اشعار ولادت حضرت عباس2

سرود

(به سبك ﺭﺏ ﺻﻞ ﻋﻠﻲ ﻣﺤﻤﺪ)

ﺳﺎﻗﻲ ﻛﻮﺛﺮ ﻣﺒﺎﺭﻙ ، ﺩاﺩﻩ ﺟﺎﻣﺖ ﺣﻲ ﺳﺮﻣﺪ

ﺑﻪ ﻗﻤﺮ ﮔﻮ رخ ﺑﭙﻮﺷﺪ ، ﻣﺎﻩ ﺑﻨﻲ ﻫﺎﺷﻢ ﺁﻣﺪ

ﺷﻘﺎﻳﻖ را ﺑﮕﻮ ، ﮔﻞ ﻳﺎﺱ ﺁﻣﺪﻩ

ﻣﺤﺒﺎﻥ ﺗﻬﻨﻴﺖ ، ﻛﻪ ﻋﺒﺎﺱ ﺁﻣﺪﻩ

ﺭﺏ ﺻﻞ ﻋﻠﻲ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ

اﺑﻮ ﻓﺎﺿﻞ ﻣﺪﺩ

******

ﺧﻨﺪﻩ ی اﻡ اﻟﺒﻨﻴﻦ و ، اﺷﻚ ﺣﻴﺪﺭ دﻳﺪﻧﻲ ﺑﻮﺩ

ﺑﻪ ﻓﻠﻖ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﻛﻪ رﻭﻱ ، ﺁﻥ ﻗﻤﺮ بوﺳﻴﺪﻧﻲ ﺑﻮﺩ

ﻣﻘﺎﻡ ﺩﺳﺖ او ، ﻧﺪاﺭﺩ ﺧﺎﺗﻤﻪ

ﭘﺪﺭ ﺑﻮﺳﺪ ﺑﻪ ﻣﻬﺪ ، ﺣﺴﻴﻦ در ﻋﻠﻘﻤﻪ

ﺭﺏ ﺻﻞ ﻋﻠﻲ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ

اﺑﻮ ﻓﺎﺿﻞ ﻣﺪﺩ

******

ﭘﺪﺭﺕ ﭼﺸﻢ ﺧﺪا و ﺗﻮ ﻋﻠﻲ ﺭا ﻧﻮﺭ ﻋﻴﻨﻲ

ﻫﻢ ﻋﻠﻤﺪاﺭ ﺣﺴﻴﻦ ﻫﻢ ﻛﺎﺷﻒ اﻟﻜﺮﺏ ﺣﺴﻴﻨﻲ

ﻣﻌﻂﺮ اﺯ ﺭﻭﻳﺖ ، ﮔﻞ اﻳﻤﺎﻥ ﺷﻮﺩ

ﻧﮕﺎﻫﻲ ﮔﺮ ﻛﻨﻲ ، ﺟﻬﺎﻥ ﺳﻠﻤﺎﻥ ﺷﻮﺩ

ﺭﺏ ﺻﻞ ﻋﻠﻲ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ

اﺑﻮ ﻓﺎﺿﻞ ﻣﺪﺩ

دریافت سبك

*** میثم مومنی نژاد ***

**********************

سرود

(به سبك ماه تابنده آرزومنده)

می رسه دریا می گیـره معنـا ادب و اخـلاص و وفا

شمیم احساس عطر و بوی یاس پیچیده تو عرش خدا

توی دست ستاره ظرف اسپنده

بین خورشید و صبح چشماش پیونده

نمی افته و ان یکاد از رو لبها

شبیـه ماهـه وقتـایی که می خـنده

خوب می دونند حاجت دارا خیلی لحظات حساسیه

وقتی که حـال و هـوای عرش خـدا امشـب عباسیه

میاد امشب یار حسین، می‌رسه دل و دلدار حسین

باوفـا تـرین سـردار حسـین ، یا عباس

می رسه مهتاب حسیـن، قرار دل بی‌تاب حسین

خورشید همه اصحاب حسین، یا عباس

******

شب مهتابی می شه بی تابی نصیب قلب عاشقا

شب اعجاز و شوق پرواز و آرزوی کرب و بلا

اون گدایی که آقاشو خوب می شناسه

می‌دونه که آخر جود و احساسه

دست خالی نمی رم امشب از خونه ش

دل تنـگم دخیـل کـف العبـاسـه

مثه خورشیده تا ابد توی دل ما عشق رایجه

آقای مهربونی که تا همیشه باب الحوائجه

مهربون و با کرمه ، پشت و پناه اهل حرمه

هم ساقیه هم صاحب علمه ، عباسه

می دونم ماه عالمین ، با کرامت اربابم حسین

می‌بره منـو بین الحـرمین ، عباسـه

دریافت سبك

*** یوسف رحیمی ***

**********************

سرود

(به سبک قد أفلح المؤمنون)

ماه بنی هاشمه، گل دو فاطمه

اون آقایی که باب الحوائج ماست

امید دل همـه ، سردار علقمه

امیر دلیر دشـت کرب و بلاسـت

خورشید از نگاهش رو می گیره    از نورش ماه آبرو می گیره

سـاقـیِ  بـاده ی  ازلیـه           بـازوهـاش بوسـه گـاه علـیه

ساقی و سردار حسین      ای بهترین یار حسین

تکیه گاه اهل حرم              تویی علمدار حسین

******

قبلـه ی اهـل یقـین ، یـل ام البنـین

مبهوته عالمی از شور و خروشش

کعبه ی عشق و ادب، تکسوار عرب

بیـرق اربـاب دیدینه رو دوشـش

امشب که بازم بیقراره دل             چشم دارم به دست ابوفاضل

هیئت که شمیم یاس می گیره    دستامو دست عباس می گیره

حاجت می خوایم از نگاهت    یا کاشف الکرب حسین

آروزی هر شب ماست                طواف بین الحرمین

دریافت سبک

*** یوسف رحیمی ***

**********************

 سرود

(به سبک صف می‌کشن برا)

اسپند می سوزونند ملائک    امشب با دیدن یه نگات

تـوی دل هـمه قـیامـت          کردی به پا با قدّ و بالات

آقا ، حضرت سقا ، به تلاطم می کشه دل دریا

تا ماه روی ، شما می شه کامل

ماهی ، نور نگاهی ، تکسوار کرب و بلای ارباب

دلمو دریاب ، تویی ابو فاضل

آره مجنونم ، آخه می دونم

از ازل نصیب ما بی دلی شد

جون من فدات، با یه نیم نگات

تا ابـد دلـم ابو فاضـلی شد

******

گلدسته هات مثه قامتت    رعنا و آسمونی شده

اسم تو ذکر روی لب        هر شیر و پهلوونی شده

عباس، خدای احساس، تویی تو باب الحوائج عالم

چشمة زمزم ، می جوشه از دستات

مردی، یل نبـردی، اسیر دسـت و بازوته رشـادت

کرده قیامت ، هیبت اون چشمات

مـاه علقمه ، گل فاطـمه

همـة دنیا حیرون خروشت

یل کربلا ، عشق مرتضی

پرچم کرب و بلا روی دوشت

دریافت سبک

*** یوسف رحیمی ***

**********************

 سرود

(به سبک تا چشای دلرباش)

قیامتیه به خدا ، قد و بالاش

علی می خونه إن یکاد ، با دیدن بازوهاش

پهلوونه دلیره علمـداره

تکسوار میدونه و سرداره

بـا ، قـد و بالای حیـدریش         آخـر پهلـوونیـه

نیست، هیچ کسی حریف نگاش   هیبتش آسمونیه

صاحب پرچمائه ، دلبر و دلربائه

ساقی کربلائه

******

قبلمونه اون گنبدای خدایی

ایشالا از ، لطفش می شیم ، دوباره کربلائی

عطر و بوی صحن حرم از یاسه

پهلـوون پهلـوونا عبـاسه

باز، یا کاشف الکرب حسین   شد ذکر لبهای همه

تا ، قیامته گلدسته هاش       سایه بونای علقمه

شجاعه و دلیره ، دلیر و بی نظیره

تو کربلا امیره

دریافت سبک

*** یوسف رحیمی ***

**********************

سرود

دوباره ، ستاره ، از آسمون داره می باره

مولد ، سعید ، وارث تیغ ذوالفقاره

شب نزول ، ماه زمینه

ولادت گل پسر ام بنینه (2)

از آسمون پولک و الماس

می ریزه رو گهواره ی عباس

یا ابوفاضل ابوفاضل

******

رحیمه ، عظیمه ، صاحب دستای کریمه

مثال ، مرتضی ،  عین صراط مستقیمه

تو عرصه ی جنگ ، شاه دلاور

ای پسر مؤدب حضرت حیدر (2)

دل دیوونم می خونه بسیار

کشته منو عشق علمدار

یا ابوفاضل ابوفاضل

******

نوشته ، فرشته ، که ذکر تو رمز بهشته

کنار ، جمالت ،  قشنگی های دنیا زشته

شجاعت تو ، زبانزد ماست

یاد تو شادیِ دل مهدی زهراست (2)

برا عاشقا اسم تو مشقه

بهشت چیه ، حرمتو عشقه

یا ابوفاضل ابوفاضل

دریافت سبک

*** محمد مهدی روحی ***

**********************

 شور

دلبر دلها اباالفضل    سرور و آقا اباالفضل

ای عزیز قلب زهرا     ماه دل آرا اباالفضل

صاحب پرچم ، ساقی علقم ، اباالفضل

یل حسینی ، دلبر عالم ، اباالفضل

یا ابوفاضل اباالفضل

******

پادشه   عالمینی     فاطمه را نور عینی

تو گل ام البنینی    ارتش ارباب حسینی

مژده که آمد ، حضرت سقا ، اباالفضل

چهارم شعبان ، آمده دنیا ، اباالفضل

یا ابوفاضل اباالفضل

******

ای گل رضوان اباالفضل   ساقی عطشان اباالفضل

نیّر شاه ولایت                  ماه درخشان اباالفضل

آمده امشب ، پسر حیدر ، اباالفضل

خرم و روشن ، چشم حسین بر ، اباالفضل

یا ابوفاضل اباالفضل

دریافت سبک

*** نوید اطاعتی ***

**********************

سرود

(به سبک اومده سُرور قلب)

