اشعار ولادت امام هادی (ع) 92

بالاتر از این هاست لوایی که تو داری
خورشید دمیده ز عبایی که تو داری
از بنده نوازی و عطایی که تو داری
آقای جهان است گدایی که تو داری

ما خاک بخیلیم و شما ابر سخایی
محبوب شده از کرمت شغل گدایی

چون جامه که بر قامت زیبا بنشیند
مهر تو به دلهای مصفا بنشیند
هرکس به دلش مهر تو آقا بنشیند
مهرش به دل حضرت زهرا بنشیند

لطف خود زهراست که ما اهل یقینیم
آن روز دعا کرده که امروز چنینیم

تو آینه داری و کلام تو گهر بار
در وصف تو ماندند…چه گفتار و چه اشعار
حقا که زلالی و نجیبی و نسب دار
بر شیر ندارد اثری زوزه ی کفتار

در عالم از این نکته هزاران اثر افتاد
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد

بیراهه نرفتیم اگر هادی ما اوست
ذکر ولی الله همان جلوه ی یا هوست
چون شیشه ی عطری که به یک واسطه خوشبوست
در چنته ی ما نیست به جز مرحمت دوست

العبدُ و ما فی یده کان لمولاه
از برکت خورشید کند جلوه گری ماه

تو هادی مایی و جهان بی تو سراب است
اوصاف تو در آیه ی تطهیر کتاب است
تو عشق مدامی و دمت مستی ناب است
جای ولی الله کجا بزم شراب است؟

یک آیه بخوان آتش کفرش به یم افتد
یک شعر بگو کاخ و سرایش به هم افتد

گفتند شراب و دلت ای ماه کجا رفت
از مجلس بغداد سوی شام بلا رفت
لب پاره شد و ناله ی زینب به هوا رفت
خون از لب شه، روح زجان اُسرا رفت

شد مجلس اغیار همان بزم خرابه
وقتی که سر افتاد به دامان ربابه

سیدعلی رکن الدین

*****************
یادتان هست نوشتم که دعا می خواندم
داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم

از کلامت چه بگویم که چه با جانم کرد
محکمات کلمات تو مسلمانم کرد

کلماتی که همه بال و پر پرواز است
مثل آن پنجره که رو به تماشا باز است

کلماتی که پر از رایحهً غار حراست
خط به خط جامعه آیینهً قرآن خداست

عقل از درک تو لبریز تحیر شده است
لب به لب کاسه ی ظرفیت من پر شده است

همه ی عمر دمادم نسرودیم از تو
قدر درکِ خودمان هم نسرودیم از تو

من که از طبع خودم شکوه مکرر دارم
عرق شرم به پیشانی دفتر دارم

شعرهایم همه پژمرد و نگفتم از تو
فصلی از عمر ورق خورد و نگفتم از تو

دل ما کی به تو ایمان فراوان دارد
شیرِ در پرده به چشمان تو ایمان دارد

بیم آن است که ما یک شبه مرداب شویم
رفته رفته نکند جعفر کذاب شویم

تا تو را گم نکنم بین کویر ای باران
دست خالیِ مرا نیز بگیر ای باران

من زمین گیرم و وصف تو مرا ممکن نیست
کلماتم کلماتی ست حقیر ای باران

یاد کرد از دل ما رحمت تو زود به زود
یاد کردیم تو را دیر به دیر ای باران

نام تو در دل ما بود و هدایت نشدیم
مهربانی کن و نادیده بگیر ای باران

ما نمردیم که توهین به تو و نام تو شد
ما که از نسل غدیریم ، غدیر ای باران

پسر حضرت دریا! دل مارا دریاب
ما یتیمیم و اسیریم و فقیر ای باران

سامرا قسمت چشمان عطش خیزم کن
تا تماشا کنمت یک دل سیر ای باران

سید حمیدرضا برقعی

***************
شروع عشق به نام خدا به نام شما
من آفریده شدم تا شوم غلام شما
هزار شکر نبوده هنوز روی سرم
به غیر سایه ی لطف علی الدوام شما
کبوتر دل من که نمی پرد همه جا
از آن زمان که گرفتار شد به دام شما
برای آنکه جنان را فقط نگاه کند
نشسته است شب و روز روی بام شما
خوشا به حال کسی که شده در این دنیا
مسیر زندگی اش روشن از کلام شما

شما تمامی دار و ندار من هستید
تمام عمر همه اعتبار من هستید

جهان به زیر قدوم تو خار می گردد
نفس زنی همه عالم بهار می گردد
برای عرض ارادت به محضرت، خورشید
به سمت گنبد تو رهسپار می گردد
یکی دو شب که نه ، هر شب به سامرا، مهتاب
میان صحن تو مثل غبار می گردد
اگر که تیغ دو ابروت می کشد ، جانم
هزار بار به پایت نثار می گردد
اگر به عشق تو مردم شما نخور غصه
یک عاشقت کم از این صد هزار می گردد

همیشه زنده بود هرکسی فدای تو شد
و خوش به حالش اگر خاك سامرای تو شد

دلم بهانه گرفته، بهانه ات هادی
نشسته ام چو گدا پشت خانه ات هادی
نگاه کن به خدا آب و نان نمی خواهم
تمام حاجت من آستانه ات هادی
بخوان تو جامعه را تنگ شد دلم امشب
برای زمزمه ی عاشقانه ات هادی
به عرش نقل محافل بیان مدح شماست
و جبرئیل بخواند ترانه ات هادی
تو آمدی که گرفتاری ام شروع شود
شوم اسیر تو و آب و دانه ات هادی

تو آمدی که بدانم جلال يعني چه !
تو آمدی که ببینم جمال يعني چه !

