اشعار ولادت حضرت معصومه

اشعار ولادت حضرت معصومه (س) ( به روز شد )

جایی که کوه خضر به زحمت بایستد

شاعر چگونه پیش تو راحت بایستد

نزدیک می‌شوم به تو چیزی نمانده است

قلبم از اشتیاق زیارت بایستد

بانو سلام کاش زمان با همین سلام

در آستانه در ساعت بایستد

و گردش نگاه تو در بین زائران

روی من – این فتاده به لکنت – بایستد

تا فارغ از تمام جهان روح خسته‌ام

در محضر شما دو سه رکعت بایستد

بانو اجازه هست که بار گناه من

در کنج صحن این شب خلوت بایستد؟

در این حرم هزار هزار آیه عذاب

هم وزن با یک آیه رحمت بایستد

باید قنوت حاجت بی‌انتهای ما

زیر رواق‌های کرامت بایستد

شیعه به شوق مرقد زهرا به قم رسید

طاقت نداشت تا به قیامت بایستد

آنکس که جای فاطمه در قم نشسته است

در روز حشر هم به شفاعت بایستد

تو خواهر امام غریبی و این غزل

با بیت‌هاش در صف بیعت بایستد

من واژه واژه عطر تو را پخش می‌کنم

حتی اگر نسیم ز حرکت بایستد

این شعر مست تکیه زده بر ضریح تو

مستی که روی پاش به زحمت بایستد
هادی جانفزا

**************
ری زاده ایم و مزرعه سبز گندمیم

هر صبح با حسین شما در تكلمیم

ما شیعه ولایت مولا، نسب نسب

سلمان پابرهنه ای از نسل چندمیم

گاهی میان خنده خورشید گریه ایم

گاهی میان گریه زهرا تبسمیم

همسایه حریم تو همسایه خداست

پس صد هزار شكر كه همسایه قمیم

آن قدر عاشقان و بزرگان و عالمان

دلداده تواند كه ما بین آن گمیم

ای دست گیر صبح قیامت سرم فدات

هم خانواده هم پدر و مادرم فدات

بالاتر از پریدن پرهاست بام تو

ماها نمی رسیم به شان مقام تو

خم می شود تمامی دنیا برابرت

ای احترام آل عبا احترام تو

باید هزار بار نشست و بلند شد

وقتی كه می رسند بزرگان به نام تو

این شان توست حرمت توست احترام توست

گوید اگر “فداکِ ابوک” امام تو

آباد گشت قلب زمین زیر پای تو

آباد گشت مسجد دین با كلام تو

یعنی تمام هستی دین مال فاطمه است

یعنی تمام ملك زمین مال فاطمه است

تو آمدی كه رحمت دنیای ما شوی

منجی تا قیامت كبرای ما شوی

ما مرده ایم و تو نفست مرده زنده كن

پس واجب است این كه مسیحای ما شوی

تو خانمی و جلوه بالای هر سری

اصلاً عجیب نیست كه آقای ما شوی

تو آمدی كه با بركات نسیمی ات

روزیِ یا امام رضاهای ما شوی

اصلاً قرار بود در ایران زمین ما

چون فاطمه بیایی و زهرای ما شوی

مهمان چند روزه ایران خوش آمدی

همشیره امام خراسان خوش آمدی

شهر تو آشیانه ی امن امام هاست

گلدسته ات مطاف شب و روز انبیاست

بانو!قسم به پنجره های ضریح تو

این آستانه ایست كه باب الرضای ماست

روی در حریم تو زیبا نوشته اند

“این جا حریم دختر پیغمبر خداست

این جا به احترام قدم نه، که از شرف

گیسوی حور و بال ملك فرش زیر پاست

این جا مس تو را به نگاهی طلا كنند

“تا اسم اعظم است چه حاجت به کیمیاست”*

این جا مدینهٔ دگر آل فاطمه است

این جا دل شكسته به دنبال فاطمه است

علی اکبر لطیفیان

**************
خاتون شهر آينه هايي بزرگوار

زهراي شهر يثرب مايي بزرگوار

چشم ملك نديده دمي سايه ي تو را

ناموس بارگاه خدايي بزرگوار

اين قوم را به راه حقيقت كشانده اي

موساي بي عباوعصايي بزرگوار

بر شانه هاي باد،جحاز تو حمل شد

فرمانرواي ملك صبايي بزرگوار

گم كرده ايم كعبه ي حاجات و آمديم

نزد شما كه قبله نمايي بزرگوار

من گريه مي كنم كه نگاهي كني مرا

آري هميشه عقده گشايي بزرگوار

باران رحمت ازلي سهم مان شده

بي شك دليل فيض شمايي بزرگوار

بانوي مهربان كدامين قبيله اي ؟

امشب بگو كه اهل كجايي بزرگوار

خلقت شبيه پير كريم عشيره است

الحق ز نسل شير خدايي بزرگوار

فهميدم از شلوغي صحن و سراي تان

هر لحظه مامن فقرايي بزرگوار

فرقي نمي كند چقدر نذر مي كنند!؟

باب المراد شاه و گدايي بزرگوار

اينجا مريض ها همگي خضر مي شوند

سرچشمه ي حيات و بقايي بزرگوار

از لحن گريه كردن زوار واضح است

در قم،بقيع اهل بكايي بزرگوار

يادت نمي رود چه قراري گذاشتيم؟

محشر دم بهشت بيايي بزرگوار
وحید قاسمی

**************

ازشب میلاد تو اینگونه حاصل می شود

ماه روز اول ذی القعده کامل می شود

بارها سر در میارد از شب میلاد تو

تا که جبرائیل ازخورشید غافل می شود

گوئیا شان نزولش می شود ایران ما

هرچه بر “موسی بن جعفر”سوره نازل می شود

پای او “شاه چراغ “ودستها “عبدالعظیم”

چشم ایران چون که مشهدگشت-قم=دل می شود

خاک مشهد نسخه ی ایرانی کرب وبلاست

حضرت معصومه زینب را معادل می شود

هرچه قابل تر در این مجموعه ناقابل تر است

هرچه ناقابل در این مجموعه قابل می شود

هرکسی از خویش داخل گشت خارج می شود

هرکسی از خویش خارج گشت داخل می شود

هرکسی درشهر عاقل گشت عاشق هم نشد

هرکسی درصحن عاشق گشت عاقل می شود

رتبه ها بر عکس دنیا می دهد اینجا جواب

شاه باترفیع در صحن تو سائل می شود

درحریمت شعر گفتن کار خودرا می کند

“شاطر عباس قمی” هم گاه “دعبل “می شود

اشک وقتی واقعی شد در حرم هم سرگرفت

پس به جای مُهر پیشانی من گل می شود

هرکسی طرز ارادت را به تو توضیح داد

صاحب یک جلد توضیح المسائل می شود

گوشه ای از لطف پنهان تو که معلوم نیست

گوشه ای از لطف معلوم تو”فاضل”می شود

تاچهل شهرمجاور وسعت اکرام توست

پس من ِهمسایه ات رانیز شامل می شود

مشکلات سختم آسان شد ولی کاری بکن

دل بریدن از تو دارد باز مشکل می شود

مهدی رحیمی

**************
دلم سه شنبه شبي باز راهي قم شد

كنار درب حرم، بين زائران گم شد

نگاه چشم ترم تا به گنبدت افتاد

دوباره شيفته ي رنگ زرد گندم شد

به ياد مشهد و باب الجواد افتادم

سرود عاشقي ام، يا «امام هشتم» شد

به محض بردن نام امام آينه ها

لبان آينه هايت پرازتبسم شد

به استحاله كشاندي مرا به لبخندي

دوچشم مملو اشكم، دوخمره ي خم شد

سلام برتو و بر خاندان اطهارت

سرم به زير قدوم تمام زوارت

ازآب شورحرم، شوق وشور مي گيرم

وضو براي تشرف به طور مي گيرم

ستاره ام، كه دراين آسمان ظلماني

ازآفتاب حضور تو نور مي گيرم

چقدرزائرعاشق! شبيه كودكي ام

ضريح مرقدتان را به زور مي گيرم

چه افتخارعظيمي است، بودنت اينجا

عجيب نيست كه حس غرور مي گيرم

براي رد شدنم ازپل صراط جزا

زدست لطف تو برگ عبور مي گيرم

سلام برتو وبر خاندان اطهارت

سرم به زير قدوم تمام زوارت

نسيم مرقدتان عطر كوچه باغ بهشت

برد ز خاطره ها غصه ي فراق بهشت

رواق هاي حريمت، بهشت نوروبلور

بلند گنبد نورانيت،چراغ بهشت

مدام روز قيامت پي تو مي گردم

نمي روم به جهنم؛ ويا سراغ بهشت

شكسته باد دوپايم، اگر كه روز حساب

بدون تو بگذارم قدم به باغ بهشت

منم؛ مديحه سرايي كه آرزو دارم

جوارباغ توباشم، شده كلاغ بهشت؟!