شده زینت با گل و نور و چراغ ، آسمون و زمین

چونکه اومده علمدار حسین ، گل امّ البنین

گل بریزد با شوق جلی    بر قدوم عباّس علی

اومده یار ولایت     گل گلزار ولایت

سیّدی مولا ابالفضل

******

اونکه بوده پسر شیر خدا ، عزّت عالمین

از همون اوّلشم با یک نگاه ، برده دل از حسین

بوده از روز ولادتش       مست صهبای ولایتش

اون علمدار حسینه    همیشه یار حسینه

سیّدی مولا ابالفضل

******

می خونه میون گهواره همش ، شعر سرفرازی

کِی به زیبایی ِ صوتش میرسه ، نغمه ی حجازی

حمد و قدر ونور و کوثره      فانی ِ عشق ِ برادره

یکّه تاز عالمینه     او فناء ِ فی الحسینه

سیّدی مولا ابالفضل

دریافت سبک

*** امیر عباسی ***

**********************

سرود

نور افشان شده رخسار ماه امّ بنین

نوزادی که به زیبایی بی مثل است و قرین

آمد آینه ی حیدر      باده نوش مِی کوثر

یار عترت پیغمبر    علمدار حسین

جلوه حیّ احد ، نور الله الصّمد

یا ابوفضل مدد ، یا ابوفاضل

یا ابوفاضل مدد ، یا ابوفاضل

******

آمد روح و صفا بخش گلستان علی

عیدی ما همه میگیریم از دستان علی

نور حیّ جلی مولا   محبوب ازلی مولا

عباس بن علی مولا  جان اهل ولا

عرش حق را قائمی ، ای عزیز فاطمی

ماه آل هاشمی ، یا ابوفاضل

یا ابوفاضل مدد ، یا ابوفاضل

******

در گلزار خوش عصمت داری بوی حسین

از اوّل شده ای مَحو ، ماه روی حسین

گفته مادر تو بر تو       ای نور دلم عباسم

هستی در همه ی دوران عبد کوی حسین

در حریم سَروَری ، منصبت شد نوکری

بر حسین بن علی ، یوسف زهرا

یا ابوفاضل مدد ، یا ابوفاضل

دریافت سبک

*** امیر عباسی ***

**********************

سرود

دل تمام عالم ، به عشق او مُحرم شد

میلاد نورانی ، ماه بنی هاشم شد

روشنی هردلی    به علی حاصلی

تو ابوفاضلی      یبن الحیدر

خوش آمدی یبن الحیدر

******

تو از دم ولادت ، محو جمال یاری

معتکف و دربند ، ماه رخ دلداری

ای پسر مهجبین    قمر بی قرین

گل امّ البنین        یبن الحیدر

خوش آمدی یبن الحیدر

******

شده ، الا ای آنکه ، تو مَحرَم هر رازی

به وادی ثارالله ، نصیب تو جانبازی

صاحب جام ولا     مس ما کن طلا

ساقی کرببلا      یبن الحیدر

خوش آمدی یبن الحیدر

دریافت سبک

*** امیر عباسی ***

**********************

سرود – شور

آیات کرم را دگر ایّام نزول است

میلاد سه دسته گل گلزار رسول است

نور سه ولادت ، تابیده به دلها

چشمان تو روشن ، یا امّ ابیها

یا زهرا یا زهرا

******

اشک شعف حوریه جاری ز دوعین است

میلاد ابوفاضل و میلاد حسین است

تبریکِ دو عالم      با گرمی آوا

بر امّ بنین و     بر حضرت زهرا

یا زهرا یا زهرا

******

با طلعت پیغمبری و حُسن خداداد

آمد به جهان روح دعا حضرت سجّاد

از بهر عنایت ، با نور هدایت

زد غنچه گل تو ، در باغ ولایت

یا زهرا یا زهرا

******

ای کاش دهم جان ، به غم خفته به سینه

یا علقمه ، یا کرببلا ، یا به مدینه

باشد غم من از ، این بار گناهم

مجنون حسینم ، با روی سیاهم

یا زهرا یا زهرا

دریافت سبک

*** امیر عباسی ***

**********************

سرود

بر سپهر دین آمده مهتاب زاده حیدر ، یاور ارباب

ماه بی مثل و قرین ابوفاضل لاله ی امّ بنین ابوفاضل

در معرفت سر آمدی یا ابالفضل خوش آمدی

مهربان یار حسین بن علی     یار و دلدار حسین بن علی

جان ما فدای راه عشق تو      ای علمدار حسین بن علی

ای عزیز فاطمه یا ابالفضل

******

در حریم راز ، او حسینی بود از همان آغاز ، او حسینی بود

آمده که جان به راه او دهد سر به خاک مقدم دلبر نهد

بوسد پدر ماه رویش چشمان و دست و بازویش

آمده میر سپاه ثارالله              آمده گرمی آه ثارالله

آمده که در نبرد عاشورا     جان کند فدای راه ثارالله

ای عزیز فاطمه یا ابالفضل

******

ما که روی لب زمزمه داریم حاجت صحن علقمه داریم

ای محافظ حریم آلُ الله بانی دست کریم آلُ الله

با تیغت ای ، کوه غیرت کم کن روی ، وهّابیت

عالمی تحت لوایت یا عباس        جان شیعه به فدایت یا عباس

کی شود که یک شب جمعه شویم         زائر کرببلایت یا عباس

ای عزیز فاطمه یا ابالفضل

دریافت سبک

*** امیر عباسی ***

**********************

سرود ، شور ولادت حضرت عباس(ع)

شور

بدتر از هميشه مستم – زده ام جام اباالفضل

ديوونه تز ار هميشه – مي برم نام اباالفضل

امير علقه – عزيز فاطمه – علمدار حسين

گل گلزار دين – يل ام البنين – هوادار حسين

ابوفاضل مدد

مي خونم تو اوج مستي – لب دريا ، لب تشنه

آخر وفائي عباس ، بخدا آقائي عباس

بيا آقا بزن با دم تيغت – قلبم و بشكاف

چيزي نيست كه برم – به هواي تو – تا قله قاف

ابوفاضل مدد

با خودم يه عهدي بستم – دم سقاخونه تو

بمونم تا آخر عمر – عاشق و ديوونه تو

تموم زندگيم – سند خورده يه جا – به نام عباس

نفس نفس مي خونم – از ته قلبم – با همه احساس

ابوفاضل مدد

مجيد احدزاده

دريافت سبك

***************

سرود

دلبر دلبرايي اباالفضل

ساقي كربلايي اباالفضل

يار مشكل گشايي اباالفضل

يا اباالفضل اباالفضل اباالفضل

ماه گردون خجل شد ز رويت

شانه زينب كشيده به مويت

روز و شب مي كنم گفتگويت

يا اباالفضل اباالفضل اباالفضل

تو گرفتار موي حسيني

عاشق ماه روي حسيني

مست جام زسبوي حسيني

يا اباالفضل اباالفضل اباالفضل

موج غم را تو هستي سفينه

مي زنم سنگ عشقت به سينه

كن نگاهم به جان سكينه

يا اباالفضل اباالفضل اباالفضل

شد همه هستي ما ز هستت

شد علي مست چشمان مستت

بوسه مي گيرد از هر دو دستت

يا اباالفضل اباالفضل اباالفضل

تو گل سرخ ام البنيني

تو مرا دلبر و نازنيني

تو كمان ابرو و مه جبيني

يا اباالفضل اباالفضل اباالفضل

علقمه عطر سقا گرفته

علقمه هستي هستي ما گرفته

علقمه بوي زهرا گرفته

يا اباالفضل اباالفضل اباالفضل

مي برم هركجا نام عباس

پركشد دل روي بام عباس

مست مستم من از جام عباس

يا اباالفضل اباالفضل اباالفضل

سيدمحسن حسيني

دريافت سبك

******************

سرود

اي هستي ام البنين – تويي نگار نازنين

خوش آمدي خوش آمدي خوش آمدي يا عباس

مه شد خجل از روي او – اي شام قدرم موي او

شد ساقي كوثر علي – سرمست عطر و بوي او

***

اي ساقي كرببلا – اي دلبر مشكل گشا

خوش آمدي خوش آمدي خوش آمدي يا عباس
تويي علمدار حسين – شمع شب تار حسين

منم گرفتار تو و – تويي گرفتار حسين

***

ماه بني هاشم تويي – ذكر لبم دائم تويي

خوش آمدي خوش آمدي خوش آمدي يا عباس
اگر كه تو شناسيم – سرتا به پا احساسيم

با عالمي گفتم كه من – عباسيم عباسيم

***

تو جان به صحرا مي دهي – تو بوي زهرا مي دهي
خوش آمدي خوش آمدي خوش آمدي يا عباس
اي نور چشمان همه – دارم به لبها زمزمه

دلم شب ميلاد تو – كرده هواي علقمه

***

اي ساقي خشكيده لب – تويي خداوند ادب

خوش آمدي خوش آمدي خوش آمدي يا عباس

همه به گفتگوي تو – دل پركشيده سوي تو

زينب كشد شب تا سحر – شانه به تار موي تو

سيد محسن حسيني

دريافت سبك

*************************

سرود ولادت امام حسين و حضرت عباس (ع)

حاجت ماباشدامشب باحسين وبا ابوالفضل

هركجا ذكر لب ما، ياحسين و يا ابوالفضل

رسيده عيد ما ، مَه وخورشيد ما

ابوالفضل وحسين ، همه اُمّيد ما

حسين ياسيّدي ، حسين ياسيّدي(2)

تهنيت يا حضرت زهرا، رسيده نور عينت

چشم توروشن زميلادابوالفضل وحسينت

نيازم روي او، نمازم سـوي او

دراين عالم بود، بهشتم كوي او

حسين ياسيّدي ، حسين ياسيّدي(2)

رونماي ماه وخورشيد آيت الكرسي بخوانيد

امشب ازمولا اميـرالمؤمنين عيـدي ستانيد

دوعالم منجلي، به اين ذكرجلي

هزاران تهنيت، به زهـرا و علي

حسين ياسيّدي، حسين ياسيّدي(2)

يك طرف بردوش زهرا، رونماآن شاه دين شد

يك طرف درغرق شادي، حضرت ام البنين شد

يكي تاج سـر است،اميـر لشكر است

يكي مولا حسين ،كه جان حيدر است

حسين يا سيّدي، حسين ياسيّدي(2)

از جنان هم با صفا تر، باشد ايوان طلايش

انبياء هر شـام جمعه، زائر كرب و بلايش

دلم بيمـار او، ذليل و زار او

خدايا كي شوم ،شبي زوّار او

حسين ياسيّدي،حسين ياسيّدي(2)

يوسف حق پرست(غريب)

دریافت سبک
********************
سرود

حسين با شادي مي خونه(عباس رسيده)

شب ميلاد پهلوونه (عباس رسيده)

