو پا می گیرد
آنقدر بنده نوازی که دل چون من هم
عاقبت تذکره‌ی کرب و بلا می گیرد
بانی روضه‌ی اربابی و باران باران
چشمم از محضر تو اذن بکا می گیرد
از تو بر گردن اسلام چه دِیْنی مانده
با فداکاری تو شور حسینی مانده
رهبر جان به کف اهل ولایی آقا
مظهر بی بدل صبر و رضایی آقا
به تو و عزت و ایثار و شکوهت سوگند
علم افراشته‌ی خون خدایی آقا
بیرق نهضت ارباب به روی دوشت
وارث سرخی خون شهدایی آقا
خطبه‌ی حیدری ات کاخ ستم را لرزاند
دشمن تو نبرد راه به جایی آقا
کربلا را که تو به کوفه و شام آوردی
همه دیدند که مصباح هدایی آقا
مصحف چشم تو از عشق حکایت دارد
راوی غیرت و ایمان و وفایی آقا
دیده‌ی غرق به خون تو گواهی داده
تو عزادار چهل سال منایی آقا
اشک هم از غم چشمان تو خون می‌گرید
زائر جان به لب کرب و بلایی آقا
چشم های تو از آن ظهر قیامت می خواند
دم بدم در همه جا داشت مصیبت می خواند
غربت و بی کسی قافله یادت مانده
شام اندوه و شب هلهله یادت مانده
خار غم چشم تو را باز نشانده در خون
پای زخمی و پر از آبله یادت مانده
در خرابه تو هم از پای نشستی آخر
قامت خم شده‌ی نافله یادت مانده
زخم بی مرهم چل روز اسارت آقا
سالها سلسله در سلسله یادت مانده
سالیانی ست که این داغ شهیدت کرده
تلخی طعنه‌ی صد حرمله یادت مانده
قاتلت درد و غم و بی کسی عاشوراست
سالیانی ست دل زخمی ات ارباً ارباست

يوسف رحيمي

***********

از سکوتم صدا درست کنید
ذکر یا ربنا درست کنید
ببرید و بیاورید مرا
بلکه از من گدا درست کنید
در دلم گر بناست خانه کنید
اول این خانه را درست کنید
می شود سنگ دستتان بدهم
میشود که طلا درست کنید
هر چه میل شماست تسلیمیم
یا خرابم و یا درست کنید
فقر ما را کسی درست نکرد
ای کریمان شما درست کنید
شد اگر شکر، اگر نشد یک وقت
می نشینم تا، درست کنید
بعد از آن که مدینه ام بردید
سفر کربلا درست کنید
از لب ما دعا نمی افتد
کربلا، کربلا نمی افتد
این قبیله همه شبیه هم اند
این کرم زاده ها چه با کرم اند
چه نیازی است تا بزرگ شوند
در همان کودکی مسیح دم اند
زنده ام می کنند مثل مسیح
بر تن مرده ام اگر بدمند
همه آماده ی بلا هستند
جاده های عروج، پیچ و خم اند
عاشقان بیشتر پی نامند
عاشقانی که عاشقند کم اند
عاشقان در نگاه آل علی
گر اسیرند باز محترم اند
دختران قبیله های عرب
خادم شهربانوی عجم اند
عجمی کرده اند جانان را
آبرو داده اند ایران را
ای مناجات تا خدا رفته
عرش را تا به انتها رفته
کیسه کیسه به شانه نان برده
خانه خانه سوی گدا رفته
بی تو معراج هم کسی برود
بی وضو محضر خدا رفته
بس که در حال سجده افتاده
رنگ پیشانی شما رفته
برکت می رسد، غلامت اگر…
سر سجاده ی دعا رفته
محمل ما به گِل فرو رفته
محمل ما شکسته وا رفته
چاره ای کن برای ما ور نه
رمضان، آبروی ما رفته
آبرو دار پنجم شعبان
دارد از راه می رسد رمضان
ای مناجاتی سرای حسین!
ذکر آمین ربنای حسین
ای تمام صحیفه ات شرحِ
آخرین ناله و دعای حسین
مقتل تو صحیفه ات باشد
داده ای شرح کربلای حسین
کاش مثل تو روضه خوان بشویم
تا اقامه کنیم عزای حسین
به زبانِ دعا بیان کردی
چه کشیدند بچه های حسین
آه تیر سه شعبه و حلق
طفل معصوم بی خطای حسین
الامان از حکایت زینب
وای از روز ماجرای حسین
چقدر کریه می کنی یعقوب
مژه ات ریخته برای حسین
بعد از آن که بدن مرتب شد
سر بنه روی بوریای حسین
روی قبرش نوشتی یا مظلوم
لک روحی فدا اباالمهموم

