زمزمه ، سرود و شور عید غدیر خم

سرود

سرور و مولا كيه كيه – علي مولا علي علي

امام زهرا كيه كيه – علي مولا علي علي

چه غم از اين كه قدر يك دنيا همه بلا داريم

يه كسي رو مثل علي تو همه دنيا داريم

نوشته رو عرش برينه – علي اميرالمومنينه

امام كل عالمينه2

علي علي يا علي مولا

ذكر لب من اينه هميشه – علي مولا علي علي

هيچكي برا من علي نميشه – علي مولا علي علي

من كي باشم كه برعلي هزار تادل مي بنده زهرا

تانام حيدر كه مياد از ته دل مي خنده زهرا

به خدا به عشقت اسيره زهرا – اين ذكرو بر تو مي گيره زهرا

الهي بر تو بميره زهرا2

علي علي يا علي مولا

مجيد احدزاده

دريافت سبك
********************
من از تبار يارم – از نسل ذوالفقارم

سرمو ببر – رگمو بزن – دست از علي بر نمي دارم

مولا مولا – علي علي مولا

هرسينه چاك نمي شه – پاي تو خاك نمي شه

اگه هزار بار – بشوري بازم – خصم علي پاك نمي شه

مولا مولا – علي علي مولا

شيرين ترين طنيني – بالاتر از يقيني

به گل روي – فاطمه قسم – كه تو اميرالمومنيني

مولا مولا – علي علي مولا

شعر و سبک :مجيد احدزاده

دريافت سبك
*******************
زندگي بي علي معنا نداره

بي علي به خدا كه خدا نداره

دل من از روز ازل شده مست علي

دست منو خدا گذاشت توي دست علي

ياعلي علي مولا علي ياحيدر

بين ما روز محشر خدا قاضيه

هركي با عليه حق ازش راضيه

نور علي تو آسمون مهر مي درخشه

خدا به خاطر علي ماهارو مي بخشه

ياعلي علي مولا علي ياحيدر

تو خاك نجف شاخ و برگ و ريشم

من ديگه با عدوش برادر نمي شم

سرم بره نمي ره عشق مرتضي از سرم

دست خودم نيست بخدا عاشق حيدرم

ياعلي علي مولا علي ياحيدر
مجيد احدزاده
دريافت سبك
******************
اي اهل ولا هستي خود به كف بگيريد
عيدي خود از شهشنشه نجف بگيريد
تاكه اسمش و مي برم گره هاي كارم واميشه
من ازش قطره مي خوام روزيه دلم دريا مي شه
علي مولا علي مولا
عاقل نديدم عاشق و ديونت نباشه
عاشق نديدم در به در خونت نباشه
تو هفتا آسمون يه ستاره دارم عليه
توي چهار فصل خدا پائيز و بهارم عليه
علي مولا علي مولا
من قرار گذاشتم تو دلم با علي مولا
تا جون و نفس دارم بگم ياعلي مولا
برا آفرينشت سنگ تموم گذاشت خدا
برا زيبايي تو هيچ چيزي كم نذاشت خدا
علي مولا علي مولا
آب و گلت از كجاست كه هيچ ملك نديده
هيچ كس تو وجودي اين همه نمك نديده
خرج تو كرده خدا هرچي كه ذوق وهنره
كي ديده كوه نمكي كه از عسل شيرين تره
علي مولا علي مولا
یوسف حق پرست(غریب)

دريافت سبك
******************
اي تو شاه لافتي – اي مظهر هل اتي – جانشين مصطفي
اي منيم گوزل آقا – ياحيدر يا مرتضي
ياحيدر يا مرتضي

بر دردم خاتمه اي – تو جان فاطمه اي – بر لبها زمزمه اي
مستي عشق تو ناب – يا حيدر ابوتراب
يا حيدر ابوتراب

آبروي عالمين – يل بدري و حنين – پدر آقام حسين
نامت بر زبان من – ياحيدر ابالحسن
ياحيدر ابالحسن

بر دستت نگاه من – تويي تكيه گاه من – تويي تو پناه من
ذكرم بي حد و عدد – ياحيدر علي مدد
ياحيدر علي مدد
رضــارســولـــي
دريافت سبك
******************
ای دست خداوند ، اي جان پيمبر
عالم بفدايت ، اي ساقي كوثر
حيدر – قرار قلب بي قرار
حيدر – صاحب تيغ ذوالفقار
حيدر – دوستت دارم ديوونه وار
علي ولي الله

بر كل خلايق ، سلطاني و مولا
آقا تو نگاه كن ، بر اين دل رسوا
حيدر – ذكر دل پير و جوان
حيدر ذكر دلاي بي نشان
حيدر – ذكر لب صاحب زمان
علي ولي الله

عشقت توي دنيا ، بين الملليه
سربند سر من ، يا مولا عليه
حيدر – دست خدای ازلي
حيدر – شاه دلاي منجلي
حيدر – يا مرتضي علي علي
علي ولي الله
رضــارســولـــي
دريافت سبك
*****************
ذكر همه ارض و سما – حيدر يا حيدر
ذكر قنوت مصطفي – حيدر يا حيدر
اي نور الله – يا حيدر يدالله – روي لبامه – علي ولي الله
چرخش هفت آسمونا ، به روي دست عليه
نه که تنها همه عالم ، خدا هم مست عليه
قرار هر دل شيداست
همسر حضرت زهراست
آقامون بر همه مولاست
حيدر يا مولا يا حيدر يامولا

كسي همه حور و ملك خيره به روشه
چي ميشه كه يك نگام كنه حتي يه گوشه
نور خدايي – سلطان سمايي – تو جانشين و جان مصطفايي
دست مرتضي رو امروز ، مصطفي گرفته بالا
بدونيد آي همه عالم ، علي شد بر همه مولا
كوري دشمن ابتر
مي خونم با دل كوثر
يا علي مولا يا حيدر
حيدر يا مولا يا حيدر يامولا
رضــارســولـــي
دريافت سبك
******************
تو دست ِ خدایی ، تو مشكل گشایی