بگیر دست مرا تا به سامرا ببری
بگیر دست مرا عرش کبریا ببری
ببین که دور و بر من غریبه بسیار است
بگیر دست مرا ، یار آشنا، ببری
تو رهنمای منی ، تا نیامده شیطان
بگیر دست مرا تا سوی خدا ببری
همه یقین من این است راه حق آنجاست
به هر کجا که دلت خواست تا مرا ببری
به آن ضریح تو سوگند می دهم مولا
مرا تو یک شب جمعه به کربلا ببری…

که روضه خوان بشوم در حریم خون خدا :
“میان آن همه لشكر …حسين… وا…تنها…”

رضا رسول زاده

**************
آفتاب عزّت از عرش جلال آمد پدید
روز عید شادمانى را هلال آمد پدید

آفتابِ فضل، تابان گشت از کوه شکوه
ظلمت شب هاى هجران را وصال آمد پدید

روز، روزِ شادى و وقت نشاط آمد از آنک
بهترین روزهاى ماه و سال آمد پدید

اخترى گردید از برج ولایت جلوه گر
کز جمالش آیتى فرخنده فال آمد پدید

آسمان علم را تابنده ماه آمد عیان
بوستان شرع را خرم نهال آمد پدید

در سپهر عزّ و شوکت آفتاب آمد فراز
بر هماى دین و دانش پر و بال آمد پدید

دشمنان را مایه درد و الم شد آشکار
دوستان را دافع رنج و ملال آمد پدید

اى مسلمان دیده ات روشن که از لطف خدا
هادى الامّه شه احمد خصال آمد پدید

عشق و دل را موجبات اتّحاد آمد عیان
جان و تن را موجبات اتّصال آمد پدید

رکن دین، بحر سخا،غیث کرم، غوث امم
نور حق، شمس الضحى، فضل الکمال آمد پدید

عالمى فضل و تعالى، قلزمى علم و کمال
بر سریر جاه و اورنگ جلال آمد پدید

شوکت و جاه و سعادت را محیط، آمد عیان
حکمت و علم و فضیلت را جمال آمد پدید

جلوه دیگر به خود بگرفت عالم بهر آنک
بر رخ زیباى خلقت خط و خال آمد پدید

هر چه خواهى از خدا «طایى» بخواه امروز چون
بهر حاجت خواستن نیکو محال آمد پدید

طایى شمیرانى

****************
امشب از جام ولایت سر خوشم
از دل و جان باده را سر می کشم

میکده دارد هوای دیگری
در طرب آورده می را ساغری

هر طرف آید ندای نوش نوش
می رسد از عالم بالا سروش

ملک ایمان را چراغانی کنید
سینه را جمله جوشانی کنید

از “سمانه” شد عیان روی نگار
کز رخش آمد به دنیا نو بهار

مه خجل از طلعت زیبای او
جمع مستان واله مینای او

در سرای فاطمه گل باز شد
گوئیا بار دگر اعجاز شد

دیده بگشوده به عالم نوگلی
که بود نور دو چشمان علی

تهنیت آید ز سوی کبریا
در حریم خانه ی ابن الرضا

او بود چشم و چراغ فاطمه
درد ها سازد بگردون خاتمه

زینت عرش است و ارکان وجود
مهره زیبای خلاق ودود

باز یاران، وا گل شادی شده
سالروز مولد هادی شده

عاشقان احساس مستی می کنند
خاک پایش کل هستی می کنند

می زند خنده به مستان روزگار
می سراید نغمه از شادی هزار

نوبهاران با دلی افروخته
بر تن گل جامه گل دوخته

در جنان زهرای اطهر لب گشاد
کامده دنیا گل باغ جواد

بهجت قلب علی مرتضاست
نور چشمان علی موسی الرضاست

حبیب الله موحد

*********************
بال كسي به اوج هوايت نمي رسد
حتي ملك به گرد دعايت نمي رسد

دسـتان آسمان به بلنـداي آسمان
بر خاك ريشه هاي عبايت نمي رسد

آقا بدون نور تو حتي فرشته هم
گمراه مي شود ؛ به هـدايت نمي رسد

تو چهارمين علي سرير ولايتي
درك زمين به فهم ولايت نمي رسد

فخر گدايي سر كويت همين بس است
صد پادشاه هم به گدايت نمي رسد

ما را غلام حضرت هادی نوشته اند
دیوانگان غیر ارادی نوشته اند

وقتي قرار شد که كمي سروري كنم
بايد هميشه پاي شما نوكري كنم

روي زمين كه رد و نشان از شما كم است
بايد نظر به نقطه ي بالاتري كنم

وقتي قرار شد به تو نزديك تر شوم
بايد كه التماس به چشم تري كنم

بار رسالت غم تو روي دوش من
پس مي توان به عشق تو پيغمبري كنم

با اين گدايي سر کوی تو بی گمان
بايد به كل عالميان سروري كنم

چون دل ميان زلف كسي ساده گم شدم
شكر خدا اسير امام دهم شدم

مسعود اصلانی

*****************
هرکه را آسمانی اش کردند
در نگاه تو فانی اش کردند

هرکسی را که عطر و بوی تو داشت
غرقِ در مهربانی اش کردند

در بهشت خدا محبّ تو را
لایق حکمرانی اش کردند

و سپس عاشق ولایت را
تا ابد جاودانی اش کردند

از سبوی تو هرکسی مِی زد
مست آئینه خوانیش کردند

هر نبی را جدا جدا اوّل
پای درس تو فانی اش کردند

هرکسی را لیاقتی دادند
خرج دلبر جوانی اش کردند

با نگاهت دوباره زنده شدیم
تو نظر کرده ای که بنده شدیم

عشق سرمست دلربایی توست
عاشق جلوه ی خدایی توست

جـبرئیل آفـریـدن ای آقـا
ذرّه ای از هنرنمایی توست

ریزه خوار قدیمی ات حاتم
شغل حاتم فقط گدایی توست

از نگاه تو کفر می لرزد
این همان ارث مرتضایی توست

از دم تو مسیح جان گیرد
لیک عیسی خودش فدایی توست

کربلایی، مدینه ای، حاجی ست
هر محبّی که سامرایی توست

مست جام توایم یا هادی
ما غلام توایم یا هادی

دست خالی منم، کریم تویی
روح رحمان و یا رحیم تویی