تاي حسينه همپاي حسينه

اين در دوعالم سقاي حسينه

مي زنه امير عالم – بوسه بر دست ابالفضل

جن و آدم و فرشته – همگي مست ابالفضل

ياور و يار حسينه

اين علمدار حسينه

دل و دلدار حسينه

*********

دواي هر دردي اومد (عباس رسيده)

اصل جوانمردي اومد (عباس رسيده)

اين شرزه شيره بر دلها اميره

قلب دوعالم تو پنجش اسيره

پيش بچه هاي زهرا – بي اجازه نمي شينه

شير شير خدا و – يل ام البنينه

اين هوائي حسينه

اين فدائي حسينه

كربلائيه حسينه

*********

قبول كني ديونتم (آقام ابالفضل)

اسير سقاخونتم (آقام ابالفضل)

سيم قلبمو هميشه – ميكنم به دست تو وصل

كرده ام زندگيمو – بيمه عمر ابالفضل

همه مي گن آقايي تو

قربون صفات حسين جان

جون من فدات حسين جان

مجید احدزاده

دریافت سبک
*******************
سرود

يارو علمدار و سقا اومد – پهلوون پهلوونا اومد

آسمون خيره به ماه روشه

حاتم طايي گداي روشه

بوسه هاي علي روبازوشه

ابوفاضل مددي يا مولا

بخدا عشقش به تموم دنيا مي ارزه

تا نامش مياد تن پهلوونا مي لرزه

علقمه عشقشو احساس كرده

هستي شو هديه به عباس كرده

ابوفاضل مددي يا مولا

بخدا سرتاپا حسينه عباس – حرفش همش يا حسينه عباس

معني همت و غيرت اومد

صاحب دست شفاعت اومد

جلوه ناب رشادت اومد

ابوفاضل مددي يا مولا

اگه كه توي دنيا يه حسين هم بياد

ديگه هيچ برادري مثل عباس نمياد

بنده ان مردم و عباس مولاست

اولين زائر عباس زهراست

ابوفاضل مددي يا مولا

نام ابالفضل شور آفرينه – تك يل حضرت ام البنينه

حيدر حيدر ارباب اومد

صاحب سنگر ارباب اومد

اميد خواهر ارباب اومد

ابوفاضل مددي يا مولا

مجيد احدزاده

دريافت سبك
***********************
سرود

اومده اونكه گرافتار حسينه

گل لبخند رخساره حسينه

شب ميلاد علمداره حسينه

بوسه زد علي به دستش – شده محو چشم مستش

(هستيه هستي همه فداي هستش)2

زندگي بي عشق تو برام (حرومه)3

اگه بي تو بمونم كارم (تمومه) 3

(عشق تو براي من ختم كلومه)2

(يا اباالفضل ياابا الفضل ياابا الفضل)
نجل ختم المرسليني ، يا اباالفضل

همچو حيدر شه ديني ، يا اباالفضل

تو گل ام البنيني ، يا اباالفضل

از ميان گاهواره – كرده اي با صد اشاره

بر رخ حسين نظاره2

مثل تو كسي توي دنيا (نديده)3

نه كسي ديده و نه كسي (شنيده)3

(براي حسين خدا تورو آفريده) 2
(يا اباالفضل ياابا الفضل ياابا الفضل)

مجيد احدزاده

دريافت سبك

****************

شور

دلبر دلها اباالفضل سرور و آقا اباالفضل

ای عزیز قلب زهرا ماه دل آرا اباالفضل

صاحب پرچم ، ساقی علقم ، اباالفضل

یل حسینی ، دلبر عالم ، اباالفضل

یا ابوفاضل اباالفضل

******

پادشه عالمینی فاطمه را نور عینی

تو گل ام البنینی ارتش ارباب حسینی

مژده که آمد ، حضرت سقا ، اباالفضل

چهارم شعبان ، آمده دنیا ، اباالفضل

یا ابوفاضل اباالفضل

******

ای گل رضوان اباالفضل ساقی عطشان اباالفضل

نیّر شاه ولایت ماه درخشان اباالفضل

آمده امشب ، پسر حیدر ، اباالفضل

خرم و روشن ، چشم حسین بر ، اباالفضل

یا ابوفاضل اباالفضل

دریافت سبک

نوید طاعتی

 ***********************

سرود

(به سبک قد أفلح المؤمنون)

ماه بنی هاشمه، گل دو فاطمه

اون آقایی که باب الحوائج ماست

امید دل همـه ، سردار علقمه

امیر دلیر دشـت کرب و بلاسـت

خورشید از نگاهش رو می گیره از نورش ماه آبرو می گیره

سـاقـیِ بـاده ی ازلیـه بـازوهـاش بوسـه گـاه علـیه

ساقی و سردار حسین ای بهترین یار حسین

تکیه گاه اهل حرم تویی علمدار حسین

******

قبلـه ی اهـل یقـین ، یـل ام البنـین

مبهوته عالمی از شور و خروشش

کعبه ی عشق و ادب، تکسوار عرب

بیـرق اربـاب دیدینه رو دوشـش

امشب که بازم بیقراره دل چشم دارم به دست ابوفاضل

هیئت که شمیم یاس می گیره دستامو دست عباس می گیره

حاجت می خوایم از نگاهت یا کاشف الکرب حسین

آروزی هر شب ماست طواف بین الحرمین

 دریافت سبک

یوسف رحیمی

******************** 

سرود

دوباره ، ستاره ، از آسمون داره می باره

مولد ، سعید ، وارث تیغ ذوالفقاره

شب نزول ، ماه زمینه

ولادت گل پسر ام بنینه (2)

از آسمون پولک و الماس

می ریزه رو گهواره ی عباس

یا ابوفاضل ابوفاضل

******

رحیمه ، عظیمه ، صاحب دستای کریمه

مثال ، مرتضی ، عین صراط مستقیمه

تو عرصه ی جنگ ، شاه دلاور

ای پسر مؤدب حضرت حیدر (2)

دل دیوونم می خونه بسیار

کشته منو عشق علمدار

یا ابوفاضل ابوفاضل

******

نوشته ، فرشته ، که ذکر تو رمز بهشته

کنار ، جمالت ، قشنگی های دنیا زشته

شجاعت تو ، زبانزد ماست

یاد تو شادیِ دل مهدی زهراست (2)

برا عاشقا اسم تو مشقه

بهشت چیه ، حرمتو عشقه

یا ابوفاضل ابوفاضل

 دریافت سبک

یوسف رحیمی

***********************

سرود

نور افشان شده رخسار ماه امّ بنین

نوزادی که به زیبایی بی مثل است و قرین

آمد آینه ی حیدر باده نوش مِی کوثر

یار عترت پیغمبر علمدار حسین

جلوه حیّ احد ، نور الله الصّمد

یا ابوفضل مدد ، یا ابوفاضل

یا ابوفاضل مدد ، یا ابوفاضل

******

آمد روح و صفا بخش گلستان علی

عیدی ما همه میگیریم از دستان علی

نور حیّ جلی مولا محبوب ازلی مولا

عباس بن علی مولا جان اهل ولا

عرش حق را قائمی ، ای عزیز فاطمی

ماه آل هاشمی ، یا ابوفاضل

یا ابوفاضل مدد ، یا ابوفاضل

******

در گلزار خوش عصمت داری بوی حسین

از اوّل شده ای مَحو ، ماه روی حسین

گفته مادر تو بر تو ای نور دلم عباسم

هستی در همه ی دوران عبد کوی حسین

در حریم سَروَری ، منصبت شد نوکری

بر حسین بن علی ، یوسف زهرا

یا ابوفاضل مدد ، یا ابوفاضل

دریافت سبک

امیر عباسی

**********************

سرود

دل تمام عالم ، به عشق او مُحرم شد

میلاد نورانی ، ماه بنی هاشم شد

روشنی هردلی به علی حاصلی

تو ابوفاضلی یبن الحیدر

خوش آمدی یبن الحیدر

******

تو از دم ولادت ، محو جمال یاری

معتکف و دربند ، ماه رخ دلداری

ای پسر مهجبین قمر بی قرین

گل امّ البنین یبن الحیدر

خوش آمدی یبن الحیدر

******

شده ، الا ای آنکه ، تو مَحرَم هر رازی

به وادی ثارالله ، نصیب تو جانبازی

صاحب جام ولا مس ما کن طلا

ساقی کرببلا یبن الحیدر

خوش آمدی یبن الحیدر

دریافت سبک

 امیر عباسی

************************

سرود

بر سپهر دین آمده مهتاب زاده حیدر ، یاور ارباب

ماه بی مثل و قرین ابوفاضل لاله ی امّ بنین ابوفاضل

در معرفت سر آمدی یا ابالفضل خوش آمدی

مهربان یار حسین بن علی یار و دلدار حسین بن علی

جان ما فدای راه عشق تو ای علمدار حسین بن علی

ای عزیز فاطمه یا ابالفضل

******

در حریم راز ، او حسینی بود از همان آغاز ، او حسینی بود

آمده که جان به راه او دهد سر به خاک مقدم دلبر نهد

بوسد پدر ماه رویش چشمان و دست و بازویش

آمده میر سپاه ثارالله آمده گرمی آه ثارالله

آمده که در نبرد عاشورا جان کند فدای راه ثارالله

ای عزیز فاطمه یا ابالفضل

******

ما که روی لب زمزمه داریم حاجت صحن علقمه داریم

ای محافظ حریم آلُ الله بانی دست کریم آلُ الله

با تیغت ای ، کوه غیرت کم کن روی ، وهّابیت

عالمی تحت لوایت یا عباس جان شیعه به فدایت یا عباس

کی شود که یک شب جمعه شویم زائر کرببلایت یا عباس

ای عزیز فاطمه یا ابالفضل

دریافت سبک

 امیر عباسی

*******************

سرود

(به سبک صف می‌کشن برا)

اسپند می سوزونند ملائک امشب با دیدن یه نگات

تـوی دل هـمه قـیامـت کردی به پا با قدّ و بالات

آقا ، حضرت سقا ، به تلاطم می کشه دل دریا

تا ماه روی ، شما می شه کامل

ماهی ، نور نگاهی ، تکسوار کرب و بلای ارباب

دلمو دریاب ، تویی ابو فاضل

آره مجنونم ، آخه می دونم

از ازل نصیب ما بی دلی شد

جون من فدات، با یه نیم نگات

تا ابـد دلـم ابو فاضـلی شد

******

گلدسته هات مثه قامتت رعنا و آسمونی شده

اسم تو ذکر روی لب هر شیر و پهلوونی شده

عباس، خدای احساس، تویی تو باب الحوائج عالم

چشمة زمزم ، می جوشه از دستات

مردی، یل نبـردی، اسیر دسـت و بازوته رشـادت

کرده قیامت ، هیبت اون چشمات

مـاه علقمه ، گل فاطـمه

همـة دنیا حیرون خروشت

یل کربلا ، عشق مرتضی

پرچم کرب و بلا روی دوشت

دریافت سبک

یوسف رحیمی

**********************

سرود

(به سبک تا چشای دلرباش)