در محضر ِ تو آقا لذت داره گدایی

تو دل می ربایی ، تو لطف و صفایی

عبد خدا ولیكن میكنی كار خدایی

یا حیدر ، كرمی به این گدای بی نشونه

یا حیدر ، دلمو با یك نگاه كردی دیوونه

باز امشب ، دل ِ مجنونم داره غزل میخونه

میخونه ، پیمونه ، مست ِ تو ، مست ِ تو ، یاحیدر

این دل ِ ، دیوونه ، دست ِ تو ، دست ِ تو ، یاحیدر

یاحیدر یاحیدر یاحیدر یاحیدر

******

ذكر ِ آمین ِ من ، عشق ِ دیرین ِمن

بر دشمنت دمادم لعنت و نفرین ِ من

دین و آیین من ، شور ِ شیرین ِ من

باشه حلالت آقا این خون ِ رنگین ِ من

یا حیدر ، مرغ ِ دل پر زده باز شده هوایی

یا حیدر ، كاش بشم كبوتر ِ ایوون طلایی

باز امشب ، دل ِ مجنونم داره غزل میخونه

میخونه ، پیمونه ، مست ِ تو ، مست ِ تو ، یاحیدر

این دل ِ ، دیوونه ، دست ِ تو ، دست ِ تو ، یاحیدر

یاحیدر یاحیدر یاحیدر یاحیدر

دریافت سبک

حسین رحمانی

************************
نماز بی ولای حیدر ، باطله باطله

هر که مرید علی نیست ، غافله غافله

فقط علی امیرمومنینه ، مولای اهل یقینه

اشهد ان علی ولی الله

******

ذکر علی عبادة ، شعارم شعارم

ولایتش همه ی دار و ، ندارم ندارم

نگار من به دست حق نگینه استاد جبریل امینه

فقط علی امیرمومنینه ، مولای اهل یقینه

اشهد ان علی ولی الله

******

هر که محب علی نیست ، کافره کافره

کلید جنت ولای ، حیدره حیدره

ولای مرتضی تمام دینه علی بهشت برینه

فقط علی امیرمومنینه ، مولای اهل یقینه

اشهد ان علی ولی الله

******

حیدریم جونم فدای ، بهترین رهبره

پادشه ملک قلبم ، حضرت حیدره

ستاره ای که روی زمینه پادشه متقینه

فقط علی امیرمومنینه ، مولای اهل یقینه

اشهد ان علی ولی الله

******

الحمدلله محب ، فاتح خیبرم

الحمدلله گدای ، ساقی کوثرم

نام ید الله حصن حصینه نوای قلب غمینه

فقط علی امیرمومنینه ، مولای اهل یقینه

اشهد ان علی ولی الله

دریافت سبک

نوید اطاعتی
*******************

شور
دم زنم از نام علی تا شوی آگاه ، علی

حیدر کرار بود میر و شهنشاه ، علی

ذکر تمام شیعیان است به والله ، علی

اشهد ان علی ولی الله

******

نام علی زمزمه ی روح و روانم ، علی

روشن از این نام بود هم دل وجانم ، علی

تا ابد این ذکر بود ورد زبانم ، علی

اشهد ان علی ولی الله

******

نام علی ذکر لب حضرت موسی ، علی

در دم اعجاز شده ذکر مسیحا ، علی

ذکر ملائک شده در عرش معلا ، علی

اشهد ان علی ولی الله

******

دم زنم از تاج سر عالم امکان ، علی

آنکه کند فخر غلامش به سلیمان ، علی

گفته ام از روز ازل از دل و از جان ، علی

اشهد ان علی ولی الله

******

با گل او گشته عجین آب و گل من ، علی

عاشق ایوان نجف گشته دل من ، علی

این شده ذکر همه عمر و حاصل من ، علی

اشهد ان علی ولی الله

******

ذکر یداله بود آرامش جانم ، علی

مورد تایید خدا گشته اذانم ، علی

تا ابد از عمق وجود خود بخوانم ، علی

اشهد ان علی ولی الله

******

در دم مرگم برسد علی به امداد ، علی

گفته که خواهد آمد آن لحظه به فریاد ، علی

در دم مرگم نبرم ذکر خود از یاد ، علی

اشهد ان علی ولی الله

******

عالم و آدم همه مجنون ید الله ، علی

تا به قیامت شده مدیون ید الله ، علی

کوری چشم همه خصم اسد الله ، علی

اشهد ان علی ولی الله

******

ذکر همه خسته دلان دشت اخلاص ، علی

ذکر همه اهل حرم در دم حساس ، علی

ذکر نبرد و رجز حضرت عباس ، علی

اشهد ان علی ولی الله

 نوید طاعتی

دریافت سبک
******************

شور
زمانی که حیدر بین نبرده

فقط انگار تو عالم علی مرده

خدا خیلی ما رو دوست داره چون که

ماها رو شیعه ی مرتضی کرده

خدایا شکرت ، خدا ممنونم

ولای حیدر ، بود در خونم

علی یا حیدر

******

اگر ذکری عبادت باشه اینه

علی ولی الله عالمینه

به کوری چشم دشمن زهرا

فقط حیدر امیر المومنینه

علی عین الله ، علی وجه الله

علی شاه کرم ، علی ولی الله

علی یا حیدر

******

غلام کوی عباس و حسینیم

همه مجنون بین الحرمینیم

به ما به عشق علی روزی میدن

با این حساب همگی زیر دینیم

بیا ای ساقی ، به قلبم بنگر

نوشته رویش ، انا عبد الحیدر

علی یا حیدر

دریافت سبک

نوید طاعتی
*********************

شور
علی علی علی علی یا حیدر

فدای دلبرم الحمدلله ، سایشه رو سرم الحمدلله

مثه ملائکه منم میگم که ، گدای حیدرم الحمدلله

این نوای تموم آسمونه ، نور و قشنگی رنگین کمونه

هر کسی پا رکاب اهل بیته ، به عشق مرتضی علی میخونه

ای آقا جلوه ی حق الیقینه ، قرآن و عترت و تموم دینه

حرف ما تا روز ابد همینه ، فقط علی امیرالمؤمنینه

علی ولیّه و علی امیره ، عالَمی بر کرم او فقیره

تعجبی نداره از عنایت ، مُرده با ذکر علی جون بگیره

یا علی جان منی که جون فداتم ، کبوتر حرم ِ با صفاتم

با رفیقای خوبم از همینجا ، زائر و مُحرم ِ ایوون طلاتم

یه دل مبتلا بده آقا جون ، شور و حال ولا بده آقا جون

دل ما تنگ حرم حسینه ، برات کربلا بده آقا جون
دریافت سبک

امیر عباسی
******************

شور
امامُ المتقین یا مولا علی یا علی ، علی یا علی

امیرالمؤمنین یا مولا علی یا علی ، علی یا علی

سلام ما به تو ای آقا علی یا علی ، علی یا علی

مدد یا سیدی یا مولا علی یا علی ، علی یا علی

جان پیغمبر علی علی ، ای دل و دلبر علی علی

ساقی کوثر علی علی ، مولای قنبر علی علی

******

زندگی ما فدای تو ، جون میدیم آقا برای تو

بهشت ما ، بهشت ما ، بهشت ما ، ایوون طلای تو

ای جانها فدای تو…

******

ای شیر خدا ، به نور پاک مصباح ِ هُدی ،

ما رو نکن از خودت آقا جدا ، تورو قسم به حُرمَت ِ شهدا

خورشید ِ ولا ، ما دلمون پر میزنه به خدا

به سمت آسمون کرببلا ، ما رو ببر به کربلا ای آقا

ای نور دو عین ، جان علی و فاطمه یا حسین…

******

کاشکه با ذکر یا علی ، ما بریم کرببلا

علی علی بگیم توی ِ ، حرم ِ خون خدا

مهرش در سرشت ما ، عشقش سرنوشت ما

کرببلاش بهشت ما ، بهشت ما

حسین…
دریافت سبک

امیر عباسی
**************************

شور
ای تو شاه لافتی ، ای مظهر هل اتی ، جانشین مصطفی

ای منیم گوزل آقا ، یاحیدر یا مرتضی

یاحیدر یا مرتضی

******

بر دردم خاتمه ای ، تو جان فاطمه ای ، بر لبها زمزمه ای

مستی عشق تو ناب ، یا حیدر ابوتراب

یا حیدر ابوتراب

******

آبروی عالمین ، یل بدری و حنین ، پدر آقام حسین

نامت بر زبان من ، یاحیدر ابالحسن

یاحیدر ابالحسن

******

بر دستت نگاه من ، تویی تكیه گاه من ، تویی تو پناه من

ذكرم بی حد و عدد ، یاحیدر علی مدد

یاحیدر علی مدد

 دریافت سبک

رضا رسولی
****************************

سرود
جرعه جرعه، می عشق ناب می ریزه تو، دلای بی تاب
امشب پیش چشای مهتاب عشقت میشه یه دُر نایاب
دستای ولی الله تو دست رسول الله
جبرئیل میگه ماشالله
دین بی تو نمی مونه رویای ناتمومه
دل بی تو میشه دیونه
فردا حیدر، میشه مولای ما توی ظلمت، ماه شب های ما
عشق یکتای، دل های ما
فاتح خیبر و بدر و حنین و فاتح هر دل شیدایی
گرچه خدا نه مثل خدایی ذات تو گشته معمایی
حیدر حیدر حیدر حیدر
******
شور و غوغا در، آسمون برپاست ملک و حوری، بینشون نجواست
اینه ذکر هر، کسی که اونجاست تویی مولامون تا، دنیا دنیاست
عشق رب فقط حیدر ذکر لب فقط حیدر
نور شب فقط حیدر، حیدر حیدر
آقای همه دل ها ذکر موجای دریا
یا مولا علی یا مولا
با مهر تو کار دل ها بدمستیه مدیون تو همه ذرات هستیه
ذکر حیدر چاره هر بن بستیه
فاتح خیبر و بدر و حنین و فاتح هر دل شیدایی
گرچه خدا نه مثل خدایی ذات تو گشته معمایی
حیدر حیدر حیدر حیدر
******
ماه و خورشیدِ، آسمون عشق رسول و حیدر، سایه بون عشق
ولایت میشه، نرده بون عشق دل ما پر شد، ز جنون عشق
دل رو ما به تو دادیم از این عشق تو شادیم
سر تا پا همه فریادیم
تنها راه سعادت تنها راه شهادت
راه سبز ولایت
یک روز میشه که، همه دنیای ما پر میشه از، ولایت مولای ما
یعنی روز، ظهور اون آقای ما
فاتح خیبر و بدر و حنین و فاتح هر دل شیدایی
گرچه خدا نه مثل خدایی ذات تو گشته معمایی
حیدر حیدر حیدر حیدر

دریافت سبک
حسین ایزدی
**********************

سرود
ولایت حیدر مبارک ، امامت حیدر مبارک

از آسمونا داره می باره ، ماه و ستاره ، بگو دوباره

جشن حیدر مبارک

علی علی مولا یا حیدر

******

امشب شب عید غدیره ، مردم فقط علی امیره

خدا میذاره از آسمونا ، تاج ولایت به سر مولا

علی علی مولا یا حیدر

******

میره بالا منبر پیمبر ، می گیره به دست دست حیدر

می خونه که من کنت مولا ، فهذا مولا ، علیٌ مولا

حیدر گردیده رهبر

علی علی مولا یا حیدر

******

کامل شده دین الهی ، قرآن داره میده گواهی

کسی که تبریک بگه به مولا ، حوالش و میدن به زهرا

علی علی مولا یا حیدر

 دریافت سبک

محمد مهدی روحی
*******************

سرود
شاه علی ، تا دنیا دنیاست ماه علی ، چون عشق زهراست

راه علی ، ته ش عرش اعلاست

ولایتش تو دنیا بی نظیره هر کی قبولش نداره بمیره

میگم تا کور بشه چشه حسودا فقط امیرالمومنین امیره

ذکر علی، دوای دردمه

مهر علی ، ریسمان محکمه

غیر علی ، نتیجه اش به خدا جهنمه

مولانا یاحیدر ، یامرتضی

******

تو آسمون ، چه شوری برپاست خنده روی ، لبای زهراست

عید غدیر ، شب جشن آقاست

تو این شبا کار دلم جنونه بگید به دشمن علی بدونه

خدا خبر داد که دیگه از امشب هر چی علی بگه فقط همونه

خشم علی ، یه پا قیامته

خصم علی ، کمال خفته

اسم علی ، خدایی بهترین عبادته

مولانا یاحیدر ، یامرتضی

******

عبد توام ، تو آقای منی ستاره ی ، تو شبهای منی

پای توام ، تو هم امید فردای منی

بین تموم دلبرا محشری عشقه به والله برا تو نوکری

تا روز محشر به خودم می بالم حیدری ام حیدری ام حیدری

خوب یا بدم ، آقا جون همینم

آرزومه ، تو صحنت بشینم

ایشالا که ، همه تونو تو نجف ببینم

مولانا یاحیدر ، یامرتضی
دریافت سبک

میثم میرزایی
*******************************

شور
مژده به عالمی فیض سعادت ، اومده عاشقا عید ولایت

میون ِ عالمی به امر داور ، علی شده جانشین پیمبر

ای گل یاسمن ، تویی مولای من ، علی ابالحسن

علی علی علی

******

جلوه ی نور ایزد منجلی بود ، روی دست نبی دست علی بود

کهکشونا تمامی غرق شورن ، آسمونا همه غرق سُرورن

جانشین ِ نبی ، تو ذکر هر لبی ، تو ابا الزّینبی

علی علی علی

******

ای خدای کریم و حیّ داور ، رزق مارو بده به حقّ حیدر

دل خراب مارو خدایی کن ، عاشقارو همه کربلایی کن

آرزوی دلا ، سفر کربلا ، کربلا کربلا

سیدی یا حسین

دریافت سبک
امیر عباسی
*****************************

سرود
یا علی جان تو ، روح تقوایی ، دلربایی مقتدایی هستی مایی

جشن ولایته ، وقت هدایته ، علی شده بر اُمّت رهبر

ذکر لب همه ، نوای فاطمه ، علی علی مولا یا حیدر

جلوه ی یا ربی علی یا حیدر ، جانشین نبی علی یا حیدر

مددی مولا یا ولی َ الله ، یا ولی َ الله

عید ولایت ِ علی مبارک

******

دست حیدر در ، دست پیغمبر ، شد مُعیّن از خدا بر مسلمین رهبر

با سُرور و شعف ، به لب عاشقا ، ذکر سلامه و هم صلواته

علی امامه و ، ماه تمامه و ، ولایتش راه ِ خیر و نجاته

از غم عشقش بی تب و تابیم ، اهل محبّت ابوترابیم

با ولایت دل ما شده همراه ، الحمدُ لله

عید ولایت ِ علی مبارک

******

ما که دل بر آن ، مقتدا بستیم ، تا به آخر یاور ِ سیّد علی هستیم

آمریکا دشمن ِ ، دین و ایمان ماس ، خون شهید این و یاد ِ ما داده

ولایت فقیه ، ولایت علی ، برای ما اصول و اعتقاده

ما می مونیم با شور حسینی ، پارکاب نهضت خمینی

به مدد آن شیر دلاور ، حضرت حیدر

عید ولایت ِ علی مبارک

دریافت سبک
امیر عباسی
*********************

سرود
قلب زهرا شد ، با شعف همراه ، حضرت حیدر ، شد ولی ُ الله

در غدیر خُم دگر کامل شد دین ، جانشین مصطفی گشته تعیین

دست علی آمد بالا ، شد علی بر عالم مولا

عید اَکمَلت ُ لَکُم دینُکُم را ، تهنیت بگو به احمد و زهرا

کرده گل به روی لبها نغمه ی ، یا علی علی علی مولا مولا

یا علی علی علی مولا مولا

******

بر تو تبریک ای ، احمد مُختار ، جانشینت شد ، حیدر کرّار

نور ِ واژه های من کُنتُم مولا ، گشته جلوه گر به ارض و بر سما

تاریکی ها گردیده گم ، در عرصه ی غدیر خم

مقتدای مُتقین شد مرتضی ، دلربای اهل دین شد مرتضی

عطر گل پُر شده در مُلک ِ هستی ، چون ولی ّ مسلمین شد مرتضی

یا علی علی علی مولا مولا

******

این زمان هم ما ، با ولی هستیم ، گرم ِ آوای ِ ، یا علی هستیم

اهل راه ِ عشق حیدر می مانیم ، ما مطیع اَمر ِ رهبر می مانیم

ولایت فقیه ِ ما ، ولایت آل عبا

پیروان مکتب پیغمبریم ، در صراط ِ مستقیم دلبریم

با اطاعت از امام و رهبری ، جانفدای راه پاک حیدریم

یا علی علی علی مولا مولا
دریافت سبک
امیر عباسی
**************************

سرود
خدایا شُکرَت ، که ما دلداده ، به عشق پاک ِ ، ولی ات هستیم ، به او دل بستیم

ز جام حُب ّ و ، ولایش مستیم ، علی مولای ِ ، تمام ِ عالَم ، به او می نازد ، نبی ّ اکرم