علي اكبر لطيفيان

***********

ای اهل دعا! روح دعا باد مبارک
در دیـده تجلای خدا باد مبارک
این عید مبارک، به شما باد مبارک
لبخند امـام شهدا بـاد مبـارک
جان در بدن عالم ایجاد مبارک
آمد به جهان حضرت سجاد، مبارک
ای بانوی ایران پسر آورده‌ای امشب
ای طوبی عصمت ثمر آورده‌ای امشب
در بیت ولایت قمر آورده‌ای امشب
الحق که حسینِ دگر آورده‌ای امشب
بی پـرده ببینید جمـال ازلـی را
تبریک بگوئید «حسین ابن علی» را
حجر و حجر و حلّ و مقام و حرم است این
دریای خروشندۀ جود و کرم است این
در مجمع خوبان دو عالم، علم است این
دردانۀ شه بانوی ملک عجم است این
گردیـد عیـان کوکب اقبـالِ محمّد
چشم و دلتـان روشن، ای آل محمّد
این ماه تمام است، تمام است، تمام است
فرزند قیام است، قیام است، قیام است
ذکر است و سلام است و سلام است، سلام است
بر خلق، امام است، امام است، امام است
این گوهر رخشنده دامان سه دریاست
چارم وصی ختم رُسُل، یوسف زهراست
ایـن ماه، چراغ مـه شعبان حسین است
این بضعۀ ثارالله و این جان حسین است
این لالـۀ خنـدان گلستان حسین است
این آیه بـه آیـه همه قرآن حسین است
این جان حسین است بـدانید بـدانید!
قرآن حسین است بخوانیـد بخوانیـد!
خیزید که از اشک و شعف آینه شوئیم
چون لالۀ خندان سر هر شاخه بروئیم
پرواز کنان تـا حرم الله بپـوئـیم
مانند فرزدق بخروشیم و بگوئـیم
ریزد بـه ثنایش دُر نـاب از دهن ما
تا شام شود روز «هشام» از سخن ما
این است که توحید از او یافت ولادت
دارد بـه وجودش حـرم الله ارادت
داده بـه مقامش ز ازل کعبه شهادت
کردند به مهرش همه حجاج، عبادت
این سیـد و مولا و امام حرمین است
این سبط نبی، پور علی، نجلِ حسین است
این سورۀ قدر و زُمر و یوسف و طاهاست
این سیـد بطحا پسر سیـد بطحاست
این نـور دل فاطمـۀ ام‌ابیـهاست
این نوح و خلیل است و کلیم است، مسیحاست
رخشنده چراغ دل هر انجمن است این
سر تـا بـه قدم آینۀ پنج تن است این
ای یـوسف زهرا شده مبـهوت کمالت!
ای عرش خدا گوشه‌ای از قصر جلالت!
یـادآور خُلق نبـوی، خلق و خصالت
بـا آنکه بـود حلقـۀ زنـجیر مدالت
با آنکه بـه گردن اثـر سلسله داری
آقائی و اشراف بـه هر سلسله داری
غیر از تو که در شام بلا خطبه بخواند
در حلقۀ زنـجیر، عـدو را بـکشانـد
در کاخ ستم یکسره آتش بفشاند
بـر خاک مذلت همگان را بنشاند
تو صاحبِ فریـادِ تـمامِ شهدایی
بر جان ستمگر، شرر خشم خدایی
غیر از تو که در سلسلۀ سخت اسارت
بـر فرق ستمکار زنـد مشت حقارت؟
ویـرانـه کند کاخ ستم را بـه اشارت؟
تـازد بـه سپاه ستم و ظلم و شرارت؟
در خطبۀ تـو خشم خدای ازلی بـود
فریاد خروشان خدا صوت علی بـود
ای سر زده از سینۀ هـر نسل نـدایت
ای زمزمۀ وحی خداونـد، صدایـت
اسلام، رهیـنِ نـفسِ روح فزایـت
در سلسله پیوسته به لب ذکر خدایت
روزی که نبودی خبری از گِل”میثم”
شد بسته بـه زنجیر ولایت دل”میثم”

غلامرضاسازگار

***********

یکبار دگر گُلبن امید گهر داد
دریای کرامت به بشر باز گهر داد
پایان شب تار ز ره آمد و یزدان
بر خلق زمین آینۀ نور سحر داد
عشق آمد و با زمزمۀ شوق و مسرّت
تا کوی مدینه به همه بال سفر داد
جبریل به آواز جلی گفت، بیائید
کامشب به حسین بن علی دوست پسر داد
در وصف همین غنچۀ زیبای حسینی
جبریل امین بر همۀ خلق خبرداد
با سجدۀ خود دم زخدای ازلی زد
لبخند به لبخند حسین بن علی زد
امشب شب بشکفتن لب های حسین است
گلزار جنان محو تماشای حسین است
گل های بهشتی همه گفتند چه زیباست
لبخند سروری که به لب های حسین است
بخشید صفا و طرب و نور به گلزار
این گل که ز گلخانۀ زیبای حسین است
تا با نگه خویش کند راز دل ابراز
پیوسته نگاهش سوی سیمای حسین است
درفصل شکوفائی خود این گل توحید
کز گلشن سرسبز و مصفای حسین است
با سجدۀ خود دم ز خدای ازلی زد
لبخند به لبخند حسین بن علی زد
این مهر جهانتاب دعا مهر حبین است
درچهرۀ نورانی او نور یقین است
سجاده زند بوسه به پیشانی رازش
مبهوت دعای سحرش روح الامین است
قدسی نفسانِ حرم قدس خداوند
گفتند بهم این گل سجاده نشین است
هرکس که نظر کرد به رخسارۀ او گفت
آئینۀ لطف و کرم دوست همین است
گر غرق در اشراق و ظهور است سماوات
گر روشن از انوار ولا روی زمین است
با سجدۀ خود دم ز خدای ازلی زد
لبخند به لبخند حسین بن علی زد
اوشد همه شب دیدۀ بیدار مناجات
زیباست به رخساره اش انوار مناجات
باسجدۀ طولانی و با حال نیایش
شد شب همه شب محرم اسرار مناجات
با جلوۀ پر نور دعاهای صحیفه
جاوید شده تا ابد آثار مناجات
هر کس که کند پیروی از سید سجاد
مست است ز پیمانۀ سرشار مناجات
با سجده گذاران تو بیا زمزمه سرکن
کامشب گل بشکفتۀ گلزار مناجات
با سجدۀ خود دم زخدای ازلی زد
لبخند به لبخند حسین بن علی زد
فردوس برین شد حرم سید سجّاد
جبریل امین شد خدم سید سجّاد
پیدا کند او سرمۀ بینائی خود را
سر هر که نهد بر قدم سید سجّاد
در فصل نیایش ز خداوند طلب کن
وصل حرم محترم سید سجّاد
ای سائل و ای تشنۀ دریای محبت
رو کن به عطا و کرم سید سجّاد
گل های وفا و طرب و عشق و مسّرت
گفتند به باغ ارم سید سجّاد
با سجدۀ خود دم ز خدای ازلی زد
لبخند به لبخند حسین بن علی زد
تنها نه همین مصحف ایمان و دعا اوست
تفسیرگر نهضت خونین بلا اوست
هرچند مکّدر شده این آینه، اما
آئینۀ نور سفر کرب وبلا اوست
ازکرب وبلا تا سفر شام و مدینه
پیغامبر نهضت خون شهدا اوست
با اشک به روی پر پروانه نوشتند
پروانۀ پرسوختۀ شمع هُدا اوست
امروز «وفائی» همۀ سجده گذاران
گفتند که دانید چرا عبد خدا اوست
با سجدۀ خود دم زخدای ازلی زد
لبخند به لبخند حسین بن علی زد