فخر دارم به آسمان و زمین
چون امیر من از قدیم تویی

پیش دریای علم جاویدت
همه جاهل، فقط علیم تویی

عرش حق اعتبار دارد چون
ساکن کوی آن حریم تویی

بهر ایران بس است، استادِ
شاه عبدالعظیم تویی

تو کلیمُ اللَه از تبار علی
گفت موسی فقط کلیم تویی

کی شود شیعه ی شما گمراه؟
راه ایمان مستقیم تویی

با تو من تا خدا سفر کردم
با تو از لامکان گذر کردم

جامعه یک حدیث ناب تو بود
جامعه بهترین خطاب تو بود

هر سلامش معارفی کامل
این قدیمی ترین شراب تو بود

هست قرآن کتاب ختم رسل
به خدا جامعه کتاب تو بود

جامعه کٌُنهِ معرفت سازی است
این زیارت در احتساب تو بود

پشت چشمان تو بُود خورشید
پس طلوع از پس نقاب تو بود

سحری من خدا خدا کردم
لحن لبیک حق جواب تو بود

جامعه، نافله و عاشورا
از وصایای مستجاب تو بود

هادی فاطمه دعایم کن
متّقی در ره خدایم کن

هرکه در این سرا ولایت داشت
از ولای شما روایت داشت

هرکسی در مسیر ایمانش
به خدا از شما هدایت داشت

مورد لطف حضرت زهراست
دلت از هرکسی رضایت داشت

تا خدا رفت و رستگارش کرد
هرکه را چشم تو عنایت داشت

در مسیر عبورتان آقا
ملکی پر به زیر پایت داشت

بهر بخشیدن تمام بشر
خاک پای شما کفایت داشت

دست خالی نرفته هرکس که
سفری سوی سامرایت داشت

طالب عزّت و سرورم من
با شما انعکاس نورم من

می رسد بوی حضرت هادی
عطر گیسوی حضرت هادی

قبله ی عاشقان و سرمستان
خم ابروی حضرت هادی

شیر هم صید می شود بین
پیچشِ موی حضرت هادی

ماه شرمنده می شود نزد
رخ مهروی حضرت هادی

در گلستان یار، شد مهدی
گل خوشبوی حضرت هادی

فخر دارد به باغ های بهشت
تربت کوی حضرت هادی

هرکه را فیض طاعتش دادند
می ناب شهادتش دادند

حرف تو حرف ناب ایمان است
همه اش آیه های قرآن است

آن ولایت که گفته ای آقا
مرکز ثقل آن در ایران است

انقلابِ ولاییِ ایران
همه از التفات جانان است

لقب شیعه ی حقیقی ِ تو
به خدا لایق شهیدان است

گشته بیدار امّت اسلام
این همان وعده ی امامان است

دشمنی با گناه و استکبار
پر پرواز هر مسلمان است

هرکه تهدید می کند ما را
بی گمان در مسیر شیطان است

کاش می شد شهیدتان باشم
تا ابد رو سفیدتان باشم

گردش روزگار دست شماست
در خزان هم بهار دست شماست

من گرفتار سامرا هستم
اذن دیدار یار دست شماست

آبرو دارم از محبّت تو
هادیا، اعتبار دست شماست

ضرب شصتی نشان دشمن ده
یا علی ذوالفقار دست شماست

ای چهارم علی ز آل علی
کوثر خوشگوار دست شماست

بیقرارم تو التیامم ده
در دو عالم قرار دست شماست

شکر حق سائل شما هستم
روزیِ بی شمار دست شماست

من نمک گیر سفره ات هستم
از سبوی ولای تو مستم

جواد پرچمی

******************
الا ز خالق و خلقت سلام حضرت هادی
الا ولای تو فیض مدام حضرت هادی
الا کلام تو خیرالکلام حضرت هادی
الا به دست تو دین را زمام حضرت هادی
تویی به ملک الهی امام حضرت هادی
وصی حضرت خیرالانام حضرت هادی

***********

حساب فضل تو بیرون بود ز حد و شماره
ولادتت به جهان داد آبروی دوباره
سزد که چرخ فشاند به پات ماه و ستاره
کند به خاک درت سجده آفتاب هماره
اگر به یاد تو گیرند لحظه لحظه هزاره
فضائل تو نگردد تمام حضرت هادی

***********

تو جد مهدی و باب حسن ، عزیز جوادی
ولی کل خلایق امام کل عبادی
نماز و روزه و خمس و زکات و حج و جهادی
پناه خلقت و نور الفؤاد و باب مرادی
تو هادی ملک و جن و انس و رکن بلادی
به یمن توست فلک را نظام حضرت هادی

***********

تو در نه یم نور یم دو گوهر نابی
علی چارمی و حافظ چهار کتابی
به باغ دین پدرانت همه گل و تو گلابی
حیات خلق بود آب و تو حیات به آبی
به ملک نور تو ماهی به شهر علم تو بابی
چو جد خویش علیه السلام حضرت هادی

***********

گرفته ملک جهان را عطای واسعة تو
کتاب حشر بود صفحه ای ز واقعة تو
پر از صدای خدا لحظه لحظه سامعة تو
بهشت جاذبة تو جحیم دافعة تو
شناسنامة کل ائمه جامعة تو
تو راست معجزه در هر کلام حضرت هادي

***********

هزار ماه شب چارده اسیر هلالت
هزار مهر درخشنده ذره ای ز جمالت
هزار عرش کمالند نردبان کمالت
هزار سال فزون آسمان نیافت مثالت
هزارها متوکل اسیر قدر و جلالت
زهی جلال و کمال و مقام حضرت هادی

***********

تو کیستی که خداوند دادگر به تو نازد
حسن، حسین، علی با پیامبر به تو نازد
سلام بر تو که هم جد و هم پدر به تو نازد
بزرگ مصلح دین منجی بشر به تو نازد
امام عسگری آن نازنین پسر به تو نازد
تویی به خلق دو عالم امام حضرت هادی

***********

اگر چه گشت عدو حمله ور به صحن و سرایت
اگر چه نقش زمین گشت خشت های طلایت
مزار توست دل ما و جان ما به فدایت
هماره ریخته “میثم” دُر قصیده به پایت
پر است مدح وی از میوه های مدح و ثنایت
بریز شهد ولایش به کام حضرت هادی