قیامتیه به خدا ، قد و بالاش

علی می خونه إن یکاد ، با دیدن بازوهاش

پهلوونه دلیره علمـداره

تکسوار میدونه و سرداره

بـا ، قـد و بالای حیـدریش آخـر پهلـوونیـه

نیست، هیچ کسی حریف نگاش هیبتش آسمونیه

صاحب پرچمائه ، دلبر و دلربائه

ساقی کربلائه

******

قبلمونه اون گنبدای خدایی

ایشالا از ، لطفش می شیم ، دوباره کربلائی

عطر و بوی صحن حرم از یاسه

پهلـوون پهلـوونا عبـاسه

باز، یا کاشف الکرب حسین شد ذکر لبهای همه

تا ، قیامته گلدسته هاش سایه بونای علقمه

شجاعه و دلیره ، دلیر و بی نظیره

تو کربلا امیره

دریافت سبک

یوسف رحیمی

اشعارو ولادت حضرت عباس (ع)

باید حسین دم بزند از فضائلت
وقتی حسینی است تمام خصائلت
تعبیرهای ما همه محدود و نارساست
در شرح بی کرانی اوصاف کاملت
بی شک در آن به غیر جمال حسین نیست
آئینه ای اگر بگذاری مقابلت
ای کاشف الکروب عزیزان فاطمه
غم می بری ز قلب همه با شمائلت
در آستانه تو گدایی بهانه است
دلتنگ دیدن تو شده باز سائلت
با زورق شکستة دل سال های سال
پهلو گرفته ایم حوالی ساحلت
بی شک خدا سرشته تو را از گل حسین
سقای با فضیلت و دریا دل حسین
تو آمدی و روشنی روز و شب شدی
از جنس نور بودی و زهرا نسب شدی
در قامتت اگرچه قیامت ظهور داشت
الگوی بندگی و وقار و ادب شدی
هم چشمهای روشنت آئینة رجاست
هم صاحب جلال و شکوه و غضب شدی
باید که ذوالفقار حمایل کنی فقط
وقتی که تو به شیر خدا منتسب شدی
در هیبت و رشادت و جنگاوری و رزم
تو اسوة زهیر و حبیب و وَهب شدی
در دست تو تلاطم شمشیر دیدنی ست
فرزند لافتایی و شیر عرب شدی
فرماندة سپاهی و آب آور حسین
ای نافذ البصیره ترین یاور حسین
بی شک تو صبح روشن شبهای تیره ای
خورشیدی و به ظلمت این شام چیره ای
تسخیر کرده جذبة چشم تو ماه را
بی‌خود که نیست تو قمر این عشیره ای
عصمت دخیل تار عبای تو از ازل
جز بندگی ندیده کسی از تو سیره ای
قدر تو را کسی نشناسد در این مقام
وقتی برای امر شفاعت ذخیره ای
ما را بس است وقت عبور از پل صراط
از تار و پود بیرق تو دستگیره ای
چشم امید عالم و آدم به دست توست
باب الحسین هستی و پرچم به دست توست
فردوس دل همیشه اسیر خیال توست
حتی نگاه آینه محو جمال توست
تو ساقی کرامت و لطف و اجابتی
این آب نیست زمزمه های زلال توست
ایثار و پایمردی و اوج وفا و صبر
تنها بیان مختصری از کمال توست
در محضر امام تو تسلیم محضی و
والاترین خصائل تو امتثال توست
فردا همه به منزلتت غبطه می خورند
فردا تمام عرش خدا زیر بال توست
باب الحوائجی و اجابت به دست تو
تنها بخواه، عالم هستی مجال توست
ای آفتاب علقمه: روحی لک الفدا
ای آرزوی فاطمه: روحی لک الفدا
ای آفتاب روشن شبهای علقمه
سرو رشید خوش قد و بالای علقمه
داده ست مشک تشنة تو آب را بها
ای آبروی آب، مسیحای عقلمه
وقتی که چند موج علیل شریعه را
کرده ست خاک پای تو دریای علقمه
لب تشنة زیارت لبهات مانده است
آری نگفته ای به تمنای علقمه
امروز دستهای تو افتاد روی خاک
تا پا بگیرد از دل صحرای علقمه
با وعده های مادرت آسوده خاطریم
چشم امید ماست به فردای علقمه
این عطر یاس حضرت زهراست می وزد
از سمت کربلای تو ، سقای علقمه
شبهای جمعه نالة محزون مادری
می آید از حوالی دریای علقمه
ام البنین و فاطمه با قامتی کمان
اینجا نشسته اند و شده آب روضه خوان
فرصت نداد تا که لبی تر کند گلو
دارد به دست، ماه حرم، مشک آرزو
می آید از کنار شریعه شهاب وار
بسته ست راه را به حرم لشکر عدو
طوفان تیر می وزد از بین نخلها
حالا شنیدنی شده با مشک گفتگو:
« بسته ست جان طفل صغیری به جان تو
تو مشک آب نه که تویی جام آبرو
ای مشک جان من به فدای سر حسین
اما تو آب را برسان تا خیام او »
اما شکست ساغر و ساقی ز دست رفت
جاری ست خون ز بادة چشمش سبو سبو
با مشک پاره پاره به سوی حرم نرفت
تا با امام خود نشود باز رو برو
تنها پناه اهل حرم بر نگشته است
می بارد از نگاه سکینه : عمو عمو
در خیمه اوج بی کسی احساس می شود
خورشید نیزه ها سر عباس می شود

يوسف رحيمي

************

امشب برای فاطمه گوهر رسیده است
شادی به قلب و جان پیمبر رسیده است
حیدر نظاره كن كه دلبر رسیده است
مژده بده حسن برادر رسیده است

كوری چشم دشمن زهرا و مرتضی
حالا دوباره فاطمه مادر شده خدا

او آمده تا كه خدایی كند مرا
مشغول كسب و كار گدایی كن مرا
بال و پرم دهد هوایی كند مرا
امشب زلطف كرببلایی كند مرا

او امده تا كه مرا مبتلا كند
عاشق ترین گدا كند و پر بها كند
ای مدعی جذبه ی روحانی اش ببین
بالاترین رتبه ی عرفانی اش ببین
از كودكی قاری قرانی اش ببین
عشاق این قبیله ی سلمانی اش ببین

مجنون اگر كه خواستی ز ایرانی اش بخوان
اسلام ما همه زمسلمانی اش بدان

این بزم عیش بایم چه عالی است
اینقدر عالی است كه گویا خیالی است
فطرس به گریه گفت كه بالم چه بالی است !
جایش چقدر خواهر ارباب خالی است

این بزم عیش بی می و ساغر نمی شود
كامل بدون تك یل حیدر نمی شود

آن تك یلی كه علمدار كربلاست
ساقی خیمه ها و سپهدار كربلاست
امید بچه هاست و سردار كربلاست
عشق حسین و زینب و غمخوار كربلاست

از مادر ادب ادب آفریده اند
یك بار جز احد ز او كی شنیده اند *

وقتی رسید شادی به این انجمن رسید
پایان غصه و درد و محن رسید
خنده به لبهای حسین و حسن رسید
حیدر به غمزه گفت – عجب …مثل من رسید !

سائل بیاورید كرم بی حساب شد
دوران مستی و می و جام و شراب شد

كودك كه در خانه ی مولا بزرگ شد
با مهر و حب حضرت زهرا بزرگ شد
تحت تعلم حسنین تا بزرگ شد
شیری برای روز مبادا بزرگ شد

مشكی به دوش گرفت و به آب زد
مرحم به زخم های وجود رباب زد

رفت و نیامد و به حرم التهاب شد
رویای اب بود كه دیگر سراب شد
با تیر حرمله علی اش تا كه خواب شد
شرمنده از خجالت او افتاب شد

حالا حسین یكه و تنها و دشمنان
صحبت ز سنگ های زمخت و سر سنان

مظلوم واقع شد عاقبتش هم غریب شد
عیسای خانواده شد و بر صلیب شد
در سجدههای عاشقی خدالتریب شد
جرمش چه بود حسین كه شیب الخضیب شد ؟

زینب كه بعد از او پیام اورش شده
یك شیرزن كه یك تنه خود لشگرش شده

((حقش نبود كعبه ی نیلوفرش كنند))
در طول آن سفر مدام مضطرش
یكباره بی برادر و بی معجرش كنند
بر نیزه سایه ی بالا سرش كنند

ياسرمسافر

************

عشق تکرار آدم و حواست
سیب ممنوعۀ بهشت خداست
عشق یک واژه جدیدی نیست
سرنوشت قدیمی دنیاست
مثل یک ماه اول ماه است
گاه پیدا و گاه نا پیداست
نسل ما نسل عاشق اند اصلاً
عاشقی شغل خانوادۀ ماست
عشق مشق شب بزرگان است
مثل سجاده ای که رو به خداست
مشق این روزگار اباالفضل است
صد و سی و سه بار اباالفضل است
آسمان جلوه ای اگر دارد
از نماز شب قمر دارد
شب میلاد تو همه دیدند
نخل ام البنین ثمر دارد
آمدی و حسین قادر نیست
از نگاه تو چشم بر دارد
كوری چشم ابتران حسود
چقدر فاطمه پسر دارد
ای رشید علی نظر نخوری
شهر چشمان خیره سر دارد
باب حاجات، كعبه ی خیرات
بر تو و قد و قامتت صلوات
ای نسیم پر از بهار علی
ماه در گردش مدار علی
چقدر مشكل است تشخیصت
تا كه تو می رسی كنار علی
با تو یك رنگ دیگری دارد
شجره نامه ی تبار علی
دومین حیدر ابوطالب
صاحب غیرت و وقار علی
به شما می رسد ذخیرۀ طف
همۀ ارث ذوالفقار علی
ای علمدار و سر پناه حسین
حضرت حمزه ی سپاه حسین
خشکسال قدیم دنیا من
جستجوهای پشت دریا من
تو بر این خاك ها بكش دستی
اگر این خاك زر نشد با من
سر سال است مرد مسكینم
مكش از دست خالیم دامن
چقدر فاصله است ای دریا
از مقام ظهور تو تا من
تو بزرگ قبیله ی آبی
تو غدیری، فراتی اما من
خشكسالم، كویر بی آبم
روزگاری است تشنه میخوابم
كمرت جایگاه شمشیر است
لب تو جایگاه تكبیر است
سر ما را بزن همین امروز
صبح فردا برای ما دیر است
هیچ كس رو به روت نیست مگر
آن كسی كه ز جان خود سیر است
سیزده ساله حیدری كردی
پسر شیر بیشه هم شیر است
گیرم افتاده است روی زمین
دست تو باز هم علمگیر است
پسر شاه لافتی عباس
ای جوانی مرتضی عباس
از نگاه كبوتری وارم
به مقام تو غبطه می بارم
سر من را اگر بگیری باز
به دو ابروی تو بدهكارم
ارمنی هم اگر حساب كنی
دست از تو بر نمی دارم
بده آن مشك پاره ی خود را
تا برای خودم نگهدارم
بی سبب نیست گریه ی چشمم
حسرت صبح علقمه دارم
با تمامی شور و احساسم
آرزومند كف العباسم
زلف ما را ز مشك وا نكیند
لب ما را از آن جدا نكنید
پای ما را به جان خالی مشك
در حریم فرات وا نكنید
دست بر زیرتان نمی آرد
آب ها این همه دعا نكنید
تیرها روی این تن زخمی
خودتان را به زور جا نكنید
تازه طفل رباب خوابیده
جان آقا سر و صدا نكنید
تا كه از مشك پاره آب چكید
رنگ از چهره ی رباب پرید