سيدهاشم وفايي

***********

ماه عشق است ماه عشاق است
ماه دل های مست و مشتاق است
درِ میخانه‌ی کرم شد باز
الدخیل، این حریمِ رزاق است
ریزه خوارش فقط نه اهل زمین
جرعه نوشش تمام آفاق است
بی حساب است فضل این ساقی
شب جود و سخا و انفاق است
بین دل های بیدلان امشب
با سر زلف یار میثاق است
شب زلف مجعدش «والّیل»
صبح چشمش به عالم اشراق است
«قبره فی قلوب من والاه»
حرمش قبله گاه عشاق است
ماه شعبان رسید! ماه سه ماه
کربلا می رویم! بسم الله
السلام ای پناه مُلک و مکان
در ید قدرتت عنان جهان
رفته قنداقه ات به عرش خدا
تشنۀ پای بوسی‌ات همگان
در طوافت قیامتی شده است
می ‌رسد هر فرشته با هیجان
پَر قنداقة تو می‌ بخشد
پر و بالی به فطرسِ نگران
از سر زلف عنبر افشانت
سدرة المنتهی گرفته ضمان
عطر و بوی ملیح پیرهنت
مانده در خاطر نسیم جنان
بوسه می چیند از لب تو رسول
رحمت واسعه گشوده دهان
از سر انگشت پاک مصطفوی
جرعه جرعه بنوش شیرۀ جان
خواند جدت «حسینُ منّی» را
«وَ أنا مِن حسین» را تو بخوان
با تو جود و شجاعت نبوی‌ست
ای شکوه حماسه های عیان
در نمازت شبیه فاطمه ای
بین میدان علی ست جلوه کنان
چشم‌های تو مرز خوف و رجاست
قَهر و مِهر تو آتش است و امان
رحمت محض! یا ابا الأیتام!
پدری کن برای عالمیان
ای که آقائی تو بی حد است
باز ما را به کربلا برسان
شب جمعه شمیم سیب حرم
منتشر می شود کران به کران
روضه هایت بهشت اهل ولاست
چشم ما چشمه های کوثر آن
«وَ مِنَ الماءِ کُلُّ شَیءٍ حَیّ»
اشک ها از غمت همیشه روان
السلام ای شهید روز دهم
السلام ای امام تشنه لبان
تا ابد در فراز پرچم توست
خون سرخت همیشه در جَرَیان
کربلای تو از ازل بوده‌
مبدأ حرکت زمین و زمان
شب سوم رسیده‌ای، ای ماه!
السلام علیک ثارالله
السلام ای نگین عرش برین
ماه بالا بلندِ ام بنین
گره از گیسوان خود مگشا
هر سر موی توست حبل متین
جذبه های نگاه هاشمی ات
ماه را می کشد به سوی زمین
عبد صالح! مواسی لله!
پدر فضل! روح حق و یقین!
به حضورت گشوده دست، فلک
به قدوم تو سوده عرش، جبین
وقت هوهوی ذوالفقار علی ست
به روی مرکب حماسه نشین
می شود با اشارۀ‌ تو دو نیم
هر کسی آید از یسار و یمین
زینبت «إن یکاد» می خواند
آسمان محو هیبت تو! ببین
کاشف الکرب اهل بیت نبی!
بازوان تواند حصن حصین
ماه من بازوی رشید تو را
که برافراشته است بیرق دین
زده بوسه علی به گریه چنان
بوسه ها چید از آن حسین چنین
نقش باب الحوائجی داری
به روی بازویت شبیه نگین
سائلان تو بی شمارند و…
گوشه چشمی به ما! بس است همین
شب جود و کرامت و بذل است
شب چارم شب اباالفضل است
السلام ای حقیقت جاری
روح تقوا و زهد بیداری
سید السّاجدین شهر رسول
عبد مسکین حضرت باری
روزهایت مجاهدت، ایثار
نیمه شب هات بخشش و یاری
در مناجاتت ای صحیفۀ نور
آیه آیه زبور می باری
همه مجذوب ربنای تواند
محو این سیر و این سبکباری
گوش کن این صدای داوود است
که به شوق تو می شود قاری
پا برهنه به حجّ که می آیی
کعبه را هم به وجد می آری
در شکوه و حماسه بی مثلی
خطبه هایت زبانزدند آری
واژه های تو تیغ برّانند
ثانی حیدری و کراری
شام و کوفه به لرزه افتادند
سرنگون پایۀ ستمکاری
در مصاف تو سهم دشمن دون
چیست غیر از مذلت و خواری
وارث عزت و سخای حسین
ای که بعد از عمو، علمداری
به محبان خود نظر فرما
بیشتر موقع گرفتاری
رو سیاهی من گذشت از حدّ
تو برایم مگر کُنی کاری
در نماز شبت دعایم کن
تو عزیزی تو آبروداری
دلم از بند هر غم آزاد است
شافع من امام سجاد است
شد روا حاجت همه، ما! نه
کربلا شد نصیب ما یا نه؟
رزق شش‌گوشه می‌ دهند امشب
کِی شنیده گدا ز آقا: نه
کربلا رفته در شب جمعه
می شناسد مگر سر از پا؟ نه
کربلا می روی بخوان روضه
روضه های جوان لیلا، نه
زخم ها التیام پیدا کرد
زخم فرق دوتای سقا، نه
التیامِ دمادمِ سیلی
می دهد فرصت تماشا؟ نه
از شب خیزران مگر مانده
لب و دندان برای بابا؟ نه
زینب است و نوای جان کاهش
ذکر أین بقیة اللهش