سلام برتو وبر خاندان اطهارت

سرم به زير قدوم تمام زوارت

وحید قاسمی
**************
ما اهل تمنــّای عروجیم و به اوجیم

دریای شما بوده که دلداده ی موجیم

عمریست ملقــّب به غلامیِّ نگاریم

ما شیفته ی گفتن از این ایل و تباریم

همسایه ی دیوار به دیوار حریمم

جیره خور هر روزه ی احسان کریمم

از گنبد تو می شنوم سوره ی کوثر

آید به مشام دل و جانم بوی مادر

دلها همه در فصل مناجات و نیاز است

دستم به هوای کرمت باز دراز است

لبخند لب حضرت خورشید ببینید

آرام دل رهبر توحید ببینید

این فاطمه ی موسیِّ جعفر گل زهراست

معصومه ی زینب صفت گلشن طاهاست

روزی خور احسان کریمه دو جهانند

زُوّار حرم ساکن قطعیِّ جــَنانند

در مدح قم او قلم عشق نوشتهَ ست

اینجا سه در از هشت در باغ بهشت است

در مرتبت و علم رسیده به کجاها؟!

فرموده امامش که فِداها وُ أبوها

ای جلوه ای از جمعه ی جاری شدن رب

در صورت تو سیرت زهراست مرتــّب

تو عالمه و فاضله و هانیّه هستی

در فکر رضا هر نفس و ثانیّه هستی

مهتاب شب غربت شمس حُــججی تو

راه دل ما سوی دعای فرجی تو

در صحن و سرای کرم آرام گرفتم

از کوثر الطاف حرم جام گرفتم

با نوکریّت شهره ی شهری شده ام من

با عشق رضا تا به حرم آمده ام من

دلتنگ خراسانم و شبهای گوهرشاد

بنداز دلم را گره بر پنجره فولاد

اینبار اگر پنجره فولاد بگیرم

می خواهم از الله سر ِ راه بمیرم

یا رب نظری کن شوم از جمع شهیدان

با دیدن دلدار سفر کرده دهم جان

جز حب ُّو ولایت به خدا توشه ندارم

ای کاش شود گوشه ی شش گوشه مزارم

حسین ایمانی
**************
صاعقه آسا به خدا می رسیم

به شرح کوثر و کساء می رسیم

همدم خورشید نفس می زنیم

با تو به مشهدالرّضا می رسیم

بی بی ِّ آسمانیِّ شهر قم

با تو به جمع شهدا می رسیم

کریمه ی آل عطا و سخا

کرم کنی به کربلا می رسیم

با تو که باشیم خدایی شدیم

از این حرم به همه جا می رسیم

عالمه ی آل علی پیش تو

به فاطمه به مرتضی می رسیم

صورتی از مادر مکتب تویی

آئینه ی حضرت زینب تویی

بانوی افلاکیِّ ایران ما

مونس سلطان خراسان ما

ملیکه ی سوّم دربار عشق

مرهم زخم دل سوزان ما

خاک تو خاک مادر آفتاب

کوی تو آرام دل و جان ما

سفره ی لطف تو که وا می شود

می رسد از خوان خدا نان ما

نان و نمک خورده ی این سفره ایم

با نظرت پر شده دستان ما

گمشده را در حرمت یافتیم

تشکــّـر از تو کرده باران ما

رو به تو با اشک غم و زمزمه

صدا زدم سلام بر فاطمه

شفیعه ی لحظه ی تنهائیــّم

ذکر تو ضرب قلب شیدائیــّم

دختر هفتمین امام منی

خواهر رویای تماشائیــّم

بوی مدینه از قمت می رسد

در حرم امن تو زهرائیــّم

نفس نفس دم از شما می زنم

با تو دمی ناب و مسیحائیــّم

اگر چه آلوده و نالایقم

اهل بهشتم اگر اینجائیــّم

من از تبار عترت و کتابم

علی علی نغمه ی لالائیــّم

از قم تو خیره به جمکرانم

چشم انتظار صاحب الزّمانم

خواهر پادشاه مشرق زمین

یاور هشتمین چراغ یقین

دختر قبله گاه حاجات ما

عمّه ی روح جود و تقوا و دین

تو مونس غریبی امّا غروب

خیمه و دامنت نشد آتشین

سر نگار تو به نیزه نرفت

همسفرت نبوده شمر لعین

حلقه ای از مَحارمت دور تو

حسرت زینب یل ِ امُّ البنین

کسی نخندیده به اشک تو شکر

نخورده لعل دلبرت چوب کین

به یاد عمّه زینبت مضطری

منتظر ِ منـتـقـم دلبـــــری

حسین ایمانی
**************
آنشب زمين هواي بهشتي دوباره داشت

آغوش آسمان به بغل ماهپاره داشت

چشمان ابر روي زمين را گرفته بود

هر قطره با خودش سبدي پرستاره داشت

دست ملک قصیده ای از نور می نوشت

واژه به واژه حرف غزل استعاره داشت

باز عطر سيب و بوي بهار و شميم ياس

بر بارش دوباره كوثر اشاره داشت

اين بار حق به دامن موسي عطا نمود

آن كوثري كه بال ملك گاهواره داشت

اين سيب سرخ سيب بهشت پيمبر است

اين دختر يگانه موسي بن جعفر است

مثل بهار بود هواي رسيدنت

باران چكيد از رد پاي رسيدنت

در پشت درب خانه تان جمع ميشوند

خيل فرشتگان كه براي رسيدنت_

-آماده اند از طرف ذات كردگار

خود را فدا كنند فداي رسيدنت

خاك بهشت بهر قدمگاه تو كم است

آغوش نجمه بود سراي رسيدنت

قلب برادرت ز تب شوق آب شد

در التهاب ثانيه هاي رسيدنت

در چشم خویش ذوق خدا را نگاه کن

گلخنده امام رضا را نگاه کن

از آن زمان كه خواهر سلطان ما شدي

بانو ، شما مليكة ايران ما شدي

از آسمان وجود تو بر ما نزول كرد

تا كوثر دوباره قرآن ما شدي

منت گذاشت بر سر ما ناز مقدمت

وقتي كه آمدي تو و مهمان ما شدي

با هر قدم به سينه ما جا گرفته اي

يعني تو صاحب دل ما جان ما شدي

باني خير و بركت اين خطه گشته اي

وقتي نسيم سبز بيابان ما شدي

يعني فقط نه جزء محبان حيدريم

«از شيعيان كشور موسي بن جعفريم»