که او بعد از من ، بُوَد بر خلقت ، ولی ّ و مولا ، امام و آقا ، صفای دلها ، چو ایزد ، یکتا

اُمید فردا ، شفیع عُقبی ، شعار عشقش ، بُوَد یا زهرا ،

کسی که جز راه ِ او بره گمراهه

همه رَعیَت او شاهه ، علی ولی ُ ا..هه

شعاع ِ نور حیدر مثه خورشید و ماهه

عبادت ها بی مُهر ِ ولایتش تباهه

میگیم ما هر دم ، یا أهلَ العالَم ، علی ولی ُ ا..هه

*******

غدیر خُم شد ، تجلیگاه ِ ، شکوه ِ دلبر ، مقام حیدر ، تو گویی تازه ، نبیّ اکرم ، شده پیغمبر

که از سوی حق ، به اُمّت دارد ، پیامی دیگر ، کلام ِ آخر ، که ای آنان که ، مسلمان هستید

هر آنکس را که ، منم مولایش ، پس از من باشد ، علی مولایش ، علی آقایش ،

بُوَد حرف من ، کلام حیدر ، پیامم باشد ، پیام ِ حیدر ، بُوَد تیغم در ، نیام حیدر ،

خدا هم داده ، سلام حیدر ، ملائک گرمِ ، ثنای حقّ و ، فقیر لطف ِ ، مُدام ِ حیدر ،

با این راه ِ حق ، سعادتمنده هر کسی که همراهه

همه رَعیت او شاهه ، علی ولی ا..هه

شعاع ِ نور حیدر مثه خورشید و ماهه

عبادت ها بی مُهر ِ ولایتش تباهه

میگیم ما هر دم ، یا أهلَ العالَم ، علی ولی ُ ا..هه

******

زبان بگشایم ، به مدح مولا ، به مدح ِ نور ِ ، خدای یکتا ، وصیّ طاها

عزیز زهرا ، علی قرآنم ، علی ایمانم ، علی ای جان و ، علی جانانم

علی توحید و ، علی فرقانم ، علی یاسینم ، تمام دینم ، ولای حیدر

شود جان ِ من ، فدای حیدر ، تمام شاهان ، گدای حیدر ، بریزم هستی

به پای حیدر ، اُمیدم باشد ، عطا و لطف ِ ، خدای حیدر ، بُوَد افضل از

همه اعمالم ، ثنای حیدر ، الهی که من ، شوم شامل بر ، دعای حیدر

که کوله بار عُمرم پر از گناهه

همه رَعیت او شاهه ، علی ولی ا..هه

شعاع ِ نور حیدر مثه خورشید و ماهه

عبادت ها بی مُهر ِ ولایتش تباهه

میگیم ما هر دم ، یا أهلَ العالَم ، علی ولی ُ ا..هه
دریافت سبک
امیر عباسی
*********************