يوسف رحيمي

***********

محیط نـور را نـور آفریدند
سپاه شور را شور آفریدنـد
به خورشید ولایت ماه دادند
بگو نورِ علی‌ نـور آفریدنـد
سپهر امشب زند بر خاک، زانو
مَلَک خوانـد ثنـای شهربانـو
خدا امشب ولیّش را ولی داد
جمالی منجلی نوری جلی داد
حسین بن علی چشم تو روشن
که امشب بر تو ذات حق علی داد
شب وجد امـام عالـمین است
که میلاد علی ابن الحسین است
جمالِ بی مثالِ داور است ایـن
به خَلق و خُلق و خو پیغمبر است این
حسن زادی، حسین آورده‌ای، یا
امیرالمؤمنین دیگر است ایـن
بـه چشم نـور از او نـور بارد
جمـال چـارده معصـوم دارد
به مولا جلوۀ مولا مبارک
جمال ربی‌الاعلی مبارک
امام چارم آوردی بـه دنیا
عروس حضرت زهرا مبارک
عبادت‌های حیدر یـاد آمد
که عید حضرت سجاد آمـد
به چشمم نور مطلق آفریدند
بـه نامم ذکر یـاحق آفریدند
یقین بـاشد مرا امشب دوباره
بـه سر شور فرزدق آفریـدند
سرشک شوق ریزد از دو عینم
که مداح عـلی ابـن الحسینم
به صورت حُسنِ صورت آفرینش
ز صورت آفریـنش، آفریـنش
فلک خواند به لب عین الحیاتش
ملک گوید به رخ حقّ الیقینش
کلام وحی ریـزد از دهـانش
دعا گل بوسه گیرد از لبانش
خدا مشتاق یارب یارب اوست
سحر دلـدادۀ ذکر شب اوست
کلـیم الله مـدهوش تکـلّم
مسیحا زندۀ لعل لب اوست
عبادت بوسه گیرد از جبینش
خدا فرموده زین‌العابـدینش
ولایت تشنۀ جـام ولایـش
همه دل‌هاست، دشت کربلایش
چهل پرواز از گودال تا شام
چهل معراج تا طشتِ طلایش
سفر از کبریـا تـا کبریا داشت
عروجی همچو ختم‌الانبیا داشت
بـه خلقت در اسارت مقتدایی
کند در بنـدگی کار خدائـی
کند روز اسارت دست بسته
ز کار عالمی مشکل گشائی
فراز نـاقـۀ اوج اقتـدارش
زبان هنگام خطبه ذوالفقارش
کلامش همچو آیات شریفه
حماسه، روشنی، حکمت، لطیفه
بـه دریـای دلِ اهلِ تـولّا
گهر جاری است از متن صحیفه
دعای اوست وحی آسمانـی
معانی در معانی در معانـی
الا سیر عروجت تا سحرگاه
من الله و الی الله و مـع الله
نهان از چشم‌ها اسرار خود را
علی با چاه می‌گفت و تو با ماه
تـو قرآنی تـو ایمانی تـو دینی
تـو سر تـا پـا امیرالمؤمنینی
مزارت بیت قرب داور ماست
بقیعت کربـلای دیـگر ماست
به معراج عروج از خویش تا دوست
تـولای شما بـال و پـر ماست
به “میثم” از ازل شد این عنایت
که بـا مهر شما گردد هـدایت