وقتي تويي كه آينه ذات كوثري

زيبد به خادمان حريمت پيمبري

عصمت به پاي عصمت تو سجده مي كند

معصومه اي و عصمت كبراي ديگري

اي زينبي كه عالمه بي معلمي

زين رو كني به شهر خودت علم پروري

ما هرچقدر شعر و غزل نذرتان كنيم

تو بازهم از آنچه كه گفتيم برتري

بي تو كميت محشريان لنگ مي شود

يك وقت اگر كه روي به محشر نياوري

زهرا شدی و شمس فروزان شیعه ای

زهرا شدی و روز قیامت شفیعه ای

خود ظلمتیم ، اگرچه سپیدیم با شما

یأسیم اگر ، سراسر امیدیم با شما

مست اجابتند دعاها کنارتان

ما حاجت نداده ندیدیم با شما

وقتی حدیث ها تو را حرف می زنند

جز وصف فاطمه نشنیدیم با شما

در قاب عکس خالی آن قبر گمشده

تصویری از بهشت کشیدیم با شما

پس آمدیم و زائر آن بی نشان شدیم

یعنی که تا مدینه رسیدیم باشما

امشب كه عشق مي پرد از كنج سينه ام

در محضر تو زائر شهر مدينه ام

محمد علی بیابانی
**************
سفره دار قديمي دنيا

اي كريم شفيعه ي فردا

گنبدت را نگاه مي كرم

خوش به حال پر كبوترها

پيش تو بي اراده مي گويم

السلام عليك يا زهرا

طعم سوهان شهر تو برده است

تلخي كام روزه دار مرا

كار خورشيد مي كند آري

ذره اي را كه مي بري بالا

با همين شور و حال و تاب و تبم

راهي جاده ي سه شنبه شبم

سجده ها و قيام هاي مني

هدف احترام هاي مني

السلام عليك يا بانو

تو عليك السلام هاي مني

زينب دومي و بعد رضا

عمه جان امام هاي مني

لحظه هاي خوش حرم رفتن

استواري گام هاي مني

در دلم با تو درد و دل كردم

يكي از هم كلام هاي مني

انعكاس جمالي زهرا

حضرت زينب امام رضا

مسعود اصلانی

**************
وقتي دلم کنار ضريح تو جا گرفت
نوري ز فيض کوثر بي انتها گرفت

يادم نمي رود که ز الطاف مرقدت
هر بار قلب مردة من هم شفا گرفت

شد پاي بوس خاک در آستانه ات
تا از کرامت حرم تو صفا گرفت

از لحظه اي که وارد شهر شما شدم
فهميده ام نگاه رئوفت مرا گرفت

وقتي به صحن آينه ات آمدم دلم
رنگي به روشنايي آئينه ها گرفت

دل آشيان گرفته در ايوان آينه
گل داده است غنچة‌ گلدان آينه

از مرقدت شميم مناجات مي رسد
بر مقدمت توسلِ حاجات مي رسد

وقتي كه خاكبوس حريم تو مي شوم
دستم به چشمه هاي كرامات مي رسد

ديگر چه احتياج به مهتاب و آفتاب
تا نور گنبدت به سماوات مي رسد

با بال هر فرشته که گرم طواف توست
امواج بي کران تحيّات مي رسد

هر دم از آسمان ضريح مطهرت
عطر مزار مادر سادات مي رسد

در بين صحن حضرت صاحب زمان بگو
يک عصر جمعه وقت ملاقات مي رسد؟

بانوي مهربان جهان اشفعي لنا
اي عمة امام زمان اشفعي لنا

دستت كريم و سفرة خيرت كثير تر
هرگز نديده ايم ز تو دستگير تر

نائل به فيض كسب مقامات مي شود
در محضر تو هر كه شود سر به زير تر

مي گفت شاعري كه بهشت است مرقدت
نه نه ، بهشت نه ! به خدا بي نظير تر

گل پوش مي شود حرم آسماني ات
با فرشي از دو بال ملائك حرير تر

با مقدم تو باغ بهار است هر كجا
حتي هزار مرتبه از قم كوير تر

نقش بهار ، در حرمت بسته مي شود
گل ، مات گلعذاري گلدسته مي شود

از نسل كوثري، كه شد اين شوره زار ها
از بركت حضور شما چشمه سار ها

در ساية تو جلوة خورشيد پا گرفت
اين انقلاب از تو و اين افتخار ها

صبحي اگر دميده ، ز نور نگاه توست
رونق نداشت بي تو در اينجا ، بهار ها

از بس سبد سبد گل ايمان چكيده است
از آسمان لطف تو بر كوچه سار ها

بر سفرة کرامت و فضلت نشسته اند
همواره زائران تو و همجوار ها

اين سايه را تو بر سر من مستدام كن
با جلوه هاي معرفتت آشنام كن

آسيه آمده به ديارت ز سمت نيل
يا مي رسد ز عرش خدا همسر خليل

از شرق و غرب عالم امكان رسيده اند
امشب به خاک بوسيتان بانوان ايل

يعني عجيب نيست اگر جا گرفته اند
حتي فرشته هاي مقرب چو جبرئيل

با اشکهام آرزويي موج مي زند
بانو اگر ضريح تو را بسته ام دخيل

چشم اميد ما همه بر دستهاي توست
فردا كه مي رسد همه جا بانگ الرحيل

آسوده خاطران هياهوي محشريم
تا زائران دختر موسي بن جعفريم

امروز اگر برات شفاعت به دست توست
فردا ولي شفاعت جنت به دست توست

فرموده اند مريم آل پيمبري
معصومه اي و چادر عصمت به دست توست

تفسير « يطعمون علي حبه » تويي
وقتي که سفره هاي كرامت به دست توست

هر شب دخيل پنجره هايت ، هزار دل
آخر كليد هاي اجابت به دست توست

پر مي زند به سينة من شوق كربلا !
بانوي من جواز زيارت به دست توست

كي مي شود كه بال و پرم را تو وا كني
دل را دوباره زائر كرب و بلا كني

یوسف رحیمی

**************
آئينه توحيد به قم مي آيد

يا خواهر خورشيد به قم مي آيد

نذر نفحات فاطمي اش صلوات

با آمدنش عيد به قم مي آيد

***

هم زمزمه‌ي سبز بهاران با تو

هم روح بلند چشمه ساران با تو

از راه رسيدي و کويري تشنه

جنت شده، اي حضرت باران با تو

***

تا خاک مرا سرشت، يا معصومه

روي دل من نوشت: يا معصومه

يک پنجره پرواز مرا خواهد برد

از صحن تو تا بهشت، يا معصومه

***

یوسف رحیمی
**************
آمدي و بهشت را با خود

به دل اين کوير آوردي

کوثرانه قدم زدي در شهر

خيرهاي کثير آوردي

***

آمدي و مشام هر کوچه

پر شده از شميم احساست

يادگاري مادرت زهراست

عطر نام تو، نفحه‌ي ياست

***

به لب مردمان غمديده

با حضورت تبسم آوردي

آمدي با فرشتگان از راه

آسمان را سوی قم آوردي

***

با تو بوي بهشت پيچيده

دم به دم در فضاي بيت النور

آسمان آمده به پابوسي

آمده تا حرای بيت النور

***

حرف رفتن که مي‌زني ناگاه

دل قم کوچه کوچه مي‌گيرد

يا کريمي که دل به تو بسته

از فراق تو آه مي‌ميرد

***

خاطر آسماني ات انگار

گاه گاهي غبار غم دارد

بغض هاي شکسته‌ي ناگاه

چشم هايي که دم به دم دارد …

***

شعله‌ي آه و … قلب بي تابت

در تب اشتياق مي‌سوزد

باز هم قصه‌ي جدايي ها

جگرت از فراق مي‌سوزد

***

چشم هايت دو چشمه کوثر شد

ياد داري وداع آخر را

دل خواهر چگونه تاب آورد

حسرت ديدن برادر را

***

زينب حضرت رضايي و

چشمهايي پر از شفق داري

ديدن غربت «ولي» سخت است

بانوي بي قرار حق داري

***

آمدي از مدينه تا ايران

برساني چنين پيامت را

که تحمل نمي تواني کرد

لحظه اي غربت امامت را

***

سيره‌ي ناب فاطمي اين است

راه را بر همه نشان دادي

تو شهيد ولايتي بانو

در هواي امام جان دادي

***

سيره‌ي ناب فاطمي اين است

مادرت پا به پاي مولايش…

محسنش جاي خود، خود مادر

پشت در شد فداي مولايش

***

بين کوچه کبود شد بازو

ولي اسباب رو سپيدي شد

آه دست شکسته‌ي مادر

باني نهضت رشيدي شد

***

سيره‌ي ناب فاطمي يعني

در شريعه رشادت عباس

تشنه لب از فرات برگشتن

دست و مشک و … قیامت عباس

***

دست هايش قلم شدند آن روز

تا حديث حماسه بنويسد

همه‌ي شعر را اگر شاعر

در دو مصرع خلاصه بنويسد:

***

هر کسي شد فداي مولايش

نام او در جهان علم گردد

مرقدش در تمامي عالم

قبله و کعبه و حرم گردد

یوسف رحیمی

**************
ما را براى گدايش شدن آفريدند
قمرى آب و هوايش شدن آفريدند

او را براى طواف و براى عروج و
ما را براى برايش شدن آفريدند

اين خانم با كرم، محترم را براى
وقف امام رضايش شدن آفريدند

اصلاً تمامى ايران زمين را براى
ملك خصوصى پايش شدن آفريدند

هر چند نانى نداريم گندم كه داريم
گيرم مدينه نرفتيم ما قم كه داريم

زهرا حضورش نيازى به مردم ندارد
اصلاً ظهورش مدينه و يا قم ندارد

بالى كه اين آسمان را ندارد چه دارد؟
آن كس كه اين آستان را ندارد چه دارد؟

من حاجتم را به دست مسيحا ندادم
بال و پرم را به اين آسمانها ندادم

قمرى‏ام و در كرمخانه لانه گرفتم
من حاجتم را از اين آستانه گرفتم

عصمت تبارى كه همسايه‏اش را نديده
همسايه‏اش نيز هم، سايه‏اش را نديده

بانوى بالا مكانى كه ما فوق نور است
خورشيد هفت آسمانى كه ما فوق نور است

جبريل حتى حريف كمالش نمى‏شد
آئينه هم روبرو با جمالش نمى‏شد

پروازها با قنوتش به بالا رسيدند
اعجازها با نگاهش به اينجا رسيدند

غير از خدايا خدايا صدايى ندارد
روى زمين غير محراب جايى ندارد

سجاده‏اش با مناجات كردن گره خورد
گهگاه با نور خيرات كردن گره خورد

در بارگاه جلالى، تعبّد،تعبّد
در آستان كمالى، تهجّد، تهجّد

امروز باران‏ترينِ عنايت به دستش
فردا فراوان‏ترينِ شفاعت به دستش

با لطف بسيار دست بگيرى كه دارد
چه خوب تا مى‏كند با فقيرى كه دارد

خورشيد شبهاى تنهاى محتاجى ماست
يا رحمة اللَّه فرداى محتاجى ماست

بالا پريدند پرهاى ما با نگاهش
چه سر به زيرند سرهاى ما با نگاهش

از يك طرف دختر مرد مشكل گشاهاست
از يك طرف خواهر آبروى گداهاست

او حلقه‏ى اتصال رضا با جواد است
باب الحوائج ترينى كه باب المراد است

وقتى كه مى‏خواست از خانه‏اش در بيايد
يعنى به سمت حريم پيمبر بيايد

دور و برش از برادر برادر قرق بود
راه از پسرهاى موسى بن جعفر قرق بود

دست پسرهاى موسى بن جعفر نقابش
پاى پسرهاى موسى بن جعفر ركابش

تا چادرش خاكى از ردّ پايى نگيرد
تا معجر با حجابش به جايى نگيرد

او آمد و مايه‏ى افتخار همه شد
دست گل مريمى بهار همه شد

گيرم نبوديم اما سلامش كه كرديم

گيرم نديديم ما احترامش كه كرديم

ما سربلنديم از اين كه گلابش نكرديم
با ازدحام سر كوچه آبش نكرديم

او آمد و طرز خواهر شدن را نوشت و…
قربان قبل از برادر شدن را نوشت و…

چه خوب شد كه مسيرش به مقتل نيفتاد
چه خوبتر بارها از روى تل نيفتاد

گودالى از كشمكش‏هاى لشگر نديد و…
اى واى بالاى سر نيزه‏ها سر نديد و…

اى واى از آن خواهرى كه برادر ندارد
بوسه زند بر گلويش اگر سر ندارد

علی اکبر لطیفیان
**************
نشسته ام بنویسم حرم، حرم، بانو

چه خوب شد که دوباره کبوترم، بانو

نشسته ام بنویسم مرا به فم ببری

دو هفته ای شده اصلا نمی­پرم، بانو

نشسته ام بنویسم مرا رها نکنی

که بی تو راه به جایی نمی­برم، بانو

مسیح نیز مریض مرا علاج نکرد

ولی به لطف تو امروز بهترم، بانو

امام زاده­ی موسی بن جعفری، خانم

غلام­زاده­ی موسی بن جعفرم، بانو

سلام بانوی خیرات، بانوی برکات

هزار بار بر این خیر مقدمت صلوات

به شرط آنکه فدایت شوند سر دادند

به شرط آنکه برایت شوند، پَر دادند

شفیعه­ی همه، مدیون چادرت هستیم

به لطف توست به ما سایه ای اگر دادند

تمام حاجت خود را نوشتم و بعدا

حساب کردم و دیدم که بیشتر دادند

قدم گذاشتی و یک نفس زدی و سپس

به علم حوزه­ی علمیه ها اثر دادند

چهار امام کمال تو را بیان کردند

چهار امام جلال تو را خبر دادند

چهار امام نوشتند احترام تو را

شکوه نام تو را ،جلوه ی مقام تو را

بلند عرش خدا هم ردیف شانه­ی تو

بهشت باغچه ای در حیاط خانه­ی تو

قدم به سمت مدینه زدم نفهمیدم

چطور شد که رسیدم به آستانه­ی تو

من و تو هر دو به دنبال یک هدف هستیم

تویی روانه­ی مشهد منم روانه­ی تو

حریمت آینه، ایوانت آینه، آری

چقدر آینه در آینه است خانه ی تو

شبیه فاطمه، همسایه آبرویش را

گرفت شب به شب از گریه­ی شبانه­ی تو

بخوان نماز شبت را که استفاده کنیم

و پخش کن رطبت را که استفاده کنیم

کریمه! سفره­ی نان را بدست تو دادند

همیشه روزی مان را بدست تو دادند

چگونه دل نگران قیامتم باشم

دل منِ نگران را بدست تو دادند

کلید قفل حرم را بدست ما دادند

کلید قفل جنان را بدست تو دادند

قلمروی تو خلاصه نمی­شود در قم

همه زمین و زمان را به دست تو دادند

نجات مردم قم دست “میرزای قمی” است

نجات هر دو جهان را بدست تو دادند

نگاه ما همه بر آفتاب محشر توست

دخیل ما همه بر رشته ی معجر توست

نکرده است کسی غیر حق تماشایت

ز بس که خالق تو آفریده بالایت

تو ازدواج نکردی به خاطر اینکه

نبود هیچ کسی هم طراز و همتایت

کنار جلوه­ی تو می­شود خدا را دید

تو کوه طوری و بابای توست موسایت

تمام مردم دنیا به پات می­میرند

فقط همینکه بگوید: فدات بابایت

تویی که این همه باشد عطای امروزت

خودت بگو که چقدر است عطای فردایت

یگانه دختر موسی بگیر دست مرا

شفیع جنت کبری بگیر دست مرا

تو آن همیشه کرم، من همیشه نوکر تو

مرا بزرگ نوشته است ذره پرور تو

کنیز بود اگر مادرت، کنیز تو بود

هزار حضرت مریم کنیز مادر تو

تو آنقدر عظمت داشتی که از مادر

فقط امام رضا می­شود برادر تو

و از میان پسرهای موسی حعفر

فقط امام رضا بود سایه­ی سر تو

خدا کند که نگیرد به چوبِ ناقه سرت

خدا کند که نگیرد به سنگ معجر تو

خدا کند که اینجا پرت به در نخورد

شبیه مادر زینب، سرت به در نخورد

علی اکبر لطیفیان
**************
سائل لطف نوشتند بني آدم را

سر ِ اين سفره نشاندند همه عالم را

صبح فردا عجبي نيست اگر بنشانند

يك طرف آسيه و يك طرفت مريم را

حس ِ معراج نشينيِ من اين است فقط

گوشه اي از حرمت پهن كنم بالم را

در ضريحت شرف آدميت ريخته اند

پس محال است كه آدم نكند آدم را

همه بالفعل مسيح اند اگر پخش كنند

نفس ِ دختر موسايِ مسيحا دم را

مثل يك عرش براي تو حرم ساخته اند

كاش ميشد حرم حضرت زهرا هم را

با گدايي حرم فخر به دنيا داريم

هرچه داريم از اين دختر موسي داريم

قصد كردي بكِشي و بكِشاني همه را

تا به معراج ِ بلندت برساني همه را

ريشه هاي دلِ ما رشته اي از چادر توست

چادرت را بتكان تا بتكاني همه را

به خدا ذره اي از خانمي ات كم نشود

چه براني همه را و چه بخواني همه را

تربت پاي تو بودن چه به ما مي آيد

پس چه بهتر سر راهت بنشاني همه را

يك دو قرباني ما نيست برازنده ي تو

وقت آن است بيايي بستاني همه را

بشكند گر سر عشاق فداي سر تو

همه ي ما به فداي نخي از معجر تو

ما گداييم همه وقت نظر داشتنت

خاك پاييم همه وقت گذر داشتنت

آمدي مردم ايران به نوايي برسند

ورنه جز اينكه بهانه ست سفر داشتنت

علم شد تربت سجاده ي بيت النّورت

حوزه ي علميه شد لطف سحر داشتنت

يك نفس در جگرت سوخت و شد روح الله

بركت داشت چقدر ، آهِ جگر داشتنت

فتنه اي آمد و چون فاطمه جمعش كردي

اي به قربان تو و سينه سپر داشتنت

در طريقت نفس از پا كه بيفتد خوب است

سير معراج به اينجا كه بيفتد خوب است

گاه بابا سخنش را به تو تنها ميگفت