استاد سازگار

****************
به یمن تو گدای اهل بیتم
گدای هل اتای اهل بیتم

به لطف آستان مستجابت
مسلمان دعای اهل بیتم

به نام تو پس از عمری غریبی
غلام آشنای اهل بیتم

زیارت جامعه خواندی و حالا
سگ کهف الورای اهل بیتم

به احسان هدایت کردنن توست
اگر تحت لوای اهل بیتم

اگر چه کربلایی هستم اما
گدای سامرای اهل بیتم

ولی کبریا جانم فدایت
امام سامرا جانم فدایت

منم از مبتلایت مبتلاتر
منم از آشنایت آشناتر

اگر لطف کریمان به نداری است
منم از بینواها بینواتر

تو حالا که هزاران فیض داری
دل من از گدایانت گداتر

تو راه باز توحیدی،هر آنکه
به تو نزدیک تر پس با خدا تر

برایت دشمنت هم نذر می کرد
تو هستی از همه مشگل گشا تر

علی هستی و جدت هم علی بود
تویی با این حساب ابن الرضاتر

تو هم مثل پدر زهرا نژادی
عزیز خانه ی باب المرادی

تو در یکتائی ات یکتا شناسی
تو در آقایی ات اقا شناسی

لباس بندگی بر تن گرفتی
تو الحق بنده مولا شناسی

تو هنگام کریمی از گداها
نمی پرسی غریبی یا شناسی

تو در سیر نزولت هم صعود است
تو در روی زمین بالا شناسی

امام غائبت را مدح کردی
تو در امروز هم فردا شناسی

زیارت جامعه در اصل این است
زیارت نامه ی زهرا شناسی

زیارت جامعه یعنی ولایت
زیارت جامعه یعنی هدایت

دلت سرمنشاء خلق عظیم است
تجلی گاه رحمان و رحیم است

اقامت کن میان دل که عمری
دلم در کوی دلدارش مقیم است

هدایت کن مرا باگوشه چشمی
صراط تو صراط مستقیم است

اسیر گریه ام، ری زاده هستم
که از عشاق تو عبدالعظیم است

بهشت شیعه باشد سامرایت
حریمت عرش جنات النعیم است

بیا و شیعه را دریاب، آقا
قرار ما دم سرداب، آقا

احسان محسنی فر

********************
آستان خدا کمال شما
هفت پرواز زیر بال شما

با شما می شود به قرب رسید
ای وصال خدا وصال شما

گاه با آدم و گهی با نوح
بی زمان است سن وسال شما

مثل جبرئیل می شود بالم
با همین غوره های های کال شما

روزگاری است در پی دلم اید
گرچه نا قابل است مال شما

بال ما را به آسمان ببرید
تا خداوند لا مکان ببرید

هر کسی تو را سلام کند
به مقام تو احترام کند

کاش در صحن سامرات خدا
تا قیامت مرا غلام کند

پرو بال کبوترانه ی من
در حریم تو میل دام کند

هر که بی توست واجب است به خود
خواب احرام را حرام کند

بر دلم واجب است بعد طواف
عرض دین محضر امام کند

نیمه ی ماه حج که شد باید
شیعه در محضر شما آید

ای مسیحا ی سامرا هادی
آفتاب مسیر ما هادی

علی ابن محمد ابن علی
نوه ی اول رضا هادی

نیست جز دامن کرامت تو
پرده خانه خدا هادی

ذکر هر چهارشنبه ام این است
یا رضا یا جواد یا هادی

به ملک هم نمی دهم هرگز
گریه زائر تو را هادی

یک شبی را کنار ما ماند ی
سر سجاده جامعه خواندی

تو دعا را معرفی کردی
مرتضی را معرفی کردی

با فراز زیارت سبزت
راه ما را معرفی کردی

مرتضی و حسین و فاطمه و
مجتبی را معرفی کردی

نه فقط اهل بیت را بلکه
تو خدا را معرفی کردی

سامرایت غریب بود اما
کربلا را معرفی کردی

با تو ما مرتضی شناس شدیم
تا قیامت خدا شناس شدیم

ریشه های محبت ما تو
مزرعه های سبز دنیا تو

خواهش سرزمین پائین من
اشتیاق بهشت بالا تو

گاه ابلیس می شوم بی تو
گاه جبریل می شوم با تو

می نمی دانم این که من دارم
به تو نزدیک می شوم یا تو…..