غلامرضاسازگار

***********

تا دل غم زده از هجر به فریاد آمد
نوری از سینهٴ جانسوز به امداد آمد
عشق مشغول ثناخوانی اربابش بود
خبر از آمدن سید الاوتاد آمد
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب ناب که با مژده میلاد آمد
طلب مغفرت از کوی خدا میکردم
بخشش دست کریمانهٴ سجاد آمد
به تماشای حرم باغ بهشت آمده بود
که از آن باغ جنان شاخه شمشاد آمد
گرد او حور و ملک شاد به هم می‌گفتند
که در این ماه نبی افضل اعیاد آمد
حرم سبط نبی عاطفه باران شده بود
گوئیا فاطمه هم دیدن نوزاد آمد
خنده از خندهٴ ارباب ندیدم خوشتر
که در آغوش پدر زینب عبّاد آمد
تابش نور امامت ز جمالش پیداست
به حسین ابن علی افضل اولاد آمد
تا در آن لحظه به هم چشم دو رهبر وا شد
افق قافله کرب و بلا پیدا شد
ای همه عمر و همه روز و شبت عرفانی
وی که از بیم خدا سجدهٴ تو طولانی
تو همان ناطق قرآنی و قرآن صامت
همه دم بر لب تو زمزمهٴ قرآنی
این صحیفه است زبور تو و اخت القرآن
خطبه‌های تو گواه سخن طوفانی
بنده آزاد مکن، ما همه در بند توایم
گول نعمت نخورد بنده رود مهمانی
عرب از دودهٴ تو فخر به عالم دارد
عجم از تیره تو شد نسبش رحمانی
مادر توست پس از فاطمه ام السُعداء
پدرت یثربی و مادر تو ایرانی
شهربانو که به او فاطمه فرمود عروس
دومین ام الائمه ست همین ایرانی
هر کسی راه به درگاه که پیدا نکند
مام پاکیزهٴ تو داشت عجب ایمانی
نوه حیدر کرار که ایرانی شد
کشور ما شده از اصل و نسب ربانی
کشور ما که به فامیلی تان مفتخر است
خاک این خطه به درگاه رضا معتبر است
نه فقط سلطنت عشق تو محدود مجاز
که دو عالم به تولای تو باشد ممتاز
دو جهان صنعت دستان کریمانهٴ توست
ما تهی دست و به دستان تو داریم نیاز
ای تبری ز عدوی تو همه شرط عمل
وی تولای تو امضای قبولی نماز
یونس از ترک ولای تو به ظلمت محبوس
ماهی از بحر به لبیک تو دارد آواز
مرغ خوش لهجه ز شیدایی تو می خواند
نفس باد صبا از تو کند عشوهٴ ناز
ابر و باد و مه و خورشید به فرمان تواند
بارش ابر به دستور تو برگردد باز
نه ملک هستی و طاووس نه داری پر و بال
لیک هرگاه بخواهی بنمایی پرواز
نه زمان مانع فرمان تو باشد نه مکان
گُل ز تصویر درآری چو کنی دست دراز
این همه نصّ امامت به نهان است و عیان
چه نیاز است که تکرار نمایی اعجاز
گِل ما ساخته نور اضافات شماست
دل ما منبع سرشار افاضات شماست
آسمان بی نفس گرم تو احیا نشود
عرش و کرسی و فلک جز به تو برپا نشود
قلم و لوح به دستان تو عادت دارند
حکم جبریل ملک جز به تو امضا نشود
پسر فاطمه‌ای، تا تو نخواهی هرگز
پسر مریم عمران که مسیحا نشود
ای عبادات تو مصداق عبادات علی
بی عبادات تو محراب مصلا نشود
سوز دل اشک سحر حال مناجات ز توست
سفره ذکر دعا بی تو مهیا نشود
اولین روضه، پس از کرب و بلا کار تو بود
پرچم روضه که بی اذن تو برپا نشود
تا چهل سال فقط کار تو گرییدن بود
نهضت سرخ به جز اشک تو ابقا نشود
شام از خطبهٴ غرای تو شد شام خراب
غل و زنجیر که مانع به تولا نشود
پیشمرگ تو علی اکبر و عباس تواند
بی علمداری تو قافله برجا نشود
زینب آمادهٴ فرمانبری حضرت توست
دولت مهدی زهرا ثمر نهضت توست

محمودژوليده

***********

من همان یا کریم دام شما
جبرئیل قدیم بام شما
صبح روز نخست خواندمتان
چقدر آشناست نام شما
صبح روز ازل حوالی نور
سجده کردیم بر کدامِ شما؟
من حلالم بود حلال شما
من حرامم بود حرام شما
چهارده قرن دست هیچ کسی
دل ندادم به احترام شما
به شما ساحل کرم گفتند
و به ما سائل حرم گفتند
پر من بال و بال من پر شد
پر و بالی زدم کبوتر شد
به نفس های حضرت زهرا
حالمان خوب بود و بهتر شد
سحر پنجم عبادت بود
کوچه های خدا منوّر شد
مردی از سمت ابرهای دعا
آمد و خشکی دلم تر شد
آمد و با خودش کتاب آورد
او امام آمد و پیمبر شد
مردی از سمت آفتاب آمد
با مفاتیح مستجاب آمد
آمده تا مرا تکان بدهد
چشم گریان به این و آن بدهد
آمده روی پشت بام سحر
با صدای خدا اذان بدهد
آمده بشكند قفس ها را
بال ما را به آسمان بدهد
با خودش نور مصحف آورده
تا خدا را به ما نشان بدهد
به نگاهش دخیل می بندیم
تا مناجات یادمان بدهد
ای مسیح، ای مسیر سبز نجات
بر مناجات کردنت صلوات
ای مناجات ای نسیم دعا
راه نزدیک ما به سمت خدا
ای که دریا کنار تو قطره
قطره با یک نگاه تو دریا
نذر سجاده ی شبانه ی توست
چارمین رکعت نوافل ما
ای امام علیّ دوم من
ای امام چهارم دنیا
مرد شب زنده دار سجاده
مرد محراب، التماس دعا
از تو بوی نماز می آید
بوی راز و نیاز می آید
مادر تو نگین حجب و حیاست
شرف الشمس سید الشهداست
مایه ی آبروی ایران است
افتخار همیشه ام به شماست
از تو و مادر تو این دل ما
عاشق خانواده ی زهراست
یک سفر پیش ما نمی آیی؟
وطن مادری تو اینجاست
تو عجم زاده ای تو فامیلی
پس حرم سازی ات به گردن ماست
تو در این سرزمین گل کاری
به خدا حق آب و گل داری
آفتابی که حق کشیده تویی
جلوه ای که کسی ندیده تویی
با ظرافت، خدای عزّوجل
بی نظیری که آفریده تویی
آن که با کَفّه ی تولایش
پای میزانمان کشیده تویی
شب اسیر هزار رکعت تو
به خدایم قسم پدیده تویی
نخل های بلند نخلستان
بارش رحمتی که دیده تویی
با دعای غلام تو دارد
آسمان مدینه می بارد
بی توسجاده ای اگر هم بود
فرش رسوایی دو عالم بود
بی تو یا حرفی از بهشت نبود
یا اگر بود هم جهنم بود
خطبه های گلوی زخمی تو
انعكاس غروب ماتم بود
تو اگر خطبه ای نمی خواندی
خانه هامان بدون پرچم بود
تو اگر روضه ای نمیخواندی
سال ما سال بی محرم بود
از تو داریم فصل ماتم را
ده شب گریه ی محرم را
احترام تو را سلام نبود
حق تو كوچه های شام نبود
حق آیینه ها شكستن نیست
گیرم این آینه امام نبود
هیچ جایی برای حال شما
بدتر از مجلس حرام نبود
گریه كردی صدا زدی ای كاش
هیچ سنگی به روی بام نبود
كاش مادر مرا نمی زایید
آفتابم، خرابه جام نبود
حرفِ ویرانه در میان آمد
دختر شاه یادمان آمد