چون نبي گرچه علي داشت به زهرا ميگفت

جايگاه تو چنان در نظرش بالا بود

جاي آن داشت به تو اُمِّ ابيها ميگفت

دست خطِ تو كه ميديد فقط مي بوسيد

تا كه يادِ تو مي افتاد “فداها” ميگفت

خبر از عصمت بي چون و چرايت ميداد

هر امامي كه مقامات شما را ميگفت

عمه ي كرب و بلا در تو تجلي كرده

بايد اين آينه را زينب كبري ميگفت

بر روي چشم همه جاي شما محفوظ است

احترام تو در اين شهر خدا محفوظ است

مطمئن باش در اين شهر پريشان نشوي

بي برادر نشوي پاره گريبان نشوي

مطمئن باش كسي سنگ نمي اندازد

از عبورت ز سر كوچه پشيمان نشوي

محملت بر روي چشم همگان جا دارد

به خدا مورد آزار مغيلان نشوي

آن قدر پوشيه و حله سرت ميريزند

زير يك معجر پاره شده پنهان نشوي

زيور آلات تورا مردم اينجا نبرند

وسط خيمه ي آتش زده حيران نشوي

محملت شعله ور از واژه ي غارت نشود

حَرمت بسته به زنجير اسارت نشود

علی اکبر لطیفیان
**************
ای خاک پاک ملک ری حریمت

قم قطعه ای از جنت نعیمت

هرکس که این منظومه را شناسد

اخت الرضا معصومه را شناسد

غم را جدا از بخت شیعه کردی

قم را تو پایتخت شیعه کردی

درگاه تو جنات عالمین است

شهرت سه باب از جنت الحسین است

آنانکه تاریخ تو را بدانند

ام ترا ام البنین بخوانند

وقتی گل زهراییت سرشتند

میلاد نوری ترا نوشتند

چون در ازل دل از همه گرفتی

زینت به نام فاطمه گرفتی

تو بانی احیای کربلایی

تو زینب از نوع گل رضایی

مهری و مهتاب امام هفتم

ماهی و همزاد امام هشتم

در منزلت کفو برادری تو

در عصمتت با او برابری تو

میلاد تو از مرتضا بگوید

اخبار میلادت رضا بگوید

اصلاب پاکی حامل تو بودند

ارحام نوری قابل توبودند

ای بهترین یاور برای رهبر

از کودکی آشفته برادر

چون مادرت شد آن کنیز لایق

شد نو عروسکاشف الحقایق

در خواب او می رفت بهر یاری

پیغمبر اکرم به خواستگاری

چون نور پیغمبر در او درخشید

نور تو و نور رضا در او دید

نورت چو از آن حجره سربرآورد

از شادمانی نجمه پر درآورد

از بس تحیت آمدت زبالا

شد خانه نجمه چو عرش اعلا

ای خواهر مولای با عطوفه

او شد رئوف و تو شدی رئوفه

پرورده ی همد ولایتی تو

پوئیده ی راه هدایتی تو

دامانپر مهرت پدر سرایت

فرمود بابایت : (پدر فدایت)

از بسکه خوش فکر و اراده بودی

کانون فضل خانواده بودی

از نامهای پاکت ای نقیه

مرضیه و صدیقه و رضیه

بنت الامام از نامهای نابت

شیعه کند اخت الرضا خطابت

ای عالمه علمیه پروری تو

آیینه موسی بن جعفری تو

ای حوزه علمیه از تو بنیاد

وی گلشن فسضسه از تو آباد

هستی حدیث عشق را تو راوی

نوآوری کردی تو در فتاوی

در هجرتت چون خون عاشقان ریخت

علم وعمل از نو به هم در آمیخت

روح پیام قاطعیت از توست

مهر مقام مرجعیت از توست

ای اسوه ما مرجعیت تو

وی الگوی شیعه شهادت تو

باب شهادت از تو باز مانده

اینگونه محراب ونماز مانده

مرجع کسی که راه تو بپوید

وز آستان درگهت بروید

هر مرجعی ، تقلید کردنی نیست

هر مدعی نامش که بردنی نیست

مرجع که از بیگانگان بگوید

اخبار چون دیوانگان بگوید

مرجع تمام نیتش حسینی است

راهش ز راه نهضت خمینی است

مرجع که با دشمن ولی نگردد

ضد تولای علی نگردد

ای رفته راه منطق امامت

با آن برادرهای با کرامت

تو کاخ ظالم را خراب کردی

مانند زینب انقلاب کردی

گرچه تو دیدی هجمه ی حرامی

اما ندیدی ازدحام شامی

بالا تل زینبیه هیهات

دیدی امام خویش در مناجات؟

در پیش چشمت کی سری بریدند

کی معجری را از سری کشیدند

راه تو زینب طریقه ماست

جان دادن در خون سلیقه ماست

محمود ژولیده
**************
امشب از آسمـان، مه انـور رسیده است
آئینـــه ای ز نـور پیمبــــر رسیده است
این جلوه و جلال کدامیـن ستـاره است
کزآسمــان به جلـوۀ دیگـر رسیده است
کـم کـم طلـوع صبـح وفـا دیـدنی بود
گوئی شب فـراق بـه آخــر رسیده است
از مشـرق مـدینــه پی عـرض احتـرام
مهـر فلک بـه دامـن پـرُ زر رسیده است
وقتی طنیـن بـال مـلائـک بلنــد شـد
آمـد خبـرکـه جلـــوۀ داور رسیده است
یک گل به نام حضرت معصومـه از خـدا
امشب بـرای مـوسی جعفر رسیده است
هفت آسمـان نظـاره گـر او بـود کـه او
با شوکت و جـلالت و بـا فـَر رسیده است
آئینـه دار زُهــرۀ زهــرا رسیــد و بـاز
گفتنــد نـور زُهــرۀ ازهــر رسیده است
این است بـانـوئی که مقــام رفیـع او
تا طاق عـرش خـالق اکبــر رسیده است
این است گوهری که ز دریای علم و دین
بـر ســاحل حقیـقتِ بــاور رسیده است
این است آن کریمه که از جـود و مکرمت
فیضش به ناتوان و تـوانگـر رسیده است
این است آن شفیعه که از قـدر و منزلت
آوازه اش به عـرصۀ محشر رسیده است
کـم گفتـه ام اگـر کـه بگــویم برای او
همچون مقـام ساره و هاجر رسیده است
هـرچه رسیده است بر آن حضرت از خدا
از قـدر روزگــار فــزون تـر رسیده است
از داستـــان غُـربـت درد آشنـــای او
خوناب سینــه بـر مـژۀ تـر رسیده است
کی نـا امیـد می رود از درگهش بــرون
هرکس که با امیـد به این در رسیده است
بـر زائـربهشتی کــویش نــدا دهنــد
لب تشنه ای به چشمۀ کوثر رسیده است
بـا التفــات اوست«وفــائی»اگــر تـو را
از کـــردگــار رزق مقــدّر رسیده است

استاد سید هاشم وفایی

**************
بانوی واجب السلام ، سلام
بر تو در اوج احترام ، سلام
ای کریمه سلام بر کرَمَت
همه دلهاست راهیِ حرمت
ای حریمت بهشت هر دو جهان
حرم اهل بیت در ایران
زائرانت مسافر توحید
چاکرانت مراجع تقلید
ای مطاف تو ملجأ شهدا
تربت پاک تو حریم خدا
مظهر رحمت خدایی تو
کوثر آل مصطفایی تو
پدرت هست موسی جعفر
نَسَبت منتهی به پیغمبر
ای به روحت جلالتِ زهرا
وی به دوشت رسالت زهرا
فاطمیات بر تو می نازند
جان به شکرانۀ تو می بازند
صابره ، عابده ، کریمه تویی
فاطمه ، فاضله ، شفیعه تویی
من چه گویم ز تو کرامت را
دیده در تو امام ، عصمت را
از تو باید شناخت زهرا را
با تو باید نگاشت اسما را
آنچه که موجب قیامت بود
نصرتِ عترت و امامت بود
مثل تو حامی ولایت کیست
مثل تو پرچم هدایت کیست
بندگی را تو از که آموزی
که بما بندگی میاموزی
این تویی عبد زینب کبری
بانوی بانوان دو دنیا
تا که نام تو می رود بر لب
به نظر می رسد فقط زینب
فطرتم می شناسدَت بانو
دل من می سپاسدَت بانو
در ثنای شجاعتت این بس
که ندارد دلِ ترا هر کس
همچو زینب مهاجرت کردی
دین حق را مراقبت کردی
هجرتت بسکه آسمانی شد
نهضتت نهضتی جهانی شد
این تویی که عزیز و خوشنامی
مادر انقلاب اسلامی
دید جبریل هر طرف را جُست
که فقط مرکز زمین قُمِ تست
پیش گوییِ حضرت صادق
کرده ما را به حب تو لایق
به تو ایل و تبار می نازد
صاحبِ ذوالفقار می نازد
دختر بوتراب یعنی تو
مادر آفتاب یعنی تو
هرکه اهل اطاعت تو شود
بهره مند از شفاعت تو شود
ای کنیز خدا ، قسم بخدا
به غلامی قبول کن ما را
وصف تو ای محدّثه این است
که حدیثِ از تو هدیۀ دین است
دین اسلام از تو جاری ماند
که غدیر از تو یادگاری ماند
نیست در حال و روز اُمّت قم
سخن از بی وفاییِ مردم
اهل ایران چه خوب حُرمت داشت
قَدرَت ای بانوی ولایت داشت
آه از سرگذشت زینب و آل
کوفه با سنگ آمد استقبال
روی نیزه کجا برابرِ تو
سنگ بود و سرِ برادر تو
دست و چشمی به معجر تو نخورد
پنجۀ کس به چادر تو نخورد