علي اكبر لطيفيان

************

ای نخل ادب ثمر مبارک
وی بحر شرف گهر مبارک
ای شمس ولا قمر مبارک
ای طور علی شجر مبارک
ای عشق و وفا پدر مبارک
ای شیر خدا پسر مبارک
میلاد حسین دیگر آمد
الحق که دوباره حیدر آمد
این کیست؟ برادر حسین است
این شیر دلاور حسین است
این پاره ی پیکر حسین است
این ساقی ساغر حسین است
این روح مطهر حسین است
فرمانده ی لشکر حسین است
این ماه امیرمؤمنین است
این صورتِ صورت آفرین است
حیدر گل و این پسر گلاب است
مه بر سرِ دستِ آفتاب است
از نور به صورتش نقاب است
سر تا به قدم ابوتراب است
سردار رشید انقلاب است
در دست پدر به پیچ و تاب است
اشکش همه جاری از دو عین است
چشمش همه حال بر حسین است
شیرین لب و شور آفریده
از دیده و دست، دل بریده
مرغ دلش از قفس پریده
آوای حسین را شنیده
خون در دل و اشک در دو دیده
پیراهن صبر را دریده
آهنگ وصال یار دارد
با خون خدا قرار دارد
آغوش علی بود مقامش
از حضرت فاطمه سلامش
ما سائل و او کرم مرامش
او ساقی و چشم ماست جامش
عشق و ادب و وفاست نامش
بگرفت چو در بغل امامش
دیدند دو مهر منجلی را
رخسار محمد و علی را
عباس همان عزیز زهراست
عطشان لب او هیشه دریاست
او ماه ستارگان صحراست
فرمانده و پاسدار و سقاست
دور از شهدا اگر چه تنهاست
تا حشر، چراغ انجمن هاست
دل، مُشت گِلی ز کربلایش
جان، زائر گنبد طلایش
دریا چو کَفَش کَرم ندارد
بی او که حرم حَرم ندارد
اسلام به کف عَلَم ندارد
تا هست، حسین غم ندارد
در بین سپاه، کَم ندارد
باک از عرب و عجم ندارد
او شیر خدای را بود شیر
فرزند کرامت است و شمشیر
ای حیدر حیدر ولایت
ای صاحب سنگر ولایت
ای حامی و یاور ولایت
سر لشکر بی سر ولایت
فرزند و برادر ولایت
عباسِ دو مادر ولایت
تو چار امام را معینی
از روز نخست یار دینی
ماه شهدا به نی سر توست
قرآن حسین پیکر توست
باب همه انبیاء درِ توست
آغوش حسین سنگر توست
دریا نگهش به ساغر توست
خون گلوی تو کوثر توست
سردار سپاه دین به هر عصر
تنها رجز تو سوره ی نصر
ای بحر ز آتش تو بی تاب
ای آب هم از خجالتت آب
سر تا قدمت حقیقت ناب
ابروی تو عشق راست محراب
ما بنده ی کوچک و تو ارباب
دریا گوید: مرا تو دریاب
من آبم و تشنه ی تو هستم
سقای حرم بگیر دستم
ما و کرم تو یا ابوالفضل
طوف حرم تو یا ابوالفضل
خاک قدم تو یا ابوالفضل
دریای غم تو یا ابوالفضل
مرهون دم تو یا ابوالفضل
زیر عَلَم تو یا ابوالفضل
ای عالم و آدمت سپاهی
بر «میثم» خویش هم نگاهی

غلامرضاسازگار

************

باز انگار جهان حادثه در سر دارد
شهر یثرب سبدی یاسِ معطر دارد
جبرئیل است که تکبیر مکرر دارد
کودکی آمده که هیبت حیدر دارد
چه جمالی چه کمالی چه قد وبالایی
ماه مجنون و تو لیلا تر از لیلایی
وصف اوصاف تو از عقل فراتر باشد
چون که مدح تو فقط کار برادر باشد
عاشق آن است که آیینه دلبر باشد
یعنی عباس خودش یک تنه حیدر باشد
تیر ما گر بخورد کنج هدف خوب تر است
کربلایی شدن از راه نجف خوب تر است
آمدی با دل دریا که تو دریا باشی
آمدی نور دل حضرت مولا باشی
میر و سردار و پناه دل آقا باشی
تا که بر تشنه لبان حضرت سقا باشی
یاد دادی به همه شیوه ی جانبازی را
از تو آموخته ام غیرت و سربازی را
راهی علقمه سقا شده ماشاالله
دشت در دشت چه غوغا شده ماشاالله
جنگ خیبر شده٬ مولا شده٬ ماشاالله
بیش از پیش چه زیبا شده ماشاالله
تیغ می راند و تکبیر اباعبدالله
ذکر لاحول ولا قوة الا باالله

مهدي چراغ زاده

************

بندگی را نه به دل حد و حسابی دارم
زندگی را به نظر مثل حبابی دارم
هر طرف می نگرم روی حبیبم بینم
با خداوند دل خویش خطابی دارم
بهترین لحظه من وقت مناجات من است
او گواه است عجب چشم پر آبی دارم
دفتر دل چو کنم باز به درگاه حبیب
هر ورق با دل محبوب کتابی دارم
عبد صالح شدنم خارق عادت نبود
بر در درگه این ملک رقابی دارم
طاعتم حول حسین است و خدا می داند
نه غم دوزخ و نه حرص ثوابی دارم
در دلم بود اگر یاری دلبر نکنم
محضر حضرت زهرا چه جوابی دارم
با خود این گونه بگویم شب و روز چو منی
بی حسین است که هر گونه عذابی دارم
من که مشهور در این دهر به خیر الناسم
من گرفتار گل فاطمه ام، عباسم
گر چه از روز ازل آل عبا را دیدم
دیده وا کردم و رخسار خدا را دیدم
من که از دامن ارباب تکامل دارم
پیش از واقعه یک یک شهدا را دیدم
بس که مجنون سراپای گل لیلایم
می توان گفت رسول دو سرا را دیدم
پایتخت پدرم آینه ی دق می شد
هر زمان قافله دار اسرا را دیدم
سال ها هست که محو وجنات حسنم
دوره ی غربت او درد و بلا را دیدم
هر طرف عاشق و حیران حسینم بودم
در مسیرش همه جا کرب و بلا را دیدم
بس که از دست و سرم لعل لبش بوسه گرفت
در نگاه پدرم روز وفا را دیدم
قصه ی کوچه مرا سخت عبوسم می کرد
بارها حکمت این صبر خدا را دیدم
من که معروف به این دشمنی خناسم
من گرفتار گل فاطمه ام، عباسم
پیش هر قافله سالار جماعت باید
وقت یاری شدن یار شجاعت باید
لحظه ی خطبه ی دلدار سکوت است ادب
وز سخن گفتن بسیار قناعت باید
چون که در محضر ارباب شرفیاب شدید
فارق از روز و شب و لحظه و ساعت باید
لا جرم وقت مواسات قناعت خوش نیست
روز ایثار فزون تر ز بضاعت باید
ادب و معرفت و حکمت و آقایی من
همه این بود که از یار اطاعت باید
بگذر از دست و سر و جان که سبک بال شوی
محشر آن جاست که اسباب شفاعت باید
من که در باغ گل یاس چنین حساسم
من گرفتار گل فاطمه ام، عباسم
ساغر کیست که برخواست به امداد عطش
ساقی آن است که شد کشته ی فریاد عطش
مشک آن است که از غصه گریبان بدرد
ساقی آن است لب آب کند یاد عطش
ادبم را به حرم خوب نشان خواهم داد
ترک اولی نکنم در بر اولاد عطش
تا بدانند که شرمنده ی طفلان ماندم
دیده سازم هدف نیزه ی صیاد عطش
بعد از این آب فرات است گل آلود ز شرم
که نبوسید لب و حنجر نوزاد عطش
بنویسید به هر سر در سقاخانه
آب آزاد نشد، تشنه شد آزاد عطش
من که در روضه ی شش ماهه پر از احساسم
من گرفتار گل فاطمه ام، عباسم