علي اكبر لطيفيان

***********

وقتی که فروغ ازلی دیدن داشت
انوار خداوند جلی دیدن داشت
با دیدن فرزند عزیزش سجاد
لبخند حسین بن علی دیدن داشت
×××
شادی و طرب به دست غم بند زده است
دل را به سرور و عشق پیوند زده است
دیدند زمین و آسمان نورانی است
گفتند مگر حسین لبخند زده است
×××
محبوب حریم حق تعالی آمد
تفسیر گر نور و تجلا آمد
درفصل شکفتنش سروشی می گفت
سجاده نشین عرش اعلا آمد

سيدهاشم وفايي

***********

ای لیل قدر تشنۀ راز و نیاز تو
قبله سزاست غبطه خورد بر نماز تو
چون بر قنوت دست دعا باز می کنی
صدها فرشته پر کشد از دست باز تو
چون تیر جان ز چلۀ مژگان رها کنی
گردد شکار هر دل شیدا ز ناز تو
آری عصارۀ حسنین است خلقتت
این افتخار در سخن دیر باز تو
خیر کثیر از قدمت آشکار شد
تفسیر گشت سورۀ کوثر به راز تو
از نسل دو امام چو نسلت به هم رسید
روح قیام و صلح شده سرفراز تو
نسل تو نسل پاک دعا و اجابت است
آری بهشت قبضۀ آل نجابت است
تفسیر آیه آیۀ قرآن صحیفه ات
تأویل سوره سورۀ قرآن صحیفه ات
تصویر نور و ذات و صفات و جمال حق
تشریح سوژه سوژۀ قرآن صحیفه ات
طرح فصاحت است و بیان بلاغت است
همتای صفحه صفحۀ قرآن صحیفه ات
همچون کلام وحی شگفت است مصفحت
دارد اساس و پایۀ قرآن صحیفه ات
بس که قرین به شیوۀ قرآن لسان توست
شد از خدای هدیۀ قرآن صحیفه ات
تقویم شیعه شمّه ای از خطبه های توست
نشناختم تو را که چه در گفته های توست
سجاد را حسین و حسن تا خدا شناخت
سجاد را کرامت و جود و سخا شناخت
سجاد را زمین و زمان عرش و فرش حق
کون و مکان یمین و یسار خدا شناخت
سجاد را بکا و مناجات و فکر و ذکر
در سجده گاه و مسجد و محراب ها شناخت
سجاد را به نثر و بیان و غزل مجوی
او را بهار و باغ و بهشت و فضا شناخت
بیمار باد آن که نیابد طبیب را
سجاد را اسیری درد و بلا شناخت
در کربلا به جان ز امامت دفاع کرد
او را مسیر کوفه و شام بلا شناخت
دنیای او به خانۀ زهرای اطهر است
فرزند شهربانوی ایران مطهّر است
چون نسل او ز بانوی ایران به هم رسید
ایران به برج عزّت و شأن و کرم رسید
ایران ز یمن اوست علمدار شیعه شد
یاران به هوش مقطع حفظ علم رسید
این مملکت چو گنج برای ولایت است
تأویل آن به سورۀ نون والقلم رسید
ما از سلالۀ حسنینیم مفتخر
زین رو به توس ملک رضا را حرم رسید
هان ای گروه شیعه مهیّای عشق باش
آری سخن به درک اهم فی الاهم رسید
اهل ولا بلا به دل خسته می خرند
عین خوشی است هر چه که از دوست غم رسید
ای دلربا بیا که قدومت مبارک است
میلاد توست شأن نزول تبارک است
تا زین العابدین به دو عالم امام ماست
دنیا و آخرت ز ولایش به کام ماست
ما را ز لشکرش دو سلاح است یادگار
اشک و دعا دو هدیه از او بر تمام ماست
ما را اگر غلام سیاهش لقب دهند
بر عرشۀ سریر بهشتی مقام ماست
گر عاشق دعا و نماز و عبادتیم
با راه و رسم او متمثّل مرام ماست
سجاده را که در دل آتش رها نکرد
مدیون آن نماز قعود و قیام ماست
آری خلیل شیعۀ سجاد عالم است
زین رو همیشه زائر کویش سلام ماست
ای دوست ما به دین رفیع تو زنده ایم
با آرزوی کوی بقیع تو زنده ایم
جانا اگر شبیه تو بودم چه خوب بود
آئینۀ وجیه تو بودم چه خوب بود
در روی خود جمال تو را جستجو کنم
یک بار اگر شبیه تو بودم چه خوب بود
تو بندۀ نزیه خدای منزهی
من هم اگر نزیه تو بودم چه خوب بود
باید نظر شبیه شهیدان به یار داشت
چون شاهدان وجیه تو بودم چه خوب بود
ای بازوان سلسلۀ ساسة العباد
گر بازوی فقیه تو بودم چه خوب بود
ای زادۀ حسین به ما التفات کن
ما را برای شیعه گی ات پر ثبات کن
ای یادگار کرب و بلا زین العابدین
وی باغبان باغ دعا زین العابدین
ما را دعای خیر تو اهل بکا کند
ای رهبر نظام بکا زین العابدین
کرب و بلاست در گروی انقلاب اشک
اشک تو رنگ خون خدا زین العابدین
بنیان گذار هیئت ما خطبه های توست
ای روضه خوان آل عبا زین العابدین
باغ و گل و یتیم و جوان هر کجا که بود
می ریخت اشک چشم تو را زین العابدین
از داغ های شام نه تنها دل تو سوخت
آتش گرفت آل ولا زین العابدین
زینب ز خسته جانی تو گریه می کند
زهرا به روضه خوانی تو گریه می کند