سرود
ما که مسکینان درگاه امیریم

به حریم آل پیغمبر فقیریم

سرخوش از جام تولای غدیریم ، شُکر ُ لله الحمدُلله

فاتح خیبر و سیف الله شده وصیّ رسول الله

ذکر لب عالمین اینه علی علی یا ولیّ الله

علی علی یا ولیّ الله

******

گرچه عاصی و پر از جرم و خطاییم

گرچه در ظاهر فقط عبد خداییم

ما محبین علی ّ مرتضاییم ، شُکر ُ لله الحمدُلله

کُن فَیَکون به خدا باشد کار ِ کَم ِ علی ِ اعلا

چشم اُمید همه باشد بر کرم علی اعلا

علی علی یا ولیّ الله

******

به تولای علی آن شاه مردان

بسته ایم از عاشقی ما عهد و پیمان

با امام و رهبر و خون شهیدان ، شُکر ُ لله الحمدُلله

ما همه با مدد حیدر یاور و یار ولی هستیم

یا علی گفته ایم از اوّل تا به آخر با علی هستیم

علی علی یا ولیّ الله
دریافت سبک
امیر عباسی
**********************

سرود
مست باده ی غدیر و عاشق مولاییم

سائل وادی لطف حیدر و زهراییم

تهنیت عید ولایت به همه میکنم از دل و جان این زمزمه

صله ای به ما بده یا فاطمه

علی جان یا مولا یا مولا یا مولا

******

به روی دست نبی دست علی جلوه گر است

آتش کینه ز قلب دشمنان شعله ور است

آمده عید ولایت ولی میزنم صدا به آوای جلی

لعنت خدا به دشمن علی

علی جان یا مولا یا مولا یا مولا

******

ما به عشق مرتضی مطیع امر رهبریم

با ولایت فقیه پیرو راه حیدریم

ما همه مست شراب کوثریم چون شهیدان همه عبد حیدریم

ما همه فداییان رهبریم

علی جان یا مولا یا مولا یا مولا
دریافت سبک
امیر عباسی
**********************

سرود مسجدی
موسم ناب رحمت آمد ، عید ولایت آمد

ایام حُزن دشمن و بدخواه دین است

جشن تولای امیر المؤمنین است

بگو تو با صوت جلی ، علی علی علی علی

مولانا علی علی جان

******

دل به عشقش اسیر آمده ، عید غدیر آمده

پیچیده در هر جا نوای عشق حیدر

گیریم صله امشب ز دستان پیمبر

ای به همه عالم ولی ، علی علی علی علی

مولانا علی علی جان

******

بده بر ما ای نور دلها ، برات کرببلا

درد دل بشکسته ی ما را دوا کن

رزق محرّم را به مشتاقان عطا کن

جلوه ی حیّ ازلی ، علی علی علی علی

مولانا علی علی جان
دریافت سبک
امیر عباسی

اشعار عید غدیر خم

گوش‌هـا بـاز کـه امروز هزاران خبر است
خبری خوب‌‌تر از خوب‌تر از خوب‌تر است
صـف ببندیـد کـه هنگـام نماز روح است
در گشایید که جبریل امین پشت در است
همگـی عیـد بگیریـد کـه عید آمده است
ایـن همـان عیـد خدای احد دادگر است
سـورۀ مائده خوانیـد کـه صـد مائـده نور
از خـدا در دل هــر آیـۀ آن مستتر است
هـر طـرف مـی‌نگرم قافلـه در قافلـه دل
هر دلی بال‌زنـان سوی علـی رهسپر است
این همان عید غدیر است که در خم غدیر
گوش‌هـا یکسـر بـر خطبـۀ پیغامبـر است
خطبۀ ختم رسل حکم خدا مدح علی است
خطبه‌ای که سندش مستند و معتبـر است
ایهـا النـاس هـر آنکـس کـه منـم مولایش
ایــن علـی او را تـا روز جــزا راهبــر است
این علی بعـد نبـی رهبر و مـولای شماست
این علی منجی یک خلق به موج خطر است
این علـی وجـه خـدا چشـم خدا گوش خدا
این علی دست خدا بازوی فتـح و ظفر است
من همـان شهــر علومــم همه باشید گواه
که علـی تـا ابدالدهـر بـر این شهر، در است
این امـام است امـام است امـام اسـت امـام
که امامت به وجودش همه‌جا مفتخر است
چشم، بی‌نور علی تا صف محشر کـور است
دین بی مهر علی پیکر بی‌دست و سر است
شرر نار همان بغض علی بـغض علـی است
مهـر او پیشِ روی آتـش دوزخ سپـر است
بــه تمـام بشـر اعـلام کنــد ختـم رسل
که علــی بـن ابیطالـب خیــرالبشر است
خصـم او را پسـر مـادر خـود باید خواند
غیر از این چاره نداریم که او بی‌پدر است
بی‌نمــازی اسـت اگـر بی‌علی آرید نماز
این نمازی که اجرش همه نار سقر است
مهر پروندۀ اعمـال شما مهـر علـی است
بی‌علی طاعت کونیـن زیان و ضرر است
گر دو صد کـوه طلا در ره معبـود دهید
بی تـولّای علـی جملـه هبا و هدر است
هر که شد خصم علی خصم نبی خصم خداست
در حقیقـت ز زنــازاده زنازاده‌تــر است
دشمن آل محمّـد چـو بــه محشـر آید
آتش خشم خدا از نفسش شعله‌ور است
به سر دوش رسول و به کف پای علی
بنویسیـد علـی بـت شکـن بی‌تبر است
بـی‌ولایش نفسـی گـر بزنــد جبـراییل
کمتر از مرغ زمین خوردۀ بی‌بال و پر است
جنـت از مهـر محبّـان علـی شاخـۀ گـل
دوزخ از بغض غلامان علی یک شـرر است
بــی تولّای علــی نیـست رسـالت کامـل
ثمــر بــاغ نبــوّت همه از این شجر است
نخل‌هــا جملــه گواهـند خــدا مـی‌داند
که علی تشنه، ولی تشنۀ اشک سحر است
سجده بی‌مهر علی سجده به بت باشد و بس
روزه بـا بغـض علـی نیــز گنـاه دگر است
جنّت و کوی علی هست چو یک قطعه زمین
کوثـر و مهر علی قصـۀ شیـر و شکـر است
صورت حق و علی صورت غیب است و شهود
طلعت احمد و او سـورۀ شمس و قمـر است
«میثم»این فخر تو را بس که از این مزرع عمر
نخـل سرسبـز تـو را بـار ولایـت ثمر است
سازگار
****************
بحر طویل عید غدیر و مدح امیرالمومنین(ع)
ساقی از خمّ ولایم بچشان باده که امشب به تولای علی مست شوم، بی خبر از هست شوم، عاشق یکدست شوم، سر بکشم، پر بکشم، حلقه ی اقبال زنم، از قفس خاکی تن بال زنم، لب به سخن باز کنم، خوانم و پرواز کنم، گویم و اعجاز کنم، بر دو جهان ناز کنم، مدح علی بر همه آغاز کنم، هان منم و عشق امیرم، به همین عشق اسیرم، که کشد سوی غدیرم، روم و دامن دلدار بگیرم، نگهی افکند آنگونه که صد بار شوم زنده و صد بار بمیرم، چه غدیری، چه امیری، چه بشیری، چه مه و مهر منیری، چه قیامی، چه پیامی، چه امامی، چه مقامی، همه جا بحر عنایت، همه جا نور لایت، شده از خالق معبود روایت، که بود عید ولایت، ملک و حور و پری، ارض و سما، کوه و چمن، دشت و دمن، ریگ و حجر، نخل و شجر، جنّ و بشر، یکسره کوشند مگر تا شنوند، از دو لب ختم رُسل، فخر سُبل، هادی کل، مدح علی شیر خدا را
*****
جبرئیل آمده از سوی خداوند تعالی، به رخش نور تجلی، به لبش حکم تولّی، که الا ختم رسالت، گهر بحر جلالت، نبی امی خاتم، پدر عالم و آدم، صلوات از سوی حق بر تو بر آل تو هر دم، به علی باش مبلّغ، به تو امر از طرف خالق سرمد شده، بلّغ، برسان حکم خدا را، وَ بگو گفته ی ما را، که خدا یار تو باشد، اگر امروز زبان را نگشایی و تولای علی را به خلایق ننمایی و دل اهل ولا را نربایی، به خدایی که تو را داده چنین قدر و جلالت، به تو و حیدر و آلت، همه ابلاغ تو باطل شود از بدو رسالت، بگشا لعل لب و بانگ به عالم بزن و سیطره ی کفر و دو رویی همه بر هم بزن از شیر خدا دم بزن اینک بچشان بر همگان جام ولا را
***
چو شنید این سخن از پیک خدا خواجه ی عالم، شرف دوده ی آدم، نبی پاک و مکرم، همه توحید مجسم، لب جانبخش مسیحایی او غنچه صفت باز شد از هم، که الا ای همه حجاج، زن و مرد، ز پیر و ز جوان، خُرد و کلان، باز بگیرید عنان، کز طرف ذات خدای دو جهان آمده فرمان، که بگویم به شما آنچه شده وحی به من از سوی خلاق زمن، خلق در آن برکه شده جمع، چو پروانه که بر دور و بر شمع، بفرمود نبی تا ز جهاز شتران گشت به پا منبر و چشم همه بر قامت پیغمبر و بگذاشت نبی پای بر آن منبر و فرمود بسی حمد و ثنای احد داور و پس خواند یکی خطبه ی غرّای ز هر نقص مبرا، به نوایی که بسی بود دل آرا، به ندایی که زن و مرد شنیدند ز لعل لبش آن طُرفه ندا را
*****
سخن ختم رسل برد ز سر هوش زن و مرد، سراپا همگان گوش، به جز نطق محمد همه خاموش، الا ای همه را بار ولایت به سر دوش، مبادا شود این قصه فراموش، که ناگاه نگاه نبی افتاد به رخسار علی، حجت حی ازلی، شیر خداوند جلی، آن به خداوند ولی، فارس میدان یلی، خواند ورا بر روی منبر به کنارش به چنان عزّ و وقارش، صلوات همه ی خلق نثارش، نگه ختم رسل سوی علی، شیفته ی روی علی، گشته ثناگوی علی، آی همه امت احمد بشتابید و بیایید و ببینید، همه دست علی را به سر دست محمد، دو لب خویش گشوده، دل یک خلق ربوده، که هر آنکس که منم رهبر و مولاش، بود تا ابدالدهر علی رهبر و مولاش، علی سرور و آقاش، علی حصن حصین است، علی سرّ مبین است، علی یاور دین است، علی یار و معین است، علی فخر زمان است، علی میر سماوات و زمین است، علی حبل متین است، امام است و امین است، همین است و همین است، علی رهبر و مولاست شما را
*****
علی صوم و صلات است، علی حج و زکات است، علی صبر و ثبات است، علی خضر حیات است، علی نیت و تکبیر، علی حمد و رکوع است، وَ قیام است و قعود است، علی حج و علی کعبه، علی مروه، علی سعی و علی رکن و مفاف است و طواف است، علی اول اسلام، علی آخر اسلام، علی محور اسلام، علی رهبر اسلام، علی سرور اسلام، علی یاور اسلام، علی ردّ و قبول است، علی بحر عقول است، علی جان رسول است، علی زوج بتول است، علی عرش و علی فرش، وَ علی مهر و علی ماه، وَ علی آدم و نوح است، وَ خلیل است و کلیم است و مسیح است، علی یوسف و یعقوب و سلیمان و علی یونس و خضر است، علی فاتح بدر و اُحد و خیبر و احزاب، علی اصل خطاب است، ثواب است و عِقاب است، ظهور است و حجاب است، به ربّی که کریم است و رحیم است و ودود است و غفور است و حلیم است و عظیم است، خدا مثل علی شیر ندارد، دو جهان مثل علی میر ندارد، نتوان یافت همانند علی گر چه بگردید همه ارض و سما را
*****
علی شاهد و مشهود، علی عابد و معبود، علی قاصد و مقصود، علی حامد و محمود، علی ذاکر و مذکور، علی ناصر و منصور، علی آمر و مأمور، علی ناشر و منشور، علی ناظر و منظور، علی باب مراد است، علی مرد جهاد است، علی کیست ولی الّه و وجه الّه و عین الّه و باب الّه و نور الّه و سر الّه یکتاست، علی آیت عظماست، علی عالِم اسماست، علی عالی و اعلاست، علی والی و والاست، علی شوهر زهراست، علی واسطه ی فیض الهی است، علی آمر و ناهی است، علی مُهر گواهی است، علی را علی را، بجز هو نشناسد، خدا را خدا را، به جز او نشناسد، بخدا غیر خدا و نبی و غیر علی، عالم خلقت نشناسند علی را، به همه خلق بگوئید که بی مهر علی هیزم نار است، گر آرید همه طاعت و تقوا و عبادات و دعا را
*****
سخن ختم رسل را همه حجّاج شنیدند، وَ زدل نعره ی تکبیر کشیدند، به حیدر گرویدند، وَ مقامش همه دیدند، بدو روی نمودند و پی بیعت او دست گشودند و علی را همه از جان و دل خویش ستودند، بسی نغمه ی تبریک سرودند، گروهی شده مسرور، گروهی ز حسد کور، که بر خواست ز قلب کره ی خاک به نُه قلّه ی افلاک ندای علی مولا علی مولا، همه آئید و ببینید چه غوغای عظیمی شده بر پا که زن و مرد، چه از پیر و چه برنا، همه پروانه ی مولا، همگی مست تولا، همگی غرق تجلی، همه دلداده ی مولا، علی عالی اعلی، همه دیدند که عطر گل لبخند محمد به بهشت ابدی کرده مبدّل همه جا را
*****
علی ای سرّ ودودم، علی ای بود و نبودم، علی ای غیب و شهودم، علی ای رکن و سجودم، تو قیام و تو قعودم، به تو پیوسته برازنده بود از طرف ختم رسل خلعت زیبای خلافت، تو امامی، تو قیامی، تو سلامی، تو شه عرش مقامی، تو صلاتی، تو صیامی، کرم و عزت و ایمان و شجاعت بود از تو، تو ولیّی، تو علیّی، تو همان وجه خدایی، تو همان شمس هدایی، تو همه هستی مایی، تو به هر درد دوایی، تو شفیع دو سرایی، تو شه ارض و سمایی، تو همان نفس رسولی، تو همان زوج بتولی، تو دَرِ شهر علومی، تو هماره ز دل ختم رسل عقده گشودی، تویی آنکس که همه خلق نبودند و تو بودی، به خدایی که تو را داد چنین جاه و جلالت، به ولایت، به رسالت، به فضیلت، به عدالت، که ره غیر تو کفر است و ضلالت، همه عالم ز تو گوید، دم «میثم» ز تو گوید، تو امامی، تو امامی، تو امامی، تو وصیّی، تو وصیّی، تو وصیّی، به خداوند قسم شخص رسول دو سرا را

غلامرضاسازگار
****************
دلها اگر که بال برای تو میزنند
هر شب سری به سمت سرای تو میزنند

جبریل میشوند تمام کبوتران
وقتی که بال و پر به هوای تو میزنند

از وصله های کهنه نعلین خاکی ات
پیداست سر به سوی خدای تو میزنند

هر شب فرشته ها که به معراج می روند
دستی به ریشه های عبای تو میزنند

بینند اگر خیال تو را بت تراش ها
تا روز حشر تیشه برای تو میزنند

بر سینه ام نوشته خدا والی الولی
یا مظهر العجایب و یا مرتضی علی

وقتش رسیده تا که زمین امتحان دهد
وقتش رسیده تا که زمان را تکان دهد

فصل ظهور نفس رسالت رسیده است
میخواهد ازخدای به گامش توان دهد

باید سه روز صبر کند در غدیر خم
تا که به روی منبری از دل اذان دهد

میخواست حق که آینه ای در برابر …
… آئینه تمام نمایش مکان دهد

میخواست حق که عین نبی را عیان کند
میخواست حق که دست خودش را نشان دهد

شوری میان عرصه ی محشر بلند شد
دست علی به دست پیمبر بلند شد

وقتی غضب کند همه زیر و زِبر شوند
جنگاوران معرکه ها در به در شوند

وقتی غضب کند همه در خاک میروند
گیرم که صد سپاه بر او حمله ور شوند

چشمش اگر به پهنه میدان نظر کند
گردن کشان دهر همه بی سپر شوند

از ضرب ذوالفقار، خدا فخر می کند
سرهای بی شمارِ جدا بیشتر شوند

فرقی نمی کند که یسار است یا یمین
آنقدر سر زند که دو سر، سر به سر شوند

این مرد تکیه گاه نبرد پیمبر است
این شیر ، شیر حضرت حق است حیدر است

سر می دهیم و از درتان پر نمی زنیم
موجیم و سر به ساحل دیگر نمی زنیم

وقتی که حرف ؛حرف ولایت مداری است
ما دم ز غیر، تا دم آخر نمی زنیم

وقتی که امر نائبتان فرضِ جان ماست
سنگ کسی به سینه باور نمیزنیم

فصل بصیرت است به جز با لوای او
حتی قدم به صحنه محشر نمی زنیم

ما را فقط به پای ولایت نوشته اند
ما سینه پای بیرق دیگر نمی زنیم

با ذوالفقار و نام علی پا گرفته ایم
ما درس خود ز مکتب زهرا گرفته ایم

عطری بده که غنچه نیلوفرم کنی
تا در حضور خویش شبی پرپرم کنی

اصلاً مرا نگاه تو در صبح روز عهد
پروانه آفرید که خاکسترم کنی

دُرّ نجف دلم شده شاید به دست خویش
روزی مرا بگیری و انگشترم کنی

من را جلا بده که تو را جلوه گر شوم
بهتر همان که آینه دیگرم کنی

نان جوئی به دست تو دیدم چه میشود….
…هم سفره غلام خودت قنبرم کنی

همراه ظرف خالی شیر آمدم که باز
دستی کشی به روی سرم سرورم کنی

آقا نظر به چشم تر مادرم نما
بوی محرم آمده عاشق ترم نما

حسن لطفی
********************
مولا براي از تو سرودن غزل کم است
تلميح و استعاره ، مجاز و بدل کم است