محمود ژولیده
**************
هدایت می‌وزد از مکتب توحید چشمانت
خدا را شکر بانو ٬ گشته ام امشب مسلمانت
بشارت می‌رسد بر من ٬ طلوعی می‌کند روشن
سحر از مشرق آیینه‌ها ٬ خورشید چشمانت
ترنم می‌کنم امشب ٬ تبسم‌های نورت را
به شوق وصف نور تو ٬ شدم بانو غزلخوانت
تو نور عصمت هفتم ٬ گواه هشتمین مهری
زمین آیینه ی عشقت ٬ فلک آیینه گردانت
اگر معصومه ی مهرت ٬ بخندد بر شب هستی
چو قلب قم شود بانو ! دل خلقت چراغانت
تبسم کن به زیبایی ٬ که مهری عالم آرایی
بُود نورت اهورایی ٬ دل آیینه حیرانت
نسیم کوثر فطرت ٬ سحاب رحمت عصمت !
مرا خیس کرامت کن ٬ شبی در زیر بارانت
قسم بر لیلة القدری ٬ که قرآن تو نازل شد
تو نوری از خدا هستی ٬ خدا باشد ثنا خوانت
شمیم جلوه زار « هو » ٬ تو هستی از خدا گلبو
شبی می‌آیم ای بانو ! به گلگشت گلستانت
زیارت می‌کنم عاشق ٬ کرامات نگاهت را
دو رکعت نور می‌خوانم ٬ سحر در صحن چشمانت
ز دنیا من نمی خواهم ٬ به جز سرمایه ی مهرت
نظر هرگز نمی دوزم ٬ مگر بر دست احسانت
نخواهم کرد من بیعت ٬ مگر با ضامن نورت
مُرید کس نخواهم شد ٬ مگر پیر خراسانت
طلوع نو بهار تو ٬ مبارک باد بر هستی
تو ای معصومه ی زهرا ! جهان بادا گل افشانت

رضا اسماعیلی
**************
شکر بر منّت خدا داریم
باز هم شوق ربّنا داریم
ما ز یمن حضور سبز شما
دلی از عشق با صفا داریم
امشب از لطف یک نگاه شما
حال زیبای یک گدا داریم
ما گدا و تویی کریمه ی عشق
چشم امید بر شما داریم
با حساب دو شهر قم – مشهد
ما در ایران دو کربلا داریم
گرچه از خاک کربلا دوریم
لا اقل مشهدالرضا داریم
ما درون حرم کنار ضریح
از تو امید اعتنا داریم
قبر مخفی فاطمه اینجاست
باز حس مدینه را داریم
تا نگاه تو را به خود بخریم
روی لب ذکر یا رضا داریم
ای دل آرام حضرت سلطان
خواهر با کرامت سلطان
دست خالی ما و رحمت تو
چشم داریم بر عنایت تو
سالها بوده ایم مهمانِ
چشمه ی فیض با کرامت تو
قدر تو بی حساب چون شب قدر
بی حساب است قدر و قیمت تو
بر دلت ماند حسرت دیدار
ای فدای نگاه حسرت تو
آسمان با همه بزرگی اش
خیره مانده است بر جلالت تو
غصّه ها از دل رضا می رفت
تا که می دید قد و قامت تو
در تو می دید روح زهرا را
بس که چون فاطمه است هیبت تو
به زنان درس بندگی داده است
چادر تو ، شکوه و عفّت تو
پیش مردم بدم نکن بی بی
دست خالی ردم نکن بی بی
بی شمار و عدد گدا داری
به غم عشق مبتلا داری
اینکه ما را کشانده ای یعنی
نظر دیگری به ما داری
درد دوری چه درد جانکاهیست
حسرت دیدن رضا داری
پیر کرده تو را غم دوری
از زمانه گلایه ها داری
عمّه ی دوم امام زمان
صبری از جنس کربلا داری
بی بی از عمّه ات بخوان امشب
ای امان از غم دل زینب
پیش چشمت برادر تو نرفت
سایه اش بود و از سر تو نرفت
از کنارت به کهنه پیراهن
آه امّید آخر تو نرفت
دست کم محرمی کنارت بود
بر سرت بود و معجر تو نرفت
بدنی زیر سمّ مرکب ها
روی نی رأس دلبر تو نرفت
جرعه آبی کنارتان بود و
طفل شش ماهه از بر تو نرفت
آخرین لحظه ها رضا آمد
به سرت بود و از سر تو نرفت
تازیانه به پیکرت نزدند
طعنه بر داغ مادرت نزدند

وحید محمدی
**************
چنین گفت پیری زآل پیمبر
که بر جان پاکش سلام مکرّر
شبی یافتم در بهشت مدینه
تشرّف زلطف خداوند اکبر
مزار پیمبر قبور ائمّه
به چشمم عیان شد چو مهر منور
تمام قبور بزرگان دین را
در آن شهر کردم زیارت سراسر
بسی جستجو کردم آخر ندیدم
مزاری در آن جا ززهرای اطهر
یکی گفت باشد مکان در بقیعش
یکی گفت در بین محراب و منبر
زدم در همان حال دست توسّل
به دامان ختم رسل کی پیمبر
مرا آگه از قبر زهرای خود کن
کجا خفته در خاک آن سرّ داور
نگویم به کس گر تو با من بگویی
به جان عزیز تو و جان حیدر
پیمبر مرا گفت آن شب به رؤیا
که این راز باید بماند مستّر
اگر خواهی او را زیارت نمایی
زشهر مدینه به قم روی آور
بزن بوسه بر قبر معصومه ی من
که از نسل زهراست زهرای دیگر
دُرِ دُرج طاها مه برج یاسین
که مصباح نور است ومصداق کوثر
امامان معصوم را دخت و عمّه
علیّ بن موسی الرضا راست خواهر
سلام خدا و درود محمّد (ص)
به این خواهر و آن گرامی برادر
دیارش دل رهروان ولایت
مزارش در آغوش موسی بن جعفر
سپهر جلالات را اوست خورشید
محیط کمالات را اوست گو.هر
در آغاز ذیقعده ماه جمالش
چو مهر جهان تاب شد نور گستر
ثنایش نیاید زغیر از ائمّه
مدیحش نباشد به خلقت میسّر
نبی خُلق و حیدر خِصال و حَسن تو
حسینی تجلاّ و صدّیقه منظر
سزد مادر علم و فضلش بخوانم
اگر چه به عمرش نکرده است شوهر
وضو گر چه زیباست با آب زمزم
تیمّم به خاک در اوست خوشتر
به خاک اوفتد آفتاب قیامت
اگر افکند سایه بر اهل محشر
زخاکش درخشیده خورشید فیضی
که فیضیّه آن را گرفته است در بر
مزار شریفش ملک راست قبله
حریم رفیعش فلک راست محور
خوا گلبن دین که اینش بود گل
زهی باغ قرآن که این اش بود بر
وجود وی از دوره ی خردسالی
جلال مجسّم کمال مصوّر
کند جان میکال در کوی او سیر
زند روح جبریل بر بام او پر
سلام خدا باد بر زائر او
که باشد به زوّار زهرا برابر
عجب نیست هر شب اگر شخص مهدی
زند بوسه بر این مزار مطهّر
به چشم رضا می توان دید در او
کمالات عمّه جلالات مادر
بود قم در امواج دریای فیضش
چو ماهی که در موج دریا شناور
توان یافت عطر بهشت از مزارش
که از بوی زهراست خاکش معطّر
سلام هزاران مسیحا و مریم
به روح امامان و این پاک دختر
سزد جای باران به دامان صحنش
سماوات دائم بارند اختر
قدم های زوّار او مُشک افزا
نفس های خُدّام او روح پرور
به زوّار قبرش بهشت است واجب
که گیرد بهشت از قدمهاش زیور
به زن های کلّ جهان تا قیامت
پس از عمّه و مادرش اوست سرور
بیایید در عُشّ آل محمّد (ص)
بگیرید حاجات خود را از این در
خلایق از این در گرفتند حاجت
حوایج در این خانه دارند سنگر
حریم امامان معصوم ما قم
بتولش بود دخت موسی بن جعفر
مصون است قم تا ابد از حوادث
که پیوسته معصومه او راست یاور
الا ای ثنا گسترانت ائمّه
گهی جدّ، گهی باب، گاهی برادر
به اجداد وآبای پاک تو سوگند
که مهر تو به باشد از جان به پیکر
عجین گشت مهرت به آب و گِل ما
چنین بود از صبح خلقت مقدّر
نگردد ادا حقّ این نعمت آری
اگرز شکر گوییم تا صبح محشر
در مدح تو ریزد از طبع «میثم»
کرم کردی ای بانو، از این چه بهتر

استاد سازگار

**************

سرود

(به سبك امشب كه چشامون داره)