محمودژوليده

************

حیدر امشب دوباره بابا شد
طفلی آمد و زود آقا شد
مادری با ادب پسر آورد
خوش به حال دل گداها شد
از همان بچگی مؤدب بود
نوکر بچه های زهرا شد
تا دم آخرش حسینی ماند
تا قیامت به هر دلی جا شد
“یا حسین” اولین کلامش بود
بی زبان حرف زد، مسیحا شد
دل ربود از تمام دریاها
بی عصا زد به آب، موسی شد
آب ها کیف می کنند از این
پسری که رسید و سقا شد
قمر آمد به پیش پاهایش
کلِّ هفت آسمان زجا پاشد
تا ببوسد جمال رویش را
فلکِ قد کشیده هم تا شد
زهره و مشتری خریدارش
خنده هایش عسل، مربا شد
تا نخندیده بود ابو فاضل
خنده زیبا نبود، حالا شد!
خنده کرد و حسین هم خندید
بَه که این صحنه ها چه زیبا شد!
و خدا هم ز خنده اش خندید
گرم سرمستی و تماشا شد
آن طرف پشت کفر می لرزید
بچه شیری رسید و غوغا شد
کوری چشم حرمله امشب
چشم ناز اباالادب وا شد
زرد کرد و فشارِ او افتاد
تا که حرف از نبرد آقا شد!
دیگر اینجا غزل کم آورده
مثنوی عهده دار معنا شد
چند سالی گذشت این آقا
شد شبیه جوانیِ بابا
حیدری، مرد، مردِ آب آور
یک طرف او، مقابلش لشکر
تا ازین وَر اباالادب می رفت
دشمن آن سو عقب عقب می رفت
رفت و برگشتِ تیغِ او می کشت
زره اش مثل مرتضی بی پشت
“یک نفر آمد و دوتا برگشت”
با هم آمد جدا جدا برگشت
خنجرش عرصه را به هم می ریخت
دست و پا و سر و قدم می ریخت
خنجرش نه، فقط غضب می کرد
و حریفش ز ترس تب می کرد
قصه آمد رسید آنجا که
ظهر روز دهم و سقا که …
حیدر آماده کرده بود او را
تا بماند برای عاشورا
آفریده شده برای حسین
دست و چشم و سرش فدای حسین

داود رحيمي

***********

ما پیرو خط عترت و قرآنیم
در حسرت دیدار شه خوبانیم
از نام اباالفضل مدد می گیریم
آماده ی جشن نیمه ی شعبانیم

سيدمجتبي شجاع

************

ماه عشق است ماه عشاق است
ماه دل های مست و مشتاق است
درِ میخانه‌ی کرم شد باز
الدخیل، این حریمِ رزاق است
ریزه خوارش فقط نه اهل زمین
جرعه نوشش تمام آفاق است
بی حساب است فضل این ساقی
شب جود و سخا و انفاق است
بین دل های بیدلان امشب
با سر زلف یار میثاق است
شب زلف مجعدش «والّیل»
صبح چشمش به عالم اشراق است
«قبره فی قلوب من والاه»
حرمش قبله گاه عشاق است
ماه شعبان رسید! ماه سه ماه
کربلا می رویم! بسم الله
السلام ای پناه مُلک و مکان
در ید قدرتت عنان جهان
رفته قنداقه ات به عرش خدا
تشنۀ پای بوسی‌ات همگان
در طوافت قیامتی شده است
می ‌رسد هر فرشته با هیجان
پَر قنداقة تو می‌ بخشد
پر و بالی به فطرسِ نگران
از سر زلف عنبر افشانت
سدرة المنتهی گرفته ضمان
عطر و بوی ملیح پیرهنت
مانده در خاطر نسیم جنان
بوسه می چیند از لب تو رسول
رحمت واسعه گشوده دهان
از سر انگشت پاک مصطفوی
جرعه جرعه بنوش شیرۀ جان
خواند جدت «حسینُ منّی» را
«وَ أنا مِن حسین» را تو بخوان
با تو جود و شجاعت نبوی‌ست
ای شکوه حماسه های عیان
در نمازت شبیه فاطمه ای
بین میدان علی ست جلوه کنان
چشم‌های تو مرز خوف و رجاست
قَهر و مِهر تو آتش است و امان
رحمت محض! یا ابا الأیتام!
پدری کن برای عالمیان
ای که آقائی تو بی حد است
باز ما را به کربلا برسان
شب جمعه شمیم سیب حرم
منتشر می شود کران به کران
روضه هایت بهشت اهل ولاست
چشم ما چشمه های کوثر آن
«وَ مِنَ الماءِ کُلُّ شَیءٍ حَیّ»
اشک ها از غمت همیشه روان
السلام ای شهید روز دهم
السلام ای امام تشنه لبان
تا ابد در فراز پرچم توست
خون سرخت همیشه در جَرَیان
کربلای تو از ازل بوده‌
مبدأ حرکت زمین و زمان
شب سوم رسیده‌ای، ای ماه!
السلام علیک ثارالله
السلام ای نگین عرش برین
ماه بالا بلندِ ام بنین
گره از گیسوان خود مگشا
هر سر موی توست حبل متین
جذبه های نگاه هاشمی ات
ماه را می کشد به سوی زمین
عبد صالح! مواسی لله!
پدر فضل! روح حق و یقین!
به حضورت گشوده دست، فلک
به قدوم تو سوده عرش، جبین
وقت هوهوی ذوالفقار علی ست
به روی مرکب حماسه نشین
می شود با اشارۀ‌ تو دو نیم
هر کسی آید از یسار و یمین
زینبت «إن یکاد» می خواند
آسمان محو هیبت تو! ببین
کاشف الکرب اهل بیت نبی!
بازوان تواند حصن حصین
ماه من بازوی رشید تو را
که برافراشته است بیرق دین
زده بوسه علی به گریه چنان
بوسه ها چید از آن حسین چنین
نقش باب الحوائجی داری
به روی بازویت شبیه نگین
سائلان تو بی شمارند و…
گوشه چشمی به ما! بس است همین
شب جود و کرامت و بذل است
شب چارم شب اباالفضل است
السلام ای حقیقت جاری
روح تقوا و زهد بیداری
سید السّاجدین شهر رسول
عبد مسکین حضرت باری
روزهایت مجاهدت، ایثار
نیمه شب هات بخشش و یاری
در مناجاتت ای صحیفۀ نور
آیه آیه زبور می باری
همه مجذوب ربنای تواند
محو این سیر و این سبکباری
گوش کن این صدای داوود است
که به شوق تو می شود قاری
پا برهنه به حجّ که می آیی
کعبه را هم به وجد می آری
در شکوه و حماسه بی مثلی
خطبه هایت زبانزدند آری
واژه های تو تیغ برّانند
ثانی حیدری و کراری
شام و کوفه به لرزه افتادند
سرنگون پایۀ ستمکاری
در مصاف تو سهم دشمن دون
چیست غیر از مذلت و خواری
وارث عزت و سخای حسین
ای که بعد از عمو، علمداری
به محبان خود نظر فرما
بیشتر موقع گرفتاری
رو سیاهی من گذشت از حدّ
تو برایم مگر کُنی کاری
در نماز شبت دعایم کن
تو عزیزی تو آبروداری
دلم از بند هر غم آزاد است
شافع من امام سجاد است
شد روا حاجت همه، ما! نه
کربلا شد نصیب ما یا نه؟
رزق شش‌گوشه می‌ دهند امشب
کِی شنیده گدا ز آقا: نه
کربلا رفته در شب جمعه
می شناسد مگر سر از پا؟ نه
کربلا می روی بخوان روضه
روضه های جوان لیلا، نه
زخم ها التیام پیدا کرد
زخم فرق دوتای سقا، نه
التیامِ دمادمِ سیلی
می دهد فرصت تماشا؟ نه
از شب خیزران مگر مانده
لب و دندان برای بابا؟ نه
زینب است و نوای جان کاهش
ذکر أین بقیة اللهش

يوسف رحيمي

************

وقتی خدا قدم به دل و جان ما گذاشت
عباس را به جان و دل شیعه جا گذاشت
عطر ادب ز خیمه ی عشاق شد بلند
وقتی حسین پرچم عباس را گذاشت
ای همت بلند تو خلوت گه امان
بیچاره آن که حقّ تو را زیر پا گذاشت
نور تو را مقام تو را عصمت تو را
جز در وجود پاک تو خالق کجا گذاشت؟
فانی فی الحسین شدن از مرام توست
در مکتبی که دست تو آن را بنا گذاشت
سلطان عشق گفت: فدای تو جان من
بعد از خودش امام تو سنت به جا گذاشت
با انتقال رتبه باب الحوائجی
ارباب ما نهایت منّت به ما گذاشت
انگار علاقه به تو ارث فاطمی است
در دل عزیز فاطمه عشق تو را گذاشت
تقوا و زهد علم و عمل غیرت و وقار
این ها مظاهری است که در تو خدا گذاشت
روزی که از وجاهت تو پرده بر کشند
پیغمبران ز وجه خدا جرعه سر کشند
آن که تو را ز زمره ی جانانه ها نوشت
نام تو را به سر در میخانه ها نوشت
ساقی شدی که ساغر ایمان دهی به ما
قدر تو را قدیر به پیمانه ها نوشت
قصه نویس مبتکر قصه های عشق
قدّ تو را رشید چو افسانه ها نوشت
ای سایه ات پناه امام زمان، خدا
کهف تو را امن ترین خانه ها نوشت
خشم خدا به ابروی پیوسته ات سزاست
چشم تو را مراقب بیگانه ها نوشت
جانت فدای طاعت و جسمت فنای یار
وصف تو را شبیه به پروانه ها نوشت
گل بوسه ها به دست تو دارد پیام ها
دست تو را محافظ گلخانه ها نوشت
رزمت عجیب شبیه به جنگیدن علی است
شمشیر تو خطوط سر شانه ها نوشت
حیدر، حسن، حسین اساتید جنگی ات
درس تو را ز مکتب شاهانه ها نوشت
وقتی سخن ز ساقی و ساغر شود رواست
نام تو را به سر در خُمخانه ها نوشت
عشقت جلال ماست، تبارکتَ یا هلال
رویت جمال هوست، تعالیتَ یا جلال
از بس نوشته اند جمالت منوّر است
رویت سزای گفتن الله اکبر است
ای حمزه ی رسول گرامی کربلا
محو تو سید الشّهدای پیمبر است
ای نافذ البصیره کجا سیر می کنی
چشمت شبیه هیبت چشمان حیدر است
از آن زمان که تو پسر فاطمه شدی
دستت شفیع امّت زهرای اطهر است
سرو قدت اگر چه به ام البنین بَرد
کی هیبتت به هیبت زینب برابر است
آنان که نام ماه بنی هاشمت دهند
رخسارشان منوّر صد ماه و اختر است
فضل و کمال را به تو تفویض کرده اند
آنان که فضلشان همه از فضل داور است
روز جزا به مرتبه ات غبطه می خورند
آنان که از شهادت شان فیض محشر است
دل را شراب صحبت تو مست می کند
ما را خمار بوسه بر آن دست می کند
روز ازل که روز علم داری تو بود
آب حیات تشنه لبِ یاری تو بود
روزی که جام عشق عطش ناک مرد بود
آن روز روز سید و سالاری تو بود
کافی نبود سر بکشد جام عشق را
تنها کسی که شاهد می خواری تو بود
روزی که هیچ صحبت دلداگی نبود
صحن الست صحنه ی دلداری تو بود
دل دادی و شد آتش دلبر به کام تو
لب تشنگی متاع خریداری تو بود
چشم و سر و دو دست تو دادُ الست داد
شرم شریعه از عرق جاری تو بود
وقتی تنت نشست ز مستی میان نور
عرشی عظیم گرم عزاداری تو بود
بر خلق نوری تو خدا افتخار کرد
فخر خدا برای گرفتاری تو بود
آن روز هم در عالم ذر مثل کربلا
زهرا کنار علقمه در یاری تو بود
آن ساقی آفرین که تو را آفریده است
مشک تو را و اشک تو یک جا خریده است