چه کسی از مسیر گمراهی
داده ما را نجات ؟ …آقا تو

تو مرا با ولایتم کردی
آمدی و هدایتم کردی

دل من درکفت اسیر بود
به دخیل تو مستجیر بود

گر شود ثروتم سلیمانی
باز هم بر درت فقیر بود

شکر حق می کنم صدای بلند
حضرت هادی ام امیر بود

آبرو خرج می کنی بسکه
کرم سفره ات کثیر بود

شب میلاد تو به ذی الحجه
مطلع شوکت غدیر بود

ریشه ناب اعتقاد علی
پسر حضرت جواد علی

دوست دارم گدای تو باشم
سائل دست های تو باشم

مثل بال و پر کبوترها
دائما در هوای تو باشم

دوست دارم که از زمان ازل
تا ابد خاک پای تو باشم

نیمه شب های ماه ذی الحجه
زائر سامرای تو باشم

یا دعای قنوت من باشی
یا قنوت دعای تو باشم

ما فقیریم سفره ای وا کن
سامرایی حواله ی ما کن

با تو این عقل ها بزرگ شدند
اعتقادات ما بزرگ شدند

پای دلهای شیعیان آن قدر
گریه کردید تا بزرگ شدند

با نگاه تو با محبت تو
اِبن سکّیت ها بزرگ شدند

خوب شد بچه های خانه ما
پای درس شما بزرگ شدند

بچه های قبیله ما با
کربلا کربلا بزرگ شدند

بی تو دل های ما بهار نداشت
مثل یک شاخه ای که بار نداشت

علی اکبر لطیفیان

*****************
از ابتدا گِل من را خدا مطهر کرد
و بعد عشق تو را در دلم مقدر کرد

به نور ناب نگاه چهارده خورشید
وجود و فطرت و ذات مرا منوّر کرد

زلال ناب ولایت به جان من نوشاند
سپس تمام دلم را به نام حیدر کرد

به فضل و رحمت زهرا سرشت قلبم را
زلال اشک مرا از تبار کوثر کرد

سپس کمی نمک روضه در وجودم ریخت
به عطر سیب حسینی مرا معطّر کرد

مرا اسیر غزلهای چشم تو می خواست
نگاه روشنتان را کمیت پرور کرد

چگونه می شود الطاف بی کران تو را
چگونه می شود ای با شکوه باور کرد

خدا اراده نموده که شاعرت باشم
همیشه هر سحر جمعه زائرت باشم

به غیر وادی عشق تو نیست وادی ما
ولایت تو مبانی اعتقادی ما

شکوه بی حد تفسیر شیعه برکت توست
رهین محضر تو فقه اجتهادی ما

میان چشم تو آیات فتح را دیديم
خروش تو شده روحیه ی جهادی ما

و آيه آيه قنوتت ترنّم ملکوت
خلوص سجدة تو مسلک عبادی ما

همیشه نور هدایت چراغ محفل ماست
به لطف این که تو هستی امام هادی ما

اگر کم از جلوات جلالی ات گفتیم
بذار این همه را پای کم سوادی ما

شدیم مثل گدایان سامرائی تو
مگیر خرده بر این خواهش زیادی ما

چه می شود که گدایِ گدای تو باشیم
چه می شود بپذیری فدای تو باشیم

همیشه می وزد از مرقدت نسیم بهشت
پر است صحن و سرای تو از شمیم بهشت

کنار گنبد و گلدسته های تو دیدیم
شکوه عرش خدا، شوکت عظیم بهشت

عبور می‌کند از بین صحن اطهر تو
مسير روشن حق، راه مستقیم بهشت

همیشه رزق من از دست با کرامت توست
میان جنت الاعلی تویی نعیم بهشت

همين که چشم من آقا به چشم تو افتاد
شدم اسير نگاهت شدم مقیم بهشت

دوباره شوق زيارت هوائيم کرده
منم کبوتر صحن تو، یا کریمِ بهشت

میان صحن و سرایت کبوترم کردی
تو بال های مرا نذر این حرم کردی

بخوان زیارت پر محتوای جامعه را
بخوان که خوب بفهمم بهای جامعه را

بخوان که روح بگیرد ولی شناسی مان
بخوان و شرح بده آيه آيه جامعه را

نگاه روشن تو ای «مَعادِنُ الرَّحمَة»
بنا نهاده در عالم بنای جامعه را

میان عرش و زمین ، در تمامی ملکوت
ببین تجلّی بی انتهای جامعه را

بگیر دست مرا، «عادَتُکُمُ الاِحسان»
ببار بر دل من روشنای جامعه را

تو خواستی که فقط پیرو ولی باشیم
همیشه در خط مولایمان علی باشیم

بخوان مرا که به عشق تو مبتلا باشم
بخوان مرا که هوائي سامرا باشم

چه خوب مي شود آقاي من شوي تا من
تمام عمر در اين آستان گدا باشم

مرا اسير خودت کن که با عناياتت
ز بندهاي تعلق دگر رها باشم

نگاه روشنت اعجاز بي حدي دارد
طلا و مس نه، نظر کن که کيميا باشم

تو خانه دل من را تکان بده شايد….
…در آستانة تو زائر خدا باشم

بده برات زيارت که يک شب جمعه
کنار قبر شهيدان کربلا باشم

شوم دوباره دخيل دو قبر شش گوشه
فدائي تو و ارباب با وفا باشم

تمام دار و ندارم همه فداي حسين
چه مي شود که بميرم شبي براي حسين

یوسف رحیمی

**************************
آفتاب عزّت از عرش جلال آمد پدید
روز عید شادمانى را هلال آمد پدید
آفتابِ فضل، تابان گشت از کوه شکوه
ظلمت شب هاى هجران را وصال آمد پدید
روز، روزِ شادى و وقت نشاط آمد از آنک
بهترین روزهاى ماه و سال آمد پدید
اخترى گردید از برج ولایت جلوه گر
کز جمالش آیتى فرخنده فال آمد پدید
آسمان علم را تابنده ماه آمد عیان
بوستان شرع را خرم نهال آمد پدید
در سپهر عزّ و شوکت آفتاب آمد فراز
بر هماى دین و دانش پر و بال آمد پدید
دشمنان را مایه درد و الم شد آشکار
دوستان را دافع رنج و ملال آمد پدید
اى مسلمان دیده ات روشن که از لطف خدا
هادى الامّه شه احمد خصال آمد پدید
عشق و دل را موجبات اتّحاد آمد عیان
جان و تن را موجبات اتّصال آمد پدید
رکن دین، بحر سخا،غیث کرم، غوث امم
نور حق، شمس الضحى، فضل الکمال آمد پدید
عالمى فضل و تعالى، قلزمى علم و کمال
بر سریر جاه و اورنگ جلال آمد پدید
شوکت و جاه و سعادت را محیط، آمد عیان
حکمت و علم و فضیلت را جمال آمد پدید
جلوه دیگر به خود بگرفت عالم بهر آنک
بر رخ زیباى خلقت خط و خال آمد پدید
هر چه خواهى از خدا «طایى» بخواه امروز چون
بهر حاجت خواستن نیکو محال آمد پدید
***طایى شمیرانى***

****************************

*مثنوی*
امشب از جام ولایت سر خوشم
از دل و جان باده را سر می کشم
میکده دارد هوای دیگری
در طرب آورده می را ساغری
هر طرف آید ندای نوش نوش
می رسد از عالم بالا سروش
ملک ایمان را چراغانی کنید
سینه را جمله جوشانی کنید
از “سمانه” شد عیان روی نگار
کز رخش آمد به دنیا نو بهار
مه خجل از طلعت زیبای او
جمع مستان واله مینای او
در سرای فاطمه گل باز شد
گوئیا بار دگر اعجاز شد
دیده بگشوده به عالم نوگلی
که بود نور دو چشمان علی
تهنیت آید ز سوی کبریا
در حریم خانه ی ابن الرضا
او بود چشم و چراغ فاطمه
درد ها سازد بگردون خاتمه
زینت عرش است و ارکان وجود
مهره زیبای خلاق ودود
باز یاران، وا گل شادی شده
سالروز مولد هادی شده
عاشقان احساس مستی می کنند
خاک پایش کل هستی می کنند
می زند خنده به مستان روزگار
می سراید نغمه از شادی هزار
نوبهاران با دلی افروخته
بر تن گل جامه گل دوخته
در جنان زهرای اطهر لب گشاد
کامده دنیا گل باغ جواد
بهجت قلب علی مرتضاست
نور چشمان علی موسی الرضاست
***حبیب الله موحد***