دستای توسل به سوی صحن آسمونیت

چشم امید ما به تو و لطف و مهربونیت

دست خالی نمیره از حرمت، هرکه دل بسته به تو و کرمت

رحمت رأفت کرامت و اجابت، می‌باره از غبار هر قدمت

خاک پای زائراته ، طوطیای چشم عالم

آب شور حرمت رو ، نمی دم به آب زمزم

قامت گلدسته هات ، آخر شکوهه

بردن اسـم زیبات ، آرامـش روحه

******

توی حرم تو اشک شوق ما ارادی نیست

از صحن قشنگت تا بهشت راه زیادی نیست

هر کس میاد تا ایوون آئینه، اونجا پرواز قلبشو می‌بینه

تا می‌پیچه عطر و بوی گل یاس بی‌اختیار میره سوی مدینه

حرم تو حرم الله ست ، آشیون آل طاهاست

بذا راحت بگم امشب ، اینجا قبر خود زهراست

بـرای زیـارت بـانویـی مظلومـه

سر می‌ذارم رو خاکِ حضرت معصومه

******

از سمت ضریح شما وا می‌شه در بهشت

دستِ خالی ما رو رد نکن ای خواهر بهشت

پا می‌ذارم توی ایوون طلا، تکثیر می‌شه دلم تو آینه ها

یه دل میشه دخیل ضریح تو، یه دل میره سوی مشهدالرضا

حالا قلب من اسیرِ ، حرم دو نور عینه

قم تا مشهد واسه قلبم ، مثه بین الحرمینه

دلم تو آسمونا ، بی قرار و رها

بهونه داره واسه ، دیدن کربلا

******

از دست کریمت می‌خوام امشب توشه بگیرم

اذن پر زدن تا ضریح شش گوشه بگیرم

بارون بارون صحن چشای ترم ، شوق پرواز وا شده بال و پرم

از صحن قم تا صحن کرب و بلا ، پر می‌گیره دل از حرم تا حرم

آخه با نیمه نگاهی ، دل تنگم می شه راهی

میشه سرگشته و بی‌تاب واسه شش‌گوشة ارباب

پر می‌ زنه دل من ، تا بین الحرمین

آرزومه جون بدم ، پیش پای حسین

دریافت سبك

یوسف رحیمی

**************

سرود

(به سبک کامل شده ماه شبهای علی)

کامل شده ماه ، شبهای رضا      مجنون سر راه ، لیلای رضا

خشکی میخونه ، دریا اومده       مجنون میخونه ، لیلا اومده

بازم میخونن ، زهرا اومده

شهر و چراغون کنید      آینه بندون کنید

بی بی ولیمه میده پس عالمو مهمون کنید

دسته ی گل بیارید       دل روی دل بکارید

مهمونتون از راه رسید ، سنگ تموم بذارید

بانو ، حضرت معصومه

******

ماه شب چهارده ، خورشید و میخواد    از گهواره میاد ، تو آغوش رضا

چشمش وا شد و ، شد مست رضا        گهواره شده ، پا بست رضا

لبخند میزنه رو دست رضا

میون این خنده هاش      میگه به خواهر داداش

تو هم شبیه من هوای ایران و داشته باش

تو فاطمه تباری     تو قم تو تکسواری

برا جوونای ولایی ، هیچی کم نذاری
بانو ، حضرت معصومه

******

بازم شده فصل ، بیقرار شدن      آرزومه با یک ، گل بهار شدن

شیعه میدونه ، آقاش میرسه      خشکی که بیاد ، دریاش میرسه

روزای خوش و زیباش میرسه

شب شب پر نوریه       آرزوم اینجوریه

به زودی ایشالا بریم کربلا و سوریه

عازم میخانه ایم       تشنه ی پیمانه ایم

منتظر اشاره ی ، رهبر فرزانه ایم

بانو ، حضرت معصومه

دریافت سبک

حمید رمی

**************

سرود

به دو عالم مقتدایی  ،  زینت آل عبایی

زینب امام رضایی

روز میلاد تو  ،  می کنم یاد تو

تو ی بیت موسی  ،   بساط شادی مهیّا

ملائک می خونن  ،  فاطمه اومد به دنیا

یا معصومه خوش آمدی

******

بسکه بی بی با وقاری  ،  توی زنها تا نداری

تو ادب توی متانت ، جای زهرا پا میذاری

الگوی دخترا  ،  با عفاف و حیا

به پای حریمت  ،  بنای کعبه حقیره

بهشت برین هم  ،  یه شوره زار کویره

یا معصومه خوش آمدی

دریافت سبک

محمد مهدی روحی

**************

سرود

شادی به دلها اومده  ،  رونق گلها اومده

ثانی زهرا اومده  ،  دختر موسی اومده

بنت الزهرا  ،  ای خواهر امام رضا

می رسد این ندا از آسمان

آمده عمه ی صاحب زمان

آمده افتخار شیعیان

پیچیده بوی یاس و ارغوان

دل عاشق بیا با من بخوان

بنت الزهرا  ،  ای خواهر امام رضا

یا فاطمه مددی یا معصومه مددی

******

داره دوباره می باره  ،  از آسمونا ستاره

دلای ما بی قراره  ،  سر رو ضریحت می ذاره

بنت الزهرا  ،  ای خواهر امام رضا

کاش بشه بریم مشهد این شبا

بشینیم توی ایوون طلا

بخونیم زیارتنامه دعا

مبارک باشه ای امام رضا

به ما عیدی بده یه کربلا

یابن الزهرا  ،  سلطان علی موسی الرضا

یا فاطمه مددی یا معصومه مددی

دریافت سبک

محمد مهدی روحی

**************

سرود

دل پر از بهونه ی من ، کسی رو به جز شما نداره

خواهر به خوبی تو دنیا ، برای امام رضا نداره

تو که مرآت خدایی ،  ثانی خیرالنسایی

دختر موسی ابن جعفر  ،  خواهر خوب رضایی

یا معصومه ، یا معصومه

******

شب ولادت تو بانو  ،  شب ولادت بهاره

خواهر به خوبی تو دنیا  ،  برای امام رضا نداره

گرچه از مدینه دوریم  ،  شهر قم مدینه ی ماست

حرمت برای شیعه  ،  حرم حضرت زهراست

یا معصومه ، یا معصومه

دریافت سبک

محمد مهدی روحی

**************

سرود

شده جهان پرِ زمزمه ، اومده ثانی فاطمه

شب شب عاشقی ، شب شیداییه

حال و هوای دل ، امام رضاییه

دلای عاشقا جه بی قراره ، (آخه دهه ی كرامته)۲

ده روز از آسمونا گل می باره ، (آخه دهه ی كرامته)۲

شده جهان پرِ زمزمه ، اومده ثانی فاطمه

شب شب عاشقی ، شب شیداییه

حال و هوای دل ، امام رضاییه

******

شفیعه ی روز محشر رسیده ، (داره از آسمون گل می باره)۲

دخت موسی بن جعفر رسیده ، (داره از آسمون گل می باره)۲

شده جهان پرِ زمزمه ، اومده ثانی فاطمه

شب شب عاشقی ، شب شیداییه

حال و هوای دل ، امام رضاییه

******

حور و ملائك همه می خندن ، (ز مقدم اخت الرضا)۲

شهر مدینه رو آذین می بندن ، (ز مقدم اخت الرضا)۲

شده جهان پرِ زمزمه ، اومده ثانی فاطمه

شب شب عاشقی ، شب شیداییه

حال و هوای دل ، امام رضاییه

دریافت سبک

رضا رسولی

**************

سرود

(به سبک امشب که چشامون داره)