محمودژوليده

************

آن روز که عشق را خدا معنا کرد
عشق آمد و در دل همه مأوا کرد
با آمدن حسین و عباس خدا
پروندۀ عشق و عاشقی را وا کرد
×××
بر تشنه لبان آب حیات آوردند
بر غمزدگان فُلک نجات آوردند
در فصل شکفتن حسین و عباس
گلبانگ سلام و صلوات آوردند
×××
از مقدم تو عشق شکرخند زند
ما را به ولایت تو پیوند زند
از یمن ولادت تو زیباست اگر
بر ام بنین فاطمه لبخند زند

سيد هاشم وفايي

************

بـاد از جــانـب صـــحرا خـــبری آورده
آسـمان قـید نزولش خدمه باران است
ابرهامان همه در معرض اشک شوق اند
و زمیـن چـشم به راه قـدم بـاران اسـت

بر روی خـاک پر و بـال ملـائـک پـهن اسـت
از مـسـیر گــذر اُمِّ بـنین آمــده انــد
هـمه دور سـر ایـن مـاه پسـر می گـردند
دسـت بـوس پـسر اُمِّ بـنین آمـده انـد

در توان چه کسی هست که با آمدنش
خلق را وجه ی او سر به سجود آورده
فاطــمه بـنت اسـد اُمِّ اسـد گــردیــده
کودکــی هــای علــی را بـه وجــود آورده

خــانه با آمدنــش رونق بـــسیار گــرفت
باغ را عــطر گل یـــاس بـــهاری کـــرده
ســـالها منتـــظر آمدنـــش زیــــنب بود
روی او فــــاطمه ســـرمایه گــذاری کرده

نه فقـــط شیـــعه به او بــاب حـوائج گوید
از دخیل نگــهش گـَـبر مســـلمان گــردد
دســــت او پنجـره فولاد همه ادیان است
او اشـــاره کــند ایران هـمه سلمان گردد

مصطفي صابر خراساني

************

الا ملائکه ریزید بر زمین گل یاس
برید سجده به بیت الولای خیر الناس
کنید بوی خدا در فضای آن احساس
سپس تمام بگویید با درود و سپاس
سلام یوسف زهرا به حضرت عباس
که نور داده ز حسنش به دیده ی سه امام
بهشت آرزوی مرتضی ثمر داده
خدا به حضرت ام البنین پسر داده
شجاعت و ادب و عشق را پدر داده
بگو به حیدر خود حیدری دگر داده
هر آنچه وصف کنم باز خوبتر داده
که در کنار دو خورشید ، اوست ماه تمام
خصال و خلق و سجایای او تمام، حسین
کمال و معرفت و منطق و مرام، حسین
شب ولادت ، ذکر خوشش سلام، حسین
از او گرفته به هر حال احترام، حسین
به روی لوح دلش حک شده امام حسین
که بی حسین نمی گشت لحظه ای آرام
سلام بر شب فرخنده ی ولادت او
درود حضرت معبود بر عبادت او
پس از ائمه ندارد کسی سیادت او
شب ولادت او حاکی از شهادت او
کرم سجیه و احسان و جود عادت او
چنان که مهر کند بذل نور خویش مدام
قدش قیامت کبری رخش چراغ هداست
جمال شیر خدا در جمال او پیداست
دو دست کوچک او بوسه گاه دست خداست
به هر نفس طپش قلبش این خجسته نداست
که دست و دیده ی من وقف سید الشهداست
مرا لباس شهادت خوش است بر اندام
تمام عمر مرا یا حسین زمزمه بود
به جز حسین وجودم بریده از همه بود
ز تیر و نیزه و خنجر مرا چه واهمه بود
که از نخست دلم در کنار علقمه بود
هماره گوش دلم را صدای فاطمه بود
که می نمود به فرزندی اش مرا اعلام
چه افتخار از این به که در برابر من
عزیز فاطمه گوید به من برادر من
هماره سایه ی او مستدام بر سر من
کنیز مادر او بود و هست، مادر من
چه قابل است سر و دست و جان و پیکر من
که اوفتد به قدمهای آن امام همام
مراست با لب خشکیده فیض دریایی
غلامیم به حسین است اوج آقایی
گرفتم از کرمش افتخار سقایی
از آن هماره رخم را بود شکوفایی
که بوده مادر من از نخست زهرایی
حضور زینب او نیز می نمود قیام
سلام بر تو که خالق به خلقتت نازد
سلام بر تو که قرآن به عصمتت نازد
سلام بر تو که حیدر به غیرتت نازد
قمر هماره به خورشید طلعتت نازد
فرات بر ادب و صبر و همتت نازد
تو عبد صالحی و از خدات باد سلام
سلام جود و کرم بر تو و کرامت تو
سلام بر تو و ایثار و استقامت تو
سلام بر ادب و غیرت و شهامت تو
پس از ائمه امامت بود امامت تو
به روز حشر قیامت بود قیامت تو
که راست شد به قیام تو قامت اسلام
تو از تمام شهیدان حق سری عباس
تو از مدیحه و توصیف برتری عباس
تو دست و بازو و شمشیر حیدری عباس
تو ساقی حرم و میر لشکری عباس
تو بر سفینه ی توحید لنگری عباس
سلام بر تو و بر این همه جلال و مقام
تو باب حاجت و ماییم سائل کرمت
هماره مرغ دل ماست زائر حرمت
تمام کرببلا زیر سایه ی علمت
فرات بوسه زده موج موج بر قدمت
به فیض دائم و لطف و عطای دم به دمت
به «میثمت» کرمی ای کرامت از تو تمام

غلامرضاسازگار

************

بحر مواج ولایت گهری دیگر زاد
نخل سرسبز امامت ثمری دیگر زاد
یا مگر حضرت زهرا پسری دیگر زاد
فلک مجد و کرامت قمری دیگر زاد
دامن گلبن توحید بهار آورده
فاطمه بر پسر فاطمه یار آورده
قامتش نخله ی طوباست، فدایش گردم
هیبتش هیبت باباست، فدایش گردم
صورتش جنت الاعلاست، فدایش گردم
پسر سوم زهراست، فدایش گردم
از ولادت خط ایثار نشانش دادند
الف قامت دلدار نشانش دادند
صورت و خال و لبش مصحف حسن ازلی است
پای تا فرق جمال احد لم یزلی است
از طفولیت، شاگرد کلاس سه ولی است
پدرش شیر حق، این شیر حسین بن علی است
او ولی الّه و این زاده ی خیر الناس است
او علی بن ابیطالب و این عباس است
نه عجب مهر برد سجده به خاک راهش
نه عحب از مه رخ نور ستاند ماهش
مادرش فاطمه مبهوت جلال و جاهش
بُرد و گرداند به دور سر ثار اللّهش
گفت ای مادر عباس فدایت گردد
دست و چشم و سر عباس فدایت گردد
من نگویم به جهان قرص قمر آوردم
یا که خورشید در آغوش سحر آوردم
یا که بر شیر خدا شیر دگر آوردم
تا کند جان به فدای تو پسر آوردم
این امیر سپه توست قبولش فرما
این فدائیّ ره توست قبولش فرما
ای فروغ دل مصباح هدی یا عباس
ای همه جان جهانت به فدا یا عباس
ای حسین دگر شیر خدا یا عباس
رتبه ات فوق تمام شهدا یا عباس
پسر شیر خدا، شیر حسین بن علی
دست رزمنده و شمشیر حسین بن علی
ای همه خون علی در رگ و در پیکر تو
پدرم باد فدای پدر و مادر تو
یوسف فاطمه دلباخته ی منظر تو
هدیۀ دوست شده دست تو، چشم و سر تو
چه بیارم چه بگویم چه بخوانم به ثنات
پسر فاطمه فرمود که جانم بفدات
تو به رخ لاله ی عباسی دو فاطمه ای
تو حسین دگر و باب نجات همه ای
مرگ، شمع تو، تو پروانه ی بی واهمه ای
میزبان علی و فاطمه در علقمه ای
گر چه زهرا به کنارت عوض مادر بود
اولین زائر دیدار تو پیغمبر بود
ای همه خلق جهان بنده ی آقایی تو
خضر با آب بقا تشنه ی سقایی تو
خجل از تشنه لبان دیده ی دریایی تو
شهدا داده دل از کف به دل آرایی تو
بحر از شوق کف دست تو بیتاب شده
آب با یاد لبت سوخته و آب شده
آب می گفت مرا از لب خود آب بده
موج می گفت مرا با تب خود تاب بده
بحر می گفت ز اشکت گهر ناب بده
مشک می گفت بتاز آب به ارباب بده
دشت و صحرا و مه و ماهی و موج و یم و مشک
همه گشتند بر احوال تو تبدیل به اشک
تو ابوفاضلی و فضل و شرف را پدری
تو شهید و ز تمام شهدا خوب تری
هاشمیّون قمرند و تو بر آنان قمری
زاده ی امّ بنینی و به زهرا پسری
باء بسم اله ایثار ز خال لب توست
مرغ شب شیفته ی اشک نماز شب توست
آب ها تشنه لب لعل گهر بار توأند
بحرها شیفته ی لحظه ی ایثار توأند
خلق ها جان به سر دست خریدار توأند
ناله ها شعله کشیدند و علمدار توأند
نخل «میثم» همه در وصف تو بار آورده
برگ برگش شده باغیّ و بهار آورده