قرآن ناب لايق وصف مقام توست
شعر و حديث و قصه و ضرب المثل کم است

آن لحظه که حلاوت نام تو بر لب است
شيريني شکر که چه گويم، عسل کم است

بايد براي مدح تو از صبح بدر گفت
هيجاي نهروان و شکوه جمل کم است

اي دست اقتدار خدا، فارس العرب
اصلا براي شان تو تعبير «يل» کم است

هر قدر هم که دم بزنم اي امير عشق
از شوکت و جلالت تو، ما حَصَل کم است

شهره شده ميان عرب تک سواري ات
آوازه هاي صاعقه‌ي ذوالفقاري ات

اي آفتاب علم و يقين يا ابوتراب
همواره در مدار تو دين يا ابوتراب

صبح نگات شمس ضحي يا ابالحسن
تار عبات حبل متين يا ابوتراب

از ابتداي خلقت خود کسب فيض کرد
در محضر تو روح الامين يا ابوتراب

مولاي من ولايت تو از ازل شده
با روح و جان شيعه عجين يا ابوتراب

الطاف بي کران تو اي قبله گاه جود
مي بارد از يسار و يمين يا ابوتراب

در رستخيز صبح قيامت براي ما
عشق تو است حصن حصين يا ابوتراب

با عطر و بوي هر نفست در مشام شهر
جاري شده ست خلد برين يا ابوتراب

چشمان روشن تو بهشت پيمبر است
اصلاً سرشت تو ز سرشت پيمبر است

تفسير کن براي همه محکمات را
اسرار ناب آيه‌ي صبر و صلات را

مصداق بي بديل «أولي الامر» روشن است
معلوم کرده اي يؤتون الزکات را

مولاي من تمام صفاتت الهي است
آئينه اي تلألؤ انوار ذات را

شرط حيات طيبه نور ولايت است
از ما مگير حضرت عشق اين حيات را

با نعمت ولايتت آقا خود خدا
بي شک گشوده بر همه باب النجات را

يک لحظه در ولايت تو شک نمي کند
هر کس شنيده زمزمه‌ي کائنات را

تو آمدي کمي به زمين آسمان دهي
تا که تجليات خدا را نشان دهي

تسبيح انبياء معظم علي علي ست
نقش لب پيمبر خاتم علي علي ست

رمز نجات حضرت موسي ميان نيل
فرياد استغاثه‌ي آدم علي علي ست

هر گوشه را که مي نگرم ذکر خير توست
آقاي من عبادت عالم علي علي ست

رمز تقرب همه‌ي اهل کائنات
آواي هر فرشته دمادم علي علي ست

لبيک کعبه و حجر و مسجد الحرام
زيبا ترين ترنم زمزم علي علي ست

وقتي علي تجلي اسماء اعظم است
بي شک تجليات خدا هم علي علي ست

تو آمدي و عزت توحيد پا گرفت
نور خدا زمين و زمان را فرا گرفت

مستيم از زلالي جام غدير خم
هستيم شيعيان امام غدير خم

مولا شدن فقط و فقط شأن حيدر است
اين است لحظه لحظه، تمام غدير خم

بر مسلمين تمام شده نعمت خدا
در خطه اي شريف به نام غدير خم

آري نظام ناب ولايت بنا شده
آري بنا شده ست نظام غدير خم

معنا شده ولايت عام و ولي خاص
در واژه واژه خطبه‌ي تام غدير خم

راه علي ست راه ولي فقيه مان
اين است سرّ ناب پيام غدير خم

اي نائب امام زمان ! جان فداي تو
آقا طنين فکنده در عالم صداي تو:

پويا ترين طريق حقيقت بصيرت است
گويا ترين پيام ولايت بصيرت است

اي تشنگان فيض حقيقي آفتاب!
تنها صراط صبح سعادت بصيرت است

جوينده‌ي حکومت مولاي متقين!
شرط حلول روح عدالت بصيرت است

اينجاست سرّ معجزه‌ي خون هر شهيد
شيوايي شکوه شهادت بصيرت است

در اين غروب غيبت خورشيد، ضامنِ
پيروزي حقيقي امت بصيرت است

در فتنه خيزِ عصر حوادث، طليعه‌ي
صبح ظهور حضرت حجت بصيرت است

دلهاي ماست گوشه‌ي محراب جمکران
«عجل علي ظهورک يا صاحب الزمان»
یوسف رحیمی
**********************
تا ملائک همگی دور علی چرخیدند
حاجیان را ز ارادت به علی سنجیدند

حاجیانی که همگی منتظر حق بودند
در بر احمد مختار علی را دیدند

با نفس های علی باز خدا ساخت بهشت
چون که از برکت حیدر همه را بخشیدند

مثل نقلی روی دستان پر از لطف نسیم
اختران را طرف عرش خدا پاشیدند

تا که دستان علی را به هوا بُرد نبی
دست او را همه ی آینه ها بوسیدند

آسمان ها همگی خم شده و مثل زمین
روی خود را به کف پای علی ساییدند

زائرانی که ز اخلاص به او رو کردند
کوثر از دست خود فاطمه می نوشیدند

یا علی بود که از عرش خدا می بارید
نور مولا به سر ثانیه ها می بارید

عاشقان تو علی دل که به دریا بزنند
این محال است که در شیعِگی ات جا بزنند

بارها خواسته قلب بهشت این بوده
مثل ایوان تو در جنّت الاعلی بزنند

عده ای که رخ ایوان شما را دیدند
قید دیدار جنان حین تماشا بزنند

قصد کردند ملائک همه در عید غدیر
پرچم عشق تو را بر سر دلها بزنند

امر و دستور خدا بوده که باید عالم
بوسه بر خاک در حضرت مولا بزنند

کاش میشد بشوم فرش حریم تو علی
تا که زوّار تو بر فرق سرم پا بزنند

مردمانی که به دنبال خدا میگردند
باید آقا که در بیت شما را بزنند

از غدیر تو به معراج رسیدیم علی
کوثر از دست تو یک جرعه چشیدیم علی

تو رسیدی که سرآغاز امامت بشود
چشم تو معنی ایثار و رشادت بشود

هرکسی دیده تو را لحظه شمشیر زدن
تا ابد شیفته درس شهامت بشود

در مقام تو همین بس که در این راه دراز
حضرت فاطمه حامی ولایت بشود

عکس زهرا که به چشمان تو افتاد خدا
بین چشمان تو با فاطمه رؤیت بشود

مطمئنم که از این جمله خدا هم راضی ست
باید از نام تو هر ثانیه صحبت بشود

نوکری تو مدالی ست که زهرا داده
آنقدر نذر نمودم که عنایت بشود

همه حرف من این است شب عید غدیر
دیدن صحن نجف کاش که قسمت بشود

بخدا میرسد آنکس که تو را پیدا کرد
زین جهت بود خداوند تو را مولا کرد

من مریض توأم ای شاه شفا میخواهم
بی سرو پایم و آقا سر و پا میخواهم

من بیچاره چه دارم به تو تقدیم کنم
تازه امشب سفر کرب و بلا میخواهم

تا محرّم بشود چند شبی مانده هنوز
روزی نوکری از دست شما میخواهم

دامنت را دمی از دست من آقا نکشی
بهر شالم نخی از کنج عبا میخواهم

التماست بکنم میکنی آقا نظری
چادر سوخته فاطمه را میخواهم

یک دعا کن که دل نوکر تو قرص شود
کارم از کار گذشته ست دعا میخواهم

روزیم را شب عید است کمی اشک بده
راضی ام ؛ اشک مرا هم زهمان مشک بده

مهدی نظری
********************
صداي كيست چنين دلپذير مي‌آيد
كدام چشمه به اين گرمسير مي‌آيد

صداي كيست كه اين گونه روشن و گيراست
كه بود و كيست كه از اين مسير مي‌آيد

چه گفته است مگر جبرييل با احمد
صداي كاتب و كلك دبير مي‌آيد

خبر به روشني روز در فضا پيچيد
خبر دهيد:‌كسي دستگير مي‌آيد

كسي بزرگ‌تر از آسمان و هر چه در اوست
به دست‌گيري طفل صغير مي‌آيد

علي به جاي محمد به انتخاب خدا
خبر دهيد: بشيري به نذير مي‌آيد

كسي به سختي سوهان، به سختي صخره
كسي به نرمي موج حرير مي‌آيد

كسي كه مثل كسي نيست، مثل او تنهاست
كسي شبيه خودش، بي‌نظير مي‌آيد

خبر دهيد كه: دريا به چشمه خواهد ريخت
خبر دهيد به ياران: غدير مي‌آيد

به سالكان طريق شرافت و شمشير
خبر دهيد كه از راه، پير مي‌آيد

خبر دهيد به ياران:‌دوباره از بيشه
صداي زنده يك شرزه شير مي‌آيد

خم غدير به دوش از كرانه‌ها، مردي
به آبياري خاك كوير مي‌آيد

كسي دوباره به پاي يتيم مي‌سوزد
كسي دوباره سراغ فقير مي‌آيد

كسي حماسه‌تر از اين حماسه‌هاي سبك
كسي كه مرگ به چشمش حقير مي‌آيد

غدير آمد و من خواب ديده‌ام ديشب
كسي سراغ من گوشه گير مي‌آيد

كسي به كلبه شاعر، به كلبه درويش
به ديده بوسي عيد غدير مي‌آيد

شبيه چشمه كسي جاري و تپنده، كسي
شبيه آينه روشن ضمير مي‌آيد

علي هميشه بزرگ است در تمام فصول
امير عشق هميشه امير مي‌آيد

به سربلندي او هر كه معترف نشود
به هر كجا كه رود سر به زير مي‌آيد

شبيه آيه قرآن نمي‌توان آورد
كجا شبيه به اين مرد، گير مي‌آيد

مگر نديده‌اي آن اتفاق روشن را
به اين محله خبرها چه دير مي‌آيد

بيا كه منكر مولا اگر چه آزاد است
به عرصه گاه قيامت اسير مي‌آيد

بيا كه منكر مولا اگر چه پخته، ولي
هنوز از دهنش بوي شير مي‌آيد

علي هميشه بزرگ است در تمام فصول
امير عشق هميشه امير مي‌آيد…

مرتضي اميري اسفندقه
********************
مولا اگر نبود،ولايت نداشتيم
روز حساب، باب شفاعت نداشتيم

عاشق نمي شديم اگر مرتضي نبود
نسبت به اهل بيت ارادت نداشتيم

عشق علي كه قسمت هركس نمي شود
سلمان اگر نبود، سعادت نداشتيم

مولا اگر نبود، عجم سرشكسته بود
ما غيراز او اميد حمايت نداشتيم

اسلام ما نتيجه ي لبخند مرتضي است
با زور تيغ ، ميلِ هدايت نداشتيم

مولا اگر نبود، ري از دست رفته بود
تاريخ هشت سال رشادت نداشتيم

اين انقلاب بي مددش پا نمي گرفت
شور قيام و شوق شهادت نداشتيم

ما از دعاي خيرِ علي رزق مي خوريم
اين طور اگر نبود، روايت نداشتيم

رونق نداشت حجره ي انصاف هايمان
بركت به كار و كسب تجارت نداشتيم

شبهاي جمعه گريه مان ارث مرتضي است
ما بي كميل حال عبادت نداشتيم

محشر كه دست مردم سرگشته خالي است
بيچاره مي شديم ؛ ولايت نداشتيم

وحید قاسمی
*******************
«زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست»
ای شیرمرد کز دم تیغت عدو نجست