دستای توسل به سوی صحن آسمونیت

چشم امید ما به تو و لطف و مهربونیت

دست خالی نمیره از حرمت ، هرکه دل بسته به تو و کرمت

رحمت رأفت کرامت و اجابت ، می‌باره از غبار هر قدمت

خاک پای زائراته ، طوطیای چشم عالم

آب شور حرمت رو ، نمی دم به آب زمزم

قامت گلدسته هات ، آخر شکوهه

بردن اسـم زیبات ، آرامـش روحه

******

توی حرم تو اشک شوق ما ارادی نیست

از صحن قشنگت تا بهشت راه زیادی نیست

هر کس میاد تا ایوون آئینه ، اونجا پرواز قلبشو می‌بینه

تا می‌پیچه عطر و بوی گل یاس بی‌اختیار میره سوی مدینه

حرم تو حرم الله ست ، آشیون آل طاهاست

بذا راحت بگم امشب ، اینجا قبر خود زهراست

بـرای زیـارت بـانویـی مظلومـه

سر می‌ذارم رو خاکِ حضرت معصومه

******

از سمت ضریح شما وا می‌شه در بهشت

دستِ خالی ما رو رد نکن ای خواهر بهشت

پا می‌ذارم توی ایوون طلا ، تکثیر می‌شه دلم تو آینه ها

یه دل میشه دخیل ضریح تو ، یه دل میره سوی مشهدالرضا

حالا قلب من اسیرِ ، حرم دو نور عینه

قم تا مشهد واسه قلبم ، مثه بین الحرمینه

دلم تو آسمونا ، بی قرار و رها

بهونه داره واسه ، دیدن کربلا

******

از دست کریمت می‌خوام امشب توشه بگیرم

اذن پر زدن تا ضریح شش گوشه بگیرم

بارون بارون صحن چشای ترم ، شوق پرواز وا شده بال و پرم

از صحن قم تا صحن کرب و بلا ، پر می‌گیره دل از حرم تا حرم

آخه با نیمه نگاهی ، دل تنگم می شه راهی

میشه سرگشته و بی‌تاب واسه شش‌گوشة ارباب

پر می‌ زنه دل من ، تا بین الحرمین

آرزومه جون بدم ، پیش پای حسین

دریافت سبک

یوسف رحیمی

**************

سرود

اگه نوری نباشه ، خلایق میشن گمراه

اینه امشب نوای خوش ِ هر دل ِ آگاه

من ِ مسکین و ، عطا و لطف ِ، کریمه ی آل الله

ملیکه ی محشر ، گل پیغمبر ، به حیدر دختر ، به زهرا کوثر

به عصمت مظهر ، فروغ داور ، رضا را خواهر ، به بابا دلبر

بُوَد تفسیر واژه ی عصمت الله ، بخوان تبارَکَ الله

اگه نوری نباشه ، خلایق میشن گمراه

اینه امشب نوای خوش ِ هر دل ِ آگاه

من ِ مسکین و عطا و لطف ِ، کریمه ی آل الله

تجلی زهرا،سُرور ِ دلها ، شفیعه ی خلقت ، به روز عقبی

تویی مهر ِ پُر ، فروغ انجم ، عزیز جان ِ، امام هشتم

همیشه لُطفت باشد با سائل همراه ، تو هستی رحمتُ الله

اگه نوری نباشه ، خلایق میشن گمراه

اینه امشب نوای خوش ِ هر دل ِ آگاه

من ِ مسکین و عطا و لطف ِ، کریمه ی آل الله

از اینجا امشب ، به سویت آیم ، به سویت آیم،به کویت آیم

حریمت باشد ، بهشت عالم ، ولایت نور ِ، سرشت عالم

ندارم بی تو روی لبها غیر از آه ، مدد یا عصمتَ الله

اگه نوری نباشه ، خلایق میشن گمراه

اینه امشب نوای خوش ِ هر دل ِ آگاه

من ِ مسکین و عطا و لطف ِ، کریمه ی آل الله

ز لطفت رزق ِ، شرف می خواهم،وَ من ایوان ِ، نجف می خواهم

الا ای نامت ، نوای هر لب ، عزیزَ الزّهرا ، به حقّ زینب

بیا راهی کن ما را تا کرببلا ، تو را حقّ ثارالله

اگه نوری نباشه ، خلایق میشن گمراه

اینه امشب نوای خوش ِ هر دل ِ آگاه

من ِ مسکین و عطا و لطف ِ، کریمه ی آل الله

دریافت سبک

امیر عباسی

**************

سرود

ای کریمه ما رو جُزو زائرات کن       دل ما رو کفتر گنبد طلات کن

زائر اون مرقد و صحن و سرات کن

به گل روی رضا امشب

دلبر موسی بن جعفر     دختر موسی بن جعفر

آینه ی روی زهرا            کوثر موسی بن جعفر

سیدتی اَغیثینی

******

مرقدت در قُم چو گلزاری معطر       حرم تو ملجأ عشاق حیدر

دل ما شد از همینجا معتکف در

اون حریم با صفا امشب

نور ِ فِداها ابوها      بانوی بی کُفو و همتا

زاده ی باب الحوائج      ذکر تو ذکر یا زهرا

سیدتی اَغیثینی

******

مرقد تو مرقد آل پیمبر          میکنم رو سوی تو با دیده ی تر

بده بر ما ای گل موسی بن جعفر

یه برات کربلا امشب

آرزمونه بی بی جان     با دل ِ بر غم مبتلا

قسمت جمع ما بشه      یک عرفه کرببلا

سیدتی اَغیثینی

دریافت سبک

امیر عباسی

**************

سرود

آمده دنیا ، جلوه ی جانان     آیه ی کوثر ، خواهر سلطان

آمده کریمه ی آل طاها     بانوی علیمه ی آل طاها

ای توحید و قدر و کوثر ، بضعه ی موسی بن جعفر

در سرم هوای یا معصومه     در دلم نوای تو یا معصومه

چشم آرزوی سائل باشد بر     بخشش و عطای تو یا معصومه

ای عزیز فاطمه یا معصومه

******

مرقدت بانو ، جنت الاعلا       خاک پاک تو ، تربت زهرا

مهر تو صفا به سینه میدهد    درگهت بوی مدینه میدهد

بابا به تو ، ای بی همتا ، گفته فِداها ابوها

جلوه های فاطمی در روی تو     قبله ی دل ملائک کوی تو

هر که آرزوی سلطانی دارد     رو کند پی ِ گدایی سوی تو

ای عزیز فاطمه یا معصومه

******

اهل ایران و یار دلداریم     صد هزاران شکر که تو را داریم

با خدا نما تمام دلها را      کن سفارش به امام رضا ما را

دل بر هجران ، شد مبتلا ، ما را ببر کرببلا

با محبت تو و برادرت      ما فروغ دیده ی عالمینیم

گر عنایتی نمایی ، عرفه     زائر کرببلای حسینیم

ای عزیز فاطمه یا معصومه

دریافت سبک

امیر عباسی

**************

سرود (مسجدی)

صلّ علی محمد     اُختُ الرّضا خوش آمد

جان پیمبر است این ، آیات کوثر است این

آرام روح و جان ِ، موسی بن جعفر است این

ذلقعده در شرافت ، شد ناب و بی قرینه

دارُالزّیارة گشته ، از مقدمش مدینه

موسی کند هماره ، تکریم و احترامش

از عرش حق تعالی ، عیسی دهد سلامش

زهرای دوّم است این ، در حُسن و در شمائل

باشد به دُخت احمد ، آیینه ی فضائل

بر پیروانش امشب ، عیدی دهد پیمبر

گشته به مُصحف دین ، نازل دوباره کوثر

ای بانوی کریمه ، ما سائلانت هستیم

بنگر که با تمنا بر خوان تو نشستیم

لطف تو بر گدایان ، بی مثل و بی بدیل است

در دیده ی دو عالم،احسان تو جمیل است

بانو عنایتی کن ، مسکین ِ بی نوا را

کن قسمتش ز رحمت ، دیدار کربلا را

ای دختر ولایت ، بر شیعیان دعا کن

راهیشان به سوی ، وادی کربلا کن

با ذکر و با دعایت ، ای نور چشم زهرا

کم کن تو از سر دین ، شرّ وهابیت را

در این زمان به شیعه ، قسم به سوره ی فیل

اصل تبرّی باشد ، تنفر از اسرائیل

دریافت سبک

امیر عباسی

**************

سرود

در آسمان عاشقی          تویی ستاره ی دلم

ای همه ی هستیم و          تمامِ چاره ی دلم

یا حضرت معصومه ، یا فاطمه معصومه

******

روز ازل روی دلم             نام تو را خدا نوشت

زده حریم تو به قم      طعنه به جنت و بهشت

یا حضرت معصومه ، یا فاطمه معصومه

******

علیمه ای حلیمه ای        رحیمه ای حکیمه ای

منم همیشه سائلت          که بانویی کریمه ای

یا حضرت معصومه ، یا فاطمه معصومه

******

به پای دل به اشک شوق   غرق شکسته بالی ام

در حرمت نشستم و         ببین تو دست خالی ام

یا حضرت معصومه ، یا فاطمه معصومه

از حرم تو می رسد    بوی مدینه بر همه

پر شده در حریم تو       عطر مزار فاطمه

یا حضرت معصومه ، یا فاطمه معصومه

******

کرم نما که ذکر ما       شود به آوای جلی

به کوریِ دو دیده ی     وهابیت علی علی

علی علی علی علی

******

بوی خدا می شنوم      کوچه به کوچه هر طرف

ز مرقدت پر بزند         مرغ دلم سوی نجف

علی علی علی علی

******

همان علی که جلوه ی    جمال ذات ایزد است

همان که یار و یاور و     برادر محمّد است

علی علی علی علی

دریافت سبک

امیر عباسی

**************

سرود (مسجدی)

همه ز جا برخیزید ، به پای او گل ریزید

لاله و ریحان آمد ، خواهر سلطان آمد

مدینه از میلادش ، چو جنّت الاعلا شد

ز نور او نورانی ، تمامیِ دلها شد

جمالِ او تفسیری ، ز صورت زهرا شد

رحمت و غفران آمد ، خواهر سلطان آمد

******

شَعَف عیان از حُسن و ، صولتِ موسی الکاظم

خنده عیان بر ماهِ ، طَلعتِ موسیَ الکاظم

صله بگیر از دستِ ، حضرت موسی الکاظم

دلبر و جانان آمد ، خواهر سلطان آمد

ز لطف حق بر عالم ، آینه ی زهرا شد

کوثر قرآن آمد ، خواهر سلطان آمد

******

ز ناز خود دردانه ، به دامن بابا شد

سرورِ قلب مادر ، روشنیِ دلها شد

فلک بریزد امشب ، قمر به راه نجمه

ای رخ تو از اوّل ، نور نگاه نجمه

به ماه ذِلقعده شد ، میلادِ ماه نجمه

بَرکتِ ایران آمد ، خواهر سلطان آمد

دریافت سبک

امیر عباسی

**************