محمودژوليده

***********

سلام! ای سلام خـدا بـر سـلامت!
درود! ای کـلام الهــی، کــلامت!
تو هم سجده؛ هم سیدالساجدینی
که قلب حسین است بیت‌الحرامت
مسلمـان نباشم نبـاشم نبـاشم
ندانـم اگـر بـر خـلایق امـامت
سلام خدا بـر سجـود و رکوعت
درود خـدا بـر قعــود و قیـامت
حجر بر در خانه‌ات قطعه سنگی
مقـام آورد سـر بـه پای مقامت
تو حَجّی صلاتی زکاتی جهادی
تو ممدوح بـا نامِ زین العبادی
تو در تیرگــی‌ها سـراج المنیری
تو همچون پیمبر، بشر را بشیری
سمـاوات و عرشند در اختیـارت
تـو آزادۀ عالمـی، کـی اسیـری؟
تو در کنـج ویرانه‌ها هـم بهشتی
تو در زیــر زنجیرهـا هـم امیری
به پای تو سر کرد خم «سربلندی»
تو تنها به نزدِ خدا سر به زیری
یمِ هشت بحری و درِّ سـه دریا
ولـی خداونــد حــیّ قدیـری
تو «قدر» و «تبارک» تو «فرقان» و «نوری»
تو عیسـی تـو گردون تو موسی تو طوری
تو با خطبه‌ات شام را شـام کردی
تو همچون علی فتح اسـلام کردی
تو از شـام، پیغـام خـون خـدا را
به هر عصر و هر نسل، اعلام کردی
تو بـر روی دشمـن نمـودی تبسّم
تو حتی به «مروان» هم اکرام کردی
تو دل پیش زخـم‌ زبان‌هـا گشودی
تو دعـوت ز سنـگِ لبِ‌ بـام کردی
تو در کوفه یک لحظه دخت علی را
بـه اوج خروشیــدن آرام کــردی
تو با صبر و با حلم و با استقامت
بـه قـرآن بقـا داده‌ای تا قیامت
تو زمزم، تو مروه، تو سعـی و صفایی
تو فرزنـد کعبـه، تـو خیـف و منایی
تو قرآن، تو احمد، تو حیدر، تو زهرا
تـو در حُسـن، آیینـۀ مجتبــایی
امامـی و، پیغمبــری از تـو زیبد
کــه تنهــا پیــام‌آورِ کــربلایی
کلامت بوَد وحیِ صاعد چه گویم
تــو از پــای تـا سر کلامِ خدایی
دعـا بــر دهـان و لبت بوسه آرد
همانــا همانــا تــو روح دعـایی
چه بهتر که «میثم» ثنای تو گوید
بـرای تـو خوانـد، بـرای تو گوید

غلامرضاسازگار

***********

باز در بحر ولایت گهری پیدا شد
ابر، یک ‌سو شد و قرص قمری پیدا شد
گلشن عشـق و امیـدِ پسـر فاطمه را
الّه‌ الّه! چــه مبـارک ثمـری پیدا شد
یک‌صدا خنده ‌زنان اهل سماوات و زمین
همـه گفتنـد حسین دگـری پیـدا شد
یا حسین ای پسر فاطمه چشمت روشن
ذکر و تسبیح و دعا را پدری پیـدا شد
یم توحید به جوش آمد و در دامن آن
صدفی گشت عیان و گهری پیـدا شد
همه خوبان جهان یکسره کردند اقرار
که ز خوبان جهان خوب‌تری پیدا شد
روی حق روی نبی روی امامان یکسر
همـه در صورت زیبـا پسری پیدا شد
مژده ای اهـل تـولا شـب میلاد آمد
جان بگیرید به کف حضرت سجاد آمد
سوره ی نـور حسین ‌بـن ‌علـی سیمـایش
دو جهـان شیفته ی حسن جهـان‌ آرایش
چشم مادر به تماشای جمالش روشن
جـای گل ‌بوسه ی بابا بـه همه اعضایش
نقش فرقان محمد خط و خال و حسنش
جـای پیشانـی جبریل به خاک پایش
شجـر نـور بــود آیتــی از جلـوه ی رخ
ملک العرش بـود بنـده و او مولایش
این همان سوره ی طور است و کتاب مستور
که بـود قـلب حسین‌ بن ‌علی سینایش
پای داوود پیمبـر بـه زمین می‌ چسبد
گـر بـه هنگـام تضـرع شنود آوایش
نور بر عرش کند سر ز مناجات شبش
روح بخشـد بر وی با دم روح ‌افزایش
پای تا سر قـد و بـالای علی را بیند
چشم بابا بـه تمـاشای قد و بالایش
معنی پنج کتاب است نهان در نفسش
چـارده سـوره ی نـور است رخ زیبایش
به جـلال و شـرف و قدر ندارد همتا
در همه عالم چون خالق بی‌همتایش
نه عجب عالم اگر گردد فرمانبر او
ابر بـارد بـه منـاجات غـلام در او
روی او مصحف قدر و شرفش پیغمبر
گوهـر چـار یـم نـور و یـم هفت گهـر
استـلام حجـرش کـور کند چشم هشام
کعبـه دور سـر او گـردد بـا حجر و حجر
می‌تـوان در غل و زنجیـر بگیرد چو علی
بــا دو انـگشت یـداللّهــی در از خیبــر
کـرم و جــود بـود سائــل پشـت در او
شـرف و قـدر به خـاک قـدمش آرد سر
حلقه ی سلسلـه در حلقـه ی فرمان وی است
سنـگ بـر لـب بامنــد از او فرمــان بر
این خلیلی است که با هر سخنش بت شکند
احتیاجش نه بـه دست است نه بازو نه تبر
اوست آن بنده که چون پای نهد در محراب
در نمـاز شبش از هـوش رود مـرغ سحر
این توانمند خطیبی‌ است که در مسجد شام
بر سـر تخت ستـم بشکنـد از خصم، کمر
این رسولی‌ است که بوده است چهل معراجش
سـوی معبـود بــه دنبـال سـر پـاک پدر
چه روی ناقه ی عریـان چه به ویرانه ی شام
این امام است امام است امام است امام
این امامی‌ است که همگام امام شهداست
پدر حلم و رضا و پسـر خـون خداست
موج در موج بـود لنگـر کشتـی نجات
گام در گام همه شعله ی مصباح هداست
در عنایت کمـی از کفه ی جـودش عالم
در حقیقت نمی از قطره ی علمش دریاست
طاعت خلق سماوات و زمین بی‌ مهرش
به خـدا روز قیـامت سنـد بی‌ امضاست
این خدا نیست خدا نیست خدا می‌داند
طلعت غیـب در آیینـه ی رویش پیـداست
بــی‌جهت سـدِّ رهِ زائــر او گردیدنـد
حـرم حضـرت سجاد، بقیـع دل ماست
این علی‌بن‌حسین است که با فریادش
همه جا کرببلا و همه دم عاشوراست
تـا خدایی خداونـد، امـام است به خلق
بـه خدایـی خدایی که جهان را آراست
«میثما!» از سخن مدح، فراتر خوانش
این کتابی‌ است که هرگز نبود پایانش