هوهوی ذوالفقار تو در چرخش سماع
خیبر چه بود؟ قفل درِ آسمان شکست

چیزی نبود جز عدم و بود ابوتراب
رب، نقش آدم از دم و آب و تراب بست

یک برق از نگاه تو تا در عدم گرفت
ناگه نبود، بود شد و نیست گشت هست

بر شانه نبی اثر دست و پای توست
در فرش، پا نهادی و در عرش نیز دست

نشناخت هیچ کس تو و قدر تو را، علی
از اوج آسمان چه بداند زمینِ پست

از بس به چاهْ دردِدل خویش گفته‌ای
از درد بی‌کسی تو، قلب زمین شکست

من آشنای درد تو و ناله توام
با تو قرار بسته‌ام از لحظه الست

جامی که از محبت تو نوش کرده‌ام
این‌گونه کرده است مرا بی‌قرار و مست

برخاست ظلمت از دل تاریک و بی‌کسم
تا نور عشق روی تو در سینه‌ام نشست

سید سعید شجاعی کیاسری
********************
تا چشم خُم افتاد به سیمای تو ساقی
مثل همه خَم شد جلوی پای تو ساقی

دل بست به آن حالت گیرای تو ساقی
شد مثل نبی غرق تماشای تو ساقی

اليوم چه کردي که خرابت شده احمد
اکملت لکم گفته و راحت شده احمد

اين سلسله عشق به موي تو رسيده
سيب دل عشاق به جوي تو رسيده

اين عقل به سر منزل روي تو رسيده
هي گشته و آخر به سبوي تو رسيده

خاتم به تو ‌باليده که پايان پيامي
هم نقطه‌ي آغازي و هم ختم کلامي

من عاشق آن لحظه که انگشتريت را
مجنونِ تو وقتي رجز خيبريت را

ديوانه‌ي آن دم که دمِ حيدريت را
وحي آمده تا گوشه‌اي از دلبريت را

دل برده‌‌اي از دختر يک دانه‌ي هستي
تا خانه‌ي کوثر شده ميخانه‌ي هستي

امشب صد و ده مرتبه ديوانه ترم من
شمعي؛ صد و ده مرتبه پروانه ترم من

ساقي! صد و ده مرتبه پيمانه ترم من
مست توام و از همه فرزانه ترم من

در دست نبي دست تو يا دست خدا بود
حق داشت محمد که چنین مست خدا بود

درويش، علي گو شده، دف مي‌زند امشب
در شادي شاهيّ‌ِ تو کف مي‌زند امشب

هر نادعلي گو به هدف مي‌زند امشب
زهرا به دلش مُهر نجف مي‌زند امشب

قاسم صرافان
***********************
هنگام ظهر وقت اذان نماز بود
درهاى آسمان به روى خلق باز بود

ارواح مؤمنين همه در سجده سر به مهر
اين روح كعبه بود كه روى جهاز بود

مردم براى بار دگر جمع گشته‏اند
آرى غدير خم عرفات حجاز بود

انگار بوى آب به گوشش رسيده بود
ارض غدير يكسره عرض نياز بود

خورشيد در جنون خود از حال رفته بود
ليلاى بى تعيّن ما غرق ناز بود

ديدند از نفس كه كم آورد جبرئيل
گيسوى داستان ولايت دراز بود

يكبار نه دوبار نه بار دگر شنيد
از بسكه آيه‏هاى على دلنواز بود

گيرم كسى نبود تماشاى او كند
اين جلوه در غناى خود آيينه ساز بود

يا هرچه ليلى است همه مظهر وى‏اند
يا هرچه جز حقيقت عشقش مجاز بود
**
شاعر این شعر را اگر میشناسید لطفاً اطلاع دهید
**********************
من همان زائري که مي داني
بيقرار از تب پريشاني

عابر کوچه هاي دلتنگي
خسته از روزهاي حيراني

مردي از خانواده سلمان
عاشقي از تبار ايراني

تشنة يک نگاه دلجويت
تشنة آن شراب روحاني

در نگاهم عريضه اي دارم
که تو آن را نگفته مي خواني

ذره اي هستم آفتابم کن
خاک راه ابوترابم کن

از نگاهت حيات مي ريزد
سرّ صبر و صلات مي ريزد

از تجلي روشن ذاتت
جلوه جلوه صفات مي ريزد

دستگير هميشة عالم
از رکوعت زکات مي ريزد

از کراماتِ دست تو رزقِ
همة کائنات مي ريزد

لب اگر واکني زمين و زمان
هستي اش را به پات مي ريزد

تشنة خاک بوسي نجفم
خاک راهت برات مي ريزد

روز محشر ز تار و پود عبات
بادبان نجات مي ريزد

همة عمر در پناه توام
شيعة مذهب نگاه توام

عشق و روح و روان پيغمبر
ماه هفت آسمان پيغمبر

با تو تکليف عشق روشن شد
آفتاب جهان پيغمبر

تار موي تو عروه الوثقي
به تو بسته ست جان پيغمبر

ساقي کوثر رسول الله
پدر خاندان پيغمبر

جانشيني حق فقط با توست
که تو داري نشان پيغمبر

کوثر وصف تو شنيدن داشت
دم به دم از زبان پيغمبر:

«أنت خير البشر» علي جانم
«من أبي قد کفر» علي جانم

کعبه و زمزم و صفا حيدر
مروه و مشعر و منا حيدر

قبلة مسجد الحرام علي
صاحب خانة خدا حيدر

شور اعجاز ليله الاسري
روشني شب حرا حيدر

اولين ياور رسول الله
هستي ختم الانبيا حيدر

السلام عليک يا مولا
السلام عليک يا حيدر

يثرب و کاظمين و سامرّا
نجف و طوس و کربلا حيدر

آيه آيه حقيقت جاري
کوثر و قدر و هل أتي حيدر

معني روشن کتابُ الله
اي صراطُ السَّعادَه بابُ الله

روشني عبادت زهرا
قامت تو قيامت زهرا

مات و مبهوت مانده جبريل از
بي کران ارادت زهرا

و غدير نگاه روشن تو
بهترين روز حضرت زهرا

ديدني بود در حمايت تو
آن همه استقامت زهرا

گفت مختص شيعيان تو است
روز محشر شفاعت زهرا

شور لبخند توست يا زهرا
ذکر سربند توست يا زهرا

تو همان کوثر کثيري که
با حق آنقدر هم مسيري که

رستگاري ما فقط با توست
و تويي بهترين اميري که

هل أتي شرحي از کرامت توست
من همانم همان اسيري که

به نگاهت پناه آورده
و تو مولاي دستگيري که

دست من را رها نخواهي کرد
آري آنقدر سر به زيري که

باور تو براي ما سخت است
تو هماني همان دليري که

ضربه هايش به روز بدر و حنين
افضلٌ من عبادت الثقلين

دشمنت گرچه بي عدد باشد
در مسير تو هر که سد باشد

رشحة ذوالفقار تو کافي ست
گرچه عَمر بن عبدود باشد

پيش تو کمتر از پر کاه است
هرکه در قوم خود اسد باشد

اسدالله غالب ميدان
شوکت تو الي الأبد باشد

ساحت حيدري چشمانت
دور از هر چه چشم بد باشد

تا هميشه امير ما يکتاست
آنچنان که خدا أحد باشد

پهلواني که هم رديفت نيست
هيچ جنگ آوري حريفت نيست

جز ولاي تو ائتلافي نيست
نور مطلق که اختلافي نيست

اعتقادات بي ولايت تو
به خدا جز خيال بافي نيست

پيرهن چاک عشق تو کعبه ست
بي شما قبله و مطافي نيست

عالمي بيقرار رجعت توست
آه شصت و سه سال کافي نيست

وقت مدح شما قلم لال است
ورنه تقصير اين قوافي نيست

شعرهايم اگر چه ناچيز است
دلم از عشق دوست لبريز است

یوسف رحیمی

**********************
امشب هوای باغ نگاهم بهاری است
واژه به واژه کار دلم بیقراری است

باران و رود و چشمه و دریا قلم شدند
برگ درخت و بال ملک دفترم شدند

بیتابم امشب و تب شعری گرفته ام
با جمع شاعران شب شعری گرفته ام

سعدی! نگاه کن به رخش باز جان بگیر
ازباغ های نخل علی ((بوستان )) بگیر

حافظ! بیا و شاعر این بارگاه باش
یعنی((غلام شاه جهان باش و شاه باش))

پژواک بی نهایت خورشید نور او
ای مولوی زشمس جمالش بگو بگو…

((شیر خدا و رستم دستانم آرزوست))
چون نام رستم آمده اینبار وقت اوست

فردوسی! از شکوه نبردش چه دیده ای
آیا شجاعت علوی را شنیده ای؟!

قطبین عالم است سر تیغ ذوالفقار
از ضربه های دستش ((لا یمکن الفرار))

نیما! برای پیرهنش شعر نو بگو
از سادگیش از نمک و نان جو بگو

او از هجوم زخم زبان خون به دل شده
سهراب! در مسیر علی آب گل شده

قیصر! میان کوچه علی سر به زیر شد
عمر گلش بگو چقدَر زود دیر شد…

مجید تال
********************
جلوه گران عشق كه خونم حلالشان
پيغمبر و على كه نبينم ملالشان

درياى علم حق به تموّج رسيد و پس
بر ساحل غدير خم افتاد فالشان

تا بر فراز منبر عالم قدم زنند
صدها فرشته فرش نمودند بالشان

دست خدا ز دست نبى قد كشيده است
هريك رسيده‏اند به اوج كمالشان

كوزه گران عالم عشقند اين دو دست
چيزى نمى‏شود كه بسوزد سفالشان

عالم در اين كتاب ز يك نقطه كمتر است
سر بسته گفته‏ام به تو مقدار مالشان

نعلينشان ز خاك طبيعت منزّه است
خورشيد و ماه ميوه خام خيالشان

اينجا مجال زمزمه‏هاى بلال نيست
زيباترين مؤذن هستى‏است خالشان

قبل از شروع خلقت اين خلق بوده‏اند
يعنى كه از خداى بپرسيد سالشان

دنيا نبود ظرف ظهور على و آل
تاكند و اين پياله نباشد مجالشان
رضا جعفری
********************
درظهر غدير تا كه موساي نبي
بوسه به رخ منور هارون زد
چشمان حسودان و بخيلان عرب
از شدت غم ، از حدقه بيرون زد
**
از مشرق دستهاي پر مهر نبي
خورشيد ولايت و امامت تابيد
با شوق ملائك همه فرياد زدند:
« تا كور شود هر آنكه نتواند ديد»
**
فرمود نبي به امر معبود وَدود
بر امت من علي امام است امام
اين مژده ي من به شيعيانش، دوزخ
بر شيعه ي مرتضي حرام است حرام
**
گُل كرد سپيده ي تبسم به لبش
تا آيه ي «اكملتُ لكُم» نازل شد
فرمود: خوشا به حالتان اي مردم
با حُب علي دين شما كامل شد
**
فرمود خدا ولايت حيدر را
بر آدم و نسل بعد او واجب كرد
در روز ازل كليد فردوسش را
تقديم ِ علي بن ابيطالب كرد
**
فرمود: برادرم علي مَحرم ماست
از عالم غيب مثل من آگاه است
قرآن چقدر مدح و ثنايش را گفت
او نقطه ي زير باء بسم الله است
**
فرمود كه يادگار من بين شما
تا روز حساب، عترت و قرآن است
بايد كه به هر دوشان تمسك جوييد
اين راه نجات اصلي انسان است
**
ذكر صلوات عرشيان مي آمد
تا رفت به سوي آسمان دست ِ علي
از عرش بلند و يك صدا مي گفتند:
اَلحَق كه اميرمومنان است علي
**
جبريل به خدمت علي آمد و گفت
تبريك؛ كه اين مقام زيبنده ي توست
اي حضرت بوتراب درهر دو جهان
هاروني ِ اين قوم برازنده ي توست
**
جبريل به جانشين پيغمبر گفت
اي مظهر افتادگي و آقايي
مردم اگر امروز امامت خوانند
عمريست امام عالم بالايي
**
اين قوم تو را هنوز نشناخته اند
اي مرد غيور صاحب تيغ دو سر
از خانه نشيني شما مي ترسم
لعنت به سقيفه و ابوبكر و عمر
**
از فتنه ي بين كوچه ها مي ترسم
از سيلي و بغض يك پسر مي ترسم
دلواپس غربت تو هستم آقا
از آتش و ميخ پشت ِ در مي ترسم
**
با ديدن اين بركه و گودال غدير
يكباره به ياد كربلا افتادم
در گودي قتلگاه خود را ديدم
بر پاي حسين سر جدا افتادم