************************
*ترجیع بند*
هادی! امامنا التقی المتقی، سلام
نور دهم! امام علی‌النقی، سلام
فیض مدام، سلسله نورِ دائمی
پور جواد ابن رضا سبط کاظمی
در شأنت این بس است که جد شما رضاست
در فضلت این بس است که تو جدّ قائمی
تا پایه امامت و دین از تو قائم است
خود عرش فضل را به خدا از قوائمی
اینگونه گفت وصف تو را هر که با تو بود
هر شام در صلاتی و هر روز صائمی
یا حجّه الوفیّ، صفی هادی ای امام
ای حضرت کریم که عین المکارمی
هادی! امامنا التقی المتقی، سلام
نور دهم! امام علی‌النقی، سلام
مهر دهم! حقیقت کامل، امام من!
آیینه جمیع فضائل، امام من!
لرزانده دستگاه خلافت شکوه تو!
خاک از توکلّت متوکل، امام من
چاره ندید خصم مگر آنکه همچو باب
بر تو خوراند زهر هلاهل امام من
لحظه به لحظه جان به تو مشتاق، هادیا!
لحظه به لحظه دل به تو مایل، امام من
ای که هنوز حلقه در را نکوفته
لطف تو داده حاجت سائل، امام من
نامت گره‌گشای تمامی مشکلات
لطفت کلید حل مسائل امام من
هادی! امامنا التقی المتقی، سلام
نور دهم! امام علی‌النقی، سلام
زین العباد، ثانی سجّاد، یا علی
نور تو بر جواد، خدا داد، یا علی
تنها نه باب تو که به فردوس، فاطمه
از خنده تو گشت دلش شاد، یا علی
روشن به روی گندمی‌ات شد دل جواد
وقتی «سمانه» چون تو سمن زاد، یا علی
چون باب شهر علم نبی بود، جدّ تو
شد ملک علم و دین ز تو آباد، یا علی
در پای تو گریسته وحش درنده هم
ای بسته ولای تو آزاد، یا علی
تاریخ، ای حقیقت بیدار، چون علی
هرگز تو را نمی‌برد از یاد، یا علی
هادی! امامنا التقی المتقی، سلام
نور دهم! امام علی‌النقی، سلام
***محمد سعید میرزایی***

سرود و شور ولادت امام هادی (ع)92

شب شب مستي و وقت شاديه

موسم ميلاد حضرت هاديه

از آسمون گل مي باره دلا شاده شاده

كف بزنيد ولادت ابن الجواده

ياعلي علي مولا امام هادي

مي خونن مدح تو همه اهل سما

یا علی النقی يا ابن الرضا

دلم آقا به دام تو عمريه اسيره

برده منو سمت خدا جامعه كبيره

ياعلي علي مولا امام هادي

ز يمن قدم تو عزيز خدا

عاشقا دلاشون پرزده سامرا

رو سر در عرش خدا جبرئيل نوشته

سامره ي تو آقاجون عين بهشته

ياعلي علي مولا امام هادي

حضرت مولا(عیدغدیر)

تا ابد برا من تو هستی مقتدا

سیدی مددی یا علی مرتضا

ولای تو شیرخدا شده آب و دونم

کوری چشم دشمنا من برات می خونم

یاعلی علی مولا علی یاحیدر

رضـارسـولـی

دریافت سبک
***************
بازم باید این خونه رو در زد

هادی ِ آل فاطمه چشماشو وا کرد

میخونم امشب از

شما و خوبی هات

خدا قلب مارو

گذاشته تو دستات

قلبم از غیر تو سیره دل سمت تو میره

با دعای مخصوص تو جامعه کبیـــــره

مدد یابن الزهرا

—————————————-

کوریِ هرکس که بد دهانه

آره نقی قشنگترین نام جهانه

به تو توهین کردن

امید ما فرداس

حوالش کردیم ما

به حضرت عباس

شیعه بر عشقت اسیره انتقام میگیره

هرکس که توهین کرده به تو باید بمیره

مدد یابن الزهرا

سيدآرمان حسيني

دریافت سبک
*******************
سرود (مسجدی)

 تو امیر سامرایی من گدای سامرایم

به خدا در حسرت صحن و سرای سامرایم

امامُ المُتّقین ، علی ِ چارمین

بُوَد شش گوشه ات ، بهشت اهل دین

مدد ابن الرّضا

******

ای همه کرّوبیان خدّام ِ خدّام ِ حریمت

چشم ما باشد هماره بر دو دستان ِ کریمت

تویی مولای ما ، تویی مشکل گشا

بُوَد رُخسار تو ، تجلی خدا

مدد ابن الرّضا

******

نفرت از وهّابیت در این دل ما خانه کرده

لعنت حق بر کسی که قبر تو ویرانه کرده

ز ما قبلش شود ، نکوتر آن مزار

حواله ی عدو ، به تیغ ذولفقار

مدد ابن الرّضا

******

چشمه ی نور وعطا و جود و لطف ِ بی کرانی

نوه ی سلطان طوس و جدّ صاحب الزّمانی

دل مجنون ما ، به غم شد مبتلا

بده بر عاشقان ، برات کربلا

مدد ابن الرّضا

دریافت سبک
امیر عباسی

*****************

سرود (مسجدی)

 ترانه خوان هر بلبل در چمن شد ، فرخنده میلاد ابوالحسن شد

پیچیده در جهان گلبانگ ِ شادی ، آمده به دنیا امام ِ هادی

مولا و رهبر آمد ، خوش آمد ، جدّ منتَظَر آمد ، خوش آمد

خوش آمدی یا امامِ هادی

******

نور سماوات و زمین آمده ، ابن الرّضای دوّمین آمده

غرق طرب گشته کلام شیعه ، از یُمن ِ میلاد ِ امام ِ شیعه

دشمن ِ بیداد آمد ، خوش آمد ، دلبند جواد آمد ، خوش آمد

خوش آمدی یا امامِ هادی

******

از مقدمش گشته عالم مُزیّن ، ذکر مَلَک گشته یا ابالحسن

خورشید آسمان عصمت آمد ، دهمین اختر ولایت آمد

بین حوریان ، گشته ولوله ، زهرا در جنّت ، می دهد صله

خوش آمدی یا امامِ هادی

دریافت سبک

امیر عباسی

**************
مژده ی رحمت اومد از عالم بالا ابن الرضای دوّمین اومد به دنیا

عالم امکان همه گلباران شده

چشمه ی رحمت جاری و روان شده

نور امامت جلوه و عیان شده ، ای عزیز زهرا

امام هادی سیدی خوش آمدی

******

خدا رو قلب همه ی هستی نوشته سامره ی تو آقا جون خود ِ بهشته

کی میشه آقا،جون ِ من فدای تو

داد میزنه این،عبد ِ بی نوای تو

کعبه ی عشقم صحن سامرای تو ، ای عزیز زهرا

امام هادی سیدی خوش آمدی

******

گل پسر امام رضا خوشحال و شاده عیدی ما به دستای امام جواده

ای گل زهرا صله ای به ما بده

مریض عشقیم نمیگیم شفا بده

فقط آقا جون به ما کربلا بده ، ای عزیز زهرا

امام هادی سیدی خوش آمدی
دریافت سبک

امیر عباسی
****************
برو ای دل تا ، حریم اعلا ، به شور و شادی ، به قلب شیدا