غلامرضاسازگار

***********

امروز را که مهمان آسمانم
در انتظار لحظه ی سبز اذانم
حتی شده از شوق با بال شکسته
خود را به سمت آسمان ها می کشانم
امشب که گرم دادن خیرات هستند
خوب است تا وقت سحر این جا بمانم
من تا گره را وا کنم از کارهایم
باید دعایی از صحیفه را بخوانم
سجاده ها تبریک، آمد استجابت
تسبیح ها، هو یا علی ورد زبانم
باید گدای حضرت سجاد باشم
طبق وظیفه نوکر این آستانم
آمد علی سوم این خانواده
بابا عقیقه کرده و خیرات داده
روح دعایت آبروی صد مسیحاست
از آبروی توست این که عشق زیباست
در چشم هایت موج می زد استجابت
آقا دخیل چشم هایت دست دریاست
در حالت سجده اگر چه روی خاکی
زیر پر و بالت همیشه عرش پیداست
پرواز را با دست بسته یاد دادی
رد قدم هایت میان آسمان هاست
تو شهربانو زاده ای و سهم ایران
(اصلاً حرم سازی تو بر عهده ی ماست)
وقتی اصالتاً تو از ایران مایی
با تو همیشه پرچم این خطه بالاست
ما از اهالی حسین آباد هستیم
فامیل های حضرت سجاد هستیم

مسعود اصلاني

***********

ای انیس قدیمی دلها
آفتاب بلند ناپیدا
تا خدا می برد دلِ ما را
پَرِ سجاده های سبز شما
من كجا و غبار مقدمتان
تو كجا، كوچه های این دنیا
من كی ام از قبیله ی مجنون
تو ولی از عشیره ی لیلا
من كی ام بی زبان ترین مردم
تو خدای بلاغتی اما
نفسی دِه كه از تو دم بزنم
بال در صحن این حرم بزنم
آسمان موج شد تلاطم كرد
كه خدا جلوه بین مردم كرد
آسمان جای خود از این محشر
عرش هم دست و پای خود گم كرد
عرش هم جای خود، خدا خندید
لحظه ای كه لبت تبسم كرد
آب با نیت دو ركعتِ عشق
با غبار شما تیمم كرد
همه دیدند با دو چشمانت
چشم های پدر تكلم كرد
خانه ات قبله ی غریبان است
پایتختت تمام ایران است
ای سراپای تو مثال حسین
دومین مرتضای آل حسین
روی دوش تو گیسوان علی
كنج لب های توست خال حسین
با تماشای تو به سر می شد
شب و روز تمام سال حسین
خنده ای كن كه در تو گُل كرده
همه زیبایی جمال حسین
سیر می دید چهره ات را عشق
به سرش بود اگر خیال حسین
شور آب آور حسین هستی
دومین حیدر حسین هستی
سرخوش از بانگ این طرب هستیم
مست شیرین ترین رطب هستیم
مثل موسیقی شگفت بهار
نغمه هایی به روی لب هستیم
شجره نامه ای اگر داریم
همگی بر تو منتسب هستیم
ما همه خانه زاده تو یعنی
همه ی ما از این نسب هستیم
شكر حق ما ز آستان توایم
همگی از نوادگان توایم
به علی رفته ای غدیری تو
نه فقط شیر، شیرگیری تو
هم ركابِ علی اكبرها
هم خروش سفیر تیری تو
شوره زاریم و خشكسال اما
چشمه ی روشن كویری تو
رشته های قنات می جوشد
از قنوتت چه آبگیری تو
خوش به حال دو دست خالی ما
لحظه هایی كه دستگیری تو
با حضورت غم پدر سر شد
كربلا با تو كربلاتر شد
به دلت داغ مادرت افتاد
شعله بر باغ پرپرت افتاد
كربلا شد مدینه وقتی كه
رَدِ زنجیر بر پرت افتاد
بین خیمه تو بودی و بابا
از سر زین برابرت افتاد
بین خیمه تو بودی اما آن
شعله بر روی پیكرت افتاد
چقدر سنگ و خاك و خاكستر
از سر بام بر سرت افتاد
ناله ات بین شام می پیچید
عمه آتش به معجرت افتاد
گر چه بالت اسیر سلسله بود
قاتلت خنده های حرمله بود

حسن لطفي