وحید قاسمی

******************
باید به همان سال دهم برگردیم
با بیعت در غدیر خم برگردیم
تا سوز عطش نکشته ما را باید
تا برکه ی اکملت لکم برگردیم
**
هرجا که غدیر رفته باران رفته
جنگل به کویر و کوهساران رفته
هر جا که امام هست در مکتب او
حیوان هم اگر آمده انسان رفته
**
این بغض هنوز سر به شورش دارد
این چشم هزار چشمه جوشش دارد
این زخم هزارو چارصد ساله ما
اندازه زخم تازه سوزش دارد
**
بر جای بماند از تو یک رد کافیست
از عشق نشانه ای در این حد کافیست
درک تو فقط حد رسول الله است
یک شیعه اگر تو را بفهمد کافیست
**
دور و بر نور را که خلوت دیدند
انکار تو را چقدر راحت دیدند
این کوردلان تو را ندیدند اگر
یک عمر فقط از تو کرامت دیدند
**
از تو اثری شگرف مخفی مانده
آئین تو پشت حرف مخفی مانده
برگرد به تیغ حنجرم را بتکان
آهنگ تو زیر برف مخفی مانده
**
چشمی که به یک اشاره برمیخیزد
با دیدن یک ستاره برمیخیزد
شب را به نگاه خیره سنجاق نکن
خورشید تو هم دوباره برمیخیزد
**
توصیف تو حال دیگری میخواهد
نیروی خیال دیگری میخواهد
محدوده واژه ها برایت تنگ است
این شعر مجال دیگری میخواهد

هادی جانفدا
******************
آیینه از نگاه تو مبهوت می شود
حیـرت، شـهید تیـغ دو ابروت می شود

محراب چشم تو همه را سر به راه کرد
شد سر به راه، هر که به چشمت نگاه کرد

در سایـه ات هر آنکه نشست آفتاب شد
حاتم گدای تو شد عالیجناب شد

دنیا به زیر سایه ی دستـت پنـاه برد
هر کس که ماند زیر همین بارگاه، بُرد

دست کسی به پای مقامت نمی رسد
سیمرغ هم به قاف قیامت نمی رسد

هرجا حدیـث حسن تو تکرار می شود
دل بیشتر اسیر تو دلدار می شود

روزی هزار مرتبه شکر خدا کند
هر کس به درد عشق گرفتار می شود

حجی به سر نیـامده حجی شروع شد
پیش از غروب، تازه زمان طلوع شد

گرد علی به امر نبی جمع می شدند
پروانـه وار مُحرم این شمع می شدند

دست نبی و دست علی تا که پا گرفت
یک خطبه روی دست همه خطبه ها گرفت

فریاد زد که می رسد آیا صدای من
یا گوش می دهید به امر خدای من

پوشیده نیست معنی اکملت دینکم
حُبّ علیست معنی اکملت دینکم

مردم به آن خدا که مرا آفریده است
دنیا به خود شبیه علی را ندیده است

ایـن مرد بوده یار من و بی کـسی من
هـمراه و همنشین و همیشه وصی من

آرامش من و دل آشفته ی من اســت
هر گفته ی علی به خدا گفته ی من است

هر دل که داشت مهر علی را فقیر نیست
غیر از علی کسی به دو عالم امیر نیست

من ضامنم کسی کـه به او اقتـدا کند
زهرا براش بین نمازش دعا کند

صابر خراسانی

***********************
چه صدايي ست كه احساس مرا مي خواند
مثل آوازحرا سمت خدا مي خواند

چه شگفت است كه باران صدا مي بارد
واژه در واژه غزل هاي رها مي بارد

واژه هاطعم اهورايي كوثردارد
وحي مي بارد وحس خوش باوردارد

باوراين است كه تا قافله ها برگردند
واجب اينجاست همه نافله ها برگردند

شد مقدر كه رسالت به ولايت برسد
دين شكوفا به درختي كه نهايت برسد

دين شكوفا برسد آينه لبريز شود
عشق در ذوق غدير عاطفه انگيزشود

دستي ازسلسله ي نور به بالا برسد
اوج من كنت به سرشانه ي مولا برسد

هركه مولاي من اويم…و محمد مي گفت
نور از نور هرآيينه مجدد مي گفت

پيش از اين گفت نه يك بار ولي نشنيدند
هر چه با صوت رسا گفت علي، نشنيدند

ولي امروز غدير است و شنيدن جاريست
همه جا زمزمه ي روشن ديدن جاريست

و شنيديم نبي گفت علي تان مولاست
و پس از اين نفس سبز ولي تان مولاست

يازده مرتبه اين نور سفر خواهد كرد
نسل ها را نفسي تازه خبر خواهد كرد

كه غدير آمد تا جاري كوثر باشد
چهارده آينه گسترده ي باور باشد

باور اين است كه هر لحظه ولايت با ماست
از غديري كه نفس هاي هدايت با ماست

باز اي همنفسان حس شكوفا دارم
بويي از پيرهن يوسف زهرا دارم

ناگهان مي رسد آن ماه كه هستي با اوست
خم سربسته ي راز است كه مستي با اوست

مست مهدي شده ام ساز سكوتي بزنيد
در غديري كه شكوفاست قنوتي بزنيد

خلیل عمرانی
**********************
چو شهر علم نبی گشت در علی بشود
بدا به حال هرآن کس که بر علی بشود

غدیر صحنه ی اوج ولایت است ببین
پیمبر آمده از هر نظر علی بشود

خدا شود به خداونداگر که یک پله
از این که هست علی بیشتر علی بشود

چه محشری شده برپا به روی بار شتر
حساب کن که نبی ضرب در علی بشود

در این معادله اصلا درست هم این است
خبر رسان که نبی شد خبر علی بشود

نه اینکه نام علی حافظ ابوالبشر است
قرار بود دعای سفر علی بشود

تبر به دست اگر بت شکن شد ابراهیم
نبی ست بت شکن اما تبر علی بشود

چه در غدیر چه در خیبر و چه در محشر
فرار هست فقط یک نفر علی بشود

به غیر فاطمه آن هم نه درتمام جهات
نمی شود که کسی این قدر علی بشود

فقط برای حسین است این فضلیت که:
پدر علی و هرآنچه پسر علی بشود

نه هر جدال که در اوج جنگ کرب و بلا
حسین تر شود عباس تر:علی بشود

چه در زمان نبی و چه در دل محراب
همیشه باعث شق القمر علی بشود

مهدی رحیمی
********************
این صدای گرد و خاک بال کیست؟
این تلاطم های موج یال کیست؟

اولین بار است میخواند سرود
آخرین بار است می آید فرود

آمد و شوقی شد و در سینه ریخت
برسرم بارانی از آئینه ریخت

بند تسبیحم برایش دانه شد
مسجد قلبم کبوترخانه شد

آیه ای آورده سنگین و ثـقیل
زیر این آیه تلف شد جبرئیل

آیه ای از حضرت قدوس خم
شیعیان ، الیوم اکملت لکم

آیه ای آورد و خود پرواز کرد
باب عشق و عاشقی را باز کرد

آیه اش ظرفیت سی جزء بود
وه که هم اعجاز وهم ایجاز کرد

میشود با گفتن یک واژه اش
یکصدو ده مرتبه اعجاز کرد

میشود با خواندنش جبریل شد
سینه ی هفت آسمان را باز کرد

گفت باید از همین ساعت به بعد
روز را با یا علی آغاز کرد

گفت و گفت و گفت از حمد خدا
با عبارات و اشاراتی رسا

گفت حمد آن که باران آفرید
از کویر و ابرها نان آفرید

استجابت را شبیه آب کرد
آه را از پشت طوفان آفرید

شیعه ی خورشید ، یعنی ذره را
آفرید اما فراوان آفرید

از نکاح اسم رحمن و رحیم
طفل اقيانوس امکان آفرید

بعد از آن که شانه ای بر باد داد
حال دریا را پریشان آفرید

خود نمایی کرد بر جن و ملک
حیدری از جنس انسان آفرید

سایه را دنباله ی خورشید کرد
نور را بر ذره ها تأکید کرد

گفت زین پس هر کسی دارد نیاز
سوی حیدر پهن سازد جانماز

هر که را من قبله بودم تا به حال
کعبه اش باشد علی ، تم المقال

ابن که دستم منبر دستش شده
این که جبرائیل هم مستش شده

روی این آئینه حق تابیده است
عکس تجریدی خود را دیده است

حرف حق را می زند آئینه وش
با لب شمشیر تیز و مخلصش

دستهایش بوی خیبر میدهد
خستگی را از همه پر میدهد

منبری از خطبه های ناب خواند
در غدیر اسم علی را آب خواند

السلام ای آب دریای صمد
ای زلال قل هو الله احد

ای که میگردی شبیه انبیا
بر هدایت کردن قومت بیا

ای رسول مردم آئینه ها
بعثت غارت، حرای سینه ها

ای به بالای جهاز اشتران
شأن تو بالاست در بالا بمان

از تو میریزد صفات کبریا
ذات تو ممسوس ذات کبریا

نردبان وصف تو بی انتها
پله ی این نردبان سوی خدا

چون تکلم میکنی موسائی ام
تا که خلقم میکنی عیسا ئی ام

جفت دردم کشتی توحن کجاست؟
جسم سردم گرمی روحت کجاست؟

ای مسح دردهای لاعلاج
ما همه دردیم ، ظرف احتیاج

ما همه زخم یتیم کوچکیم
کن مدارا با همه ، ما کودکیم

ما نسیم ذکر تقدیس توأئیم
حاجیان فصل تندیس توأئیم

کوچه را میگردی و طی میکنی
کوزه را ظرفیت می میکنی

روی دوشت کیسه ی خرما و نان
میروی در کوچه ها دامن کشان

کیسه نه دل میبری بر روی دوش
شیعه هستم شیعه ی خرما فروش

ای سفیدی ای کبودی ای بنفش
ای به چشم پای سلمان ، جای کفش

ای به هر گام تو صدها التماس
کیسه بر دوش سحر ای ناشناس

ما همه مدیون شمشیر توئیم
تشنه ی نان جو و شیر توئیم

در پی گنجیم ما را راه بر
با خودت تا اشتهای چاه بر

رضا جعفری

********************
شعر من از کرم اوست که ارزش دارد
عرش حق از قدم اوست که ارزش دارد
هیئت ام با علم اوست که ارزش دارد
خادمی حرم اوست که ارزش دارد