ببین در عالم ، سُروری زیبا ، که در زیبایی ، ندارد همتا

به دنیا آمد ، فروغ دلها ، امام ِ هادی ، عزیز زهرا

بگو تبریک و ، بگو تهنیت ، به آل ِ طاها ، وَ مخصوصاً بر ، علی و زهرا

که بر درس شرافت استادی آمد ، گل و شمشادی آمد ، امام ِ هادی آمد

جواد ِ بنُ الرّضا را ، گل و شمشادی آمد

امام شیعه دنیا ، به شور و شادی آمد

گل پیغمبر ، عزیز حیدر ، امام هادی آمد

******

گل ِ خنده شد ، عیان بر روی ، تمام ِ عالم ، تمام ِ خلقت

شده سرمست ِ ، می ِ صهبای ِ ، نگاه ِ رویش

اسیر کویش ، دل مشتاقان ، تمام ِ یاران

قسم بر قرآن ، قسم بر فرقان ، قسم بر ایمان

به حیّ منّان ، قسم بر حور و ، قسم بر غلمان ، قسم بر بخشش

قسم بر غفران ، که شوره زار ِ ، وجود ما را

به عزم ِ رونق و هم آبادی آمد ، گل و شمشادی آمد ، امام ِ هادی آمد

جواد ِ بنُ الرّضا را ، گل و شمشادی آمد

امام شیعه دنیا ، به شور و شادی آمد

گل پیغمبر ، عزیز حیدر ، امام هادی آمد

******

دل ما خواهد ، گدایت باشیم ، گدایت باشیم ، فدایت باشیم

همیشه هر جا ، برایت باشیم

بُوَد نام ِ تو ، همیشه بر لب ، بهار ذکر و ، صفای یارب

به قربان ِ آن ، دم ِ آوایت ، مرا دعوت کن ، به سامرّایت

به لب آوایت ، به سر سودایت ، شده یا مولا ، دلم شیدایت

جمالت مهر و ، وفا و رحمت ، ز ایزد داری ، وقار و هیبت

شکوه و عزّت ، فتاده لرزه ، به جسم و جان ِ ، تبار ظلمت

که دشمن ِ هر ظلم و بیدادی آمد ، گل و شمشادی آمد ، امام ِ هادی آمد

جواد ِ بنُ الرّضا را ، گل و شمشادی آمد

امام شیعه دنیا ، به شور و شادی آمد

گل پیغمبر ، عزیز حیدر ، امام هادی آمد

دریافت سبک

امیر عباسی

******************
جهان هستی تمامی شده غرقه در شور و شعف

امام ِ هادی به دنیا بیامد بَه بَه از این شعف

آمده روح وفا کعبه ی جود و سخا

ذکر لبهایم شده سیدی ابن الرّضا

سیدی ابن الرّضا

******

همه بریزید گل ای عاشقان و ای جمع شیعیان

شده مدینه از این مولد امشب زیباتر از جنان

زین قُدوم با صفا ای مُحبّ اولیا

امشبی عیدی بگیر از جواد بن الرّضا

سیدی ابن الرّضا

******

خدا به حقّ امام ِ دهم ما را کن اهل ولا

بده برات ِ مدینه ، نجف،سامرا ، کرببلا

می کنم امشب دعا چون جمیع عاشقان

ای خدا بر ما رسان مهدی ِ صاحب زمان

یا ابا صالح مدد

دریافت سبک
امیر عباسی

**************
با صفاتر شد بهشت دین و مکتب جام دلها شد ز خوشحالی لبالب

نوه ی سلطان به دنیا اومد امشب ، تهنیت یا اُمّ ابیها

ذکر ما نام خوش ِ دلبر ، چشم مَلَک ز شعف شد تر

دیده گشوده به این دنیا ، هادی ِ آل پیغمبر

خوش آمدی پسر زهرا

******

یا امام ِ هادی ای نور خدایی تو ولیُ الله و مصباحُ الهُدایی

گل گلزار جواد بنُ الرّضایی ، به فدایت جان و تن ما

عالم امکان گلباران ، گشته ز مقدم تو آقا

شامل حال ما گشته ، لطف دمادم تو آقا

خوش آمدی پسر زهرا

******

ای جمالت وَجه ِ حُسن حَی یکتا ای نگار هل اتایی ِ دل آرا

آرزو داریم به زودی یبن زهرا ، سامرا گردد نصیب ما

در دلمان داریم آقا ، حاجت صحن و سرایت را

جاده ی کرببلایی ها ، می گذرد از سامرا

خوش آمدی پسر زهرا

دریافت سبک
امیر عباسی
****************
بر لب ِ عالَم نغمه ی شادی ، آمده دنیا حضرت هادی

آمده جان ِ جوادُ الائمه ، روح و ریحان جوادُ الائمه

پیچیده در کلّ فضا ، گلبانگ یا ابن الرّضا

ای امام ِ انس و جان خوش آمدی مقتدای مهربان خوش آمدی

نغمه ی لب همه عالم اینه جدّ صاحب الزّمان خوش آمدی

سیدی یا سیدی ابن الرّضا

******

در همه عالًم گل فشانی شد ، گل فشانی شد نغمه خوانی شد

حوریان،ترانه خوان با قلب ِ شاد ، گرم ِ تبریک ِ به بابایت جواد

فرمانده ی مُلک ِ قضا ، ای نوه ی امام رضا

ای کلام تو چراغ راه ِ ما ای رضای تو رضای کبریا

کن عنایتی که روزی بگیریم جشن میلاد تو را در سامرا

سیدی یا سیدی ابن الرّضا

******

از ازل آقا دل به تو بستیم ، ما گدایان ِ سامرا هستیم

دست ما و دامنت مولا مولا ، جان فدای گلشنت مولا مولا

در گلشنت روید آقا ، گلهای ایمان و تقوی

یا علیّ النّقی آوایم هر دم این بُوَد ذکر تمامیذعالم

سیدی بده به ما دلدادگان رزق اشک و گریه های مُحرّم

سیدی یا سیدی ابن الرّضا

دریافت سبک
امیر عباسی
******************
آمده ای دل ، موسم شادی از قدوم ، غرق نور حضرت هادی