غلامرضاسازگار

************

خدا زمین و زمان را دوباره حیران ساخت
تمام شوکت خود را به شکل انسان ساخت
کشید قامت او را قیامتی برخاست
برای غارت دل ها سپاه مژگان ساخت
ز اوج شانه او آسمان به خاک افتاد
برای هر سر زلفش دلی پریشان ساخت
میان طاق دو ابروی او گره انداخت
از آن دو تیغ گره خورده باد و طوفان ساخت
خدا برای حماسه دلاوری آورد
برای شیر خدا شیر دیگری آورد
نسیمی از تو وزید و زمین شکوفا شد
بهشت در به در کوچه های دنیا شد
برای این که به پای تو بال و پر بزنند
در ازدحام ملائک دوباره دعوا شد
همان شبی که رسیدی مدینه یادش هست
نگاه کردی و عالم پر از مسیحا شد
نگاه کن که تمام دلم طلا گردد
که گر اشاره کنی خاک کیمیا گردد
شکوه چشم تو هوش از سر گل ها برد
زلالی آمدنت آبروی دریا برد
بهانه تو به صحرا کشید مجنون را
کشید عکس تو و دودمان لیلا برد
شمایلی ز تو یوسف شبی به خوابش دید
حدیث روی تو گفت و دل از زلیخا برد
قسم به چشمان مست آهوها
که گرد راه تو صبر از تمام صحرا برد
شکافت سینه امواج سهمگین را باز
کسی که نام تو را در کنار دریا برد
قسم به مشک قسم به دلت که بی همتاست
خوشا به حال تو آقا که مادرت زهراست

حسن لطفي

************

بهانه شد که دوباره گدای تو بشویم
خدا کند که همیشه برای تو بشویم
تمام هستی خود را دهیم جا دارد
که زائر حرم باصفای تو بشویم
چه می شود که به ما هم دهند، پر که فقط
کبوتر روی گلدسته های تو بشویم
خدا کند که به ماهم اجازه ای بدهند
که مثل ماه و ستاره فدای تو بشویم
بیا به خاطر زینب نگاه کن ما را
که صید هر شبه چشمهای تو بشویم
خدا گواست که ما خاک پای مان عرش است
اگر به لطف خدا خاک پای تو بشویم
تو صاحب علم کربلای اربابی
عموی تشنه لب بچه های اربابی
امام ما سپری مثل تو نخواهد داشت
شب غمش سحری مثل تو نخواهد داشت
حسین مثل پیمبر، تو هم مثال علی
و شهر عشق دری مثل تو نخواهد داشت
اگر که سینه دریا پر از صدف باشد
بدون شک گهری مثل تو نخواهد داشت
شجاعت علوی را تو ارث بردی چون
که مرتضی پسری مثل تو نخواهد داشت
رسیدی و شب ما مثل روز روشن شد
چون آسمان قمری مثل تو نخواهد داشت
دو دست دادی و جایش خدا به تو پر داد
نه، جبرئیل پری مثل تو نخواهد داشت
تو عشق زینبی و تا همیشه ماه حسین
نوشته اند تو را حیدر سپاه حسین
فرات مشک تهی و تویی که دریایی
تو ماه ام بنینی ز نسل زهرایی
جمال هاشمیان در مدینه معروف است
میان هاشمیان واقعا تو زیبایی
همین که پیش علی راه می روی آقا
چقدر هیبت تو می شود تماشایی
علی ست ساقی کوثر، تو ساقی عشقی
رقیه عشق حسین و به عشق سقایی
همه رعیت عشقیم و پادشاه تویی
خوشا به حال تو آقا چقدر آقایی
اگر چه مُهر امامت نخورده در لوحت
ولی به کل خلائق امیر و مولایی
ببند گردن من را به پای زنجیرت
بیا بزن سر من را حلال شمشیرت
علی که دید تو را یاد خیبرش افتاد
به یاد نغمه الله اکبرش افتاد
میان چشم تو مولا چه صحنه ها که ندید
نگاه او به رخ سیب نوبرش افتاد
کسی که تیغ کشید و به جنگ تو آمد
سرش بریده شد و در برابرش افتاد
تو نعره می زدی و لشگری به هم می ریخت
رجز که خواندی حسین یاد مادرش افتاد
اگرچه تیغ نبردی ولی همه دیدند
به تیغ ابروی تو دشمنت سرش افتاد
کسی ندیده چنین تیغ تیز برانی
تو با صدای علی می کنی رجز خوانی
همینکه پرچمت افتاد خیمه غوغا شد
نبودی و سرِ یک گوشواره دعوا شد
تو رفتی و همه گفتند وای بر زینب
همینکه پای عدو سمت خیمه ها واشد
چهار هزار نفر تیر می زدند ای وای
چقدر تیر سه پر نذر جسم سقا شد
اگر چه پرچمت افتاد بر زمین اما
همینکه فاطمه را دید پرچمت پا شد
پس از شهادت اکبر نه بعد قاسم نه
پس از تو بود که دیدند حسین تنها شد
غم علی جگرش را به درد آورده
تو را که دید چنین سرو قامتش تا شد
نبودی و دل زینب شکسته تر شده بود
پس از تو ام بنین بود بی پسر شده بود

مهدي نظري

************

ای دل هر دو جهان محو فریبائی تو
در چمن هیچ گلی نیست به زیبائی تو
همه گل ها به گلستان ادب صف بستند
تا ببینند دمی روی تماشائی تو
تا پراکند خدا عطر دل انگیز تو را
غرق گل شد همه جا فصل شکوفائی تو
چون نسیم سحری عقده گشائی تو بود
بر لب مرغ سحر نغمۀ شیدائی تو
شب میلاد تو با بوسه زدن بر دستت
می کند دست خداوند پذیرائی تو
ادب آموز جهانی و به دانشگه عشق
پُر شد از شرم و ادب دفتر دانائی تو
از غبار قدم نور دل فاطمه بود
به خدا در همه جا سرمۀ بینائی تو
همه شب تا به سحر بر سر سجّادۀ عشق
غرق ایمانم و دعا شد دل دریائی تو
تکیه بر بازوی خیبر شکن حیدر زد
شور اخلاص تو و دست توانائی تو
چشمۀ علقمه شرمنده ز ایثار تو شد
آفرین بر ادب تو، به شکیبائی تو
همۀ هستی تو دست و سر و جانت بود
در ره دوست فدا شد همه دارائی تو
باب حاجات خلایق توئی و خلق جهان
چشم دارند بر آن معجز عیسائی تو
هر کسی بر سر خود شور و هوائی دارد
دل پرشور «وفائی» شده شیدائی تو

سيدهاشم وفايي

************

آسمان امشب ز دامن جای گل ریزد ستاره
مـاه، سرگرم تماشـا مهـر مبهوت نظاره
مرحبا! ای ماه شعبان، ماه آوردی دوباره
مـاه آوردی دوبـاره ماه، نه! یک ماه‌پاره
قلب آل‌الله خرم، چشم خیرالناس روشن
خانۀ مـولا شده از طلعت عباس، روشن
****
چشم دل بگشا که وجه خالق اکبر ببینی
شیـر ثـارالله را در دامـن حیـدر ببینی
بلکه در آغوش حیدر، حیدر دیگر ببینی
ساقـی عترت کنار ساقـی کوثـر ببینی
چشم شو تا بنگری آیینۀ حق‌الیقین را
شیـر ثارالله و شمشیر امیرالمؤمنین را
****
فاطمـه! ام‌البنین! شیرخـدا را شیر زادی
مرحبا! مادر! که بر دست خدا شمشیر زادی
سـورۀ انـا فتحنـا را بهیـن تفسیر زادی
لشکـر پیـروز دشت کربلا را میـر زادی
شیرِ شیر داور است این پای تا سر حیدر است این
فاش می‌گویم کـه زهرا را حسین دیگر است این
****
روی، داور دست، حیدر خصلت و خوی رسولش
سیر معراج الهی هم صعودش هم نزولش
کیست این ریحانه‌yالحیدر کـه زهرای بتولش
کرده در اوج سرافرازی به فرزندی قبولش؟
نقش پیشانیش باشد این که این یار حسین است
حضرت عبـاس، سقـا و علمــدار حسین است
****
اوست آن عبدی که کس نشناخت او را جز امامش
ناتمامش خوانـده‌ام خوانم اگـر ماه تمامش
لرزه‌ها افکنده بر پشت سپاه کفر، نامش
از خـدا و انبیـا و اولیـا بــادا سلامش
شأن او شأن امامت دست او دست کرامت
سایۀ قـدش قیامت تا قیامت راست‌قامت
جز علی هرکس بگویـد مدح او باشـد شکستش
بوسه‌گاه مرتضی روی و جبین و چشم و دستش
گشت تقـدیم خـدا روز شهـادت بـود و هستش
دست از دست و سر و جان شست در عهد الستش
بر وفای عهد خـود تا پای جان استاد، آری!
هم شعار بذل جان سرداد هم سر داد، آری!
****
ای که با خون خدا ممزوجی و خون خدایی
دستگیـر عالم و سردار دست از تن جدایی
نور چشم فـاطمه، مصباح مصبـاح‌الهدایی
بلکه در روز قیـامت بـر شهیـدان مقتدایی
تو علمـدار حسینی تـا ابد یار حسینی
شیر عاشورای خون و مرد ایثار حسینی
****
بـازوی فرزنـد زهـرا دست از پیکـر جدایت
چارده معصوم را باشـد بـه لـب ذکر ثنایت
بلکه هنگام ولادت کـرده شیر حق دعایت
کیستی تو که امامت گفت جان من فدایت؟
ای همـه آزادمردان شاهد آقایی تو
خضر با آب حیاتش تشنۀ سقایی تو
****
آب دریـا نعـره زد تا جرعه‌ای از آن بنوشی
غیرتت می‌گفت باید چون دل دریا بجوشی
بیـن دریـا تشنـه بـاشی آب دریا را ننوشی
مرحبا! تا آخریـن خط عطش بایـد بکوشی
ای شـرار تشنگی نور چراغ مکتب تو
بحر سوزان تب تو آب عطشان لب تو
****
تــو دلـت آرام امـا آب دریــا بــی‌قرارت
بحر، رفع تشنگی کرده ز چشم اشک‌بارت
بلکـه دریـا قرن‌هـا گردیده بر گرد مزارت
آب شد خون جبین و گشت جاری بر عذارت
سوخت در آب روان بـر تشنگان پـا تا سر تو
شک ندارم اینکه زهرا خوانده خود را مادر تو
دل گرفتـار تـو امـا تـو گرفتـار حسینی
جـان جانانی و با جـانت خریدار حسینی
از ولادت تا شهادت محو دیدار حسینی
بلکه فردای قیـامت هم علمدار حسینی
کیستی تو؟ کیستی تو؟ ای عطش آب بقایت
وقت جـان دادن پیمبـر آب آورد از برایت
****
ای سلام آب بر لب‌های خشکت تا قیامت
ای پس از ایثار جان خویش هم یار امامت
یافته عشق و وفا از خون بازویت سلامت
سـائل درگـاه تـو آقایـی و جود و کرامت
این تویی مولا! که منت بر سر «میثم» نهادی
نخـل خشکش را ز بحـر بی‌کرامت آب دادی

غلامرضاسازگار