مست لایعقل صهبای غدیرم کردند
عمری است بر در این خانه اسیرم کردند

خواستم مدحیه های علوی بنویسم
عامیانه ولی بین المللی بنویسم
خواستم از دم عشق ازلی بنویسم
در دل خود صد وده بار “علی” بنویسم

مرتضی کیست که عالم همه دیوانه ی اوست ؟؟
این چه شمعی ست فقط فاطمه پروانه اوست ؟؟

گوئیا وحی رسیده نَبیَ الله ، بگو
همه را جمع کن و در وسط راه بگو
برو بر منبر و با یک دل آگاه بگو
” اَشهَدُ اَنَّ عَلیً وَلیُ الله “بگو

تو بگو تا همگان بشنوند این اَشهد را
تو بگو تا بشناسند ولی ایزد را

خبری آمده آقای غدیرش کردند
و به فرمان خداوند وزیرش کردند
به ید احمد مختار امیرش کردند
و مرا تا ابدالدهر اسیرش کردند

غم ندارم به رسول مَدَنی نائب هست
غصه ای نیست عَلیِ بنِ اَبیطالِب هست

مثل امروز همه مالک و عمار شدند
دست در دست علی با نفسش یار شدند
عده ای سخت از این واقعه بیزار شدند
از همان اول کاری چو سگی هار شدند

تا قیامت به دو رویان لجن لعنت باد
به ابوبکر و عمر – نعره بزن – لعنت باد

بعد پیغمبر اسلام ولایت دارد
او به جن و ملک و انس امامت دارد
اوست که بعد نبی حق خلافت دارد
در دل مرد و زن شیعه اقامت دارد

چقدر بیعت با شیر خدا شیرین است
هر کسی منکر حیدر بشود بی دین است

به خدا دلبر دلهاست تعجب نکنید
بخدا شاه دو دنیاست تعجب نکنید
آری او شافع فرداست تعجب نکنید
همه ی هستی زهراست تعجب نکنید

اَسَدُالله ست علی ، کور شود چشم حسود
وَ یَدُ الله ست علی ،کور شود چشم حسود

وسط معرکه ها هم قدمش نیست که نیست
گفته حاتم که رقیب کرمش نیست که نیست
بشری نیز حریف قلمش نیست که نیست
بیرقی هم به شکوه علمش نیست که نیست

هرکه هرجا که رسیده همه ، کارِ علی است
به خداوند قسم که ” همه کاره ” علی است

عليرضا خاكساري
*********************
ما فاطمیان اهل خرابات بهشتیم

خاكیم ولى از خاك نجف روضه سرشتیم

گاهى شجر طیّبه گاهى شجر طور

گه اهل بهشتیم و گهى باغ بهشتیم

ما مزرعه ی گریه ی شب هاى على‏ایم

او آب به ما داد و كنون حاصل كشتیم

در عمر كم خویش فقط اشك فشاندیم

یعنى كه در این بادیه جز نور نگشتیم

بر ما حرجى نیست اگر باده كشیدیم

آن را كه در این مدرسه گفتند نوشتیم

وحید قاسمی
******************
ذوالفقاری که حق به لب دارد

روح از مشرکان طلب دارد

ذوالفقاری که برق تا می‌زد

لشکری صف نبسته جا می‌زد

شکل لا بود و از فنا می‌گفت

با علی بود و از خدا می‌گفت

تا که در دستهای حیدر بود

صحنه‌ی رزم، روز محشر بود

تیغ در پنجه‌های حیدر گشت

یک نفر آمد و دو تا برگشت

تیغش از بس سبک رها شده بود

تن دوان بود و سر جدا شده بود

تن دوان بود و بی خبر که چه شد؟

در هوا گیج مانده سر که چه شد؟

تا علی عزم سر زدن کرده

ملک الموت هم کم آورده

ضربدر بین ضربه‌ها می‌زد

اینچنین سر دو تا دو تا می‌زد

با هم افتد دو سر، نگو لاف است!

کمترش پیش حیدر اسراف است

شیر مست است و تیغ در دستش

جام در دست و عشق سر مستش

شور مولاست این ولی از توست

فاطمه! مستی علی از توست

قاسم صرافان
*********************
می نویسم غدیر از اول

از سراج المنیر از اول

تو همان مستجار هستی و من

من همان مستجیر از اول

دل به بیگانه ای نبستم من

بر تو بودم اسیر از اول

پدر خاک حضرت افلاک

همنشین فقیر از اول

سفره ی تو ندید عمری جز

نمک و نان و شیر از اول

از تو من را گناه دورم کرد

دست من را بگیر از اول

گرچه روز غدیر امضا شد

بودی آقا امیر از اول

با ولای توام تا آخر

همه پای توام تا آخر

می شود غرق آفتاب شدن

سر به یک ثانیه شراب شدن

صد و ده سال از شراب نجف

می شود خورد تا خراب شدن

بس که بخشیدی از کرم چه کنم ؟

ما به غیر از خجالت آب شدن

ما نداریم حاجتی غیر از

خاک نعلین بوتراب شدن

در دعاهای ما بحق علی است

شرط اصلی مستجاب شدن

چون غدیر است هو علی صد و ده

لعنت ما برای سیصد و ده

جواد پرچمی
******************
خم غدیر و ساقی و صهبای احمد است

بـــزم سرور و عــیـــد احــبّای احـــمـــد است

شور عــظیــم تـاج گذاری مرتضی است

روز ظـــهـــور آیـــت کــبـــرای احـــمــــد است

فــرمــان رسیده از طــرف ذات کــبــریـــا

بعد از نبی، علی است که همتای احمد است

یــعــنـی یکی است امر نبی و وصی او

احــکــام مــرتضی، همــه فــتوای احمد است

در پــرده گفــت، آنـچه خدا گفت از علی

امــروز روز جـــلــــوه مـعـــنـــای احــمد است

دهـهــا هـــزار زائـــر حق کـرده ازدحام

مـــرآت حـــق نــمــا، قــد و بالای احمد است

طــاهـا بر روی منبر و حیدر کنار اوست

امـــروز یــــک نـــمــونــه ز فردای احمد است

نزدیک شد که شمس نبوت کند غروب

وقت طــلـــوع مــاه یــکــم، جـای احمد است

حبیب چایچیان
**********************
گشت نازل بر پیمبر پیک رحمت در غدیر

داشت بر پیغمبر رحمت بشارت در غدیر

وحی آمد بر نبی«الیوم اکملتُ لکُم»

روز تکمیل رسالت روز وحدت در غدیر

با حضور حاجیان در موسم حج وداع

محشری شد موج زد شور قیامت در غدیر

باغبان گلشن توحید تا لب باز کرد

شد شکوفا گلبن قرآن و عترت در غدیر

معنی نورٌ علی نور خدا شد آشکار

تا که صحبت شد ز خورشید هدایت در غدیر

نغمۀ «من کُنت مولا» چون طنین انداز شد

یافت معنا شوکت و قدر ولایت در غدیر

باز شد گنجینۀ راز خداوند مبین

فاش شد با امر حق یک راز خلقت در غدیر

جبرئیل از آسمان آمد به فرمان خدا

بر امیر مؤمنان بخشید خلعت در غدیر

آسمان محو تماشا شد در آن جا تا سه روز

بس که زیبا بود لبخند مسّرت در غدیر

تا کند لب تشنگان عشق را سیراب از آن

چشمه چشمه عشق می جوشید از صداقت در غدیر

کردگار از فیض «اتممتُ علیکُم نعمتی»

کرد بر خلق جهان اتمام نعمت در غدیر

لحظه ای شیرین تر از آن لحظه دیگر کس نداشت

زمزم توحید از بس داشت لذّت در غدیر

نقطه ای تاریک بهر هیچ کس باقی نماند

با طلوع آفتاب واقعیت در غدیر

گشت از خشم الهی حارث فهری هلاک

داشت بر لب چون که انکار حقیقت در غدیر

در تمام عمر خود دست از ولایت بر نداشت

هر که چون سلمان و بوذر کرد بیعت در غدیر

ای «وفائی» رفت این آوازه گرچه تا به عرش

ماند تنها عشق و ایمان و عدالت در غدیر

سید هاشم وفایی
************************
دهید مژده عاشقان که کاخ غم خراب شد

به روى شادى و شعف دوباره فتح باب شد

به وادى غدیر خم به مصطفى خطاب شد

که وقت گفتن سخن به وصف بوتراب شد

به نصب او شتاب کن که وقت انتخاب شد

از این خبر به کام ها و جام ها شراب شد

که با ولایت على به امر حى سرمدى

یافت تبلورى دگر رسالت محمدى

دید رسول ممتحن رنگ ز رخ پریده را

خستگى مسافران خار به پا خلیده را

تا به عمل در آورد حکم ز حق شنیده را

خواند فرا به گرد هم خیل ز حج رسیده را

چید کنار لعل لب گوهر آب دیده را

ماحصل رسالت و عصاره عقیده را

که با ولایت على به امر حى سرمدى

یافت تبلورى دگر رسالت محمدى

نهاده شد به روى هم ز اشتران جهازها

که تا رود فراز آن امیر سرفرازها

شد به فراز و فاش شد براى خلق رازها

دست على گرفت و زد سکه امتیازها

گرفت رونقى دگر تنور سور و سازها

باده بریز ساقیا ز جام دل نوازها

که با ولایت على به امر حى سرمدى

یافت تبلورى دگر رسالت محمدى

ژولیده نیشابوری
**********************
خدا جلال دگر داد ای امیر تو را

که داد از خم کوثر، می غدیر تو را

امیر! دست تو را دست عشق بالا برد

که اهل کوفه نبینند سر به زیر تو را

جهان به سجده در افتاد و عرشیان خدای

به احترام نشاندند بر سریر تو را

کلید سلطنت و گنج عافیت با توست

که هست در دو جهان مسندی خطیر تو را

ز جور خلق، پیمبر ز پای می‌افتاد

اگر نداشت به هر عرصه دستگیر، تو را

پنـاه پیـری و نـان آور یتیمـانی

چگونه دوست ندارد جوان و پیر تو را

تو کیستی که تو را عرش، خاک راه، امّا

به خوابگاه، یکی بافۀ حصیر، تو را

تو کیستی که نمازت دمی شکسته نشد

اگر چه بود به پا زهر خورده تیر، تو را

یقین که تا به ابد پایبند مهر تو شد

چگونه بود مگر، رحم بر اسیر، تو را؟

ز ابر رحمت تو بادها چه دانستند

که خوانده‌اند همه در تبِ کویر، تو را

به جز تو هیچ ولی در همه جهان نشناخت

کسی کـه دیـد در آیینۀ غدیـر تو را

محمد سعید میرزایی