خوشحالن عاشقا ، گلبارونه فضا ، مولای ما اومده به دنیا

عیدی میده به ما ، علی مرتضی ، ابن الرّضا اومده به دنیا

خوش اومدی ای حجت خدا ، خوش اومدی ای نور هل اتی

ای گل زهرا ، حضرت هادی حضرت هادی

خوش آمدی یا امام هادی

******

سید ُ الأعظم ، کوثر و زمزم با نگاهش می‌بره دل از همه عالم

اینکه تو قنداقه ، به همه سائلا ، یاور و یاره و باب المراده

گل پیمبر و ، عزیز حیدر و ، نوه ی سلطان و ابن الجواده

خوش اومدی ای ملجأ همه ، ای روشنی چشمای فاطمه

ای گل زهرا ، حضرت هادی حضرت هادی

خوش آمدی یا امام هادی

******

من که دل بر تو ، بستم ای آقا سائلی در سامرایت هستم ای آقا

از آسمون ِ دل ، به یُمن ِ مَقدَمت ، بارون ِ خوشحالی داره می باره

هر کسی شد گدا ، به حریم شما ، سرمایه داره و غمی نداره

حاجت ما رو از وفا بده ، تذکره ی کرببلا بده

ای گل زهرا ، حضرت هادی حضرت هادی

خوش آمدی یا امام هادی

دریافت سبک
امیر عباسی
********************
دل زهرا و علی پر از شادی شد

که شب تولّد حضرت هادی شد

آیینه ی لطف خدا اومد خورشید شهر سامرا اومد

فرشته ها خبر میدن امشب که نوه ی امام رضا اومد

از بس زیبایی ، عشق دنیایی

به به هم اسمِ ، مولایی

آقام ، یا ابن الرضا

******

با محبت علی تو دلِت جا داریم

زیارت جامعه رو از تو مولا داریم

هر کسی نوکرت شد آقا شد برات سامرامون امضا شد

امام رضا عیدی میده امشب که جواد الائمّه بابا شد

از بس زیبایی ، عشق دنیایی

به به هم اسمِ ، مولایی

آقام ، یا ابن الرضا

******

اگه بمب گذاری شه تو ضریحت همیشه

به خدا از زائرات یه نفر کم نمیشه

اگه دلم دوباره بی تابه تو باده ی تو مستیِ نابه

ضریح شش گوشه ی تو مثلِ ضریح شش گوشه ی ارباب

از بس زیبایی ، عشق دنیایی

به به هم اسمِ ، مولایی

آقام ، یا ابن الرضا

دریافت سبک
پاشازاده
**********************
خنده بر لب عالم همه مبارک میلاد پسر فاطمه مبارک

کار همه شد خنده و شور شادی

دنیا اومده آقام امام هادی

به به ، به این گل ، به این ماه ، مرحبا ماشاءالله

مقدم نور هُدی مبارک جشن حجّت خدا مبارک

همه ی فرشته ها میخونن اومده ابن الرضا مبارک

گل فاطمه امام هادی

******

جون ما فدای خاک پات آقاجون بمیرن همه ی دشمنات آقاجون

آقا دوست دارم جون بدم و فدات شم

آخر بیام و گدای سامرات شم

باغ و ، بهشتم ، سامرا ، اللّهم الرزقنا

سامـرا بهشت آرزومـه نوکریت عزّت و آبرومه

همیشه خاطره ی ضریحت مثه قاب عکسی روبرومه

گل فاطمه امام هادی

******

اومده پسر شیر بدر و خیبر چارمین علیِ عترت پیمبر

سر زد سحر عرصه انجم ما

اومد نوه ی امام هشتم ما

نور ، دهمین ، بی قرین ، نازنین ، مه جبین

بگم از اون به زبون ساده این پسر به عالمی مراده

جرعه ای ز کوثر خدا و نور چشم حضرت جواده

گل فاطمه(س)امام هادی

دریافت سبک
امیر عباسی
********************
عاشق ولایت دلشاده میلاد زینتُ العباده

اینکه تو گهواره خوابیده پسر حضرت جواده

دم به دم با سرور و شادی

می زنم از شعف فریادی

مولانا یا امام هادی

******

بر دو عالم قبله ی رازی اربابی و بنده نوازی

جامعه کبیرت ای آقا کلاس درس انسان سازی

عادتت جوده و احسانه

سجیت کرم و غفرانه

حرف تو نوری از قرآنه

مولانا یا امام هادی

******

منم اون کبوتر که شما بهش دادی بال و پر آقا

دوست دارم آقا از سامرا بزنم پر تا کرببلا

دوست دارم هل اتایی باشم

گدای سامرایی باشم

لاله ی کربلایی باشم

یا مولا یا ابا عبدالله

 دریافت سبک

امیر عباسی
*****************
جان منِ عاصی و هر متقّی به قربان تو یا علی النقّی

این بُوَد ذکر دلِ نوکرانت لعنت خلق و حق بر دشمنانت

نام زیبایت نور سجودم

ولایت تو بود و نبودم

به قربانت یا امام هادی

******

دل مدیحه خوان امام هادی سائل احسان امام هادی

دلها در طواف کعبه ی کویت خورشید هدایت جلوه ی رویت

ما مسلمانِ مذهبِ توایم

فداییانِ مکتب توایم

به قربانت یا امام هادی

******

ای سامرای تو بهشت دلها سرشته مهر تو در آب و گِلها

ای چراغِ ایمان یبن فاطمه عادتکَ الاحسان یبن فاطمه

ای آیه های انّا اَعطینا

یا ولی الله،اُنظر اِلینا

به قربانت یا امام هادی

دریافت سبک

امیر عباسی
*********************
دلا بیقراره ، این عطر بهاره ، که داره میاره
نسیم سعادت ، به هوای حضرت

امشب شب شوره ، موسم سروره ، عالم پره نوره
بخونید با شادی ، یا حضرت هادی

شرح زلفش بگید هزار قصیده
غزلهای ناب از نگاش چکیده
هادی آل فاطمه رسیده

خورشید هفت آسمون هم ، مات و مبهوت نگاته
می بری دل از دو عالم ، وقتی خنده رو لباته

——————————————-

ملائک رحمت ، با شوق زیارت ، دور سر حضرت
می سوزونن اسپند ، که می زنه لبخند

دورشو می گیرند ، هم به پاش اسیرند ، هم براش می میرند
بسکه دلربائه ، قبله‌ی دلائه

تو که آرامش دل جوادی
میخونه جبرئیل با شور و شادی
سرود میلاد تو رو یا هادی ، یا هادی

آرزو دارم ببینم ، باز دوباره سامراتو
می گیرم امشب برات ، طواف صحن و سراتو
سبک